ریشه قرآنی ب ه م
حیوان چهارپا، ناروشنی و پوشیدگی؛ از بهیمه تا مبهم و بهیم
صورتهای قرآنی و لغوی
بَهِيمَة
جانور چهارپا؛ سه کاربرد قرآنی همراه با انعام
بَهَائِم
جمع بهیمه؛ در قرآن نیامده
بَهْمَة
بچه دام؛ در قرآن نیامده
بَهْم / بَهَم
صورتهای جمعِ بهمه؛ در قرآن نیامده
بِهَام
بچههای جانوران در شاهد لبید؛ در قرآن نیامده
بَهِيم
یکدسترنگ؛ یا تاریک، بنا بر سیاق؛ در قرآن نیامده
مُبْهَم
ناروشن یا بسته؛ در قرآن نیامده
أَبْهَمَ
بست یا ناروشن کرد؛ در قرآن نیامده
اسْتَبْهَمَ
دشوارفهم و ناروشن شد؛ در قرآن نیامده
بُهْمَة
سنگ سخت یا جنگاور دشوارشکست؛ در قرآن نیامده
إِبْهَام
نام انگشت شست؛ در قرآن نیامده
بُهْمَى
نام گیاه مرتعی؛ در قرآن نیامده
ریشه «ب ه م» در زبان عربی چند کاربرد شناختهشده دارد. «بَهِيمَة» به حیوان چهارپا گفته میشود؛ «مُبْهَم» چیزی است که راه شناخت یا فهم آن روشن نیست؛ «بَهِيم» میتواند رنگی یکدست و بدون نشانه متمایزکننده را وصف کند؛ و «بُهْمَة» در برخی کاربردها به سنگی یکپارچه یا جنگاوری دشوارشکست اشاره دارد.
میان این معناها میتوان ارتباطهایی شناخت. چیزی که راه ورود یا شناخت آن بسته باشد، برای انسان مبهم میماند. رنگی که هیچ نشانه متفاوتی در آن دیده نمیشود، یکدست است. در توضیح نام بهیمه نیز برخی لغویان به نداشتن گفتار روشن و قابل فهم برای انسان اشاره کردهاند.
اما این پیوندها نباید به یک ریشهشناسی قطعی برای همه واژهها تبدیل شوند. بهویژه درباره نام حیوان، باید میان معنای تثبیتشده آن در زبان و توضیح احتمالی علت نامگذاری تفاوت گذاشت.
در قرآن، تنها «بَهِيمَة» آمده است و هر سه کاربرد آن با «الْأَنْعَام» همراهاند. این ترکیب در یک آیه به حلال بودن گروهی از حیوانات و در دو آیه دیگر به یاد نام خداوند و بهرهمندی از چهارپایان در زمینه مناسک حج مربوط میشود.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ سه کاربردِ بهیمه
بنابراین، موضوع اصلی مطالعه قرآنی، معنای حیوانی «بهیمه» و دامنه آن در ترکیب «بهيمة الأنعام» است. دیگر مشتقها برای شناخت گستره زبان و پرهیز از ریشهتراشی بررسی میشوند، نه برای وارد کردن مفهوم ناروشنی یا ناتوانی در گفتار به ترجمه آیات.
۱. هسته معنایی و شاخههای ریشه در عربی کهن
ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب ه م» چنین اصلی معرفی میکند:
«أَنْ يَبْقَى الشَّيْءُ لَا يُعْرَفُ الْمَأْتَى إِلَيْهِ»
یعنی چیزی چنان باشد که راه دسترسی به آن شناخته نشود.
او سپس چند کاربرد را به این معنا مربوط میداند: امر مبهم، سنگی که راه نفوذ در آن وجود ندارد، جنگاوری که دشمن نمیداند از کدام سو بر او دست یابد، رنگ یکدست و دری که بسته شده است.
در این کاربردها، نوعی بسته بودن راه دسترسی، نبودن نشانه راهنما یا دشواری شناخت دیده میشود.
برای نمونه، اگر کسی با مسئلهای روبهرو شود که راه حل آن را نمیشناسد، میتواند آن را «أَمْرٌ مُبْهَمٌ» بنامد.
همچنین اگر دری چنان بسته باشد که راه گشودن آن پیدا نشود، «أَبْهَمْتُ الْبَابَ» درباره بستن آن به کار میرود.
اما این اصل معنایی در همه شاخهها به یک اندازه روشن نیست. خود ابن فارس، نام انگشت شست، بچههای دام و نام گیاهی به نام «بُهْمَى» را از کاربردهایی میداند که بهآسانی زیر تعریف اصلی او قرار نمیگیرند.
از این رو، بهتر است نخست شاخههای مستند را بشناسیم و سپس درباره ارتباط آنها داوری کنیم.
مقاییس اللغة؛ اصل پیشنهادی و مواردِ بیرون از آن
مبهم؛ آنچه راه شناختش روشن نیست
«أَبْهَمَ» در عربی به بستن، پوشیده ساختن یا ناروشن کردن چیزی مربوط است.
«اسْتَبْهَمَ عَلَيْهِ الْأَمْرُ» هنگامی گفته میشود که موضوع برای شخص دشوار و نامفهوم شده و راه حل آن را نمیشناسد.
«مُبْهَم» نیز وصف چنین موضوعی است.
این واژه در زبان علمی و معمول فارسی نیز شناختهشده است. وقتی میگوییم عبارتی مبهم است، مقصود آن است که معنای آن به اندازه لازم روشن نیست.
با این حال، مبهم بودن همیشه به معنای بیمعنا بودن نیست. ممکن است یک سخن معنایی داشته باشد، اما مخاطب به سبب نبود اطلاعات کافی یا روشن نبودن مرجع واژهها، نتواند آن را بهدرستی دریابد.
در اینجا، ناروشنی از رابطه میان موضوع و شناخت مخاطب پدید میآید.
در کاربردهای دیگر، مبهم به چیزی گفته شده که راه ورود یا گشودن آن بسته است؛ مانند سنگی یکپارچه یا دیواری که شکاف و راه نفوذ ندارد.
این کاربردهای محسوس، تصویر بسته بودن راه دسترسی را نشان میدهند.
بهیم؛ رنگ یکدست و بدون نشانه متفاوت
«بَهِيم» در عربی برای رنگی به کار میرود که رنگ دیگری با آن آمیخته نشده باشد.
برای نمونه، «فَرَسٌ بَهِيمٌ» به اسبی گفته میشود که رنگ بدنش یکدست است و لکه یا نشانهای با رنگ متفاوت ندارد.
در بعضی کاربردها، این وصف برای اسب سیاه آمده است؛ اما معنای آن به سیاهی اختصاص ندارد.
در تعریف عامِ رنگ یکدست، سفید نیز میتواند در این دامنه قرار گیرد؛ با این حال، ابوعبید در نقلی که در «لسان العرب» آمده، کاربرد «بهیم» برای سفید را نمیپذیرد. بنابراین، درباره این مورد باید اختلاف نقل را حفظ کرد.
لسان العرب؛ رنگ یکدست و استثنای سفید در نقل ابوعبید
بنابراین، ویژگی اصلی این شاخه فقط تاریکی رنگ نیست؛ بلکه یکدست بودن و نبود نشانههای متفاوترنگ است.
در تعبیر «لَيْلٌ بَهِيمٌ»، معنای تاریکی برجسته میشود. شب چنان تاریک است که نشانهها و مرزهای دیداری بهآسانی از یکدیگر بازشناخته نمیشوند.
در اینجا میتوان میان تاریکی و دشواری تشخیص ارتباط دید، اما نباید نتیجه گرفت که «بهيم» در همه کاربردها به معنای سیاه است.
همچنین یکدست بودن رنگ، بهخودیخود معنای «بَهِيمَة» را تعیین نمیکند. حیوانات بهیمه میتوانند رنگهای گوناگون و لکههای متفاوت داشته باشند.
بُهْمَة؛ سنگ نفوذناپذیر و جنگاور سخترویارویی
«بُهْمَة» در یک کاربرد کهن، به سنگی سخت و یکپارچه گفته شده است که شکاف و راه نفوذ ندارد.
همین واژه در کاربرد دیگری برای جنگاوری نیرومند آمده که دشمن نمیداند چگونه بر او چیره شود.
در چنین توصیفی، جنگاور به سنگی نفوذناپذیر تشبیه شده است.
نکته معنایی آن است که قدرت جنگاور با دشواری راه یافتن به نقطه ضعف او بیان میشود.
با این حال، «بُهْمَة» در این کاربرد نام همه جنگجویان نیست و به خودی خود معنای نبرد یا کشتن را ندارد.
این معنا از یک کاربرد وصفی خاص پدید آمده است.
۲. بهیمه، بهمه و کاربرد حیوانی ریشه
«بَهِيمَة»؛ نام شناختهشده حیوان
«بَهِيمَة» در فرهنگهای لغوی عربی به جانور چهارپا گفته شده است.
در «لسان العرب»، معنای گستردهای برای آن ثبت شده که چهارپایان خشکی و آب را دربر میگیرد.
راغب اصفهانی نیز بهیمه را به حیوانی مربوط میداند که گفتار روشن انسانی ندارد؛ سپس توضیح میدهد که در کاربرد شناختهشده زبان، این نام بیشتر برای چهارپایان، بهجز درندگان و پرندگان، به کار رفته است.
از این تفاوت معلوم میشود که باید میان تعریف گسترده لغوی و کاربرد رایج یا محدودتر واژه فرق گذاشت.
در معنای گسترده، «بهیمه» میتواند عنوانی عمومی برای جانوران چهارپا باشد.
در کاربردهای معمول مربوط به زندگی انسان، این واژه بیشتر به چهارپایانی اشاره میکند که مردم آنها را در دامداری، خوراک یا دیگر منافع زندگی میشناسند.
اما تعیین اینکه کدام حیوان در یک آیه مورد نظر است، باید از همراهان واژه و سیاق آن انجام شود.
در قرآن، «بهیمه» هیچگاه بهتنهایی نیامده است؛ بلکه همواره با «الأنعام» همراه شده و همین همراهی در تعیین دامنه آن نقش اساسی دارد.
لسان و مفردات؛ دامنه بهیمه و توضیحِ نامگذاری
آیا بهیمه به معنای حیوان بیعقل است؟
برخی لغویان قدیم، نام «بهیمه» را به نداشتن گفتار و تمییز انسانی ارتباط دادهاند.
زجاج در توضیح «بهيمة الأنعام» میگوید این نام از آن رو به حیوان داده شده که از تمییز یا بیان روشن، به معنایی که در گفتار انسان شناخته میشود، برخوردار نیست.
راغب نیز توضیح میدهد که گفتار حیوان برای انسان روشن و قابل فهم نیست.
این توضیحها بخشی از تاریخ فهم واژهاند؛ اما نباید آنها را بدون بررسی به یک حکم قطعی درباره تواناییهای شناختی همه حیوانات تبدیل کرد.
نداشتن زبان انسانی به معنای نداشتن هرگونه دریافت، حافظه، ارتباط یا تشخیص نیست.
حیوانات میتوانند از راه صدا، حرکت، بو و رفتار با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، محیط خود را بشناسند و به شرایط واکنش نشان دهند.
قرآن نیز در انعام ۶:۳۸ از جنبندگان زمین و پرندگان بهعنوان امتهایی همانند مخاطبان سخن میگوید. در نمل ۲۷:۱۸ نیز درباره مورچگان، گفتار و هشدار در میان آنها مطرح شده است.
این آیات، مانع آناند که تعریف لغوی بهیمه را به ادعای قطعی نداشتن هر نوع شناخت یا ارتباط در حیوانات تبدیل کنیم.
بنابراین، برای ترجمه آیات، «حیوان چهارپا» معنای شناختهشده و مطمئنتری از تعبیرهایی مانند «موجود بیعقل» یا «جانور بیفهم» است.
«بَهْمَة»؛ بچه دام
واژه نزدیک دیگری در همین خانواده، «بَهْمَة» است.
در منابع لغوی، این واژه به بچههای گوسفند و بز و در برخی کاربردها به نوزادان چهارپایان دیگر گفته شده است.
جمع آن «بَهْم»، «بَهَم» یا «بِهَام» ثبت شده است.
در بعضی توضیحها، بهمه به مرحلهای از رشد دام اشاره دارد و با «سَخْلَة» که برای نوزاد تازهبهدنیاآمده به کار میرود، تفاوت دارد.
اما در کاربردهای کهن، مرز این دو عنوان کاملا یکسان گزارش نشده است.
از این رو، نمیتوان برای همه گونههای حیوانی سن ثابتی تعیین کرد و آن را معنای همیشگی بهمه دانست.
مهمتر آنکه «بَهْمَة» و «بَهِيمَة» یک صورت نیستند.
نخستین واژه در کاربرد شناختهشده خود به بچه دام اشاره دارد و دومی نام گستردهتری برای جانور چهارپا است.
بنابراین، وقتی قرآن از «بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ» سخن میگوید، نباید تنها به سبب شباهت نوشتاری، آن را «نوزادان دام» ترجمه کرد.
شاهد شعر کهن؛ بچههای جانوران
لبید بن ربیعه در معلّقه خود میگوید:
وَالْعِينُ سَاكِنَةٌ عَلَىٰ أَطْلَائِهَا
عُوذًا تَأَجَّلُ بِالْفَضَاءِ بِهَامُهَا
ترجمه: «و گاوان وحشیِ درشتچشم، تازهزا، کنار بچههای خود ماندهاند و به آنان شیر میدهند؛ بچههایشان در فضای باز دستهدسته گرد میآیند.»
در این بیت، «بِهَامُهَا» درباره بچههای جانوران آمده است. در این شاهد، «العِين» گاوان وحشیِ درشتچشم است؛ «عُوذًا» مادران تازهزا را وصف میکند و «تَأَجَّلُ» به دستهدسته گرد آمدن بچهها اشاره دارد.
شرح زوزنی؛ گاوان وحشی، مادران تازهزا و گردآمدن بچهها
لغویان از این شاهد برای نشان دادن گستردگی کاربرد «بهم» استفاده کردهاند؛ زیرا واژه به نوزادان گوسفند و بز محدود نمانده و درباره بچههای جانوران وحشی نیز آمده است.
اما خود بیت درباره حیوانات کمسن سخن میگوید و نمیتواند ثابت کند که «بهیمه» در قرآن فقط به نوزاد حیوان اطلاق شده است.
لبید از شاعران مخضرم است و معلّقه او در سنت شعر کهن عرب جایگاه شناختهشده دارد. با این حال، این شاهد بیش از همه برای کاربرد واژه در زبان سودمند است و تعیین دقیق زمان سرودن آن مسئله جداگانهای است.
لسان العرب؛ شاهد لبید و کاربرد بهام برای بچه گاوان
دیگر نامهای ثبتشده
«إِبْهَام» در عربی نام انگشت شست است.
برخی لغویان کوشیدهاند این نام را به توان شست برای بستن یا گرفتن کف دست مرتبط کنند، اما ابن فارس آن را از کاربردهایی دانسته که زیر هسته پیشنهادی او بهآسانی قرار نمیگیرد.
«بُهْمَى» نیز نام نوعی گیاه مرتعی است که در منابع مربوط به گیاهان عربستان توصیف شده است.
این دو واژه نشان میدهند که خانواده «ب ه م» را نباید برای رسیدن به یک تعریف ظاهرا جامع، با تصویرهای ساختهشده به هم پیوند داد.
آنچه درباره هر شاخه بهطور مستقل در زبان ثبت شده، بر کوشش برای ساختن یک روایت اشتقاقی واحد مقدم است.
۳. «بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ»؛ دو واژه و یک ترکیب مشخص
در هر سه کاربرد قرآنی، «بهيمه» به «الأنعام» اضافه شده است.
برای فهم این ترکیب، باید ابتدا معنای دو واژه را جدا شناخت.
«بَهِيمَة» نامی گسترده برای جانوران چهارپا است.
«أَنْعَام» از ریشه «ن ع م» است و در کاربرد قرآنی به گروه شناختهشدهای از دامها اشاره دارد.
در انعام ۶:۱۴۳ و انعام ۶:۱۴۴، چهار دسته حیوان نام برده میشوند: گوسفند، بز، شتر و گاو؛ هرکدام با نر و ماده خود.
این آیات دامنه شناختهشده انعام را روشن میکنند.
بنابراین، در کاربرد قرآنی، «انعام» را نباید بدون دلیل به همه جانوران زمین، همه حیوانات خوراکی یا هر حیوان اهلی تعمیم داد.
نسبت بهیمه با انعام
از نظر گستره نامگذاری، «بهیمه» عامتر از «انعام» است.
برای نمونه، در زبان عربی ممکن است جانوری چهارپا بهیمه نامیده شود، بیآنکه از دامهای چهارگانه شناختهشده انعام باشد.
اما وقتی این دو در ترکیب «بهيمة الأنعام» میآیند، معنای آنها باید در رابطه با یکدیگر بررسی شود.
در تحلیل نحوی شناختهشده، این ترکیب از نوع اضافه توضیحی است؛ یعنی «بهیمه» به وسیله «انعام» مشخص میشود.
به زبان ساده، مقصود همان جانوران چهارپایی است که در دسته انعام قرار دارند.
در بعضی شرحهای کهن، اضافه «بهيمه» به «انعام» برای تاکید و توضیح دانسته شده است.
در تحلیل دیگری، گفته شده که «بهيمة الأنعام» میتواند جانورانی را نیز دربر گیرد که از نظر ویژگیها به انعام نزدیکاند؛ مانند برخی جانوران علفخوار وحشی.
نظر دیگری نیز وجود دارد که تعبیر را به جنین چهارپایان انعام مربوط میکند.
این اختلافها باید بررسی شوند، اما هیچیک تنها به دلیل حضور در یک منبع تفسیری، معنای قطعی عبارت نمیشود.
آیا بهیمة الأنعام فقط جنین دامهاست؟
در بعضی گزارشهای قدیم، گفته شده که «بهيمة الأنعام» به جنینی اشاره دارد که در شکم حیوان حلالگوشت یافت میشود.
این خوانش در بحثهای فقهی مربوط به خوردن جنین حیوان نیز به کار گرفته شده است.
اما چند نکته مانع آن است که این معنا را تعریف عمومی و انحصاری ترکیب بدانیم.
نخست، خود «بهيمه» در زبان به جنین اختصاص ندارد.
دوم، در سوره حج، دو کاربرد همین ترکیب درباره یاد نام خداوند بر چهارپایان و بهرهمندی از آنها در زمینه مناسک آمده است.
سوم، اگر عبارت در تمام کاربردها فقط به جنین دامها مربوط باشد، باید توضیح داد که چرا متن سوره حج از آن بهعنوان گروهی از روزیهای مربوط به یاد نام خدا، خوردن و خوراندن سخن میگوید.
این شواهد نشان میدهند که معنای عمومی چهارپایان انعام، با هر سه کاربرد قرآنی سازگاری روشنتری دارد.
جنین دام میتواند در بحث جداگانهای درباره حکم خوراک بررسی شود، اما نام عمومی «بهيمة الأنعام» را نباید بدون دلیل به آن محدود کرد.
آیا جانوران وحشی نیز داخلاند؟
در برخی توضیحهای کهن، جانورانی مانند آهو و گاو وحشی از نظر همانندی با دامهای انعام مطرح شدهاند.
این احتمال به بررسی رابطه حیوانات وحشی با نام عمومی بهیمه و خصوصیات انعام مربوط است.
اما نباید از شباهت جسمانی، علفخوار بودن یا داشتن چهار پا نتیجه گرفت که همه این جانوران در اصطلاح قرآنی «انعام» شمرده شدهاند.
همچنین نمیتوان از محدود بودن ترکیب «بهيمة الأنعام» نتیجه گرفت که هر جانور بیرون از آن، حرام است.
حکم خوراک جانوران دیگر باید با آیات مربوط به حلال و حرام، شکار و خوراکهای مجاز مستقل بررسی شود.
بنابراین، در ترجمه این ترکیب، بهتر است معنای روشن و شناختهشده آن، یعنی «چهارپایان دامی»، مبنا قرار گیرد و خوانشهای گستردهتر یا محدودتر تنها با قرائن مستقل پذیرفته شوند.
۴. کاربرد نخست؛ حلال بودن چهارپایان دامی
مائده ۵:۱
متن آیه:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ ۗ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ
ترجمه:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، به پیمانها وفا کنید. چهارپایان دامی برای شما حلال شدهاند، مگر آنچه بر شما خوانده میشود؛ در حالی که شکار را هنگام احرام حلال نمیشمارید. بیگمان خداوند هرچه بخواهد حکم میکند.»
این آیه پس از فرمان وفای به پیمانها، از حلال بودن «بهيمة الأنعام» سخن میگوید.
از نظر لغوی، ترکیب همان چهارپایان شناختهشده در دسته انعام است.
اما حلال بودن در این آیه به معنای آن نیست که هر فرد از این حیوانات در هر وضعیت و با هر شرایطی مجاز به خوردن باشد.
خود آیه استثناهایی را مطرح کرده است.
«أُحِلَّتْ لَكُمْ»
«أُحِلَّتْ» از ریشه «ح ل ل» است و در اینجا به مجاز و حلال قرار گرفتن مربوط میشود.
نایبفاعل جمله در ساختمان مجهول، «بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ» است.
از این رو، آیه درباره حلال بودن گروهی از حیوانات سخن میگوید.
در سیاق خوراک، خوردن و بهرهمندی از این حیوانات از مصداقهای روشن حلال بودن است. در آیات دیگر نیز منافع دامها، مانند خوراک، پوشاک و حمل بار، مطرح شدهاند.
اما خود واژه «بهیمه» به معنای خوردن نیست؛ نام حیوان است.
همچنین «حلال» را نباید به «واجب» تبدیل کرد. مجاز بودن خوردن یک حیوان به معنای آن نیست که انسان موظف است از گوشت آن بخورد.
استثناها و دامنه حکم
عبارت «إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ» نشان میدهد که حلال بودن بیانشده، استثناهایی دارد.
در مائده ۵:۳، بخشی از ممنوعیتهای مربوط به خوراک حیوانی بیان شده است.
بنابراین، نباید جمله «أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ» را جدا از استثناهای خود آیه و آیات مرتبط بخوانیم.
در ادامه، «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ» آمده است.
این عبارت به وضعیت احرام و حکم شکار مربوط میشود.
از نظر معنایی، باید میان حلال بودن چهارپایان دامی و محدودیتهای شکار در حال احرام تفاوت گذاشت.
در مائده ۵:۹۵، شکار خشکی در حال احرام موضوع نهی قرار گرفته است. در مائده ۵:۹۶ نیز میان صید دریا و شکار خشکی تفاوت گذاشته میشود.
بنابراین، نمیتوان از کنار هم آمدن بهیمه و صید در مائده ۵:۱ نتیجه گرفت که تمام شکارها یا تمام حیوانات وحشی در همه شرایط ممنوعاند.
قید احرام بخشی از موضوع حکم است و نباید حذف شود.
آیا این آیه فهرست کامل حیوانات حلال است؟
آیه درباره گروه مشخصی از حیوانات سخن میگوید.
اما از نام بردن یک گروه به عنوان حلال نمیتوان نتیجه گرفت که هر چیزی بیرون از آن گروه حرام است.
برای چنین نتیجهای باید نهی یا حصر مستقلی وجود داشته باشد.
قرآن در مائده ۵:۹۶ درباره صید دریا سخن میگوید و در مائده ۵:۴ نیز خوراکی را که جانوران آموزشدیده شکار میکنند مطرح میسازد.
پس میدان خوراکهای مجاز در قرآن با یک عبارت «بهيمة الأنعام» پایان نمییابد.
در مقابل، نمیتوان از حلال بودن این گروه نیز نتیجه گرفت که تمام جانوران چهارپا با هر وضعیت و شیوه تهیه، مجاز هستند.
حکم هر موضوع باید از آیات مربوط به همان موضوع شناخته شود.
برای پژوهش ریشه، نتیجه اصلی روشن است: «بَهِيمَة» در اینجا نام حیوان است و «الأنعام» گروه آن را مشخص میکند. حلال بودن، حکم آیه درباره این گروه است؛ نه معنای لغوی خود واژه.
۵. کاربرد دوم؛ بهیمة الأنعام در حج و خوراندن به نیازمندان
حج ۲۲:۲۸
متن آیه:
لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ ۖ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ
ترجمه:
«تا شاهد منفعتهایی برای خود باشند و نام خداوند را در روزهایی معلوم بر آنچه از چهارپایان دامی به آنان روزی داده است یاد کنند؛ پس از آن بخورید و بینوای نیازمند را نیز بخورانید.»
این آیه پس از فراخواندن مردم به حج آمده است.
در حج ۲۲:۲۷، سخن از آمدن مردم از راههای دور، پیاده یا بر مرکب است. سپس حج ۲۲:۲۸ از منافع حضور آنان، یاد نام خدا و خوراندن به نیازمندان سخن میگوید.
در اینجا، «بهيمة الأنعام» در زمینه مناسک و بهرهمندی از حیوانات دامی آمده است.
اما باید میان خود نام حیوان و کاری که درباره آن انجام میشود تفاوت گذاشت.
«بهيمة الأنعام» نام گروه حیوانات است.
یاد نام خداوند با عبارت «وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ» بیان میشود.
خوردن و خوراندن نیز با فعلهای جداگانه «فَكُلُوا» و «أَطْعِمُوا» آمدهاند.
بنابراین، اگر خود «بهيمة» به «حیوان قربانیشده» ترجمه شود، عملی که از سیاق مناسک شناخته میشود، جای معنای لغوی اسم را گرفته است.
در توضیح آیه میتوان روشن کرد که سخن به قربانی و بهرهمندی از گوشت آن مربوط است؛ اما این توضیح نباید بهصورت جزء ثابت معنای ریشه معرفی شود.
معنای «مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»
در این آیه، حرف «مِنْ» پیش از «بهيمة الأنعام» آمده است.
این ساختمان، روزی دادهشده را به گروه حیوانات مورد بحث مربوط میکند.
از نظر سیاق، حیوانات دامی در شمار روزیهایی هستند که خداوند در اختیار انسان قرار داده و یاد نام او بر آنها مطرح شده است.
اما عبارت بهتنهایی درباره تعداد دقیق حیوانات، سن آنها یا یکسان بودن نوع حیوان برای همه افراد حکم نمیکند.
همچنین از نام بردن این گروه نمیتوان نتیجه گرفت که خود عمل قربانی در تمام شرایط زندگی یا برای همه انسانها یکسان مقرر شده است.
این مسئله به احکام مناسک و دیگر آیات مربوط است.
خوردن و خوراندن
در ادامه آیه، «فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ» آمده است.
این عبارت دو جهت بهرهمندی را بیان میکند: خوردن خود انسان و خوراندن به نیازمند.
پس حیوانی که در این سیاق موضوع یاد نام خداوند قرار گرفته، تنها در یک عمل نمادین نام برده نشده است؛ بهره خوراکی و رسیدگی به بینوایان نیز در همان آیه حضور دارد.
با این حال، «بائس» و «فقیر» از ریشههای مستقلاند و نباید معنای آنها را در واژه «بهيمة» ادغام کرد.
همچنین خود این آیه تمام جزئیات مربوط به چگونگی اجرای قربانی، زمانبندی دقیق، مقدار سهم هر شخص یا روش توزیع را بیان نکرده است.
در حج ۲۲:۳۶، موضوع حیوانات قربانی و خوراندن به نیازمندان با توضیح بیشتری آمده است. در حج ۲۲:۳۷ نیز قرآن روشن میکند که گوشت و خون آنها به خداوند نمیرسد، بلکه تقوای انسان اهمیت دارد.
بنابراین، در این بخش از قرآن، حیوانات دامی با یاد خداوند، تقوا و بهره واقعی انسانها ارتباط پیدا میکنند.
این رابطه، معنای دینی و اجتماعی آیات را روشن میکند، اما معنای لغوی «بهيمه» را به «تقوا»، «اطعام» یا «مناسک» تغییر نمیدهد.
۶. کاربرد سوم؛ مناسک امتها و یگانگی معبود
حج ۲۲:۳۴
متن آیه:
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ ۗ فَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ
ترجمه:
«و برای هر امتی مناسکی قرار دادیم تا نام خداوند را بر آنچه از چهارپایان دامی به آنان روزی داده است یاد کنند. پس معبود شما معبودی یگانه است؛ بنابراین برای او تسلیم شوید، و فروتنان را بشارت بده.»
این آیه نیز «بهيمة الأنعام» را در زمینه یاد نام خداوند به کار میبرد.
اما تفاوت مهم آن با حج ۲۲:۲۸ در آغاز جمله است.
در حج ۲۲:۲۸، سخن در ادامه فراخواندن مردم به حج آمده است.
در حج ۲۲:۳۴، عبارت «وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا» مطرح میشود.
بنابراین، آیه به نسبت مناسک با امتها توجه دارد.
آیا همه امتها مناسک کاملا یکسان داشتهاند؟
«مَنْسَكًا» از ریشه «ن س ك» است و در این سیاق با عمل عبادی و مناسک مربوط به یاد نام خداوند بر حیوانات ارتباط دارد.
اما عبارت «برای هر امتی مناسکی قرار دادیم» بهخودیخود ثابت نمیکند که تمام جزئیات مناسک همه امتها دقیقا یکسان بوده است.
وجود مقصد مشترک، یعنی یاد نام خداوند، ضرورتا به معنای یکسان بودن همه شکلهای عملی نیست.
این تفاوت برای فهم ساختار آیه اهمیت دارد.
در خود جمله، «أُمَّة» و «مَنْسَك» مفاهیمی مستقل از «بَهِيمَة» هستند.
از این رو، نباید «بهیمه» را نام یک مراسم یا یک روش خاص قربانی دانست.
در اینجا نیز بهیمه همان گروه حیوانات است که عمل یاد نام خداوند در رابطه با آنها بیان شده است.
«فَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ»
در ادامه آیه، یگانگی معبود اعلام میشود.
این پیوند نشان میدهد که یاد نام خداوند بر حیوانات در چارچوب توحید قرار دارد.
اما نباید از این عبارت نتیجه گرفت که خود حیوان، موضوع عبادت یا دارای جایگاه الوهیت است.
حیوان از روزیهای خداوند است و نام او در این عمل یاد میشود.
همچنین نمیتوان از ذکر مناسک امتها نتیجه گرفت که هر امت اختیار دارد به نام خداوند هر حکم دلخواهی را درباره حیوانات مقرر کند.
دامنه حکم و مناسک باید با خود متن قرآن و شرایط آیات بررسی شود.
نسبت با شعائر و تقوا
در حج ۲۲:۳۶، «الْبُدْنَ» در شمار شعائر خداوند قرار گرفته است.
این تعبیر به حیواناتی مربوط است که در مناسک قربانی به کار میروند؛ اما «بدن» و «بهيمة» دو واژه با دامنه و ریشه متفاوتاند.
در حج ۲۲:۳۷ نیز یادآوری میشود که گوشت و خون به خداوند نمیرسد، بلکه تقوا اهمیت دارد.
این آیات مانع آن میشوند که ارزش مناسک تنها به شکل بیرونی عمل یا خود حیوان محدود گردد.
در مقابل، تاکید بر تقوا نیز مجوز حذف خود عمل قربانی در مواردی نیست که قرآن آن را مقرر کرده است.
برای مطالعه ریشه، همین اندازه کافی است که معنای «بهیمه» در هر سه کاربرد ثابت مانده، ولی جایگاه آن در ساختمان جمله متفاوت است: در مائده، موضوع حلال بودن است؛ در حج ۲۲:۲۸، موضوع یاد نام خداوند، خوردن و خوراندن؛ و در حج ۲۲:۳۴، موضوع مناسک امتها و یگانگی معبود.
۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «بَهِيمَة» در کاربرد عمومی عربی، «حیوان چهارپا» مناسب است.
در مواردی که موضوع به دامداری مربوط باشد، «چهارپای دامی» نیز میتواند دقیقتر باشد.
برای «بَهَائِم»، بسته به سیاق، «چهارپایان» یا «حیوانات چهارپا» مناسب است.
برای «بَهْمَة»، در کاربرد مربوط به نوزادان دام، «بچه دام» یا نام مشخص حیوان مانند «بره» و «بزغاله» با توجه به موضوع جمله مناسب خواهد بود.
برای «بَهِيم» در توصیف رنگ، «یکدست» مناسب است؛ مانند «اسب یکدسترنگ».
در تعبیر «لَيْلٌ بَهِيمٌ»، «شب بسیار تاریک» معنای سیاقی را منتقل میکند.
برای «مُبْهَم»، «ناروشن»، «نامشخص» یا «دشوارفهم» بسته به جمله مناسب است.
برای «أَبْهَمَ الْبَابَ»، «در را محکم بست» مناسب است.
برای «بُهْمَة» درباره سنگ، «سنگ یکپارچه و نفوذناپذیر» و در وصف جنگاور، «جنگاور سخترویارویی» میتواند مناسب باشد.
این معادلها به شاخههای مختلف زبان تعلق دارند و نباید بدون دلیل جای یکدیگر قرار گیرند.
ترجمههای پیشنهادی برای سه کاربرد قرآنی
مائده ۵:۱
«أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ»
«چهارپایان دامی برای شما حلال شدهاند.»
این برگردان، گروه حیوانات را حفظ میکند و حکم حلال بودن را به فعل آیه واگذار میکند.
حج ۲۲:۲۸
«عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»
«بر آنچه از چهارپایان دامی به آنان روزی داده است.»
در اینجا، جایگاه حیوان در مناسک از سیاق فهمیده میشود. نباید واژه «قربانیشده» را به جای نام حیوان وارد ترجمه پایه کرد.
حج ۲۲:۳۴
«عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ»
«بر آنچه از چهارپایان دامی به آنان روزی داده است.»
چون ساختمان این عبارت با حج ۲۲:۲۸ یکسان است، حفظ یک ترجمه پایه برای آن مناسب است.
مرز ترجمه با توضیح
«بهیمة الأنعام» را نباید به «جانوران بیعقل» ترجمه کرد؛ زیرا چنین برگردانی، توضیحی درباره علت نامگذاری را جای نام شناختهشده حیوان مینشاند.
«نوزادان دام» نیز معنای «بَهْمَة» را با «بَهِيمَة» میآمیزد.
«حیوانات قربانی» در آیات حج میتواند توضیحی درباره کاربرد مناسکی آنها باشد، اما تعریف خود واژه نیست.
«همه حیوانات حلالگوشت» نیز بیش از اندازه گسترده است و دامنه مشخص «الأنعام» را حذف میکند.
در مقابل، «چهارپایان دامی» معادلی است که هم نام حیوان را حفظ میکند و هم آن را در گروه مورد نظر قرآن قرار میدهد.
۹. جمعبندی
ریشه «ب ه م» در عربی چند شاخه معنایی دارد که در بخشی از آنها، ناروشنی، بسته بودن راه دسترسی یا نبود نشانه متمایزکننده دیده میشود.
ابن فارس این ویژگی را اصل خانواده دانسته و کاربردهایی مانند امر مبهم، سنگ نفوذناپذیر، جنگاور سخترویارویی و رنگ یکدست را به آن مربوط کرده است.
اما خود او برخی واژهها، از جمله «بَهْم» برای بچههای دام، «إبهام» برای انگشت شست و «بُهْمَى» برای نوعی گیاه را از کاربردهایی میداند که پیوندشان با آن اصل روشن نیست.
«بَهِيمَة» در زبان عربی نام شناختهشده جانور چهارپاست. بعضی لغویان علت این نامگذاری را با نداشتن گفتار روشن انسانی یا دشواری فهم صدای حیوان مرتبط دانستهاند؛ ولی این توضیح نباید به نفی همه تواناییهای شناختی و ارتباطی حیوانات تبدیل شود.
در قرآن، این ریشه تنها سه بار و همگی در ترکیب «بهيمة الأنعام» آمده است.
در مائده ۵:۱، این ترکیب در بیان حلال بودن چهارپایان دامی قرار دارد، همراه با استثناهای مربوط.
در حج ۲۲:۲۸، همین گروه حیوانات در زمینه یاد نام خداوند، خوردن و خوراندن به نیازمندان آمده است.
در حج ۲۲:۳۴، بهیمة الأنعام در ارتباط با مناسک امتها و یاد نام خداوند بر روزیهای او مطرح میشود.
در هر سه آیه، معنای حیوانی واژه حفظ میشود. آنچه تغییر میکند، حکم و زمینهای است که حیوان در آن قرار گرفته است.
از این رو، نباید بهیمه را در یک آیه «حیوان حلال»، در آیه دیگر «قربانی» و در آیه سوم «مناسک» تعریف کرد. اینها موضوعات مرتبط با حیواناند، نه سه معنای مستقل ریشه.
تعریف نهایی ریشه: «ب ه م» در شاخه اصلیِ مورد تحلیل ابن فارس، با بسته بودن راه شناخت یا دسترسی و نبود نشانه روشن برای تمایز ارتباط دارد. در شاخه حیوانی، «بَهِيمَة» نام جانور چهارپاست؛ و در کاربرد قرآنی، ترکیب «بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ» به چهارپایان دامی شناختهشده اشاره میکند.
ویژگی تعیینکننده در ترجمه قرآن، حفظ معنای شناختهشده حیوان و نقش محدودکننده «الأنعام» است.
به همین دلیل، «چهارپایان دامی» مناسبترین معادل پایه برای هر سه کاربرد قرآنی این ترکیب است. جایگاه این حیوانات در خوراک، مناسک، یاد نام خداوند و رسیدگی به نیازمندان باید از فعلها و سیاق هر آیه فهمیده شود؛ نه از افزودن آن مفاهیم به معنای لغوی «بهیمه».