د ر ه م — دِرْهَم و دَرَاهِم؛ پول نقره‌ای و واحد سنجش ارزش

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای واژه و خاستگاه آن

«دِرْهَم» نام واحدی پولی است که در کاربرد تاریخی عربی، به‌ویژه به سکهٔ نقره‌ای و وزن معینی از نقره گفته می‌شد. جمع مشهور آن «دَرَاهِم» است؛ همان صورتی که قرآن در داستان یوسف به کار برده است.

این واژه برخلاف بسیاری از ریشه‌های قرآنی، در اصل یک مادهٔ اشتقاقی بومی عربی نیست. فرهنگ‌نویسان کهن عرب آن را «فارسیِ معرّب» دانسته‌اند؛ یعنی واژه‌ای که از فارسی وارد عربی شده و با دستگاه آوایی و صرفی آن سازگار گردیده است.

بررسی تاریخی واژه نشان می‌دهد که پیشینهٔ آن از فارسی نیز فراتر می‌رود. واژهٔ یونانی «دراخمه» (δραχμή) که نام واحد پولی و وزنی بود، به زبان فارسی میانه راه یافت و به صورت «دْرَهْم» (drahm) به کار رفت. عربی صورت «دِرْهَم» را پذیرفت و جمع «دَرَاهِم» را برای آن ساخت.

بنابراین باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: «د ر ه م» در نمایه‌های صرفی قرآن به‌عنوان یک مادهٔ چهارحرفی ثبت می‌شود، اما این طبقه‌بندی به معنای اثبات یک ریشهٔ مستقل و کهن عربی برای نام سکه نیست. چهار حرف د، ر، ه و م ساختمان واژه را در عربی نشان می‌دهند؛ خاستگاه تاریخی نام پول را باید از مسیر انتقال میان زبان‌ها شناخت.

دانشنامهٔ ایرانیکا؛ خاستگاه یونانی و صورت فارسی میانه

۲. صورت‌های زبانی و مشتق‌ها

صورت اصلی و رایج واژه در عربی «دِرْهَم» است. در منابع لغوی، تلفظ «دِرْهِم» با کسرهٔ هاء و صورت کم‌کاربردتر «دِرْهَام» نیز ثبت شده‌اند.

عربی برای این نام چند ساخت صرفی ساخته است:

دِرْهَم: مفرد؛ نام واحد پولی نقره‌ای و در کاربردهای تاریخی، واحد وزن.

دَرَاهِم: جمع شکستهٔ رایج «دِرْهَم» و صورت به‌کاررفته در قرآن.

دَرَاهِيم: صورت جمع دیگری که در شعر عربی نیز ثبت شده، اما در قرآن نیامده است.

دُرَيْهِم و دُرَيْهِيم: صورت‌های تصغیر در زبان عربی. سیبویه دربارهٔ ساخت تصغیر «دُرَيْهِيم» توضیح صرفی ویژه‌ای داده و آن را از صورت‌های غیرقیاسی شمرده است.

مُدَرْهَم: در بعضی منابع به مردی گفته شده که درهم‌های فراوان دارد؛ یعنی دارندهٔ پول بسیار. برخی لغویان برای همین وصف فعلی نقل نکرده‌اند؛ پس نباید آن را بی‌توضیح با فعلِ مربوط به گرد شدن برگ یکی دانست.

دَرْهَمَ: فعلی که از نام درهم ساخته شده است. برای نمونه، در تعبیر «دَرْهَمَتِ الْخُبَّازَى»، از گرد شدن برگ‌های گیاهی سخن می‌رود که شکل آنها به درهم شباهت یافته است.

این نمونهٔ اخیر اهمیت زبان‌شناختی دارد: عربی حتی از یک نام وام‌گرفته نیز می‌تواند فعل و وصف بسازد. بنابراین وجود فعل مشتق از «درهم» به‌خودی‌خود اثبات نمی‌کند که نام سکه نیز از آغاز، ریشه‌ای عربی داشته است.

در همان فرهنگ‌ها، صورت «اِدْرَهَمَّ» نیز آمده است. این فعل دربارهٔ پیری و فرسودگی انسان یا تاریک شدن بینایی به کار رفته است. بااین‌حال، صرف ثبت آن زیر حروف «د ر ه م» کافی نیست تا معنای پیری و تاریکی را به نام سکه پیوند دهیم. برای چنین پیوندی به شاهد مستقل نیاز داریم.

در کاربرد قرآنی، تنها صورت «دَرَاهِم» حضور دارد و هیچ‌یک از این فعل‌ها، تصغیرها یا صورت‌های دیگر در متن قرآن به کار نرفته‌اند.

لسان العرب و تاج العروس؛ وام‌واژه، صورت‌های صرفی و مشتق‌ها

۳. شواهد عربی کهن

کاربرد «درهم» در زبان عربی به دوره‌های متأخر اسلامی محدود نمی‌شود. این نام در شواهد منسوب به شعر پیش از اسلام نیز دیده می‌شود.

از جابر بن حُنَيّ تَغْلِبی، در شعری که در مجموعهٔ «المفضلیات» نقل شده، چنین آمده است:

وَفِي كُلِّ أَسْوَاقِ الْعِرَاقِ إِتَاوَةٌ
وَفِي كُلِّ مَا بَاعَ امْرُؤٌ مَكْسُ دِرْهَمِ

یعنی: در همهٔ بازارهای عراق باجی گرفته می‌شود و از هرچه کسی بفروشد نیز مالیاتی به اندازهٔ یک درهم مطالبه می‌شود.

در نقل این بیت، صورت‌هایی مانند «أفي كل أسواق» و «وفي كل أسواق» وجود دارد؛ اما کاربرد «درهم» در موضوع دادوستد و باج بازار در هر دو محفوظ است.

در این شاهد، درهم واحدی شناخته‌شده برای دریافت پول است. شاعر برای توضیح معنای درهم توقف نمی‌کند؛ زیرا مقصودش شکایت از باج‌گیری در بازار است و درهم را در همان معنای پولی به کار می‌برد.

جمهرة اللغة، مادهٔ مکس؛ انتساب شاهد و اختلاف نقل المفضلیات

شاهد دیگری از فرزدق، شاعر دورهٔ اموی، صورت جمع «دَرَاهِيم» را حفظ کرده است:

تَنْفِي يَدَاهَا الْحَصَى فِي كُلِّ هَاجِرَةٍ
نَفْيَ الدَّرَاهِيمِ تَنْقَادُ الصَّيَارِيفِ

ترجمهٔ تصویر: «دو پای پیشینِ آن شتر در هر نیمروزِ سوزان، سنگ‌ریزه‌ها را می‌پراکند، مانند صرافِ سکه‌شناس که درهم‌ها را در بررسیِ نقد جابه‌جا می‌کند.» در این تصویر شاعرانه، کنار رفتن سنگ‌ریزه‌ها به حرکت و جدا شدن درهم‌ها در دست صرافان تشبیه شده است.

این شاهد برای شناخت یک صورت جمع و کاربرد تشبیهی واژه سودمند است، اما چون فرزدق در دورهٔ اسلامی می‌زیست، نباید شعر او را شاهدی مستقل از عربی پیش از قرآن معرفی کرد.

لسان العرب؛ شاهد فرزدق و توضیح ابن بری

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که «درهم» پس از ورود به عربی، صرفاً نامی بیگانه و محدود به یک متن نبوده است؛ در زبان دادوستد، دریافت مالیات، صرافی و تشبیه‌های ادبی حضور داشته و صورت‌های صرفی عربی یافته است.

۴. کاربرد قرآنی در داستان یوسف

واژهٔ «دَرَاهِم» تنها یک‌بار در قرآن، در یوسف ۱۲:۲۰ آمده است:

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در یوسف ۱۲:۲۰

سورهٔ یوسف، ۱۲:۲۰

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«و او را به بهایی ناچیز، چند درهمِ شمارش‌شده، فروختند و نسبت به او از بی‌رغبتان بودند.»

در این آیه، چند تعبیر در کنار هم قرار گرفته‌اند که هرکدام نقشی جدا دارند.

«بِثَمَنٍ» از بهایی سخن می‌گوید که در برابر واگذاری یوسف دریافت شده است. «بَخْسٍ» آن بها را ناقص، کاسته‌شده یا نامتناسب با ارزش واقعی معرفی می‌کند. «دَرَاهِمَ» نوع پولی را که بها با آن بیان شده مشخص می‌سازد و «مَعْدُودَةٍ» آن را به‌عنوان تعدادی قابل شمارش توصیف می‌کند.

پژوهش ریشهٔ ب خ س

از نظر نحوی، «دَرَاهِمَ» می‌تواند بدل از «ثَمَنٍ» باشد؛ یعنی پس از اشاره به بها، جنس آن توضیح داده می‌شود. نکته آن است که با وجود فتحهٔ پایانی، این اسم در چنین تحلیلی مجرور است، نه منصوب؛ زیرا «دَرَاهِم» بر وزن «فَعَالِل» و از صیغه‌های منتهی‌الجموع و اسم‌های ممنوع‌من‌صرف است و در حالت نکره و بدون اضافه، به‌جای کسره با فتحه مجرور می‌شود. «مَعْدُودَةٍ» نیز صفت مجرور آن است.

المعجم المفصل في النحو العربي؛ وزن فعالل و منع صرف

از نظر معنا، «مَعْدُودَةٍ» در اصل به معنای شمارش‌شده است. در سیاق آیه، همراهی آن با «بَخْسٍ» به اندک بودن بها اشاره می‌کند. بااین‌حال، خود این صفت تعداد دقیق درهم‌ها را بیان نمی‌کند.

پژوهش ریشهٔ ع د د

در نوشته‌های تفسیری، عددهای متفاوتی مانند بیست، بیست‌ودو و چهل درهم نقل شده است. هیچ‌یک از این عددها در متن آیه وجود ندارد و از واژهٔ «مَعْدُودَةٍ» نیز نمی‌توان یکی را به‌صورت قطعی استخراج کرد.

در بعضی توضیح‌های تاریخی آمده است که مقدارهای اندک پول را می‌شمردند و مقدارهای بزرگ‌تر را وزن می‌کردند. چنین توضیحی می‌تواند زمینهٔ کاربرد تعبیر را روشن سازد، اما قرآن در این آیه هیچ قاعدهٔ مشخصی دربارهٔ حد شمارش یا وزن‌کردن درهم‌ها مقرر نکرده است.

البسیط؛ بدل، اختلاف تعداد و توضیح شمارش درهم‌ها

مسئلهٔ دیگری که باید روشن بماند، تفاوت نام‌گذاری روایی با شناسایی یک سکهٔ تاریخی است. قرآن داستان یوسف را با واژه‌ای نقل می‌کند که مخاطب عرب‌زبان آن را به‌عنوان پول می‌شناخت. از این کاربرد به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که سکه‌ای با شکل، نام رسمی، وزن یا نظام ضربِ درهم‌های دوره‌های بعد، دقیقاً در زمان تاریخی یوسف وجود داشته است.

برای شناسایی پول رایج در یک دورهٔ تاریخی، شواهد مستقل باستان‌شناسی و تاریخ اقتصادی لازم است. معنای واژه در آیه روشن است، اما جزئیات پول‌شناختی آن فراتر از اطلاعات صریح قرآن قرار می‌گیرد.

در پایان آیه، «وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ» فضای بی‌رغبتی و کم‌اهمیت شمردن موضوع معامله را کامل می‌کند. دربارهٔ مرجع ضمیرها و هویت فروشندگان، در پیوند با آیات پیشین، بحث‌های تفسیری وجود دارد؛ اما آن اختلاف‌ها معنای خود «دَرَاهِم» را تغییر نمی‌دهند.

درهم در این آیه نه اصطلاحی برای سنجش ارزش اخلاقی انسان است و نه دارای معنای رمزی پنهان. واژه به پولی اشاره می‌کند که در معامله به کار رفته است. نکوهش رفتار و ناچیز بودن بها از مجموع سیاق و تعبیرهای همراه آن فهمیده می‌شود.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«دِرْهَم» نامی پولی با خاستگاه غیرعربی است که پس از ورود به عربی، در ساختمان زبان پذیرفته شده و صورت‌های جمع، تصغیر و مشتق‌های وصفی و فعلی یافته است. پیشینهٔ شناخته‌شدهٔ آن به «دراخمه» یونانی و «دْرَهْم» فارسی میانه می‌رسد.

در فرهنگ‌های عربی، این نام عمدتاً به سکه و واحد وزن نقره مربوط است. کاربردهای تشبیهی مانند گرد شدن برگ گیاه، از شباهت به شکل سکه پدید آمده‌اند. صورت‌هایی مانند «اِدْرَهَمَّ» در معنای پیری و تاریکی بینایی نیز ثبت شده‌اند، اما پیوند تاریخی آنها با نام پول اثبات نشده است.

در قرآن، این خانواده تنها با صورت جمع «دَرَاهِمَ» در یوسف ۱۲:۲۰ حضور دارد. معنای آن در این آیه روشن و عینی است: درهم‌هایی که بهای معامله با آنها بیان شده است.

معنای کوتاه ریشه: درهم؛ نام واحد پولی نقره‌ای و در کاربرد تاریخی، واحد وزن نقره.

معنی صورت قرآنی «دَرَاهِمَ»: درهم‌ها؛ واحدهای پولی یادشده در بهای معامله.

پیشنهاد ترجمه: «چند درهمِ شمارش‌شده» یا در نثر روان‌تر، «چند درهم».

در ترجمهٔ کامل آیه، تعبیر «بهای ناچیز» باید بازتاب «بِثَمَنٍ بَخْسٍ» باشد، نه معنایی افزوده به خود واژهٔ «دَرَاهِم».