ریشهٔ ب د ن (بَدَن و بُدْن) در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

پیکر و تن، درشتی اندام و حیوانات قربانی؛ از سرنوشت فرعون تا شعائر حج و حقوق مردم

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

«بَدَن» در زبان عربی به پیکر و تن موجود زنده، به‌ویژه انسان، گفته می‌شود. از همین خانواده، واژه‌هایی برای درشتی اندام، فربهی، حیوانات تنومند و نیز پوششی که بر بدن قرار می‌گیرد، ثبت شده است.

ریشهٔ «ب د ن» در قرآن دو بار، در دو آیه از دو سوره آمده است:

  • «بِبَدَنِكَ» در یونس ۱۰:۹۲، به معنای «با پیکرت» یا «با بدنت»؛
  • «وَالْبُدْنَ» در حج ۲۲:۳۶، جمع «بَدَنَة»، برای حیوانات بزرگِ شناخته‌شده در مناسک قربانی.

هر دو کاربرد اسمی‌اند و هیچ فعلی از این ریشه در قرآن نیامده است. این شمارش با نمایهٔ صرفی قرآن نیز مطابقت دارد.

تفاوت حرکت و ساختمان دو صورت اهمیت دارد. «بَدَن» در یونس ۱۰:۹۲ به پیکر اشاره دارد، درحالی‌که «بُدْن» در حج ۲۲:۳۶ جمع اسم دیگری است که در زبان عربی برای حیوانات قربانی به کار رفته است.

بنابراین، نباید «الْبُدْنَ» در حج را به «بدن‌ها» به معنای پیکرهای انسانی ترجمه کرد، یا «بِبَدَنِكَ» در داستان فرعون را به نام حیوانات قربانی بازگرداند.

این دو کاربرد از یک خانوادهٔ لغوی‌اند، اما هرکدام معنای تثبیت‌شده و موضوع مشخص خود را دارند.

۲. هستهٔ معنایی ریشه در زبان عربی کهن

پیکر و ساختمان جسمانی

ابن فارس در مقاییس اللغة، برای این ریشه یک اصل معنایی معرفی می‌کند:

«شَخْصُ الشَّيْءِ دُونَ شَوَاهُ، وَشَوَاهُ أَطْرَافُهُ»

یعنی: «پیکر اصلی چیزی، جدا از اندام‌های انتهایی آن؛ و شَوی، اندام‌های انتهایی است.»

او سپس می‌گوید «بَدَنُ الْإِنْسَانِ» به پیکر انسان گفته می‌شود و جمع آن «أَبْدَان» است.

در این تعریف، توجه به ساختمان محسوس بدن است. بدن، پیکری است که انسان با آن در جهان جسمانی شناخته می‌شود.

اما تعبیر ابن فارس نباید به این نتیجه تبدیل شود که در تمام کاربردهای عربی، سر، دست و پا حتما از مفهوم بدن خارج‌اند.

در لسان العرب چند کاربرد در کنار هم گزارش شده است: بدن به معنای جسد انسان، بدن به معنای بخش اصلی پیکر در برابر سر و اندام‌های انتهایی، و حتی کاربردی که «بدن» در آن به عضوی از جسم گفته می‌شود.

این تفاوت نشان می‌دهد که «بدن» می‌توانسته هم برای مجموعه پیکر و هم در بعضی کاربردها برای بخش اصلی آن به کار رود.

پس نباید تعریف محدود به تنه را به همه کاربردهای واژه تحمیل کرد. در یونس ۱۰:۹۲ نیز سیاق باید روشن کند که اشاره به پیکر فرعون چه نقشی در جمله دارد.

درشتی اندام و فربهی

در منابع عربی، «بَادِن» و «بَدِين» برای انسان یا حیوان درشت‌اندام و فربه ثبت شده‌اند. فعل‌های «بَدُنَ» و «بَدَنَ» نیز می‌توانند به درشت یا فربه شدن اشاره کنند.

«بَدَانَة» در عربی به فربهی گفته می‌شود؛ در فارسی نیز واژهٔ «بدانت» برای چاقی و درشتی اندام به کار می‌رود.

بااین‌حال، درشتی اندام با خودِ بدن داشتن یکسان نیست. هر انسانی بدن دارد، ولی هر انسانی فربه یا درشت‌اندام نیست.

در نتیجه، نمی‌توان «بِبَدَنِكَ» را در یونس ۱۰:۹۲ به «با اندام فربه‌ات» ترجمه کرد؛ زیرا هیچ قرینه‌ای در آن آیه، فربهی فرعون را موضوع سخن قرار نداده است.

این تمایز درباره حیوانات قربانی اهمیت بیشتری دارد. پیوند نام «بَدَنَة» با درشتی و فربهی در منابع لغوی مطرح شده است، اما کاربرد این اسم در مناسک، معنایی شناخته‌شده پیدا کرده که نباید به صفت «چاق» فروکاسته شود.

آیا برای این ریشه یک تصویر جسمانی نخستین ثابت شده است؟

ابن فارس مفهوم پیکر و برجستگی جسمانی را محور این خانواده قرار می‌دهد. این تحلیل به فهم رابطه میان بدن، درشتی اندام و نام حیوانات بزرگ کمک می‌کند.

اما از این رابطه نمی‌توان تاریخ قطعی پیدایش تمام مشتق‌ها را استخراج کرد. به‌ویژه معلوم نیست که آیا نخست واژه عمومی پیکر وجود داشته و سپس نام حیوان قربانی از آن ساخته شده، یا چند کاربرد نزدیک در دوران‌های گوناگون زبان در کنار هم شکل گرفته‌اند.

برای فهم قرآن، تشخیص معنای تثبیت‌شده هر صورت از ساختن یک داستان قطعی درباره نخستین مرحله ریشه اهمیت بیشتری دارد.

۳. کاربرد ریشه در عربی پیش از اسلام

شاهدی از شعر زهیر بن ابی سلمی

در قصیده‌ای از زهیر بن ابی سلمی، هنگام ستایش فرماندهی که اسبان را برای جنگ آماده کرده، آمده است:

غَزَتْ سِمَانًا فَآبَتْ ضُمَّرًا خُدُجًا

مِنْ بَعْدِ مَا جَنَّبُوهَا بُدَّنًا عُقُقًا

ترجمه: «اسب‌ها فربه به نبرد رفتند و لاغر و زودزاییده بازگشتند، پس از آنکه آنها را درشت‌اندام و آبستن به همراه برده بودند.» «خُدُجًا» به زاییدن پیش از موعد اشاره دارد؛ بنابراین، فرسودگی به‌تنهایی تمام معنای آن را نمی‌رساند.

این بیت در دیوان زهیر و مجموعه أشعار الشعراء الستة الجاهليين ثبت شده است. در روایت‌های لغوی، «بُدَّنًا» به معنای فربه و درشت‌اندام، و «عُقُقًا» درباره حیوانات آبستن به کار رفته است.

شاعر وضعیت اسبان را پیش و پس از نبرد مقایسه می‌کند. آنها هنگام حرکت فربه و آبستن بوده‌اند، اما از نبرد لاغر و با زایمان پیش از موعد بازگشته‌اند. وصف فربهی از «بُدَّنًا» و آبستنی و زودزایی از واژه‌های دیگر بیت فهمیده می‌شود.

در این بیت، صورت «بُدَّنًا» وصف فربهی است و به حیوانات قربانی اشاره ندارد.

تفاوت این کاربرد با «الْبُدْنَ» در حج ۲۲:۳۶ اهمیت دارد. نزدیکی تلفظ دو صورت نباید موجب شود که هر حیوان درشت‌اندام، در اصطلاح مناسک نیز «بدنة» نامیده شود.

بیت زهیر نشان می‌دهد که درشتی و فربهی در زبان عربی پیش از اسلام از معانی شناخته‌شده این خانواده بوده است؛ اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که اصطلاح قربانی در همان زمان دقیقا چه دامنه‌ای داشته است.

کاربرد «بدن» درباره سالخوردگی

در مقاییس اللغة و لسان العرب، «رَجُلٌ بَدَنٌ» برای مرد سالخورده نیز ثبت شده است.

ابن فارس برای این کاربرد به بیتی منسوب به اسود بن یعفر استناد می‌کند که در آن از «البَدَنِ الأَشْيَبِ» سخن می‌رود؛ یعنی مرد سالخورده و سپیدموی.

بااین‌حال، در نسخه‌های دیگر دیوان همین شاعر، به جای «البدن» صورت «البائس» آمده است.

پس این شاهد از نظر اختلاف ضبط باید محتاطانه استفاده شود. نمی‌توان تنها با استناد به یک روایت، کاربرد آن را در شعر جاهلی قطعی دانست.

معنای سالخوردگی نیز نباید با فربهی یکسان گرفته شود. سالخوردگی ممکن است با ضعف و کاهش توان جسمانی همراه باشد، درحالی‌که بدانت در کاربرد دیگر به درشتی و افزایش حجم اندام اشاره دارد.

این دو معنا در فرهنگ‌های لغوی ثبت شده‌اند، اما رابطه تاریخی دقیق آنها از شواهد موجود به‌طور قطعی روشن نیست.

«بَدَن» به معنای زره

کاربرد دیگری که برای بررسی یونس ۱۰:۹۲ اهمیت دارد، «بَدَن» به معنای زره است.

در لسان العرب آمده که «بَدَن» می‌تواند به زره کوتاهی گفته شود که بر پیکر قرار می‌گیرد. برخی لغویان آن را به زره عمومی نیز اطلاق کرده‌اند.

ابن فارس توضیح می‌دهد که این پوشش به سبب دربرگرفتن بدن، با همین نام شناخته شده است.

این کاربرد از نظر زبان‌شناسی قابل فهم است: نام بخش جسمانی انسان ممکن است به پوششی منتقل شود که همان بخش را می‌پوشاند.

اما باید در نظر داشت که وجود معنای «زره» در فرهنگ لغت، ثابت نمی‌کند که هر کاربرد قرآنی «بدن» به زره اشاره دارد. تشخیص معنای آیه به قرائن سیاقی نیاز دارد.

۴. «فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ»؛ پیکر فرعون پس از غرق شدن

یونس ۱۰:۹۲

فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً ۚ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ

ترجمه: «پس امروز تو را با پیکرت بیرون می‌رهانیم تا برای کسانی که پس از تو هستند نشانه‌ای باشی؛ و بی‌گمان بسیاری از مردم از نشانه‌های ما غافل‌اند.»

این آیه در ادامه داستان فرعون و غرق شدن او آمده است.

در یونس ۱۰:۹۰، قرآن می‌گوید که فرعون هنگام فرا رسیدن غرق شدن، به یگانگی معبود بنی‌اسرائیل اقرار کرد. در یونس ۱۰:۹۱، پاسخ او با یادآوری نافرمانی و فساد پیشینش همراه است.

سپس آیه ۹۲ از «نجات» او با بدنش سخن می‌گوید.

همین ترتیب، پرسشی مهم ایجاد می‌کند: اگر فرعون غرق شده است، نجات او در آیه بعد چه معنایی دارد؟

معنای «بِبَدَنِكَ»

«بِبَدَنِكَ» از حرف جر «باء»، اسم «بَدَن» و ضمیر مخاطب «كَ» تشکیل شده است.

در این ساخت، بدن به خود فرعون نسبت داده شده است: «بدنت».

خود واژه به پیکر جسمانی اشاره دارد. اما زنده یا مرده بودن آن پیکر، از خود اسم «بدن» معلوم نمی‌شود.

در سیاق آیه، غرق شدن فرعون پیش‌تر مطرح شده است. بنابراین، خوانش نیرومند این است که آن معبود یگانه پیکر او را از وضعیتی که در آن گرفتار شده بود بیرون آورد تا نشانه‌ای برای دیگران باشد.

در این خوانش، نجات بدن با نجات جان یکسان نیست.

این تفاوت اهمیت اساسی دارد. اگر «نُنَجِّيكَ» را بدون توجه به «بِبَدَنِكَ» تنها به «تو را زنده نگه می‌داریم» معنا کنیم، با سیاق غرق شدن فرعون ناسازگاری پدید می‌آید.

اما اگر نجات را به بیرون آوردن یا رهایی پیکر از آب مربوط بدانیم، عبارت با توالی داستان سازگار می‌شود.

نظر لغویان و مفسران درباره «بدن»

طبری در تفسیر یونس ۱۰:۹۲، «بدن» را همان جسد فرعون می‌داند. او توضیح می‌دهد که پیکر فرعون پس از غرق شدن نمایان شد تا کسانی که در هلاکت او تردید داشتند، سرنوشتش را ببینند.

در توضیح نحوی نیز میان نجات انسان زنده و بیرون آوردن بدن بی‌جان تفاوت می‌گذارد.

زمخشری در الکشاف چند احتمال را درباره «بِبَدَنِكَ» مطرح می‌کند: بیرون آمدن پیکر بی‌جان، باقی ماندن پیکر به صورت کامل، و نیز معنای زره.

این گزارش‌ها دو سطح متفاوت دارند.

در سطح نخست، معنای لغوی «بدن» مطرح است. در سطح دوم، کیفیت واقعه توضیح داده می‌شود: آیا پیکر سالم بیرون آمد؟ آیا لباس یا زره بر آن بود؟ آیا مردم آن را شناختند؟

باید این دو سطح را از یکدیگر جدا کرد.

خود آیه از بدن فرعون و نشانه شدن او سخن می‌گوید؛ اما مشخص نمی‌کند که پیکرش در کدام نقطه ساحل قرار گرفت، چه کسی آن را دید یا چه مدت باقی ماند.

آیا «بِبَدَنِكَ» می‌تواند به معنای «با زرهت» باشد؟

در لسان العرب آمده که ثعلب، از لغویان کهن، «ببدنك» را به زره فرعون تفسیر کرده است.

در مقابل، اخفش این خوانش را نپذیرفته و آن را نامناسب دانسته است.

پس معنای زره، صرفا فرضیه‌ای امروزی و ساخته‌شده نیست؛ پشتوانه‌ای در تاریخ زبان و تفسیر دارد.

اما پذیرفتن وجود این کاربرد با ترجیح آن در یونس ۱۰:۹۲ یکسان نیست.

در خود آیه، قرینه مستقلی درباره زره فرعون وجود ندارد. قرآن نمی‌گوید او زره ویژه‌ای داشت، زرهش نشانه شناسایی او بود یا تنها زره او از آب بیرون آورده شد.

در مقابل، موضوع غرق شدن و نمایان شدن پیکر، با معنای عمومی بدن سازگاری مستقیم‌تری دارد.

بنابراین، «با پیکرت» خوانش مرجح است؛ «با زرهت» احتمال لغوی ثبت‌شده‌ای است که برای ترجیح آن در این سیاق، قرینه کافی در اختیار نداریم.

«لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً»؛ نشانه برای چه کسانی؟

هدف بیان‌شده در آیه این است که فرعون برای کسانی که پس از او یا پشت سر او هستند، نشانه‌ای باشد.

در اینجا دو جهت معنایی قابل بررسی است: کسانی که پس از او در زمان می‌آیند، و کسانی که در همان واقعه از او باقی مانده‌اند یا در پی او هستند.

این دو خوانش می‌توانند به هم نزدیک شوند. نمایان شدن سرنوشت فرعون برای مردمان نزدیک به آن رخداد می‌تواند مایه عبرتی باشد که برای نسل‌های بعد نیز نقل می‌شود.

بااین‌حال، از عبارت «لِمَنْ خَلْفَكَ» نمی‌توان بدون دلیل نتیجه گرفت که پیکر فرعون باید تا پایان تاریخ به‌صورت مادی و قابل مشاهده باقی بماند.

آیه از نشانه شدن او سخن می‌گوید؛ اما مدت نگهداری پیکر یا شیوه انتقال آگاهی از سرنوشتش را تعیین نمی‌کند.

آیا آیه به مومیایی موجود در یک موزه اشاره دارد؟

گاهی میان یونس ۱۰:۹۲ و مومیایی‌های پادشاهان مصر ارتباط برقرار می‌شود.

اما خود آیه نام تاریخی فرعون، نام محل نگهداری پیکر، روش مومیایی کردن یا تاریخ کشف آن را بیان نمی‌کند.

وجود مومیایی‌های مصر باستان، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که یکی از آنها حتما متعلق به فرعون داستان موسی است.

همچنین نباید عبارت «نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ» را به «بدنت را برای هزاران سال سالم نگه می‌داریم» ترجمه کرد. چنین قیدی در متن نیست.

از نظر پژوهش لغوی، موضوع روشن‌تر و محدودتر است: «بدن» نام پیکر جسمانی است و در این سیاق، باقی ماندن یا آشکار شدن پیکر فرعون پس از غرق شدن، نشانه‌ای از سرنوشت او می‌شود.

تعیین هویت تاریخی آن پیکر، پژوهشی جداگانه می‌طلبد.

۵. «وَالْبُدْنَ»؛ حیوانات بزرگ در شعائر حج

حج ۲۲:۳۶

وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ ۖ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ ۖ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ ۚ كَذَٰلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

ترجمه: «و شتران قربانی را برای شما از شعائر آن معبود یگانه قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیر است. پس هنگامی که ایستاده‌اند نام آن معبود یگانه را بر آنها یاد کنید، و چون پهلوهایشان بر زمین افتاد، از آنها بخورید و نیازمند قانع و نیازمندی را که مراجعه می‌کند بخورانید. این‌گونه آنها را برای شما رام ساختیم، باشد که سپاسگزار شوید.»

ساختمان واژه «بُدْن»

«بُدْن» جمع «بَدَنَة» است و در کاربرد آیینی به حیوان بزرگِ آماده‌شده برای قربانی اشاره می‌کند.

در لسان العرب آمده است که «بدنة» برای شتر و گاوی که برای قربانی به مکه برده می‌شود به کار رفته است.

جوهری نیز «بدنة» را برای شتر یا گاوی که در مکه نحر می‌شود ثبت می‌کند.

در همین منابع، درباره علت نام‌گذاری گفته‌اند که این حیوانات به سبب درشتی و فربهی «بدنة» خوانده شده‌اند؛ زیرا آنها را برای قربانی پرورش می‌دادند و فربه می‌ساختند.

پس میان معنای پیکر و معنای حیوان قربانی، رابطه‌ای قابل فهم وجود دارد: این حیوانات به درشتی بدن شناخته می‌شده‌اند.

اما نام «بدنة» در زبان مناسک به یک عنوان شناخته‌شده تبدیل شده است. بنابراین، نباید آن را به «هر حیوان چاق» معنا کرد.

آیا «الْبُدْنَ» فقط شتر است یا گاو را نیز شامل می‌شود؟

این پرسش نیازمند تفکیک شواهد لغوی و سیاق قرآنی است.

در منابع لغوی، «بدنة» هم برای شتر و هم برای گاو ثبت شده است. طبری نیز هنگام بررسی حج ۲۲:۳۶، نقل‌هایی می‌آورد که در آنها گاو همراه شتر در دامنه این نام قرار گرفته است.

اما شتر در این خانواده، مصداق برجسته‌تری است.

عبارت «صَوَافَّ» در آیه، ایستادن حیوانات به صف را بیان می‌کند. همچنین «فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا» از افتادن پهلوهایشان بر زمین سخن می‌گوید.

این تصویر با نحر شتر در حالت ایستاده تناسب آشکاری دارد. از همین جهت، برخی مفسران «بدن» را در معنای اصلی آن مخصوص شتر دانسته‌اند و شمول گاو را جداگانه بررسی کرده‌اند. فخر رازی اختلاف دربارهٔ شمول گاو را گزارش می‌کند؛ این گزارش تاریخ تفسیر است و به‌تنهایی کاربرد واژه در زمان نزول را اثبات نمی‌کند.

بنابراین، برای ترجمه پایه حج ۲۲:۳۶، «شتران قربانی» انتخابی مرجح و روشن است؛ درحالی‌که در مقاله لغوی باید ثبت کاربرد «بدنة» برای گاو نیز گزارش شود.

این تفاوت مهم است: گستردگی کاربرد یک اسم در فرهنگ‌های لغوی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همه مصداق‌های آن در یک آیه به یک اندازه مورد نظر بوده‌اند.

از طرف دیگر، نباید از برجسته بودن شتر نتیجه گرفت که واژه در سراسر زبان عربی هیچ‌گاه برای گاو به کار نرفته است.

آیا «بدنة» به هر شتر بزرگی گفته می‌شود؟

در کاربرد آیینی، تنها درشتی بدن برای تعریف «بدنة» کافی نیست.

شتر بزرگی که برای باربری، سواری یا کار دیگری نگهداری می‌شود، لزوما در همان وضعیت حیوانی نیست که برای قربانی تعیین شده است.

در حج ۲۲:۳۶، قرآن «البدن» را از شعائر آن معبود یگانه معرفی می‌کند. پس حیوانات در یک زمینه مناسکی مشخص مطرح شده‌اند.

باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: نام عمومی جانور، ویژگی درشتی اندام، و جایگاه حیوان در عمل قربانی.

این سه می‌توانند به یکدیگر مرتبط باشند، ولی معنای یکسان ندارند.

«شَعَائِرِ اللَّهِ»؛ نام حیوان و جایگاه مناسکی آن

قرآن می‌گوید:

«جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ»

یعنی این حیوانات در شمار شعائر الهی قرار داده شده‌اند.

اما «شعائر» از ریشه «ش ع ر» است؛ نه «ب د ن».

پس معنای نشان دینی یا شعیره از خود ریشه «بدن» استخراج نمی‌شود، بلکه از جمله‌ای مستقل در آیه پدید می‌آید.

این تفاوت مانع دو خطای مقابل می‌شود.

نخست اینکه حیوان قربانی صرفا نمادی انتزاعی تصور شود و واقعیت عمل، نام آن معبود یگانه، خوراک و دیگر احکام آیه از میان برود.

دوم اینکه هر ویژگی تاریخی قربانی، از قبیل نوع علامت‌گذاری، آرایش حیوان، تعداد شریکان یا جزئیات اجرایی، بدون پشتوانه به فرمان قرآنی تبدیل شود.

آیه شعیره بودن این حیوانات را بیان می‌کند، ولی تمام جزئیات بعدی مناسک را شرح نمی‌دهد.

«صَوَافَّ» و «وَجَبَتْ جُنُوبُهَا»

«صَوَافَّ» از خانواده «ص ف ف» است و در این سیاق به حیوانات ایستاده و به صف قرارگرفته اشاره دارد.

اما ریشه «ب د ن» به‌خودی‌خود معنای ایستادن ندارد. ایستادن از این واژه مستقل فهمیده می‌شود.

همچنین «وَجَبَتْ جُنُوبُهَا» به افتادن پهلوهای حیوانات بر زمین اشاره دارد. طبری این تعبیر را به افتادن حیوانات پس از نحر توضیح می‌دهد.

در اینجا نیز معنای افتادن از فعل «وجب» و معنای پهلو از «جنوب» می‌آید.

پس اگرچه مجموعه جمله، رخداد قربانی را توصیف می‌کند، خود «بدن» به معنای نحر کردن، ذبح کردن یا بر زمین افتادن نیست.

خیر حیوانات و حقوق مردم

آیه پس از معرفی «البدن» می‌گوید:

«لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ»

این خیر در سیاق آیه هم با بهره‌مندی از حیوانات و هم با عمل قربانی ارتباط دارد.

سپس قرآن به خوردن از آنها و خوراندن به دو گروه فرمان می‌دهد:

«فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ»

در منابع لغوی و تفسیری، درباره مرز دقیق «القانع» و «المعتر» اختلاف وجود دارد؛ یکی می‌تواند به شخص قانع یا دریافت‌کننده بدون درخواست و دیگری به کسی که مراجعه می‌کند اشاره داشته باشد. برخی نقل‌ها نیز «قانع» را درخواست‌کننده دانسته‌اند.

این اختلاف باید در پژوهش همان واژه‌ها بررسی شود، نه اینکه معنای آنها در تعریف «بدن» گنجانده شود.

بااین‌حال، پیام روشن ساخت آیه آن است که منفعت گوشت قربانی تنها نزد صاحب حیوان باقی نمی‌ماند. خوردن و خوراندن هر دو در فرمان قرآن حضور دارند.

در حج ۲۲:۳۷ نیز تصریح می‌شود که گوشت و خون حیوانات به آن معبود یگانه نمی‌رسد، بلکه تقوای انسان اهمیت دارد.

این پیوند نشان می‌دهد که قربانی در قرآن، عملی واقعی است که با یاد آن معبود یگانه، تقوا و بهره‌مندی انسان‌ها همراه می‌شود.

در مقاله منتشرشدهٔ فرقان، حج در قرآن؛ راه ابراهیم، مناسک و حقوق مردم، این موضوع با تفصیل بیشتری بررسی شده است. در آن پژوهش، واقعیت مناسک، حقوق نیازمندان و جایگاه تقوا در کنار یکدیگر حفظ شده‌اند.

در مقاله ریشه، همین اندازه برای روشن شدن جایگاه لغوی «بدن» کافی است. بحث وجوب قربانی برای گروه‌های مختلف، شرایط حج و روش توزیع گوشت به پژوهش مستقل حج تعلق دارد.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بَدَن» در معنای عمومی، معادل‌های «بدن»، «تن» و «پیکر» مناسب‌اند. هر سه در فارسی شناخته‌شده‌اند، اما انتخاب میان آنها به سیاق بستگی دارد.

در یونس ۱۰:۹۲، «پیکرت» یا «بدنت» برای «بِبَدَنِكَ» مناسب است. «پیکرت» در نثر فارسی این آیه طبیعی‌تر است، زیرا درباره سرنوشت جسمانی فرعون پس از غرق شدن سخن می‌رود.

ترجمه «زرهت» اگرچه پشتوانه‌ای در بعضی گزارش‌های لغوی دارد، برای متن پایه مرجح نیست. این احتمال بهتر است در توضیح پژوهشی ذکر شود.

همچنین «بدن مومیایی‌شده‌ات»، «جسد سالم و دست‌نخورده‌ات» و «پیکرت که برای همیشه حفظ خواهد شد» برگردان‌های مستقیم نیستند؛ زیرا قیدهایی می‌افزایند که در خود واژه وجود ندارند.

برای «بُدْن» در حج ۲۲:۳۶، پیشنهاد اصلی «شتران قربانی» است.

این معادل هم مصداق برجسته واژه را بیان می‌کند و هم موضوع مناسکی آن را برای خواننده فارسی روشن می‌سازد.

در پژوهش لغوی باید توضیح داده شود که شماری از منابع عربی گاو را نیز در دامنه «بدنة» آورده‌اند. این توضیح برای شناخت گستره واژه مهم است، اما لزوما به معنای تغییر ترجمه پایه نیست.

معادل‌هایی مانند «بدن‌ها»، «پیکرهای درشت»، «حیوانات چاق» یا «چهارپایان فربه» برای «البدن» در این آیه کافی نیستند؛ زیرا نام تثبیت‌شده دسته حیوانات قربانی را از دست می‌دهند.

همچنین «قربانی‌ها» به‌تنهایی بسیار گسترده است و تمایز این اسم با عنوان عام قربانی یا هدی را کم‌رنگ می‌کند.

۸. جمع‌بندی

ریشه «ب د ن» در قرآن تنها دو بار و با دو صورت اسمی آمده است: «بَدَن» در یونس ۱۰:۹۲ و «بُدْن» در حج ۲۲:۳۶.

در عربی کهن، این خانواده به پیکر جسمانی، درشتی اندام و فربهی مربوط است. کاربردهای دیگری مانند سالخوردگی و زره نیز در منابع لغوی ثبت شده‌اند.

شاهدی از شعر جاهلی زهیر بن ابی سلمی نشان می‌دهد که وصف «بُدَّن» برای حیوانات درشت‌اندام و فربه به کار می‌رفته است. اما این کاربرد را نباید با اسم مناسکی «بَدَنَة» یکسان دانست.

در یونس ۱۰:۹۲، معنای مرجح «بدن»، پیکر فرعون است. سیاق غرق شدن نشان می‌دهد که سخن از نجات جان او نیست، بلکه از بیرون آمدن یا نمایان شدن پیکرش به‌عنوان نشانه‌ای برای دیگران است. معنای زره در بعضی منابع کهن ثبت شده، ولی در خود آیه قرینه کافی برای ترجیح آن وجود ندارد.

در حج ۲۲:۳۶، «بُدْن» نام حیوانات بزرگِ قربانی است. شتر مصداق برجسته آن در سیاق آیه است، هرچند منابع لغوی گاو را نیز در دامنه «بدنة» ثبت کرده‌اند.

این حیوانات در قرآن از شعائر الهی شناخته شده‌اند. اما معنای شعیره، ایستادن به صف، یاد نام آن معبود یگانه، افتادن پهلوها و خوراندن به نیازمندان، از دیگر واژه‌ها و ساختارهای آیه فهمیده می‌شود؛ نه از خود ریشه «ب د ن».

تعریف نهایی مناسب برای فرقان:

«ب د ن» در عربی به پیکر و ساختمان جسمانی مربوط است و در شاخه‌های دیگر آن، درشتی اندام و فربهی نیز دیده می‌شود. در قرآن، «بَدَن» به پیکر فرعون پس از غرق شدن اشاره دارد و «بُدْن» نام حیوانات بزرگِ قربانی، به‌ویژه شتران، در مناسک حج است. پیوند این کاربردها با جسم و درشتی اندام قابل توضیح است، اما معنای هر صورت باید در سیاق خود شناخته شود. از این ریشه به‌تنهایی نه کیفیت حفظ پیکر فرعون معلوم می‌شود و نه تمام احکام و جزئیات قربانی.