ریشهٔ ه ل ل (هَلَّ، إِهْلَال و هِلَال) در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

از بلند شدن صدا و آشکار شدن هلال تا اعلام و انتساب یک عمل به غیر آن معبود یگانه

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشه «ه ل ل» در زبان عربی خانواده‌ای از واژه‌ها را دربر می‌گیرد که در آنها بلند شدن صدا، آشکار شدن هلال، آغاز ماه و اعلام لفظی یک امر دیده می‌شود. این خانواده در زبان دینی نیز با «إهلال» و «تهلیل» شناخته شده است، ولی همه این کاربردها معنای یکسانی ندارند.

این ریشه در قرآن پنج بار در پنج آیه از چهار سوره آمده است؛ چهار بار در صورت فعلی «أُهِلَّ» و یک بار در صورت اسمی «الْأَهِلَّةِ». صورت‌های قرآنی به شرح زیرند:

صورت نخست، فعل ماضی مجهول از باب افعال است و در هر چهار مورد در زمینه خوراکی‌های حرام آمده است. صورت دوم، جمع «هِلَال» است و در آیه‌ای درباره تعیین زمان‌ها و حج به کار رفته است. در قرآن، «هلال» به صورت مفرد و «تهلیل» به صورت مصدر نیامده‌اند.

این دو شاخه را باید جداگانه شناخت. هلال، نام صورت آشکارشونده ماه در آغاز ماه قمری است؛ درحالی‌که إهلال در آیات خوراکی به عملی مربوط می‌شود که نسبت آن با غیر آن معبود یگانه بیان شده است. رابطه تاریخی و معنایی این کاربردها در منابع لغوی بررسی شده، اما نباید نتیجه گرفت که قرآن در هر پنج آیه یک معنای کاملا یکسان را منظور کرده است.

همچنین ریشه «ه ل ل» با «أ ه ل»، به معنای خانواده و اهل، و «ح ل ل»، به معنای گشودن، فرود آمدن و حلال شدن، تفاوت دارد. شباهت نوشتاری «أُهِلَّ» با «أَهْل» یا شباهت صوتی «هلال» با «حلال» دلیل یکسانی ریشه‌ها نیست.

۲. هسته معنایی در زبان عربی کهن

بلند شدن صدا و آشکار شدن یک امر

ابن فارس در مقاییس اللغة، برای این خانواده معنای محوری «رَفْعُ صَوْتٍ» را مطرح می‌کند؛ یعنی بلند کردن صدا. او سپس دیگر کاربردهای ریشه را از راه گسترش معنا یا تشبیه به این کاربرد پیوند می‌دهد.

در این تحلیل، «أَهَلَّ» هنگامی به کار می‌رود که کسی صدای خود را بلند می‌کند؛ «اِسْتَهَلَّ الصَّبِيُّ» هنگامی گفته می‌شود که نوزاد هنگام تولد صدایی برمی‌آورد؛ و «أَهَلَّ بِالْحَجِّ» به بلند کردن صدا در اعلام مناسک حج مربوط است.

ابن فارس درباره هلال نیز توضیح می‌دهد که مردم هنگام دیدن ماه نو بانگ برمی‌آوردند و یکدیگر را از پدیدار شدن آن آگاه می‌کردند. از دید او، نام هلال به همین رسم اعلام و واکنش صوتی مردم پیوند دارد.

این تحلیل لغوی قابل توجه است؛ زیرا رابطه‌ای میان آواز، اعلان و مشاهده هلال نشان می‌دهد. بااین‌حال، باید میان یک توضیح معنایی و اثبات تاریخی منشأ واژه فرق گذاشت. اینکه ابن فارس بلند شدن صدا را اصل این خانواده دانسته، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همه مشتق‌ها در قدیمی‌ترین مرحله زبان از همین معنا پدید آمده‌اند.

در منابع لغوی، ظهور هلال و آشکار شدن آن نیز مستقلا ثبت شده است. بنابراین، بهتر است مجموعه شواهد بررسی شود، نه اینکه یک تصویر احتمالی به‌عنوان معنای اجباری همه مشتق‌ها پذیرفته شود.

شاهدی از شعر پیش از اسلام

در قصیده‌ای منسوب به نابغه ذبیانی، از شاعران شناخته‌شده جاهلی، هنگام توصیف مرواریدی گران‌بها آمده است:

أَوْ دُرَّةٍ صَدَفِيَّةٍ غَوَّاصُهَا

بَهِجٌ مَتَى يَرَهَا يُهِلُّ وَيَسْجُدُ

ترجمه: «یا مرواریدی در صدف که غواص آن از شادی، هرگاه آن را ببیند، بانگ برمی‌آورد و سجده می‌کند.»

در این بیت، «يُهِلُّ» درباره غواصی است که مرواریدی ارزشمند یافته است. شاعر شادی او را با بلند کردن صدا و سجده کردن به تصویر می‌کشد.

در اینجا نه سخن از ذبح حیوان است و نه از مناسک حج. کاربرد «يُهِلُّ» نشان می‌دهد که بلند کردن صدا و اظهار واکنش، معنایی شناخته‌شده در زبان کهن بوده است. این بیت هم در دیوان نابغه و هم در منابع لغوی، از جمله لسان العرب، نقل شده است.

این شاهد برای مطالعه آیات خوراکی اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که «إهلال» ذاتا به معنای کشتن، بریدن سر حیوان یا قربانی کردن نیست. چنین معنایی تنها هنگامی مطرح می‌شود که واژه در سیاق ذبح و خوراک قرار گیرد.

کاربردهای دیگر خانواده لغوی

در لسان العرب و فرهنگ‌های کهن، چند شاخه دیگر نیز از این خانواده ثبت شده است.

«اِسْتِهْلَال» درباره صدای آغازین نوزاد به کار می‌رود. «اِنْهِلَال» برای ریزش شدید باران و اشک نیز ثبت شده است. «تَهَلُّل» می‌تواند به آشکار شدن روشنایی یا درخشیدن اشاره کند. برخی صورت‌های این خانواده نیز برای بازگشت از رویارویی و عقب‌نشینی به کار رفته‌اند.

اما نباید همه این کاربردها را با یک تصویر ساخته‌شده توضیح داد. به‌ویژه ریزش باران، بانگ انسان و بازگشت از نبرد، هرکدام شواهد و ساخت‌های جداگانه دارند. ممکن است لغویان برای بعضی از آنها پیوندی قائل شده باشند، ولی این پیوندها لزوما تاریخ واقعی پیدایش همه معانی را ثابت نمی‌کند.

۳. «هِلَال» و «الْأَهِلَّة»؛ ماه نو و تعیین زمان

«هِلَال» در عربی نام صورت باریک و آشکار ماه در آغاز ماه قمری است. جمع آن «أَهِلَّة» است. در منابع لغوی درباره شمار شب‌هایی که ماه همچنان هلال نامیده می‌شود اختلاف جزئی وجود دارد؛ برخی دو شب و برخی سه شب نخست را ذکر کرده‌اند. این تفاوت در اصل معنا تاثیری ندارد: هلال، ماه در مرحله آغازین ظهورش است. در برخی نقل‌های لغوی، نام هلال برای ماه باریکِ اواخر ماه نیز آمده است؛ بنابراین، اختلافِ حد شب‌ها را نباید به یک تعریف زمانیِ ثابت برای همه کاربردهای زبان تبدیل کرد.

راغب اصفهانی در مفردات، هلال را نام ماه در شب‌های نخست می‌داند و توضیح می‌دهد که شکل آن به اشیای خمیده دیگری نیز تشبیه شده است. در زبان عربی، برخی ابزارها و اشیای هلالی‌شکل نیز از همین نام بهره گرفته‌اند.

کاربرد قرآنی هلال

بقره ۲:۱۸۹

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ۗ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ترجمه: «از تو درباره هلال‌ها می‌پرسند. بگو: آنها زمان‌نماهایی برای مردم و حج هستند. و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها وارد شوید؛ بلکه نیکی از آن کسی است که تقوا پیشه کند. و از درهای خانه‌ها وارد شوید و از آن معبود یگانه پروا کنید، باشد که رستگار شوید.»

در این آیه، «الْأَهِلَّةِ» جمع «هلال» و پس از حرف جر «عن» آمده است. موضوع پرسش، هلال‌های ماه است.

پاسخ قرآن بر نقش آنها در تعیین زمان‌ها تاکید می‌کند: «مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ».

واژه «مواقیت» از خانواده «و ق ت» است و به زمان‌های معین یا نشانه‌های تعیین زمان اشاره دارد. این معنا از خود ریشه «ه ل ل» استخراج نمی‌شود؛ بلکه قرآن کاربرد هلال‌ها را در جمله بعد بیان می‌کند.

هلال در آغاز هر ماه قمری پدیدار می‌شود و با تغییر شکل ظاهری ماه در طول ماه، امکان تشخیص گذشت زمان فراهم می‌شود. ازاین‌رو، ماه و مراحل آشکار شدن آن می‌توانند نشانه‌هایی برای تنظیم زندگی انسان باشند.

نکته دیگر، تعبیر «لِلنَّاسِ» است. قرآن نمی‌گوید هلال‌ها تنها برای یک قوم یا تنها برای انجام حج‌اند. نخست کاربرد عمومی آنها را برای مردم بیان می‌کند و سپس حج را به‌طور مشخص ذکر می‌کند.

این تعبیر نشان می‌دهد که زمان‌سنجی با ماه، در زندگی عمومی انسان و نیز در مناسک دینی کاربرد دارد. اما از خود واژه «هلال» نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام فعالیت‌های انسان باید صرفا بر اساس یک تقویم قمری تنظیم شوند یا همه شیوه‌های دیگر سنجش زمان بی‌اعتبارند.

همچنین قرآن در این آیه وارد توضیح علمی چگونگی گردش ماه، بازتاب نور خورشید یا سازوکار نجومی پدید آمدن هلال نمی‌شود. اینها موضوع پژوهش طبیعی‌اند. پاسخ آیه، کارکرد شناخته‌شده هلال‌ها را برای تعیین زمان روشن می‌کند.

آیا «هلال» از صدای مردم نام گرفته است؟

ابن فارس و راغب اصفهانی میان نام هلال و بلند شدن صدای مردم هنگام مشاهده آن ارتباط برقرار کرده‌اند.

در این تحلیل، مردم با دیدن ماه نو بانگ برمی‌آوردند و ظهور آن را به یکدیگر خبر می‌دادند. به همین سبب، نام هلال با «إهلال» مرتبط دانسته شده است.

این توضیح از نظر تاریخی و اجتماعی قابل فهم است؛ زیرا پدیدار شدن ماه نو برای تنظیم زمان اهمیت داشته و آگاه کردن دیگران از آن نیز عملی طبیعی بوده است.

اما باید احتیاط کرد. خود آیه بقره ۲:۱۸۹ درباره بلند کردن صدا هنگام دیدن هلال سخن نمی‌گوید. قرآن هلال‌ها را به‌عنوان زمان‌نما معرفی می‌کند. بنابراین، پیوند هلال با اعلام صوتی، توضیحی لغوی درباره منشأ احتمالی نام است، نه معنای مستقیمی که آیه بیان کرده باشد.

از سوی دیگر، نباید ظهور دیداری ماه را در این بحث نادیده گرفت. آنچه در آیه نقش زمان‌نما دارد، خود هلال آشکارشده است؛ نه فریاد یا اعلام انسان درباره آن.

۴. «إِهْلَال» در عربی؛ از بلند کردن صدا تا اعلام وابستگی

در منابع لغوی، «أَهَلَّ» و «إِهْلَال» با بلند کردن صدا و اعلام یک امر پیوند دارند.

برای نمونه، هنگامی که شخصی با صدای بلند یک امر دینی را اعلام می‌کند، فعل «أَهَلَّ» می‌تواند به کار رود. همچنین تعبیر «أَهَلَّ بِالْحَجِّ» در زبان مناسک به اعلام و آغاز حج همراه با تلبیه مربوط است.

در این کاربرد، خود «أَهَلَّ» به معنای انجام دادن تمام اعمال حج نیست. فعل به اعلام و اظهار لفظی آن عمل اشاره می‌کند، درحالی‌که موضوع حج از همراهی حرف «باء» و اسم «حج» روشن می‌شود.

به همین ترتیب، در تعبیر «أَهَلَّ بِذِكْرِ اللَّهِ»، موضوع اظهار، ذکر آن معبود یگانه است؛ نه اینکه نام آن معبود یگانه جزء جدانشدنی معنای خود فعل باشد.

این تفاوت در فرهنگ لغوی معاصر مجمع زبان عربی قاهره نیز دیده می‌شود. آن فرهنگ، «أَهَلَّ» را در کاربردهای مختلف به بلند کردن صدا، بانگ زدن، اعلام مناسک و اظهار لفظی هنگام ذبح توضیح می‌دهد.

«تَهْلِيل» و گفتن «لا إله إلا الله»

در اصطلاح دینی، «تهلیل» برای گفتن «لا إله إلا الله» شناخته شده است.

راغب اصفهانی در بحث «إهلال» و «تهلّل»، گفتن «لا إله إلا الله» را نیز به‌عنوان قولی نقل می‌کند و آن را با نام‌سازی‌هایی مانند «بسمله» برای گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» مقایسه می‌کند. این گزارش را باید از تحلیل صرفیِ «تهلیل» به‌عنوان مصدر باب تفعیل جدا دانست.

بنابراین، «تهلیل» در این کاربرد، نام یک ذکر مشخص است. ولی نباید معنای اصطلاحی آن را به همه صورت‌های ریشه در قرآن بازگرداند.

به‌ویژه «أُهِلَّ» در آیات خوراکی را نمی‌توان به «لا إله إلا الله گفته شد» ترجمه کرد؛ زیرا خود آیات از امری سخن می‌گویند که نسبت آن با غیر آن معبود یگانه مطرح شده است.

همان‌گونه که فعل «أَهَلَّ» می‌تواند در یک سیاق برای ذکر آن معبود یگانه به کار رود، در سیاقی دیگر ممکن است درباره اعلامی برای غیر آن معبود یگانه باشد. ارزش دینی عمل از متعلق و جهت آن فهمیده می‌شود؛ نه اینکه ریشه به خودی خود مخصوص ذکر الهی باشد.

۵. «أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» در آیات خوراکی

این مهم‌ترین کاربرد فعلی ریشه در قرآن است.

در چهار آیه، صورت «أُهِلَّ» در فهرست خوراکی‌های حرام آمده است. ساخت فعل در هر چهار مورد یکسان است، هرچند جای دو عبارت وابسته در جمله تفاوت دارد.

در بقره ۲:۱۷۳، عبارت «بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ» آمده است؛ اما در مائده ۵:۳، انعام ۶:۱۴۵ و نحل ۱۶:۱۱۵ ترتیب «لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» دیده می‌شود.

این جابه‌جایی، معنای اصلی فعل را عوض نمی‌کند. دو رابطه در هر چهار آیه باقی است: چیزی که إهلال درباره آن صورت گرفته و جهتی که آن إهلال برای آن انجام شده است.

بررسی صرفی و نحوی «أُهِلَّ»

«أُهِلَّ» فعل ماضی مجهول از باب افعال است. صورت معلوم آن «أَهَلَّ» و مصدر آن «إِهْلَال» است.

در ساخت قرآنی، انجام‌دهنده عمل نام برده نشده است. قرآن می‌گوید عملی درباره چیزی انجام شده و جهت آن را نیز مشخص می‌کند.

حرف «باء» در «بِهِ» متعلق به فعل است و ارتباط إهلال را با آن چیز بیان می‌کند. ضمیر «ه» به موضوعی بازمی‌گردد که در جمله مورد اشاره است.

در مقابل، «لِغَيْرِ اللَّهِ» جهت یا تعلق این اظهار را نشان می‌دهد: إهلال برای غیر آن معبود یگانه صورت گرفته است.

پس سه عنصر باید از یکدیگر جدا شناخته شوند: خود فعل إهلال، چیزی که إهلال درباره آن انجام شده، و کسی یا چیزی که این اظهار برای او صورت گرفته است.

آیا «أُهِلَّ» به معنای ذبح کردن است؟

از نظر لغوی، خود فعل «أُهِلَّ» مترادف «ذُبِحَ» نیست.

در زبان عربی، «ذبح» به سر بریدن و کشتن حیوان به شیوه ذبح مربوط می‌شود؛ درحالی‌که «إهلال» در این ساخت به اظهار و اعلام لفظی اشاره دارد.

این تفاوت با شواهد عربی کهن نیز سازگار است. غواصِ شعر نابغه «يُهِلُّ» می‌کند، بی‌آنکه چیزی را ذبح کرده باشد. شخصی نیز می‌تواند در مناسک حج إهلال کند، بی‌آنکه خود این فعل به معنای کشتن حیوان باشد.

در آیات خوراکی، موضوع إهلال در زمینه غذا و اعمال مربوط به آن قرار گرفته است. از همین رو، بسیاری از لغویان و مفسران آن را به اظهار نام یک معبود هنگام ذبح توضیح داده‌اند.

برای نمونه، در لسان العرب، إهلالِ مربوط به غیر آن معبود یگانه با رسم نام بردن از معبودها هنگام ذبح توضیح داده شده است. طبری نیز در تفسیر مائده ۵:۳ همین زمینه را مطرح می‌کند.

این توضیح تاریخی و تفسیری برای شناخت مصداق آیه اهمیت دارد، اما میان دو گزاره تفاوت وجود دارد: یکی اینکه در یک رسم، هنگام ذبح نام معبودی برده می‌شده، و دیگری اینکه خود فعل «أُهِلَّ» در لغت به معنای «ذبح شد» باشد.

گزاره نخست می‌تواند درست باشد، بی‌آنکه گزاره دوم از آن نتیجه شود.

بنابراین، اگر واژه «ذبح» در ترجمه جمله افزوده شود، باید روشن باشد که آن واژه از توضیح مصداق و سیاق خوراکی آمده است؛ نه از معنای مستقل فعل «أُهِلَّ».

آیا «أُهِلَّ» به معنای پیشکش کردن یا تقدیم کردن است؟

در بعضی برگردان‌ها، تعبیر قرآنی با مفاهیمی مانند اختصاص دادن، تقدیم کردن یا پیشکش کردن توضیح داده می‌شود.

چنین برگردان‌هایی ممکن است نتیجه یا هدف عملی را که در یک مراسم انجام شده بیان کنند، ولی همه آنها معنای مستقیم فعل نیستند.

در صورت عربی آیات، نه واژه مستقلی به معنای «پیشکش» آمده و نه نام چیزی مانند «هدیه» یا «قربانی» در خود ترکیب «مَا أُهِلَّ بِهِ» وجود دارد.

البته «ما» در ساخت جمله به چیزی اشاره می‌کند و سیاق خوراکی‌ها موضوع آن را محدود می‌سازد. اما مترجم نباید بی‌دلیل یک اسم توضیحی را جانشین واژه‌ای کند که قرآن صریحا نیاورده است.

همچنین «لِغَيْرِ اللَّهِ» به‌خوبی جهت عمل را نشان می‌دهد. برای فهم این رابطه لازم نیست حتما یک نام تازه مانند «پیشکش» به متن افزوده شود.

تعبیرهایی مانند «چیزی که برای غیر آن معبود یگانه درباره آن اعلامی صورت گرفته» به ساختمان لفظی نزدیک‌ترند، هرچند در فارسی برای بیان طبیعی و دقیق نوع اظهار به پرداخت بیشتری نیاز دارند.

در برابر، «چیزی که به غیر آن معبود یگانه پیشکش شده» ممکن است برای خواننده روان‌تر باشد، اما اطلاعاتی درباره ماهیت عمل وارد می‌کند که باید پشتوانه آن در سیاق بررسی شود.

کاربرد در نحل ۱۶:۱۱۵

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ۖ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

ترجمه پژوهشی: «تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه برای غیر آن معبود یگانه درباره‌اش بانگ برآورده شده، بر شما حرام کرده است. پس هرکس ناچار شود، نه تجاوزطلب و نه از حدگذرنده، بی‌گمان آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.»

این برگردان، اظهار صوتی و جهت «لغير الله» را آشکار می‌کند، بی‌آنکه نام چیزی مانند قربانی یا پیشکش را به متن اضافه کند.

اما خود تعبیر «بانگ برآوردن» نیز باید با احتیاط فهمیده شود. اصل لغوی بلند کردن صدا، پشتوانه محکمی دارد؛ بااین‌حال، در یک اصطلاح شناخته‌شده، ممکن است مقصود بیان آیینی و اعلام لفظی باشد و نه صرفا اندازه بلندی صدا.

بنابراین، معنای فعل را نباید به شدت صوت محدود کرد. عنصر مهم، انجام شدن یک اظهار و جهت گرفتن آن برای غیر آن معبود یگانه است.

در ادامه همین سوره، نحل ۱۶:۱۱۶ انسان را از نسبت دادن بی‌دلیل حلال و حرام به آن معبود یگانه نهی می‌کند. این پیوند سیاقی اهمیت دارد: حرمت ذکرشده باید جدی گرفته شود، اما نباید برای گسترش آن به موارد دیگر، نام‌ها یا احکام تازه‌ای به متن افزود.

کاربرد در انعام ۶:۱۴۵

در این آیه، ترکیب «أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» پس از «فِسْقًا» آمده است.

«فسق» واژه‌ای مستقل است و به خروج از اطاعت و نافرمانی مربوط می‌شود. نسبت آن با إهلال در آیه، اهمیت معنایی دارد؛ زیرا قرآن این عمل را در زمینه یک حکم خوراکی، همراه با وصف نافرمانی مطرح می‌کند.

در این ساخت، جهت‌گیری برای غیر آن معبود یگانه، بخشی صریح از جمله است؛ نه معنایی که از خود ریشه استخراج شده باشد.

این آیه از نظر سیاق در بحث رد تحریم‌های بی‌دلیل نیز اهمیت دارد. در انعام ۶:۱۴۳ و انعام ۶:۱۴۴، ادعاهایی درباره ممنوعیت بعضی حیوانات یا تفاوت‌های مربوط به آنها مطرح و به چالش کشیده می‌شوند. سپس انعام ۶:۱۴۵ به وحی به‌عنوان معیار شناخت حکم بازمی‌گردد.

بنابراین، پژوهش درباره إهلال باید در خدمت فهم دقیق همین موضوع باشد؛ نه گسترش حرمت به هر چیزی که انسان از نظر فرهنگی ناپسند می‌داند.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

هلال و أهلة

برای «هِلَال»، معادل فارسی «هلال» روشن و جاافتاده است. اگر مخاطب به توضیح نیاز داشته باشد، می‌توان آن را «ماه نو در آغاز پدیدار شدن» توضیح داد.

برای «الْأَهِلَّةِ»، معادل «هلال‌ها» مناسب است. در بقره ۲:۱۸۹، ترجمه مستقیم «از تو درباره هلال‌ها می‌پرسند» هم معنای اسم و هم جمع بودن آن را حفظ می‌کند.

نباید «أهلة» را به «تقویم»، «زمان‌ها» یا «ماه‌های سال» تبدیل کرد؛ زیرا قرآن خود در ادامه، نقش هلال‌ها را به‌عنوان مواقیت توضیح می‌دهد.

إهلال و أُهِلَّ

برای «إهلال» به‌عنوان مصدر، بسته به سیاق، «بانگ برآوردن»، «اظهار کردن» یا «اعلام لفظی» قابل بررسی‌اند.

در تعبیرهای مربوط به مناسک، توضیح کوتاه لازم است تا معلوم شود چه چیزی اعلام شده است. اما نباید هرجا إهلال آمده، بی‌درنگ آن را به انجام دادن تمام مناسک یا ذبح کردن محدود کرد.

برای «أُهِلَّ» در چهار آیه خوراکی، برگردان باید سه نکته را تا حد امکان حفظ کند: مجهول بودن فعل، ارتباط آن با چیزی که «به» به آن بازمی‌گردد، و جهت «لغير الله».

در اینجا چند امکان ترجمه وجود دارد که هرکدام مزیت و محدودیتی دارند.

«بانگ برآورده شد» به معنای صوتی ریشه نزدیک است، اما بدون ذکر جهت و متعلق، جمله را کامل نمی‌کند.

«اعلام شد» طبیعی‌تر است، ولی به‌تنهایی روشن نمی‌کند چه نوع اظهار یا اعلامی منظور است.

«اختصاص داده شد» ممکن است نتیجه عملیِ إهلال برای غیر آن معبود یگانه را منتقل کند، اما معنای صوتی و اظهاری فعل را به پس‌زمینه می‌برد.

«ذبح شد» و «قربانی شد» نیز ممکن است مصداق تاریخی آیات را توضیح دهند، ولی معنای خود فعل «أُهِلَّ» نیستند.

ازاین‌رو، بهتر است ترجمه پایه کوتاه و وفادار به ساختمان جمله بماند و توضیح تاریخی درباره اعلام نام معبود هنگام ذبح در بخش تأمل یا پژوهش خوراکی‌ها بیاید.

نکته اساسی این است که نه باید معنای شناخته‌شده إهلال را حذف کرد و نه نام چیزی را که در خود عبارت نیامده، بی‌دلیل به ترجمه افزود.

۸. جمع‌بندی

ریشه «ه ل ل» در قرآن تنها در دو صورت به کار رفته است: «أُهِلَّ» و «الْأَهِلَّةِ».

در زبان عربی کهن، یکی از معانی مهم این خانواده بلند کردن صدا و اظهار یک امر است. از همین میدان معنایی، کاربردهایی درباره بانگ نوزاد، اعلام مناسک و آگاه کردن مردم از ظهور هلال شناخته شده‌اند.

«هلال» در کاربرد قرآنی نام ماه نو است و در بقره ۲:۱۸۹، جمع آن «أهلة» به‌عنوان زمان‌نماهایی برای مردم و حج معرفی شده است. توضیح لغوی درباره پیوند نام هلال با بانگ مردم هنگام دیدن ماه، قابل بررسی است، ولی خود آیه بر کارکرد زمانی هلال‌ها تاکید می‌کند.

در چهار آیه خوراکی، «أُهِلَّ» به اظهار یا اعلامی مربوط است که جهت آن برای غیر آن معبود یگانه مشخص شده است. معنای این فعل نباید با خود ذبح، قربانی کردن یا پیشکش کردن یکسان پنداشته شود؛ هرچند این اعمال ممکن است در مصداق تاریخی با إهلال همراه بوده باشند.

همچنین باید میان انجام دادن إهلال برای غیر آن معبود یگانه و صرف ذکر نکردن نام آن معبود یگانه فرق گذاشت. این دو تعبیر از نظر لفظی و منطقی یکسان نیستند و نسبت احکام آنها باید از مجموع آیات سنجیده شود.

تعریف نهایی مناسب برای فرقان چنین است:

«ه ل ل» خانواده‌ای لغوی است که در کاربردهای مهم آن بلند کردن صدا، اظهار و اعلام، و ظهور هلال دیده می‌شود. در قرآن، صورت «أُهِلَّ» در چهار آیه خوراکی به اظهار یا اعلامی با جهت مشخص برای غیر آن معبود یگانه مربوط است و «أَهِلَّة» در بقره ۲:۱۸۹ به هلال‌های ماه به‌عنوان نشانه‌های تعیین زمان اشاره دارد. پیوند احتمالی این دو شاخه از نظر تاریخ زبان قابل بررسی است، اما نباید معنای هیچ‌یک را بدون قرینه به دیگری تحمیل کرد.

حاصل این بررسی آن است که در ترجمه «أُهِلَّ» باید دقت زبانی حفظ شود. نه مفهوم اعلام و اظهار از نظر دور بماند و نه مصداقی تاریخی، مانند قربانی یا پیشکش، به جای لفظ قرآن بنشیند.