ریشهٔ قرآنی ب أ ر

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

چاه و حفر زمین برای دسترسی به آب؛ از آب‌کشی و ذخیره‌سازی تا تصویر چاه متروک در قرآن

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشهٔ «ب أ ر» در زبان عربی با چاه، کندن زمین و ایجاد گودالی برای دسترسی به آب ارتباط دارد. «بِئْر» به چاهی گفته می‌شود که در زمین حفر شده و از آن آب بیرون می‌آورند. این واژه در زندگی مردمان سرزمین‌های کم‌آب اهمیت داشته است؛ زیرا چاه می‌توانست محل تأمین آب انسان، دام و گاهی کشتزار باشد.

در قرآن، «بئر» تنها در ترکیب «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» آمده است؛ چاهی که رها شده و دیگر از آن بهره‌برداری نمی‌شود. آیه این چاه را در کنار آبادی ویران و کاخی برافراشته یاد می‌کند تا تصویری از سرانجام جماعت‌های ستمگر پیشین ارائه دهد.

معنای چاه و وصف متروک بودن آن باید از یکدیگر جدا بمانند. «بئر» نام یک جایگاه مادی است؛ «معطله» وضعیت آن را بیان می‌کند. یک چاه می‌تواند آباد و پررفت‌وآمد باشد یا پس از نابودی و کوچ مردم، بدون استفاده بماند. متروک شدن به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که آب آن خشک شده یا ساختمانش از میان رفته است.

۱. صورت‌های زبانی و کاربرد در عربی کهن

در قرآن تنها صورت «بِئْر» آمده است. این واژه اسم مفرد مؤنث است و در حج ۲۲:۴۵ به صورت نکره و مجرور «بِئْرٍ» به کار رفته است.

در زبان عربی، جمع‌های «آبَار»، «أَبْآر»، «أَبْؤُر» و «بِئَار» برای آن ثبت شده‌اند. این تفاوت‌ها به ساختمان جمع و دگرگونی‌های آوایی مربوط‌اند؛ همه به چاه‌ها اشاره دارند.

فعل «بَأَرَ يَبْأَرُ» به معنای کندن چاه یا گودال نیز شناخته شده است. «بَأَرَ بِئْرًا» یعنی چاهی کند. صورت «ابْتَأَرَ» نیز در این معنا به کار رفته است.

«بُؤْرَة» در کاربرد کهن به گودالی در زمین گفته می‌شد؛ از جمله گودالی که برای افروختن آتش و پخت‌وپز آماده می‌کردند. در فرهنگ‌های لغوی، «بَأَرَ» و «ابْتَأَرَ» در معنای پنهان کردن و ذخیره کردن چیزی نیز ثبت شده‌اند.

این کاربردها نشان می‌دهند که خانوادهٔ ب أ ر تنها به نام چاه آب محدود نیست، بلکه کندن زمین و در بعضی کاربردها قرار دادن چیزی در جایگاه پنهان را نیز دربر می‌گیرد.

معنای مادی چاه

«بِئْر» در زبان عربی به گودالی گفته می‌شود که در زمین حفر می‌کنند تا به آب زیرزمینی دسترسی پیدا کنند. چاه از این جهت با آبی که بر سطح زمین روان است تفاوت دارد: برای دستیابی به آب آن معمولا باید چیزی مانند دلو را درون چاه فرو برد و آب را بیرون کشید.

در فرهنگ‌های لغوی، «بئر» با «قَلِيب» توضیح داده شده است. هر دو واژه می‌توانند به چاه اشاره کنند.

در زندگی عربی کهن، چاه می‌توانست محل آب‌کشی، آب دادن به دام‌ها و تأمین نیازهای روزانه باشد. از همین رو، واژه‌های مربوط به دلو، طناب، چرخ چاه، آب‌کش و آبشخور در کنار آن به کار می‌رفته‌اند.

بااین‌حال، هیچ‌یک از این ابزارها جزء معنای ثابت «بئر» نیستند. چاه ممکن است شیوه‌های متفاوتی برای بیرون آوردن آب داشته باشد. نام چاه از خود جایگاه حفرشده و کارکرد آن شناخته می‌شود، نه از نوع ابزار آب‌کشی.

شاهدی از شعر جاهلی

در دیوان اوس بن حجر، شاعر پیش از اسلام، آمده است:

وَأَنْحَتْ كَمَا أَنْحَى الْمَحَالَةَ مَاتِحٌ
عَلَى الْبِئْرِ أَضْحَى حَوْضُهُ وَهُوَ نَاشِفُ

معنای بیت چنین است: «و [ماده‌شتر] چنان به یک سو متمایل شد که آب‌کشی کنار چاه، چرخ چاه را مایل می‌کند؛ حوضش خشک مانده است.» این بیت در سیاق وصف ماده‌شتر آمده است. شاعر حرکت آن را به کار آب‌کش و چرخ چاه تشبیه می‌کند، نه اینکه خود چاه را در حال خم شدن بداند.

«مَاتِح» کسی است که آب را از چاه بیرون می‌کشد و «مَحَالَة» در این شاهد به چرخ یا وسیله‌ای مربوط است که در آب‌کشی استفاده می‌شود.

این بیت چند نکته از زندگی روزمره را نشان می‌دهد. چاه جایگاهی برای برداشت آب بوده، آب‌کشی می‌توانسته با ابزار و کوشش جسمانی همراه باشد، و آب برداشت‌شده در حوض یا آبشخور ریخته می‌شده است.

همچنین «ناشف» وصف حوض است، نه لزوما خود چاه. خشک بودن حوض به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که چاه نیز آب ندارد.

این تفاوت برای فهم کاربرد قرآنی سودمند است؛ زیرا باید میان خود چاه، آب موجود در آن، وسیلهٔ برداشت آب و وضعیت بهره‌برداری از آن فرق گذاشت.

کندن، پنهان کردن و ذخیره کردن

در منابع لغوی، «بَأَرَ الشَّيْءَ» و «ابْتَأَرَهُ» در معنای پنهان کردن یا ذخیره کردن چیزی نیز آمده‌اند.

در این کاربرد، چیزی از دسترس و دید مستقیم کنار گذاشته یا برای آینده نگهداری می‌شود. دربارهٔ ذخیرهٔ خیر نیز تعبیری از همین خانواده در نقل‌های زبان عربی ثبت شده است.

میان کندن گودال و پنهان کردن چیزی می‌توان ارتباطی ملموس دید: انسان ممکن است چیزی را در گودالی قرار دهد و از دید دیگران پنهان کند. اما این توضیح تنها امکان پیوند معنایی را نشان می‌دهد و نباید بدون شاهد تاریخی، منشأ قطعی تمام کاربردهای ریشه معرفی شود.

به‌ویژه، معنای «بِئْر» در قرآن از همین کاربردهای مربوط به ذخیره کردن استخراج نمی‌شود. در حج ۲۲:۴۵، واژه به یک چاه واقعی اشاره دارد، نه به ذخیره‌ای پنهان یا کاری که برای آینده کنار گذاشته شده است.

۲. «وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ»؛ کاربرد ریشه در قرآن

در سورهٔ حج آمده است:

فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ

«پس چه بسیار آبادی‌ای را در حالی که ستمگر بود نابود کردیم و اکنون بر سقف‌هایش فرو ریخته است، و چه بسیار چاه رهاشده و کاخ برافراشته‌ای!» (حج ۲۲:۴۵)

آیه از آبادی‌هایی سخن می‌گوید که در نتیجهٔ ستم و رفتار مردمانشان نابود شده‌اند. سپس سه تصویر را کنار یکدیگر قرار می‌دهد: آبادی ویران، چاه متروک و کاخ برافراشته.

«بِئْرٍ» در این آیه یک اسم نکره است. نکره بودن با سخن گفتن از نمونه‌هایی از چاه‌ها، بدون معرفی یک چاه مشخص به نام و نشانی، سازگار است.

«مُعَطَّلَةٍ» صفت مؤنث و مجرور آن است. بنابراین، چاه از نظر دستوری و معنایی با این وصف معرفی شده است.

نکتهٔ دیگر آن است که «بِئْرٍ» با وجود کسرهٔ آغازین، حرف جر «بِـ» ندارد. باء، نخستین حرف اصلی خود واژه است. در صورت قرآنی «وَبِئْرٍ»، واو حرف عطف است و «بِئْرٍ» تمام اسم را تشکیل می‌دهد.

در پیوند نحوی با بخش‌های پیشین آیه، تحلیل رایج عطف «بئر» و «قصر» بر «قرية» است؛ یعنی چه بسیار آبادی، چاه و کاخی که پس از نابودی مردم از رونق افتاده‌اند. طبری تحلیل دیگری نیز از برخی نحویان کوفه نقل می‌کند که این دو را در اعراب به «عروشها» پیوند می‌دهد، با این مقصود که آن آبادی چاهی متروک و کاخی برافراشته داشته است. تحلیل دوم محل بحث است و نباید آن را به معنای فروریختن آبادی بر چاه و کاخ گرفت.

در هر دو خوانش، معنای خود «بئر» تغییر نمی‌کند. تفاوت در نحوهٔ اتصال تصویر چاه و کاخ به جملهٔ پیشین است.

«مُعَطَّلَة»؛ رهاشده و بدون بهره‌برداری

«مُعَطَّلَة» از ریشهٔ «ع ط ل» و صورت اسم مفعول باب تفعیل است. این واژه از چیزی سخن می‌گوید که به حال تعطیل درآمده، رها شده یا کارکرد و بهره‌برداری از آن متوقف شده است.

پژوهش ریشهٔ ع ط ل (هنوز منتشر نشده)

در کاربرد آیه، چاه متروک چاهی است که دیگر مردم برای برداشت آب به آن مراجعه نمی‌کنند.

این وضعیت می‌تواند از نابودی یا کوچ ساکنان یک آبادی پدید آمده باشد. چاهی که پیش‌تر مردم و دام‌ها از آن آب می‌گرفتند، پس از خالی شدن محل ممکن است بدون استفاده بماند.

اما «معطله» به‌خودی‌خود به معنای خشک شدن آب چاه نیست.

ممکن است آب همچنان در چاه وجود داشته باشد، ولی کسی برای برداشت آن نیاید. ممکن است وسایل آب‌کشی از بین رفته باشند یا چاه به سبب خرابی قابل استفاده نباشد. همچنین ممکن است خود چاه پس از مدتی خشک شده باشد.

اینها وضعیت‌های ممکن‌اند، اما آیه مشخصا علت فنی تعطیل شدن هر چاه را بیان نمی‌کند.

بنابراین، ترجمهٔ «چاه خشک‌شده» بدون قرینهٔ بیشتر، معنای «معطله» را محدود می‌کند. «چاه متروک»، «چاه رهاشده» یا «چاهی که دیگر از آن آب نمی‌کشند» دقیق‌تر است.

چرا چاه در کنار آبادی و کاخ آمده است؟

چاه در زندگی یک آبادی می‌تواند از مهم‌ترین جایگاه‌های تأمین آب باشد. مردم برای نوشیدن، آب دادن به دام‌ها و دیگر نیازهای خود به آن مراجعه می‌کنند.

اگر آبادی‌ای نابود یا از سکنه خالی شود، چاهی که روزگاری محل رفت‌وآمد و آب‌کشی بوده ممکن است متروک بماند. از این رو، چاه رهاشده نشانه‌ای ملموس از زندگی انسانی است که دیگر در آن محل جریان ندارد.

کاخ برافراشته، در مقابل، تصویر ساختمانی بزرگ و ساخته‌شده با امکانات و کوشش انسانی را به ذهن می‌آورد.

قرار گرفتن این دو در یک آیه معنادار است. یکی به نیاز بنیادی زندگی، یعنی آب، مربوط است و دیگری می‌تواند نشانهٔ آبادانی، ثروت یا قدرت ساختمانی باشد.

اما این رابطه نباید به تعریف لغوی دو واژه تبدیل شود. «بئر» از نظر لغوی به معنای نیازهای عمومی مردم نیست و «قصر» نیز به‌خودی‌خود عنوان تمام قدرت سیاسی یا فساد اجتماعی نیست.

آیه با کنار هم نهادن این تصاویر، از سرانجام آبادی‌های ستمگر سخن می‌گوید. چاه و کاخ، عناصر ملموس این تصویرند.

«قَصْرٍ مَشِيدٍ»؛ ساختمانی برافراشته در برابر چاه متروک

در پایان آیه، «قَصْرٍ مَشِيدٍ» آمده است.

«قصر» نام یک ساختمان بزرگ یا کاخ است و «مشید» آن را از نظر ساخت یا برافراشتگی توصیف می‌کند.

در زبان عربی، «مشید» با بلند و استوار ساختن بنا ارتباط دارد. در برخی کاربردها نیز به سفیدکاری یا اندود کردن ساختمان با گچ مربوط دانسته شده است.

پژوهش ریشهٔ ش ي د (هنوز منتشر نشده)

این وصف، ویژگی ساختمان را نشان می‌دهد، در حالی که «معطله» وضعیت استفاده از چاه را بیان می‌کند.

تفاوت این دو صفت اهمیت دارد. قرآن چاه را از نظر متروک بودن و کاخ را از نظر برافراشتگی یا استحکام توصیف می‌کند.

از خود «مشید» نمی‌توان نتیجه گرفت که آن کاخ پس از نابودی ساکنانش حتما کاملا سالم باقی مانده است؛ چنان‌که از «معطله» نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که چاه حتما فروریخته است.

تصویر آیه از آثار آبادی و امکاناتی سخن می‌گوید که نتوانسته‌اند مانع سرانجام ستمگران شوند.

۳. چاه و نقش آن در سیاق آیات حج

در حج ۲۲:۴۲، حج ۲۲:۴۳ و حج ۲۲:۴۴، از جماعت‌هایی مانند قوم نوح، عاد، ثمود، قوم ابراهیم، قوم لوط و اصحاب مدین یاد شده است.

آیات از تکذیب فرستادگان، مهلت دادن و سرانجام گرفتار شدن این جماعت‌ها سخن می‌گویند.

حج ۲۲:۴۵ سپس تصویری از آبادی‌های نابودشده ارائه می‌کند؛ و در حج ۲۲:۴۶ پرسیده می‌شود که آیا مردم در زمین سفر نکرده‌اند تا دل‌هایی داشته باشند که با آنها بیندیشند و گوش‌هایی که با آنها بشنوند.

این پیوستگی نشان می‌دهد که تصویر چاه متروک بخشی از دعوت به مشاهده و اندیشیدن دربارهٔ سرگذشت جامعه‌های پیشین است.

چاه، کاخ و آبادی ویران، چیزهایی‌اند که انسان می‌تواند در جهان مادی ببیند. اما دیدن این آثار به‌تنهایی کافی نیست؛ آیهٔ بعد از به کار گرفتن عقل و شنیدن نیز سخن می‌گوید.

در اینجا، چاه متروک تنها یک شیء رهاشده نیست؛ در سیاق آیه، نشانه‌ای از دگرگون شدن وضعیت یک جامعه است. بااین‌حال، این نتیجه از رابطهٔ آیات به دست می‌آید و نباید به معنای لغوی خود «بئر» افزوده شود.

آیا آیه دربارهٔ یک چاه تاریخی مشخص است؟

در بعضی گزارش‌های تفسیری، کوشش شده است «بئر معطله» با چاهی در یمن یا حضرموت و داستان جماعتی معین تطبیق داده شود. در برخی از این روایت‌ها، نام اشخاص و پیامبرانی نیز ذکر شده است که آیه خود از آنان نام نمی‌برد.

اما در متن قرآن، چاه با نام، محل یا مختصات مشخص معرفی نشده است.

تعبیر «فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ» دربارهٔ فراوانی نمونه‌ها سخن می‌گوید و ادامهٔ آیه نیز چاه و کاخ را به صورت نکره می‌آورد.

از این رو، فهم آیه نیازمند پذیرفتن یک داستان تاریخی خاص دربارهٔ یک چاه معین نیست. شناسایی مکان باستانی یا بررسی درستی گزارش‌های تاریخی موضوع پژوهش جداگانه‌ای است.

آیا چاه متروک به معنای منبع دانش رهاشده است؟

در بعضی خوانش‌های تمثیلی، چاه به منبع دانش یا شخصی دانا تشبیه شده که مردم از او بهره نمی‌گیرند.

چنین تشبیهی می‌تواند در یک گفتار ادبی یا اخلاقی قابل تصور باشد؛ همان‌گونه که آب در زبان‌های مختلف گاهی برای علم و حیات معنوی به کار می‌رود.

اما در حج ۲۲:۴۵، معنای مستقیم «بئر» همان چاه واقعی است. قرار گرفتن آن در کنار آبادی ویران و کاخ برافراشته نیز خوانش مادی و تاریخی را پشتیبانی می‌کند.

برای ترجیح یک خوانش تمثیلی در خود آیه، شواهد مستقلی لازم است. امکان تشبیه چاه به دانش، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که مراد اصلی قرآن در اینجا عالم یا دانش رهاشده است.

از این جهت، بهتر است تصویر واقعی چاه محفوظ بماند و هر کاربرد اخلاقی یا تمثیلی در جایگاه تأمل ثانوی بررسی شود.

۵. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بِئْر» در معنای مستقل، معادل «چاه» دقیق، طبیعی و کافی است. افزودن «آب» در توضیح لغوی می‌تواند کارکرد آن را روشن کند، اما در متن آیه نیازی نیست هر بار «چاه آب» نوشته شود.

در حج ۲۲:۴۵، ترکیب «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» بهتر است «چاه متروک» یا «چاه رهاشده» ترجمه شود.

«چاهی که دیگر از آن آب نمی‌کشند» توضیح روشن‌تری از وضعیت آن است، اما برای متن پایهٔ ترجمه، اندکی طولانی است.

«چاه خشک‌شده» مناسب نیست، زیرا خشک شدن آب از خود «معطله» فهمیده نمی‌شود.

«چاه ویران» نیز تنها در صورتی مناسب خواهد بود که سیاق یا شاهد دیگری خرابی فیزیکی خود چاه را ثابت کند. آیه چنین جزئیاتی را بیان نکرده است.

در ترجمهٔ فعلی فرقان، عبارت «و چه بسیار چاه رهاشده و کاخ برافراشته‌ای» آمده است. این برگردان از نظر معنای لغوی «بئر» و «معطله» مناسب است و ضرورتی برای تغییر آن دیده نمی‌شود.

در متن پژوهشی، می‌توان توضیح داد که متروک بودن چاه در سیاق آیه با نابودی ساکنان و توقف رفت‌وآمد به آن ارتباط دارد، اما این توضیح نباید به‌عنوان جزء معنای خود «بئر» در ترجمه وارد شود.

جمع‌بندی

ریشهٔ «ب أ ر» در زبان عربی با چاه، کندن زمین و در بعضی کاربردهای کهن با پنهان کردن یا ذخیره کردن چیزی ارتباط دارد.

«بئر» نام چاهی است که برای دسترسی به آب حفر می‌شود. این معنا در زبان عربی کهن شناخته شده و در شعر جاهلی نیز در زمینهٔ آب‌کشی، ابزار چاه و نیازهای زندگی به کار رفته است.

در قرآن، این ریشه تنها در حج ۲۲:۴۵ آمده است. آیه از چاهی سخن می‌گوید که متروک مانده و دیگر از آن بهره‌برداری نمی‌شود.

«مُعَطَّلَة» وصف مستقل چاه است و به ریشهٔ «ع ط ل» تعلق دارد. بنابراین، خشکی، خرابی یا از بین رفتن آب را نباید به‌عنوان معنای خود «بئر» معرفی کرد.

در سیاق آیه، چاه متروک در کنار آبادی ویران و کاخ برافراشته قرار گرفته است. این تصویر، آثار ملموس زندگی جماعت‌هایی را نشان می‌دهد که پس از نابودی یا از میان رفتن رونق زندگی‌شان، امکانات و بناهای آنان باقی مانده یا از کار افتاده‌اند.

هستهٔ معنایی «ب أ ر» در کاربرد قرآنی آن، چاه و جایگاه حفرشده برای دسترسی به آب است. «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» چاهی است که بهره‌برداری از آن متوقف شده؛ نه لزوما چاهی که آب آن خشک شده یا ساختمانش فروریخته است.