ریشهٔ ق ر ط س — قِرْطَاس؛ برگ نوشتاری، سطح ثبت نوشته و نشانهٔ تیراندازی

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای واژه و ساختمان آن

«قِرْطَاس» در زبان عربی به برگ یا صفحه‌ای گفته می‌شود که برای نوشتن به کار می‌رود. این واژه در کاربردهای کهن به موادی مانند پاپیروس و پوستِ آماده‌شده برای نوشتن اشاره داشته و بعدها برای کاغذ نیز به کار رفته است. جمع آن «قَرَاطِيس» است؛ همان صورتی که در قرآن در کنار مفرد «قِرْطَاس» آمده است.

در «الصحاح»، جوهری معنای واژه را چنین بیان می‌کند: «القِرْطَاسُ: الَّذِي يُكْتَبُ فِيهِ»؛ یعنی قرطاس چیزی است که بر آن نوشته می‌شود.

در «لسان العرب» نیز قرطاس به صفحه‌ای برای نوشتن تعریف شده و در کنار آن، کاربردهای مربوط به پاپیروس مصری، پوستِ هدف تیراندازی و بعضی نام‌گذاری‌های دیگر ثبت شده‌اند.

العین، الصحاح و لسان العرب؛ صفحهٔ نوشتاری و شاخه‌های لغوی

در معنای اصلی و مرتبط با قرآن، قرطاس چیزی است که نوشته بر سطح آن قرار می‌گیرد. این نوشته می‌تواند نامه، بخشی از یک کتاب، سند یا متن دیگری باشد.

بنابراین، میان خودِ قرطاس و آنچه بر آن نوشته می‌شود تفاوت وجود دارد.

قرطاس سطح یا مادهٔ حامل نوشته است، در حالی که محتوای ثبت‌شده می‌تواند سخن، فرمان، گزارش، تعلیم یا کتاب باشد.

این تفاوت در هر دو کاربرد قرآنی روشن است. در انعام ۶:۷ از «كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ» سخن رفته است؛ یعنی نوشته یا کتابی که در یک قرطاس قرار دارد. در انعام ۶:۹۱ نیز «قَرَاطِيس» به برگ‌ها یا صفحه‌هایی اشاره دارد که کتاب موسی در آنها عرضه می‌شود.

آیا قرطاس همان کاغذ امروزی است؟

در فارسی امروز، «کاغذ» نزدیک‌ترین معادل عمومیِ قرطاس است. اما از نظر تاریخی، کاغذ امروزی تنها یکی از موادی است که برای ثبت نوشته به کار می‌رود.

در دوره‌های کهن، مردم بر پاپیروس، پوست آماده‌شدهٔ حیوانات، لوح و دیگر سطح‌های مناسب می‌نوشتند.

پاپیروس از گیاهی ساخته می‌شد که در مصر، به‌ویژه در پیرامون رود نیل، رشد می‌کرد. بخش‌های درونی ساقهٔ آن را به نوارهایی تبدیل می‌کردند و با قرار دادن و فشردن آنها، صفحه‌هایی برای نوشتن فراهم می‌ساختند.

دانشگاه هامبورگ؛ ساخت پاپیروس از نوارهای ساقه

در «لسان العرب»، قرطاس به ماده‌ای مرتبط با «بَرْدِيّ» مصری نیز گفته شده است.

اما از این گزارش نباید نتیجه گرفت که هر قرطاس در زبان عربی الزاماً از پاپیروس ساخته شده بود.

این واژه می‌توانست برای دیگر سطح‌های نوشتاری نیز به کار رود.

در نتیجه، «کاغذ» معادل طبیعی و قابل فهمی در فارسی امروز است؛ ولی در توضیح تاریخی باید روشن بماند که جنس قرطاس در زمان قرآن ضرورتاً همان کاغذ صنعتیِ رایج امروز نبوده است.

۲. خاستگاه تاریخی و صورت‌های زبانی

آیا قرطاس واژه‌ای اصیل عربی است؟

«ق ر ط س» در نمایهٔ صرفی قرآن به‌عنوان ماده‌ای چهارحرفی ثبت می‌شود.

اما این طبقه‌بندی به معنای آن نیست که نام قرطاس از آغاز بر پایهٔ یک فعل چهارحرفیِ اصیل عربی ساخته شده است.

در پژوهش‌های تاریخی زبان، «قِرْطَاس» عموماً از واژه‌های وام‌گرفته به عربی دانسته می‌شود.

در یونانی کهن، «χάρτης» به معنای طومار یا مادهٔ نوشتاریِ پاپیروسی به کار می‌رفته است. در آرامی نیز صورت‌هایی نزدیک به «قَرْطِيس» برای صفحه، سند و مادهٔ نوشتاری وجود داشته‌اند.

در توضیحی رایج، صورت یونانی از مسیر آرامی به عربی رسیده است. آرتور جفری نیز واسطهٔ آرامی یا سریانی را محتمل می‌داند، اما تعیین شاخهٔ دقیقِ واسطه را قطعی نمی‌شمارد.

آرتور جفری؛ قرطاس، صص ۲۳۵ و ۲۳۶

بااین‌حال، دربارهٔ خاستگاه دورترِ صورت یونانی نیز بحث وجود دارد.

گری رندزبرگ در پژوهشی در سال ۲۰۱۷، خاستگاهی فنیقی برای خودِ واژهٔ یونانی پیشنهاد کرده است. در چنین فرضیه‌ای، واژه می‌تواند پس از ورود به یونانی، در دوره‌ای دیگر از آن زبان به آرامی و عربی بازگشته باشد؛ این پیشنهاد، نتیجه‌ای مورد اتفاق همهٔ پژوهشگران نیست.

رندزبرگ؛ پیشنهاد خاستگاه فنیقی برای χάρτης

این احتمال با نظریهٔ شناخته‌شدهٔ انتقال واژه از آرامی به عربی تعارض ضروری ندارد؛ زیرا ممکن است یک واژه در دوره‌های مختلف میان چند زبان جابه‌جا شده باشد.

اما برای اثبات مسیر نخستینِ آن، شواهد تاریخی و آوایی بیشتری لازم است.

آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، وجود خانواده‌ای از نام‌های نزدیک برای صفحه و طومار نوشتاری در یونانی، آرامی و عربی است.

بنابراین، نباید برای حروف «ق ر ط س» معنایی خیالی مانند «بریدن و گستردن پوست» یا «محکم کردن نوشته» ساخت و آن را ریشهٔ تاریخی قطعی واژه دانست.

قرطاس در عربی به معنای صفحهٔ نوشتاری شناخته شده است، خواه تاریخ دورتر نام آن از زبان دیگری آغاز شده باشد.

صورت‌های مهم واژه

قِرْطَاس: مفردِ شناخته‌شده؛ صفحه یا ماده‌ای که بر آن نوشته می‌شود. همین صورت در انعام ۶:۷ آمده است.

قُرْطَاس: صورت دیگری از تلفظ مفرد که با ضم قاف در منابع لغوی ثبت شده است.

قَرْطَاس: صورت فتحه‌دار که بعضی لغویان نقل کرده‌اند.

قِرْطَس و قَرْطَس: صورت‌های کوتاه‌ترِ ثبت‌شده در زبان عربی که در شعر نیز دیده می‌شوند.

قَرَاطِيس: جمع شکستهٔ قرطاس بر وزن «فَعَالِيل»؛ به معنای برگ‌ها یا صفحه‌های نوشتاری. این صورت در انعام ۶:۹۱ آمده است.

قَرْطَسَ: فعل چهارحرفی که در یکی از کاربردهای کهن به اصابت تیر به هدف اشاره دارد.

يُقَرْطِسُ: مضارع همین فعل.

قَرْطَسَة: مصدر فعل قرطس.

مُقَرْطِسَة: وصف تیری که به هدف اصابت کرده است.

لسان العرب؛ صورت‌های واژه و «سهم مقرطسة»

در کاربردهای متأخر، «قِرْطَاسِيّ» نیز برای چیزهای مربوط به کاغذ و لوازم نوشتاری به کار رفته است.

این صورت‌ها نشان می‌دهند که واژه پس از ورود یا استقرار در عربی، وارد دستگاه صرفی زبان شده است.

اما در قرآن، تنها اسم مفرد و جمع آن آمده‌اند. فعل «قَرْطَسَ» و دیگر مشتق‌ها در متن قرآن حضور ندارند.

۳. شواهد عربی کهن و شاخه‌های معنایی

قرطاس به‌عنوان صفحهٔ نوشتاری

یکی از شواهد ثبت‌شده در منابع لغوی، بیتی است که ابوزید از مخشّ عُقیلی نقل کرده است:

كَأَنَّ بِحَيْثُ اسْتَوْدَعَ الدَّارَ أَهْلُهَا
مَخَطَّ زَبُورٍ مِنْ دَوَاةٍ وَقَرْطَسِ

برگردان توضیحی: «گویی آنجا که اهل خانه منزل را واگذاشته‌اند، ردّ نوشته‌ای با دوات و قرطاس است.» در این بیت، آثار باقی‌ماندهٔ جایگاه به خطِ نوشته بر قرطاس تشبیه شده‌اند.

لسان العرب؛ نقل شاهد از ابوزید و مخشّ عقیلی

واژهٔ «زَبُور» در این سیاق به نوشته یا متنی مکتوب اشاره دارد.

تشبیه بر پایهٔ شکل خطوط و آثار باقی‌مانده ساخته شده است؛ همان‌گونه که نوشته بر صفحهٔ قرطاس دیده می‌شود، نشانه‌های باقی‌ماندهٔ خانه نیز بر زمین دیده می‌شوند.

این شاهد از چند جهت اهمیت دارد.

نخست، قرطاس در کنار دوات و نوشته آمده است. بنابراین، معنای صفحهٔ نوشتاری مستقل از توضیح‌های تفسیری قرآن در زبان عربی ثبت شده است.

دوم، قرطاس نام خودِ نوشته نیست؛ بلکه چیزی است که نوشته بر آن قرار می‌گیرد.

سوم، شاعر از یک تصویر شناخته‌شده برای توضیح منظره‌ای دیگر استفاده کرده است. این نشان می‌دهد که قرطاس در زبانِ ثبت‌شدهٔ شعر، وسیله‌ای قابل شناخت برای نوشتن بوده است.

بااین‌حال، تاریخ دقیق سرودن این بیت از نقل لغویِ موجود روشن نیست. بنابراین، نباید بدون بررسی مستقل، آن را شاهدی قطعاً متعلق به دورهٔ جاهلی معرفی کرد.

این بیت شاهد کاربرد کهنِ قرطاس در ارتباط با نوشتن است، نه دلیل قطعی برای تعیین تاریخ ورود واژه به عربی.

قرطاس به‌عنوان هدف تیراندازی

کاربرد دیگری از قرطاس به هدفی مربوط است که تیرانداز به سوی آن تیر می‌اندازد.

در «لسان العرب» آمده است که «قِرْطَاس» می‌تواند پوستی باشد که برای تیراندازی به‌عنوان هدف برپا شده است.

در چنین کاربردی، قرطاس دیگر برای نوشتن استفاده نمی‌شود، بلکه سطحی است که تیرانداز می‌کوشد تیر خود را به آن برساند.

این کاربرد با فعل «قَرْطَسَ» به معنای اصابت کردن به هدف ارتباط دارد.

در «الصحاح» آمده است: «رَمَى فَقَرْطَسَ»؛ یعنی تیر انداخت و به هدف اصابت کرد.

در اینجا، فعل با نام قرطاس ارتباط مستقیم دارد.

به نظر می‌رسد جهت اشتقاق در این کاربرد از نام هدف به فعل اصابت کردن باشد؛ زیرا «قرطاس» پیشاپیش نام سطح یا هدفی شناخته‌شده است.

اما نباید از این فعل نتیجه گرفت که معنای اصلی قرطاس در تمام کاربردها «رسیدن به مقصد» یا «درست نشانه گرفتن» بوده است.

در انعام ۶:۷ و ۶:۹۱، هیچ قرینه‌ای برای معنای تیراندازی وجود ندارد.

بنابراین، معنای صفحهٔ نوشتاری باید از معنای هدف تیراندازی جدا بماند.

قرطاس به‌عنوان نامی برای سفیدی

در منابع لغوی، «قِرْطَاس» برای بعضی حیوانات یا اشخاص با رنگ بسیار سفید نیز ثبت شده است.

ابن اعرابی از کاربرد این واژه برای ماده‌شتر جوان و برای زنی سفیدپوست و بلندبالا سخن گفته است.

همچنین «دَابَّةٌ قِرْطَاسِيّ» به حیوانی گفته شده که سفیدی رنگ آن با لکه‌های رنگی دیگر آمیخته نباشد.

لسان العرب؛ هدفِ پوستی، سفیدی و نام‌گذاری جانوران

می‌توان حدس زد که سفیدیِ صفحهٔ نوشتاری، زمینهٔ چنین نام‌گذاری‌هایی بوده است.

اما این توضیح به‌تنهایی منشأ تاریخی قطعی کاربرد را ثابت نمی‌کند.

در زبان عربی، قرطاس می‌توانسته از مواد و با رنگ‌های متفاوت ساخته شود؛ بنابراین، سفیدی را نباید ویژگی ضروری و همیشگی معنای آن دانست.

همچنین صورت‌های مربوط به حیوان و انسان در قرآن نیامده‌اند و هیچ دلیلی برای انتقال آنها به معنای «قراطيس» وجود ندارد.

قرطاس و کاربردهای متأخر

در فارسی و عربی امروز، قرطاس می‌تواند به برگ کاغذ و گاهی به کاغذی گفته شود که به شکل مخروطی پیچیده شده و برای نگهداری چیزهای کوچک به کار می‌رود.

در فارسی، «قرطاس‌بازی» نیز برای کارهای اداریِ مبتنی بر کاغذبازی به کار رفته است.

این کاربردها نشان می‌دهند که نامِ سطح نوشتاری در طول زمان به اشکال و کارکردهای دیگری گسترش یافته است.

اما کاربردهای جدید را نباید به عربیِ عصر قرآن بازگرداند و از آنها نتیجه گرفت که قرطاس در آیات به معنای پروندهٔ اداری، بسته‌بندی یا کاغذ صنعتی بوده است.

معنای پایهٔ قرآنی همان صفحه یا مادهٔ نوشتاری است.

۴. کاربرد قرطاس در انعام ۶:۷؛ نوشته‌ای قابل لمس

ریشهٔ «ق ر ط س» دو بار در قرآن آمده است. نخستین کاربرد در انعام ۶:۷ است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ دو کاربرد اسمی در سورهٔ انعام

سورهٔ انعام، ۶:۷

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ

ترجمهٔ فارسی موجود در فرقان:

«و اگر نوشته‌ای بر کاغذ بر تو فرو می‌فرستادیم و آن را با دست‌هایشان لمس می‌کردند، کسانی که کفر ورزیدند می‌گفتند: این جز جادویی آشکار نیست.»

«كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ»؛ نوشته و سطح نوشتاری

در این آیه، «قِرْطَاسٍ» پس از حرف اضافهٔ «فِي» آمده و مجرور است.

«كِتَابًا» نیز منصوب است و چیزی را بیان می‌کند که در فرض آیه بر پیامبر فرو فرستاده می‌شود.

این دو اسم نقش یکسان ندارند.

«کتاب» در این سیاق به نوشته یا محتوای مکتوب اشاره دارد، در حالی که «قرطاس» سطحی است که آن نوشته بر آن قرار گرفته است.

پس نباید «كتاب» و «قرطاس» را دو واژهٔ مترادف دانست.

یک نوشته می‌تواند بر قرطاس قرار داشته باشد، اما خود قرطاس، به‌تنهایی، محتوای آن نوشته را تعیین نمی‌کند.

همچنین نباید از این آیه نتیجه گرفت که هر کتاب در قرآن الزاماً شیئی از برگ‌های کاغذیِ به‌هم‌پیوسته است.

در اینجا، آیه به‌طور مشخص از فرضی سخن می‌گوید که در آن نوشته‌ای بر یک سطح مادی عرضه می‌شود.

بنابراین، «كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ» می‌تواند به‌صورت طبیعی «نوشته‌ای بر کاغذ» یا در بیان تاریخی دقیق‌تر «نوشته‌ای بر صفحه‌ای نوشتاری» ترجمه شود.

«فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ»؛ لمس کردن با دست

پس از ذکر کتاب و قرطاس، آمده است: «فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ».

در این عبارت، لمس کردن با دست‌ها صریحاً ذکر شده است.

این نکته نشان می‌دهد که فرض آیه تنها دربارهٔ شنیدن یک پیام یا دیدن نوشته از دور نیست.

حتی اگر نوشته‌ای مادی بر آنان عرضه شود و بتوانند آن را با دست لمس کنند، باز هم واکنشِ انکارکنندگان همان خواهد بود.

از نظر نحوی، ضمیر «هُ» در «فَلَمَسُوهُ» می‌تواند به «كتاب» یا به شیء نوشتاریِ نزدیک، یعنی قرطاس، مربوط باشد؛ زیرا هر دو اسم مذکرند.

در هر دو صورت، مضمون اصلی روشن است: آنان با نوشته‌ای مادی و قابل لمس روبه‌رو می‌شوند.

این لمس کردن، ویژگی مهمی از فرض آیه است؛ زیرا تجربهٔ مستقیم و جسمانی را به شرایط استدلال می‌افزاید.

بااین‌حال، نباید از «فَلَمَسُوهُ» نتیجه گرفت که آیه وقوع تاریخیِ چنین نزولی را گزارش می‌کند.

ساختمان «وَلَوْ نَزَّلْنَا» یک فرض را مطرح می‌کند و پاسخ احتمالیِ انکارکنندگان را بیان می‌نماید.

آیه در اینجا از رویدادی قطعی و انجام‌شده سخن نمی‌گوید.

آیا کاغذِ قابل لمس، انکار را پایان می‌دهد؟

پایان آیه می‌گوید که کسانی که کفر ورزیده‌اند، حتی در چنین وضعیتی نیز آن را جادویی آشکار خواهند نامید.

این بیان نشان می‌دهد که مخالفت آنان تنها از نبود یک شیء قابل لمس ناشی نمی‌شود.

در انعام ۶:۴، انعام ۶:۵ و انعام ۶:۶، از روی‌گردانی نسبت به نشانه‌ها، تکذیب حق و سرنوشت کسانی سخن رفته که پیش از آنان نشانه‌ها را نادیده گرفتند.

در انعام ۶:۸ و انعام ۶:۹ نیز درخواست فرود آمدن فرشته مطرح می‌شود.

بنابراین، انعام ۶:۷ در سیاقی قرار دارد که از مطالبهٔ نشانه‌ها و نپذیرفتن حقیقت سخن می‌گوید.

در این مجموعه، قرطاس وسیلهٔ مادیِ فرض‌شده برای عرضهٔ نوشته است؛ اما حتی چنین وسیله‌ای نیز به‌تنهایی پذیرش حقیقت را تضمین نمی‌کند.

بااین‌حال، این نتیجه از سیاق آیه به دست می‌آید، نه از معنای لغوی «قرطاس».

خودِ قرطاس نه به معنای انکار است و نه به معنای دلیل قطعی.

قرطاس تنها سطحی است که نوشته بر آن قرار می‌گیرد و در این آیه امکان لمس مستقیم آن مطرح شده است.

۵. قراطیس در انعام ۶:۹۱؛ برگ‌های نوشته‌شده و پنهان کردن محتوا

سورهٔ انعام، ۶:۹۱

وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ

ترجمهٔ فارسی موجود در فرقان:

«و آن معبود یگانه را آن‌گونه که سزاوار اوست قدر نشناختند، هنگامی که گفتند: آن معبود یگانه هیچ چیزی بر هیچ بشری فرو نفرستاده است. بگو: چه کسی کتابی را فرو فرستاد که موسی آن را به‌عنوان نور و هدایت برای مردم آورد؟ آن را به برگ‌هایی تبدیل می‌کنید که آشکارشان می‌سازید و بسیاری را پنهان می‌کنید؛ و آنچه را نه شما می‌دانستید و نه پدرانتان، به شما آموخته شد. بگو: آن معبود یگانه؛ سپس آنان را واگذار تا در سخن بیهوده‌شان بازی کنند.»

معنای «قَرَاطِيسَ»

«قَرَاطِيسَ» جمع شکستهٔ «قِرْطَاس» است.

در این آیه، واژه به برگ‌ها یا صفحه‌هایی اشاره دارد که متنِ کتاب در آنها قرار داده شده است.

از نظر نحوی، «قَرَاطِيسَ» پس از «تَجْعَلُونَهُ» آمده است.

اگر «جَعَلَ» را در معنای گردانیدن و تبدیل کردن بگیریم، ضمیر «هُ» مفعول نخست و «قَرَاطِيسَ» مفعول دوم است.

بنابراین، «تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ» به قرار دادن یا عرضه کردن کتاب در قالب برگ‌های مکتوب اشاره دارد.

اما از این ساختمان نباید نتیجه گرفت که خودِ محتوای کتاب از نظر لفظی حتماً به مادهٔ کاغذ تبدیل شده است.

مقصود می‌تواند قرار دادن نوشته‌ها بر برگ‌های متعدد و عرضه کردن کتاب در قالب مجموعه‌ای از صفحات باشد.

این نوع تعبیر در زبان طبیعی است. برای مثال، می‌توان گفت کتابی را به چند صفحه یا دفتر درآوردند، بی‌آنکه مقصود تبدیل معنای کتاب به جنس فیزیکیِ کاغذ باشد.

در این کاربرد نیز کتاب و قراطیس دو چیز مرتبط اما متفاوت‌اند: کتاب از جهت محتوای مکتوب و قراطیس از جهت برگ‌هایی که محتوا در آنها ثبت یا عرضه می‌شود.

چرا «تُبْدُونَهَا» با ضمیر مؤنث آمده است؟

پس از «قَرَاطِيسَ»، عبارت «تُبْدُونَهَا» آمده است.

ضمیر «هَا» به قراطیس بازمی‌گردد.

در عربی، جمع غیرعاقل می‌تواند با ضمیر مؤنث مفرد مورد اشاره قرار گیرد.

بنابراین، مؤنث بودن ضمیر به معنای آن نیست که قرطاس در اینجا نام موجودی مؤنث یا شیئی متفاوت از صفحهٔ نوشتاری است.

عبارت «تُبْدُونَهَا» به آشکار کردن برگ‌ها اشاره دارد؛ و به اعتبار اینکه برگ‌ها حامل نوشته‌اند، آشکار کردن آنها با آشکار کردن محتوای مکتوب نیز ارتباط می‌یابد.

در ادامه آمده است: «وَتُخْفُونَ كَثِيرًا».

این عبارت به پنهان کردن مقدار فراوانی اشاره دارد.

اما پس از «كَثِيرًا»، اسم صریحی مانند «مِنَ الْقَرَاطِيسِ» یا «مِنَ الْكِتَابِ» نیامده است.

ازاین‌رو، باید در تحلیل دقت کرد.

ممکن است مقصود پنهان کردن بخش‌های فراوانی از نوشته یا کتاب باشد. این معنا با سیاق آیه تناسب روشنی دارد.

اما نباید بدون قید ادعا کرد که آیه حتماً از مخفی کردن تعداد معینی برگ فیزیکی سخن می‌گوید.

نکتهٔ اصلیِ نکوهش‌شده، آشکار کردن و پنهان ساختن است؛ و از نظر سیاق، موضوع آن به دانشی مربوط می‌شود که در کتاب وجود دارد.

آیا تقسیم کردن کتاب به چند برگ نکوهیده است؟

خودِ نوشتن یک کتاب بر چند برگ یا صفحه، عملی عادی و لازم برای ثبت و نگهداری نوشته‌های طولانی است.

هیچ دلیل لغوی وجود ندارد که «قرطاس» یا «قراطیس» در ذات خود به معنای تحریف یا فساد باشد.

در این آیه نیز نکوهش از همراهی چند عمل به دست می‌آید: قرار دادن کتاب در قالب برگ‌ها، آشکار کردن آنها و پنهان کردن بخش فراوانی از محتوا.

بنابراین، نمی‌توان تنها از «تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ» نتیجه گرفت که هر تقسیم کتاب به صفحه‌ها یا دفترهای جداگانه نادرست است.

همچنین از همین عبارت به‌تنهایی ثابت نمی‌شود که مخاطبان حتماً اصل نسخهٔ کتاب را از نظر فیزیکی پاره کرده یا متن آن را تغییر داده‌اند.

تغییر دادن متن، رونویسی کردن، تقسیم آن به صفحات، آشکار کردن بعضی نوشته‌ها و پنهان ساختن بعضی دیگر، اعمال متفاوتی هستند.

ممکن است برخی از آنها در یک رفتار با یکدیگر همراه شوند، اما نمی‌توان همه را تنها از واژهٔ «قراطیس» استخراج کرد.

آنچه خود آیه صریحاً بیان می‌کند، آشکار کردن و پنهان کردن است.

از همین رو، اگر بخواهیم از این آیه دربارهٔ امانت‌داری در انتقال دانش نتیجه بگیریم، استدلال باید بر ساخت کامل جمله و سیاق آن استوار باشد؛ نه بر اینکه برگ یا کاغذ ذاتاً وسیلهٔ تحریف است.

مخاطب عبارت چه کسانی‌اند؟

آیه با گزارشی دربارهٔ کسانی آغاز می‌شود که گفته‌اند خداوند هیچ چیزی بر هیچ بشری فرو نفرستاده است.

سپس دربارهٔ کتابی پرسش می‌کند که موسی آن را آورده است.

در این سیاق، اشاره به کتاب موسی اهمیت دارد؛ زیرا ادعای نفیِ هرگونه نزول بر بشر با وجود کتابی که از سوی خداوند معرفی شده، به چالش کشیده می‌شود.

در قرائت مشهورِ مورد استفادهٔ این پژوهش، «تَجْعَلُونَهُ»، «تُبْدُونَهَا» و «تُخْفُونَ» به صورت خطاب آمده‌اند.

در قرائتی دیگر، این فعل‌ها با «ی» آغاز می‌شوند و به‌صورت غایب خوانده می‌شوند: «يَجْعَلُونَهُ»، «يُبْدُونَهَا» و «يُخْفُونَ».

این تفاوت در تعیین مخاطب مستقیم جمله اهمیت دارد.

در خوانش خطاب، سخن مستقیماً با گروهی است که کتاب موسی در اختیارشان قرار گرفته یا با آن ارتباط دارند.

در خوانش غایب، می‌توان سخن را گزارشی دربارهٔ رفتار گروه دیگری دانست.

در نتیجه، تعیین هویت دقیق مخاطبان در همهٔ بخش‌های آیه به بررسی قرائت و سیاق کامل نیاز دارد.

طبری؛ قرائت‌های خطاب و غایب و اختلاف در مخاطبان

اما در هر دو خوانش، معنای «قَرَاطِيس» تغییر نمی‌کند.

این واژه همچنان به برگ‌ها یا صفحه‌های نوشتاری اشاره دارد.

همچنین از آیه نمی‌توان بدون دلیل نتیجه گرفت که هر فرد وابسته به یک جماعت دینی، در تمام دوره‌های تاریخی، آگاهانه به پنهان کردن کتاب مشغول بوده است.

داوری دربارهٔ رفتار مشخص باید از تعمیم آن به همهٔ اعضای یک گروه جدا بماند.

پیوند با آیات مجاور

در انعام ۶:۸۹، از کسانی سخن رفته است که کتاب، حکم و نبوت به آنان داده شده است.

در انعام ۶:۹۰، فرمان پیروی از هدایت آنان آمده و در انعام ۶:۹۱، سخن به انکار نزول وحی و کتاب موسی می‌رسد.

در انعام ۶:۹۲ نیز قرآن به‌عنوان کتابی مبارک و تصدیق‌کنندهٔ آنچه پیش از آن است معرفی می‌شود.

این پیوستگی نشان می‌دهد که بحث اصلی دربارهٔ وحی، هدایت و رابطهٔ انسان با کتاب الهی است.

در چنین سیاقی، «قراطیس» به صورت مادیِ ثبت و عرضهٔ کتاب اشاره می‌کند.

اما مسئلهٔ اصلی، رابطهٔ میان محتوای هدایت و شیوهٔ برخورد انسان با آن است.

کتابی می‌تواند بر برگ‌های متعدد نوشته شده باشد و همچنان وسیلهٔ هدایت باقی بماند.

مشکل هنگامی پدید می‌آید که محتوای آن به‌صورت گزینشی آشکار یا پنهان شود و مخاطبان از دسترسی درست به حقیقت محروم گردند.

این نتیجه از مجموعهٔ جمله به دست می‌آید؛ نه از معنای لغوی قرطاس به‌تنهایی.

۷. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«قِرْطَاس» در عربی به صفحه یا ماده‌ای گفته می‌شود که نوشته بر آن ثبت می‌گردد.

در منابع کهن، این واژه برای پاپیروس مصری، پوست آماده‌شده برای نوشتن و دیگر صفحه‌های نوشتاری آمده است.

در کاربردی دیگر، قرطاس می‌تواند نام سطحی باشد که برای تیراندازی به‌عنوان هدف برپا می‌شود. فعل «قَرْطَسَ» به معنای اصابت کردن به هدف نیز با این کاربرد پیوند دارد و به‌احتمال، از نام هدف ساخته شده است.

برخی کاربردهای مربوط به رنگ سفید و نام‌گذاری حیوانات نیز در منابع ثبت شده‌اند، اما نباید همهٔ آنها را بدون شاهد از یک منشأ تصویری قطعی استخراج کرد.

از نظر تاریخی، قرطاس به احتمال قوی واژه‌ای وام‌گرفته است که با صورت‌های یونانی و آرامیِ مربوط به صفحه و طومار نوشتاری ارتباط دارد.

این تاریخ، با پذیرفته شدن واژه در زبان عربی و ساخته شدن فعل‌ها و مشتق‌های عربی از آن منافاتی ندارد.

در قرآن، این خانواده دو بار و در دو آیه از سورهٔ انعام آمده است.

در انعام ۶:۷، «قِرْطَاسٍ» به سطحی اشاره دارد که نوشته‌ای بر آن قرار گرفته و حتی امکان لمس کردن آن با دست مطرح شده است.

در انعام ۶:۹۱، «قَرَاطِيسَ» به برگ‌ها یا صفحه‌هایی اشاره دارد که کتاب موسی در قالب آنها عرضه می‌شود و آیه از آشکار ساختن و پنهان کردن بخش‌هایی از آن سخن می‌گوید.

در هر دو کاربرد، معنای قرطاس مادی و روشن است. اما نقش آن در سیاق متفاوت است.

در آیهٔ نخست، قرطاس وسیله‌ای برای عرضهٔ نوشته‌ای قابل لمس است.

در آیهٔ دوم، قراطیس وسیلهٔ ثبت و ارائهٔ کتاب‌اند و موضوع نکوهش، برخورد گزینشی با محتوای آن است.

معنای کوتاه ریشه: صفحه یا برگِ نوشتاری؛ سطحی که نوشته بر آن ثبت می‌شود، مانند پاپیروس، پوست آماده‌شده یا کاغذ. در کاربردی دیگر، سطح یا هدفِ تیراندازی نیز قرطاس نامیده شده است.

معنای صورت‌های قرآنی و پیشنهاد ترجمه:

قِرْطَاسٍ — انعام ۶:۷: صفحه یا کاغذی که نوشته بر آن قرار دارد و می‌توان آن را لمس کرد. پیشنهاد ترجمه: «کاغذ».

قَرَاطِيسَ — انعام ۶:۹۱: برگ‌ها یا صفحه‌های مکتوبی که کتاب در قالب آنها عرضه شده است. پیشنهاد ترجمه: «برگ‌ها» یا «صفحه‌های نوشتاری».

در فارسی امروز، «کاغذ» و «برگ» می‌توانند معنای دو صورت قرآنی را به‌خوبی منتقل کنند؛ به شرط آنکه در توضیح تاریخی، جنس این صفحه‌ها به کاغذ امروزی محدود نشود.

نتیجهٔ اصلی این پژوهش آن است که قرطاس نامِ حامل نوشته است، نه خودِ حقیقت یا محتوای نوشته.

ممکن است حقیقتی بر قرطاس ثبت شود و انسان آن را بپذیرد یا انکار کند. همچنین ممکن است کتابی بر برگ‌های متعدد نوشته شود و حاملان آن، بخشی را آشکار یا پنهان سازند.

در هیچ‌یک از این موارد، خودِ قرطاس به معنای ایمان، انکار، تحریف یا پنهان‌کاری نیست.

این رفتارها و داوری‌ها به انسان و نحوهٔ برخورد او با نوشته مربوط‌اند.

قرآن در هر دو آیه، از یک وسیلهٔ شناخته‌شدهٔ ثبت نوشته بهره می‌گیرد؛ اما در یکی، نپذیرفتن حقیقت حتی در برابر نوشته‌ای قابل لمس مطرح است و در دیگری، آشکار کردن و پنهان کردن محتوای کتاب.

این تفاوت نشان می‌دهد که برای فهم دقیق واژه، باید میان سطح نوشتاری، محتوای نوشته و رفتار انسان با آن محتوا مرز روشن نگه داشت.