ریشهٔ ث ي ب در قرآن
پیشینهٔ ازدواج و تمایز با دوشیزگی؛ بررسی ثَيِّب و ثَيِّبَات
صورتهای قرآنی و لغوی
«ثَيِّب» در زبان عربی، در کاربرد شناختهشدهٔ مربوط به ازدواج، وصف زنی است که پیشتر زندگی زناشویی را تجربه کرده است. این واژه غالبا دربارهٔ زنی به کار رفته که ازدواج کرده، رابطهٔ زناشویی داشته و سپس بر اثر طلاق یا مرگ شوهر از آن پیوند بیرون آمده است.
در برابر «ثَيِّب»، واژهٔ «بِكْر» قرار دارد که در همین زمینه به زنی اشاره میکند که هنوز رابطهٔ زناشویی را تجربه نکرده است. بااینحال، این دو واژه از دو ریشهٔ متفاوتاند و هرکدام پیشینه و میدان معنایی خاص خود را دارند.
در قرآن، «ث ي ب» تنها یک بار، به صورت جمع «ثَيِّبَاتٍ»، در تحریم ۶۶:۵ آمده است. این واژه در کنار «أَبْكَارًا» قرار دارد و دو وضعیت متفاوت زنان را از نظر پیشینهٔ زناشویی بیان میکند.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در تحریم ۶۶:۵
نکتهٔ مهم آن است که «ثَيِّب» نه نام یک ویژگی اخلاقی است و نه بهخودیخود به معنای زن بیوه، طلاقگرفته یا مادر. این عنوان با وضعیت پیشین ازدواج و رابطهٔ زناشویی ارتباط دارد، اما دربارهٔ ایمان، پاکدامنی، شخصیت یا ارزش انسانی فرد داوری نمیکند. همچنین نداشتن همسر در زمانِ کاربردِ واژه، شرطِ همهٔ تعریفها نیست؛ برخی تعریفها بر تجربهٔ رابطه تکیه دارند، نه بر پایان یافتن پیوند.
از نظر ریشهشناسی نیز مسئلهای وجود دارد. نمایهٔ صرفی قرآن این صورت را زیر «ث ي ب» ثبت کرده است، ولی شماری از لغویان، اصل اشتقاقی آن را به «ث و ب» و فعل «ثَابَ» به معنای بازگشتن نسبت دادهاند. این پیوند باید بررسی شود، بدون آنکه مفهوم بازگشت بهجای معنای شناختهشدهٔ «ثَيِّب» در آیه قرار گیرد.
۱. معنای ثَيِّب در عربی کهن
در «لسان العرب»، یکی از تعریفهای «ثَيِّب» زنی است که ازدواج کرده و پس از برقراری رابطهٔ زناشویی، به هر دلیلی از شوهر خود جدا شده باشد. همان مدخل، تعریف گستردهترِ اصمعی را نیز نقل میکند که بر تحقق رابطه تکیه دارد؛ بنابراین جدایی را نباید شرط مشترکِ همهٔ تعریفهای لغوی دانست.
در نقل ابوالهیثم در «لسان العرب»، از زنی یاد میشود که شوهر داشته و سپس شوهرش درگذشته یا طلاق گرفته و «ثم رجعت إلى النكاح»؛ یعنی دوباره به نکاح بازگشته است. این عبارت، توضیحِ همان نقل است و نباید به شرطِ ازدواج دوباره در همهٔ کاربردهای «ثَيِّب» تبدیل شود.
لسان العرب؛ تعریف جدایی، نقل ابوالهیثم و تعریف گستردهتر اصمعی
بنابراین، «ثَيِّب» در این کاربرد تنها نام زنی نیست که شوهر خود را بر اثر مرگ از دست داده باشد. زن طلاقگرفته نیز در میدان معنایی آن قرار دارد.
در مقابل، نباید صرف وقوع عقد ازدواج را در همهٔ تعریفهای کهن برای صدق این وصف کافی دانست. برخی لغویان بهصراحت بر تحقق رابطهٔ زناشویی تأکید کردهاند.
این تمایز اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است زنی ازدواج کرده و سپس پیش از برقراری رابطهٔ زناشویی جدا شده باشد. در تحلیلهایی که معیار را وقوع رابطه میدانند، چنین زنی لزوما «ثَيِّب» شمرده نمیشود.
پس تعریف «زنی که قبلا ازدواج کرده است» معادل رایج و قابل فهمی است، اما همهٔ جزئیات تعریفهای لغوی را نشان نمیدهد.
آیا ثَيِّب فقط دربارهٔ زنان گفته میشود؟
در منابع کهن دربارهٔ این مسئله اختلاف وجود دارد.
در گزارشی از «كتاب العين» آمده است که «ثَيِّب» معمولا برای زن به کار میرود و دربارهٔ مرد استعمال عادی ندارد، مگر در ترکیبهایی که زن و مرد با یکدیگر یاد میشوند.
اما اصمعی دیدگاه گستردهتری دارد. او کاربرد «ثَيِّب» را دربارهٔ مرد و زن هر دو پذیرفته و آن را به داشتن تجربهٔ رابطهٔ زناشویی مرتبط دانسته است.
کسائی نیز کاربرد «رَجُلٌ ثَيِّبٌ» را برای مردی که رابطهٔ زناشویی داشته ثبت کرده است.
مغرب مطرزی؛ نقل کسائی و کاربرد برای زن و مرد
این اختلاف نشان میدهد که اختصاص کامل واژه به زنان، مورد توافق همهٔ لغویان نبوده است.
بااینحال، در کاربرد قرآنی تحریم ۶۶:۵، هیچ ابهامی دربارهٔ جنسیت مصداق وجود ندارد؛ زیرا «ثَيِّبَاتٍ» جمع مؤنث است و در وصف همسرانی آمده که امکان جایگزینی آنان برای پیامبر مطرح شده است.
بنابراین، بررسی کاربرد مردانهٔ واژه برای شناخت زبان عربی مفید است، ولی معنای آیه را از زنان به مردان تغییر نمیدهد.
آیا ثَيِّب به معنای زن بالغ است؟
در برخی گزارشهای لغوی، از کاربرد گستردهتر «ثَيِّب» دربارهٔ زن بالغ نیز یاد شده است، حتی اگر او همچنان بکر باشد.
اما این کاربرد بهعنوان توسعهٔ معنایی و استعمال مجازی معرفی شده است.
نهایهٔ ابن اثیر؛ توسعهٔ مجازیِ کاربرد به زن بالغ
چنین کاربردی نمیتواند معنای اصلی واژه را در تحریم ۶۶:۵ تعیین کند؛ زیرا در همان آیه، «ثَيِّبَاتٍ» در برابر «أَبْكَارًا» قرار گرفته است.
اگر «ثَيِّبَاتٍ» را در آنجا صرفا «زنان بالغ» بدانیم، تقابل معنایی دو گروه روشن نمیماند؛ زیرا زنان بکر نیز میتوانند بالغ باشند.
پس سیاق قرآنی، معنای مربوط به تجربهٔ پیشین ازدواج یا رابطهٔ زناشویی را تقویت میکند.
۲. صورتهای صرفی و مسئلهٔ ریشهشناسی
ثَيِّب و ثَيِّبَات
«ثَيِّب» در زبان عربی وصفی شناختهشده است که میتواند در ترکیبهای مربوط به زن و، بنابر برخی شواهد، مرد نیز به کار رود.
صورت «ثَيِّبَات» جمع مؤنث آن است.
در این جمع، معنای بنیادین واژه تغییر نمیکند؛ بلکه وصف به چند زن نسبت داده میشود.
در عربی کلاسیک، این واژه بهصورت وصف «امرأة ثيّب» به کار میرود و لزوما نیازی به افزودن تاء تأنیث در صورت مفرد ندارد. بنابراین، صورت مفردِ مرجع برای جمع قرآنی، «ثَيِّب» است.
صورتهای «ثُيِّبَتِ الْمَرْأَةُ» و مصدر «تَثْيِيب» نیز در منابع لغوی ثبت شدهاند و به ثیبشدن زن اشاره دارند.
«مُثَيَّب» نیز برای کسی که چنین وضعیتی یافته به کار رفته است.
محکم، لسان و تاج؛ ضبط ثُيِّبت و مُثَيَّب
این صورتها بخشی از خانوادهٔ واژگانیاند، اما در قرآن نیامدهاند.
آیا اصل ثَيِّب از ث و ب است؟
بعضی لغویان، «ثَيِّب» را از خانوادهٔ «ث و ب» دانستهاند.
در این تحلیل، واژه با فعل «ثَابَ يَثُوبُ» ارتباط دارد؛ فعلی که بر بازگشتن دلالت میکند.
«ثَابَ» در زبان عربی برای بازگشت شخص به جایی که پیشتر در آن بوده به کار میرود.
از همین خانواده، واژهٔ «مَثَابَة» نیز در قرآن آمده است؛ چنانکه در بقره ۲:۱۲۵، خانهٔ کعبه «مَثَابَةً لِلنَّاسِ» معرفی شده است؛ یعنی جایگاهی که مردم به آن بازمیگردند.
بر پایهٔ این تحلیل اشتقاقی، «ثَيِّب» به کسی مربوط دانسته شده که پس از تجربهٔ ازدواج، دوباره در موقعیت ازدواج قرار میگیرد.
در «لسان العرب»، هنگام توضیح این پیوند، به بازگشت و امکان تکرار ازدواج اشاره شده است.
در برخی توضیحهای صرفی نیز «ثَيِّب» بر وزن «فَيْعِل» تحلیل شده و یاء مشدد آن با دگرگونی آواییِ واوِ اصلی توضیح داده شده است. در این توضیح، صورت بازسازیشدهٔ «ثَيْوِب» با تبدیل واو به یاء و ادغام دو یاء به «ثَيِّب» میرسد.
مغرب، تهذیب و لسان؛ تحلیل فَيْعِل و اصل ثَيْوِب
بر این اساس، «ث ي ب» در نمایهٔ قرآنی و «ث و ب» در تحلیل تاریخی برخی لغویان دو شیوهٔ متفاوت برای بررسی صورت واژهاند. ثبتِ نمایهایِ «ث ي ب» بهتنهایی اثباتِ یائیبودنِ حرف اصلی نیست؛ ابن اثیر نیز آوردنِ آن ذیل «ثيب» را به رعایت صورت لفظی توضیح میدهد.
نهایهٔ ابن اثیر؛ ثبت بر اساس لفظ و اصل واوی
بااینحال، باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت.
نخست، معنای ثبتشدهٔ «ثَيِّب» در زبان عربی است که با پیشینهٔ رابطهٔ زناشویی ارتباط دارد.
دوم، تحلیل صرفی آن است که ممکن است واژه را از ریشهای دارای واو مشتق بداند.
سوم، توضیح معنایی دربارهٔ این است که چرا از مفهوم بازگشت، چنین وصفی برای زن یا مرد پدید آمده است.
وجود تحلیل دوم بهتنهایی تمام جزئیات تحلیل سوم را اثبات نمیکند.
برای مثال، نمیتوان با قطعیت گفت که عربزبانان در آغاز تاریخ واژه، زن ثیب را حتما کسی میدانستند که باید دوباره ازدواج کند. این توضیح دربارهٔ نامگذاری، احتمالی اشتقاقی است، نه معنای مستقیم خود واژه در هر جمله.
همچنین از این پیوند نمیتوان نتیجه گرفت که «ثَيِّبَاتٍ» در قرآن به معنای «بازگشتکنندگان» است.
تفاوت با ثَوْب و ثَوَاب
در خانوادهٔ «ث و ب»، صورتهای دیگری مانند «ثَوْب»، «ثَوَاب» و «مَثَابَة» نیز وجود دارند.
اما اشتراک احتمالی منشأ صرفی به معنای یکیبودن کاربردهای آنها نیست.
«ثَوْب» در کاربرد شناختهشدهٔ خود نام جامه است؛ «ثَوَاب» به پاداش یا بازگشت نتیجهٔ کردار مربوط است؛ و «مَثَابَة» میتواند جای بازگشت باشد.
هیچیک از این معانی نباید بهعنوان معادل مستقیم «ثَيِّب» در سورهٔ تحریم استفاده شود.
مقالهٔ ریشه باید رابطههای اشتقاقی را بررسی کند، اما نباید همهٔ مشتقهای احتمالی یک خانواده را مجبور سازد که در تمام سیاقها معنایی یکسان داشته باشند.
۳. کاربرد در زبان عربی و جایگاه شواهد کهن
در جامعهٔ عربِ دوران کهن، تفاوت میان زنی که نخستین پیوند زناشویی را تجربه میکند و زنی که سابقهٔ زندگی زناشویی دارد، در زبان با واژههایی مانند «بِكْر» و «ثَيِّب» بیان میشده است.
این تقسیم در گفتار مربوط به ازدواج، خانواده و وضعیت اجتماعی اشخاص کاربرد داشته است.
در منابع لغوی، نمونههایی از کاربرد «ثَيِّب» برای زن و مرد، و صورتهای مربوط به تغییر وضعیت زناشویی ثبت شدهاند.
اختلاف میان صاحبِ العین، اصمعی، کسائی و ابوالهیثم نیز نشان میدهد که تعریف دقیق این وصف در میان لغویان کاملا یکسان نبوده است.
اما معنای مشترک آنها روشن است: واژه در میدان تجربهٔ پیشین زناشویی قرار دارد و در برابر وضعیت بکر به کار میرود.
محدودیت شواهد شعری
برای این واژه، شاهد شعری جاهلیِ مستقلی که هم متن و انتساب آن روشن باشد و هم معنای مورد بحث را بدون ابهام نشان دهد، در منابع بررسیشده به دست نیامد.
بنابراین، نمیتوان تنها برای تکمیل قالب پژوهش، بیتی را به شاعر جاهلی نسبت داد.
تعریفهای ثبتشده در منابع لغوی کهن، برای شناسایی کاربرد این واژه ارزش دارند؛ اما ثبت یک معنا در لغتنامه، بهتنهایی اثبات نمیکند که همان تعبیر عینا در شعری پیش از نزول قرآن به کار رفته است.
در این ریشه، خود آیهٔ تحریم شاهد روشن قرآنی برای کاربرد این واژه است. تقابل «ثَيِّبَاتٍ» و «أَبْكَارًا» نیز برای تشخیص معنای آن اهمیت مستقیم دارد.
۴. کاربرد قرآنی: ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا
سورهٔ تحریم ۶۶:۵
عَسَىٰ رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا
ترجمهٔ کنونی فرقان:
«اگر شما را طلاق دهد، امید است پروردگارش همسرانی بهتر از شما جایگزینتان کند: تسلیمشونده، مؤمن، فرمانبردار، توبهکننده، عبادتکننده، روزهدار، پیشتر ازدواجکرده و دوشیزه.»
ساختمان ثَيِّبَاتٍ
«ثَيِّبَاتٍ» جمع مؤنث سالم است و در این آیه با نقش وصفی آمده است.
این واژه در زنجیرهای از اوصاف همسرانی قرار دارد که امکان جایگزینی آنان مطرح شده است.
در عربی، جمع مؤنث سالم در حالت نصب نیز کسره میگیرد. بنابراین، کسرهٔ پایان «ثَيِّبَاتٍ» با جایگاه نحوی آن در این جمله سازگار است.
از نظر ساختمان، وصف با «أَزْوَاجًا» ارتباط دارد؛ یعنی دربارهٔ همسرانی سخن گفته میشود که این ویژگیها را دارند.
اما تفاوتی میان «ثَيِّبَاتٍ» و وصفهای پیش از آن وجود دارد.
واژههایی مانند «مُؤْمِنَاتٍ»، «قَانِتَاتٍ» و «تَائِبَاتٍ» به باور، رفتار و گرایش انسان مربوطاند. «ثَيِّبَاتٍ» در مقابل، وضعیت پیشین زناشویی را بیان میکند.
این تفاوت نشان میدهد که هر وصف در آیه یک کار معنایی انجام میدهد و نباید همهٔ آنها را در یک دستهٔ اخلاقی قرار داد.
رابطهٔ ثَيِّبَاتٍ با أَبْكَارًا
در پایان آیه، دو وصف «ثَيِّبَاتٍ» و «أَبْكَارًا» با حرف عطف «و» به یکدیگر پیوستهاند.
در این ساخت، دو گروه از زنان از نظر وضعیت زناشویی معرفی میشوند.
چون «ثَيِّب» و «بِكْر» در این کاربرد در برابر یکدیگر قرار دارند، مقصود آن نیست که یک زن در همان زمان هم ثیب و هم بکر باشد.
بلکه از همسرانی سخن گفته میشود که میتوانند از گروه نخست یا دوم باشند.
ابن هشام نیز در «مغني اللبيب» به همین تفاوت توجه کرده و عطف میان این دو وصف را بیانگر تقسیم کسانی میداند که میتوانند اوصاف پیشین را داشته باشند.
مغنی اللبیب ابن هشام؛ واو عطف و تقسیم دو گروه
پس حرف عطف در اینجا به معنای جمعکردن دو وضعیت متقابل در یک فرد نیست، بلکه دو دسته را در مجموعهٔ همسران احتمالی معرفی میکند.
از نظر ترجمهٔ طبیعی فارسی، میتوان این تقسیم را با «پیشتر ازدواجکرده و دوشیزه» بیان کرد. تعبیر «خواه پیشتر ازدواجکرده و خواه دوشیزه» نیز در توضیح سیاقی میتواند رابطهٔ دو گروه را روشنتر سازد.
آیا ثَيِّبَاتٍ صفتی منفی است؟
خود واژه هیچ داوری منفی دربارهٔ زن ندارد.
در آیه، ثیببودن در کنار بکربودن آمده است و هر دو گروه میتوانند از میان همسرانی باشند که اوصاف نیکوی پیشین را دارند.
بنابراین، نمیتوان گفت قرآن در این آیه ثیببودن را نشانهٔ نقص و بکربودن را بهتنهایی نشانهٔ فضیلت معرفی کرده است.
همچنین از تقدم «ثَيِّبَاتٍ» بر «أَبْكَارًا» نمیتوان برتری قطعی گروه نخست را نتیجه گرفت. ترتیب ذکر دو گروه، بهخودیخود معیار ارزشگذاری نیست.
اوصاف متعددِ مربوط به ایمان و رفتار، در ساخت همین آیه آمدهاند؛ بنابراین پیشینهٔ زناشویی را نباید جایگزین آن اوصاف یا بهتنهایی معیارِ ارزش اخلاقی دانست.
اما خود آیه این ویژگیها را پیش از تقسیم زناشویی ذکر کرده است.
ازاینرو، در فهم سیاق باید میان ویژگیهای مربوط به رفتار و باور، و وضعیت پیشین ازدواج تفاوت گذاشت.
ارتباط با خطاب به همسران پیامبر
تحریم ۶۶:۵ در ادامهٔ آیاتی آمده است که دربارهٔ رفتار پیامبر و برخی همسران او سخن میگویند.
در تحریم ۶۶:۱، از پیامبر پرسیده میشود چرا چیزی را که خداوند برای او حلال کرده، در جستوجوی خشنودی همسرانش بر خود حرام میکند.
در تحریم ۶۶:۳، موضوع بازگفتن یک سخن خصوصی مطرح میشود.
در تحریم ۶۶:۴، خطاب مستقیم به دو زن آمده و از بازگشت به سوی خداوند و پشتیبانینکردن علیه پیامبر سخن گفته میشود.
پس تحریم ۶۶:۵ در ادامهٔ همین وضعیت قرار دارد و از امکان جایگزینی همسران سخن میگوید.
این سیاق نشان میدهد که معیار مقایسهٔ همسران در آیه، به مسئلهٔ رفتار آنان نیز ارتباط دارد.
اما خود واژهٔ «ثَيِّبَاتٍ» نه از رازگویی خبر میدهد، نه از نافرمانی و نه از توبه.
معنای آن تنها وضعیت مربوط به تجربهٔ پیشین زناشویی است.
در این جمله، «إِن طَلَّقَكُنَّ» جایگزینی را به شرطِ طلاق پیوند میدهد و «عَسَىٰ» بخشی از بیان امید و هشدار در خطاب است. ساخت آیه، گزارشِ تحقق تاریخیِ طلاق و جایگزینی نیست.
بنابراین، نباید زنان مشخص تاریخی یا نامهای روایی را بهعنوان مصداق قطعی «ثَيِّبَاتٍ» وارد معنای آیه کرد.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «ثَيِّب» در کاربرد مربوط به زنان، «زنی که پیشتر ازدواج کرده است» معادلی طبیعی و قابل فهم است.
اگر سیاق به توضیح دقیقتر نیاز داشته باشد، میتوان گفت: «زنی که پیشتر زندگی زناشویی داشته است.»
تعبیر «شوهر دیده» نیز در فارسی رایج است، اما ممکن است برای همهٔ خوانندگان روشن و بیابهام نباشد.
«بیوه» معادلی محدودتر است؛ زیرا در کاربرد عمومی فارسی، بیشتر دربارهٔ زنی استفاده میشود که شوهرش درگذشته است. این معادل، زن طلاقگرفته را بهروشنی دربر نمیگیرد.
«زن طلاقگرفته» نیز بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا زنانی را که بر اثر مرگ شوهر از ازدواج پیشین بیرون آمدهاند شامل نمیشود.
از سوی دیگر، «زن غیرباکره» هرچند در بعضی تعریفهای لغوی با تقابل ثیب و بکر مرتبط است، تمام زمینهٔ ازدواجی واژه را در کاربرد اصلی آن روشن نمیسازد.
در تحریم ۶۶:۵، «پیشتر ازدواجکرده» از میان این معادلها مناسبتر است؛ زیرا طبیعی، کوتاه و فراگیرتر از «بیوه» یا «طلاقگرفته» است.
در مقالهٔ ریشه باید روشن شود که تعریف دقیق برخی لغویان، تحقق رابطهٔ زناشویی را نیز در نظر میگیرد.
صورت قرآنی: ثَيِّبَاتٍ
معنی کوتاه ریشه: دارای تجربهٔ پیشین زناشویی؛ در تحلیل اشتقاقی شماری از لغویان، مرتبط با بازگشت از ریشهٔ «ث و ب».
معنی در این آیه: زنانی که پیشتر زندگی زناشویی داشتهاند، در برابر زنانی که چنین تجربهای نداشتهاند.
ترجمهٔ فعلی فرقان:
«پیشتر ازدواجکرده و دوشیزه.»
این ترجمه معنای اصلی تقابل را حفظ میکند و برخلاف «بیوه»، به یک علت خاص پایان ازدواج محدود نمیشود.
بنابراین، از نظر پژوهش لغوی، نیازی به تغییر ترجمهٔ موجود نیست. تفصیل مربوط به رابطهٔ زناشویی و اختلاف تعریفهای کهن میتواند در همین مقالهٔ ریشه توضیح داده شود.
۷. جمعبندی
«ثَيِّب» در زبان عربی، در کاربرد مربوط به ازدواج، وصف کسی است که پیشتر رابطهٔ زناشویی را تجربه کرده است. در تعریفهای مشهور کهن، این واژه بهویژه دربارهٔ زنی به کار رفته که ازدواج کرده و پس از تحقق رابطهٔ زناشویی، بر اثر طلاق یا مرگ شوهر از آن پیوند بیرون آمده است. این تعریفِ مربوط به جدایی، همهٔ تعریفهای نقلشده را محدود نمیکند و نداشتن همسر فعلی را نمیتوان در معنای تمام کاربردها شرط گرفت.
دربارهٔ کاربرد این وصف برای مردان، میان لغویان اختلاف وجود دارد. برخی آن را عمدتا مخصوص زنان دانستهاند و برخی کاربرد آن را برای هر دو جنس پذیرفتهاند.
در قرآن، تنها صورت «ثَيِّبَاتٍ» آمده و بهروشنی جمع مؤنث است.
این واژه در تحریم ۶۶:۵ در برابر «أَبْكَارًا» قرار گرفته و دو وضعیت متفاوت زنان از نظر پیشینهٔ زناشویی را معرفی میکند.
از این تقابل نمیتوان برتری اخلاقی یکی از دو گروه را نتیجه گرفت. خود آیه پیش از این تقسیم، اوصاف مربوط به ایمان و رفتار را بیان میکند و هر دو گروه میتوانند دارای آن ویژگیها باشند.
از نظر اشتقاقی، شماری از لغویان «ثَيِّب» را به «ث و ب» و مفهوم بازگشت مرتبط کردهاند. این تحلیل برای شناخت تاریخ واژه اهمیت دارد، اما معنای مستقیم «ثَيِّبَاتٍ» در قرآن را به «بازگشتکنندگان» تبدیل نمیکند.
همچنین این واژه نه با «تَائِبَاتٍ» هممعناست و نه با «أَيِّم» به معنای شخص بیهمسر. هرکدام میدان کاربرد مستقلی دارند.
بنابراین، در ترجمهٔ قرآن، «پیشتر ازدواجکرده» معادل طبیعی و قابل دفاعی برای «ثَيِّبَاتٍ» است. توضیح دقیقتر دربارهٔ پیشینهٔ رابطهٔ زناشویی در مقالهٔ ریشه جای دارد، نه در افزودن عبارتهای طولانی و تفسیری به متن مستقیم آیه.