ریشهٔ ب د ر (بَدْر و بِدَار) در قرآن
شتاب کردن و پیشدستی، رسیدن به کمال و پُری، و نام «بدر»؛ از تصرف شتابزده در مال یتیم تا یادآوری پیروزی در بدر
صورتهای قرآنی و لغوی
بِدَارًا
مصدر قرآنی باب مفاعله؛ منصوب؛ نساء ۴:۶
بَدْر
نام خاص مکان در آلعمران ۳:۱۲۳؛ جدا از شمار مشتقها
بَدَرَ
فعل پایهٔ لغوی؛ این صورت در قرآن نیامده است
بَادَرَ
فعل باب مفاعله در لغت؛ خود فعل در قرآن نیامده است
مُبَادَرَة
مصدر لغوی باب مفاعله؛ غیرقرآنی
بَادِرَة
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
بَدْر، بُدُور
ماه کامل و جمع آن در لغت؛ با این معنا غیرقرآنی
بَدْرَة
صورت لغوی برای چشم یا کیسه؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ «ب د ر» در عربی کهن دو میدان معنایی برجسته دارد: یکی شتاب کردن، پیشدستی و اقدام کردن پیش از فرا رسیدن فرصتی معین؛ و دیگری کامل شدن و به پُری رسیدن که در نام «بَدْر» برای ماه کامل آشکار است.
ابن فارس در مقاییس اللغة این دو را دو اصل معنایی جداگانه معرفی کرده است. بنابراین، نباید از آغاز پژوهش فرض کنیم که همهٔ واژههای این خانواده ضرورتا از یک تصویر واحد پدید آمدهاند.
در بررسی کاربردهای قرآنی، یک تفاوت اساسی وجود دارد:
- «وَبِدَارًا» در نساء ۴:۶: مصدر باب مفاعله از همین ریشه است و در زمینهٔ شتاب برای استفاده از دارایی یتیمان آمده است.
- «بِبَدْرٍ» در آلعمران ۳:۱۲۳: نام خاص یک مکان است؛ جایی که قرآن پیروزی مؤمنان را در آن یادآوری میکند.
نمایهٔ صرفی قرآن، ریشهٔ «ب د ر» را یک بار ثبت میکند: «بِدَارًا» در نساء ۴:۶. نام خاص «بَدْر» در آلعمران ۳:۱۲۳ نیز در متن وجود دارد، اما در شمارش مشتقهای لغوی آن نمایه وارد نشده است.
پس در متن قرآن دو صورت مرتبط با این بررسی دیده میشود، اما تنها یکی از آنها کاربردی است که معنای فعلی ریشه را مستقیما نشان میدهد.
واژههایی مانند «بَادَرَ»، «مُبَادَرَة»، «بَادِرَة»، «بَدْر» به معنای ماه کامل و «بُدُور» در زبان عربی شناخته شدهاند، ولی با این معانی و صورتها در متن قرآن نیامدهاند.
این تمایز اهمیت دارد؛ زیرا نام یک مکان، حتی اگر از نظر تاریخی با خانوادهای لغوی ارتباط داشته باشد، در جمله لزوما معنای توصیفی آن ریشه را حمل نمیکند.
۲. دو شاخهٔ معنایی در عربی کهن
شتاب کردن و پیشدستی
در لسان العرب آمده است:
«بَدَرْتُ إِلَى الشَّيْءِ أَبْدُرُ بُدُورًا: أَسْرَعْتُ»
یعنی: «به سوی چیزی شتافتم.»
در همین ماده، «بَادَرَ»، «تَبَادَرَ» و «اِبْتَدَرَ» نیز با شتاب کردن و پیشی گرفتن ارتباط دارند.
برای نمونه، «اِبْتَدَرُوا السِّلَاحَ» دربارهٔ کسانی است که برای به دست گرفتن سلاح شتاب میکنند و «تَبَادَرَ الْقَوْمُ» میتواند به پیشدستی افراد یک گروه نسبت به یکدیگر اشاره کند.
این کاربردها نشان میدهند که در این شاخه، تنها سریع بودن حرکت مطرح نیست؛ در بسیاری از موارد، شخص میکوشد پیش از دیگری یا پیش از فرا رسیدن زمانی معین کاری را انجام دهد.
برای مثال، انسانی ممکن است برای کمک به نیازمندی شتاب کند و فرصت یاری را از دست ندهد. شخص دیگری ممکن است پیش از آنکه صاحب حقی بتواند حق خود را مطالبه کند، برای تصرف آن پیشدستی نماید.
در هر دو حالت، شتاب و پیشدستی وجود دارد؛ اما ارزش اخلاقی دو رفتار متفاوت است.
بنابراین، ریشهٔ «ب د ر» بهخودیخود معنای حرص، ستم یا فریب ندارد. این ویژگیها از هدف عمل و شرایط آن روشن میشوند.
بادره؛ سخن یا رفتاری که ناگهان بروز میکند
«بَادِرَة» در عربی برای سخن یا رفتاری نیز آمده است که ناگهان، بهویژه در حال خشم، از انسان سر میزند.
تعبیر «بَوَادِرُ الْغَضَبِ» به واکنشهایی اشاره میکند که پیش از تأمل کافی و در اثر تندیِ خشم ظاهر میشوند.
در این کاربرد، معنای پیشدستی و شتاب همچنان قابل تشخیص است، ولی سخن دیگر درباره سرعت راه رفتن یا دویدن نیست. آنچه سریع رخ میدهد، گفتار یا رفتار انسان است.
در منابع لغوی، «بادرة» برای نخستین نمودهای رویش گیاه و برخی کاربردهای مربوط به ظهور زودهنگام نیز ثبت شده است. چنین کاربردهایی با تقدم و زود ظاهر شدن ارتباط دارند، اما نباید همه آنها را بدون بررسی تاریخی، مراحل یک تحول اشتقاقی قطعی دانست.
کامل شدن و پُری؛ «بَدْر» به معنای ماه کامل
شاخهٔ دیگر این خانواده در نام «بَدْر» برای ماه کامل دیده میشود.
ابن فارس مینویسد:
«وَسُمِّيَ الْبَدْرُ بَدْرًا لِتَمَامِهِ وَامْتِلَائِهِ»
یعنی: «ماه کامل را بدر نامیدهاند، زیرا به تمامیت و پُری رسیده است.»
از همین میدان معنایی، تعبیر «غُلَامٌ بَدْرٌ» برای نوجوانی که به پُری و کمال رشد جسمانی رسیده، و «عَيْنٌ بَدْرَةٌ» برای چشمی پُر یا برجسته نیز در منابع ثبت شده است.
«بَدْرَة» همچنین برای کیسهای با مقدار معینی پول، و برای برخی ظرفهای چرمی به کار رفته است. مقدار عددی منسوب به کیسه پول در گزارشهای لغوی یکسان نیست؛ ازاینرو، نباید یک عدد را تعریف همگانی آن دانست. ابن فارس این کاربرد را با گنجایش و تمامیت مقدار توضیح میدهد، اما لسان العرب نام کیسه را با پوست بزغاله پیوند میدهد؛ پس ارتباط همهٔ این کاربردها با پُری، توضیحی لغوی است و تاریخ اشتقاق قطعی آنها را ثابت نمیکند.
آیا ماه کامل به سبب پُری نام گرفته یا به سبب پیشدستی؟
درباره علت نامگذاری ماه کامل، توضیح دیگری نیز در منابع دیده میشود.
در لسان العرب، از قول برخی لغویان آمده است که ماه کامل به سبب پیشدستی در طلوع هنگام غروب خورشید «بدر» نام گرفته است.
این توضیح با واقعیت شناختهشده نزدیک بودن طلوع ماه کامل به زمان غروب خورشید ارتباط دارد. اما در منابع، توضیح مبتنی بر تمام شدن و پُری قرص ماه نیز آمده است.
از این دو گزارش نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت که یکی منشأ تاریخی نخستین واژه بوده و دیگری بعدها از آن پدید آمده است.
ممکن است نام ماه کامل از جهت پُری آن توضیح یافته باشد؛ ممکن است لغویان دیگری میان آن و پیشدستی ماه در طلوع رابطه دیده باشند. اما صرف امکان هر دو توضیح، تاریخ اشتقاق را روشن نمیکند.
ازاینرو، در پژوهش فرقان باید دو میدان معنایی شتاب و تمامیت را شناخت، بیآنکه یکی را به زور منشأ قطعی دیگری معرفی کنیم.
۳. شواهد شعر کهن
شاهدی برای شتاب و پیشدستی
لسان العرب این بیت را به ابومُثَلَّم هُذَلی نسبت میدهد:
فَيَبْدُرُهَا شَرَائِعَهَا فَيَرْمِي
مَقَاتِلَهَا فَيَسْقِيهَا الزُّؤَامَا
ترجمه: «پس پیش از آنها به آبشخورهایشان میرسد، به مواضع مرگبار بدنشان تیر میاندازد و مرگ ناگهانی را به آنها میچشاند.» در سیاق قصیده، سخن از شکارچی و بزهای کوهی است.
در این بیت، «فَيَبْدُرُهَا» به پیشدستی و رسیدن زودتر اشاره دارد. لسان العرب توضیح میدهد که در ساخت معمول، میتوانست حرف «إلى» پیش از «شرائعها» بیاید، اما شاعر آن را حذف کرده است.
بنابراین، شاهد نشان میدهد که ریشهٔ «ب د ر» در یک کاربرد عملی، به پیش افتادن و شتاب برای رسیدن مربوط بوده است.
دربارهٔ انتساب این شاهد باید احتیاط کرد: دیوان هذلیین آن را در قصیدهٔ صخرالغی در سوگ پسرش تَلید آورده است، در حالی که لسان العرب نام ابومثلم را ذکر میکند. ابومثلم را برخی منابع جاهلی و برخی مخضرم معرفی کردهاند؛ تاریخ سرایش خود بیت نیز مستقلا روشن نیست. بنابراین، بیت شاهدی از شعر کهن است، اما انتساب آن به ابومثلم و پیشاقرآنی بودن خود بیت را نباید قطعی دانست.
شاهدی برای شاخهٔ پُری و برجستگی
در شعری منسوب به امرؤ القیس، هنگام وصف اندام و چشمان اسب آمده است:
وَعَيْنٌ لَهَا حَدْرَةٌ بَدْرَةٌ
وَشُقَّتْ مَآقِيهَا مِنْ أُخَرْ
ترجمهٔ معنایی: «و چشمی دارد پُر و برجسته، با گوشههای گشوده.»
این بیت در دیوان و منابع ادبی کهن با تفاوتهایی در ضبط آمده است. همچنین دربارهٔ «بَدْرَة» در همین بیت اختلاف معنایی وجود دارد: برخی آن را به پُری و درشتی چشم و برخی به تیزی و پیشدستی نگاه مربوط دانستهاند. لسان العرب پس از نقل این احتمالها، توضیح ابن اعرابی دربارهٔ پیشدستی نگاه را ترجیح میدهد؛ پس ترجمهٔ پُری در اینجا یکی از شرحهای نقلشده است، نه معنایی مورد اتفاق.
پس شاهد برای شناخت گسترهٔ زبانی خانواده سودمند است، اما نمیتواند بهتنهایی ثابت کند که تمام کاربردهای «بدره» به یک شاخهٔ معنایی منحصر بودهاند.
در مجموع، شواهد شعر و لغت نشان میدهند که شتاب، پیش افتادن، پُری و تمامیت همگی در زبان عربی برای این خانواده شناخته شدهاند. آنچه در قرآن با صورت «بِدَارًا» آمده، به شاخهٔ شتاب و پیشدستی تعلق دارد؛ نه به معنای کامل شدن ماه.
۴. «وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا»؛ پیشدستی در مصرف مال یتیم
نساء ۴:۶
وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا ۚ وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا
ترجمه: «و یتیمان را بیازمایید تا هنگامی که به حد ازدواج برسند؛ پس اگر در آنان رشدی یافتید، اموالشان را به آنان بسپارید. و آن اموال را با زیادهروی و از سر شتاب، پیش از آنکه بزرگ شوند، نخورید. و هرکس توانگر است باید خویشتنداری کند و هرکس نیازمند است به شیوه پسندیده بخورد. پس هنگامی که اموالشان را به آنان سپردید، بر آنان گواه بگیرید؛ و آن معبود یگانه برای حسابرسی بسنده است.»
ساختمان صرفی «بِدَارًا»
«بِدَارًا» مصدر منصوب از باب مفاعله، با فعل «بَادَرَ يُبَادِرُ» است. این مصدر به شتاب کردن، پیشدستی و اقدام برای جلو افتادن از دیگری یا رخدادی معین مربوط میشود.
تفاوت آن با «بَدْر» به معنای ماه کامل روشن است. در اینجا واژه بر وزن «فِعَال» آمده و معنای شتاب دارد؛ نه پُری یا تمامیت.
در عبارت «وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا»، دو مصدر منصوب حضور دارند: «إِسْرَافًا» از ریشه «س ر ف» و «بِدَارًا» از ریشه «ب د ر».
اولی به زیادهروی و از حد گذشتن مربوط است؛ دومی شتاب و پیشدستی را بیان میکند.
از نظر نحوی، «بِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا» شتاب برای پیش افتادن از بزرگ شدن یتیمان را بیان میکند. «أَنْ يَكْبَرُوا» مصدر مؤولی است که متعلق این پیشدستی را روشن میسازد.
طبری در جامع البيان نیز «بِدَارًا» را به «مبادرة» توضیح داده و ساخت جمله را به شتاب در مصرف اموال پیش از رسیدن یتیمان به سن بزرگسالی مرتبط دانسته است.
چرا شتاب در اینجا نکوهیده است؟
سیاق آیه درباره اموالی است که به یتیمان تعلق دارند و تا هنگام رسیدن به رشد لازم، زیر سرپرستی دیگران قرار گرفتهاند.
سرپرست ممکن است بداند که وقتی صاحب مال بزرگ شود و رشد او احراز گردد، باید دارایی را به وی تحویل دهد. اگر سرپرست پیش از آن زمان، برای بهرهبرداری شخصی از مال شتاب کند، «بدار» در این سیاق تحقق پیدا میکند.
برای مثال، تصور کنیم سرپرستی مسئول نگهداری دارایی کودکی است. مال از آغاز به کودک تعلق دارد و سرپرستی، حق مصرف شخصی و ناروا ایجاد نمیکند. او میداند که با بزرگ شدن کودک و احراز رشد، باید ادارهٔ دارایی را به صاحبش واگذارد؛ ازاینرو، پیش از آن زمان، با شتاب به مصرف ناروا یا از میان بردن دارایی روی میآورد.
در این رفتار دو مسئله قابل تشخیص است: تصرف ناروا در مال دیگری و شتاب برای انجام آن پیش از آنکه صاحب مال بتواند اختیار دارایی خود را در دست گیرد.
این ویژگی دوم با «بِدَارًا» بیان میشود.
پس ترجمه این واژه به «شتابزده» درست است، اما اگر رابطه آن با «أَنْ يَكْبَرُوا» از نظر دور بماند، بخش مهمی از معنای ترکیب از دست میرود.
در اینجا سخن از هر نوع سرعت در انجام کار نیست؛ بلکه از پیشدستی برای مصرف مال، پیش از رسیدن زمان واگذاری آن به صاحبش سخن میرود.
تفاوت «إِسْرَافًا» و «بِدَارًا»
این دو واژه در یک جمله آمدهاند، اما دو جهت متفاوت از رفتار را نشان میدهند.
«اسراف» بر گذشتن از حد تمرکز دارد. انسان ممکن است مالی را بیش از اندازه یا بهشیوهای ناروا مصرف کند.
«بدار» بر شتاب و پیشدستی نسبت به فرا رسیدن زمانی مشخص تمرکز دارد. شخص میکوشد پیش از آنکه فرصت تصرف را از دست بدهد، کاری را انجام دهد.
بنابراین، ممکن است کسی مالی را بهتدریج ولی به صورت اسرافآمیز مصرف کند. همچنین ممکن است کسی بدون ولخرجی آشکار، برای تصاحب یا مصرف مقدار معینی از مال دیگری شتاب کند.
در آیه، هر دو رفتار در زمینه دارایی یتیم نکوهش شدهاند.
این تفاوت نشان میدهد که نباید «بدار» را مترادف «اسراف» یا «تبذیر» قرار داد. نزدیک بودن موضوع آنها در یک آیه، به معنای یکسان بودن ریشهها نیست.
«وَلَا تَأْكُلُوهَا»؛ آیا سخن فقط درباره خوردن است؟
در عبارت «وَلَا تَأْكُلُوهَا»، فعل «تأكلوا» از ریشه «أ ك ل» است و ضمیر «ها» به اموال یتیمان بازمیگردد.
«خوردن مال» در این سیاق به بهرهبرداری و مصرف دارایی مربوط است؛ نه اینکه سرپرست لزوما اسکناس، سکه یا کالای خوراکی یتیم را بخورد.
اما این گسترش معنایی از خود فعل «أكل» و کاربرد آن در روابط مالی پدید میآید، نه از ریشه «ب د ر».
به همین دلیل، نباید «بدار» را «مالخواری» تعریف کرد. این واژه شتاب و پیشدستی را بیان میکند؛ موضوع تصرف در مال از فعل و مفعول جمله روشن میشود.
آیا آیه هر استفاده سرپرست از مال یتیم را ممنوع میکند؟
خود آیه پس از نهی از اسراف و بدار، میان سرپرست توانگر و نیازمند تفاوت میگذارد:
«وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ»
سرپرست توانگر به خویشتنداری فرمان داده شده و برای سرپرست نیازمند، استفاده در چارچوب معروف مطرح شده است.
ازاینرو، نباید نهی از «بدار» را به ممنوعیت مطلق هرگونه استفاده سرپرست نیازمند از مال تبدیل کرد. از طرف دیگر، استثنای مربوط به نیاز نیز مجوز مصرف بیحدوحساب یا شتاب برای تصاحب دارایی پیش از بزرگ شدن یتیم نیست.
حدود «بِالْمَعْرُوفِ» باید در سیاق عدالت، امانتداری، نیاز واقعی و حقوق صاحب مال بررسی شود.
همچنین جمله آغازین آیه میان رسیدن به حد ازدواج و احراز رشد تفاوت میگذارد. بنابراین، صرف بزرگ شدن جسمانی و توان اداره مال، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را بدون بررسی در یک معنا ادغام کرد.
معنای ریشه «ب د ر» در این میان محدود و روشن است: شتاب کردن برای پیش افتادن از رسیدن یتیم به مرحلهای که اختیار مال خود را بازمییابد.
۵. «بَدْر» در آلعمران ۳:۱۲۳؛ نام خاص یک مکان
آلعمران ۳:۱۲۳
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ترجمه: «و بهراستی آن معبود یگانه شما را در بدر یاری کرد، در حالی که ناتوان بودید؛ پس تقوای آن معبود یگانه را پیشه کنید، باشد که سپاس گزارید.»
بدر در این آیه به چه معناست؟
«بِبَدْرٍ» از حرف جر «باء» و اسم خاص «بدر» تشکیل شده است.
در اینجا، بدر نام مکانی شناختهشده است که پیروزی مؤمنان در آن رخ داده است. خود آیه از یاری آن معبود یگانه در آنجا و وضعیت ناتوانی مخاطبان سخن میگوید.
از نظر نحوی، «بدر» پس از حرف «باء» مجرور است و در این ساخت، محل وقوع رخداد را مشخص میکند.
در منابع تاریخی و جغرافیایی کهن، بدر به آب یا موضعی میان مکه و مدینه شناخته شده است. نبردی که به نام این مکان شهرت یافت نیز در همان ناحیه رخ داده است.
بنابراین، در ترجمه آیه نباید «بِبَدْرٍ» را به «در ماه کامل»، «در هنگام پُری» یا «با شتاب» تبدیل کرد.
معنای آن در این جمله «در بدر» است.
آیا نام مکان از ماه کامل گرفته شده است؟
درباره علت نامگذاری این مکان، گزارشهای تاریخی یکسان نیستند.
طبری نقل میکند که برخی گفتهاند آنجا چاه یا آبی متعلق به شخصی به نام بدر بوده و مکان به نام او شناخته شده است.
اما او گزارش مخالفی نیز آورده است. بر اساس آن، بعضی آشنایان با منطقه، نسبت دادن نام مکان به آن شخص را نپذیرفته و بدر را نام خود موضع دانستهاند.
پس نمیتوان با اطمینان گفت که مکان بدر حتما به سبب شباهت با ماه کامل نام گرفته است. حتی گزارش نامگذاری آن بر اساس نام یک شخص نیز در منابع تاریخی بدون مخالفت نمانده است.
از نظر روش پژوهش، اینجا باید میان سه موضوع فرق گذاشت: «بدر» بهعنوان نام ماه کامل، «بدر» بهعنوان نام شخص، و «بدر» بهعنوان نام مکان.
شباهت لفظی این سه، بهتنهایی دلیل یکسانی علت نامگذاری آنها نیست.
آیا «بدر» در این آیه معنای شتاب یا کمال پیروزی نیز دارد؟
از خود صورت زبانی چنین معنایی ثابت نمیشود.
قرآن میگوید آن معبود یگانه مؤمنان را در بدر یاری کرد. اشاره به پیروزی و ضعف نسبی آنان در عبارتهای دیگر آیه آمده است.
اگر کسی بخواهد میان نام بدر و مفهوم کمال، تمامیت یا شتاب ارتباطی ادبی برقرار کند، نخست باید نشان دهد که چنین ارتباطی در همان سیاق قرینه معتبر دارد.
بدون آن، افزودن معنای پُری و کمال به نام مکان، نوعی تفسیر احتمالی است؛ نه ترجمه مستقیم.
این احتیاط اهمیت ویژه دارد؛ زیرا در مطالعات ریشهشناختی، گاهی هر نام خاص به معنای ریشهاش بازگردانده میشود و سپس از آن نتایج نمادین یا الهیاتی استخراج میگردد. چنین روشی بدون شاهد مستقل قابل دفاع نیست.
محور خود آیه؛ یاری در وضعیت ضعف
«وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ» در سیاق پیروزی بدر به ضعف موقعیت و کمبود نیروی مؤمنان اشاره دارد.
به همین سبب، ترجمه «در حالی که ناتوان بودید» یا «در حالی که در موقعیتی ضعیف بودید» معنای سیاقی را روشن میکند.
آیه یاری آن معبود یگانه را یادآوری میکند و سپس به تقوا و سپاسگزاری فرا میخواند.
پس مقصود آیه از ذکر بدر، معرفی معنای لغوی نام آن مکان نیست؛ بلکه یادآوری رخدادی است که مخاطبان با آن آشنا بودهاند.
این کاربرد، برای مقاله ریشه اهمیت دارد، اما باید در جای درست خود قرار گیرد: بدر در این آیه اسم خاص است، نه شاهدی مستقیم برای معنای شتاب یا کامل شدن.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در کاربردهای مربوط به شتاب، معادلهای «شتاب کردن»، «پیشدستی کردن» و «برای پیش افتادن از چیزی شتاب کردن» قابل استفادهاند.
اما برای صورت قرآنی «بِدَارًا» در نساء ۴:۶، ترجمه باید رابطه آن با بزرگ شدن یتیمان را نیز حفظ کند.
معادل کوتاه خود واژه میتواند «با شتاب» یا «از سر پیشدستی» باشد.
در ترجمه جمله، «وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا» را میتوان چنین برگرداند:
«و آن اموال را با زیادهروی و از سر شتاب، پیش از آنکه بزرگ شوند، نخورید.»
در توضیح آیه باید روشن شود که شتاب در اینجا به پیشدستی برای مصرف مال قبل از رسیدن یتیمان به مرحله واگذاری دارایی مربوط است.
واژههایی مانند «دزدی»، «اختلاس» یا «تصاحب مال» نباید بهعنوان معنای مستقل «بِدَارًا» در جعبه واژهبهواژه گذاشته شوند؛ هرچند رفتار توصیفشده در سیاق ممکن است مصداق تعرض به دارایی دیگران باشد.
برای «بَدْر» در آلعمران ۳:۱۲۳، معادل فارسی همان «بدر» است.
در ترجمه نباید نام خاص به «ماه کامل» یا «تمامیت» تبدیل شود. توضیح تاریخی محل نیز جدا از تعریف لغوی واژه باقی بماند.
۸. جمعبندی
ریشه «ب د ر» در عربی کهن دو میدان معنایی برجسته دارد: شتاب و پیشدستی، و رسیدن به پُری و تمامیت.
در شاخه نخست، فعلهایی مانند «بَدَرَ» و «بَادَرَ» برای شتاب کردن و پیش افتادن به کار رفتهاند. در شاخه دوم، «بَدْر» نام ماه کامل است و تعبیرهایی درباره پُری چشم، رشد جسمانی و مقدار کامل نیز ثبت شدهاند.
وجود این دو شاخه به معنای آن نیست که یکی حتما منشأ تاریخی دیگری بوده است. لغویان قدیم توضیحهای متفاوتی درباره نام ماه کامل ارائه کردهاند و شواهد موجود برای اثبات یک مسیر اشتقاقی قطعی کافی نیست.
در قرآن، تنها کاربرد مستقیم و صرفی این ریشه «بِدَارًا» در نساء ۴:۶ است. این واژه به شتاب و پیشدستی برای مصرف مال یتیمان پیش از بزرگ شدن آنان اشاره دارد.
نکوهش رفتار در این آیه از متعلق و سیاق آن روشن میشود. شتاب بهخودیخود نه گناه است و نه فضیلت؛ ارزش آن به کاری بستگی دارد که انسان برای انجام دادنش شتاب میکند.
در آلعمران ۳:۱۲۳، «بدر» اسم خاص مکان است و معنای آن با نام ماه کامل یا مفهوم شتاب جایگزین نمیشود. درباره علت نامگذاری تاریخی آن مکان نیز گزارشهای متفاوتی وجود دارد.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب د ر» در عربی دو شاخه معنایی شناختهشده دارد: شتاب کردن و پیشدستی در انجام کار، و رسیدن به پُری و تمامیت، چنانکه در نام ماه کامل دیده میشود. در قرآن، صورت «بِدَارًا» در نساء ۴:۶ به شتاب برای مصرف اموال یتیمان پیش از بزرگ شدن آنان مربوط است. واژه «بدر» در آلعمران ۳:۱۲۳ نام خاص یک مکان است و نباید بدون شاهد مستقل، معنای لغوی شتاب یا پُری را به آن تحمیل کرد.