ریشه قرآنی

ریشه أ ر ض

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

زمین، سرزمین و زمینی که زیر پا قرار دارد

«أَرْض» زمین، سرزمین و زمینی است که زیر پای انسان قرار دارد. در قرآن، همین واژه در روایت آفرینش، زندگی، حرکت، رویش و قیامت می‌آید؛ گستره و نقش آن را سیاق روشن می‌کند.

صورت‌ها و مشتق‌های بررسی‌شده

نکته روش‌شناسی

«أَرْض» در قرآن به زمین در برابر آسمان، سرزمین معین، یا زمین و خاکی که بر آن راه می‌روند و در آن گیاه می‌روید گفته می‌شود. گستره مرجع را جمله تعیین می‌کند؛ هر بار آمدن «الأرض» الزاماً به معنای تمام کره زمین نیست.

این اسم در ۴۶۱ کاربرد قرآنی به صورت مفرد آمده است. جمع‌های عربی مانند «أَرَاضٍ» و «أَرَضُون» و صفت نسبی «أَرْضِيّ» در قرآن نیامده‌اند. مفرد بودن اسم به تنهایی نه درباره شکل زمین داوری می‌کند و نه یک نظریه اجتماعی را ثابت می‌سازد.

معنای مرکزی

معنای پایه «أرض»، زمین است. زمین ممکن است سطح زیر پا باشد، در برابر آسمان قرار گیرد، یا قلمرو مشخصی باشد که مردمی در آن زندگی می‌کنند. این کاربردها با یکدیگر پیوند دارند، اما نباید همه را به تعریف انتزاعی «میدان مسئولیت» تبدیل کرد.

وقتی از فساد، اصلاح، هجرت یا قدرت در زمین سخن می‌رود، همین زمین صحنه رفتار انسان است. معنای اخلاقی و اجتماعی از فعل‌ها، وصف‌ها و بافت آیه می‌آید. «زمین از آنِ آن معبود یگانه است» نیز گزاره‌ای درباره نسبت زمین با اوست؛ مالکیت و مسئولیت، معنای مستقل حروف أ ر ض نیستند.

تصویر مادی ریشه

تصویر حسی این واژه روشن است: زمینی که انسان بر آن می‌ایستد، راه می‌رود، خانه می‌سازد و کشت می‌کند. در کاربرد کشاورزی، همان زمین خشک می‌شود یا با آب گیاه می‌رویاند. در کاربرد جغرافیایی، زمین می‌تواند سرزمینی وسیع یا ناحیه‌ای محدود باشد.

این تصویر به ساختن داستانی درباره منشأ ریشه نیاز ندارد. همچنین توصیف زمین به مرده و زنده، یا نسبت دادن سخن گفتن به آن در قیامت، از تعبیر خاص آیات فهمیده می‌شود؛ اینها همگی داخل تعریف قاموسی «أرض» قرار نمی‌گیرند.

عربی پیشاقرآنی و نزدیک به عصر نزول

ابن سیده در «المحکم»، ذیل أرض، این بیت را به امرؤالقیس نسبت می‌دهد:

بِلَادٌ عَرِيضَةٌ وَأَرْضٌ أَرِيضَةٌ
مَدَافِعُ مَاءٍ فِي فَضَاءٍ عَرِيضِ

سرزمین‌هایی پهناور و زمینی خوش و حاصل‌خیز؛ گذرگاه‌های آب در فضایی فراخ.

«أرض» در این بیت همان زمین و سرزمین است و «أريضة» آن را به خوشی و باروری وصف می‌کند. شاهد، کاربرد عینی زمین را در شعر منسوب به شاعری پیشاقرآنی نشان می‌دهد؛ مسئولیت اخلاقی یا قدرت سیاسی معنای خود اسم نیست. در نقل‌های لغویِ بیت، «ماء» و «غيث» هر دو دیده می‌شوند؛ اینجا ضبط «المحکم» آمده است.

کاربردهای قرآنی

زمین در برابر آسمان‌ها

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ

آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید.

۶۴:۳

همراهی زمین با آسمان‌ها گستره آفرینش را بیان می‌کند. «بالحق» وصفی برای آفرینش است؛ نباید از آن نتیجه گرفت که معنای خود «أرض»، نظم یا هدف اخلاقی است.

محل استقرار و بهره‌مندی

وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ

و برای شما در زمین قرارگاه و بهره‌ای تا زمانی است.

۲:۳۶

در این جمله، زمین جای استقرار است و «إلى حين» بهره‌مندی را زمانی می‌کند. موقت بودن از این قید فهمیده می‌شود، نه از اسم زمین. این آیه زمینه تأمل درباره محدود بودن اقامت انسان را فراهم می‌کند.

زمین از آنِ آن معبود یگانه

إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ

همانا زمین از آنِ آن معبود یگانه است.

۷:۱۲۸

این سخن در خطاب موسی به قوم خود آمده است و در ادامه از وارث گرداندن و عاقبت متقین سخن می‌رود. انسان از زمین بهره می‌برد، اما در این نگاه مالکیت او بی‌قید نیست. تعبیر امانت و مسئولیت توضیح اخلاقی این نسبت است، نه ترجمه واژه زمین.

فساد و اصلاح در زمین

وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا

و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید.

۷:۵۶

زمین محل رخ دادن فساد است. بسته به بافت، آثار فساد می‌تواند مردم، روابط اجتماعی و محیط زندگی را دربر گیرد. این گستردگی در توضیح آیه مهم است، اما برای ترجمه «في الأرض» همان «در زمین» کافی است؛ «جامعه» جایگزین همیشگی آن نیست.

رویش حیات

فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا

پس با آن، زمین را پس از مرگش زنده کردیم.

۳۵:۹

خشکی و نبود رویش با تصویر مرگ بیان شده و روییدن دوباره، زنده شدن نام گرفته است. زمین پیش‌تر ناپدید نشده بود؛ تغییر در وضع زمین و حیات روینده آن است. این مثال باید با تصویر خود آیه خوانده شود.

حرکت و روزی

فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ

پس در پهنه‌های آن راه بروید و از روزی او بخورید.

۶۷:۱۵

ضمیر «ها» به زمین برمی‌گردد. اینجا زمین گستره حرکت و بهره‌مندی است. سفر و طلب روزی از امر به راه رفتن و خوردن فهمیده می‌شوند؛ معنای اسم «أرض» به کار یا کسب محدود نمی‌شود.

گستردگی زمین و هجرت

أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا

آیا زمین آن معبود یگانه گسترده نبود تا در آن هجرت کنید؟

۴:۹۷

آیه درباره کسانی است که ضعف خود را عذر می‌آورند. گستردگی زمین امکان خروج از یک وضعیت را یادآور می‌شود. آیات بعد کسانی را که توان و راه خروج ندارند استثنا می‌کنند؛ پس نباید این خطاب را بی‌توجه به توان واقعی افراد تعمیم داد.

میراث بندگان صالح

أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند.

۲۱:۱۰۵

آیه از نوشته شدن این وعده سخن می‌گوید. درباره گستره و مرجع زمین در این وعده تفسیرهای متفاوتی مطرح است؛ خود اسم به تنهایی میان سرزمین معین، زمین به طور عام و تحقق اخروی داوری نمی‌کند. نسبت صلاح و وراثت در متن هست، اما یک برنامه مشخص حکومت‌داری از لغت «أرض» استخراج نمی‌شود.

برتری‌جویی فرعون

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ

همانا فرعون در آن سرزمین برتری‌جویی کرد.

۲۸:۴

ادامه آیه از دسته‌دسته کردن مردم و ضعیف ساختن گروهی از آنان سخن می‌گوید. این بافت، معنای سیاسی رفتار فرعون را روشن می‌کند. «زمین» همچنان سرزمین وقوع این رفتار است؛ سلطه معنای «علا» و توضیح‌های پس از آن است.

زمین و آشکار شدن بارهای آن

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا

هنگامی که زمین به لرزش خود بلرزد و زمین بارهایش را بیرون آورد.

۹۹:۱، ۹۹:۲

در ادامه، «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا» (۹۹:۴) می‌گوید: آن روز خبرهای خود را بازمی‌گوید. در این تصویر قیامت، زمین نقش فعالی دارد. این نقش از افعال آیات پدید می‌آید و نباید به تعریف همیشگی واژه زمین تبدیل شود.

زمین و موجودات آن

وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ

و هر جنبنده‌ای که در آسمان‌ها و زمین است برای آن معبود یگانه سجده می‌کند.

۱۶:۴۹

این آیه زمین را محل زندگی موجوداتی جز انسان نیز معرفی می‌کند. نسبت بندگی از جمله و فعل سجده فهمیده می‌شود. تأمل درباره مسئولیت انسان در برابر دیگر موجودات با این گستره سازگار است، ولی معنای لغوی زمین به آن محدود نیست.

واژه‌های نزدیک

«تراب» خاک را از جهت ماده بیان می‌کند و «طين» گل است. «صعيد» به سطح زمین مربوط می‌شود و «قاع» زمین هموار است. «أرض» بسته به بافت می‌تواند زمین زیر پا، سرزمین یا زمین در برابر آسمان باشد؛ جایگزین کردن همه این واژه‌ها با یک تعریف، تفاوت جمله‌ها را از میان می‌برد.

«بلد» و «قرية» با محل سکونت و جمعیت پیوند دارند و «دار» خانه یا جای اقامت است. این واژه‌ها ممکن است بر بخشی از همان زمینی دلالت کنند که «أرض» نامیده می‌شود. تفاوت آنها یک ترتیب تاریخیِ اجباری از زمین به روستا و سپس شهر، یا تقسیم ثابت امروزیِ شهر و روستا نیست.

نکته‌های ترجمه

برای ترجمه، نخست مرجع زمین را از سیاق بشناسیم. «زمین» در برابر آسمان مناسب است؛ «سرزمین» برای قلمرو معین و گاه «خاک» یا «سطح زمین» برای بافت مادی مناسب‌تر است.

«میدان زندگی»، «عرصه مسئولیت» و «قلمرو عمل» می‌توانند توضیح تفسیری باشند، اما جایگزین ثابت «أرض» در ترجمه نیستند. «ال» نیز به تنهایی ثابت نمی‌کند که منظور سراسر کره زمین است؛ ممکن است سرزمین شناخته‌شده در داستان باشد.

پیشنهادهای ترجمه

«الأرض» در کنار آسمان‌ها: «زمین»؛ «في الأرض» با مرجع سرزمینی مشخص: «در آن سرزمین»؛ «أرض الله واسعة»: «زمین آن معبود یگانه گسترده است».

«ولا تفسدوا في الأرض»: «در زمین فساد نکنید»؛ «أحيا الأرض بعد موتها»: «زمین را پس از مرگش زنده کرد»؛ «أخرجت الأرض أثقالها»: «زمین بارهایش را بیرون آورد». تصویر فعل‌ها حفظ می‌شود و شرح اجتماعی یا طبیعی آنها جدا می‌آید.

جمع‌بندی

أَرْض نام زمین، سرزمین و زمین زیر پا است. قرآن آن را در بافت آفرینش، استقرار، رویش، هجرت، فساد و اصلاح، قدرت، وراثت و قیامت به کار می‌برد. این موضوع‌ها مرجع و نقش زمین را در هر آیه روشن می‌کنند؛ همه آنها معنای مستقل خود واژه نیستند. ترجمه دقیق، گستره مرجع را از سیاق می‌گیرد و میان نام مکان و داوری درباره آنچه در آن رخ می‌دهد فرق می‌گذارد.