ریشه قرآنی أ ر ب

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

نیاز، مقصود و کاربست؛ از مآرب موسی تا إربة مردان

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ ر ب» در عربی به نیاز، خواسته و مقصودی مربوط می‌شود که انسان در پی برآوردن آن است. گاهی سخن از نیازی مستقیم است و گاهی از کاری که برای رسیدن به مقصودی انجام می‌شود. همین خانواده زبانی در کاربردهای دیگر عربی به زیرکی، مهارت، سهم و حتی اعضای بدن نیز راه یافته است؛ با این حال، همه این معناها را نمی‌توان بدون بررسی تاریخی از یک تصویر یا تعریف واحد استخراج کرد.

این ریشه در قرآن تنها دو بار آمده است: «مَآرِبُ» در طه ۲۰:۱۸ و «الْإِرْبَةِ» در نور ۲۴:۳۱. هر دو کاربرد با مفهوم نیاز و مقصود ارتباط دارند، اما سیاق آنها متفاوت است. موسی از کارهایی سخن می‌گوید که با عصای خود انجام می‌دهد، در حالی که آیه نور از مردانی یاد می‌کند که در زمینه رابطه با زنان، دارای نیاز یا میل جنسی نیستند.

تفاوت این دو کاربرد نشان می‌دهد که معنای یک ریشه می‌تواند در زمینه‌های مختلف، مصداق‌های متفاوتی پیدا کند، بی‌آنکه لازم باشد برای هر مصداق معنای لغوی کاملا مستقلی ساخته شود.

۱. هسته معنایی و صورت‌های ریشه

صورت‌های ثبت‌شده این ماده در عربی چند شاخه دارند. در شاخه نیاز و مقصود، «أَرَب»، «إِرْب»، «إِرْبَة» و «مَأْرَبَة» برای نیاز، خواسته یا مقصود به کار رفته‌اند. «مَآرِب» جمع «مَأْرَبَة» است و به نیازها، مقاصد یا کارهایی اشاره می‌کند که برای برآوردن آنها وسیله‌ای به کار گرفته می‌شود.

تعبیر «لَا أَرَبَ لِي فِي هَذَا» در عربی به این معناست که من به این چیز نیاز یا علاقه‌ای ندارم و مقصودی را در آن دنبال نمی‌کنم. فعل «أَرِبَ إِلَى الشَّيْءِ» نیز برای نیازمند شدن یا خواستن چیزی ثبت شده است.

در شاخه دیگر، «أَرِيب» به شخص زیرک، دانا به امور یا ماهر گفته می‌شود و «مُؤَارَبَة» می‌تواند به چاره‌جویی و زیرکی در برخورد با دیگری اشاره کند. این شاخه همیشه بار منفی فریبکاری ندارد؛ مهارت در شناخت و تدبیر امور نیز از کاربردهای آن است.

«إِرْب» در کاربرد دیگری به عضو بدن گفته شده و جمع آن «آرَاب» است. همچنین در بعضی کاربردهای قدیم، «أُرْبَة» به سهمی از یک چیز اشاره دارد. «تَأْرِيب» و فعل‌های هم‌خانواده آن نیز در معنای محکم کردن گره یا استوار ساختن چیزی ثبت شده‌اند.

این شاخه‌های لغوی اهمیت دارند، زیرا نشان می‌دهند که خانواده «أ ر ب» از معنای نیاز فراتر رفته است. با این حال، معنای قرآنی «مَآرِب» و «إِرْبَة» را نباید از تمام این شاخه‌ها یکجا ساخت.

در قرآن فقط دو صورت اسمی «مَآرِبُ» و «الْإِرْبَةِ» دیده می‌شوند. فعل‌های این ریشه، «أَرِيب»، «مُؤَارَبَة»، «آرَاب» و دیگر مشتق‌های یادشده در متن قرآن به کار نرفته‌اند.

۲. کاربرد در عربی کهن؛ نیاز، چاره‌جویی و مقصود

در زبان عربی قدیم، «أَرَب» می‌توانست نیازی باشد که انسان را به سوی چیزی می‌کشاند یا وادار می‌کرد برای رسیدن به آن کاری انجام دهد.

در یکی از مثل‌های عربی آمده است:

مَأْرَبَةٌ لَا حَفَاوَةٌ

«نیازی در میان است، نه محبت و خوشامدگویی.»

این تعبیر درباره وضعیتی است که کسی به سبب نیازی نزد دیگری می‌آید، نه صرفا از روی دوستی و توجه. «مَأْرَبَة» در این مثال به مقصودی اشاره دارد که عامل مراجعه شخص شده است.

در شعر منسوب به قیس بن خطیم، از شاعران عرب در دوره جاهلی، نیز آمده است:

أَرِبْتُ بِدَفْعِ الْحَرْبِ حَتَّى رَأَيْتُهَا
عَنِ الدَّفْعِ لَا تَزْدَادُ غَيْرَ تَقَارُبِ

«در پی دفع جنگ بودم، تا آنکه دیدم با وجود تلاش برای دور کردن آن، جز نزدیک‌تر شدن پیش نمی‌رود.»

این بیت در دیوان قیس ثبت شده است، هرچند زمان دقیق سرایش آن روشن نیست. کاربرد «أَرِبْتُ» در اینجا با خواستن و چاره‌جویی برای دفع جنگ ارتباط دارد. در گزارش‌های لغوی، این کاربرد گاهی با نیاز و گاهی با مهارت و تدبیر توضیح داده شده است. در نقل دیوان، «حَتَّى رَأَيْتُهَا / عَنِ الدَّفْعِ» آمده است؛ در برخی منابع لغوی، از جمله مقاییس، همین بیت با «لَمَّا رَأَيْتُهَا / عَلَى الدَّفْعِ» نقل شده است. تفاوت این ضبط‌ها، نقش شاهد در بحث نیاز و مهارت را از میان نمی‌برد.

همین هم‌پوشانی نشان می‌دهد که نیاز و چاره‌جویی در بعضی کاربردهای زبانی به یکدیگر نزدیک‌اند: انسان برای رسیدن به مقصود، راه و وسیله می‌جوید. اما از این نزدیکی نباید نتیجه گرفت که «نیاز» در همه موارد به معنای حیله یا زیرکی است.

در کاربردهای مربوط به سهم و عضو بدن نیز باید احتیاط کرد. اینکه «إِرْب» برای عضو و «آرَاب» برای اعضا ثبت شده است، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که نیاز، عقل، عضو و گره محکم همگی از یک تصویر نخستین پدید آمده‌اند. اینها شاخه‌های ثبت‌شده یک خانواده لغوی‌اند، ولی ترتیب تاریخی پیدایش و رابطه دقیق همه آنها یکسان روشن نیست.

برای دو کاربرد قرآنی، شاخه نیاز و مقصود پشتوانه مستقیم‌تر و روشن‌تری دارد.

۳. «مَآرِبُ» در داستان عصای موسی

در سوره طه، آن معبود یگانه از موسی می‌پرسد چه چیزی در دست راست اوست. موسی پاسخ می‌دهد:

قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ

«گفت: این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ درختان را فرو می‌ریزم، و کارهای دیگری نیز با آن انجام می‌دهم.»

طه ۲۰:۱۸

«مَآرِبُ» در این آیه جمع «مَأْرَبَة» است. موسی نخست دو کاربرد مشخص عصا را نام می‌برد: تکیه کردن بر آن و فرو ریختن برگ برای گوسفندان. سپس با «وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ» به کاربردهای دیگری اشاره می‌کند که نام آنها را جداگانه نمی‌آورد.

در این سیاق، «مآرب» فقط نیازهای درونی و انتزاعی نیست. سخن از کارهایی است که عصا به انجام آنها کمک می‌کند؛ بنابراین «کاربردها»، «منافع عملی» و «کارهای مورد نیاز» همگی به میدان معنایی عبارت نزدیک‌اند.

با این حال، خود واژه نام هیچ کاربرد معینی را مشخص نمی‌کند. نمی‌توان از «مآرب أخرى» نتیجه گرفت که موسی حتما عصا را برای دفاع، حمل بار، عبور از آب یا هر کار مشخص دیگری به کار می‌برده است. چنین کارهایی ممکن است از کاربردهای شناخته‌شده عصا باشند، اما آیه آنها را نام نمی‌برد.

در ساختمان جمله نیز نکته‌ای وجود دارد. «لِيَ» بر ارتباط مآرب با موسی دلالت می‌کند و «فِيهَا» این نیازها و کاربردها را به عصا پیوند می‌دهد. بنابراین معنای عبارت صرفا «من نیازهای دیگری دارم» نیست؛ بلکه موسی می‌گوید با همین عصا کارهای دیگری نیز دارد یا نیازهای دیگری را به وسیله آن برآورده می‌کند.

«أُخْرَىٰ» نیز با وجود جمع بودن «مَآرِبُ»، به صورت مفرد مؤنث آمده است. این ساخت در عربی برای جمع غیرعاقل طبیعی است و نباید از آن نتیجه گرفت که موسی تنها یک نیاز دیگر داشته است.

در آیه بعد، به موسی فرمان داده می‌شود عصای خود را بیفکند و همان عصای آشنا در صحنه نشانه الهی قرار می‌گیرد. این پیوند برای فهم داستان اهمیت دارد، اما معنای لغوی «مآرب» را عوض نمی‌کند. در پاسخ موسی، واژه همچنان به کارها و مقاصد عملی او مربوط است، نه به معجزه‌ای که پس از آن رخ می‌دهد.

۴. «إِرْبَة» در سوره نور؛ نیاز در زمینه رابطه با زنان

دومین کاربرد این ریشه در نور ۲۴:۳۱ آمده است:

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

«و به زنان مؤمن بگو از نگاه‌های خود بکاهند و پاکدامنی خود را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نسازند، مگر آنچه از آن آشکار است؛ و پوشش‌های سر خود را بر گریبان‌هایشان بیفکنند و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنانشان، یا کسانی که در مالکیت آنان‌اند، یا مردان تابع و وابسته‌ای که نیازی جنسی به زنان ندارند، یا کودکانی که هنوز بر امور پوشیده زنان آگاهی نیافته‌اند. و پاهای خود را چنان بر زمین نزنند که آنچه از زینتشان پنهان می‌کنند شناخته شود. و ای مؤمنان، همگی به سوی آن معبود یگانه بازگردید، باشد که رستگار شوید.»

نور ۲۴:۳۱

عبارت مورد بحث «أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ» است.

«أُولِي» به معنای دارندگان یا صاحبان است و «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» کسانی را وصف می‌کند که دارای «إربة» نیستند. اما «إربة» در اینجا چه نوع نیازی است؟

پاسخ را باید از سیاق آیه گرفت. آیه درباره آشکار ساختن زینت در برابر اشخاص معین سخن می‌گوید. گروه مورد بحث مردانی هستند که به عنوان «التَّابِعِينَ» معرفی شده‌اند؛ یعنی مردانی تابع یا وابسته که در پیوند با یک خانواده یا جمع قرار دارند. سپس آنان با قید «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» از دیگر مردان متمایز می‌شوند.

در چنین زمینه‌ای، «إربة» به نیاز یا میل جنسی نسبت به زنان اشاره دارد. بنابراین، معنای طبیعی عبارت این است که این مردان در زمینه مورد بحث، خواست یا کشش جنسی نسبت به زنان ندارند.

این معنای جنسی از خود ریشه به تنهایی به دست نمی‌آید. همان ریشه در طه ۲۰:۱۸ درباره کارهای عصا آمده است. آنچه «إربة» را در نور ۲۴:۳۱ به نیاز جنسی مربوط می‌سازد، همراهی آن با «مِنَ الرِّجَالِ» و سیاق مربوط به زینت و حریم زنان است.

آیا نداشتن «إربة» به معنای ناتوانی جسمی است؟

در بعضی توضیح‌های قدیم، مصداق این گروه به مردان ناتوان جنسی، سالخوردگان، اشخاص کم‌فهم یا گروه‌های دیگری محدود شده است. اما هیچ‌یک از این عنوان‌ها در خود عبارت «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» ذکر نشده‌اند.

نداشتن میل جنسی با ناتوانی جسمی یکسان نیست. شخصی ممکن است از نظر جسمی توانایی داشته باشد، اما نسبت به زنان میل جنسی نداشته باشد. از سوی دیگر، ناتوانی در انجام رابطه جنسی نیز لزوما به معنای نبود کشش یا تمایل جنسی نیست.

همچنین «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» به خودی خود بر کمبود عقل یا ناتوانی شناختی دلالت ندارد. هرچند «إِرْب» در شاخه دیگری از همین خانواده به عقل و زیرکی مربوط است، سیاق آیه نور درباره آزمون هوش یا توانایی فکری مردان نیست.

پس نباید میان دو شاخه لغوی خلط کرد و از نبود «إربة» نتیجه گرفت که شخص فاقد عقل، فهم یا مهارت است.

آیه پس از این گروه، کودکان را نیز با وصف مستقلی یاد می‌کند: «الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ». این وصف به مرحله آگاهی و شناخت کودکان از امور پوشیده زنان مربوط است. بنابراین، مردان تابع فاقد «إربة» و کودکان یادشده، دو گروه با دو توصیف متفاوت‌اند؛ گرچه وجه ارتباط هر دو با موضوع آیه، وضعیت آنان در برابر زینت و حریم زنان است.

«إربة» به معنای عضو جنسی نیست

در زبان عربی، «إِرْب» به معنای عضو بدن نیز ثبت شده است. با وجود این، نباید آن کاربرد را مستقیما به نور ۲۴:۳۱ منتقل کرد.

عبارت «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» در سیاق آیه به معنای «مردان فاقد عضو جنسی» نیست. تعبیر از نبود نیاز یا میل سخن می‌گوید، نه از نبود عضو معینی در بدن.

تفاوت رسم و حرکت واژه‌ها و وجود شاخه‌های معنایی گوناگون باید در پژوهش لغوی حفظ شود. هم‌ریشه بودن «إِرْب» به معنای عضو و «إِرْبَة» به معنای نیاز، مجوز یکی گرفتن مصداق آنها در این آیه نیست.

در نتیجه، ترجمه «مردانی که به زنان میل جنسی ندارند» از ترجمه‌هایی که آنان را به یک گروه پزشکی، جسمی یا ذهنی خاص محدود می‌کنند، به دلالت عمومی عبارت و سیاق نزدیک‌تر است.

این نتیجه، مرز معنایی واژه را روشن می‌کند؛ تعیین همه احکام اجتماعی و حقوقی مربوط به این گروه، موضوع پژوهش گسترده‌تر خود آیه است.

۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای ریشه «أ ر ب»، یک معادل فارسی ثابت در همه شاخه‌های لغوی مناسب نیست. در دو کاربرد قرآنی، «نیاز» پایه مشترک خوبی است، اما سیاق هر آیه معادل طبیعی‌تری را مشخص می‌کند.

در طه ۲۰:۱۸، برای «وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ» ترجمه پیشنهادی چنین است:

«و کارهای دیگری نیز با آن انجام می‌دهم.»

«و کاربردهای دیگری نیز برایم دارد» نیز از نظر معنا درست است. اگر قرار باشد تصویر نیاز و برآوردن مقصود آشکارتر باشد، می‌توان گفت: «و نیازهای دیگری را هم با آن برآورده می‌کنم.» با این حال، نخستین ترجمه در جریان پاسخ طبیعی موسی روان‌تر است و به خوبی با دو کاربرد پیشین عصا پیوند می‌خورد.

در نور ۲۴:۳۱، برای «التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ» ترجمه پیشنهادی چنین است:

«مردان تابع و وابسته‌ای که به زنان میل جنسی ندارند.»

این ترجمه معنای عام «إربة» را با توجه به سیاق مشخص می‌کند، بدون آنکه مردان یادشده را به یک گروه پزشکی، سنی یا شناختی خاص محدود سازد.

در دیگر کاربردهای عربی این خانواده، «أَرَب» می‌تواند «نیاز»، «خواسته» یا «مقصود» باشد، در حالی که «أَرِيب» بر حسب سیاق «زیرک»، «کاردان» یا «ماهر» ترجمه می‌شود. «إِرْب» در معنای جسمانی خود «عضو» است و «آرَاب» می‌تواند به اعضای بدن اشاره کند. این معانی در لغت معتبرند، اما نباید به عنوان صورت‌های موجود در قرآن معرفی شوند.

۷. جمع‌بندی

ریشه «أ ر ب» در عربی چند شاخه معنایی دارد. نیاز، خواسته و مقصود شاخه‌ای است که هر دو کاربرد قرآنی به آن تعلق دارند. عقل و زیرکی، سهم و عضو، و استوار کردن گره نیز در این خانواده لغوی ثبت شده‌اند، ولی نباید همه آنها را به یک معنای فرضی یا تصویر نخستین فروکاست.

در طه ۲۰:۱۸، «مَآرِبُ» به کارها و نیازهای عملی موسی مربوط است که به وسیله عصای خود برآورده می‌کند. بنابراین، «کاربردهای دیگر» در این سیاق ترجمه‌ای طبیعی و دقیق است.

در نور ۲۴:۳۱، «الْإِرْبَةِ» در زمینه رابطه مردان با زنان آمده است و به نیاز یا میل جنسی مربوط می‌شود. نبود این نیاز در عبارت آیه نباید با ناتوانی جسمی، کمبود عقل یا فقدان عضو بدن یکسان گرفته شود.

تعریف نهایی ریشه «أ ر ب» در فرقان:

«در شاخه اصلی کاربرد قرآنی، نیاز، خواسته یا مقصودی که شخص در پی برآوردن آن است. این نیاز می‌تواند در یک سیاق به کار و منفعت عملی و در سیاق دیگر به میل یا نیاز جنسی اشاره کند. شاخه‌های دیگر لغوی این ریشه شامل زیرکی و مهارت، سهم و عضو، و محکم کردن یا استوار ساختن است که هر یک باید مستقل از کاربرد قرآنی و با شاهد خود بررسی شود.»