ریشه قرآنی ص ح ف

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صحیفه، نوشته، صفحه گسترده و ظرف پهن؛ دو شاخه معنایی از خانواده گشودگی و گستردگی سطح

صورت‌های قرآنی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشه ص ح ف در زبان عربی با گستردگی و پهن بودن سطح ارتباط دارد. از این خانواده دو واژه مهم پدید آمده است: «صَحِيفَة» که به صفحه یا چیزی گفته می‌شود که بر آن می‌نویسند، و «صَحْفَة» که به ظرف پهن و گشاده، به‌ویژه برای گذاشتن و پیشکش کردن غذا، اشاره دارد.

در قرآن، این دو شاخه با دو صورت متفاوت دیده می‌شوند: «صُحُف» برای صحیفه‌ها و نوشته‌ها، و «صِحَاف» برای ظرف‌های پهن. هرچند هر دو به یک خانواده لغوی تعلق دارند، در کاربرد قرآنی یک معنا ندارند.

صورت‌های مهم این خانواده چنین‌اند:

  • صَحِيفَة: صفحه یا برگه‌ای که چیزی بر آن نوشته می‌شود؛ در زبان عربی می‌تواند بر خود نوشته نیز اطلاق شود. این صورت مفرد در قرآن نیامده است.
  • صُحُف: جمع صحیفه؛ نوشته‌ها، صحیفه‌ها یا مجموعه‌هایی از نوشته‌های ثبت‌شده. این صورت هشت بار در قرآن آمده است.
  • صَحَائِف: صورت جمع دیگر صحیفه که در زبان عربی شناخته شده، اما در قرآن نیامده است.
  • صَحْفَة: ظرفی پهن و گشاده، معمولا برای غذا. صورت مفرد آن در قرآن نیامده است.
  • صِحَاف: جمع صحفه؛ ظرف‌های پهن غذا که در زخرف ۴۳:۷۱ آمده است.
  • مُصْحَف: مجموعه صحیفه‌های گردآوری‌شده در یک مجلد؛ اصطلاحی شناخته‌شده در زبان اسلامی که خود این صورت در قرآن نیامده است.
  • تَصْحِيف: اشتباه در خواندن یا نقل نوشته، به‌ویژه بر اثر شباهت شکل حروف؛ کاربردی لغوی و علمی که در قرآن نیامده است.

بنابراین، ریشه ص ح ف در قرآن مجموعا نه بار حضور دارد، اما نباید همه موارد آن را «نوشته» یا «کتاب» ترجمه کرد. یک مورد آن صریحا درباره ظرف غذاست.

۲. هسته معنایی و کاربرد در عربی کهن

گستردگی سطح

در گزارش فرهنگ‌های عربی، ص ح ف با سطحی ارتباط دارد که باز، پهن یا گسترده است. این گستردگی گاهی در سطح زمین دیده می‌شود، گاهی در روی انسان، گاهی در چیزی که بر آن می‌نویسند و گاهی در ظرفی که دهانه‌ای گشاده دارد.

در زبان لغوی، «الصَّحِيف» برای روی زمین و «صَحِيفَةُ الْوَجْهِ» برای سطح آشکار چهره نیز ثبت شده است. این کاربردها نشان می‌دهند که خانواده ص ح ف به نوشته محدود نبوده است.

با این حال، وجود این کاربردهای گوناگون ثابت نمی‌کند که همه آنها در یک مسیر تاریخی مشخص و از یک معنای نخستین پدید آمده‌اند. گستردگی سطح، پیوند معنایی مناسبی برای شناخت این خانواده است؛ اما تعیین تاریخ دقیق پیدایش هر شاخه به شواهد مستقل نیاز دارد.

صحیفه؛ صفحه‌ای برای نوشتن

صحیفه در معنای شناخته‌شده خود چیزی است که نوشته‌ای بر آن قرار می‌گیرد. جنس آن در خود واژه تعیین نشده است. می‌تواند از مواد گوناگون قابل نوشتن ساخته شده باشد.

وقتی نوشته‌ای بر چنین صفحه‌ای قرار گرفت، نام صحیفه می‌تواند هم به صفحه حامل نوشته و هم به نوشته‌ای که در آن ثبت شده اشاره کند. همین کاربرد سبب می‌شود که «صحیفه» در بعضی بافت‌ها معنایی نزدیک به نامه، سند یا نوشته پیدا کند.

برای فهم این تحول، کافی است کاربرد امروزی «نامه» را در نظر بگیریم. وقتی می‌گوییم «نامه را خواندم»، معمولا مقصود خواندن نوشته است، نه بررسی جنس کاغذ. در عربی نیز صحیفه می‌تواند به محتوای ثبت‌شده اشاره کند، بی‌آنکه هر بار جنس و شکل حامل آن موضوع سخن باشد.

این تمایز در فهم کاربردهای قرآنی اهمیت دارد؛ زیرا قرآن گاهی از صحیفه‌هایی سخن می‌گوید که محتوای آنها مورد توجه است، نه شکل مادی‌شان.

صحفه؛ ظرفی پهن و گشاده

شاخه دیگر، «صَحْفَة» است. در توضیحات لغوی عربی، این واژه برای ظرفی پهن و نسبتا کم‌عمق، نزدیک به کاسه یا طبق بزرگ غذا، به کار رفته است. جمع رایج آن «صِحَاف» است.

این کاربرد در نقل لغوی از شعری منسوب به اعشی، از شاعران اواخر جاهلیت، نیز ثبت شده است:

وَالْمَكَاكِيكُ وَالصِّحَافُ مِنَ الْفِضَّةِ

یعنی: «و ظرف‌های نوشیدنی و ظرف‌های پهن غذا از نقره‌اند.»

در ادامه این بیت اختلاف ضبط وجود دارد، اما بخش نقل‌شده در منابع لغوی برای نشان دادن کاربرد «صِحَاف» به معنای ظروف پهن به کار رفته است. انتساب شعر به اعشی، به‌تنهایی تاریخ دقیق سروده شدن همین بیت را ثابت نمی‌کند.

اهمیت این شاهد آن است که «صِحَاف» در زبان عربی برای ظروف واقعی شناخته می‌شده و کاربرد آن در قرآن نیازی به تفسیر نمادین ندارد.

رابطه دو شاخه

صحیفه و صحفه از نظر شکل واژه و مصداق یکسان نیستند. یکی در کاربرد اصلی قرآنی به حامل نوشته یا محتوای ثبت‌شده اشاره می‌کند و دیگری به ظرف غذا.

می‌توان در هر دو، گستردگی سطح را مشاهده کرد؛ اما نباید گفت که ظرف غذا از صفحه کتاب ساخته شده، یا صحیفه در اصل ظرف بوده است. چنین ترتیبی از شواهد موجود ثابت نمی‌شود.

۳. صُحُف؛ نوشته‌های وحیانی پیشین

بخش مهمی از کاربردهای قرآنی ص ح ف به نوشته‌هایی مربوط است که قرآن آنها را به وحی و پیامبران پیشین پیوند می‌دهد.

صحف نخستین در سوره طه

طه، ۲۰:۱۳۳

وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ

«و گفتند: چرا نشانه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟ آیا دلیل روشن آنچه در صحیفه‌های نخستین آمده، به آنان نرسیده است؟»

در این آیه، «الصُّحُفِ الْأُولَىٰ» به نوشته‌های پیشین اشاره دارد. صفت «الأولى» تقدم آنها را نشان می‌دهد و از خود واژه «صحف» به دست نمی‌آید.

موضوع آیه، محتوای آن نوشته‌ها و دلیل روشنی است که در ارتباط با آنها مطرح می‌شود. بنابراین، ترجمه «صحیفه‌های نخستین» یا «نوشته‌های پیشین» مناسب است.

خواندن صحف به معنای «کتاب‌های پیشین» در این سیاق نیز قابل فهم است، اما باید توجه داشت که «کتاب» معادل گسترده‌تری است و تمایز واژگانی صحف را تا اندازه‌ای از میان می‌برد.

آیه نام این صحیفه‌ها، تعداد آنها و شکل مادی‌شان را مشخص نمی‌کند.

صحف موسی در سوره نجم

النجم، ۵۳:۳۶

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ

«یا آیا او از آنچه در صحیفه‌های موسی است، آگاه نشده است؟»

در اینجا صحف با نام موسی پیوند خورده است. تعبیر «بِمَا فِي» نشان می‌دهد که سخن درباره محتوای صحیفه‌هاست؛ چیزی که شخص باید از آن آگاه شده باشد.

آیه بعد از ابراهیم یاد می‌کند و آیات بعدی، از جمله درباره اینکه هیچ کس بار دیگری را برنمی‌دارد و انسان جز حاصل کوشش خود را ندارد، مضمون پیام را روشن‌تر می‌سازند.

«صحف موسی» در این آیه عنوانی برای نوشته‌های منسوب به وحی موسی است. اما خود این تعبیر تعیین نمی‌کند که منظور دقیقا چه شمار صفحه، چند سند جداگانه یا کدام شکل مادی از نوشته بوده است.

همچنین نمی‌توان تنها بر پایه این واژه درباره یکسان بودن تمام جزئیات صحف موسی با متن موجود تورات حکم کرد. این مسئله به بررسی جداگانه نسبت میان صحف، کتاب، تورات و دیگر تعبیرهای قرآنی نیاز دارد.

صحف ابراهیم و موسی در سوره اعلی

الأعلى، ۸۷:۱۸

إِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ

«بی‌گمان این در صحیفه‌های نخستین آمده است.»

الأعلى، ۸۷:۱۹

صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ

«صحیفه‌های ابراهیم و موسی.»

آیه نوزدهم، «صحف نخستین» را با نام ابراهیم و موسی روشن‌تر می‌کند.

این کاربرد به‌ویژه از آن جهت مهم است که قرآن درباره صحف ابراهیم و موسی سخن می‌گوید، بی‌آنکه تعداد یا صورت مادی آنها را بیان کند.

در آیه هجدهم، ضمیر اشاره «هذا» به محتوایی اشاره دارد که پیش از آن مطرح شده است. در آیات نزدیک، از پاک ساختن خویش، یاد کردن نام پروردگار، صلاة، برگزیدن زندگی دنیا و برتری و ماندگاری آخرت سخن رفته است.

از این رو، دست‌کم پیوند این آموزه‌ها با صحف پیشین روشن است. اینکه «هذا» دقیقا تمام محتوای سوره را دربر می‌گیرد یا بیشتر به آموزه‌های نزدیک آن اشاره دارد، مسئله‌ای سیاقی است. خود لفظ صحف این محدوده را تعیین نمی‌کند.

نکته اصلی این است که قرآن میان پیام خود و آنچه در نوشته‌های پیشین آمده، پیوند برقرار می‌کند. اما این پیوند به معنای آن نیست که تمام متن قرآن، با همین ترتیب و الفاظ، در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده بوده است.

۴. صحف گرامی و پاکیزه؛ جایگاه وحی و تلاوت

در دو کاربرد دیگر، صُحُف با وصف‌هایی آمده است که به ارجمندی و پاکیزگی آنها اشاره دارند.

صحف مکرمه در سوره عبس

عبس، ۸۰:۱۳

فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ

«در صحیفه‌هایی گرامی و ارجمند.»

این آیه در ادامه سخن درباره تذکره و یادآوری آمده است. در آیات پیش از آن، قرآن از یادآوری سخن می‌گوید که هر کس بخواهد می‌تواند آن را به یاد آورد.

پس از آیه سیزدهم، صحیفه‌ها با وصف‌های «مرفوعة» و «مطهرة» شناسانده می‌شوند و سپس از «سفرة» و وصف‌های آنان سخن می‌رود.

بنابراین، معنای ارجمندی تنها از ریشه ص ح ف به دست نمی‌آید. «صحف» نوشته‌ها یا صحیفه‌ها را مشخص می‌کند و «مكرمة» وصف ارزش و حرمت آنهاست.

همچنین نمی‌توان از این عبارت به تنهایی نتیجه گرفت که مقصود حتما کتابی کاغذی و در دسترس انسان است. آیه ارزش و جایگاه صحیفه‌ها را بیان می‌کند، اما جنس و صورت فیزیکی آنها را شرح نمی‌دهد.

این احتیاط نباید به انکار معنای شناخته‌شده صحیفه نیز بینجامد. تصویر نوشته و ثبت در خود واژه حضور دارد؛ آنچه تعیین نشده، کیفیت و صورت خاص مصداق آن در این آیه است.

صحف مطهره در سوره بینه

البينة، ۹۸:۲

رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً

«فرستاده‌ای از سوی آن معبود یگانه که صحیفه‌هایی پاکیزه‌شده را تلاوت می‌کند.»

در این آیه، رابطه صحف با فعل «يَتْلُو» بسیار مهم است.

تلاوت، در این ساخت، به محتوایی مربوط می‌شود که خوانده و بازگو می‌شود. بنابراین، وقتی قرآن می‌گوید رسول صحف را تلاوت می‌کند، سخن را نباید به خواندن سطح مادی صفحات محدود کرد. آنچه تلاوت می‌شود، محتوای وحیانی آنهاست.

با این حال، نباید معنای صحف را به «گفتار» فروکاست و پیوند آن را با نوشته نادیده گرفت. تعبیر آیه می‌تواند از صحیفه‌ها سخن بگوید و در عین حال، محتوای قابل تلاوت آنها را مقصود داشته باشد.

صفت «مطهرة» نیز از ریشه دیگری است و پاکیزگی صحیفه‌ها را بیان می‌کند. از خود ریشه ص ح ف نمی‌توان پاکیزگی، عصمت، حقانیت یا الهی بودن نتیجه گرفت. صحیفه به سبب چیزی که در آن آمده و وصفی که سیاق به آن داده، چنین جایگاهی می‌یابد.

آیه بعد، یعنی بینه ۹۸:۳، می‌گوید در این صحیفه‌ها «كتب قيمة» وجود دارد. از کنار هم آمدن صحف و کتب می‌توان فهمید که قرآن میان صحیفه به‌عنوان مجموعه یا حامل نوشته و آنچه در آن ثبت شده رابطه برقرار کرده است.

با این وجود، تعبیر «كتب» در آن آیه نیازمند بررسی مستقل است. نباید پیشاپیش آن را به چند کتاب مجلد، چند سوره جداگانه یا چند مجموعه قانونی مشخص محدود کرد.

۵. صحف در قیامت و در مطالبه نشانه

صحیفه‌های گشوده در قیامت

التكوير، ۸۱:۱۰

وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ

«و آنگاه که صحیفه‌ها گشوده شوند.»

این آیه در میان صحنه‌های قیامت آمده است. فعل «نُشِرَتْ» از ریشه ن ش ر است و به گشودن و باز شدن اشاره دارد.

«صحف» خود به نوشته‌ها یا صحیفه‌ها اشاره می‌کند؛ گشوده شدن آنها معنایی است که فعل «نُشِرَتْ» به جمله می‌افزاید.

در شبکه آیات قیامت، قرآن از نامه یا کتاب اعمال نیز سخن می‌گوید؛ از جمله در اسراء ۱۷:۱۳، کهف ۱۸:۴۹، الحاقه ۶۹:۱۹، الحاقه ۶۹:۲۵، الانشقاق ۸۴:۷ و الانشقاق ۸۴:۱۰. این آیات زمینه‌ای مهم برای فهم صحف گشوده‌شده در قیامت فراهم می‌کنند.

بر این اساس، فهم «صحف» در تکویر به‌عنوان نوشته‌ها یا پرونده‌های ثبت اعمال با سیاق قرآنی سازگار است.

با این حال، خود آیه تکویر شکل، شمار و جنس این صحیفه‌ها را بیان نمی‌کند. همچنین از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که هر صحیفه الزاما یک برگه جداگانه یا یک دفتر به شکل شناخته‌شده دنیوی است.

در این آیه، آنچه برجسته می‌شود آشکار شدن نوشته‌های ثبت‌شده است، نه ساختمان مادی آنها.

درخواست صحیفه‌های گشوده

المدثر، ۷۴:۵۲

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً

«بلکه هر فردی از آنان می‌خواهد صحیفه‌هایی گشوده به او داده شود.»

در این آیه، «صُحُفًا» با صفت «مُنَشَّرَةً» آمده است. این صفت از ریشه ن ش ر است و حالت گشوده یا بازشده صحیفه‌ها را نشان می‌دهد.

سیاق آیات درباره کسانی است که از یادآوری روی می‌گردانند. در اینجا خواسته آنان به صورت دریافت صحیفه‌های جداگانه و گشوده بیان شده است.

نکته مهم در ساخت آیه، تعبیر «كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ» است. سخن از آن است که هر فرد از میان آنان چنین چیزی می‌خواهد. بنابراین، مطالبه به صورت فردی مطرح می‌شود، نه صرفا درخواست یک نوشته عمومی برای همه.

در این آیه، صحف نوشته‌هایی‌اند که انتظار دارند به آنان داده شود. وصف گشوده نیز بر آشکار و قابل دسترس بودن آنها دلالت دارد.

نباید این صحیفه‌ها را با صحف قیامت در تکویر یکی دانست. هرچند هر دو آیه از ماده ن ش ر برای گشودن صحیفه‌ها استفاده می‌کنند، سیاق آنها متفاوت است: یکی از خواسته گروهی روی‌گردان سخن می‌گوید و دیگری از صحنه قیامت.

همچنین جزئیاتی مانند نام نوشته‌شده هر فرد، متن مخصوص هر نامه، شیوه فرود آمدن آن یا محتوای دقیق صحیفه‌ها در خود آیه بیان نشده است.

۶. صِحَاف؛ ظرف‌های پهن در قرآن

تنها کاربرد شاخه مربوط به ظروف غذا در سوره زخرف آمده است.

الزخرف، ۴۳:۷۱

يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ ۖ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ ۖ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

«ظرف‌های پهن از طلا و جام‌ها را پیرامون آنان می‌گردانند؛ و در آن [بهشت] آنچه جان‌ها می‌خواهند و چشم‌ها از آن لذت می‌برند هست؛ و شما در آن ماندگارید.»

در این آیه، «صِحَاف» جمع «صَحْفَة» است، نه جمع «صَحِيفَة».

همین تفاوت صرفی برای ترجمه اهمیت اساسی دارد. اگر کسی هر صورت ریشه ص ح ف را به معنای نوشته یا صحیفه بگیرد، در اینجا با تصویری نامتناسب روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا آیه از ظرف‌هایی سخن می‌گوید که در کنار «أكواب» آورده می‌شوند.

«صحاف» ظرف‌های پهن و گشاده‌اند، در حالی که «أكواب» به جام‌ها و ظرف‌های نوشیدنی اشاره دارد. این همراهی به فهم صحنه پذیرایی کمک می‌کند.

«مِنْ ذَهَبٍ» جنس صحاف را در همین آیه مشخص می‌کند. بنابراین، طلا جزء معنای لغوی صِحَاف نیست؛ ظرف می‌تواند از مواد دیگر نیز ساخته شده باشد.

در ترجمه می‌توان از «ظرف‌های پهن غذا»، «طبق‌های غذا» یا «ظرف‌های گشاده» استفاده کرد. واژه «بشقاب» نیز تا اندازه‌ای معنا را می‌رساند، اما ممکن است تصویر بشقاب‌های کوچک و تخت امروزی را در ذهن ایجاد کند. از آنجا که صحفه در زبان کهن می‌توانسته ظرفی بزرگ‌تر و گشاده‌تر باشد، «ظرف‌های پهن غذا» معادل دقیق‌تر و کم‌محدودیت‌تری است.

چنین برداشتی به معنای تعیین اندازه، عمق، شکل هندسی یا کیفیت فیزیکی ظروف آخرت نیست. قرآن تصویر ظرف‌های زرین و پذیرایی را بیان می‌کند، اما جزئیات مادی آن را توضیح نمی‌دهد.

۸. جمع‌بندی

ریشه ص ح ف در قرآن دو شاخه روشن دارد. «صُحُف» به صحیفه‌ها و نوشته‌ها اشاره می‌کند و «صِحَاف» به ظرف‌های پهن غذا. پیوند قابل شناخت آنها گستردگی سطح است، اما این پیوند نباید به یک تاریخ اشتقاق قطعی یا معنای واحد برای تمام مشتق‌ها تبدیل شود.

در کاربردهای مربوط به وحی، صحیفه می‌تواند حامل نوشته یا محتوای ثبت‌شده را برساند. در کاربرد قیامت، صحیفه‌ها با گشوده شدن و آشکار شدن نوشته‌ها ارتباط می‌یابند. در کاربرد مربوط به ظروف غذا، سخن از اشیای واقعی و گشاده‌ای است که برای پذیرایی به کار می‌روند.

بنابراین، تعریف دقیق این خانواده نباید تنها بر «کتاب و نوشته» استوار باشد و شاخه ظرف را کنار بگذارد. از سوی دیگر، نباید گستردگی سطح را چنان تعمیم داد که معنای مشخص هر مشتق از میان برود.

در ترجمه قرآن، نخست باید صورت واقعی واژه شناخته شود: «صُحُف» از صحیفه است و «صِحَاف» از صحفه. سپس وصف‌ها، فعل‌های همراه و سیاق هر آیه مشخص می‌کنند که از کدام نوشته، کدام کاربرد و کدام ظرف سخن می‌رود.