ریشهٔ قرآنی س ر ع
سرعت، شتاب در اقدام و پیشدستی؛ از حرکت سریع تا مسارعت در خیر، کفر و حسابرسی
صورتهای قرآنی و لغوی
سَرُعَ / يَسْرُعُ
فعل مجرد؛ در قرآن نیامده
سَرِعَ / يَسْرَعُ
صورت لغویِ فعل مجرد؛ در قرآن نیامده
سَرِيع
ده کاربرد قرآنی؛ هشت حساب و دو عقاب
أَسْرَع
اسم تفضیل؛ دو کاربرد قرآنی
سَارَعَ / يُسَارِعُ
مجموعاً نه فعل قرآنی، شامل امر
سَارِعُوا
امر؛ یکی از نه فعل، آلعمران ۳:۱۳۳
سِرَاع
جمع سریع؛ دو کاربرد قرآنی به صورت سِرَاعًا
سُرْعَة
مصدر مستقل در قرآن نیامده
إِسْرَاع
مصدر مستقل در قرآن نیامده
أَسْرَعَ / يُسْرِعُ
فعل باب افعال؛ در قرآن نیامده
مُسَارَعَة
مصدر مستقل در قرآن نیامده؛ افعال آن آمدهاند
تَسَارَعَ
باب تفاعل؛ در قرآن نیامده
تَسَرَّعَ
باب تفعّل؛ در قرآن نیامده
مُسْرِع
اسم فاعل باب افعال؛ در قرآن نیامده
مُسَارِع
اسم فاعل مستقل در قرآن نیامده
سَرَعَان / سَرْعَان / سُرْعَان
صورتهای لغوی با ساختهای متفاوت؛ در قرآن نیامده
سَرَعْرَع
شاخهٔ تر یا جوان نرماندام؛ در قرآن نیامده
سَرَّعَ / مُسَرِّع
باب تفعیل و اسم فاعل؛ شاهد ابناحمر؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «س ر ع» در زبان عربی بر سرعت و تندتر انجام شدن حرکت یا عمل در برابر کندی دلالت دارد. این سرعت میتواند در حرکت جسمانی، سخن گفتن، انجام مسئولیت، تصمیمگیری و تحقق یک نتیجه دیده شود.
در قرآن، این ریشه تنها به حرکت جسمانی محدود نیست. انسانها ممکن است در کارهای خیر بشتابند، در کفر و گناه شتاب کنند، یا با سرعت از گورها بیرون آیند. در آیات دیگر، سرعت به خداوند نسبت داده شده و با حسابرسی، کیفر و مقابله با تدبیرهای فریبکارانه ارتباط یافته است. این ریشه ۲۳ بار در ۲۳ آیه از ۱۴ سوره آمده است: ۹ فعلِ باب مفاعله، ۱۰ کاربرد «سریع»، ۲ کاربرد تفضیلیِ «أسرع» و ۲ کاربرد «سِراعًا».
پیکرهٔ عربی قرآن؛ ۲۳ کاربرد در ۲۳ آیه از ۱۴ سوره
این گستره نشان میدهد که سرعت در معنای لغوی خود نه فضیلت است و نه گناه. ارزش آن از موضوع، جهت و پیامد عمل شناخته میشود.
صورتهای مهم این خانواده عبارتاند از:
- سَرُعَ / يَسْرُعُ: سریع بودن، تند بودن حرکت یا انجام عمل. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعلی.
- سَرِعَ / يَسْرَعُ: سریع شدن یا با سرعت حرکت و عمل کردن؛ صورت لغوی دیگر فعل مجرد. استفاده در قرآن: خیر.
- سَرِيع: سریع، دارای سرعت در انجام یا تحقق چیزی. استفاده در قرآن: بلی؛ ده بار.
- أَسْرَع: سریعتر یا سریعترین، بر حسب ساخت مقایسه. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار.
- سَارَعَ / يُسَارِعُ: شتاب کردن، برای انجام یا رسیدن به چیزی پیشدستی کردن. استفاده در قرآن: بلی؛ نه بار در صورتهای مختلف باب مفاعله.
- سَارِعُوا: بشتابید؛ صورت امر مخاطب جمع. استفاده در قرآن: بلی؛ در آلعمران ۳:۱۳۳.
- سِرَاع: شتابان، سریعحرکت؛ جمع «سريع»؛ بیانگر سرعت حرکت. استفاده در قرآن: بلی؛ به صورت منصوب «سِرَاعًا» در ق ۵۰:۴۴ و معارج ۷۰:۴۳.
- سُرْعَة: سرعت و تندی حرکت یا عمل. استفاده در قرآن: خیر، بهصورت اسم مستقل.
- إِسْرَاع: سریع حرکت یا عمل کردن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت مصدری.
- أَسْرَعَ / يُسْرِعُ: سرعت گرفتن، سریع عمل کردن یا برای رسیدن به چیزی شتاب کردن. استفاده در قرآن: خیر، در صورت فعلی باب افعال.
- مُسَارَعَة: شتاب کردن و پیشدستی در انجام کار. استفاده در قرآن: خیر، بهصورت مصدر مستقل؛ اما فعل آن آمده است.
- تَسَارَعَ: شتاب کردن؛ و در بعضی کاربردها، شتاب چند شخص یا چند رویداد در پی یکدیگر. استفاده در قرآن: خیر.
- تَسَرَّعَ: با عجله عمل کردن؛ در کاربرد متأخر، گاه بدون سنجش کافی اقدام کردن. استفاده در قرآن: خیر.
- مُسْرِع: کسی که با سرعت حرکت یا عمل میکند. استفاده در قرآن: خیر.
- مُسَارِع: شتابکننده و پیشدستیکننده. استفاده در قرآن: خیر، به صورت اسم فاعل مستقل.
- سَرَعَان / سَرْعَان / سُرْعَان: در ترکیب «سرعان الناس»، پیشافتادگان و کسانی که زودتر اقدام میکنند؛ و در ساخت «سرعان ما فعل»، برای بیان زود رخ دادن کار. استفاده در قرآن: خیر.
- سَرَعْرَع: در کاربرد کهن، شاخهٔ تر و نرم؛ و نیز جوانِ نرماندام. از این معنا بهتنهایی، سرعت رشد ثابت نمیشود. استفاده در قرآن: خیر.
- سَرَّعَ / مُسَرِّع: سریع عمل کردن، و شخصِ شتابکننده؛ باب تفعیل و اسم فاعلِ آن در شاهد ابناحمر. استفاده در قرآن: خیر.
معجم مجمع اللغة العربیة؛ صورتهای فعل و جمعِ سریع
در قرآن، همه فعلهای این ریشه از باب مفاعلهاند. فعل مجرد «سرع»، فعل باب افعال «أسرع» و باب تفعّل «تسرّع» در متن قرآن نیامدهاند. امرِ «سارعوا» نیز در همان شمارِ ۹ فعل جای دارد و کاربرد اضافهای نیست.
بااینحال، نبود این صورتها بهتنهایی دلیلی بر کنار گذاشتن آگاهانه آنها برای هدفی خاص نیست. تنها میتوان گفت صورتهای یادشده در کاربردهای قرآنی ثبت نشدهاند.
۲. هستهٔ معنایی ریشه؛ سرعت در برابر کندی
سُرْعَة؛ کوتاه شدن فاصله زمانی در حرکت یا انجام کار
در زبان عربی، «السُّرْعَة» در برابر «الْبُطْء» قرار میگیرد.
وقتی کسی مسیری را سریع میپیماید، مدت حرکت او نسبت به حرکت کندتر کمتر است. همچنین هنگامی که کاری سریع انجام میشود، فاصله زمانی میان آغاز و تحقق آن کوتاهتر است.
از همینجا میتوان فهمید که سرعت تنها درباره جابهجایی جسم در مکان نیست.
برای نمونه، شخصی ممکن است سریع سخن بگوید، دیگری سریع تصمیم بگیرد و شخص سومی کاری را با سرعت به پایان برساند.
در هر سه مورد، سرعت به نحوه پیش رفتن یا تحقق یک عمل ارتباط دارد.
اما خود سرعت تعیین نمیکند که عمل درست انجام شده یا نادرست.
ممکن است کسی با سرعت کار کند و نتیجهای دقیق و مطلوب به دست آورد. دیگری ممکن است بدون سنجش کافی همان کار را انجام دهد و مرتکب خطا شود.
بنابراین، سرعت با شتابزدگی یکسان نیست.
سرعت، ویژگی زمان یا آهنگ انجام عمل است؛ شتابزدگیِ نکوهیده، کیفیت نامناسب تصمیم یا اقدام در شرایطی است که سنجش لازم کنار گذاشته شده باشد.
این تمایز برای فهم کاربردهای قرآن ضروری است.
آیا سرعت همیشه حرکتی محسوس است؟
خیر.
در کاربرد نخستین، میتوان حرکت انسان، اسب یا جانور را با سرعت توصیف کرد.
اما در زبان عربی، سرعت درباره انجام کار، پاسخ دادن و تحقق نتیجه نیز به کار میرود.
در قرآن، «سَرِيعُ الْحِسَابِ» نمونه روشنی از این گسترش است.
حساب، جسمی نیست که با پا حرکت کند. بنابراین، نمیتوان عبارت «سریع الحساب» را به حرکت مکانیِ حساب تبدیل کرد.
در این کاربرد، سرعت به انجام حسابرسی و تحقق آن ارتباط دارد.
پس میدان معنایی ریشه گستردهتر از حرکت جسمانی است، اما معنای اصلیِ سرعت و مقابل بودن با کندی حفظ میشود.
تصویر مادی؛ حرکت سریع و رسیدن پیش از دیگران
روشنترین تصویر مادی ریشه، شخص یا جانوری است که راهی را با سرعت میپیماید.
ممکن است دو نفر به سوی مقصدی حرکت کنند. یکی آهسته پیش برود و دیگری سریعتر حرکت کند و زودتر برسد.
در چنین وضعیتی، سرعت میتواند به پیش افتادن نیز بینجامد.
اما سریع بودن و پیشی گرفتن یکسان نیستند.
ممکن است دو نفر با سرعت زیاد حرکت کنند، ولی هیچیک از دیگری پیش نیفتد. همچنین ممکن است شخصی به سبب آغاز زودتر حرکت، پیش از دیگری برسد، هرچند سرعت حرکت او کمتر بوده باشد.
این تفاوت در بررسی «يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» و «وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ» در مؤمنون ۲۳:۶۱ اهمیت دارد.
از این رو، نباید تمام معنای ریشه «س ر ع» را به سبقت گرفتن محدود کرد.
۳. کاربردهای عربی کهن و شواهد زبانی
سرعت در حرکت، سخن و انجام کار
در زبان عربی کهن، «سَرُعَ الرَّجُلُ» برای شخصی به کار رفته که سریع حرکت یا عمل میکند.
«أَسْرَعَ فِي السَّيْرِ» به سرعت گرفتن در حرکت اشاره دارد.
همچنین در گزارشهای لغوی، «سَرُعَ فِي كَلَامِهِ وَفِعَالِهِ» برای سرعت در گفتار و عمل آمده است.
این کاربردها نشان میدهند که سرعت تنها به راه رفتن محدود نبوده است.
سیبویه، بنا بر نقل ابنسیده در «المحکم»، میان «سَرُعَ» و «أَسْرَعَ» تفاوتی مطرح کرده است: صورت مجرد میتواند سرعتِ سرشتی یا عادی شخص را برجسته کند و باب افعال، تلاش او برای سریعتر انجام دادن کار را.
المحکم؛ نقلِ سیبویه دربارهٔ سرع و أسرع
این تفاوت در برخی کاربردها قابل توضیح است، اما نباید به قانونی مطلق تبدیل شود.
در زبان عربی، «أسرع» و «سرع» میتوانند در بعضی سیاقها به یکدیگر نزدیک باشند.
همچنین از ساختمان باب افعال نمیتوان نتیجه گرفت که هر «أسرع» همیشه با فشار و تکلف همراه است.
سرعت اسب در یک شاهد شعری با انتسابهای متفاوت
در شاهدی که ابنبری به عمرو بن معدیکرب نسبت داده است، آمده است:
حَتَّى تَرَوْهُ كَاشِفًا قِنَاعَهْ
تَعْدُو بِهِ سَلْهَبَةٌ سُرَاعَهْ
ترجمه فارسی
تا او را ببینید که پوشش خود را کنار زده است، در حالی که اسبی بلنداندام و تیزرو او را میبرد.
در این شاهد، «سُرَاعَة» وصف اسب و به معنای تیزرو است؛ ضبطِ آن با «سَرَّاعَة» یکسان نیست.
موضوع، سرعت واقعی حرکت جانور است؛ نه شتاب در اندیشه یا تصمیمگیری.
این شاهد نشان میدهد که خانواده «س ر ع» در توصیف اسب تندرو و حرکت جسمانی کاربرد داشته است.
در «تاج العروس»، هم انتساب ابنبری به عمرو بن معدیکرب نقل شده و هم نقل ابندرید از زنِ قیس بن رواحه. بنابراین، انتساب شاهد یکدست نیست و بدون بررسی مستقلِ تاریخ سرایش، آن را شعر قطعی پیشاقرآنی نمینامیم.
تاج العروس؛ ضبطِ سُراعة و انتسابهای شاهد اسب
سرعت و رسیدن به نتیجه در شعر ابناحمر
در بیتی منسوب به ابناحمر آمده است:
أَلَا لَا أَرَى هَذَا الْمُسَرِّعَ سَابِقًا
وَلَا أَحَدًا يَرْجُو الْبَقِيَّةَ بَاقِيًا
ترجمه فارسی
آگاه باشید، من این شتابکننده را پیشافتاده نمیبینم، و هیچکس را که به ماندگاری امید دارد، ماندگار نمییابم.
در نقلِ «المحکم» و «تاج العروس»، «المُسَرِّع» با تشدید راء، اسم فاعلِ «سَرَّعَ» است؛ این واژه و «سابقًا» در شاهد کنار هم آمدهاند.
المحکم و تاج العروس؛ المُسَرِّع در شعر ابناحمر
همین همنشینی اهمیت دارد؛ زیرا میان سرعت داشتن و پیش افتادن تفاوت برقرار میکند.
ممکن است شخصی تند حرکت کند، ولی به نتیجه دلخواه نرسد یا از دیگران پیش نیفتد.
بنابراین، خودِ سرعت تضمینکننده موفقیت نیست.
این شاهد نیز در زبان عربی کهن ثبت شده است، اما نباید بدون تعیین مستقل تاریخ سرایش، آن را شاهد قطعی جاهلی معرفی کرد.
سَرَعَان و سَرْعَان؛ کسانی که پیشتر حرکت میکنند
در عربی، «سَرَعَانُ النَّاسِ» با فتح راء، و نیز «سَرْعَانُ النَّاسِ» با سکون آن، دربارهٔ کسانی به کار رفته که زودتر از دیگران حرکت یا اقدام میکنند.
در این کاربرد، سرعت با تقدم زمانی و پیش افتادن ارتباط دارد.
همچنین «لَسَرْعَانَ مَا فَعَلَ» برای بیان زود رخ دادن کاری ثبت شده است.
در اینجا دیگر لازم نیست حرکتی جسمانی وجود داشته باشد؛ خودِ زود انجام شدن کار مورد توجه است.
سَرَعْرَع؛ شاخهٔ تر و نرمی اندام
در منابع لغوی کهن، «سَرَعْرَع» دربارهٔ شاخهای آمده است که هنوز تر، تازه و نرم است؛ و نیز دربارهٔ جوان نرماندام.
این شاهد وجودِ یک شاخهٔ معناییِ گیاهی و وصفِ اندام را در منابع نشان میدهد؛ اما بهتنهایی بر سریع بودن رشد دلالت نمیکند.
بنابراین، از این نامگذاری نه میتوان نتیجه گرفت که هستهٔ «س ر ع» نرمی گیاه است و نه اینکه هر کاربرد «سرعرع» حتما سرعت را بیان میکند.
رابطهٔ تاریخی این کاربرد با معنای سرعت نیازمند شاهد مستقل است؛ در تعریف پایهٔ قرآنی، سرعت در برابر کندی مبنا باقی میماند.
صحاح و تاج العروس؛ معنای سَرَعْرَع
در مجموع، شواهد کهن یک هسته روشن را تأیید میکنند: سرعت در حرکت، عمل یا تحقق نتیجه، در برابر کندی.
۴. مسارعت در خیر؛ سرعتی که قرآن میستاید
آلعمران ۳:۱۳۳؛ شتافتن به سوی آمرزش
متن آیه
وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
ترجمه فارسی
و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن آسمانها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزگاران آماده شده است.
بررسی کاربرد
«سَارِعُوا» فعل امر مخاطب جمع از باب مفاعله است.
در این آیه، مخاطبان به شتاب کردن فرمان داده میشوند.
متعلق این شتاب نیز صریح است:
«إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ».
پس قرآن تنها نمیگوید سریع باشید؛ بلکه جهت حرکت و مقصد را مشخص میکند.
این نکته اهمیت دارد، زیرا سرعت بدون شناخت مقصد بهخودیخود ارزش اخلاقی معینی ندارد.
در اینجا مقصد، آمرزش پروردگار و بهشت است.
اما این به معنای آن نیست که انسان میتواند با حرکت جسمانی سریعتر به آمرزش برسد.
آمرزش یک مکان زمینی نیست که با راه رفتن یا دویدن به سوی آن حرکت کنیم.
از این رو، سرعت در این سیاق به پیشدستی در رفتار و اقداماتی اشاره دارد که انسان را در مسیر آمرزش و سرانجام نیک قرار میدهند.
آیات بعد چه چیزی را روشن میکنند؟
در آلعمران ۳:۱۳۴، کسانی معرفی میشوند که در گشایش و دشواری انفاق میکنند، خشم خود را فرو میبرند و از مردم درمیگذرند.
در آلعمران ۳:۱۳۵ نیز کسانی مطرحاند که هنگام ارتکاب کار زشت یا ستم به خود، خداوند را یاد میکنند، آمرزش میخواهند و آگاهانه بر رفتار نادرست پافشاری نمیکنند.
بنابراین، شتاب به سوی آمرزش در این مجموعه با رفتارهای واقعی پیوند دارد.
برای مثال، کسی که به دیگری ستم کرده و خطای خود را شناخته است، میتواند بیدرنگ برای اصلاح اقدام کند.
این اقدام با معنای «سارعوا» سازگار است؛ زیرا شخص در کار درست تأخیر نمیکند.
اما از خود فعل نمیتوان نتیجه گرفت که هر تصمیم سریع، حتی بدون شناخت حقیقت یا بررسی حقوق دیگران، پسندیده است.
موضوع آیه شتاب در راه آمرزش است، نه شتابزدگی در هر تصمیم.
آلعمران ۳:۱۱۴؛ شتاب در نیکیها
متن آیه
يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَٰئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ
ترجمه فارسی
به آن معبود یگانه و روز واپسین ایمان دارند، به معروف فرمان میدهند، از منکر بازمیدارند و در کارهای نیک میشتابند؛ و آنان از شایستگاناند.
بررسی کاربرد
«يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» درباره اشخاصی آمده است که قرآن آنان را با ایمان، امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرده است.
در اینجا «سرعت» با «خیرات» ارتباط دارد.
موضوع فقط این نیست که آنان سریع حرکت میکنند؛ بلکه در انجام کارهای نیک پیشدستی و جدیت دارند.
از نظر زبانی، «الخيرات» جمع «خير» است و میدان گستردهای از کارهای نیک و سودمند را دربر میگیرد.
اما خود فعل «یسارعون» تعیین نمیکند که چه عملی خیر است.
ممکن است کسی با سرعت فراوان به کاری بپردازد که آن را نیک میپندارد، اما در واقع به دیگران آسیب میرساند.
بنابراین، شناخت خیر از خود قرآن، حق و عدالت باید مقدم بر شتاب برای انجام آن باشد.
این نکته با سیاق آیه سازگار است؛ زیرا شتاب در خیرات در کنار ایمان و رفتار درست آمده است، نه جدا از آنها.
انبیاء ۲۱:۹۰؛ شتاب در نیکی همراه با دعا
متن آیه
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ
ترجمه فارسی
پس دعای او را پاسخ دادیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او اصلاح کردیم. آنان در کارهای نیک میشتافتند و ما را با امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند.
بررسی کاربرد
در این آیه نیز همان عبارت «يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» آمده است.
اما این بار در سیاق دعای زکریا و پاسخ الهی قرار دارد.
در ادامه، دعا با امید و بیم و فروتنی در برابر خداوند مطرح میشود.
بنابراین، شتاب در خیرات در این سیاق از رابطه انسان با خداوند و رفتار او جدا نیست.
با این حال، نباید از این آیه نتیجه گرفت که هر کس در کارهای خیر شتاب کند، حتما همان پاسخ مشخصی را دریافت خواهد کرد که زکریا دریافت کرد.
آیه درباره رویدادی مشخص سخن میگوید؛ اما وصف شتاب در خیرات، از نظر معنایی گستردهتر است.
۵. مسارعت و سبقت؛ دو مفهوم نزدیک اما متفاوت
مؤمنون ۲۳:۶۱
متن آیه
أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ
ترجمه فارسی
آنان در کارهای نیک میشتابند و در آنها پیشگاماند.
بررسی کاربرد
این آیه برای تمایز دو ریشه اهمیت ویژهای دارد.
«يُسَارِعُونَ» از ریشه «س ر ع» است.
«سَابِقُونَ» از ریشه «س ب ق» است.
اگر این دو کاملا مترادف بودند، تفاوت معنایی آنها در جمله کمرنگ میشد.
«مسارعت» بر شتاب و پیشدستی در اقدام تأکید دارد؛ در حالی که «سبقت» به پیش افتادن و تقدم یافتن اشاره میکند.
این دو میتوانند با یکدیگر همراه باشند، اما یکسان نیستند.
ممکن است انسانی در انجام کار نیک سریع اقدام کند، اما شخص دیگری پیش از او همان کار را انجام داده باشد.
از سوی دیگر، ممکن است شخصی زودتر از دیگران کاری را آغاز کرده باشد، ولی ادامه آن را با کندی پیش ببرد.
پس سرعت و سبقت هرکدام ویژگی جداگانهای دارند.
در این آیه، هر دو وصف برای گروهی آمدهاند که در آیات پیشین با بیم از پروردگار، ایمان به آیات او و پرهیز از شرک معرفی شدهاند.
بنابراین، شتاب و پیشگامی در خیر، بخشی از مجموعه رفتار و جهتگیری آنان است.
آیا مسارعت همیشه مسابقه با دیگران است؟
خیر.
باب مفاعله میتواند ظرفیت ارتباط یا مشارکت میان طرفها را داشته باشد، اما از این وزن بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که در هر کاربرد، دو یا چند نفر در مسابقه مستقیم با یکدیگر قرار دارند.
برای مثال، «سَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ» در آلعمران ۳:۱۳۳، شتاب به سوی آمرزش را بیان میکند.
از این عبارت نمیتوان نتیجه گرفت که آمرزش تنها به کسی میرسد که از دیگران سریعتر باشد و دیگران را پشت سر بگذارد.
همچنین شتاب در خیرات به معنای رقابت برای تحقیر دیگران یا کسب شهرت اجتماعی نیست.
موضوع اصلی، اقدام به نیکی و تأخیر نکردن در آن است.
این تمایز مانع آن میشود که ارزش اخلاقی مسارعت تنها به پیروز شدن در رقابتی با دیگران تبدیل شود.
۶. شتاب در کفر، گناه و روابط زیانبار
آلعمران ۳:۱۷۶؛ شتاب در کفر
متن آیه
وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
ترجمه فارسی
و کسانی که در کفر میشتابند تو را اندوهگین نسازند. آنان هرگز هیچ زیانی به آن معبود یگانه نمیرسانند. آن معبود یگانه میخواهد برای آنان بهرهای در آخرت قرار ندهد و برایشان عذابی بزرگ است.
بررسی کاربرد
در این آیه، همان فعل «يُسَارِعُونَ» آمده است که در آیات نیکی دیده شد.
اما متعلق آن تغییر کرده است:
«فِي الْكُفْرِ».
از نظر لغوی، سرعت همان سرعت است. آنچه تغییر کرده، موضوعی است که اشخاص در آن شتاب میکنند.
پس نکوهش از خود ریشه «س ر ع» به دست نمیآید؛ بلکه از قرار گرفتن شتاب در میدان کفر و سیاق آیه شناخته میشود.
این تفاوت نشان میدهد که سرعت یک ویژگی عملی است و میتواند در خدمت جهتگیریهای متضاد قرار گیرد.
همچنین نباید از این عبارت نتیجه گرفت که هر شخصی که زود درباره یک موضوع دینی اظهار نظر میکند، لزوما در کفر شتاب کرده است.
شناخت کفر، متعلق آن، آگاهی شخص و وضعیت او نیازمند بررسی مستقل است.
در مائده ۵:۴۱ نیز شتاب در کفر مطرح شده است. آن آیه، علاوه بر این وصف، از گروههایی سخن میگوید که دروغ را میشنوند و در نسبت با کلام الهی و جایگاه آن رفتارهای خاصی دارند.
بنابراین، این دو آیه باید با سیاق خود بررسی شوند؛ نه اینکه از یک عبارت مشترک، حکمی درباره هر اختلاف فکری ساخته شود.
مائده ۵:۶۲؛ شتاب در گناه و تجاوز
متن آیه
وَتَرَىٰ كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
ترجمه فارسی
و بسیاری از آنان را میبینی که در گناه و تجاوز و خوردن مال ناپاک میشتابند. چه بد است آنچه انجام میدادند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «يُسَارِعُونَ» به سه موضوع پیوند یافته است: اثم، عدوان و خوردن سحت.
این سه واژه از ریشههای دیگری هستند و معنای آنها نباید در خود سرعت ادغام شود.
«إثم» به گناه و مسئولیت ناشی از رفتار نادرست ارتباط دارد.
«عدوان» از تجاوز از حد و تعرض سخن میگوید.
«سحت» نیز در این سیاق با خوردن مال ناپاک یا نامشروع ارتباط دارد.
پس نکوهش آیه مربوط به شتاب اشخاص در چنین رفتارهایی است.
ممکن است فردی مرتکب گناه شود، اما تکرار یا سرعت گرفتن او در آن رفتار، ویژگی دیگری به عمل اضافه کند.
با این حال، از خود «یسارعون» نمیتوان تعداد دفعات گناه یا مدت زمانی معین برای وقوع آن را تعیین کرد.
واژه آهنگ و گرایش سریع به عمل را نشان میدهد، نه شمار دقیق آن را.
مائده ۵:۵۲؛ شتاب در پیوستن به گروهی
متن آیه
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ
ترجمه فارسی
پس کسانی را که در دلهایشان بیماری است میبینی که در میان آنان شتاب میکنند و میگویند: «میترسیم گردشی ناگوار به ما برسد.» پس چهبسا آن معبود یگانه فتح یا فرمانی از نزد خود بیاورد و آنان از آنچه در درون خود پنهان کردهاند پشیمان شوند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «يُسَارِعُونَ فِيهِمْ» آمده است.
حرف «فِي» همراه ضمیر «هم» قرار گرفته و رفتار اشخاص را نسبت به گروهی دیگر بیان میکند.
در سیاق آیات، مسئله رابطه، وفاداری و تکیه کردن به گروههای دیگر مطرح است.
بنابراین، شتاب در اینجا تنها حرکت جسمانی به سوی جماعتی نیست؛ بلکه به سرعت گرفتن در پیوند و روی آوردن به آنان ارتباط دارد.
اما خود «یسارعون» به معنای وفاداری، ولایت یا خیانت نیست.
این مفاهیم از سیاق و افعال دیگر شناخته میشوند.
نکته مهم آن است که آیه علت اظهارشده اشخاص را نیز نقل میکند: آنان از رسیدن وضعیت ناگوار بیم دارند.
پس از خود شتاب نمیتوان تمام نیت آنان را استخراج کرد؛ باید سخن، رفتار و شرایطشان بررسی شود.
در نتیجه، این آیه نمونهای از گسترش سرعت از حرکت یا انجام کار به تصمیمگیری و جهتگیری اجتماعی است.
۷. نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ؛ آیا برخورداری مادی نشانه رضایت خداوند است؟
مؤمنون ۲۳:۵۵ و مؤمنون ۲۳:۵۶
متن آیات
أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِينَ
نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَلْ لَا يَشْعُرُونَ
ترجمه فارسی
آیا گمان میکنند آنچه از مال و فرزندان به آنان میرسانیم،
برای آنان در خیرها شتاب میکنیم؟ بلکه آنان درنمییابند.
بررسی کاربرد
در این آیه، «نُسَارِعُ» فعل مضارع متکلم جمع از باب مفاعله است.
این بار شتاب به خداوند نسبت داده شده است؛ اما ساخت عبارت پرسشی و انتقادی است.
آیه از کسانی سخن میگوید که از مال و فرزندان برخوردار شدهاند و ممکن است این برخورداری را نشانه خیر قطعی برای خود بدانند.
پرسش قرآن همین برداشت را به چالش میکشد.
بنابراین، نباید عبارت «نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ» را جدا از جمله پرسشی پیشین نقل کرد و نتیجه گرفت که قرآن برخورداری هر شخص از مال و فرزندان را نشانه رضایت خاص خداوند معرفی کرده است.
عبارت «بَلْ لَا يَشْعُرُونَ» نیز نشان میدهد که دریافت و داوری این گروه درباره وضعیت خود درست نیست.
تفاوت این کاربرد با مؤمنون ۲۳:۶۱
چند آیه بعد، قرآن درباره گروهی دیگر میگوید:
«أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ».
در آیه نخست، اشخاص گمان میکنند خداوند در رساندن خیر به آنان شتاب میکند؛ اما این گمان مورد پرسش و نقد قرار گرفته است.
در آیه دوم، رفتار گروهی توصیف میشود که خود در کارهای نیک میشتابند.
این تفاوت بنیادین است.
برخورداری از امکانات مادی و شتاب واقعی در کارهای نیک یکسان نیستند.
ممکن است شخصی مال فراوان داشته باشد، اما از آن در راه ظلم و فساد استفاده کند. دیگری ممکن است امکانات محدودی داشته باشد و در همان حد به حق و عدالت وفادار باشد.
پس میزان مال و فرزندان بهتنهایی معیار مسارعت در خیرات نیست.
از نظر لغوی نیز در مؤمنون ۲۳:۵۶، «نُسَارِعُ» با «لَهُمْ» آمده است؛ اما در مؤمنون ۲۳:۶۱، «يُسَارِعُونَ» به خود اشخاص نسبت داده شده است.
این تفاوت فاعل و ساخت نباید نادیده گرفته شود.
۸. سَرِيعُ الْحِسَابِ؛ سرعت حسابرسی الهی
بقره ۲:۲۰۲
متن آیه
أُولَٰئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ
ترجمه فارسی
آنان از آنچه به دست آوردهاند بهرهای دارند، و آن معبود یگانه در حسابرسی سریع است.
بررسی کاربرد
«سَرِيعُ الْحِسَابِ» ترکیبی اضافی است.
«سريع» وصفی از ریشه «س ر ع» و «الحساب» از ریشه «ح س ب» است.
در این ترکیب، سرعت به حسابرسی نسبت داده میشود.
اما باید میان حسابرسی الهی و حسابرسی انسان تفاوت گذاشت.
انسان برای رسیدگی به یک موضوع ممکن است به زمان، ابزار، بررسی سندها، شمارش و یادآوری اطلاعات نیاز داشته باشد.
در مقابل، قرآن دانش خداوند را فراگیر معرفی میکند.
بنابراین، «سریع الحساب» نباید به معنای آن باشد که خداوند مانند انسان نخست در فرایند محاسبه گرفتار کندی است و سپس برای سریعتر شدن تلاش میکند.
از سوی دیگر، نباید معنای سرعت را بهکلی از عبارت برداشت و آن را تنها به «دانا بودن» تبدیل کرد.
آیه صریحا وصف «سريع» را به کار برده است.
پس در سطح معنایی، سرعت در انجام حساب و نداشتن تأخیر یا دشواریِ محدودکننده در آن برجسته است.
دیگر کاربردهای سریع الحساب
این تعبیر در آلعمران ۳:۱۹ و آلعمران ۳:۱۹۹، مائده ۵:۴، رعد ۱۳:۴۱، ابراهیم ۱۴:۵۱، نور ۲۴:۳۹ و غافر ۴۰:۱۷ نیز آمده است.
در مجموع، هشت مورد از ده کاربرد «سریع» درباره حسابرسی الهی است.
بااینحال، سیاق آنها یکسان نیست.
در آلعمران ۳:۱۹، سخن از کفر ورزیدن به آیات خداوند است.
در آلعمران ۳:۱۹۹، از پاداش گروهی از اهل کتاب که به خداوند و وحی ایمان دارند سخن میرود.
در مائده ۵:۴، عبارت در پایان حکمی مربوط به خوراک و شکار آمده است.
در نور ۲۴:۳۹، از اعمال کسانی سخن میرود که آن را مانند سراب مییابند و سپس با حسابرسی الهی روبهرو میشوند.
در غافر ۴۰:۱۷ نیز عبارت در سیاق جزای اعمال و نبود ستم در روز حساب آمده است.
پس سرعت حسابرسی تنها در کنار کیفر مطرح نشده است؛ در آیات پاداش و رسیدگی به اعمال نیز حضور دارد.
این نکته مانع آن میشود که «سریع الحساب» را به «شتاب در مجازات» محدود کنیم.
حساب و عقاب دو مفهوم مرتبط اما متفاوتاند.
آیا سریع الحساب یعنی حسابرسی در زمانی بسیار کوتاه؟
این عبارت بر سرعت دلالت دارد، اما مدت مشخصی را با دقیقه، ساعت یا روز تعیین نمیکند.
همچنین نمیتوان از آن یک نظریه فیزیکی درباره گذر زمان برای خداوند استخراج کرد.
از نظر زبان، وصف «سریع» واقعی است؛ اما کیفیت و چگونگی تحقق آن در نسبت با خداوند باید از تصویرهای جسمانی و محدودیتهای انسانی جدا بماند.
بنابراین، ترجمه «در حسابرسی سریع است» هم معنای واژه را حفظ میکند و هم از افزودن جزئیات اثباتنشده پرهیز دارد.
۹. أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ و أَسْرَعُ مَكْرًا
انعام ۶:۶۲؛ سریعترین حسابرسان
متن آیه
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ
ترجمه فارسی
سپس به سوی آن معبود یگانه، سرپرست حقیقی خود، بازگردانده میشوند. آگاه باشید که حکم از آن اوست و او سریعترین حسابرسان است.
بررسی کاربرد
«أَسْرَعُ» صورت تفضیلی از ریشه «س ر ع» است.
در عبارت «أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ»، خداوند سریعترین حسابرسان معرفی میشود.
اما نباید این مقایسه را به مسابقهای جسمانی میان خداوند و انسانها تبدیل کرد.
ساخت تفضیلی در عربی میتواند بر برتری و بیمانندی در وصف مورد نظر تأکید کند.
این عبارت سرعت حسابرسی الهی را در برابر محدودیتهای حسابرسی دیگران برجسته میسازد.
اما خود واژه تعیین نمیکند که حسابرسی دقیقا چند لحظه طول میکشد.
همچنین در آغاز عبارت آمده است:
«أَلَا لَهُ الْحُكْمُ».
این همنشینی نشان میدهد که حسابرسی با حکم و داوری الهی ارتباط دارد؛ اما «أسرع» بهخودیخود به معنای فرمانروایی یا حکم کردن نیست.
یونس ۱۰:۲۱؛ «أَسْرَعُ مَكْرًا»
متن آیه
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ
ترجمه فارسی
و هنگامی که پس از زیانی که به مردم رسیده بود رحمتی به آنان بچشانیم، ناگهان در برابر آیات ما مکر میورزند. بگو: «آن معبود یگانه در مکر سریعتر است؛ بیگمان فرستادگان ما آنچه را مکر میورزید ثبت میکنند.»
بررسی کاربرد
در این آیه، «أَسْرَعُ» بار دیگر صورت تفضیلی است؛ اما این بار با «مَكْرًا» آمده است.
بنابراین، سرعت به مکر و مقابله با تدبیر فریبکارانه اشخاص ارتباط پیدا میکند.
«مکر» از ریشه مستقل «م ك ر» است و باید در مقاله همان ریشه بررسی شود.
اما از نظر ریشه «س ر ع»، نکته روشن آن است که خداوند در این سیاق به «أسرع» وصف شده است.
این تعبیر را نباید چنین معنا کرد که خداوند مانند انسان به سبب ترس، غافلگیری یا محدودیت دانش مجبور است با شتاب تصمیم تازهای بگیرد.
همچنین نباید مکر الهی را بدون سیاق، با فریبکاری ناعادلانه انسانی یکسان دانست.
در خود آیه، سخن از کسانی است که در برابر آیات خداوند مکر میورزند و اعمال آنان ثبت میشود.
بنابراین، «أسرع مكرا» در چنین ساختی به برتری و سرعت تدبیر الهی در برابر مکر آنان مربوط است.
با این حال، خود «أسرع» فقط وصف سرعت و مقایسه آن را بیان میکند. ماهیت مکر، عدالت و پیامد آن از ریشه و سیاق مستقل شناخته میشوند.
۱۰. سَرِيعُ الْعِقَابِ؛ سرعت کیفر و نسبت آن با آمرزش
انعام ۶:۱۶۵
متن آیه
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
ترجمه فارسی
و اوست که شما را جانشینان زمین قرار داد و بعضی از شما را در درجاتی بر بعضی دیگر برتری داد تا شما را در آنچه به شما داده بیازماید. بیگمان پروردگارت در کیفر سریع است و بیگمان او بسیار آمرزنده و مهربان است.
بررسی کاربرد
«سَرِيعُ الْعِقَابِ» از همان وصف «سریع» ساخته شده است، اما متعلق آن «عقاب» است، نه حساب.
عقاب با کیفر و پیامد رفتار نادرست ارتباط دارد.
پس باید میان سرعت حسابرسی و سرعت کیفر تفاوت گذاشت.
در همین آیه، سرعت کیفر در کنار آمرزندگی و مهربانی خداوند آمده است.
این همنشینی اهمیت دارد.
نمیتوان از «سريع العقاب» نتیجه گرفت که خداوند در همه موارد، بدون مهلت و بدون امکان توبه، انسان را بلافاصله کیفر میدهد.
همچنین نمیتوان به سبب وصف آمرزندگی، هشدار سرعت کیفر را بیاثر دانست.
آیه هر دو را معرفی میکند.
اعراف ۷:۱۶۷
در اعراف ۷:۱۶۷ نیز آمده است:
«إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ».
این ساخت با انعام ۶:۱۶۵ بسیار نزدیک است، با این تفاوت که در «لَسَرِيعُ» لام تأکید آمده است.
در هر دو، سرعت کیفر با آمرزش و رحمت در کنار یکدیگر قرار دارد.
از این شواهد میتوان فهمید که سرعت در کیفر به معنای بیعدالتی، شتابزدگی یا نبود رحمت نیست.
اما چگونگی جمع شدن کیفر، مهلت، توبه و رحمت باید از آیات مربوط به هر موضوع روشن شود.
خود ریشه «س ر ع» تنها بر سرعت دلالت دارد.
۱۱. سِرَاعًا؛ حرکت شتابان در صحنه رستاخیز
ق ۵۰:۴۴
متن آیه
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَٰلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِيرٌ
ترجمه فارسی
روزی که زمین از روی آنان شکافته میشود، در حالی که شتابان بیرون میآیند؛ این گردآوردنی است که بر ما آسان است.
بررسی کاربرد
«سِرَاعًا» در این آیه سرعت حرکت اشخاص را بیان میکند.
در اینجا، برخلاف «سریع الحساب»، موضوع حرکت در صحنهای از رستاخیز است.
«سِراعًا» از نظر نحوی در جایگاه حال قرار گرفته و وضعیت اشخاص را هنگام بیرون آمدن توصیف میکند.
بنابراین، ترجمه «شتابان» مناسب است.
اما این واژه بهتنهایی تعیین نمیکند که اشخاص از روی میل، ترس، اجبار یا امید چنین شتابان حرکت میکنند.
این ویژگیها باید از سیاق آیات دیگر شناخته شوند.
معارج ۷۰:۴۳
متن آیه
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ
ترجمه فارسی
روزی که از گورها شتابان بیرون میآیند، گویی به سوی نشانهای برپا شده با سرعت میشتابند.
بررسی کاربرد
در این آیه نیز «سِرَاعًا» آمده است.
اما این بار فعل «يَخْرُجُونَ» و عبارت «مِنَ الْأَجْدَاثِ» بهصراحت خروج از گورها را معرفی میکنند.
در ادامه نیز تشبیهی آمده است که حرکت شتابان آنان را روشنتر میکند.
«يُوفِضُونَ» از ریشه دیگری است و با حرکت سریع به سوی چیزی ارتباط دارد.
پس آیه با چند عنصر زبانی، تصویر شتاب در حرکت را میسازد.
اما نباید «سراعا» را به معنای رستاخیز، حشر یا خروج از گور تعریف کرد.
اینها رویدادهای سیاقاند؛ وصف «سراعا» تنها سرعت حرکت را بیان میکند.
آیا سرعت حرکت، نشانه شوق است؟
خیر، نه بهصورت ضروری.
ممکن است انسانی از روی شوق به سوی چیزی بشتابد. دیگری ممکن است از ترس، فشار یا الزام به سرعت حرکت کند.
در این دو آیه، موضوع رستاخیز و گردآوری انسانهاست.
بنابراین، از خود سرعت نمیتوان نتیجه گرفت که همه انسانها مشتاق آن رویدادند یا همگی با یک وضعیت روانی به سوی آن حرکت میکنند.
چنین داوریهایی نیازمند بررسی مستقل سیاقاند.
۱۳. جمعبندی نهایی
ریشه «س ر ع» در زبان عربی بر سرعت و تندی حرکت یا انجام کار در برابر کندی دلالت دارد.
در قرآن، این ریشه در میدانهای متفاوتی به کار رفته است: شتاب در خیرات، شتاب در کفر و گناه، شتاب در پیوندهای اجتماعی، سرعت حسابرسی و کیفر الهی، و حرکت سریع انسانها در رستاخیز.
این کاربردها نشان میدهند که سرعت بهخودیخود بار اخلاقی ثابت ندارد.
قرآن به شتاب به سوی آمرزش فرمان میدهد و شتاب در نیکیها را از ویژگیهای شایستگان معرفی میکند.
در مقابل، شتاب در کفر، گناه، تجاوز و همراهیهای نادرست را نکوهش میکند.
بنابراین، ارزش سرعت از جهت و موضوع آن شناخته میشود.
همچنین «مسارعت» با «سبقت» نزدیک است، اما یکسان نیست. سرعت به آهنگ حرکت یا انجام عمل مربوط میشود؛ سبقت به پیش افتادن و تقدم بر دیگری.
در کاربردهای مربوط به خداوند، سرعت با حسابرسی، کیفر و مقابله با مکر انسانها پیوند یافته است.
اما این وصف نباید به شتابزدگی انسانی، محدودیت دانش یا وابستگی خداوند به فرایندهای جسمانی تبدیل شود.
از سوی دیگر، نباید برای پرهیز از چنین تصویرهایی، معنای واقعی سرعت را از عبارت قرآنی حذف کرد.
در ق ۵۰:۴۴ و معارج ۷۰:۴۳، سرعت در صحنه حرکت انسانها از گورها مطرح است. این کاربرد به حرکت نزدیکتر است، اما خود واژه علت روانی شتاب آنان را مشخص نمیکند.
تعریف نهایی: «س ر ع» به سرعت داشتن یا سریعتر انجام شدن حرکت، اقدام و تحقق یک نتیجه در برابر کندی اشاره دارد. در باب مفاعله، این معنا میتواند به شتاب در اقدام و پیشدستی برای رسیدن به مقصد گسترش یابد؛ اما نوع مقصد و ارزش آن از سیاق شناخته میشود.
برای فهم هر کاربرد، سه موضوع باید روشن گردد: چه کسی یا چه چیزی سریع است، سرعت در چه کار یا جهتی رخ میدهد، و آن کار از نظر حق، عدالت و مسئولیت چه جایگاهی دارد.
سرعت میتواند وسیلهای برای پیش رفتن در خیر باشد یا انسان را در مسیر خطا و ستم جلو ببرد.
پس در قرآن، فضیلت در سریع بودنِ بیقید نیست؛ بلکه در شناخت حق و شتاب برای انجام آن است.