ریشه قرآنی د و ن
دُون؛ رابطه با یک مرجع، پیش از آن، فروتر از آن یا جدا از آن
ریشه «د و ن» در قرآن وضعیتی متفاوت از بسیاری از ریشههای سهحرفی دارد. خانواده قرآنی آن عملا بر یک واژه میچرخد: دُون. صورتهایی مانند دُونِهِ، دُونِهِمْ، دُونِهِمَا، دُونِكُمْ، دُونِكَ، دُونِي، دُونِنَا و دُونِهَا مشتقهای جداگانه نیستند؛ همان «دون» هستند که به ضمیرهای مختلف اضافه شدهاند.
این نکته از آغاز مهم است، زیرا نباید برای این ریشه خانوادهای مصنوعی از واژههایی ساخت که تنها از نظر ظاهری به آن نزدیکاند. دَنَا، أَدْنَىٰ و الدُّنْيَا در خانواده «د ن و» قرار میگیرند و باید جدا بررسی شوند. همچنین «دِيوان» و «تدوين» را نباید بدون دلیل وارد میدان معنایی «دون» قرآنی کرد.
در بسیاری از ترجمهها «دون» با «غیر از»، «به جای»، «جز»، «پایینتر از» یا «غیر آن معبود یگانه» برگردانده میشود. هر یک از این ترجمهها در بعضی آیات درست است، اما هیچ کدام به تنهایی تمام کاربردهای واژه را پوشش نمیدهد. «دون» واژهای نسبتی است: چیزی را در رابطه با یک مرجع قرار میدهد، و نوع این رابطه را سیاق مشخص میکند.
واژه و ساختهای بررسیشده
هسته معنایی؛ نرسیدن به حد مرجع
یکی از بهترین راهها برای نزدیک شدن به «دون» این است که آن را نه با یک جهت ثابت، بلکه با مفهوم نرسیدن به یک مرجع یا قرار گرفتن در سوی نزدیکتر، جدا یا فروتر از آن بفهمیم.
وقتی گفته میشود چیزی «دون» چیز دیگری است، مرجعی در نظر گرفته شده و چیز نخست به گونهای در نسبت با آن قرار گرفته است: ممکن است پیش از رسیدن به آن باشد، میان شخص و آن قرار گیرد، از مرتبه آن پایینتر باشد، از مجموعه آن کنار گذاشته شود، یا چیزی غیر از آن باشد.
از همین جا میتوان فهمید چرا عربی برای «دون» کاربردهایی دارد که در ترجمه نخست متفاوت به نظر میرسند:
- چیزی میتواند پیش روی شخص و میان او و مقصد باشد؛
- چیزی میتواند از نظر مرتبه فروتر از چیز دیگر باشد؛
- مقدار یا درجهای میتواند کمتر از حدی معین باشد؛
- کسی یا چیزی میتواند غیر از مرجع مورد نظر باشد؛
- یک گروه میتواند به جای یا جدا از گروه دیگری انتخاب شود.
بنابراین «دون» ذاتا به معنای «غیر» نیست، همان گونه که ذاتا فقط به معنای «زیر» نیز نیست. «غیر بودن»، «فروتر بودن» و «پیش از رسیدن بودن» شاخههایی هستند که از رابطه واژه با مرجع پدید میآیند.
این توضیح یک الگوی معنایی برای فهم کاربردهاست، نه ادعای قطعی درباره منشأ تاریخی واژه.
کاربرد در عربی کهن؛ جهت ثابت نیست
در شواهد کهنِ نقلشده، «دون» به یک جهت هندسی ثابت مانند «زیر» محدود نیست. در شعر منسوب به امرؤالقيس تعبیر «الدرب دونه» آمده است؛ در خوانش مورد نظر، راه یا گذرگاه پیش روی شخص قرار دارد و هنوز باید به آن برسد. در تعبیر «من دون عرضه» در شعر زهیر بن ابیسلمی نیز نیکی کردن در پیش روی آبرو و برای محافظت از آن قرار میگیرد.
از سوی دیگر، در زبان عربی «دون» میتواند در نسبتهای مکانی مختلفی چون پیش، پشت، زیر یا میان دو طرف ظاهر شود. این تنوع اگر «دون» را صرفا نام یک جهت بدانیم متناقض به نظر میرسد؛ اما اگر آن را واژهای نسبتی بدانیم، مسئله روشنتر میشود. جهت دقیق را موقعیت تعیین میکند، در حالی که «دون» رابطه چیزی با یک مرجع را نشان میدهد.
همین ویژگی در قرآن نیز دیده میشود.
فاصله و جدایی مکانی
در داستان موسی، در قصص ۲۸:۲۳، آمده است:
وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ
«و جدا از آنان دو زن را یافت که [دامهای خود را] بازمیداشتند.»
مقصود این نیست که واژه «دون» ذاتا به معنای «پشت سر» است. آیه دو زن را نسبت به گروه آبدهندگان در جایگاهی جدا قرار میدهد. خود سیاق نشان میدهد که آنان وارد جمع نشدهاند و دامهایشان را باز نگه داشتهاند.
در داستان مریم، در مریم ۱۹:۱۷، نیز میخوانیم:
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا
«پس میان خود و آنان حجابی گرفت.»
اینجا «دونهم» با مفهوم فاصله و حایل شدن سازگار است. حجاب چیزی است که مریم را از دیگران جدا میکند. ترجمه خشک «غیر از آنان حجابی گرفت» رابطه جمله را از بین میبرد.
در کهف ۱۸:۹۰ درباره قومی آمده است:
لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا
یعنی برای آنان در برابر خورشید پوششی قرار داده نشده بود. اینجا نیز «دون» به چیزی مربوط است که میتوانست میان انسان و مرجع قرار گیرد.
پس «من دون» در کاربرد مکانی گاه معنایی نزدیک به «میان خود و»، «در برابر»، «جدا از» یا «در سوی نزدیکتر از» پیدا میکند. ترجمه مناسب را باید از ساخت جمله انتخاب کرد.
فروتر بودن، کمتر بودن و پیش از رسیدن
یکی از روشنترین کاربردهای درجهای «دون» در این آیه است:
وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ
«و پروردگارت را در درون خود، با فروتنی و بیم، و با گفتاری که به جهر نرسد، بامدادان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش.»
اعراف، ۲۰۵
«دون الجهر» چیزی غیر از جهر به معنای ساده نیست؛ درجه صدا را نسبت به «جهر» تعیین میکند. سخن به حد جهر نمیرسد. بنابراین در اینجا مفهوم «فروتر از یک حد» به روشنی حضور دارد.
همین رابطه در آیه دیگری دیده میشود:
وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
«و حتما از عذاب نزدیکتر به آنان میچشانیم، پیش از عذاب بزرگتر، شاید بازگردند.»
سجده، ۲۱
در این سیاق، «پیش از عذاب بزرگتر» میتواند ترتیب دو عذاب را بیان کند؛ بااینحال، خوانش «غیر از عذاب بزرگتر» نیز سابقه دارد. بنابراین معنای زمانی را نباید تنها معنای ممکنِ «دون» در این آیه دانست.
در مقابل، همیشه نمیتوان این معنای درجهای را تحمیل کرد:
وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَٰلِكَ
«و کارهایی غیر از آن نیز انجام میدادند.»
انبیاء، ۸۲
مرجع «ذلك» در این آیه غواصی است. سخن از شیاطینی است که برای سلیمان غواصی میکردند و کارهایی «دون ذلك» انجام میدادند. سیاق الزام نمیکند که آن کارها از غواصی کمارزشتر یا آسانتر بوده باشند. در اینجا «کارهایی غیر از آن» طبیعیتر است.
پس حتی ساخت ثابت «دون ذلك» نیز ترجمه ثابت ندارد.
«دون ذلك»؛ کمتر از آن، غیر از آن یا پیش از آن؟
چند آیه اهمیت این تمایز را روشن میکنند.
در نساء آمده است:
إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ
«همانا آن معبود یگانه اینکه به او شرک آورده شود را نمیآمرزد، و آنچه دون آن است را برای هر که بخواهد میآمرزد.»
نساء، ۴۸
در «ما دون ذلك» دو جنبه به هم نزدیک میشوند: «آنچه غیر از آن است» و «آنچه فروتر از آن قرار میگیرد». آیه شرک را به عنوان مرجع قرار داده و دیگر اعمال را در «دون» آن قرار میدهد. ترجمه صرف «غیر از آن» رابطه درجهای ممکن را محو میکند، در حالی که ترجمه قطعی «گناهان کوچکتر» نیز چیزی بیش از خود واژه وارد متن میکند. از این رو بهتر است این ظرفیت در توضیح حفظ شود.
در جای دیگری آمده است:
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا
«و از ما صالحاناند و از ما کسانی دون آن؛ ما راههایی گوناگون بودیم.»
جن، ۱۱
«دون ذلك» اینجا میتواند کسانی را نشان دهد که در مرتبه صلاح ذکرشده قرار ندارند. «غیر از آن» ممکن است معنای پایه جمله را برساند، اما «فروتر از آن» جنبه رتبهای واژه را بهتر حفظ میکند.
در فتح نیز میخوانیم:
فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا
«پس آنچه را شما نمیدانستید دانست و پیش از آن، گشایشی نزدیک قرار داد.»
فتح، ۲۷
اینجا «دون ذلك» در جریان رخدادها قرار گرفته و «پیش از آن» میتواند رابطه جمله را طبیعیتر از «غیر از آن» نشان دهد.
نتیجه این است که «دون ذلك» نباید با یک معادل مکانیکی در همه آیات ترجمه شود. «ذلك» مرجع است و سیاق تعیین میکند که رابطه با آن زمانی، درجهای یا تمایزی است.
«مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ نه همیشه «به جای آن معبود یگانه»
پرتکرارترین ساخت این واژه در قرآن «مِنْ دُونِ اللَّهِ» و صورتهایی مانند «مِنْ دُونِهِ» است. ترجمه رایج «غیر از آن معبود یگانه» در بسیاری از موارد قابل استفاده است، اما تبدیل همیشگی آن به «به جای آن معبود یگانه» میتواند معنای آیات را تغییر دهد.
برای نمونه:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ
«و کسانی که غیر از او سرپرستانی گرفتهاند [میگویند:] ما آنان را نمیپرستیم مگر برای اینکه ما را هرچه بیشتر به آن معبود یگانه نزدیک کنند.»
زمر، ۳
افرادی که در این آیه «مِنْ دُونِهِ» اولیا گرفتهاند، آن معبود یگانه را کنار نگذاشتهاند تا موجود دیگری را کاملا «به جای آن معبود یگانه» بنشانند. استدلال خود آنان این است که این معبودها وسیله نزدیک شدن به آن معبود یگانه هستند. ترجمهٔ «به جای او» ممکن است برای خواننده حذف کامل آن معبود یگانه از باور این افراد را القا کند؛ در حالی که آیه از ادعای نزدیک شدن به او از طریق این معبودها سخن میگوید.
نمونه دیگری همین مسئله را روشنتر میکند:
وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ
«و غیر از آن معبود یگانه چیزهایی را میپرستند که نه زیانی به آنان میرسانند و نه سودی، و میگویند: اینان شفیعان ما نزد آن معبود یگانه هستند.»
یونس، ۱۸
باز هم آن موجودات به عنوان شفیعان «نزد آن معبود یگانه» تصور شدهاند. پس «من دون الله» میتواند موجوداتی را دربر گیرد که انسان در کنار رابطه خود با آن معبود یگانه، برای آنان جایگاه عبادی، حمایتی، شفاعتی یا ربوبی میسازد.
این نکته معنای «دون» را به «همرتبه با آن معبود یگانه» نیز تبدیل نمیکند. واژه برابری را بیان نمیکند. مسئله این است که چیزی غیر از آن معبود یگانه در جایگاهی قرار داده میشود که در آن سیاق نباید به آن داده شود.
در نتیجه، «به جای آن معبود یگانه» فقط در آیاتی مناسب است که سیاق واقعا جایگزینی را نشان دهد. در بسیاری از ساختهای «من دون الله»، «غیر از آن معبود یگانه» یا «جز آن معبود یگانه» ترجمه پایه محتاطانهتری است و نوع رابطه در ادامه آیه توضیح داده میشود.
این تفاوت در آیات غیرالهی نیز دیده میشود:
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ
«شما از روی شهوت به مردان روی میآورید، به جای زنان.»
اعراف، ۸۱
اینجا دو گروه مستقیما در برابر هم قرار گرفتهاند و «به جای زنان» معنای مناسبی است.
همچنین:
لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان اولیا بگیرند.»
آل عمران، ۲۸
در اینجا نیز انتخاب یک گروه «من دون» گروه دیگر است و معنای جایگزینی از خود تقابل جمله تقویت میشود.
پس «به جای» نتیجه بعضی ساختهاست، نه معنای ثابت خود «دون».
«وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ»؛ یک نمونه مهم از خطر ترجمه قطعی
در سوره الرحمن، پس از توصیف دو جنت، آمده است:
وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ
«و دون آن دو، دو جنت دیگر است.»
الرحمن، ۶۲
واژه «دونهما» به تنهایی نمیگوید این دو جنت از نظر فیزیکی «زیر» دو جنت نخست قرار دارند. «دون» میتواند رابطه مرتبهای، مکانی یا تمایزی بسازد. سیاق بعدی نیز ویژگیهای این جفت دوم را جداگانه بیان میکند.
«فروتر از آن دو» میتواند خوانشی مرتبهای باشد و لزوماً جایگاه فیزیکی را نشان نمیدهد. «غیر از آن دو» نیز تمایز را منتقل میکند، اما احتمال معنای مرتبهای را کمرنگتر میسازد. از خود واژه نمیتوان چیدمان مکانی جنتها را تعیین کرد.
بهتر است ترجمه پایه تا حد امکان باز بماند و توضیح داده شود که «دون» میتواند این جفت را نسبت به دو جنت پیشین در مرتبهای دیگر یا جایگاهی دیگر قرار دهد، اما از خود واژه نمیتوان معماری مکانی جنت را تعیین کرد.
د و ن (دون) در مقایسه با د ن و (دنو)؛ دون، أدنى و دنيا
شباهت میان «دون» و خانواده «دنا، أدنى، دنيا» سبب شده است که گاهی میان این دو پیوند تاریخی پیشنهاد شود. نزدیکی معنایی نیز قابل مشاهده است: «دنو» با نزدیک شدن ارتباط دارد و «دون» نیز گاه چیزی را در سوی نزدیکتر یا پیش از رسیدن به مرجع قرار میدهد.
اما این شباهت برای یکی دانستن دو ریشه کافی نیست.
قرآن خود این دو خانواده را به شکلهای متفاوت به کار میبرد. در «د ن و» فعل دَنَا، صورت أَدْنَىٰ و الدُّنْيَا و صورتهای دیگر دیده میشوند، در حالی که «د و ن» در قرآن عملا با خود «دون» کار میکند.
بنابراین در پژوهش قرآنی بهتر است این دو جدا بمانند. ممکن است درباره رابطه تاریخی آنها فرضیهای مطرح شود، اما معنای «دون» نباید از «دنیا» یا «أدنى» استخراج شود و برعکس.
همچنین «دون» با غَيْر یکسان نیست. «غیر» مستقیما دیگری بودن را بیان میکند، در حالی که «دون» دیگری را در رابطه با یک مرجع قرار میدهد. به همین دلیل «غیر از» در بسیاری از آیات ترجمه خوبی برای نتیجه جمله است، اما نمیتواند همه ظرفیت «دون» را توضیح دهد.
چالشهای ترجمه
بزرگترین مشکل ترجمه «دون» جستجوی یک معادل فارسی ثابت است. این واژه چنین معادلی ندارد.
در یک آیه میتواند «غیر از» باشد:
مِنْ دُونِ اللَّهِ
«غیر از آن معبود یگانه»
در یک تقابل میتواند «به جای» باشد:
مِنْ دُونِ النِّسَاءِ
«به جای زنان»
در یک درجه میتواند «فروتر از» یا «کمتر از» باشد:
دُونَ الْجَهْرِ
«فروتر از جهر» یا طبیعیتر: «بیآنکه به جهر برسد»
در خوانش زمانی میتواند «پیش از» باشد، هرچند در این شاهد، «غیر از» نیز خوانشی ممکن است:
دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ
«پیش از عذاب بزرگتر»
و در یک رابطه مکانی ممکن است «جدا از»، «پیش رو»، «میان خود و» یا تعبیر دیگری لازم باشد.
این تفاوتها نشانه بیقاعده بودن واژه نیستند. مرجع ثابت است اما نوع رابطه با مرجع تغییر میکند.
به همین دلیل ترجمه «من دون الله» نیز نباید به صورت خودکار «به جای آن معبود یگانه» شود. «غیر از آن معبود یگانه» ترجمه پایه گستردهتری است و سیاق مشخص میکند که موجود مورد نظر معبود، ولی، شفیع، شریک، پناه، یا چیزی دیگر دانسته شده است.
پیشنهاد ترجمه برای فرقان
برای «دون» یک معادل ثابت پیشنهاد نمیشود. ترجمه باید آیهبهآیه انتخاب شود.
در کاربردهای تمایزی، «غیر از» و «جز» مناسباند. در تقابل مستقیم، «به جای» میتواند دقیقتر باشد. در کاربرد درجهای، «فروتر از»، «کمتر از» یا ساخت طبیعیای مانند «به آن حد نرسیده» مناسب است. در کاربرد زمانی یا مرحلهای، گاه «پیش از» معنای جمله را بهتر منتقل میکند؛ بااینحال، در شاهدی مانند سجده ۳۲:۲۱ نباید خوانش «غیر از» را کنار گذاشت. در روابط مکانی، جهت نباید از خود «دون» حدس زده شود و باید از سیاق فهمیده شود.
به ویژه در عبارت «من دون الله»، ترجمه پایه «غیر از آن معبود یگانه» از «به جای آن معبود یگانه» محتاطانهتر است، مگر آنکه ساخت همان آیه جایگزینی مستقیم را نشان دهد.
جمعبندی
«دون» در قرآن یک واژه نسبتی است. چیزی را در برابر یک مرجع قرار میدهد، اما نوع این نسبت را به تنهایی تعیین نمیکند. آن چیز میتواند پیش از رسیدن به مرجع، جدا از آن، فروتر از آن، کمتر از آن یا در تقابل با آن باشد.
از همین هسته میتوان کاربردهایی چون «غیر از»، «به جای»، «فروتر از»، «کمتر از»، «پیش از» و برخی روابط مکانی را فهمید، بدون آنکه یکی از آنها را معنای ثابت همه آیات قرار دهیم.
«دون» را نباید با «د ن و» یکی گرفت، هرچند میان آنها شباهت معنایی و فرضیههایی درباره رابطه تاریخی وجود دارد. همچنین «دون» با «غیر» کاملا مترادف نیست؛ «غیر» بر دیگری بودن تاکید دارد، اما «دون» آن دیگری را در نسبت با یک مرجع مینشاند.
در عبارت پرتکرار «من دون الله» نیز این تمایز اهمیت ویژه دارد. قرآن گاه از کسانی سخن میگوید که موجودات دیگری را شفیع، ولی یا وسیله نزدیک شدن به آن معبود یگانه میدانستند. بنابراین «من دون الله» لزوما به معنای «به جای آن معبود یگانه و با حذف آن معبود یگانه» نیست. معنای پایه آن قرار دادن یا فراخواندن چیزی غیر از آن معبود یگانه در رابطهای است که ماهیت دقیق آن را ادامه آیه مشخص میکند.
تعریف فشرده ریشه چنین میتواند باشد:
دون: قرار داشتن چیزی در نسبت با یک مرجع، به گونهای که از خود آن مرجع جدا، پیش از رسیدن به آن، یا در مرتبهای فروتر از آن باشد؛ و از این رابطه، بسته به سیاق، معانی «غیر از»، «به جای»، «کمتر از»، «فروتر از» و «پیش از» پدید میآیند.