ریشه قرآنی ب غ ض
بیزاری، نفرت شدید و رابطه آن با دشمنی
صورتهای قرآنی و لغوی
بَغْضَاء
نفرت شدید؛ تنها صورت قرآنی، پنج بار
بُغْض
بیزاری و نفرت؛ این صورت در قرآن نیامده
بِغْضَة
صورت لغوی و شاهد شعری؛ در قرآن نیامده
بَغَاضَة
مصدر لغوی؛ در قرآن نیامده
أَبْغَضَ
باب افعال؛ نفرت داشت؛ در قرآن نیامده
بَغُضَ
منفور شد؛ در قرآن نیامده
بَغِيض
منفور؛ گاه بغضورز؛ در قرآن نیامده
بَغَّضَ
باب تفعیل؛ منفور ساخت؛ در قرآن نیامده
تَبَاغَضَ
نفرت متقابل؛ در قرآن نیامده
مُبَاغَضَة
بغض متقابل؛ در قرآن نیامده
ریشه «ب غ ض» در زبان عربی به بیزاری و نفرت از شخص یا چیزی اشاره دارد و در برابر محبت قرار میگیرد. انسان هنگامی که چیزی را دوست دارد، به آن کشش و رغبت نشان میدهد؛ اما هنگامی که نسبت به آن بغض دارد، از آن بیزار است و میل به دوری و رویگردانی از آن پیدا میکند.
این بیزاری ممکن است تنها در درون انسان باقی بماند یا در گفتار و رفتار او آشکار شود. گاهی نیز به اندازهای شدت مییابد که رابطه میان دو شخص یا دو گروه را به دشمنی و ناسازگاری میکشاند.
در قرآن، این ریشه پنج بار و همگی در صورت «بَغْضَاء» آمده است. این صورت در زبان عربی غالبا بر شدت بغض دلالت میکند. در یکی از کاربردهای قرآنی، نفرتی توصیف شده که آثار آن از سخنان افراد آشکار گردیده است. در چهار کاربرد دیگر، «بغضاء» در کنار «عداوت» آمده و به وضعیت روابط میان اشخاص یا گروهها اشاره دارد.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ پنج کاربردِ بغضاء
همنشینی این دو واژه اهمیت ویژهای دارد. «بغضاء» بیشتر بر بیزاری و نفرت تاکید میکند، در حالی که «عداوت» به رابطه دشمنانه و مخالفتی اشاره دارد که میتواند در رفتار و برخورد با دیگری آشکار شود. این تفاوت، گرایشی است و نباید به مرزی مطلق تبدیل شود؛ زیرا نفرت میتواند در گفتار و کردار ظاهر گردد و دشمنی نیز ممکن است از نفرت درونی برخاسته باشد.
برای فهم کاربرد قرآنی این ریشه، باید میان خود احساس بیزاری، آشکار شدن آن، شکل گرفتن دشمنی و داوری اخلاقی درباره علت و موضوع آن تفاوت گذاشت.
۱. هسته معنایی ریشه در عربی
ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب غ ض» یک اصل معرفی میکند:
«خِلَافُ الْحُبِّ»
یعنی خلاف محبت.
ابن فارس؛ مقاییس اللغة، مادهٔ بغض
او برای توضیح این خانواده، فعل «أَبْغَضَ» را میآورد که به بیزار شدن از شخص یا چیزی اشاره دارد.
راغب اصفهانی در «مفردات» توضیح دقیقتری ارائه میکند:
«الْبُغْضُ نِفَارُ النَّفْسِ عَنِ الشَّيْءِ الَّذِي تَرْغَبُ عَنْهُ»
یعنی بغض، بیزاری و رویگردانی نفس از چیزی است که به آن رغبت ندارد.
راغب در مقابل، محبت را کشش نفس به چیزی میداند که انسان به آن میل و رغبت دارد.
این توضیح، دو جهت متقابل را نشان میدهد: کشش و نزدیکی در محبت، و بیزاری و دوری در بغض.
البته از این تقابل نباید نتیجه گرفت که انسان نسبت به هر چیز فقط میتواند یکی از دو احساس محبت یا بغض را داشته باشد. ممکن است انسان کسی را از جهتی دوست داشته باشد و از رفتار یا ویژگی دیگری در او بیزار باشد. همچنین نبود محبت بهخودیخود به معنای وجود نفرت نیست؛ چهبسا شخص نسبت به موضوعی نه علاقه داشته باشد و نه بیزاری.
بنابراین، بغض تنها نبود محبت نیست، بلکه نوعی جهتگیری منفی و بیزارانه نسبت به موضوع است.
معنای شدیدتر «بغضاء»
در فرهنگهای لغوی مانند «لسان العرب»، «الصحاح» و «المصباح المنير»، صورتهای «بُغْض»، «بِغْضَة»، «بَغَاضَة» و «بَغْضَاء» ثبت شدهاند.
در توضیح «بغضاء» آمده است:
«الْبَغْضَاءُ شِدَّةُ الْبُغْضِ»
یعنی بغضاء، شدت بغض است.
مفردات، صحاح و مصباح؛ تعریف و شدت بغض
از این رو، «بغضاء» را نباید صرفا به نپسندیدن یک چیز یا ناخشنودی گذرا تقلیل داد. این واژه در کاربرد شناختهشده خود میتواند به بیزاری شدید و نفرتی اشاره کند که بر نگاه انسان به دیگری و رابطه او با آن شخص اثر میگذارد.
با این حال، شدت بغض بهتنهایی نوع رفتار ناشی از آن را تعیین نمیکند. نفرت ممکن است پنهان بماند، در سخن آشکار شود، به دوری و قطع رابطه بینجامد یا در شرایطی به دشمنی عملی تبدیل گردد.
این پیامدها با بغض ارتباط دارند، اما نباید همه آنها را جزء ثابت معنای واژه دانست.
۲. صورتهای زبانی و شواهد عربی کهن
«أَبْغَضَ» از باب افعال به معنای بیزار شدن از شخص یا چیزی است. در تعبیر «أَبْغَضْتُهُ»، فاعل از کسی یا چیزی بیزاری دارد.
«بَغُضَ» نیز در عربی برای حالتی به کار رفته که شخص یا چیزی منفور و ناخوشایند میشود. برای نمونه، «بَغُضَ الرَّجُلُ» به معنای منفور شدن مرد است.
«بَغِيض» میتواند به شخص منفور اشاره کند. در برخی گزارشهای لغوی، کاربرد آن درباره شخصی که از دیگری بغض دارد نیز ثبت شده است. بنابراین، جهت رابطه را باید از جمله شناخت.
«بَغَّضَ» از باب تفعیل به معنای ایجاد بیزاری یا منفور ساختن شخص یا چیزی نزد دیگری است.
«تَبَاغَضَ» به بغض داشتن متقابل اشاره دارد؛ یعنی دو شخص یا دو گروه نسبت به یکدیگر بیزاری نشان دهند.
«مُبَاغَضَة» نیز در زبان عربی برای رابطه متقابل همراه با بغض و ناسازگاری به کار رفته است.
این صورتها نشان میدهند که ریشه میتواند هم احساس یک شخص نسبت به دیگری را بیان کند و هم وضعیتی متقابل میان دو طرف را.
اما همه این مشتقها در قرآن نیامدهاند. در متن قرآن تنها «بغضاء» وجود دارد. بنابراین، تعریف این صورت قرآنی باید از کاربردهای واقعی آن آغاز شود، نه از انتقال همه ویژگیهای دیگر مشتقها به آن.
شاهد نخست از شعر عربی
در شعری منسوب به ساعدة بن جؤیه هذلی آمده است:
وَمِنَ الْعَوَادِي أَنْ تفتك بِبِغْضَةٍ
وَتَقَاذُفٍ مِنْهَا وَأَنَّكَ تَرْقُبُ
ترجمه تقریبی بر پایه شرحِ «بغضة» به دشمنان: «از موانع و گرفتاریها، گرفتار شدن به گروهی بیزار، دوری و فاصلهگیری از سوی او، و چشمبهراه ماندن است.» ضبط و تحلیل فعل «تفتك» در نقلهای این شاهد یکسان نیست؛ ازاینرو این برگردان را باید تقریبی دانست، نه ترجمهای قطعی از همه اجزای بیت.
در شرح این بیت، درباره «بِبِغْضَةٍ» دو احتمال آمده است.
سکری آن را به گروهی از افراد بیزار و دشمن معنا کرده است. بر این اساس، «بِغْضَة» میتواند در این کاربرد جمعی برای اشخاص دارای بغض باشد.
ابن سیده از نظر ساختمان جمله، احتمالِ مصدر بودنِ «بغضة» به معنای خودِ بغض را نیز مطرح میکند؛ زیرا «تقاذف» و «أنك ترقب» بر آن عطف شدهاند. با این حال، او این احتمال را بیقید نمیپذیرد و به رسمِ شناختهشدهٔ شاعران در شکایت نکردن از بغضِ محبوب نیز توجه میدهد.
این اختلاف نشان میدهد که حتی یک شاهد شعری کهن نیز ممکن است از نظر ساختمان و مرجع واژه به بررسی نیاز داشته باشد.
محکم، لسان و تاج؛ شاهد ساعده و اختلاف نقل و تحلیل
ساعده از شاعران هذلی است که در منابع ادبی هم جاهلی و هم مخضرم معرفی شده است. با وجود این، زمان دقیق سرودن همین بیت بهطور قطعی روشن نیست. بنابراین، شاهد برای شناخت کاربرد کهن واژه سودمند است، اما نباید بدون دلیل، تاریخ آن را پیش از نزول قرآن تعیین کرد.
شاهد دوم؛ بغاضت و خطر دشمنی
در شعر معقل بن خویلد هذلی آمده است:
أَبَا مَعْقِلٍ لَا تُوطِئَنَّكَ بَغَاضَتِي
رُؤُوسَ الْأَفَاعِي فِي مَرَاصِدِهَا الْعُرْمِ
ترجمه: «ای ابا معقل، مبادا بغضی که نسبت به من داری، تو را به جایی بکشاند که بر سر افعیهای خالدارِ کمینکرده پا بگذاری.»
در این بیت، «بَغَاضَتِي» در شرحِ دیوان به «بغضِ من» توضیح داده شده است؛ در سیاق هشدار، مقصود بغضِ مخاطب نسبت به شاعر است، نه لزوما بغضِ شاعر نسبت به مخاطب.
دیوان هذلیین؛ شاهد معقل و شرح بغضِ مخاطب
شاعر از رابطهای سخن میگوید که در آن، بغض میتواند به رفتار خطرناک و ناسنجیده بینجامد. تعبیر سر افعیهای کمینکرده نیز تصویری از خطری است که شخص ممکن است در اثر دشمنی گرفتار آن شود.
این شاهد نشان میدهد که بغض در زبان عربی تنها یک احساس گذرای ناخشنودی نیست. ممکن است رابطهای را چنان تحت تاثیر قرار دهد که تصمیمها و رفتارهای افراد نیز از آن اثر بپذیرند.
با این حال، خطر کردن یا آسیب رساندن جزء تعریف خود بغض نیست؛ در این بیت، شاعر پیامدی را بیان میکند که ممکن است از آن پدید آید.
معقل نیز در منابع ادبی در شمار شاعران مخضرم معرفی شده است. بنابراین، قدمت خود زبان شعر را میتوان بررسی کرد، اما این بیت بدون شاهد تاریخی مستقل نباید حتما پیشاقرآنی نامیده شود.
این دو شاهد در کنار فرهنگهای لغوی نشان میدهند که خانواده «ب غ ض» در زبان عربی هم برای احساس نفرت و هم برای رابطهای آمیخته با دشمنی کاربرد داشته است.
۳. کاربردهای قرآنی ریشه
آشکار شدن بغضاء از سخنان؛ آلعمران ۳:۱۱۸
متن آیه:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ ۚ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ
ترجمه:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بیرون جمع خود کسانی را به محرمیت رازهایتان مگیرید؛ آنان در تباه کردن کار شما کوتاهی نمیکنند و رنج کشیدن شما را دوست دارند. بغضاء از سخنانشان آشکار شده است و آنچه سینههایشان پنهان میدارد بزرگتر است. بهراستی نشانهها را برای شما روشن ساختهایم، اگر خرد میورزید.»
این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه «ب غ ض» است که در آن «بغضاء» بدون همراهی مستقیم با «عداوت» آمده است.
تعبیر اصلی چنین است:
«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ»
«نفرت از سخنانشان آشکار شده است.»
«بَدَتْ» از ریشه «ب د و» است و آشکار شدن چیزی را بیان میکند. «الْبَغْضَاءُ» فاعل آن است و «مِنْ أَفْوَاهِهِمْ» راه آشکار شدن را مشخص میکند.
از این ساختمان روشن میشود که بغضاء خود یک حالت قابل مشاهده جسمانی نیست، اما آثار آن میتواند از سخن انسان آشکار شود.
شخص ممکن است نفرت خود را به زبان نیاورد و حتی بکوشد آن را پنهان نگه دارد؛ ولی گاهی انتخاب واژهها، طرز سخن گفتن و آنچه درباره دیگری بیان میکند، نشان میدهد که در درون او بیزاری و دشمنی وجود دارد.
در این آیه، چنین حالتی از سخنان افراد آشکار شده است.
ادامه جمله اهمیت دارد:
«وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ»
«و آنچه سینههایشان پنهان میدارد بزرگتر است.»
آنچه در سینههایشان پنهان است، از آنچه در سخنانشان نمایان شده بزرگتر معرفی میشود.
بنابراین، آیه میان دو سطح تفاوت میگذارد: آنچه از بغضاء آشکار شده و آنچه هنوز در درون پنهان مانده است.
این تفاوت، نشانهای است که بغضاء لزوما فقط در دل باقی نمیماند. ممکن است نفرت در درون شکل بگیرد و سپس در گفتار آشکار شود، بیآنکه تمام اندازه و شدت آن برای دیگران معلوم باشد.
بغضاء و مسئله اعتماد
در آغاز آیه، از «بِطَانَة» سخن رفته است؛ یعنی کسانی که به امور درونی و محرمانه یک شخص یا جمع دسترسی پیدا میکنند.
هشدار آیه درباره سپردن چنین جایگاهی به افرادی است که در آسیب رساندن کوتاهی نمیکنند، رنج دیگران را میخواهند و آثار بغض آنان نیز آشکار شده است.
بنابراین، نکوهش تنها بر مبنای تعلق افراد به گروهی متفاوت مطرح نشده، بلکه رفتارها و ویژگیهای آسیبرسان آنان نیز در جمله بیان شده است.
در آیه بعد، آلعمران ۳:۱۱۹، تفاوت محبت مخاطبان با رفتار طرف مقابل مطرح میشود. همان آیه از آشکار کردن ایمان در هنگام دیدار و خشم شدید هنگام خلوت سخن میگوید.
این پیوند برای فهم بغضاء اهمیت دارد. ممکن است در ظاهر رابطهای دوستانه یا همراه با ادعای همدلی برقرار باشد، اما در درون، نفرت و دشمنی وجود داشته باشد.
با این حال، از چنین کاربردی نباید نتیجه گرفت که هر اختلاف عقیده یا هر نبود محبت نشانه دشمنی پنهان است. خود آیه برای شناخت افراد مورد هشدار، رفتارها و قرائن مشخصی ارائه میکند.
بغضاء در پی فراموش کردن عهد؛ مائده ۵:۱۴
متن آیه:
وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
ترجمه:
«و از کسانی که گفتند ما نصارا هستیم، پیمانشان را گرفتیم؛ پس بخشی از آنچه به آنان یادآوری شده بود فراموش کردند. از این رو، دشمنی و نفرت را تا روز رستاخیز میانشان برانگیختیم؛ و خداوند بهزودی آنان را از آنچه انجام میدادند آگاه خواهد ساخت.»
در این آیه، «بغضاء» در کنار «عداوت» آمده است.
دو واژه در جمله با حرف عطف «و» به یکدیگر پیوستهاند و هر دو به وضعیتی اشاره دارند که میان افراد یا گروهها شکل میگیرد.
«فَأَغْرَيْنَا» به خانوادهٔ «غ ر و / غ ر ي» مربوط است و در این سیاق، برانگیختن و به جان هم انداختن را میرساند. در نمایهٔ ریشههای این سایت و پیکرهٔ عربی قرآن، این کاربرد زیر «غ ر و» آمده است.
پس در آیه، بغضاء فقط به احساس یک فرد نسبت به دیگری محدود نیست؛ از رابطهای سخن میرود که در آن نفرت و دشمنی میان طرفها گسترش یافته است.
نکته مهم، ارتباط این وضعیت با جمله پیشین است. قرآن نخست از پیمان و فراموش شدن بخشی از یادآوری سخن میگوید و سپس دشمنی و بغضاء را بیان میکند.
بنابراین، آیه صرفا درباره وجود اختلاف میان گروهها نیست، بلکه آن را در زمینه رفتار آنان نسبت به عهد و یادآوری قرار داده است.
در تفسیرهای کهن، درباره مرجع «بَيْنَهُمُ» دو نظر مطرح شده است. برخی، مقصود را اختلاف درونی میان گروههایی دانستهاند که خود را نصارا مینامیدند. برخی دیگر، با توجه به سیاق گستردهتر سوره، دشمنی میان یهود و نصارا را نیز در نظر گرفتهاند.
از نظر ساختمان نزدیک جمله، بازگشت ضمیر به گروه نامبردهشده در همین آیه روشنتر است؛ اما بررسی گستره تاریخی و اجتماعی اختلافها بحث جداگانهای است.
طبری؛ دو نظر دربارهٔ مرجع «بینهم»
آنچه برای معنای ریشه اهمیت دارد، پدید آمدن بغضاء در یک رابطه جمعی است.
همچنین باید میان بیان فعل الهی و مسئولیت کردار انسان تفاوت گذاشت. آیه دشمنی و بغضاء را به فعل خداوند نسبت میدهد، ولی پیش از آن از رفتار گروه در برابر عهد و یادآوری سخن گفته و در پایان نیز از پاسخگویی آنان نسبت به کردارشان خبر میدهد.
این نسبت، مجوز آن نیست که انسانها خود را از مسئولیت اختلاف و دشمنی مبرا بدانند یا نفرت را بهعنوان وضعیتی مطلوب و غیرقابل اصلاح معرفی کنند.
بغضاء در رابطه با فساد و جنگ؛ مائده ۵:۶۴
متن آیه:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۚ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
ترجمه:
«و یهود گفتند: دست خداوند بسته است. دستهای خودشان بسته باد و به سبب آنچه گفتند از رحمت دور شدند. بلکه هر دو دست او گشادهاند و هرگونه بخواهد میبخشد. و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان خواهد افزود. و دشمنی و نفرت را تا روز رستاخیز میانشان افکندیم. هر بار که آتشی برای جنگ افروختند، خداوند آن را خاموش کرد؛ و در زمین برای فساد میکوشند، و خداوند فسادگران را دوست ندارد.»
در این آیه نیز «الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ» کنار هم آمدهاند، اما فعل همراه آنها با مائده ۵:۱۴ متفاوت است.
در مائده ۵:۱۴، «فَأَغْرَيْنَا» آمده بود. در اینجا «وَأَلْقَيْنَا» به کار رفته است.
این تفاوت فعلها نشان میدهد که آیه نخست بر برانگیخته شدن دشمنی و نفرت تاکید دارد و آیه دوم آن را به صورت افکنده شدن میان گروه مورد بحث بیان میکند.
با این حال، تفاوت این دو فعل به معنای وجود دو نوع کاملا مستقل و ماهوی از بغضاء نیست. در هر دو آیه، موضوع اصلی، ناسازگاری و نفرتی است که میان طرفها برقرار شده است.
ادامه آیه، از افروختن آتش جنگ و تلاش برای فساد سخن میگوید.
این همراهی، رابطه میان نفرت و رفتارهای اجتماعی آسیبرسان را روشن میسازد. بغضاء ممکن است تنها در درون باقی نماند؛ اگر به روابط و تصمیمهای جمعی راه پیدا کند، میتواند زمینه نزاع، دشمنی و خشونت را تقویت کند.
اما خود «بغضاء» در معنای لغوی مساوی جنگ نیست. جنگ در همین آیه با تعبیر جداگانه «نَارًا لِلْحَرْبِ» بیان شده است.
نکته دیگر، تعبیر «كَثِيرًا مِنْهُمْ» است که در بخش پیشین آیه آمده است. این قید نشان میدهد قرآن در همان سیاق میان همه افراد یک مجموعه و بسیاری از آنان تفاوت گذاشته است.
بنابراین، از این آیه نباید نتیجه گرفت که هر فرد یهودی، صرفا به سبب تعلق دینی خود، دارای نفرت و دشمنی یکسانی است. آیه رفتارها و سخنان معینی را نقد میکند و دامنه هر گزاره باید با همان متن سنجیده شود.
بغضاء بهعنوان پیامد خمر و میسر؛ مائده ۵:۹۱
متن آیه:
إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ
ترجمه:
«شیطان تنها میخواهد به وسیله خمر و میسر، دشمنی و نفرت را میان شما بیندازد و شما را از یاد خداوند و از صلاة بازدارد؛ پس آیا دست برمیدارید؟»
این آیه از نظر شناخت پیامدهای اجتماعی بغضاء اهمیت دارد.
در کاربردهای پیشین، نفرت میان گروههایی با پیشینه اختلاف و عهدشکنی مطرح شده بود. اما در اینجا مخاطبان خود مؤمناناند و قرآن آنان را درباره رفتاری هشدار میدهد که میتواند در میانشان دشمنی و نفرت پدید آورد.
«خمر» با مستی و پوشیده شدن توان تشخیص ارتباط دارد و «میسر» به قمار و دادوستد مبتنی بر برد و باخت مربوط است.
این دو موضوع در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و آیه یکی از پیامدهای آنها را شکل گرفتن عداوت و بغضاء میان مردم بیان میکند.
برای نمونه، در یک رابطه دوستانه ممکن است زیان مالی ناشی از قمار، احساس فریبخوردگی، رقابت ناسالم یا نزاع بر سر مال، رابطه افراد را به دشمنی بکشاند.
همچنین از دست رفتن سنجیدگی در اثر مستی میتواند زمینه سخنان آزاردهنده، رفتارهای نسنجیده و برخوردهای خشونتآمیز را فراهم کند.
این نمونهها برای توضیح ارتباط اجتماعی آیه مفیدند؛ اما نباید آنها را تنها علتها یا صورتهای ممکن بغضاء معرفی کرد.
در خود آیه، فعل «يُوقِعَ» بر پدید آوردن یا انداختن چیزی میان افراد تاکید دارد.
بنابراین، بغضاء بهصورت امری مطرح شده که میتواند در نتیجه رفتارها و مناسبات اجتماعی شکل بگیرد.
این کاربرد همچنین نشان میدهد که بغضاء به اختلاف میان ادیان یا فرقهها اختصاص ندارد. حتی میان کسانی که به یک جامعه ایمانی تعلق دارند، رفتارهای زیانآور میتوانند نفرت و دشمنی پدید آورند.
نکته دیگر، همراهی دو پیامد است: ایجاد عداوت و بغضاء میان مردم، و بازداشتن آنان از یاد خداوند و صلاة.
پس آیه هم رابطه انسانها با یکدیگر را در نظر دارد و هم رابطه آنان با مسئولیت و یادکرد الهی را.
با این حال، «بغضاء» در اینجا به معنای ترک صلاة نیست. هر یک از این پیامدها با عبارت مستقل خود بیان شدهاند.
۴. بغضاء در گفتار ابراهیم و امکان دگرگونی رابطه
ممتحنه ۶۰:۴
متن آیه:
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۖ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ
ترجمه:
«بهراستی برای شما در ابراهیم و کسانی که همراه او بودند، سرمشقی نیکو وجود داشت؛ هنگامی که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم؛ شما را نپذیرفتهایم و میان ما و شما دشمنی و نفرت آشکار شده است؛ همواره، تا هنگامی که به خداوند یگانه ایمان آورید. مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: حتما برای تو آمرزش خواهم خواست، هرچند در برابر خداوند هیچ چیزی برای تو در اختیار ندارم. پروردگارا، تنها بر تو توکل کردهایم و به سوی تو بازگشتهایم و بازگشت نهایی به سوی توست.»
این آیه برخلاف چهار کاربرد دیگر، بغضاء را در گفتار ابراهیم و همراهان او قرار داده است.
آنان از قوم خود و از معبودهایی که در کنار خداوند میپرستیدند، برائت اعلام میکنند. سپس میگویند دشمنی و بغضاء میان دو طرف آشکار شده است.
بنابراین، در این آیه بغضاء فقط حالتی پنهان در دل نیست؛ بلکه بهصراحت اعلام میشود.
از نظر لغوی، این کاربرد نشان میدهد که بغضاء میتواند بخشی از یک جدایی آشکار و جدی میان دو طرف باشد.
تفاوت نفی معبود با نفی انسان
در آیه، دو عبارت کنار هم قرار گرفتهاند: «مِنْكُمْ» و «مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ».
پس متن تنها از رد معبودها سخن نمیگوید؛ ابراهیم و همراهان او، از خود قوم نیز اعلام برائت میکنند.
این صراحت نباید در توضیح آیه حذف شود.
با این حال، برائت و دشمنی در چنین سیاقی را نیز نباید بدون بررسی دیگر آیات، به دستور عمومی برای ستم کردن، تحقیر یا محروم کردن هر انسان دارای عقیده متفاوت تبدیل کرد.
در خود آیه، علت اصلی جدایی به پرستش غیر خدا و وفاداری به آن مربوط است. در عین حال، رابطه اجتماعی میان دو طرف نیز دچار گسست شده است.
بنابراین، باید هم صراحت جدایی را حفظ کرد و هم از افزودن پیامدهای اخلاقی و حقوقیای که خود آیه بیان نکرده پرهیز داشت.
معنای «أَبَدًا حَتَّىٰ»
تعبیر «أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» اهمیت دارد.
«أَبَدًا» بر استمرار تاکید میکند، اما پس از آن «حَتَّىٰ» آمده و وضعیتی را بیان کرده است که میتواند به این استمرار پایان دهد.
از این رو، نمیتوان این جمله را به دشمنی بیقید و غیرقابل تغییر تا ابد ترجمه کرد.
در همین عبارت، ایمان آوردن به خداوند یگانه بهعنوان مرز پایان این وضعیت بیان شده است.
طبری؛ استمرار مقید به ایمان به آن معبود یگانه
با این حال، وجود این قید به معنای آن نیست که آیه از یک اختلاف سطحی یا صرفا نپسندیدن عقیده دیگری سخن میگوید. متن از دشمنی و بغض واقعی در یک رویارویی مشخص سخن گفته است.
رابطه با ممتحنه ۶۰:۷
در ممتحنه ۶۰:۷، امکان پدید آمدن محبت میان مؤمنان و کسانی که پیشتر با آنان دشمنی داشتهاند مطرح میشود.
این آیه نشان میدهد که دشمنی، سرنوشت تغییرناپذیر روابط انسانها نیست.
کسانی که روزی در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند، ممکن است با تغییر شرایط و روابط، به محبت و نزدیکی برسند.
همچنین در ممتحنه ۶۰:۸، خداوند نیکی و عدالت نسبت به کسانی را که به سبب دین با مؤمنان نجنگیده و آنان را از خانههایشان بیرون نکردهاند، ممنوع نمیکند.
ممتحنه ۶۰:۹ نیز درباره کسانی سخن میگوید که در جنگ و بیرون راندن مردم از خانههایشان نقش داشتهاند.
این آیات باید در کنار ممتحنه ۶۰:۴ دیده شوند. جدایی ابراهیم از قوم خود و اعلام بغضاء، نه مجوز تعمیم اتهام دشمنی به همه انسانهای متفاوتالعقیده است و نه دلیل کنار گذاشتن عدالت و نیکی در روابطی که قرآن آن را مجاز دانسته است.
از دیدگاه پژوهش ریشه، نتیجه روشن است: بغضاء میتواند در یک رابطه واقعی شکل گیرد و آشکار شود، اما خود واژه به معنای وضعیتی ابدی و تغییرناپذیر نیست.
۶. بغضاء، مسئولیت انسان و امکان اصلاح روابط
کاربردهای قرآنی این ریشه نشان میدهند که بغضاء میتواند از رفتارهای مختلف پدید آید.
در مائده ۵:۱۴، فراموش کردن بخشی از عهد و یادآوری در زمینه اختلاف و نفرت قرار گرفته است.
در مائده ۵:۶۴، بغضاء با فساد و جنگ در یک سیاق آمده است.
در مائده ۵:۹۱، خمر و میسر از زمینههای پدید آمدن دشمنی و نفرت میان مردم معرفی شدهاند.
در آلعمران ۳:۱۱۸، بغضاء در رابطهای دیده میشود که یک طرف، خواهان رنج و آسیب طرف دیگر است.
در ممتحنه ۶۰:۴، بغضاء در یک جدایی آشکار دینی و اجتماعی مطرح شده است.
این کاربردهای متفاوت نشان میدهند که «بغضاء» نام یک رفتار مشخص یا یک نوع خاص از اختلاف نیست. آنچه مشترک است، نفرت و بیزاری شدیدی است که میان افراد یا گروهها وجود دارد یا پدید میآید.
از نظر اخلاقی نیز باید میان پیدایش احساس و رفتار ناشی از آن تفاوت گذاشت.
ممکن است انسان در برابر ستم، خیانت یا آسیب جدی احساس بیزاری کند. چنین احساسی بهخودیخود همانند اقدام به ظلم و تجاوز نیست.
اما وقتی نفرت سبب میشود شخص به دیگری ستم کند، سخن دروغ بگوید، حقوق او را نادیده بگیرد یا بدون دلیل او را به گناهی متهم کند، موضوع از یک احساس درونی فراتر میرود و به رفتار مسئولیتآور تبدیل میشود.
از همین رو، مائده ۵:۸، با وجود شنآن نسبت به یک گروه، عدالت را ضروری میداند.
در مقابل، ممتحنه ۶۰:۷، امکان تبدیل دشمنی پیشین به مودت را مطرح میکند.
این دو آیه در کنار کاربردهای بغضاء نشان میدهند که نفرت نه مجوز همیشگی ستم است و نه سرنوشت غیرقابل تغییر رابطه انسانها.
همچنین وقتی قرآن در مائده ۵:۹۱ از ایجاد بغضاء بهعنوان یکی از هدفهای شیطان سخن میگوید، آشکار میشود که پدید آمدن نفرت میان افراد یک جمع میتواند نتیجه رفتارهای آسیبرسان خود آنان باشد.
بنابراین، نمیتوان هر نفرتی را به اختلاف عقیده نسبت داد یا هر رابطه خصمانهای را ذاتی و تغییرناپذیر دانست.
شناخت علت، موضوع و پیامد بغضاء برای داوری درباره آن ضروری است.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «بُغْض»، معادلهای «بیزاری»، «نفرت» و در سیاق مناسب «ناخوش داشتن شدید» قابل استفادهاند.
برای فعل «أَبْغَضَ»، «از کسی یا چیزی بیزار شد» و «نفرت داشت» مناسب است.
برای «بَغِيض»، بسته به جهت رابطه، «منفور» یا در کاربردی که شخص دارنده بغض است، «نفرتورز» مناسب خواهد بود.
برای «تَبَاغَضَ»، «نسبت به یکدیگر نفرت پیدا کردند» یا «با یکدیگر دشمنی و بیزاری ورزیدند» مناسب است.
برای صورت قرآنی «بَغْضَاء»، معادل اصلی «نفرت شدید» است. در بعضی جملهها «بیزاری شدید» نیز مناسب خواهد بود.
با این حال، لازم نیست در هر کاربرد حتما صفت «شدید» به متن ترجمه افزوده شود، اگر واژه «نفرت» خود شدت لازم را بهطور طبیعی منتقل کند.
در آیات قرآن، پیشنهادهای مشخص چنیناند:
آلعمران ۳:۱۱۸
«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ»
«نفرت از سخنانشان آشکار شده است.»
در اینجا، تاکید بر آشکار شدن بغضاء از گفتار است و افزودن «دشمنی عملی» به ترجمه ضرورتی ندارد.
مائده ۵:۱۴
«فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»
«پس دشمنی و نفرت را میانشان برانگیختیم.»
این برگردان تفاوت دو واژه را حفظ میکند و رابطه آنها را با فعل «أغرينا» نیز نشان میدهد.
مائده ۵:۶۴
«وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»
«و دشمنی و نفرت را میانشان افکندیم.»
در این آیه، «ألقينا» با «افکندیم» ترجمه شده است تا تفاوت آن با «أغرينا» در مائده ۵:۱۴ محفوظ بماند.
مائده ۵:۹۱
«أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»
«تا دشمنی و نفرت را میان شما پدید آورد.»
در اینجا، فعل «يوقع» بر ایجاد شدن این وضعیت میان مخاطبان تاکید دارد.
ممتحنه ۶۰:۴
«وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ»
«و میان ما و شما دشمنی و نفرت آشکار شده است.»
این برگردان، فعل «بدا» را حفظ میکند. آیه از آشکار شدن وضعیتی سخن میگوید که میان دو طرف وجود دارد.
در این پنج کاربرد، «بغضاء» نباید به «غیظ»، «عذاب»، «اختلاف عقیده»، «قطع رابطه»، «جنگ» یا «کفر» ترجمه شود. هرکدام از این مفاهیم ممکن است در سیاقی به بغضاء مربوط شوند، اما معنای مستقیم واژه نیستند.
همچنین نباید «العداوة والبغضاء» را در همه آیات تنها به «دشمنی» برگرداند؛ زیرا در این صورت، حضور دو واژه مستقل و تفاوت قابل دفاع آنها از ترجمه حذف میشود.
۸. جمعبندی
ریشه «ب غ ض» در عربی به بیزاری و نفرت از شخص یا چیزی اشاره دارد و در برابر محبت قرار میگیرد. در حالی که محبت با کشش و رغبت همراه است، بغض به رویگردانی و نخواستن نزدیکی با موضوع مربوط میشود.
در خانواده این ریشه، «بغضاء» بر نفرت شدید دلالت دارد. این نفرت ممکن است در درون انسان باقی بماند یا در گفتار، رفتار و روابط اجتماعی آشکار شود.
در قرآن، ریشه پنج بار و همگی در صورت «بغضاء» آمده است.
در آلعمران ۳:۱۱۸، بغضاء از سخنان افرادی آشکار میشود که نسبت به مخاطبان نیت آسیبرسان دارند.
در مائده ۵:۱۴ و مائده ۵:۶۴، بغضاء در کنار عداوت و در زمینه اختلاف و ناسازگاری جمعی آمده است.
در مائده ۵:۹۱، رفتارهایی مانند خمر و میسر، زمینه پدید آمدن دشمنی و نفرت میان مردم معرفی شدهاند.
در ممتحنه ۶۰:۴، بغضاء در گفتار ابراهیم و همراهان او، هنگام اعلام جدایی از قوم و معبودهای آنان، آشکار میشود.
همراهی مکرر «عداوت» و «بغضاء» نشان میدهد که این دو واژه در یک میدان معنایی مشترک قرار دارند، اما یکسان نیستند. عداوت بیشتر رابطه و برخورد خصمانه را برجسته میکند و بغضاء بر نفرت و بیزاری تاکید دارد. با این حال، هر دو میتوانند در یک شخص یا رابطه جمع شوند.
این ریشه بهخودیخود درباره مشروعیت اخلاقی هر مورد نفرت حکم نمیکند. موضوع بیزاری، علت پیدایش آن و رفتار ناشی از آن باید جداگانه بررسی شوند.
همچنین نفرت ضرورتا وضعیتی تغییرناپذیر نیست. قرآن در همان سورهای که از بغضاء در گفتار ابراهیم سخن گفته، امکان پدید آمدن مودت میان دشمنان پیشین را نیز مطرح کرده است.
تعریف نهایی ریشه: «ب غ ض» به بیزاری و نفرت از شخص یا چیزی در برابر کشش و محبت اشاره دارد. «بغضاء» صورت بیانگر شدت این بیزاری است که میتواند در دل وجود داشته باشد، در سخن و کردار آشکار شود و بر روابط میان اشخاص یا گروهها اثر بگذارد.
ویژگی اصلی این خانواده، نفرت و رویگردانی است؛ نه لزوما خشونت، جنگ، کفر یا ستم. این پیامدها، هرگاه در آیهای مطرح باشند، باید از ساختمان جمله و سیاق همان آیه شناخته شوند، نه از خود ریشه بهتنهایی.