ریشه قرآنی ب ر أ
پدیدآوردن، رهاشدن از بیماری یا نسبت، پاکبودن از اتهام، و اعلام برائت
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه ب ر أ در قرآن در چند شاخه نزدیک ولی متمایز به کار رفته است:
- پدیدآوردن و به وجود آوردن؛
- بهبود بخشیدن و رهاکردن از بیماری؛
- پاک و مبرا ساختن از اتهام؛
- بیتقصیر و بیارتباط بودن با عمل دیگری؛
- اعلام جدایی از یک باور، عمل، پرستش یا پیمان؛
- و اشاره به آفریدگان در واژه بَرِيَّة.
در همه این کاربردها میتوان نوعی رهایی از نسبت، عیب، بیماری، اتهام یا حالت پیشین را مشاهده کرد. در کاربرد آفرینش نیز موجود از نبودن یا از حالت تحققنیافته بیرون میآید و بهصورت آفریدهای موجود پدیدار میشود.
بااینحال، نباید همه شاخهها را به «ایزولهسازی کالبد» یا «تفکیک سختافزاری» فروکاست. برائت گاهی از یک اتهام است، گاهی از مسئولیت عمل دیگری، گاهی از پرستشی باطل، و گاهی از تعهد پیمانی. نوع جدایی را سیاق مشخص میکند.
کوتاهترین بیان برای این ریشه چنین است:
پدیدآوردن؛ یا رها، پاک و جداشدن از بیماری، اتهام، مسئولیت، وابستگی یا عملی که به شخص نسبت داده میشود.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
بَرَأَ / يَبْرَأُ
پدید آورد یا از بیماری، عیب و گرفتاری رها شد، بر اساس ساخت و سیاق.
در قرآن صورت ساده این فعل در:
نَبْرَأَهَا
برای پدیدآوردن آمده است.
بَرَّأَ / يُبَرِّئُ
پاک و مبرا ساخت؛ اتهام یا نسبت نادرستی را از کسی برداشت.
أَبْرَأَ / يُبْرِئُ
بهبود بخشید و از بیماری رها کرد.
تَبَرَّأَ / يَتَبَرَّأُ
از کسی یا چیزی اعلام جدایی کرد؛ از نسبت، پیروی، مسئولیت یا وابستگی به آن کنار کشید.
بَرَاءَة
برائت؛ رهایی از تعهد، مسئولیت، اتهام یا پیوندی که پیشتر برقرار یا مفروض بوده است.
بَرَاء
بری و جدا؛ صورت مبالغهآمیز یا استوار برای اعلام برائت.
بَرِيء
بری، بیتقصیر، پاک از نسبت، یا جدا از عمل و باور دیگری.
بُرَآء
جمع یا صورت جمعیِ بری؛ کسانی که از دیگری یا از عمل و پرستش او اعلام جدایی میکنند.
بَارِئ
پدیدآورنده.
این صورت در قرآن از اوصاف آن معبود یگانه است.
بَرِيَّة
آفریدگان یا مخلوقات.
مُبَرَّأ
کسی که از اتهام یا نسبت نادرست پاک دانسته شده است.
خانواده قرآنی این ریشه فقط به برائت محدود نیست؛ صورتهای مربوط به پدیدآوردن، پاکساختن، درمانکردن، اعلام جدایی، بریبودن و آفریدگان همگی در قرآن حضور دارند.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
پدیدآورنده؛ آنکه آفریدگان را به وجود میآورد.
رهایی و اعلام پایان مسئولیت یا تعهد نسبت به طرف دیگر، بر اساس سیاق.
پاک از اتهام، بیتقصیر، یا جدا از عمل و باور دیگری.
از پیوند، پیروی، مسئولیت یا نسبت اعلام جدایی کرد.
کسی را از اتهام یا نسبت نادرست پاک ساخت.
از بیماری رها و درمان کرد.
آفریدگان.
آن را پدید میآوریم یا به وجود میآوریم.
۴. هسته معنایی ریشه
برای ریشه ب ر أ نمیتوان یک معادل فارسی واحد پیدا کرد که همه کاربردهای آن را بدون کاستی دربرگیرد.
سه شاخه اصلی باید حفظ شوند:
پدیدآوردن
در این شاخه، چیزی به وجود میآید و بهعنوان آفریدهای واقعی تحقق مییابد.
رهایی و پاکشدن
در این شاخه، شخص از بیماری، عیب، اتهام یا نسبت نادرست آزاد میشود.
جدایی از نسبت یا مسئولیت
در این شاخه، شخص اعلام میکند که به عمل، باور، پرستش یا تعهد طرف دیگر وابسته و مسئول آن نیست.
میان این شاخهها میتوان یک نزدیکی معنایی دید: چیزی از حالت آمیختگی، گرفتاری یا نسبت پیشین بیرون میآید و وضعیتش روشن و متمایز میشود.
اما این نزدیکی نباید به نظریه قطعی «تفکیک برای استقلال» تبدیل شود. برای نمونه، شفا از بیماری لزوماً به معنای استقلال موجود نیست و برائت از اتهام نیز یک جدایی فیزیکی به شمار نمیرود.
تعریف محتاطانهتر چنین است:
بیرونآمدن یا بیرونآوردن از حالت عیب، بیماری، اتهام، مسئولیت یا نسبت؛ و در شاخه آفرینش، پدیدآوردن موجود.
۵. تصویر مادی ریشه
یکی از روشنترین تصویرهای مادی این ریشه، بدن بیماری است که پس از درمان از بیماری رها میشود. بیماری پیشتر با بدن همراه بود، اما با بهبود، شخص از آن حالت بیرون میآید.
تصویر دیگر، انسانی است که اتهامی به او نسبت داده شده، ولی حقیقت روشن میشود و آن نسبت از او برداشته میگردد. در این حالت، چیزی از بدن او جدا نشده است؛ بلکه رابطهای نادرست میان شخص و اتهام قطع میشود.
در برائت از عمل دیگری نیز شخص مرز مسئولیت خود را روشن میکند:
این عمل از من نیست و من مسئول یا تأییدکننده آن نیستم.
تصویر قلمتراشی ممکن است از نظر ادبی جذاب باشد، اما نباید هسته ریشه را بر آن بنا کرد. قرآن ب ر أ را به معنای تراشیدن چوب یا حذف زوائد به کار نبرده است.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در عربی، بَرِئَ مِنَ المرض به رهاشدن و بهبود از بیماری اشاره میکند.
بَرِئَ مِنَ التهمة یعنی از اتهام پاک و بیگناه شناخته شد.
بَرِئَ مِنَ الدَّيْن میتواند به رهایی از بدهی یا مسئولیت آن اشاره کند.
بَرِئَ مِنْهُ یعنی از او، عمل او یا نسبتی که به او مربوط است جدا و مبرا بود.
بَرَّأَهُ یعنی او را از اتهام پاک ساخت.
أَبْرَأَهُ مِنَ المرض یعنی او را از بیماری بهبود بخشید.
در شاخه آفرینش، البارئ برای پدیدآورنده به کار میرود.
این کاربردها نشان میدهند که میدان ریشه با رهایی از یک نسبت یا حالت و نیز با پدیدآوردن ارتباط دارد؛ اما ادعای اینکه عربی کهن آن را اصطلاحی برای «نظم هندسی قطعات» میدانست، بدون شاهد روشن قابل دفاع نیست.
۷. محدودسازیها و سوءبرداشتهای معنایی
یکی از محدودسازیها، ترجمه همه مشتقهای ب ر أ به «آفریدن» است.
این ترجمه برای:
الْبَارِئُ
نَبْرَأَهَا
مناسب است، اما در:
أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
معنای آفرینش ندارد.
محدودسازی دیگر، ترجمه همه موارد به «بیگناهبودن» است. بریء میتواند پاک از اتهام باشد، ولی در بسیاری از آیات به معنای جدا و بیمسئولیت بودن نسبت به عمل یا شرک دیگری است.
خطای دیگر، تبدیل برائت به قطع همه روابط انسانی است. در قرآن، برائت معمولاً ناظر به امری مشخص است:
- برائت از شرک؛
- برائت از معبودهای باطل؛
- برائت از عمل مجرمانه؛
- برائت از پیروان یا رهبران در روز داوری؛
- یا پایان تعهد پیمانی در سیاقی معین.
بنابراین، بریء منكم همیشه به معنای ممنوعیت هرگونه گفتوگو، عدالت، همزیستی یا رابطه انسانی نیست. باید پرسید برائت دقیقاً از چه چیزی اعلام شده است.
۸. تبصره روششناختی: برائت از شخص یا از عمل؟
ساخت:
بَرِيءٌ مِنْ
ممکن است در ظاهر برائت از شخص را بیان کند، اما سیاق باید روشن سازد که جدایی از کدام جنبه اوست:
- عمل او؛
- شرک او؛
- پرستش او؛
- مسئولیت رفتار او؛
- پیروی از او؛
- یا پیمانی که نقض شده است.
برای نمونه:
أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
برائت مستقیماً به عمل دو طرف مربوط است.
در:
إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ
ابراهیم از آنچه قومش میپرستند اعلام برائت میکند، نه از انسانبودن آنان یا حق برخورد عادلانه با آنان.
پس برائت قرآنی باید موضوعمحور فهمیده شود، نه بهعنوان مجوز دشمنی نامحدود با اشخاص.
۹. بررسی کوتاه در زبانهای سامی همخانواده
برای تعیین دقیق تاریخ تحول شاخههای مختلف ب ر أ در زبانهای سامی به پژوهش جداگانه نیاز است.
از خود عربی و کاربردهای قرآن میتوان این میدانها را با اطمینان بیشتری تشخیص داد:
- پدیدآوردن؛
- رهایی از بیماری؛
- پاکشدن از اتهام؛
- رهایی از مسئولیت یا نسبت؛
- و اعلام جدایی.
نباید صرف شباهت واژگان، نظریه «تراشیدن موجود از ماده خام» را بهعنوان معنای تاریخی قطعی مطرح کرد.
۱۰. کاربردهای قرآنی ریشه
الف. البارئ در کنار الخالق و المصور
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ
او آن معبود یگانه است؛ آفریننده، پدیدآورنده و صورتبخش؛ نیکوترین نامها برای اوست.
سه وصف در کنار یکدیگر آمدهاند:
- الخالق؛
- البارئ؛
- المصور.
این همنشینی نشان میدهد که واژهها کاملاً بیتفاوت نیستند، ولی قرآن در این آیه یک ترتیب فنی و مرحلهبهمرحله برای آفرینش تعریف نمیکند.
میتوان با احتیاط گفت:
خالق بر آفرینش و اندازهگذاری مخلوق تأکید دارد.
بارئ بر پدیدآوردن آفریده و تحققیافتن آن بهعنوان موجود دلالت دارد.
مصور بر صورت و هیئتبخشیدن تأکید میکند.
اما تعبیرهایی مانند «خالق مهندس ماده، بارئ جداکننده کالبد و مصور طراح ظاهر» بیش از ظرفیت خود آیهاند.
ب. بارئکم در داستان گوساله
فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ
پس به سوی پدیدآورنده خود بازگردید.
قوم موسی چیزی ساختهشده به دست خود را معبود قرار داده بودند. در برابر آن، آیه آنان را به بارئكم، پدیدآورنده حقیقی خود، بازمیگرداند.
تقابل مهم است:
- گوساله را آنان ساخته بودند؛
- ولی خود آنان آفریده بارئ بودند.
کاربرد بارئ در این آیه بر وابستگی بنیادی انسان به پدیدآورنده حقیقی او تأکید دارد، نه بر «استقلال کالبدی» انسان.
ج. پیش از آنکه آن را پدید آوریم
مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا
هیچ مصیبتی در زمین یا در جانهای شما نمیرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است.
نبرأها در اینجا به پدیدآوردن و تحققبخشیدن مربوط است.
آیه میان ثبت در کتاب و وقوع واقعی مصیبت فرق میگذارد. اما نباید آن را به زبان «نرمافزار»، «سامانه محاسباتی» یا «تجسد سختافزاری» ترجمه کرد.
معنای مستقیم این است که رویداد پیش از تحقق خارجی، در علم و کتاب الهی قرار دارد.
د. درمان بیماری به اذن آن معبود یگانه
وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ
و نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی را بهبود میبخشم و مردگان را به اذن آن معبود یگانه زنده میکنم.
فعل أُبْرِئُ به رهاکردن شخص از بیماری و درمان او اشاره دارد.
آیه بهصراحت میگوید این کار به اذن آن معبود یگانه انجام میشود. بنابراین، قدرت عیسی مستقل از او معرفی نشده است.
این کاربرد یکی از روشنترین شواهد معنای رهایی از عیب یا بیماری در این ریشه است.
هـ. پاکساختن موسی از اتهام
فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا
پس آن معبود یگانه او را از آنچه گفتند پاک ساخت، و او نزد آن معبود یگانه آبرومند بود.
بَرَّأَهُ یعنی نسبت یا اتهام نادرستی را از موسی برداشت و بیگناهی او را روشن کرد.
در اینجا هیچ جدایی فیزیکی رخ نمیدهد؛ آنچه قطع میشود، نسبت دروغین میان موسی و اتهام است.
و. مبرا ندانستن نفس
وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
و من نفس خود را مبرا نمیدانم؛ همانا نفس بسیار به بدی فرمان میدهد.
أبرئ نفسي یعنی خود را پاک، بیتقصیر و برکنار از امکان خطا اعلام نمیکنم.
این آیه نشان میدهد تبرئهکردن، داوری درباره نسبت خطا و مسئولیت است.
ز. بیگناهی در برابر بهتان
وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا
و هرکس خطا یا گناهی به دست آورد، سپس آن را بر شخصی بیگناه بیفکند، بهتان و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.
بريئًا در اینجا به معنای بیتقصیر و پاک از جرم مورد نسبت است.
این کاربرد با برائت اعتقادی یا پایان پیمان یکسان نیست؛ سیاق قضایی و اخلاقی آن را تعیین میکند.
ح. مبراشدن از سخنان ناروا
أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ
آنان از آنچه دربارهشان میگویند مبرا هستند.
مبرؤون پاکبودن آنان از نسبتها و سخنان ناروا را بیان میکند.
این نیز شاهدی است که ریشه میتواند به زدودن اتهام و روشنشدن بیگناهی مربوط باشد.
ط. برائت ابراهیم از معبودهای قوم
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ
و هنگامی که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه میپرستید بری هستم، جز آنکه مرا پدید آورد؛ پس او مرا هدایت خواهد کرد.
برائت ابراهیم به موضوع پرستش مربوط است.
او از معبودهای ساختگی و نظام عبادت قوم جدا میشود و استثنا را روشن میسازد:
إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي
پس برائت او نفی مطلق همه رابطههای انسانی نیست؛ نفی مشارکت در پرستش باطل است.
ی. برائت متقابل از اعمال
لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
عمل من برای من و عمل شما برای شماست؛ شما از آنچه من انجام میدهم بری هستید و من از آنچه شما انجام میدهید بری هستم.
آیه مرز مسئولیت اعمال را روشن میکند.
هر طرف مسئول عمل خود است و عمل دیگری را بر دوش نمیگیرد.
برائت در اینجا قطع همه ارتباط اجتماعی نیست؛ جداسازی مسئولیت اخلاقی و عملی است.
ک. تبرّی رهبران از پیروان
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ
هنگامی که کسانی که پیروی شده بودند از پیروان خود بیزاری و برائت جستند و عذاب را دیدند.
رهبران گمراه در روز داوری از پیروان خود فاصله میگیرند و مسئولیت آنان را نمیپذیرند.
این تبرّی نشان میدهد روابط قدرت و پیروی که در دنیا استوار به نظر میرسیدند، در هنگام پاسخگویی فرو میریزند.
ل. تبرّی ابراهیم پس از روشنشدن دشمنی
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ
پس هنگامی که برای او روشن شد که او دشمن آن معبود یگانه است، از او اعلام برائت کرد.
تبرّی پس از تبیّن رخ میدهد؛ یعنی پس از روشنشدن حقیقت موضع طرف مقابل.
آیه اجازه نمیدهد انسان بر پایه گمان، خشم یا نسبت خانوادگی از دیگری اعلام برائت کند. موضوع باید روشن شده باشد.
م. اعلان برائت در آغاز سوره توبه
بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
اعلام برائتی است از سوی آن معبود یگانه و فرستادهاش به کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بسته بودید.
این آیه در سیاق پیمانها، نقض تعهدها، مهلت و گروههای مشخص آمده است.
براءة در اینجا اعلام پایان یا رفع تعهد پیمانی نسبت به طرفهایی است که سیاق سوره درباره آنان توضیح میدهد.
نباید این آیه را به اعلام دشمنی همیشگی با همه کسانی که مشرک نامیده میشوند تبدیل کرد. ادامه آیات میان گروهها فرق میگذارد و وفای به پیمان کسانی را که پیمان نشکستهاند لازم میداند.
ن. «آن معبود یگانه و فرستادهاش بریاند»
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ
همانا آن معبود یگانه و فرستادهاش از مشرکان بریاند.
این عبارت نیز در همان زمینه اعلان عمومی، پیمانها و رفتار گروههای معین فهمیده میشود.
بریبودن، به معنای تأییدنکردن شرک و پایان مسئولیت پیمانی در سیاق تعیینشده است؛ نه نفی عدالت، گفتوگو یا همه حقوق انسانی.
س. «ما از شما و آنچه میپرستید بری هستیم»
إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
ما از شما و از آنچه جز آن معبود یگانه میپرستید بری هستیم.
این آیه برائت اعتقادی ابراهیم و همراهانش از شرک قوم را بیان میکند.
اما سوره در ادامه میان کسانی که به سبب دین با مؤمنان نجنگیدهاند و کسانی که جنگ و اخراج کردهاند فرق میگذارد. بنابراین، این برائت نباید از سیاق گسترده عدالت و رفتار نیک جدا شود.
۱۱. بررسی مشتقهای مهم در قرآن
بَارِئ
پدیدآورنده.
این صورت برای آن معبود یگانه به کار رفته است.
نَبْرَأَهَا
آن را پدید میآوریم یا به تحقق میرسانیم.
أَبْرَأَ
از بیماری رها و درمان کرد.
بَرَّأَ
از اتهام پاک و مبرا ساخت.
تَبَرَّأَ
از شخص، پیروی، مسئولیت یا نسبت به او اعلام جدایی کرد.
بَرَاءَة
اعلام رهایی از مسئولیت یا تعهد؛ معنای دقیق آن به سیاق بستگی دارد.
بَرِيء
بیتقصیر، پاک از نسبت، یا جدا از عمل و باور دیگری.
بَرَاء / بُرَآء
بری و جدا؛ بهویژه در اعلام برائت استوار و آشکار.
بَرِيَّة
آفریدگان.
مُبَرَّأ
پاکشده از اتهام و نسبت ناروا.
۱۲. مشتق مربوط به وصف الهی: الْبَارِئ
البارئ از اوصاف آن معبود یگانه است:
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ
بارئبودن او به پدیدآوردن آفریدگان مربوط است.
این وصف نباید به «مهندس جداسازی» ترجمه شود. قرآن موجودات را صرفاً اجزای جداشده از مادهای بزرگتر معرفی نمیکند.
همچنین، بارئبودن به معنای مستقلکردن مخلوق از خدا نیست. مخلوقات پس از آفرینش نیز در وجود، بقا و توان خود به او وابستهاند.
تعبیر مناسبتر چنین است:
البارئ: آن پدیدآورندهای که آفریدگان را به وجود میآورد.
همنشینی خالق، بارئ و مصور میتواند تفاوتهایی در جهت توجه هر وصف نشان دهد، اما نباید از آن یک خط تولید سهمرحلهای و قطعی ساخت.
۱۳. نکات نحوی و ساختاری
بَرِيءٌ مِنْ
حرف مِنْ چیزی را معرفی میکند که شخص از نسبت، مسئولیت، عمل یا وابستگی به آن بری است:
بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
بَرِيءٌ مِنْكُمْ
این ساخت به معنای قطع «درگاه ارتباطی» نیست. معنای آن اعلام نبودنِ نسبت، مسئولیت یا مشارکت است.
تَبَرَّأَ مِنْ
باب تفعّل میتواند ورود آگاهانه شخص به حالت برائت یا اعلام جدایی را نشان دهد.
اما از خود باب نمیتوان قطع کامل همه روابط را نتیجه گرفت.
بَرَّأَهُ مِمَّا قَالُوا
مفعول نخست کسی است که پاک ساخته میشود و ساخت مما قالوا اتهام یا سخنی را معرفی میکند که از او برداشته میشود.
أُبَرِّئُ نَفْسِي
شخص نفس خود را بیتقصیر اعلام میکند.
نفی آن:
وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي
یعنی خود را مطلقاً پاک و بیتقصیر نمیدانم.
أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ
در باب افعال، فعل متعدی است و شخص بیمار را از بیماری رها میکند.
بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ
براءة مبتدا یا اعلام اصلی جمله و من الله منشأ این اعلان را نشان میدهد.
۱۴. ب ر أ (بَرَاءَة) در مقایسه با خ ل و (خُلُوّ)
خلوّ بر خالیبودن یا تهیشدن از چیزی تأکید دارد.
برائت بر نبود مسئولیت، نسبت، اتهام یا مشارکت دلالت میکند.
ممکن است کسی از اتهام بری باشد، ولی زندگی او از هر نقصی خالی نباشد.
پس:
خلوّ: خالیبودن از چیزی؛
برائت: پاک یا آزادبودن از نسبت، مسئولیت یا اتهامی معین.
۱۵. ب ر أ (بَرَاءَة) در مقایسه با خ ل ق (خَلْق)
خ ل ق و ب ر أ در میدان آفرینش به یکدیگر نزدیکاند، ولی مترادف کامل نیستند.
خلق با آفرینش، اندازهگذاری و پدیدآوردن نسبت دارد.
برء در وصف البارئ بر پدیدآوردن آفریده بهعنوان موجودی تحققیافته تأکید میکند.
اما نباید تفاوت را چنین صلب ساخت:
- خلق فقط محاسبه ماده؛
- برء فقط جداکردن کالبد.
قرآن چنین تقسیم فنیای ارائه نکرده است.
تفاوت دقیق باید با بررسی همه کاربردهای هر دو ریشه و همنشینی آنها فهمیده شود.
۱۶. ب ر أ (بَرَاءَة) در مقایسه با ف ط ر (فَطْر)
فطر با گشودن، شکافتن و آغازکردن آفرینش پیوند دارد.
برء در کاربرد آفرینشی با پدیدآوردن موجود ارتباط دارد.
میتوان با احتیاط گفت:
فطر: آغاز و گشودن آفرینش؛
برء: پدیدآوردن آفریده.
اما این تفاوت نباید به ترتیب قطعی مراحل خلقت تبدیل شود. قرآن نمیگوید هر موجود نخست فطر، سپس خلق و سپس برء میشود.
۱۷. بحث تخصصی و تبصره ساختاری: حدود برائت قرآنی
برائت در قرآن یک واژه سنگین اخلاقی و حقوقی است. اعلام برائت یعنی شخص میگوید:
- من شریک این عمل نیستم؛
- مسئول آن نیستم؛
- آن را تأیید نمیکنم؛
- یا تعهد پیشین نسبت به آن طرف دیگر برقرار نیست.
اما برائت از یک عمل یا باور، بهتنهایی اجازه ظلم به صاحب آن باور را نمیدهد.
برای فهم حدود برائت باید چند اصل رعایت شود.
برائت باید موضوع مشخص داشته باشد
در بسیاری از آیات گفته میشود:
مِمَّا تَعْمَلُونَ
مِمَّا تُشْرِكُونَ
مِمَّا تَعْبُدُونَ
پس موضوع جدایی روشن است.
برائت از مسئولیت، مسئولیتگریزی نیست
کسی نمیتواند عملی را انجام دهد، سپس صرفاً با گفتن «من بری هستم» از پیامد آن فرار کند.
بریبودن باید با حقیقت عمل سازگار باشد.
برائت از شخص اغلب برائت از جهت و عمل اوست
وقتی رهبران و پیروان از یکدیگر تبرّی میجویند، موضوع پیروی، گمراهی و مسئولیت است.
وقتی ابراهیم از قوم و معبودهای آنان اعلام برائت میکند، موضوع شرک و پرستش است.
برائت پیمانی به سیاق پیمان وابسته است
آغاز سوره توبه را نمیتوان از آیات بعد جدا کرد. قرآن میان پیمانشکنان و کسانی که به عهد خود وفادار ماندهاند فرق میگذارد.
پس برائت پیمانی حکم بیقید درباره همه انسانهای خارج از جامعه مؤمنان نیست.
برائت با عدالت منافات ندارد
ممکن است انسان از باور یا عمل دیگری بری باشد، اما همچنان موظف به عدالت، نیکی، گفتوگوی شایسته و وفای به عهد باشد.
برائت مرز مسئولیت و مشارکت را روشن میکند؛ نفرت نامحدود نمیسازد.
۱۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
بَرَأَ / نَبْرَأَهَا
پدید آورد.
به وجود آورد.
آن را پدید میآوریم.
«تفکیک کالبدی کرد» ترجمه واژه نیست.
بَارِئ
پدیدآورنده.
آفریننده، در سیاق مناسب.
بهتر است «البارئ» در ترجمه پایه حفظ و در توضیح معنا روشن شود.
«مهندس تفکیک» ترجمه مناسبی نیست.
بَرَّأَهُ
او را مبرا ساخت.
او را از اتهام پاک کرد.
بیگناهی او را روشن کرد.
أَبْرَأَ
بهبود بخشید.
از بیماری رها کرد.
درمان کرد.
بَرِيء
بری.
بیتقصیر.
پاک از اتهام.
جدا و بیمسئولیت نسبت به آن عمل، بر اساس سیاق.
بَرَاءَة
برائت.
اعلام پایان مسئولیت یا تعهد.
رهایی از نسبت یا پیمان، بر اساس سیاق.
تَبَرَّأَ
اعلام برائت کرد.
از او یا عمل او جدا شد.
مسئولیت و پیروی خود را نفی کرد.
بَرِيَّة
آفریدگان.
مخلوقات.
مُبَرَّأ
مبرا.
پاک از اتهام.
بیگناه شناختهشده.
۱۹. جمعبندی
ریشه ب ر أ در قرآن چند شاخه مرتبط دارد:
- پدیدآوردن؛
- درمان و رهاکردن از بیماری؛
- پاکساختن از اتهام؛
- بیتقصیر بودن؛
- اعلام جدایی از عمل، شرک، پرستش یا مسئولیت دیگری؛
- پایان تعهد پیمانی در سیاق معین؛
- و اشاره به آفریدگان.
این ریشه را نمیتوان فقط به «آفرینش» یا فقط به «جدایی» محدود کرد.
در وصف البارئ، ریشه به پدیدآوردن آفریدگان مربوط است. بارئبودن آن معبود یگانه به معنای مستقلکردن مخلوقات از او نیست؛ آفریدگان در وجود و بقا همچنان به او وابستهاند.
در:
نَبْرَأَهَا
معنای ریشه پدیدآوردن و تحققبخشیدن است.
در:
وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ
به درمان و رهایی از بیماری اشاره دارد.
در:
فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا
پاکساختن از اتهام مراد است.
در:
أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
مرز مسئولیت اعمال روشن میشود.
در:
بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ
برائت در زمینه پیمانها و پایان تعهد نسبت به گروههای معین مطرح است و نباید به دشمنی همیشگی با همه دیگران تبدیل شود.
برائت قرآنی معمولاً موضوع مشخص دارد: از چه عمل، باور، پرستش، اتهام یا تعهدی برائت اعلام میشود.
این برائت اجازه ظلم، پیمانشکنی یا نفی حقوق انسانی را نمیدهد. شخص میتواند از باور و عمل دیگری بری باشد و همچنان با او عادلانه رفتار کند.
تفاوت ب ر أ با خ ل ق و ف ط ر باید محتاطانه بیان شود. قرآن این سه را به خط تولید فنی یا مراحل صلب آفرینش تبدیل نکرده است.
کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
پدیدآوردن؛ یا رها، پاک و جداشدن از بیماری، اتهام، مسئولیت، وابستگی یا عملی که به شخص نسبت داده میشود.