ریشه قرآنی ن ف ث
نفث؛ دمیدن آرام و بیرون دادن اندکی از دهان؛ از نفس و آب دهان تا سخن و القای پنهان
صورتهای قرآنی و لغوی
النَّفَّاثَاتِ
تنها صورت قرآنی؛ جمع مؤنث با ساخت مبالغه؛ فلق ۱۱۳:۴
نَفَثَ
فعل لغوی؛ دمید یا بیرون افشاند؛ در قرآن نیامده است
نَفْث
مصدر لغوی؛ دمیدن آرام، گاه همراه اندکی آب دهان
نَافِث
اسم فاعل لغوی؛ دمنده یا کسی که نفث میکند
نَفَّاث
صورت مبالغهٔ لغوی؛ بسیار دمنده یا شناختهشده به این عمل
نَفَّاثَة
صورت مؤنث لغوی نفاث؛ مفرد متناظر با جمع قرآنی
نُفَاثَة
اسم لغوی؛ چیزی که از دهان بیرون انداخته میشود
نَفِيث
وصف لغوی در شعر؛ بیرونافشانده یا تراویده، مانند خون
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشه «ن ف ث» در زبان عربی با بیرون دادن چیزی به وسیله دم و فشار ملایم ارتباط دارد. «نَفَثَ» در کاربرد شناختهشده خود به دمیدن آرام گفته میشود؛ دمیدنی که ممکن است با مقدار اندکی آب دهان همراه باشد. همین خانواده برای بیرون جهیدن خون از زخم، خارج شدن زهر از دهان مار و بیرون دادن سخن یا چیزی از دهان نیز به کار رفته است.
در عربی کهن، میان «نَفْث»، «نَفْخ» و «تَفْل» نزدیکی معنایی وجود دارد، اما این سه واژه در همه کاربردها یکسان نیستند. نفخ بیشتر بر بیرون دادن هوا و دمیدن تاکید دارد؛ تفل با بیرون انداختن آب دهان ارتباط روشنتری دارد؛ و نفث در میانه این میدان قرار میگیرد، چنانکه گاهی به دمیدن بدون آب دهان و گاهی به دمیدن همراه اندکی رطوبت معنا شده است.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار و به صورت «النَّفَّاثَات» آمده است:
فلق، ۱۱۳:۴
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ
«و از شر دمندگان در گرهها.»
این عبارت در سورهای آمده که با پناه بردن به آن معبود یگانه آغاز میشود و سپس از شر آنچه آفریده شده، شر تاریکی فرارسنده، شر نفاثات در گرهها و شر حسود هنگام حسدورزی سخن میگوید.
«النَّفَّاثَات» در ساخت عربی، جمع مؤنث «نَفَّاثَة» است؛ وصفی که از فعل نفث ساخته شده و میتواند بر تکرار یا برجستگی این عمل دلالت کند.
صورتهای مهم این خانواده در زبان عربی چنیناند:
- نَفَثَ، يَنْفِثُ و يَنْفُثُ: دمید، چیزی را با دم از دهان بیرون داد یا بیرون افشاند. این فعل در قرآن نیامده است.
- نَفْث: دمیدن آرام، گاهی همراه با اندکی آب دهان؛ همچنین بیرون دادن چیزی از دهان یا جای دیگر.
- نَفَثَان: صورت مصدری دیگر برای همین فعل.
- نَافِث: دمنده یا کسی که نفث میکند.
- نَفَّاث: بسیار دمنده یا کسی که نفث در رفتار او برجسته است.
- نَفَّاثَة: صورت مؤنث نفاث؛ مفرد صورت قرآنی نفاثات.
- نَفَّاثَات: جمع مؤنث؛ تنها صورت قرآنی این ریشه.
- نُفَاثَة: چیزی که از دهان بیرون انداخته میشود، مانند خردهای از چوب مسواک که در دهان باقی مانده است.
- نَفِيث: چیزی که بیرون افشانده یا تراویده است؛ از جمله خون بیرونآمده از زخم.
- مَنْفُوث: چیزی که بر آن دمیده شده یا از دهان بیرون داده شده است.
در بررسی این صورتها، باید میان «نَفَّاثَة» به معنای دمنده و «نُفَاثَة» به معنای چیزی که از دهان بیرون میآید تفاوت گذاشت. این دو از یک خانوادهاند، اما ساخت و مصداق یکسانی ندارند.
همچنین فعل نفث در قرآن نیامده است؛ بنابراین، نمیتوان کاربردهای دیگر آن را به عنوان وقوع مستقل فعل در آیات شمرد.
۲. هسته معنایی و کاربرد در عربی کهن
دمیدن و بیرون دادن از دهان
در معنای شناختهشده عربی، نفث به بیرون دادن نفس یا چیزی از دهان با دمیدن مربوط است.
انسان میتواند تنها هوا را از دهان بیرون دهد، یا همراه آن مقدار اندکی آب دهان خارج شود. در بعضی کاربردها، مادهای کوچک نیز با این عمل از دهان بیرون انداخته میشود.
در منابع لغوی، «نَفَثَ الرَّاقِي» برای کسی ثبت شده است که هنگام خواندن عباراتی برای دعا یا درمان، نفث میکند.
این کاربرد نشان میدهد که نفث تنها نام دمیدن معمولی نیست و میتواند در کنار سخن یا عملی آیینی نیز به کار رود.
اما باید دو موضوع را جدا نگه داشت: خود عمل دمیدن و محتوای سخنی که ممکن است همراه آن خوانده شود.
نفث در معنای پایه، نام آن سخن نیست. کلمات خواندهشده میتوانند دعا، عبارت درمانی، افسون یا سخنی دیگر باشند. نوع و ارزش آنها از خود ریشه ن ف ث تعیین نمیشود.
در کاربردهای دیگر، نفث به بیرون انداختن چیزی از دهان اشاره دارد. برای نمونه، اگر خردهای از چوب مسواک در دهان بماند و شخص آن را بیرون بیندازد، آن خرده میتواند «نُفَاثَة» نامیده شود.
این کاربرد نشان میدهد که نفث با بیرون دادن و افشاندن چیزی ارتباط دارد، اما به بیرون دادن مقدار فراوانی از ماده محدود نیست.
تفاوت نفث با آب دهان
در توضیحات لغوی کهن، درباره حضور آب دهان در نفث اختلاف وجود دارد.
یک توضیح، نفث را شبیه نفخ میداند؛ یعنی دمیدنی ملایم که ممکن است هیچ آب دهانی همراه آن نباشد.
توضیح دیگر، نفث را دمیدنی میداند که با مقدار اندکی آب دهان همراه است.
در مقابل، «تَفْل» غالبا برای بیرون دادن آب دهان به صورتی آشکارتر به کار رفته است.
از این رو، نباید گفت که نفث در تمام کاربردهای زبان عربی حتما به معنای تف کردن است. همچنین نباید وجود اندکی آب دهان را از میدان معنایی آن به کلی حذف کرد.
این تفاوت در ترجمه سوره فلق اهمیت دارد؛ زیرا اگر «النَّفَّاثَات» را تنها «تفکنندگان» ترجمه کنیم، ممکن است تصویری از بیرون ریختن مقدار زیاد آب دهان در ذهن خواننده ایجاد شود؛ در حالی که این ویژگی در معنای نفث ضروری نیست.
«دمندگان» معادل طبیعیتری است و توضیح احتمال همراهی اندکی رطوبت میتواند در بخش لغوی بیاید.
نفث زخم؛ بیرون آمدن خون
در عربی، «نَفَثَ الْجُرْحُ الدَّمَ» برای زخمی گفته میشود که خون از آن بیرون میآید.
در این کاربرد، دیگر دهان انسان و دمیدن نفس موضوع سخن نیست.
خون میتواند از محل زخم بیرون بزند یا به صورت قطرهها و جریانهای کوچک آشکار شود.
این کاربرد نشان میدهد که خانواده نفث، تنها به نفس و دهان محدود نبوده و برای بیرون آمدن چیزی از جایگاهی دیگر نیز به کار رفته است.
در همین میدان، «دَمٌ نَفِيثٌ» برای خونی ثبت شده که بیرون افشانده یا تراویده است.
اما نباید از این کاربرد نتیجه گرفت که «النَّفَّاثَات» در سوره فلق حتما خون بیرون میدهند. آن آیه از دمیدن در گرهها سخن میگوید و هیچ اشاره مستقیمی به خون ندارد.
شاهدی از شعر هذلی
در شعری منسوب به ابوالمثلم هذلی آمده است:
مَتَى مَا تُنْكِرُوهَا تَعْرِفُوهَا
عَلَى أَقْطَارِهَا عَلَقٌ نَفِيثُ
«هرگاه آن را از دور نشناسید، با نزدیک شدن خواهید شناخت؛ بر اطراف آن، خون بیرونجسته و چسبیده دیده میشود.»
در این بیت، شاعر از گروهی جنگی سخن میگوید که نشانههای خون بر اطراف آن دیده میشود.
«عَلَق» به خون غلیظ یا بستهشده مربوط است و «نَفِيث» وصف خونی است که بیرون آمده یا افشانده شده است.
در اینجا، نفث به خروج خون مربوط است؛ نه دمیدن بر گره یا خواندن افسون.
درباره انتساب این بیت اختلاف وجود دارد. در برخی منابع لغوی به صخر الغی نسبت داده شده، اما در شرح اشعار هذلیان، آن را از ابوالمثلم هذلی در پاسخ به صخر الغی دانستهاند. ضبط بخش آغازین بیت و حرف اضافه پیش از «أقطارها» نیز در نقلها یکسان نیست.
بنابراین، این شاهد برای شناخت کاربرد «نفیث» در زبان شعر عربی ارزش دارد، اما نباید اختلاف انتساب و ضبط آن پنهان شود.
نفث زهر مار
در منابع عربی، «نَفَثَتِ الْحَيَّةُ السُّمَّ» نیز ثبت شده است؛ یعنی مار زهر خود را بیرون داد.
این کاربرد به بیرون آمدن مادهای از بدن حیوان اشاره دارد.
اما نباید آن را به این معنا گرفت که همه مارها از نظر طبیعی زهر را با دمیدن در هوا میپاشند. تعبیر لغوی، کنش بیرون دادن زهر را نام میبرد و به تنهایی رفتار زیستی همه گونههای مار را تعیین نمیکند.
همچنین وجود این کاربرد مجوز نمیدهد که نفث در سوره فلق را به «پاشیدن زهر» ترجمه کنیم.
مار و زهر، مصداقی مستقل در زبان عربیاند و در آیه فلق نام برده نشدهاند.
نفث در بیان سخن و اندیشه
کاربرد نفث از بیرون دادن ماده یا نفس، به بیرون دادن سخن نیز گسترش یافته است.
در زبان عربی، تعبیری مانند «نَفَثَ فِي رُوعِهِ» برای القای چیزی در درون انسان شناخته شده است.
همچنین در توضیحات لغوی، شعر گاهی به چیزی تشبیه شده که شاعر آن را از دهان خود بیرون میدهد.
در این کاربرد، نفث دیگر به معنای بیرون آمدن واقعی آب دهان یا مادهای جسمانی نیست؛ بلکه تصویر بیرون دادن، برای سخن و القا به کار رفته است.
میتوان میان این شاخهها پیوندی معنایی دید: چیزی از درون به بیرون میآید یا به دیگری منتقل میشود.
اما این پیوند به تنهایی ثابت نمیکند که همه معانی نفث از یک تصویر نخستین تاریخی پدید آمدهاند.
همچنین نباید هر القای درونی را نفث نامید یا معنای وسوسه، وحی و سخن گفتن را بدون شاهد در این ریشه ادغام کرد.
۳. «النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ»؛ ساخت و معنای آیه
فلق، ۱۱۳:۴
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ
«و از شر دمندگان در گرهها.»
این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه ن ف ث است.
برای شناخت معنای آن، سه بخش جمله باید از یکدیگر جدا بمانند: «شَرّ»، «النَّفَّاثَات» و «الْعُقَد».
«شر» به بدی یا زیانی اشاره دارد که انسان از آن به آن معبود یگانه پناه میبرد.
«نفاثات» وصف کسان یا عاملانی است که نفث میکنند.
«عقد» جمع عقده است و به گرهها اشاره دارد.
از مجموع این سه، عملی خاص توصیف میشود که در سیاق پناه بردن از شر قرار گرفته است.
ساخت «نَفَّاثَات»
«نَفَّاثَات» جمع مؤنث «نَفَّاثَة» و صورت مبالغهآمیز از خانواده نفث است.
ساخت «فَعَّال» در عربی میتواند بر کثرت، تکرار یا برجستگی یک عمل در رفتار فاعل دلالت کند.
بنابراین، «نفاث» تنها نام کسی نیست که یک بار دمیده است؛ این ساخت میتواند به کسی اشاره کند که عمل نفث در او برجسته یا تکرارشونده است.
با این حال، نباید از تشدید فاء یا ساخت مبالغه نتیجه گرفت که نفث حتما با قدرت جسمانی زیاد انجام میشود.
شدت یا تکرار رفتار با شدت فشار هوا یکسان نیست.
همچنین وزن صرفی تعداد دفعات دمیدن را مشخص نمیکند. از خود این ساخت نمیتوان نتیجه گرفت که شخص باید سه، هفت یا شمار معینی از گرهها را با شمار مشخصی از دمیدن همراه سازد.
چنین جزئیاتی در آیه نیامده است.
آیا نفاثات حتما زناناند؟
«النَّفَّاثَات» در ساخت عربی، جمع مؤنث است.
خوانش مستقیم آن میتواند به زنان دمنده اشاره کند.
در توضیحات کهن، بسیاری این واژه را درباره زنانی دانستهاند که هنگام انجام اعمال مربوط به افسون، در گرهها میدمیدهاند.
اما در بعضی تحلیلهای دیگر، صورت مؤنث جمع به «نفوس» یا «جماعات» برگردانده شده است؛ یعنی نفسها یا گروههایی که چنین عملی انجام میدهند.
در این خوانش، وصف میتواند هم زنان و هم مردان را دربر گیرد.
از نظر زبان، باید میان این دو نکته تفاوت گذاشت.
نخست اینکه مؤنث بودن صورت «نفاثات» واقعی است و نباید نادیده گرفته شود.
دوم اینکه از مؤنث بودن آن نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن تمام زنان را هدف نکوهش قرار داده است.
آیه از گروهی با رفتار مشخص سخن میگوید؛ نه از جنس زن به عنوان یک گروه انسانی.
همچنین از خود این واژه نمیتوان ثابت کرد که در جامعه عرب آن دوران، تنها زنان چنین عملی انجام میدادهاند یا اکثریت انجامدهندگان حتما زن بودهاند.
چنین ادعای تاریخیای به شواهد مستقل نیاز دارد.
برای ترجمه پایه فارسی، «دمندگان در گرهها» میتواند معنای رفتار را منتقل کند. در توضیح صرفی باید روشن بماند که صورت عربی، جمع مؤنث است و درباره مرجع دقیق آن خوانشهای متفاوتی وجود دارد.
معنای «فِي الْعُقَدِ»
«الْعُقَد» جمع «عُقْدَة» از ریشه «ع ق د» است.
در معنای مادی، عقده به گرهی گفته میشود که با بستن و درهم آوردن نخ، ریسمان یا چیز دیگری پدید میآید.
در عربی، عقد و عقده کاربردهای گستردهتری نیز دارند؛ از جمله بستن پیمان، استوار ساختن عهد و گره یا دشواریای که نیاز به گشودن دارد.
اما گستردگی این ریشه به این معنا نیست که در هر آیه باید معنای پیمان یا گره روانی را بر معنای مادی مقدم کرد.
در فلق ۱۱۳:۴، همراهی عقد با نفث و توضیحات کهن درباره دمیدن در گرههای نخ، خوانش گره واقعی را تقویت میکند.
خود حرف «فِي» نیز اهمیت دارد. قرآن میگوید «در گرهها»، نه اینکه به صراحت از عبارت دیگری مانند «بر گرهها» استفاده کرده باشد.
در زبان عربی، چنین ساختی میتواند برای عملی به کار رود که در محل یا در ارتباط مستقیم با گره انجام میشود. در فارسی نیز «دمیدن در گرهها» به همین تصویر نزدیک است.
بنابراین، نباید برای طبیعی کردن ترجمه، این تفاوت را فراموش کرد؛ هرچند «بر گرهها دمیدن» میتواند توضیحی طبیعی از چگونگی عمل مورد نظر باشد.
رابطه نفث و گره
از مجموع عبارت، چنین برمیآید که نفث در اینجا عملی جدا از گره زدن معمولی است، اما با گرهها همراه شده است.
بنابراین، موضوع تنها دمیدن نیست و تنها گره زدن نیز نیست.
ممکن است کسی برای بستن چیزی گرهی بزند، بیآنکه هیچ دمیدنی در کار باشد. همچنین ممکن است شخصی برای خاموش کردن شمع یا خنک کردن غذا بدمد، بیآنکه گرهای وجود داشته باشد.
در آیه، این دو عمل در یک ترکیب مخصوص کنار هم آمدهاند.
همین همراهی، عبارت را از کاربردهای عادی نفث جدا میکند و به عملی شناختهشده در توضیحات مربوط به افسون و سحر نزدیک میسازد.
با این حال، خود آیه توضیح نمیدهد که گرهها از چه جنسی بودهاند، چه شمار داشتهاند، چه کلماتی هنگام نفث گفته میشده یا چه نتیجهای برای آن ادعا میشده است.
این جزئیات را نباید بدون شاهد وارد ترجمه کرد.
۴. نفث در گرهها و مسئله سحر
خوانش شناختهشده؛ دمیدن همراه افسون
در توضیحات کهن آیه، «نفاثات في العقد» غالبا به کسانی مربوط دانسته شده است که هنگام انجام افسون، گرههایی در نخ یا ریسمان ایجاد میکردند و در آنها میدمیدند.
در این کاربرد، دمیدن با گفتار یا عباراتی همراه میشده که انجامدهندگان آن را بخشی از عمل خود میدانستند.
این خوانش از نظر لغوی و سیاقی پشتوانه روشنی دارد: نفث در زبان عربی برای دمیدن شناخته شده و عقد نیز در معنای مادی به گره اشاره میکند.
همراهی این دو در سیاق پناه بردن از شر، کاربردی غیرعادی و زیانخواهانه را به ذهن میآورد.
اما باید میان شناخت چنین عملی و اثبات چگونگی اثر آن تفاوت گذاشت.
اینکه کسانی در گرهها میدمیدهاند یا گمان میکردهاند از این راه میتوانند بر دیگری اثر بگذارند، به تنهایی ثابت نمیکند که هر دمیدن در گره، نیرویی مستقل و قطعی برای آسیب رساندن ایجاد میکند.
خود آیه درباره سازوکار اثرگذاری چنین عملی سخن نمیگوید.
همچنین نباید از آن نتیجه گرفت که هر آسیب ناشناخته، بیماری ناگهانی یا اختلاف خانوادگی حتما نتیجه نفث کسی در گرههاست.
این نوع مصداقیابی نیازمند شواهد مستقل است و از معنای خود ریشه بیرون میرود.
آیا خود واژه نفث به معنای سحر است؟
در زبان عربی، نفث میتواند در اعمال مربوط به افسون به کار رود، اما معنای اصلی آن «سحر کردن» نیست.
شواهد مربوط به بیرون دادن خون از زخم، بیرون انداختن خردهای از دهان و دمیدن معمولی نشان میدهند که این خانواده کاربردهایی مستقل از سحر دارد.
بنابراین، «نَفَثَ» را نمیتوان در همه موارد «جادو کرد» ترجمه کرد.
در سوره فلق، ارتباط با افسون از ترکیب خاص «نفاثات في العقد» و سیاق پناه بردن از شر فهمیده میشود.
از این رو، ترجمه «جادوگران» ممکن است مصداقی را که در توضیحات کهن مشهور است برساند، اما تصویر مستقیم نفث و گره را حذف میکند.
برای مقاله ریشه، بهتر است خود تصویر حفظ شود و ارتباط آن با افسون در توضیح بیاید.
آیا آیه درباره گرههای واقعی است یا پیمانها و پیوندهای انسانی؟
در زبان عربی، «عقد» میتواند به پیمان و پیوند نیز اشاره کند.
از این رو، بعضی خوانشها «نفاثات في العقد» را به کسانی مربوط دانستهاند که با سخن و تحریک، پیوندها و تصمیمهای استوار مردم را سست میکنند.
در این برداشت، گره تصویر تعهد و پیوند است و نفث با القای سخن یا وسوسه ارتباط پیدا میکند.
از نظر امکان گسترش مجازی زبان، چنین تصویری نامفهوم نیست. انسان میتواند با سخنچینی، فریب یا تحریک، رابطهای را که استوار بوده از میان ببرد.
اما این امکان، دلیل کافی برای آن نیست که معنای مادی گره در آیه حذف شود.
در ترکیب قرآنی، نفث و عقد هر دو معنای عینی شناختهشده دارند و توضیحات کهن نیز به عمل گره زدن و دمیدن اشاره میکنند.
بنابراین، خوانش مربوط به افسون و گرههای واقعی، پشتوانه مستقیمتری دارد.
خوانش مربوط به سست کردن پیوندها میتواند به عنوان گسترشی مجازی یا احتمال تفسیری بررسی شود، اما نباید آن را بدون شاهد مستقل معنای قطعی آیه معرفی کرد.
همچنین این خوانش نباید به نکوهش عمومی زنان یا نسبت دادن فریبکاری به روابط خانوادگی تبدیل شود. چنین تعمیمی از خود آیه به دست نمیآید.
رابطه با آیات دیگر سحر
قرآن در بقره ۲:۱۰۲ از سحر و آسیبهایی که با آن دنبال میشد سخن میگوید. در طه ۲۰:۶۶ نیز از تاثیری بر مشاهده و تصور مردم در داستان ساحران فرعون یاد میکند.
این آیات نشان میدهند که سحر در شبکه قرآن، موضوعی شناختهشده است و نمیتوان آن را صرفا از بحث لغوی کنار گذاشت.
اما نباید تمام جزئیات آن آیات را به فلق ۱۱۳:۴ منتقل کرد.
در فلق، خود واژه «سحر» نیامده است. عبارت مشخص «نفاثات في العقد» آمده و باید از همین ساخت آغاز کرد.
همچنین آیات دیگر درباره سحر، به تنهایی تعیین نمیکنند که در این آیه گرهها دقیقا چگونه ساخته شدهاند یا چه قدرتی به آنها نسبت داده میشده است.
این مسائل به پژوهش مستقلی درباره سحر در قرآن نیاز دارند.
۵. شر نفاثات؛ رفتار نکوهیده یا هر نوع دمیدن؟
برای فهم آیه، واژه «شَرّ» اهمیت اساسی دارد.
در اینجا، قرآن از شر نفاثات پناه میجوید.
اما خود نفث در زبان عربی، در همه کاربردها عمل زیانآور نیست.
دمیدن آرام میتواند کاری عادی باشد. بیرون دادن چیزی از دهان یا بیرون آمدن خون از زخم نیز به خودی خود رفتار اخلاقی بدی نیست.
پس نباید از آیه نتیجه گرفت که هر نوع دمیدن، هر گفتار آهسته یا هر نفثی ممنوع و شر است.
آنچه در این سیاق برجسته میشود، عملی است که با گرهها همراه شده و شر آن مورد پناهجویی قرار گرفته است.
همچنین نباید از این عبارت نتیجه گرفت که هر کس گرهی میزند یا بر چیزی میدمد، حتما قصد آسیب رساندن دارد.
پیوند یک رفتار با شر، در این آیه از مجموعه ترکیب و زمینه پناه بردن فهمیده میشود.
آیا آیه شر را به زنان نسبت میدهد؟
از نظر صرفی، «نفاثات» صورت جمع مؤنث است. اما نکوهش آیه به رفتاری مشخص تعلق دارد، نه به زن بودن.
در قرآن، زنان به سبب جنسیت خود موضوع نکوهش عمومی قرار نگرفتهاند. در اینجا نیز هیچ تعبیر عامی مانند «همه زنان» وجود ندارد.
حتی اگر خوانش مستقیم زنان دمنده برگزیده شود، دامنه آیه همان گروهی است که با وصف نفث در گرهها شناسانده شدهاند.
از سوی دیگر، اگر نفاثات وصف نفسها یا گروههای انجامدهنده چنین عملی باشد، معنای آن میتواند مردان و زنان را دربر گیرد.
بنابراین، در هیچیک از این خوانشها مجوزی برای نسبت دادن سحر، نیرنگ یا آسیبخواهی به تمام زنان وجود ندارد.
آیا پناه بردن، به معنای اثبات اثر مستقل است؟
آیه از انسان میخواهد که از شر این عمل یا عاملان آن به آن معبود یگانه پناه ببرد.
اما وجود فرمان پناه بردن، به تنهایی کیفیت و سازوکار آسیب را شرح نمیدهد.
انسان میتواند از شر رفتار دیگری پناه بخواهد، حتی اگر تمام جزئیات آن رفتار یا روش اثرگذاریاش برای او روشن نباشد.
بنابراین، آیه را نباید به فرمولی تبدیل کرد که هر گره و دمیدن، مستقل از همه شرایط، نتیجهای مشخص و اجتنابناپذیر پدید میآورد.
در عین حال، نباید خود تصویر قرآنی را نیز حذف کرد و گفت آیه صرفا درباره نگرانی ذهنی انسان است.
سخن از عملی مشخص با دمیدن و گرههاست. مرز پژوهش آن است که همین مقدار حفظ شود و جزئیات بیاننشده به آن افزوده نگردد.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای فعل «نَفَثَ»، معادل پایه «دمید» یا در کاربردی که بیرون دادن ماده مطرح است، «بیرون افشاند» مناسب است.
اگر اندکی آب دهان در سیاق اهمیت داشته باشد، میتوان در توضیح گفت «دمیدنی که ممکن است با اندکی رطوبت دهان همراه باشد».
اما لازم نیست در همه ترجمهها این توضیح وارد شود.
النَّفَّاثَاتِ، فلق ۱۱۳:۴
پیشنهاد اصلی:
«دمندگان»
در توضیح صرفی باید روشن شود که صورت عربی جمع مؤنث و دارای ساخت مبالغهآمیز است.
در فارسی، «دمندگان» از نظر جنسیت خنثی است. اگر در ترجمهای تصمیم بر حفظ مؤنث بودن صورت گرفته شود، میتوان «زنان دمنده» نوشت، اما باید روشن باشد که این برگردان یکی از خوانشهای نحوی است و درباره همه زنان سخن نمیگوید.
النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ
ترجمه پیشنهادی:
«دمندگان در گرهها»
این صورت، دو جزء اصلی ترکیب را حفظ میکند: دمیدن و گرهها.
«افسونگران دمنده در گرهها» نیز میتواند برای بیان خوانش شناختهشده سیاقی به کار رود، اما واژه «افسونگران» توضیح مصداق است و از خود ریشه نفث به تنهایی به دست نمیآید.
از این رو، بهتر است در ترجمه پایه، تصویر کوتاه و مستقیم آیه حفظ شود و ارتباط آن با افسون در توضیح ریشه بیان گردد.
ترجمه کامل آیه:
فلق، ۱۱۳:۴
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ
«و از شر دمندگان در گرهها.»
معنای کوتاه در باکس واژهبهواژه
«النَّفَّاثَاتِ: دمندگان؛ صورت جمع مؤنث و مبالغهآمیز از نفث، در این آیه مربوط به دمیدن در گرهها.»
در باکس معنای سیاقی میتوان افزود:
«عملی که در توضیحات کهن با دمیدن همراه افسون در گرههای نخ ارتباط داده شده است.»
در ترجمه این واژه، از معادلهای «جادوگران دارای نیروی پنهانی»، «زنان فریبکار»، «وسوسهگران» یا «کسانی که پیمانها را میشکنند» به عنوان معنای مستقیم ریشه استفاده نشود.
این تعبیرها یا مصداقهای احتمالیاند یا گسترشهای تفسیری که نیازمند شواهد جداگانه هستند.
۸. جمعبندی
ریشه «ن ف ث» در زبان عربی با دمیدن آرام و بیرون دادن چیزی از دهان یا جایگاه دیگر ارتباط دارد.
در کاربرد شناختهشده دهانی، نفث به دمیدنی نزدیک است که ممکن است با اندکی آب دهان همراه باشد. در مقایسه با تفل، بیرون آمدن آب دهان در نفث کمتر یا حتی در بعضی کاربردها ناموجود دانسته شده است.
این خانواده در زبان عربی برای بیرون آمدن خون از زخم، خارج شدن زهر از دهان مار، بیرون دادن خردهای از دهان و در کاربرد مجازی، بیرون دادن یا القای سخن نیز شناخته شده است.
در قرآن، ریشه تنها یک بار و در صورت «النَّفَّاثَاتِ» آمده است.
این صورت جمع مؤنث با ساخت مبالغهآمیز است و به دمندگانی اشاره دارد که عمل آنان با گرهها همراه شده است.
خوانش شناختهشده در توضیحات کهن، این عبارت را به کسانی مربوط میداند که هنگام انجام اعمال افسون، در گرههای نخ میدمیدهاند. از نظر پیوند نفث با عقد و سیاق پناهجویی، این خوانش پشتوانه روشنی دارد.
با این حال، خود آیه شمار گرهها، جنس آنها، عبارتهای خواندهشده و چگونگی اثرگذاری عمل را بیان نمیکند.
همچنین مؤنث بودن «نفاثات» به معنای نکوهش تمام زنان نیست. آیه از رفتاری مشخص سخن میگوید و درباره مرجع دقیق صورت جمع مؤنث نیز تحلیلهای متفاوتی وجود دارد.
تفاوت نفث با نفخ و تفل باید حفظ شود. نفث را نباید در تمام کاربردها تف کردن یا جادو کردن دانست. همچنین ارتباط احتمالی آن با القای سخن نباید سبب شود که تصویر واقعی دمیدن در گرهها از متن آیه حذف شود.
برای فرقان، تعریف پایه این خانواده چنین است: نفث، دمیدن آرام و بیرون دادن چیزی با نفس یا فشاری ملایم است؛ گاهی با مقدار اندکی آب دهان و گاهی بدون آن. در کاربردهای دیگر، به بیرون افشاندن ماده یا القای سخن نیز گسترش مییابد. «نَفَّاثَات» در قرآن وصف دمندگانی است که عملشان با گرهها همراه شده و شر آن مورد پناهجویی قرار گرفته است.
این تعریف معنای زبان عربی و تنها کاربرد قرآنی ریشه را حفظ میکند، بدون آنکه جزئیات افسون، اثرگذاری قطعی و مستقل آن، یا داوری کلی درباره زنان و هر نوع دمیدن را وارد معنای خود واژه سازد.