ریشه قرآنی أ ن م
آفریدگان و ساکنان زمین؛ از معنای گسترده «الأنام» تا جایگاه انسان، جن و دیگر جانداران در آفرینش
صورتهای قرآنی و لغوی
«أَنَام» در زبان عربی به آفریدگان گفته میشود؛ بهویژه موجوداتی که بر زمین زندگی میکنند. این واژه در کاربرد گسترده خود میتواند انسانها و دیگر جانداران را دربر گیرد. در بعضی کاربردها نیز به انسانها اختصاص یافته یا برای انسان و جن به کار رفته است.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در الرحمن ۵۵:۱۰، به کار برده است: «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ». در این آیه، زمین برای «الأنام» قرار داده شده و بلافاصله پس از آن، از میوهها، درختان خرما، دانهها و گیاهان سخن میرود.
پرسش اصلی درباره این ریشه آن است که «الأنام» چه کسانی یا چه موجوداتی را دربر میگیرد. آیا مقصود فقط انسانها هستند؟ آیا جن نیز در این عنوان قرار دارد؟ یا واژه به مجموعه گستردهتری از آفریدگان زمین اشاره میکند؟
گزارشهای سنت لغوی عربی نشان میدهند که «الأنام» به انسانها محدود نیست، هرچند در بعضی کاربردهای ادبی میتواند به معنای مردم باشد. از سوی دیگر، سیاق سوره الرحمن با خطاب مستقیم به انسان و جن ارتباط دارد و همین موضوع سبب شده برخی، مقصود آیه را این دو گروه بدانند.
برای فهم دقیق آیه باید میان معنای گسترده واژه، مصداقهایی که در سیاق برجسته میشوند و نتیجههایی که میتوان درباره بهرهمندی آفریدگان از زمین گرفت تفاوت بماند.
۱. صورت قرآنی و ساختمان واژه
ریشه «أ ن م» در قرآن تنها یک بار و در یک صورت اسمی آمده است:
«لِلْأَنَامِ» — الرحمن ۵۵:۱۰
این صورت از حرف «لِـ»، حرف تعریف «الـ» و اسم «أَنَام» تشکیل شده است.
«أَنَام» در این کاربرد نامی جمعی است؛ یعنی به مجموعهای از آفریدگان اشاره میکند، بیآنکه برای هر فرد آن، مفردی رایج از همان لفظ وجود داشته باشد. این توصیفِ کاربرد نباید با ادعای قطعی درباره وزن تاریخی و همه تحلیلهای اشتقاقی واژه یکی گرفته شود.
این ویژگی را نباید با جمع شکسته معمولی اشتباه گرفت.
برای نمونه، «رِجَال» جمع «رَجُل» است و «أَشْجَار» جمع «شَجَرَة» به شمار میرود. اما «أَنَام» در کاربرد شناختهشده خود، نام جمعی آفریدگان است و مفرد مستقلی که بهطور معمول از همان ساختمان ساخته شود، برای آن شناخته نشده است.
در منابع لغوی، صورت «أَنِيم» بهعنوان گونهای شعری به جای «أَنَام» ثبت شده است. «آنام» با مد آغازین نیز نقل شده؛ در بعضی گزارشها آن را صورت دیگر واژه و در گزارشی جمع دانستهاند.
اما نباید تنها از وجود این صورت نتیجه گرفت که «أَنِيم» مفرد قطعی و معمول «أَنَام» است. گزارش لغوی آن را گونهای شعری معرفی میکند، نه لزوما عضوی از یک رابطه منظم مفرد و جمع.
در قرآن، نه «أَنِيم» آمده است و نه فعلی از ماده «أ ن م».
بنابراین، برای این ریشه برخلاف بسیاری از ریشههای دیگر، نمیتوان مجموعه گستردهای از فعلهای ثلاثی، مزید، اسم فاعل و اسم مفعول قرآنی فراهم کرد.
صورت قرآنی آن یک اسم جمعی است که بر آفریدگان دلالت دارد.
آیا «أَنَام» از فعلی مشخص مشتق شده است؟
درباره منشأ اشتقاقی «أَنَام» اتفاق نظر روشنی وجود ندارد.
بسیاری از منابع لغوی این واژه را با معنای آن معرفی میکنند. با این حال، در تاج العروس احتمالهایی از جمله اصل بودن همزه و نیز دگرگونی «وَنام» از ماده «و ن م» به معنای صدا برآوردن نقل شده است؛ این پیشنهادها یک اشتقاق تاریخیِ قطعی و مورد اتفاق به دست نمیدهند.
از این رو، نباید بدون شاهد، فعلی فرضی برای آن ساخت و سپس معنای آفریدگان را از آن استخراج کرد.
همچنین شباهت «أَنَام» با صورت فعلی «أَنَامَ» به معنای خوابانیدن، دلیل همریشگی آنها نیست.
در عربی، «أَنَامَ» به معنای خوابانیدن از خانواده «ن و م» و از باب افعال است؛ در حالی که اسم «أَنَام» در بسیاری از نمایههای لغوی و پیکره قرآنی زیر ماده «أ ن م» ثبت میشود. این شیوه نمایهگذاری بهتنهایی اختلاف درباره منشأ تاریخی اسم را حل نمیکند.
در برخی منابع، تعریفی مانند «هر کس که خواب بر او عارض میشود» نیز برای «الأنام» نقل شده است؛ اما این تعریف را نباید با اثبات اشتقاق آن از «ن و م» یا با معنای «کسانی که اکنون خوابیدهاند» یکی گرفت. در ترجمه این آیه، «آفریدگان» معنای گستردهتر و مناسبتری را حفظ میکند.
معنای ثبتشده و قابل دفاع آن همان آفریدگان است.
۲. «الأنام» در عربی کهن؛ همه آفریدگان یا مردم؟
«مَا ظَهَرَ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْخَلْقِ»
یکی از تعریفهای شناختهشده در سنت لغوی عربی، در لسان العرب، چنین است:
الْأَنَامُ: مَا ظَهَرَ عَلَى الْأَرْضِ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ.
یعنی: «انام، آفریدگانی هستند که بر زمین پدیدار شدهاند.»
این تعریف، میدان واژه را گستردهتر از انسانها معرفی میکند.
در آن، سخن از آفریدگان زمین است، نه تنها یک قوم، ملت یا گروه اجتماعی.
با این حال، عبارت «جميع الخلق» را باید همراه با قید «على الأرض» فهمید.
مقصود ضرورتا تمام موجودات در همه آسمانها، جهان غیب و هر مرتبه ناشناخته آفرینش نیست. تعریف، آفریدگان را در نسبت با زمین معرفی میکند.
همچنین «ظهر على الأرض» را نباید بدون بررسی به این ادعا تبدیل کرد که تنها موجودات قابل مشاهده با چشم انسان در میدان واژه قرار دارند.
در برخی کاربردهای تفسیری، جن نیز از مصداقهای «الأنام» شمرده شده است؛ با آنکه قرآن جن را موجوداتی معرفی میکند که کیفیت مشاهده و حضور آنان با انسان یکسان نیست.
پس عبارت لغوی یادشده بیشتر میدان آفریدگان مرتبط با زمین را نشان میدهد، نه یک تعریف علمی مبتنی بر قابلیت دیدن با چشم.
آیا گیاهان نیز داخل «الأنام» هستند؟
در تعریف گسترده «آنچه از آفریدگان بر زمین پدیدار شده»، ممکن است گیاهان نیز از نظر لفظی در قلمرو آفریدهها قرار گیرند.
اما در توضیحهای دیگر، «الأنام» به موجودات دارای حیات یا جنبندگان محدود شده است.
برای نمونه، در یک توضیح کهن، این واژه به «هر چیزی که دارای روح است» معنا شده است. در توضیح دیگری، از «هرچه بر زمین حرکت میکند» سخن رفته است.
این تفاوت نشان میدهد که درباره دامنه دقیق واژه، یک تعریف واحد و بیاختلاف وجود ندارد.
اگر منظور از «الأنام» همه آفریدگان زمینی باشد، گیاهان نیز میتوانند در بحث دامنه آن مطرح شوند.
اما اگر مقصود موجودات جنبنده یا گروههایی باشد که از زمین بهره میبرند، گیاهان بیشتر در شمار نعمتها و پدیدههایی قرار میگیرند که زمین آنها را در خود میپروراند.
در الرحمن ۵۵:۱۱ و الرحمن ۵۵:۱۲، گیاهان و محصولات زمین بلافاصله پس از «الأنام» نام برده شدهاند.
این ترتیب، خوانش بهرهمندان از زمین را تقویت میکند؛ اما به تنهایی تعیین نمیکند که آیا هیچ گیاهی را نمیتوان در معنای گسترده «آفریدگان» گنجاند.
بنابراین، بهتر است این مرز بهصورت قطعی و مصنوعی ساخته نشود.
شاهد کهن؛ «الأنام» در شعر لبید
در دیوان لبید بن ربیعه آمده است:
فَإِنْ تَسْأَلِينَا فِيمَ نَحْنُ فَإِنَّنَا
عَصَافِيرُ مِنْ هَذَا الْأَنَامِ الْمُسَحَّرِ
«اگر از ما میپرسی که ما چه هستیم، ما گنجشکانی از این آفریدگانِ نیازمند خوراک و نوشیدنی هستیم.»
در این بیت، «الأنام» به مجموعه آفریدگانی اشاره دارد که شاعر خود و همراهانش را در میان آنان میبیند.
تشبیه به گنجشکان میتواند کوچکی و ناتوانی آدمیان را تصویر کند. این برداشت ادبی را نباید بهتنهایی اثباتِ شمول همه انواع حیات در معنای «الأنام» گرفت.
این شاهد، انسانها را در مجموعهای با نام «الأنام» جای میدهد؛ اما خود بیت بهتنهایی تعیین نمیکند که دامنه این مجموعه در همان کاربرد فقط مردم است یا آفریدگان دیگر را نیز دربر میگیرد.
اما باید در استفاده از این بیت احتیاط داشت.
نخست، تشبیه انسانها به گنجشک به خودی خود ثابت نمیکند که گنجشک در همین بیت یکی از مصداقهای حقیقی «الأنام» است. ممکن است شاعر تنها از تصویری برای توصیف انسانها استفاده کرده باشد.
در ضبط پایان بیت اختلاف وجود دارد و صورتهای «الْمُسَحَّر» و «الْمُسَخَّر» در نقلها دیده میشوند؛ این اختلافِ حرف باید از اختلاف تفسیرِ خود «الْمُسَحَّر» جدا بماند.
برای «الْمُسَحَّر» توضیحهایی مانند نیازمند خوراک و نوشیدنی، دارای سَحْر به معنای ریه، و فریبخورده نقل شده است. ترجمه بالا یکی از این خوانشها، یعنی نیاز به خوراک و نوشیدنی، را برگزیده است؛ نه اینکه دیگر تحلیلها را قطعا رد کند.
این اختلاف به واژه پایانی بیت مربوط است و معنای اصلی «الأنام» را از میان نمیبرد.
سوم، بیت در دیوان لبید آمده، ولی در برخی گزارشهای ادبی به امیه بن ابی الصلت نیز نسبت داده شده است.
لبید از شاعران مخضرم است؛ بنابراین، حتی با پذیرش انتساب بیت به او، نمیتوان بدون شاهد مستقل زمان سرایش آن را قطعا پیش از قرآن دانست.
با این احتیاطها، بیت شاهدی نقلشده در سنت ادبی و تفسیری کهن برای کاربرد «الأنام» است؛ اما تاریخ دقیق سرایش، انتساب یگانه و دامنه نهایی مصداقهای آن را نمیتوان تنها از همین نقل قطعی دانست.
«الأنام» در کاربرد ادبی به معنای انسانها
در دورههای بعدی زبان عربی، «الأنام» بسیار به معنای مردم و انسانها نیز به کار رفته است.
برای نمونه، ابوالطیب متنبی میگوید:
إِنْ كُنْتَ عَنْ خَيْرِ الْأَنَامِ سَائِلًا
فَخَيْرُهُمْ أَكْثَرُهُمْ فَضَائِلَا
«اگر درباره بهترین فرد از میان مردم میپرسی، بهترین آنان کسی است که فضیلتهای بیشتری دارد.»
در این بیت، مقصود از «الأنام» انسانها هستند؛ زیرا سخن از مقایسه افراد بر پایه فضایل انسانی است.
این کاربرد نشان میدهد که واژه میتواند در یک سیاق به مردم اختصاص یابد.
اما متنبی شاعر دوره عباسی است. شعر او شاهد کاربرد متاخرتر زبان عربی است و نمیتوان صرفا بر پایه آن نتیجه گرفت که در زمان نزول قرآن، معنای «الأنام» همیشه و منحصرا انسان بوده است.
در نتیجه، باید میان معنای گسترده واژه در شواهد لغوی و تخصیص آن به انسان در بعضی کاربردهای ادبی تفاوت گذاشت.
۳. «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ»؛ کاربرد قرآنی
در سوره الرحمن آمده است:
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ
«و زمین را برای آفریدگان قرار داد.»
الرحمن ۵۵:۱۰
این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه «أ ن م» است.
جمله از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
«الْأَرْضَ» زمین را معرفی میکند.
«وَضَعَهَا» از قرار دادن زمین سخن میگوید.
«لِلْأَنَامِ» کسانی یا موجوداتی را مشخص میکند که زمین برای آنان قرار داده شده است.
در این ساخت، «الأنام» نام آفریدگان است.
اما فعل قرار دادن از ریشه «و ض ع» است و نباید آن را جزء معنای خود «أ ن م» دانست.
به همین ترتیب، حرف «لِـ» رابطه زمین با آفریدگان را بیان میکند؛ این رابطه از ساخت کامل جمله شناخته میشود، نه از خود واژه «أنام».
«وَضَعَهَا» در برابر «رَفَعَهَا»
در الرحمن ۵۵:۷ آمده است:
وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ
«و آسمان را برافراشت و میزان را برقرار کرد.»
الرحمن ۵۵:۷
چند آیه بعد، سخن از زمین است که برای آفریدگان قرار داده شده است.
در این پیوستگی، برافراشتن آسمان و قرار دادن زمین در برابر یکدیگر تصویر میشوند.
اما «وَضَعَ» در دو جمله، متعلق یکسانی ندارد.
در الرحمن ۵۵:۷، میزان قرار داده شده است.
در الرحمن ۵۵:۱۰، زمین برای آفریدگان قرار داده شده است.
از این رو، نمیتوان نتیجه گرفت که میزان و زمین از نظر ماهیت یک چیزند یا هر دو به یک شیوه مادی قرار داده شدهاند.
همچنین از «وَضَعَهَا» نباید به تنهایی نتیجهای قطعی درباره شکل هندسی زمین گرفت.
فعل، قرار دادن و فراهم ساختن زمین را در سیاق آفرینش بیان میکند؛ نه اندازه، انحنا یا ساختمان نجومی آن را.
در این آیه، توجه اصلی بر نسبت زمین با آفریدگانی است که از آن بهره میبرند.
«لِلْأَنَامِ»؛ برای آفریدگان، نه ضرورتا ملک خصوصی آنان
حرف «لام» در «لِلْأَنَامِ» میتواند رابطه اختصاص، جهت بهرهمندی یا غایت قرار دادن زمین را بیان کند.
در این سیاق، معنای «برای آفریدگان» طبیعی و روشن است.
اما این لام به خودی خود نمیگوید که زمین به مالکیت خصوصی و نامحدود هر آفریده درآمده است.
همچنین بیان نمیکند که هر انسانی حق دارد بدون توجه به دیگران، همه منابع زمین را مصرف یا نابود کند.
وجود چیزی برای بهرهمندی آفریدگان با شیوه درست یا نادرست استفاده از آن یکسان نیست.
در آیات پیشین همین سوره، از میزان و پرهیز از تجاوز در آن سخن گفته شده است.
بنابراین، بهرهمندی از زمین در سیاقی قرار دارد که رعایت میزان و عدالت نیز در آن مطرح است.
با این حال، نباید تنها از «لِلْأَنَامِ» یک مجموعه کامل از قوانین مالکیت، محیط زیست یا مدیریت منابع طبیعی استخراج کرد.
این مسائل به بررسی مستقل دیگر آیات مربوط به عدالت، اسراف، فساد و حقوق انسانها و جانداران نیاز دارند.
۴. دامنه «الأنام»؛ انسانها، جن یا همه آفریدگان زمینی؟
درباره مصداق «الأنام» در الرحمن ۵۵:۱۰ سه خوانش اصلی وجود دارد.
خوانش نخست؛ انسانها
در یک خوانش قدیم، «الأنام» به انسانها معنا شده است.
این برداشت از آن جهت قابل فهم است که سوره الرحمن با تعلیم قرآن و آفرینش انسان آغاز میشود.
در الرحمن ۵۵:۳ و الرحمن ۵۵:۴، سخن از آفرینش انسان و تعلیم بیان به اوست.
در آیات بعد نیز بسیاری از نعمتهای زمین، مانند میوهها و دانهها، برای انسان شناختهشده و سودمندند.
بر این اساس، میتوان گفت که انسان یکی از مخاطبان اصلی یادآوری این نعمتهاست.
اما این شواهد به تنهایی ثابت نمیکنند که واژه «الأنام» از نظر لغوی به انسان محدود است.
در خود سوره، موجودات دیگری نیز مطرحاند و خطاب بعدی به انسان و جن گسترش مییابد.
پس معنای «مردم» برای این آیه ممکن است، ولی انحصاری بودن آن دلیل بیشتری میخواهد.
خوانش دوم؛ انسان و جن
در خوانش دیگری، «الأنام» انسان و جن دانسته شده است.
پشتوانه اصلی این خوانش، سیاق سوره الرحمن است.
در الرحمن ۵۵:۱۳ آمده است:
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
«پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را شما دو گروه انکار میکنید؟»
الرحمن ۵۵:۱۳
در این آیه، ضمیر «كُمَا» و فعل «تُكَذِّبَانِ» صورت مثنی دارند.
در الرحمن ۵۵:۱۴ و الرحمن ۵۵:۱۵ نیز آفرینش انسان و جان جداگانه یاد شده است.
در الرحمن ۵۵:۳۳، خطاب مستقیم به «مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ» آمده است.
بنابراین، مخاطبان دوگانه سوره را میتوان انسان و جن دانست.
از این جهت، هنگامی که در الرحمن ۵۵:۱۰ از قرار دادن زمین برای «الأنام» سخن میرود، میتوان انسان و جن را از مصداقهای برجسته این واژه در سیاق سوره شناخت.
اما این استدلال نیز به تنهایی ثابت نمیکند که دیگر جانداران از معنای واژه بیروناند.
خطاب شدن دو گروه، ضرورتا به معنای انحصار همه آفریدگان در همان دو گروه نیست.
ممکن است سوره گروههایی را مستقیما مخاطب قرار دهد که توان دریافت و پاسخ دادن به این خطاب را دارند، در حالی که نعمتهای زمین دامنه گستردهتری از موجودات را دربر میگیرند.
خوانش سوم؛ آفریدگان زمین به معنای گسترده
در خوانش گستردهتر، «الأنام» مجموعه آفریدگان زمین است.
در این برداشت، انسانها یکی از گروههای برخوردار از زمیناند، نه تنها گروهی که زمین برای آنان قرار داده شده است.
دیگر جانداران نیز در زمین زندگی میکنند و از آب، خوراک و شرایط آن بهره میبرند.
این معنا با تعریف گسترده «الأنام» در عربی کهن سازگار است.
همچنین آیات دیگر قرآن نشان میدهند که بهرهمندی از زمین به انسان منحصر نیست.
در عبس ۸۰:۳۲ آمده است:
مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
«برای بهرهمندی شما و چارپایانتان.»
عبس ۸۰:۳۲
در این آیه، انسانها و چارپایان در کنار یکدیگر از بهرهمندان نعمتهای زمین معرفی شدهاند.
در انعام ۶:۳۸ نیز آمده است:
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ
«و هیچ جنبندهای در زمین و هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند نیست، مگر آنکه جماعتهایی همانند شما هستند. ما در کتاب هیچ چیزی را فرو نگذاشتهایم؛ سپس به سوی پروردگارشان گرد آورده میشوند.»
انعام ۶:۳۸
این آیه حیوانات را جماعتهایی همانند انسانها معرفی میکند.
بنابراین، در شبکه قرآن، موجودات غیرانسانی نیز صرفا اشیای بیاهمیت یا خارج از توجه الهی نیستند.
با این حال، نباید از این آیه نتیجه گرفت که تمام احکام اخلاقی، حقوقی و دینی انسانها بدون تفاوت درباره همه حیوانات نیز جاری است.
شباهت جماعتها در انعام ۶:۳۸، به معنای یکی بودن همه ویژگیها و مسئولیتهای آنان نیست.
کدام خوانش برای ترجمه مناسبتر است؟
با توجه به معنای ثبتشده عربی، «آفریدگان» معادل گسترده و قابل دفاعی برای «الأنام» است.
این ترجمه، انسان را دربر میگیرد و راه را برای شمول دیگر جانداران نیز باز میگذارد.
از سوی دیگر، خواننده باید بداند که در سیاق الرحمن، انسان و جن جایگاه برجستهای دارند.
بنابراین، بهترین روش آن است که در ترجمه پایه، واژه به «آفریدگان» برگردانده شود و در توضیح روشن گردد که مصداق آن در سنت لغوی و تفسیری به صورتهای گسترده و محدودتر شناخته شده است.
این روش از دو خطا جلوگیری میکند.
نخست، معنای گسترده واژه بیدلیل به انسانها محدود نمیشود.
دوم، از معنای گسترده «آفریدگان» نیز نتیجه گرفته نمیشود که آیه بهصراحت تمام موجودات همه مراتب جهان را نام برده است.
موضوع آیه زمین و آفریدگانی است که در نسبت با آن قرار دارند.
۵. آفریدگان و نعمتهای زمین در سیاق سوره الرحمن
در الرحمن ۵۵:۱۱ آمده است:
فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ
«در آن میوههاست و درختان خرمایی که غلافهای خوشه دارند.»
الرحمن ۵۵:۱۱
در آیه بعد آمده است:
وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ
«و دانههای دارای پوشال و گیاهان خوشبو.»
الرحمن ۵۵:۱۲
این دو آیه، بخشی از نعمتهای زمین را بیان میکنند.
میوهها، نخلها و دانهها از منابع شناختهشده خوراک و زندگیاند.
در خوانش «گیاهان خوشبو»، زیبایی و برخورداری از زمین از خوراک ضروری فراتر میرود؛ در خوانش «روزی»، تاکید همچنان بر خوراک و بهره زندگی است.
البته درباره معنای دقیق «الرَّيْحَان» در این آیه، کاربردهای مختلفی مانند گیاه خوشبو و روزی نیز مطرح شده است.
این اختلاف به ریشه «ر ي ح» مربوط است و نباید به معنای «الأنام» منتقل شود.
آنچه برای این پژوهش اهمیت دارد، پیوند روشن میان زمین و آن چیزی است که در آن برای زندگی و بهرهمندی وجود دارد.
آیا زمین فقط برای انسان آفریده شده است؟
اگر «الأنام» را به معنای گسترده آفریدگان زمینی بگیریم، آیه با این تصور که زمین تنها برای یک گروه خاص از انسانها قرار داده شده سازگار نیست.
اما حتی اگر در سیاق، انسان و جن را مخاطبان اصلی بدانیم، باز هم نمیتوان از آیه نتیجه گرفت که دیگر جانداران هیچ جایگاهی در آفرینش یا بهرهمندی از زمین ندارند.
آیات دیگری از قرآن، مانند انعام ۶:۳۸ و عبس ۸۰:۳۲، بهصراحت از موجودات غیرانسانی سخن میگویند.
از این رو، بهتر است میان مخاطب اصلی یک آیه و دامنه کامل آفریدگانی که در جهان زندگی میکنند تفاوت بماند.
همچنین نباید از «لِلْأَنَامِ» ادعایی درباره تقسیم مالکیت حقوقی زمین میان همه گونههای جاندار ساخت.
آیه از قرار دادن زمین برای آفریدگان سخن میگوید، اما شیوه تعیین حق مالکیت، استفاده از منابع و مسئولیت حفاظت از محیط زندگی در همین واژه توضیح داده نشده است.
نعمت زمین و میزان
در الرحمن ۵۵:۸ و الرحمن ۵۵:۹، از تجاوز نکردن در میزان و برپا داشتن وزن به قسط سخن گفته شده است.
پس در ساختار سوره، نعمتهای آفرینش در کنار هشدار درباره تجاوز و بیعدالتی قرار میگیرند.
این پیوستگی میتواند توجه انسان را به شیوه برخورد با نعمتهای زمین نیز جلب کند.
بهرهمندی از یک نعمت، با اسراف، فساد یا سلب حق دیگران یکسان نیست.
اما باید مرز استدلال روشن بماند.
خود «الأنام» به معنای قانون محیط زیست یا حقوق همه جانداران نیست.
این واژه آفریدگان را معرفی میکند. نتیجه اخلاقی درباره شیوه بهرهمندی از زمین، از جمع آن با فرمانهای دیگر قرآن درباره عدالت، اسراف، فساد و رعایت حقوق به دست میآید.
در نتیجه، میتوان از این آیه برای تأمل درباره مسئولیت انسان در برابر زمین بهره برد؛ اما نباید تمام یک نظام حقوقی و زیستمحیطی را بهعنوان معنای لغوی «الأنام» عرضه کرد.
۷. پیشنهاد ترجمه و جمعبندی
برای «الأنام» در الرحمن ۵۵:۱۰، سه معادل فارسی قابل بررسی است.
«مردم» خوانشی محدود به انسان را منتقل میکند.
«انسانها و جنیان» با مخاطبان برجسته سوره الرحمن هماهنگ است، اما دو مصداق را مستقیما به جای لفظ عام مینشاند.
«آفریدگان» معنای گسترده عربی را بهتر حفظ میکند و اجازه میدهد درباره دامنه دقیق آن در توضیح سخن گفته شود.
بنابراین، برای ترجمه پایه فرقان، صورت سوم مناسبتر است.
ترجمه پیشنهادی
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ
«و زمین را برای آفریدگان قرار داد.»
الرحمن ۵۵:۱۰
اگر در نثر توضیحی لازم باشد نسبت این آفریدگان با زمین روشنتر شود، میتوان گفت:
«و زمین را برای آفریدگانی که در آن زندگی میکنند فراهم ساخت.»
اما این صورت توضیحی است و نسبت سکونت و بهرهمندی را آشکارتر از الفاظ مستقیم آیه بیان میکند.
در ترجمه پایه، حفظ «آفریدگان» مناسبتر است.
ترجمه «زمین را تنها به انسانها بخشید» دقیق نیست؛ زیرا هم واژه «تنها» و هم مفهوم بخشیدن مالکیت انحصاری را به جمله میافزاید.
«زمین را برای همه موجودات تمام جهان آفرید» نیز از لفظ فراتر میرود؛ زیرا آیه از قرار دادن زمین سخن میگوید و دامنه «الأنام» در زبان و سیاق به آفریدگان مرتبط با زمین مربوط است.
جمعبندی
«أَنَام» در زبان عربی نامی جمعی برای آفریدگان است.
در کاربرد گسترده آن، موجودات زمین مورد نظرند؛ اما در بعضی کاربردهای ادبی، واژه به انسانها اختصاص یافته و در بعضی توضیحهای قرآنی، انسان و جن از مصداقهای اصلی آن شناخته شدهاند.
برای این اسم، یک زنجیره اشتقاقیِ تاریخیِ مورد اتفاق و مجموعه گستردهای از مشتقهای قرآنی در دست نیست. پیشنهادهایی درباره اصل همزه یا پیوند با «و ن م» نقل شده است. «أَنِيم» گونهای شعری و «آنام» نیز صورت نقلشده دیگری است؛ از این گزارشها نباید مفرد معمولی برای هر فردِ «أَنَام» ساخت.
شاهد منسوب به لبید نشان میدهد که «الأنام» در زبان ادبی کهن برای مجموعه آفریدگان به کار میرفته است، هرچند درباره ضبط و انتساب همان بیت اختلافهایی وجود دارد.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است.
در الرحمن ۵۵:۱۰، زمین برای «الأنام» قرار داده شده و در آیات بعد، نعمتها و محصولات آن معرفی میشوند.
سیاق سوره الرحمن، بهویژه خطابهای مثنی، توجه را به انسان و جن جلب میکند. اما این امر به تنهایی دلیل کافی برای حذف همه جانداران دیگر از میدان لغوی «الأنام» نیست.
از سوی دیگر، معنای گسترده واژه نیز نباید به ادعایی قطعی درباره شمول همه موجودات جهان غیب یا همه آفریدگان آسمانی تبدیل شود.
در این آیه، زمین و آفریدگانی که در نسبت با آن قرار دارند موضوع سخناند.
همچنین «لِلْأَنَامِ» به معنای بهرهمندی آفریدگان از زمین است، نه اعلام مالکیت خصوصی و نامحدود آنان بر همه منابع آن.
این آیه را میتوان در کنار دیگر آیات قرآن درباره روزی جانداران، عدالت، میزان و پرهیز از فساد بررسی کرد؛ اما چنین نتایجی باید بهعنوان تأمل سیاقی مطرح شوند، نه معنای مستقیم خود واژه.
تعریف نهایی ریشه «أ ن م» در فرقان:
«أَنَام نام جمعی آفریدگان است؛ بهویژه موجوداتی که در زمین زندگی میکنند یا با آن ارتباط دارند. در عربی کهن، این واژه در معنای گسترده آفریدگان و در کاربردهای محدودتر برای انسانها یا انسان و جن شناخته شده است. در قرآن، تنها صورت لِلْأَنَامِ در الرحمن ۵۵:۱۰ آمده و به آفریدگانی اشاره دارد که زمین برای آنان قرار داده شده است. ترجمه «آفریدگان» گستره لغوی واژه را حفظ میکند، در حالی که تعیین دامنه دقیق آن، بهویژه شمول جانداران غیرانسانی یا اختصاص سیاقی به انسان و جن، باید با توجه به شواهد زبان و آیات سوره بررسی شود.»