ریشه قرآنی ر غ ب
خواستن و روی آوردن، رویگردانی و جهت رغبت انسان
ریشه «ر غ ب» در عربی به خواستن، میل داشتن و طلب کردن مربوط است؛ اما جهت این میل در ترکیبهای مختلف یکسان نیست. «رَغِبَ فِي الشَّيْءِ» به خواستن و علاقه داشتن به چیزی اشاره میکند، در حالی که «رَغِبَ عَنْهُ» به رویگردانی و نخواستن آن دلالت دارد. «رَغِبَ إِلَيْهِ» نیز هنگامی به کار میرود که شخص خواسته و امید خود را متوجه کسی میکند و از او چیزی میطلبد.
این تفاوت در قرآن آشکار است. ابراهیم از معبودهای قوم خود روی میگرداند، قرآن از رویگردانی از ملت ابراهیم سخن میگوید، و در آیات دیگر انسانها امید و درخواست خود را متوجه آن معبود یگانه میکنند. در همه این موارد از خانواده «ر غ ب» استفاده شده است، اما اگر تفاوت ساخت جملهها نادیده گرفته شود، معنای بعضی آیات درست برگردانده نخواهد شد.
این ریشه در قرآن هشت بار در هشت آیه آمده است: چهار فعل مجرد، سه اسم فاعل و یک مصدر. فعلها «يَرْغَبُ»، «تَرْغَبُونَ»، «يَرْغَبُوا» و «فَارْغَبْ» هستند؛ اسم فاعل یک بار به صورت مفرد «رَاغِب» و دو بار به صورت جمع «رَاغِبُونَ» آمده و مصدر «رَغَبًا» یک بار به کار رفته است. صورتهای لغوی دیگری مانند «رَغْبَة»، «رَغِيبَة»، «رَغَائِب»، «رَغَّبَ» و «ارْتَغَبَ» در زبان عربی شناخته شدهاند، اما به همین صورتها در قرآن نیامدهاند.
صورتهای قرآنی
هسته معنایی و کاربرد ریشه در عربی کهن
خواستن و رویگردانی
در عربی، «رَغِبَ» در ترکیب با «فِي» به خواستن چیزی و گرایش داشتن به آن اشاره دارد. شخص چیزی را مطلوب میبیند و به آن میل پیدا میکند. این میل ممکن است درباره مال، برخورداری از یک موقعیت، ازدواج یا چیزی دیگر باشد. خود واژه تعیین نمیکند که خواسته شخص درست است یا نادرست.
در برابر آن، «رَغِبَ عَنْ» به رویگردانی و کنار گذاشتن چیزی اشاره میکند. در این ترکیب، شخص دیگر آن چیز را نمیخواهد یا از آن فاصله میگیرد. بنابراین، «رغب عن» را نمیتوان همانند «رغب في» به «علاقه داشتن» ترجمه کرد.
این تفاوت صرفا یک تغییر ظاهری در حرف اضافه نیست. دو ترکیب در کاربرد شناختهشده زبان عربی دو معنای متفاوت دارند. «رَغِبَ فِي» خواستن چیزی را میرساند و «رَغِبَ عَنْ» نخواستن و رویگردانی از آن را.
کاربرد سوم، «رَغِبَ إِلَى»، هنگامی است که میل و درخواست متوجه کسی میشود. در این ساخت، شخص به سوی کسی روی میآورد تا از او چیزی بخواهد یا امید خود را به او ببندد. از همین رو، این ترکیب در زبان دعا و درخواست نیز جایگاه دارد.
میتوان رابطه این سه کاربرد را چنین فهمید: انسان چیزی را میخواهد، از چیزی روی میگرداند، یا خواسته خود را متوجه کسی میکند. با این حال، نباید تصور کرد که حرف اضافه بهتنهایی و بدون توجه به ساخت شناختهشده فعل، همه معنای جمله را میسازد.
شاهدی از شعر عربی کهن
در بیتی منسوب به نمر بن تولب، شاعر مخضرم که روزگار پیش از اسلام و آغاز اسلام را درک کرده بود، آمده است:
وَإِذَا تُصِبْكَ خَصَاصَةٌ فَارْجُ الْغِنَى
وَإِلَى الَّذِي يُعْطِي الرَّغَائِبَ فَارْغَبْ
نمر بن تولب؛ نقل خزانة الأدب، تحقیق محمد نبیل طریفی، ص ۳۱۳.
«و اگر تنگدستی به تو رسید، امید توانگری داشته باش و خواسته خود را نزد کسی ببر که بخششهای بزرگ میکند.»
در نقلهای دیگر، «مَتَى» به جای «إِذَا» و «يَهَبُ» به جای «يُعْطِي» آمده است. صورت نقلشده در اینجا در خزانة الأدب ثبت شده است. این اختلافها کاربرد «الرَّغَائِب» و ساخت «إِلَى … فَارْغَبْ» را تغییر نمیدهند.
در این بیت، «الرَّغَائِب» به بخششهای بزرگ یا چیزهای مطلوب اشاره دارد و «فَارْغَبْ» با «إِلَى» آمده است. شاعر کسی را که دچار تنگدستی شده، به امید داشتن و رو آوردن به بخشنده دعوت میکند.
زمان سروده شدن این بیت بهطور مستقل روشن نیست؛ بنابراین، با آنکه شاعر در جاهلیت نیز میزیسته، نمیتوان با اطمینان گفت همین بیت پیش از نزول قرآن سروده شده است. ارزش آن به عنوان شاهد زبان عربی کهن محفوظ میماند، اما تاریخ آن نباید قطعیتر از شواهد موجود معرفی شود.
این کاربرد نشان میدهد که «رغب إلى» در زبان عربی برای متوجه ساختن درخواست به سوی کسی شناخته بوده است. در خود این ترکیب، جهت درخواست مهم است؛ اما اینکه شخص از چه کسی چه چیزی میخواهد، از ادامه جمله و موقعیت آن فهمیده میشود.
معنای گشادگی و فراخی در همین خانواده
در فرهنگهای لغوی، شاخه دیگری از خانواده «ر غ ب» نیز ثبت شده است که به گشادگی و فراخی مربوط میشود. «رَغِيب» میتواند برای چیزی به کار رود که گنجایش فراوان دارد؛ مانند حوض یا ظرف بزرگ. همچنین «أَرْضٌ رَغَابٌ» برای زمینی نرم و گسترده که آب فراوانی در خود میگیرد، ثبت شده است. برای نمونههای حوض، ظرف و زمین، در این بررسی شاهد مستقلاً تاریخگذاریشدهای از پیش از قرآن به دست نیامد؛ ثبت آنها در فرهنگ لغت بهتنهایی تاریخ کاربردشان را تعیین نمیکند.
در شعر لبید بن ربیعه نیز وصف «الدُّهْمِ الرِّغَابِ» درباره شتران سیاه آمده است. در دیوان و نقل لسان العرب، «الرِّغَاب» در این بیت به فراوانی شتران توضیح داده شده است. لبید شاعر مخضرم بود و زمان این سروده در این بررسی مستقلاً تعیین نشد.
وَيَوْمًا مِنَ الدُّهْمِ الرِّغَابِ كَأَنَّهَا
أَشَاءٌ دَنَا قِنْوَانُهُ أَوْ مَجَادِلُ
«و روزی، از شتران سیاهِ فراوان، گویی نخلهاییاند که خوشههایشان نزدیک شده، یا کاخهایی بلند.» «الرِّغَاب» وصف شتران است؛ تشبیه آنها به نخلها و کاخها نیز تصویر قامت و هیئتشان را میسازد.
لبید بن ربیعه، دیوان، به کوشش حمدو طمّاس، ص ۸۶؛ نیز لسان العرب، ماده «رغب».
این شاخه نشان میدهد که خانواده «ر غ ب» در عربی تنها به میل و درخواست محدود نبوده است. اما وجود معنای گشادگی، دلیل کافی برای آن نیست که بگوییم رغبت انسان در اصل از تصویر ظرف خالی یا شکم گرسنه پدید آمده است.
میتوان میان گنجایش، میل به دریافت و طلب فراوان رابطهای تصویری تصور کرد، ولی چنین تصویری تاریخ اشتقاق واژه را ثابت نمیکند. برای فهم کاربردهای قرآنی، معنای مستند خواستن، رویگردانی و درخواست کردن مبنای روشنتری است.
«رَغِبَ عَنْ»؛ رویگردانی و نخواستن
رویگردانی از ملت ابراهیم
در سوره بقره آمده است:
وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ
«و چه کسی جز آن که خود را به نادانی افکنده است، از ملت ابراهیم روی میگرداند؟ ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت نیز از شایستگان است.»
بقره، ۲:۱۳۰
در این آیه، «يَرْغَبُ عَنْ» به رویگردانی اشاره دارد. موضوع این رویگردانی «مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ» است.
بنابراین، «رغب» در این ساخت به معنای علاقه داشتن به ملت ابراهیم نیست؛ بلکه ترک کردن یا نخواستن آن را میرساند. حرف «عَنْ» در شناسایی این معنا نقش تعیینکننده دارد.
با این حال، «رغب عن» به خودی خود به معنای نادانی یا سبکخردی نیست. این داوری از عبارت جداگانه «إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ» به دست میآید. آیه رویگردانی از ملت ابراهیم را با چنین داوریای همراه کرده است، اما نباید آن داوری را داخل تعریف لغوی ریشه گذاشت.
همچنین معنای «ملت ابراهیم» باید از سیاق آیات و کاربردهای خود این تعبیر بررسی شود. ریشه «ر غ ب» فقط رابطه رویگردانی را بیان میکند و بهتنهایی محتوای ملت ابراهیم را تعریف نمیکند.
در آیات بعدی، از تسلیم شدن ابراهیم در برابر پروردگار و سفارش او و یعقوب به فرزندانشان سخن میرود. این سیاق برای فهم موضوع رویگردانی اهمیت دارد؛ اما معنای «يرغب عن» در همان معنای شناختهشده خود باقی میماند.
«أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي»؛ رویگردانی ابراهیم از معبودها
در سوره مریم، در پاسخ پدر ابراهیم آمده است:
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا
«گفت: ای ابراهیم، آیا تو از معبودهای من روی گرداندهای؟ اگر دست برنداری، بیگمان تو را سنگسار خواهم کرد؛ و برای مدتی طولانی از من دور شو.»
مریم، ۱۹:۴۶
«أَرَاغِبٌ» از همزه پرسشی و اسم فاعل «رَاغِب» ساخته شده است. در اینجا نیز «عَنْ» جهت معنای واژه را روشن میکند.
پدر ابراهیم نمیپرسد که آیا فرزندش خواهان معبودهای اوست، بلکه رویگردانی او از آن معبودها را به پرسش میگیرد. ادامه سخن نیز نشان میدهد که این رویگردانی برای گوینده پذیرفتنی نیست و با تهدید پاسخ داده میشود.
از نظر لغوی، «راغب عن» به کسی اشاره دارد که از چیزی روی میگرداند یا دیگر آن را نمیخواهد. اما این تعبیر به خودی خود مشخص نمیکند که علت رویگردانی چیست یا آیا شخص از روی شناخت، نفرت، بیعلاقگی یا انتخابی دیگر چنین کرده است.
در داستان ابراهیم، دلیل مخالفت او با معبودهای پدرش از گفتوگوی گستردهتر شناخته میشود. نباید تمام استدلال ابراهیم را در معنای یک مشتق «ر غ ب» خلاصه کرد.
مقایسه این آیه با بقره ۲:۱۳۰ نیز روشنگر است. در یکی، رویگردانی از ملت ابراهیم نکوهش میشود و در دیگری، رویگردانی ابراهیم از معبودهای پدرش مطرح است. در هر دو مورد، «رغب عن» معنای رویگردانی دارد؛ اما ارزشگذاری آن از موضوع رویگردانی و سیاق آیه به دست میآید.
بنابراین، رویگردانی به خودی خود نه فضیلت است و نه گناه. آنچه اهمیت دارد، چیزی است که انسان از آن روی میگرداند و دلیلی است که برای این رفتار دارد.
«وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ»؛ ترجیح دادن جان خود
در توبه ۹:۱۲۰ آمده است:
وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ
«و جان خود را بر جان او ترجیح ندهند.»
توبه، ۹:۱۲۰
این عبارت در سیاق سخن از مردم مدینه و بادیهنشینان پیرامون آن آمده است؛ کسانی که نباید از فرستاده آن معبود یگانه عقب میماندند.
در اینجا، «رغب عن» با ساخت ویژه «بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ» آمده است. معنای جمله صرفا این نیست که آنان از شخص فرستاده آن معبود یگانه رویگردان شوند؛ بلکه سخن از آن است که جان و آسایش خود را در برابر جان او ترجیح ندهند و برای حفظ خویش از دشواریهایی کنار نمانند که او با آنها روبهروست.
تفاوت این کاربرد با «رغب عن ملة ابراهیم» مهم است. در بقره، موضوع رویگردانی یک ملت و شیوه است؛ در توبه، سخن از ترجیح دادن جان خود در یک موقعیت مشخص است.
عبارت «بِأَنفُسِهِمْ» نیز نباید نادیده گرفته شود. این ساخت در عربی میتواند به آن اشاره کند که شخص برای خود ارزشی یا امتیازی در نظر میگیرد و به سبب آن، از کاری یا موقعیتی کنار میماند.
اما از این عبارت نباید نتیجه گرفت که «رغب» ذاتا به معنای خودخواهی، ترس از مرگ یا فرار از مسئولیت است. این ویژگیها از موقعیت و رفتار اشخاص در سیاق آیه شناخته میشوند.
همچنین آیه درباره یک موقعیت تاریخی و مسئولیت همراهی با فرستاده آن معبود یگانه سخن میگوید. معنای لغوی این عبارت بهتنهایی مجوز تعمیم هر نوع دعوت به خطر کردن یا نادیده گرفتن جان انسان به تمام زمانها و موقعیتها نیست.
«رَغِبَ إِلَى»؛ متوجه ساختن خواسته و امید
«إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ»
در سوره توبه آمده است:
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ
«و اگر آنان به آنچه آن معبود یگانه و فرستادهاش به ایشان داده بودند رضایت میدادند و میگفتند: آن معبود یگانه برای ما بس است؛ او از فضل خویش و فرستادهاش نیز به ما خواهد داد؛ ما خواسته و امید خود را متوجه آن معبود یگانه میکنیم…»
آیه با «لَوْ» آغاز میشود و نتیجه شرط را صریح نمیآورد؛ سهنقطه در ترجمه، این ناتمامماندن ساخت شرطی را نشان میدهد.
توبه، ۹:۵۹
در این آیه، «رَاغِبُونَ» جمع اسم فاعل «رَاغِب» است و با «إِلَى اللَّهِ» آمده است. بنابراین، سخن از رو آوردن به آن معبود یگانه و متوجه ساختن خواسته و امید به سوی اوست.
تفاوت این کاربرد با «راغب عن» روشن است. در مریم ۱۹:۴۶، «راغب عن آلهتي» به رویگردانی از معبودها اشاره دارد؛ اما اینجا «إلى الله راغبون» رو آوردن به آن معبود یگانه و امید بستن به او را بیان میکند.
در همین آیه، فعل «رَضُوا» نیز آمده است که به رضایت داشتن مربوط است. رضایت و رغبت دو مفهوم مرتبط اما متفاوتاند. انسان میتواند از آنچه دریافت کرده راضی باشد و در عین حال، امید به بخشش و برخورداری بیشتری داشته باشد.
جمله «حَسْبُنَا اللَّهُ» نیز معنای بسندگی آن معبود یگانه را بیان میکند. سپس از فضل او و آنچه به وسیله فرستادهاش داده میشود سخن میرود و در پایان، جهت نهایی رغبت به آن معبود یگانه نسبت داده میشود.
از این ترتیب میتوان فهمید که در آیه، دریافت کردن، رضایت داشتن و امید بستن از یکدیگر جدا هستند. «رغبت» نه به معنای رضایت از گذشته است و نه صرفا نام چیزی که دریافت میشود؛ بلکه جهت خواسته و امید را بیان میکند.
در موضوع بخشش، نام فرستاده نیز آمده است، اما عبارت «إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ» مقصد رغبت را صریحاً آن معبود یگانه معرفی میکند. این تفاوت به ساختمان همین جمله مربوط است؛ واژه «راغبون» بهتنهایی چگونگی دریافت فضل یا تمام روابط میان بخشنده و دریافتکننده را توضیح نمیدهد.
راغبون در داستان صاحبان باغ
در سوره قلم آمده است:
عَسَىٰ رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ
«امید است پروردگار ما چیزی بهتر از آن را جایگزینش کند؛ ما خواسته و امید خود را متوجه پروردگارمان کردهایم.»
قلم، ۶۸:۳۲
در این آیه نیز «رَاغِبُونَ» با «إِلَى» آمده است؛ اما گویندگان، صاحبان باغی هستند که محصول خود را از دست دادهاند.
آنان پیشتر تصمیم گرفته بودند که هنگام برداشت، نیازمندی وارد باغ نشود. پس از نابودی باغ، رفتار خود را بازشناختند، یکدیگر را سرزنش کردند و گفتند که ستمکار و طغیانگر بودهاند. سپس امید خود را برای دریافت جایگزینی بهتر به پروردگارشان متوجه کردند.
در اینجا، «راغبون» به خواستن و امید داشتن اشاره دارد. موضوع امید آنان نیز در جمله پیشین آمده است: «أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا».
بنابراین، نباید «راغبون» را به معنای بینیازی از مال یا چشمپوشی کامل از خواستههای دنیوی ترجمه کرد. آنان همچنان امیدوارند چیزی بهتر از باغ ازدسترفته دریافت کنند.
از سوی دیگر، رغبت آنان در این آیه با اعتراف پیشین به ستم و طغیان همراه شده است. این سیاق میتواند نشاندهنده بازنگری در رفتار آنان باشد؛ اما خود واژه «راغبون» به معنای توبه یا اصلاح اخلاقی نیست.
نکته دیگر آن است که این جمله، گفتار صاحبان باغ است. قرآن آن را نقل میکند، اما خود این عبارت بهتنهایی ثابت نمیکند که باغ دیگری در دنیا به آنان داده شد. وجود امید و درخواست، با تحقق قطعی خواسته یکسان نیست.
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ»؛ فرمان به رو آوردن
در پایان سوره شرح آمده است:
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
«پس هنگامی که فارغ شدی، به کوشش برخیز.»
شرح، ۹۴:۷
وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ
«و خواسته و رغبت خود را متوجه پروردگارت کن.»
شرح، ۹۴:۸
«فَارْغَبْ» فعل امر از ریشه «ر غ ب» است. در اینجا نیز «إِلَىٰ رَبِّكَ» جهت رغبت را مشخص میکند.
این ساخت از نظر زبانی روشن است: مخاطب فرمان مییابد که میل، خواسته و امید خود را متوجه پروردگار کند.
تقدم «إِلَىٰ رَبِّكَ» بر فعل نیز جهت این رغبت را برجسته میسازد. آیه تنها نمیگوید «رغبت داشته باش»، بلکه مقصد آن را نیز معین میکند.
با این حال، «فارغب» بهتنهایی به معنای انجام یک مراسم خاص، خواندن دعایی مشخص یا درخواست چیزی معین نیست. اینها باید از سیاق یا آیات دیگر شناخته شوند. خود فعل، روی آوردن با میل و خواسته را بیان میکند.
در آیه پیشین، «فَرَغْتَ» از ریشه جداگانه «ف ر غ» است و به فارغ شدن از کاری اشاره دارد. شباهت آهنگ آن با «فَارْغَبْ» نباید سبب آمیختن دو ریشه شود. یکی به فراغت از کار مربوط است و دیگری به رغبت و روی آوردن.
از پیوند دو آیه میتوان فهمید که کوشش و روی آوردن به پروردگار در کنار هم آمدهاند. اما نباید بدون شاهد، از این ترتیب قانون مطلقی ساخت که رغبت فقط پس از پایان تمام کارهای انسان آغاز میشود.
«رَغَبًا وَرَهَبًا»؛ خواستن در کنار بیم داشتن
در سوره انبیاء، پس از بیان اجابت دعای زکریا آمده است:
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ
«پس دعای او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته ساختیم. آنان در کارهای نیک شتاب میکردند و ما را با امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند.»
انبیاء، ۲۱:۹۰
«رَغَبًا» در این آیه مصدر و در معنای خواستن و امید داشتن است. در برابر آن، «رَهَبًا» از ریشه «ر ه ب» آمده و به بیم و هراس مربوط است.
این دو واژه با «يَدْعُونَنَا» ارتباط دارند. دعاکنندگان آن معبود یگانه را با رغبت و رهبت میخواندند؛ یعنی در خواندن او، هم خواستن و امید حضور داشت و هم بیم.
از نظر نحوی، میتوان این دو مصدر را بیانگر حالت یا انگیزه دعا دانست. اما برای فهم معنای آیه، مهمتر از نامگذاری نحوی آن است که این دو واژه کیفیت و انگیزه دعا را روشن میکنند، نه اینکه خود نام دو مراسم جداگانه باشند.
«رغب» در اینجا به میل و امید اشاره دارد، اما «رهب» معنای مستقلی دارد. نباید بیم را جزء معنای لغوی رغبت دانست یا از کنار هم آمدن دو واژه نتیجه گرفت که هر رغبت انسانی ضرورتا با ترس همراه است.
در ادامه آیه، «خَاشِعِينَ» نیز آمده است. خشوع به فروتنی و حالت شخص در برابر آن معبود یگانه مربوط است. بنابراین، آیه سه تعبیر مرتبط را در کنار هم قرار میدهد: رغبت، رهبت و خشوع. این سه با یکدیگر ارتباط دارند، اما مترادف نیستند.
همچنین «يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» عمل و کوشش آنان را بیان میکند. رغبت و رهبت در اینجا با انجام کارهای نیک همراه شدهاند، ولی «رغب» به خودی خود به معنای شتاب در کار خیر نیست.
این کاربرد نشان میدهد که رغبت میتواند در زبان دعا و پرستش حضور داشته باشد. با این حال، دامنه لغوی آن از دعا گستردهتر است و در زبان عربی، انسان میتواند به مال، ازدواج، جایگاه یا خواستهای دیگر نیز رغبت داشته باشد.
«وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ»؛ ابهامی مهم در سوره نساء
در سوره نساء آمده است:
وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا
«و درباره زنان از تو نظر میخواهند. بگو آن معبود یگانه درباره آنان به شما پاسخ میدهد، و آنچه در کتاب درباره زنان یتیم بر شما خوانده میشود؛ زنانی که آنچه برایشان مقرر شده به آنان نمیدهید و خواهان ازدواج با آنان هستید؛ و درباره کودکان ناتوان و اینکه نسبت به یتیمان به عدالت رفتار کنید. و هر کار نیکی انجام دهید، آن معبود یگانه به آن داناست.»
نساء، ۴:۱۲۷
در ترجمه بالا، «وَتَرْغَبُونَ أَن تَنْكِحُوهُنَّ» به خواستن ازدواج برگردانده شده است. در تحلیل زبانی، احتمال رویگردانی از ازدواج نیز با در نظر گرفتن «عَنْ» مطرح میشود. این دو، احتمال در فهم یک عبارتاند، نه دو قرائت متفاوت از متن قرآن؛ امکان دستوری آنها نیز بهتنهایی هموزن بودنشان در سیاق را ثابت نمیکند.
فعل «تَرْغَبُونَ» در اینجا بدون حرف اضافه «فِي» یا «عَنْ» آمده است. پس از آن، عبارت «أَن تَنْكِحُوهُنَّ» قرار دارد.
در زبان عربی، «رغب في أن ينكح» به خواستن ازدواج اشاره میکند، در حالی که «رغب عن أن ينكح» به نخواستن و رویگردانی از آن دلالت دارد. در این آیه، حرف اضافه ذکر نشده و هر دو احتمال از نظر زبانی قابل بررسیاند.
با در نظر گرفتن «فِي»، عبارت از میل به ازدواج با زنانی سخن میگوید که مخاطبان حقوق مقررشان را نمیدهند. آیه این دو رفتار را کنار هم میآورد؛ انگیزه دقیق اشخاص، از خود فعل «ترغبون» به دست نمیآید.
با در نظر گرفتن «عَنْ»، عبارت از نخواستن ازدواج با همان زنان سخن میگوید. در این احتمال نیز ندادن حقوق آنان در متن صریح است؛ اما جلوگیری از ازدواجشان با دیگران یا انگیزههای جزئیِ چنین رفتاری، در خود این عبارت بیان نشده است.
هر دو احتمال با موضوع کلی آیه، یعنی رعایت حقوق زنان یتیم و عدالت درباره آنان، ارتباط دارند. اما از نظر لغوی دو معنای متفاوتاند و نباید آنها را با یک «و» در ترجمه پایه به هم آمیخت؛ گویی «ترغبون» همزمان و در یک ساخت، هم خواستن و هم نخواستن را بیان میکند.
در این تحلیل، «فِي» یا «عَنْ» در فهم جمله در نظر گرفته میشود، ولی هیچکدام در متن صریح نیست. مترجم باید انتخاب خود را با سیاق توضیح دهد و احتمال دیگر را با ترجمه برگزیده یکی نگیرد.
آیا حذف حرف اضافه عمدی است؟
ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا نیامدن «فی» و «عن» برای باز گذاشتن هر دو معنا بوده است؟
از نظر زبانی، حذف حرف اضافه میتواند بیش از یک خوانش را ممکن کند. اما این امکان بهتنهایی ثابت نمیکند که گوینده عمدا قصد داشته هر دو معنای متقابل را به صورت همزمان بیان کند.
برای چنین نتیجهای به بررسی ساختمان جمله، سیاق و شواهد معتبر نیاز است. صرف وجود دو احتمال نحوی، دلیل کافی برای نسبت دادن هدف بلاغی مشخص به قرآن نیست.
آنچه از خود آیه روشن است، موضوع ندادن حقوق مقرر زنان یتیم و فرمان به رعایت عدالت است. عبارت «وَأَن تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْطِ» نیز همین محور را صریحتر بیان میکند.
بنابراین، حتی اگر درباره جهت دقیق «ترغبون» اختلاف باقی بماند، نمیتوان از این اختلاف برای کنار گذاشتن مسئله عدالت استفاده کرد. هر دو خوانش در چارچوب وضعیتی قرار دارند که حقوق زنان یتیم باید رعایت شود.
از سوی دیگر، معنای «مَا كُتِبَ لَهُنَّ» نیز باید در سیاق حقوق مقرر آنان بررسی شود. نباید بدون دلیل آن را فقط به مهر یا فقط به میراث محدود کرد و سپس یکی از دو معنای «ترغبون» را بر اساس همان فرض قطعی ساخت.
این آیه نمونه مهمی است که نشان میدهد معنای یک فعل گاهی بدون بررسی حروف همراه و ساخت جمله کامل نمیشود. در چنین مواردی، حفظ احتیاط علمی از انتخاب شتابزده یک ترجمه مهمتر است.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در ترجمه «رَغِبَ عَنْ»، معادلهایی مانند «روی گرداند»، «نخواست»، «از آن فاصله گرفت» و در بعضی موقعیتها «آن را کنار گذاشت» مناسباند. در بقره ۲:۱۳۰ و مریم ۱۹:۴۶، «رویگردانی» معنای عبارت را بهخوبی منتقل میکند.
در توبه ۹:۱۲۰، عبارت «وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ» باید به عنوان یک ساخت کامل ترجمه شود. «جان خود را بر جان او ترجیح ندهند» از ترجمه لفظبهلفظ «با جان خود از جان او رغبت نکنند» دقیقتر و طبیعیتر است.
برای «رَغِبَ إِلَى»، «رو آوردن با خواسته و امید»، «خواستن از کسی» یا «متوجه ساختن درخواست» مناسب است. در توبه ۹:۵۹ و قلم ۶۸:۳۲، «خواسته و امید خود را متوجه آن معبود یگانه کردن» معنای مورد نظر را روشن میکند.
در شرح ۹۴:۸، «خواسته و رغبت خود را متوجه پروردگارت کن» ترجمهای طبیعی است که جهت فعل را حفظ میکند. «فَارْغَبْ» در این آیه نباید تنها به «دوست بدار» یا «آرزو کن» محدود شود؛ زیرا «إِلَىٰ رَبِّكَ» مقصد این رغبت را مشخص کرده است.
«رَغَبًا» در انبیاء ۲۱:۹۰ به «با امید» یا «از سر رغبت» برگردانده میشود؛ «وَرَهَبًا» معنای «و با بیم» را میافزاید. بنابراین، «با امید و بیم» ترجمه مجموعه دو واژه است، نه معادل «رَغَبًا» بهتنهایی.
در نساء ۴:۱۲۷، با در نظر گرفتن «فِي»، عبارت به «خواهان ازدواج با آنان هستید» نزدیک است؛ با در نظر گرفتن «عَنْ»، «از ازدواج با آنان روی میگردانید» حاصل میشود. ترجمه بالا احتمال نخست را برگزیده است. احتمال دیگر باید در توضیح مطرح شود؛ نه اینکه هر دو معنای متقابل در یک جمله، معنای قطعی واژه معرفی شوند. انتخاب نهایی به بررسی سیاق نیاز دارد و صرف امکان دستوری، برابری دو احتمال را ثابت نمیکند.
جمعبندی
ریشه «ر غ ب» در کاربرد اصلی خود به میل، خواستن و طلب کردن مربوط است. در ترکیب «رغب في»، خواستن چیزی مطرح است؛ در «رغب عن»، رویگردانی و نخواستن آن؛ و در «رغب إلى»، متوجه ساختن خواسته و امید به سوی کسی. در عربی، شاخه دیگری از همین خانواده برای گشادگی و فراخی نیز ثبت شده است، اما رابطه تاریخی آن با معنای رغبت بهطور قطعی روشن نیست.
کاربردهای قرآنی نشان میدهند که رغبت نه همیشه امری پسندیده است و نه همیشه ناپسند. رویگردانی از ملت ابراهیم نکوهش شده، اما رویگردانی ابراهیم از معبودهای پدرش در سیاقی متفاوت قرار دارد. در آیات دیگر، انسان خواسته و امید خود را به آن معبود یگانه متوجه میکند و در جایی نیز رغبت در کنار رهبت، از حالت دعاکنندگان سخن میگوید.
هسته معنایی قابل دفاع این ریشه، خواستن و میل داشتن است که در ترکیبهای شناختهشده زبان، جهت آن به سوی مطلوب، دور از چیزی یا متوجه کسی میشود. از این رو، معنای دقیق هر کاربرد را نمیتوان بدون بررسی ساخت جمله و حروف همراه آن تعیین کرد.
مهمترین احتیاط در ترجمه این خانواده، حفظ تفاوت میان «رغب في»، «رغب عن» و «رغب إلى» است. آیه نساء ۴:۱۲۷ نیز نشان میدهد که وقتی حرف اضافه حذف شده باشد، گاهی بیش از یک احتمال در تحلیل زبانی باقی میماند و نباید یکی را بدون دلیل قطعی ساخت. دقت در همین تفاوتهای زبانی، راه فهم معنای آیات را روشنتر میکند.