ریشهٔ س ل س ل — سِلْسِلَة؛ زنجیر، پیوستگی حلقه‌ها و امتداد متصل

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه و ساختمان واژه

«سِلْسِلَة» در زبان عربی به زنجیری گفته می‌شود که اجزای آن به یکدیگر متصل‌اند و مجموعه‌ای پیوسته را تشکیل می‌دهند. جمع آن «سَلَاسِل» است؛ همان صورتی که در قرآن برای زنجیرهای عذاب به کار رفته است.

در ساختار شناخته‌شدهٔ زنجیر، هر حلقه به حلقهٔ دیگر پیوند می‌خورد و از اتصال آنها رشته‌ای امتدادیافته ساخته می‌شود. این رشته می‌تواند برای بستن، مهار کردن، کشیدن یا متصل نگه داشتن چیزها به کار رود.

در فرهنگ‌های کهن عربی، معنای زنجیر در کنار کاربردهای دیگری مانند پیوستگی اشیاء، حرکت روان آب، امتداد برق در آسمان و رشته‌های به‌هم‌پیوستهٔ شن ثبت شده است.

این کاربردها نشان می‌دهند که میدان زبانی «س ل س ل» تنها به زنجیر آهنی محدود نیست. مفهوم اتصال و امتداد پیوسته در چند شاخهٔ آن دیده می‌شود.

جوهری در «الصحاح» می‌نویسد: «وَشَيْءٌ مُسَلْسَلٌ: مُتَّصِلٌ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ»؛ یعنی چیز مسلسل، چیزی است که بخش‌های آن به یکدیگر پیوسته‌اند. سپس زنجیر آهنی و امتداد برق در عرض ابر را از نمونه‌های آن می‌آورد.

الصحاح، ص ۱۷۳۲؛ اتصال، زنجیر و امتداد برق

ابن فارس در «مقاییس اللغة» نیز سِلْسِلَة را با اتصال و امتداد توضیح می‌دهد و آن را با مادهٔ «س ل ل» مرتبط می‌داند. به تحلیل او، زنجیر به سبب امتداد پیوستهٔ اجزایش چنین نام گرفته است.

مقاییس اللغة؛ پیوند پیشنهادی با سلّ و امتداد در اتصال

این توضیح از نظر معنایی قابل فهم است؛ اما باید میان خویشاوندی تاریخی واژه‌ها و توضیح معنایی آنها تفاوت گذاشت.

«س ل س ل» در ساختمان صرفی عربی یک مادهٔ چهارحرفی است که از تکرار دو حرف «س ل» ساخته شده است. «س ل ل» در مقابل، ماده‌ای سه‌حرفی است که کاربردهایی مانند بیرون کشیدن، لغزیدن و جدا شدن چیزی از چیز دیگر دارد.

نزدیکی حروف و برخی معانی این دو خانواده می‌تواند نشانهٔ ارتباط تاریخی باشد، اما نباید تمام معانی «س ل ل» را به «س ل س ل» منتقل کرد.

در قرآن، «س ل س ل» تنها با اسم «سِلْسِلَة» و جمع «سَلَاسِل» آمده است. هیچ فعل مستقیمی از این ماده در متن قرآن دیده نمی‌شود.

۲. صورت‌های زبانی و شواهد عربی کهن

صورت مفرد «سِلْسِلَة» و جمع آن «سَلَاسِل» شناخته‌شده‌ترین نام‌های این خانواده‌اند.

در کاربرد معمولی، زنجیر رشته‌ای از حلقه‌های متصل است. همین ویژگی موجب شده که واژه در زبان عربی برای چیزهای دیگری نیز به کار رود که امتدادی پیوسته و قابل مشاهده دارند.

برای نمونه، «سِلْسِلَةُ الْبَرْقِ» دربارهٔ برق ممتدی آمده است که در عرض ابر گسترش می‌یابد و شکلی رشته‌مانند پیدا می‌کند.

در این کاربرد، برق از حلقه‌های آهنی ساخته نشده است. شباهت در امتداد و پیوستگیِ شکل دیده‌شده است.

همچنین «سَلَاسِلُ الرَّمْلِ» به رشته‌ها و توده‌های شنی گفته شده که به یکدیگر پیوسته‌اند و امتداد پیدا کرده‌اند.

در اینجا نیز جنس ماده با زنجیر متفاوت است، اما شکل اتصال و دنبال هم آمدن اجزاء، زمینهٔ کاربرد مشترک واژه را فراهم می‌کند.

بنابراین، «سلسله» می‌تواند از نام یک شیء ساخته‌شده به توصیف شکل و آرایش دیگر چیزها گسترش یابد.

بااین‌حال، این گسترش نباید سبب شود که معنای مشخص زنجیر در کاربرد قرآنی حذف گردد. وقتی «سلسلة» در کنار غل، کشیده شدن و بستن اشخاص می‌آید، معنای زنجیر روشن‌ترین کاربرد آن است.

سَلْسَلَ و تَسَلْسَلَ

در عربی از این خانواده فعل‌هایی نیز ساخته شده است.

«سَلْسَلَ» در بعضی کاربردها به متصل ساختن چیزها یا ریختن پیوستهٔ مایع گفته می‌شود.

«تَسَلْسَلَ» می‌تواند به امتداد یافتن و دنبال هم آمدن چیزی اشاره کند؛ مانند حرکت آب در مسیری پیوسته.

برای نمونه، «تَسَلْسَلَ الْمَاءُ» در فرهنگ‌های لغوی دربارهٔ آبی آمده است که روان می‌شود و به‌آسانی جریان می‌یابد.

«مُسَلْسَل» نیز وصف چیزی است که اجزای آن به یکدیگر متصل شده‌اند یا شکل زنجیره‌مانند پیدا کرده است.

در کاربردهای بعدی، این واژه برای رویدادها، نوشته‌ها، روایت‌ها و دیگر چیزهایی که به ترتیب دنبال یکدیگر می‌آیند نیز به کار رفته است.

اما «پیوسته بودن» با «یکسان بودن» تفاوت دارد. اجزای یک زنجیر می‌توانند به یکدیگر متصل باشند، بی‌آنکه از نظر اندازه، شکل یا نقش کاملاً یکسان باشند.

ویژگی اصلی، ارتباط و امتداد آنهاست؛ نه یکسانی همهٔ اجزاء.

سَلْسَل و سَلْسَال؛ آب روان و گوارا

شاخهٔ دیگری از کاربرد این خانواده به آب و نوشیدنی مربوط است.

در «لسان العرب»، «السَّلْسَل» و «السَّلْسَال» برای آب شیرین، صاف و گوارایی آمده‌اند که نوشیدن آن آسان است.

در این کاربرد، توجه به روانی مایع و آسان گذشتن آن از گلوست.

«مَاءٌ سَلْسَلٌ» آبی است که به سبب گوارایی و روانی، هنگام نوشیدن دشواری و خشونتی ایجاد نمی‌کند.

در بعضی منابع، «السُّلَاسِل» با ضم سین نیز برای آب گوارا ثبت شده است.

این صورت را باید از «سَلَاسِل» به فتح سین، یعنی جمع زنجیر، جدا شناخت. شباهت نوشتاریِ این دو، دلیل یکی بودن معنای آنها نیست.

لسان العرب؛ تفاوت سَلاسِل و سُلاسِل

از ابوکبیر هُذَلی، شاعر عرب، چنین نقل شده است:

أَمْ لَا سَبِيلَ إِلَى الشَّبَابِ وَذِكْرُهُ
أَشْهَى إِلَيَّ مِنَ الرَّحِيقِ السَّلْسَلِ

یعنی: «آیا دیگر راهی به جوانی نیست؟ یاد آن نزد من از نوشیدنی گوارا نیز دل‌پذیرتر است.»

در این بیت، «السَّلْسَل» وصف نوشیدنی است و بر نرمی، روانی و گوارایی آن دلالت می‌کند.

از لبید بن ربیعه نیز بیتی نقل شده که در آن «سُلَاسِل» در شمار نوشیدنی‌ها و دیگر چیزهای همراه کاروان آمده است. در توضیح لغوی این شاهد، واژه به آب گوارا مربوط دانسته شده، نه زنجیرهای آهنی.

لسان العرب؛ شواهد ابوکبیر و لبید دربارهٔ نوشیدنی

این شواهد نشان می‌دهند که کاربردهای مربوط به آب و نوشیدنی، در زبان شعر عربی شناخته شده‌اند.

بااین‌حال، از وجود این کاربردها نمی‌توان نتیجه گرفت که زنجیر در اصل از نام آب گرفته شده یا نام آب حتماً از زنجیر ساخته شده است.

می‌توان میان جریان پیوستهٔ آب و امتداد متصل زنجیر، پیوندی تصویری دید؛ اما تعیین تقدم تاریخی یکی بر دیگری به شواهد مستقل نیاز دارد.

پیوستگی و آسانی؛ نه گسست‌ناپذیری مطلق

در مطالعهٔ این خانواده، دو میدان معنایی به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

نخست، اتصال و امتداد اجزاء؛ مانند زنجیر، برق ممتد و رشته‌های شن.

دوم، روانی و آسانیِ حرکت؛ مانند آبی که پیوسته جریان می‌یابد و نوشیدنی‌ای که به‌آسانی از گلو می‌گذرد.

این دو میدان می‌توانند در مفهوم حرکت یا امتداد بدون گسست با یکدیگر ارتباط داشته باشند.

اما نباید از این ارتباط نتیجه گرفت که هر «سلسله» الزاماً روان و آسان است.

زنجیر ممکن است سخت، سنگین و محدودکننده باشد. در مقابل، آب سلسال می‌تواند نرم و گوارا باشد.

پس آسانی و گوارایی، معنای مخصوص شاخهٔ نوشیدنی است و نباید به تعریف زنجیر منتقل شود.

همچنین سختی و محدودیتِ زنجیر نباید به معنای آب سلسال افزوده گردد.

معنای مشترکِ قابل بررسی، پیوستگی و امتداد است؛ در حالی که جنس، کارکرد و ویژگی‌های هر مصداق از کاربرد خود آن شناخته می‌شود. اتصال حلقه‌ها به معنای ناممکن بودن شکستن یا گسستن زنجیر نیست؛ چنین ویژگی‌ای باید از قرینهٔ جداگانه شناخته شود.

۳. کاربردهای قرآنی؛ زنجیر در صحنهٔ عذاب

ریشهٔ «س ل س ل» سه بار در قرآن و در سه آیه آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ سه کاربرد اسمی

در هر سه مورد، واژه به زنجیر اشاره دارد و در سیاق عذاب به کار رفته است.

غافر ۴۰:۷۱؛ زنجیرها و کشانده شدن

سورهٔ غافر، ۴۰:۷۱

إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«آن‌گاه که غل‌ها بر گردن‌هایشان است و زنجیرها نیز، کشانده می‌شوند.»

در این آیه، «السَّلَاسِلُ» جمع «سِلْسِلَة» است و در کنار «الْأَغْلَالُ» آمده است.

«أَغْلَال» جمع «غُلّ» است و به وسیله‌ای برای بستن و مهار کردن بدن، به‌ویژه گردن و گاهی دست‌ها، گفته می‌شود.

«سَلَاسِل» در مقابل، به زنجیرها اشاره دارد؛ زنجیرهایی که می‌توانند برای اتصال، مهار یا کشیدن به کار روند.

این دو نام، کاربرد نزدیک دارند اما کاملاً یکسان نیستند.

غل می‌تواند حلقه یا وسیلهٔ بسته‌شده بر گردن باشد، در حالی که زنجیر از اجزای متصل ساخته می‌شود و می‌تواند میان غل و محل دیگر پیوند برقرار کند.

در خود آیه، «فِي أَعْنَاقِهِمْ» جایگاه غل‌ها را مشخص می‌کند و «يُسْحَبُونَ» از کشانده شدن آنان سخن می‌گوید.

از کنار هم آمدن این تعبیرها می‌توان فهمید که زنجیر در صحنهٔ بستن و کشاندن اشخاص حضور دارد.

بااین‌حال، آیه تعداد زنجیرها، جنس دقیق آنها، اندازهٔ حلقه‌ها یا شیوهٔ اتصال هر زنجیر به بدن را توضیح نمی‌دهد.

از نظر نحوی، «السَّلَاسِلُ» در قرائت مشهور مرفوع است. دربارهٔ رابطهٔ آن با «الْأَغْلَالُ» و جملهٔ «يُسْحَبُونَ»، تحلیل‌های مختلفی وجود دارد. برخی آن را معطوف به غل‌ها می‌دانند و برخی برای جملهٔ بعد، ارتباطی مستقل یا ضمیری مقدر در نظر می‌گیرند.

این اختلاف‌ها بر جزئیات ساختمان جمله اثر دارند، اما معنای خود «سلاسل» را تغییر نمی‌دهند.

در ادامه، غافر ۴۰:۷۲، کشانده شدن آنان در آب داغ و سپس سوزانده شدنشان در آتش توصیف شده است. «يُسْجَرُونَ» را نباید صرفاً تکرارِ معنای کشانده شدن دانست.

طبری؛ نحو سلاسل، کشانده شدن در آب داغ و سوزانده شدن در آتش

بنابراین، زنجیر در این سیاق وسیله‌ای مرتبط با بند و کشانده شدن است، نه صرفاً نمادی انتزاعی از یک وابستگی فکری.

البته دربارهٔ حقیقت و کیفیت عذاب آخرت می‌توان پرسش‌های دیگری مطرح کرد، اما معنای مستقیم زنجیر را نباید بدون قرینه به واژه‌هایی مانند «گناه»، «تعلق» یا «اسارت روانی» تبدیل نمود.

حاقه ۶۹:۳۲؛ زنجیری با اندازهٔ معین

سورهٔ حاقه، ۶۹:۳۲

ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«سپس او را در زنجیری که اندازه‌اش هفتاد ذراع است، درآورید.»

در این آیه، «سِلْسِلَةٍ» به‌صورت مفرد آمده است.

برخلاف دو کاربرد دیگر که جمع «سلاسل» دارند، اینجا از یک زنجیر مشخص سخن می‌رود و اندازهٔ آن نیز بیان شده است.

«ذَرْعُهَا» به اندازه‌گیری آن زنجیر اشاره دارد و «سَبْعُونَ ذِرَاعًا» مقدار بیان‌شده را مشخص می‌کند.

ذراع در زبان عربی واحدی برای اندازه‌گیری طول بوده است.

در ترجمهٔ مستقیم، باید عدد «هفتاد» حفظ شود. اینکه این عدد در سیاق آیه علاوه بر مقدار مشخص، بر بزرگی و شدت نیز تأکید دارد یا نه، موضوع تحلیل است؛ اما این احتمال مجوز تبدیل آن به «زنجیری بسیار طولانی» در ترجمهٔ پایه نیست.

همچنین آیه نوع دقیق ذراع و نسبت آن با واحدهای اندازه‌گیری امروزی را مشخص نمی‌کند.

ازاین‌رو، تعیین طول زنجیر به متر، بدون معلوم بودن معیار اندازه‌گیری، قابل دفاع نیست.

فعل «فَاسْلُكُوهُ» نیز اهمیت دارد.

این فعل از ریشهٔ «س ل ك» است و به داخل کردن یا گذراندن چیزی در مسیر یا چیزی دیگر ارتباط دارد.

در این جمله، «فِي سِلْسِلَةٍ» با همان فرمان پیوند دارد؛ یعنی شخص در آن زنجیر قرار داده یا داخل شود.

دربارهٔ کیفیت دقیق این کار، در منابع تفسیری توضیح‌های متفاوتی آمده است؛ از جمله بستن شخص با زنجیر یا گذراندن زنجیر از بدن او.

اما خود آیه جزئیات محل ورود، خروج یا شکل دقیق بستن را بیان نمی‌کند. بنابراین، نباید یکی از این تصویرهای افزوده را جزو معنای لغوی «سلسلة» معرفی کرد.

طبری؛ اندازهٔ ذراع و توضیح‌های مختلفِ اسلکوه

سیاق آیات پیشین، حاقه ۶۹:۳۰ و حاقه ۶۹:۳۱، از گرفتن، به غل بستن و وارد کردن شخص به آتش سخن می‌گوید.

در آیات بعد، حاقه ۶۹:۳۳ و حاقه ۶۹:۳۴، دو ویژگی از رفتار او بیان شده است: ایمان نداشتن به آن معبود یگانهٔ عظیم و تشویق نکردن به خوراک دادن به نیازمند.

در نتیجه، زنجیر در این آیه بخشی از صحنهٔ کیفر است؛ اما خودِ واژهٔ «سلسلة» به معنای کیفر، بی‌ایمانی یا محروم کردن نیازمندان نیست.

این معانی به سیاق و علت بیان‌شده برای عذاب تعلق دارند.

انسان ۷۶:۴؛ زنجیرها، غل‌ها و آتش فروزان

سورهٔ انسان، ۷۶:۴

إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«ما برای کافران زنجیرها و غل‌ها و آتشی فروزان آماده کرده‌ایم.»

در این آیه، «سَلَاسِلَا» دوباره به صورت جمع آمده است.

واژه در کنار «أَغْلَالًا» و «سَعِيرًا» قرار گرفته است.

«أَغْلَال» به وسایل بستن و مهار کردن اشاره دارد و «سَعِير» با آتش شعله‌ور مرتبط است.

این همراهی نشان می‌دهد که «سلاسل» در اینجا نیز زنجیرهایی برای بند و محدودیت‌اند.

در زبان عربی، جمع «سَلَاسِل» از نظر صرفی بر وزن «فَعَالِل» است و در شمار جمع‌های شکسته‌ای قرار می‌گیرد که معمولاً ممنوع‌من‌صرف‌اند.

دربارهٔ خواندن و وقف بر «سَلَاسِلَا» در این آیه، اختلاف قرائت ثبت شده است. برخی قاریان آن را با تنوین خوانده‌اند و برخی بدون تنوین؛ دربارهٔ اثبات الف پایانی هنگام وقف نیز تفاوت وجود دارد. در روایت حفص، هنگام وصل تنوین ندارد؛ الفِ نوشته‌شده در پایان نیز نباید با نشانهٔ جمع یا جزئی از ریشه اشتباه شود.

هداية القاريِ مرصفی؛ الف پایانی سلاسلا در وصل و وقفِ روایت حفص

این مسئله از نظر تاریخ قرائت و صرف عربی مهم است، اما تغییری در معنای واژه ایجاد نمی‌کند.

همچنین وجود «سلاسل» در کنار «أغلال» نشان می‌دهد که قرآن دو نام متفاوت را به کار برده است. اگرچه هر دو به بستن و محدود کردن مربوط‌اند، نمی‌توان یکی را در همهٔ کاربردها جانشین دیگری دانست.

در آیات پس از آن، از نعمت‌ها و نوشیدنی‌های نیکوکاران سخن می‌رود.

بنابراین، در ساختار سورهٔ انسان، وضعیت کافران و نیکوکاران در تقابل قرار گرفته است؛ اما نباید معنای مستقل زنجیر را به کل این تقابل تبدیل کرد.

خودِ «سلاسل» همان زنجیرهاست و نقش آن در توصیف عذاب از سیاق آیه به دست می‌آید.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«س ل س ل» در عربی ماده‌ای چهارحرفی با ساختمان تکراری است.

مهم‌ترین کاربرد قرآنی آن، «سِلْسِلَة» و جمع «سَلَاسِل» به معنای زنجیر است.

در زبان عربی کهن، واژه‌های این خانواده برای امتداد متصل و دنبال هم آمدن اجزاء نیز به کار رفته‌اند. زنجیر آهنی، برق ممتد و رشته‌های پیوستهٔ شن از نمونه‌های این میدان معنایی‌اند.

در کنار آنها، صورت‌هایی مانند «سَلْسَل» و «سَلْسَال» برای آب و نوشیدنی گوارا و روان ثبت شده‌اند.

میان این دو میدان می‌توان ارتباطی در پیوستگی و جریان بدون گسست دید؛ اما نمی‌توان بدون شاهد تاریخی، همهٔ کاربردها را از یک منشأ تصویری قطعی استخراج کرد.

در قرآن، این ریشه سه بار در سه آیه آمده است.

در غافر ۴۰:۷۱، زنجیرها همراه با غل‌ها در صحنهٔ کشانده شدن اشخاص آمده‌اند.

در حاقه ۶۹:۳۲، از زنجیری سخن رفته که اندازهٔ آن هفتاد ذراع بیان شده و شخص باید در آن قرار داده شود.

در انسان ۷۶:۴، زنجیرها در کنار غل‌ها و آتش فروزان، از چیزهایی هستند که برای کافران آماده شده‌اند.

در هر سه کاربرد، معنای زنجیر روشن است. هیچ قرینهٔ مستقیمی وجود ندارد که «سلاسل» را در این آیات به آب روان، زنجیرهٔ اندیشه‌ها یا پیوندهای انتزاعی تبدیل کنیم.

معنای کوتاه ریشه: اتصال و امتداد پیوستهٔ اجزاء؛ در صورت «سِلْسِلَة»، زنجیر ساخته‌شده از حلقه‌ها یا اجزای متصل. در برخی کاربردهای لغوی مرتبط، روانی و گواراییِ آب نیز ثبت شده است.

معنای صورت‌های قرآنی و پیشنهاد ترجمه:

وَالسَّلَاسِلُ — غافر ۴۰:۷۱: زنجیرهایی که در کنار غل‌ها و در صحنهٔ کشانده شدن اشخاص آمده‌اند. پیشنهاد ترجمه: «و زنجیرها».

سِلْسِلَةٍ — حاقه ۶۹:۳۲: زنجیری مشخص که اندازهٔ آن در آیه هفتاد ذراع بیان شده است. پیشنهاد ترجمه: «زنجیری».

سَلَاسِلَا — انسان ۷۶:۴: زنجیرهایی که در شمار وسایل عذاب ذکر شده‌اند. پیشنهاد ترجمه: «زنجیرها».

«زنجیر» مناسب‌ترین معادل فارسی برای هر سه کاربرد قرآنی است.

در تعریف عمومی این خانواده، مفهوم اتصال و پیوستگی اهمیت دارد؛ اما در ترجمهٔ مستقیم آیات، نباید معنای محسوس زنجیر را کنار گذاشت.

نتیجهٔ این پژوهش آن است که «سِلْسِلَة» در کاربرد اصلیِ مورد بحث، نام زنجیری با حلقه‌ها یا اجزای متصل است. در کاربرد قرآنی، همین زنجیر در سیاق بند و عذاب آمده است؛ مفهوم عمومیِ پیوستگی نیز در دیگر شاخه‌های لغوی این خانواده بررسی می‌شود.

پیوستگی، ویژگی ساختمان زنجیر است؛ اما سختی، محدودیت، کشاندن و عذاب، نقش‌ها و پیامدهایی‌اند که از کاربرد مشخص آن در جمله فهمیده می‌شوند.

همچنین وجود واژه‌های مرتبط با آب گوارا یادآور می‌شود که خانواده‌های زبانی می‌توانند در طول تاریخ شاخه‌های متفاوتی پیدا کنند. این شاخه‌ها را باید شناخت، اما نباید برای ساختن تعریفی یکدست، تفاوت واقعی کاربردهای آنها را از میان برد.