ریشهٔ ب ج س (بَجَسَ) در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

شکافته شدن و بیرون جوشیدن آب؛ از کاربردهای عربی کهن تا تفاوت «انبجاس» و «انفجار» در داستان موسی

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت قرآنی

ریشه «ب ج س» در زبان عربی به گشوده شدن راه خروج آب و بیرون آمدن آن از جایی که پیش‌تر در آن محصور بوده، مربوط می‌شود. این خروج ممکن است از شکافی در زمین، سنگ، مشک آب یا جای دیگری باشد. در کاربرد اصلی این خانواده، صرف شکافته شدن کافی نیست؛ چیزی باید از آن بیرون بیاید و جریان پیدا کند.

این ریشه در قرآن تنها یک بار، در اعراف ۷:۱۶۰، به صورت «فَانْبَجَسَتْ» آمده است. در این آیه، سخن از بیرون جوشیدن دوازده چشمه از سنگ در پاسخ به نیاز آبی قوم موسی است.

صورت قرآنی «فَانْبَجَسَتْ» فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مؤنث از باب انفعال است. مصدر آن «اِنْبِجَاس» و صورت پایه آن «اِنْبَجَسَ» است. حرف «فاء» در آغاز، رابطه رخداد با فرمان پیشین را نشان می‌دهد و «ت» پایانی نشانه مؤنث بودن فعل است.

صورت‌های دیگری از این خانواده، مانند «بَجَسَ»، «بَجَّسَ»، «تَبَجَّسَ»، «بَجْس» و «بَجِيس»، در فرهنگ‌های لغوی عربی ثبت شده‌اند، اما در متن قرآن نیامده‌اند.

نکته برجسته این ریشه، حضور آن در داستانی است که قرآن در جای دیگر با فعلی از ریشه «ف ج ر» بیان کرده است. در بقره ۲:۶۰، درباره همان بیرون آمدن دوازده چشمه از سنگ، تعبیر «فَانْفَجَرَتْ» آمده است.

این دو واژه از نظر معنا بسیار نزدیک‌اند؛ اما آیا کاملا مترادف‌اند، یا تفاوتی در شدت، آغاز جریان و نوع خروج آب دارند؟ پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی زبان عربی کهن و سیاق هر دو آیه است.

۲. هسته معنایی ریشه در منابع کهن

شکاف و خروج آب

ابن فارس در مقاییس اللغة، هسته معنایی این ریشه را چنین معرفی می‌کند:

«تَفَتُّحُ الشَّيْءِ بِالْمَاءِ خَاصَّةً»

یعنی گشوده شدن چیزی با آب، یا باز شدن راه خروج آب از آن.

او سپس سخنی را از خلیل بن احمد نقل می‌کند که در فهم دقیق این خانواده اهمیت دارد:

«الْبَجْسُ انْشِقَاقٌ فِي قِرْبَةٍ أَوْ حَجَرٍ أَوْ أَرْضٍ يَنْبُعُ مِنْهَا مَاءٌ»

معنای آن چنین است: بجس، شکافته شدن مشک، سنگ یا زمین است، به‌گونه‌ای که از آن آب بیرون آید.

خلیل تصریح می‌کند که اگر آبی بیرون نیاید، آن رخداد «انبجاس» نامیده نمی‌شود.

این تعریف، دو جزء مرتبط را روشن می‌کند: گشوده شدن راه خروج، و بیرون آمدن آب.

برای تصور این معنا، می‌توان مشک چرمی پر از آب را در نظر گرفت. اگر در بدنه آن شکافی پدید آید و آب از آن بیرون بزند، آنچه رخ داده از جنس «انبجاس» است. اما اگر مشک شکافته شود و آبی از آن بیرون نیاید، صرف شکاف به‌تنهایی معنای کامل این واژه را نمی‌رساند.

همین تصویر درباره سنگ یا زمین نیز قابل فهم است. جایی که آب در آن پنهان یا محصور بوده، راهی به بیرون پیدا می‌کند و آب از آن ظاهر می‌شود.

بااین‌حال، این توضیح نباید به نظریه‌ای درباره فشار معین آب، اندازه شکاف یا سازوکار زمین‌شناختی تبدیل شود. منابع کهن معنای زبانی خروج آب را توضیح می‌دهند، نه ویژگی‌های فیزیکی یک پدیده را با معیارهای علمی امروز.

صورت‌های فعلی و رابطه آنها

در عربی، «بَجَسَ الْمَاءَ» می‌تواند به بیرون آوردن یا جاری ساختن آب اشاره کند و «فَانْبَجَسَ» رخ دادن خروج آب را بیان کند. کاربرد ناگذرِ «بَجَسَ الماءُ» نیز برای بیرون زدن خود آب ثبت شده است؛ پس فعل مجرد در همه کاربردها لزوما گذرا نیست.

در لسان العرب این رابطه با ساختی روشن ثبت شده است: شخص آب را می‌گشاید یا بیرون می‌آورد و آب از آن محل بیرون می‌زند.

صورت «بَجَّسَ» نیز در کاربردهای گذرا آمده است و «تَبَجَّسَ» برای جریان یافتن یا بیرون زدن مایع به کار می‌رود.

«بَجِيس» در توصیف آب جاری ثبت شده است. این صورت، وصف چیزی است که جریان دارد؛ نه لزوما نام چشمه یا نام یک حجم مشخص از آب.

از نظر صرفی، باب انفعال در «اِنْبَجَسَ» با رخ دادن حالت یا نتیجه عملی که بر چیزی واقع شده تناسب دارد. اما از خود این وزن نمی‌توان مقدار آب یا شدت خروج آن را تعیین کرد.

به عبارت دیگر، در «فَانْبَجَسَتْ» تمرکز بر این است که راه خروج گشوده و جریان پدیدار شده است. چگونگی و اندازه این جریان باید از شواهد دیگر فهمیده شود.

۳. کاربرد ریشه در عربی کهن و زندگی روزمره

این خانواده لغوی در زبان عربی تنها به چشمه‌های طبیعی محدود نبوده است. کاربردهای ثبت‌شده نشان می‌دهند که عرب‌ها بیرون آمدن مایع از ظرف، زمین، ابر و حتی خوراک را نیز می‌توانستند با صورت‌هایی از این خانواده بیان کنند.

مشک آب، چاه و ظرف

در زندگی عرب‌های بیابان‌نشین، مشک چرمی و دلو آب از ابزارهای آشنای نگهداری و انتقال آب بودند.

تعبیر «تَبَجَّسَ الْغَرْبُ» در منابع لغوی آمده است. «غَرْب» در این کاربرد به دلو بزرگ آب اشاره دارد. هنگامی که آب از آن بیرون می‌ریزد یا جاری می‌شود، فعل «تبجس» به کار می‌رود.

این کاربرد نشان می‌دهد که ریشه لزوما به بیرون آمدن آب از درون زمین محدود نیست. آب می‌تواند از ظرف یا محفظه‌ای نیز بیرون بزند.

در کاربرد قرآنی، محل خروج آب سنگ است. همین تفاوت نشان می‌دهد که نام محل خروج، جزء ثابت معنای ریشه نیست. آنچه میان این نمونه‌ها مشترک است، پدیدار شدن جریان از جایی مشخص است.

شاهد شعری نزدیک به عصر نزول

در رجز منسوب به عجاج آمده است:

وَانْحَلَبَتْ عَيْنَاهُ مِنْ فَرْطِ الْأَسَى

وَكِيفَ غَرْبَيْ دَالِجٍ تَبَجَّسَا

ترجمه: «چشمانش از شدت اندوه اشک فرو ریختند، به‌سان ریزش آبِ دو دلو بزرگِ آب‌کشی که آب را از چاه به حوض می‌برد؛ دو دلوی که آب از آنها روان می‌شود.»

در این بیت، شاعر روان شدن اشک را به جریان آب از دو دلو بزرگ تشبیه کرده است. صورت «تَبَجَّسَا» از همین خانواده است و به خروج و جریان یافتن فراوان مایع اشاره دارد. «وَكِيف» در اینجا مصدرِ ریزش و چکیدن است، نه ترکیب پرسشیِ «و چگونه»؛ و «دالِج» به کسی گفته می‌شود که دلو را از چاه به سوی حوض می‌برد و خالی می‌کند.

این شاهد از آن جهت اهمیت دارد که کاربرد واژه را به چکیدن اندک آب محدود نمی‌کند. تصویر شاعر، جریان آشکار و چشمگیر مایع است. زمخشری نیز در الکشاف برای توضیح انبجاس به همین شاهد استناد کرده و آن را با خروج فراوان مرتبط دانسته است.

عجاج شاعری مخضرم بود که در دوره جاهلیت زاده شد و تا عصر اموی زندگی کرد. وفات او حدود سال ۹۰ هجری گزارش شده است. ازآنجاکه تاریخ سرایش همین بیت مشخص نیست، نمی‌توان آن را بی‌احتیاط شاهد قطعی پیش از نزول قرآن معرفی کرد. ارزش آن در ثبت کاربردی معتبر در عربی کهن و نزدیک به عصر نزول است.

ابر و باران

در منابع لغوی، تعبیرهایی درباره «تَبَجُّس» ابر و بیرون آمدن باران نیز دیده می‌شود.

ابن فارس نمونه‌ای از کاربرد «تَبَجَّسَ» درباره ابر را ثبت کرده است. در اینجا مایع از ابر بیرون می‌آید، نه از سنگ یا مشک.

این کاربرد با معنای عمومی جریان و خروج مایع سازگار است؛ هرچند نباید از آن یک توصیف علمی درباره شکافته شدن واقعی ابر استخراج کرد. زبان می‌تواند پدیده بارش را با تصویر گشوده شدن و بیرون ریختن بیان کند.

کاربرد درباره خوراک

ابن فارس از قول یعقوب بن سکیت، تعبیر «جَاءَنَا بِثَرِيدَةٍ تَتَبَجَّسُ» را نیز گزارش می‌کند؛ یعنی خوراکی از نوع ثرید آورد که چربی و مایه آن فراوان بود و بیرون می‌زد.

ثرید خوراکی است که نان را با آب گوشت یا مایه خوراک همراه می‌کنند. در این تعبیر، فعل از جریان آب به بیرون آمدن مایه و چربی خوراک گسترش یافته است.

این کاربرد معنای اصلی قرآنی «انبجاس» را تغییر نمی‌دهد، اما نشان می‌دهد که خانواده لغوی در زبان عربی توانایی توصیف خروج مایعات دیگر را نیز داشته است.

گزارش‌های لغوی همچنین کاربردی درباره گشودن زخم و بیرون آمدن محتویات آن ثبت کرده‌اند. ابن فارس این استعمال را با انتسابی محتاطانه نقل کرده است؛ بنابراین، آن را نباید بدون شاهد مستقل، کاربرد ثابت جاهلی دانست.

مجموع این شواهد یک تصویر زبانی روشن به دست می‌دهد: ریشه «ب ج س» به باز شدن راه خروج و پدیدار شدن جریان مربوط است. آب، اصلی‌ترین ماده در تعریف کهن آن است، ولی کاربردهای توسعه‌یافته می‌توانند درباره دیگر مایعات نیز باشند.

۴. کاربرد قرآنی: جوشیدن دوازده چشمه از سنگ

اعراف ۷:۱۶۰

وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا ۚ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۚ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

ترجمه: «و آنان را به دوازده تیره، به‌صورت جماعت‌هایی، تقسیم کردیم. و هنگامی که قوم موسی از او آب خواستند، به موسی وحی کردیم که با عصایت به سنگ بزن؛ پس دوازده چشمه از آن جوشید. هر گروه آبشخور خود را شناخت. و ابر را بر آنان سایه‌گستر ساختیم و منّ و سلوی را بر آنان فرو فرستادیم. از پاکیزه‌های آنچه روزیتان کرده‌ایم بخورید. و آنان به ما ستم نکردند، بلکه بر خودشان ستم می‌کردند.»

معنای «فَانْبَجَسَتْ» در این آیه

در این آیه، «فَانْبَجَسَتْ» درباره بیرون آمدن دوازده چشمه از سنگ است.

خود فعل، رخداد خروج و جریان یافتن را بیان می‌کند. عبارت «مِنْهُ» محل خروج را مشخص می‌سازد و به سنگ بازمی‌گردد. «اثْنَتَا عَشْرَةَ» شمار چشمه‌ها و «عَيْنًا» نوع آنها را بیان می‌کند.

از نظر نحوی، «اثْنَتَا عَشْرَةَ» در جایگاه فاعل فعل قرار دارد و «عَيْنًا» تمییز منصوب است. فعل به صورت مفرد مؤنث آمده و با اسم مؤنث «عین» تناسب دارد.

در اینجا، ترجمه «پس دوازده چشمه از آن جوشید» هم خروج آب و هم پدیدار شدن چشمه‌ها را منتقل می‌کند.

بااین‌حال، باید توجه داشت که خود «انبجست» به معنای «دوازده چشمه ساخت» نیست. شمار و نوع آنچه پدید آمده، در عبارت بعد از فعل بیان شده است.

همچنین خود فعل به‌تنهایی نمی‌گوید که جریان آب چه مقدار بوده، هر چشمه چه پهنایی داشته یا آب با چه فشاری بیرون آمده است.

نقش فعل «ضرب» و حرف «فاء»

در آیه، فرمان چنین است: «أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ».

سپس بی‌درنگ می‌آید: «فَانْبَجَسَتْ».

آیه عمل زدن موسی به سنگ را در جمله‌ای مستقل تکرار نمی‌کند؛ اما وقوع انبجاس به دنبال فرمان، نشان می‌دهد که این رخداد در پی اجرای دستور قرار دارد.

زمخشری در الکشاف به همین حذف توجه کرده و توضیح داده است که نیازی به تکرار فعل زدن نبوده است؛ زیرا نتیجه، انجام شدن فرمان را می‌رساند.

این نکته نحوی در فهم جریان روایت کمک می‌کند، اما معنای ریشه «ب ج س» را تغییر نمی‌دهد. رابطه علت و نتیجه در ساخت کامل جمله و حرف «فاء» پدید آمده است؛ نه در معنای مستقل ریشه.

دوازده چشمه و دوازده گروه

آیه با تقسیم قوم موسی به دوازده تیره آغاز می‌شود و سپس از بیرون آمدن دوازده چشمه سخن می‌گوید.

پس از آن نیز تصریح می‌کند که هر گروه آبشخور خود را شناخته بود.

این پیوند نشان می‌دهد که بیرون آمدن آب تنها تامین یک نیاز جسمانی نبود؛ در خود روایت، امکان بهره‌مندی گروه‌های مختلف از آب نیز مطرح است.

اما از این بیان نمی‌توان جزئیاتی مانند اندازه برابر چشمه‌ها، سهمیه دقیق هر گروه، قوانین مالکیت آب یا شکل ساختمان آبراهه‌ها را استخراج کرد. متن از شناختن آبشخور سخن می‌گوید، نه از همه این جزئیات.

۵. مقایسه بنیادی «فَانْبَجَسَتْ» و «فَانْفَجَرَتْ»

این مهم‌ترین بخش پژوهش است؛ زیرا قرآن یک رخداد را در دو سوره با دو فعل متفاوت بیان کرده است.

بقره ۲:۶۰

وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ ۖ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۖ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

ترجمه: «و هنگامی که موسی برای قوم خود آب خواست، گفتیم: با عصایت به سنگ بزن؛ پس دوازده چشمه از آن جوشید. هر گروه آبشخور خود را شناخت. از روزی آن معبود یگانه بخورید و بیاشامید و در زمین فسادکنان سرکشی نکنید.»

این دو آیه، عناصر اصلی مشترکی دارند: موسی، تقاضای آب، فرمان زدن عصا به سنگ، بیرون آمدن دوازده چشمه و شناختن آبشخور از سوی گروه‌های مختلف.

بااین‌حال، چند تفاوت تعبیری نیز آشکار است. در بقره ۲:۶۰، موسی برای قوم خود آب می‌خواهد؛ در اعراف ۷:۱۶۰، قوم از موسی آب می‌خواهد. این دو بیان می‌توانند دو سوی یک درخواست باشند، بی‌آنکه ضرورتا دو واقعه جدا را نشان دهند.

اما تفاوت «انبجست» و «انفجرت» نیازمند بررسی مستقل است.

دیدگاه نخست: انبجاس آغاز خروج آب و انفجار جریان شدیدتر آن است

برخی لغویان و مفسران میان دو واژه از نظر شدت خروج آب تفاوت گذاشته‌اند.

بغوی در تفسیر اعراف ۷:۱۶۰ سخنی منسوب به ابوعمرو بن علاء نقل می‌کند که بر اساس آن، ابتدا آب اندک ظاهر می‌شود و سپس جریان آن گسترش می‌یابد.

بر پایه این خوانش، «انبجاس» می‌تواند به آغاز نمایان شدن آب و «انفجار» به جریان گسترده‌تر آن اشاره کند.

این تمایز از نظر تصویری قابل فهم است. گاهی آب ابتدا از شکافی باریک ظاهر می‌شود و سپس جریان آن افزایش می‌یابد.

اما آیا این تفاوت همیشه جزء معنای خود دو ریشه است؟ برای چنین نتیجه‌ای شواهد کافی وجود ندارد.

کاربردهای ثبت‌شده «تبجس» درباره دلو بزرگ و چربی فراوان خوراک، نشان می‌دهند که این خانواده لزوما به خروج اندک مایع محدود نیست.

بنابراین، می‌توان آغاز خروج و سپس گسترش جریان را یکی از تصویرهای محتمل دانست، اما نمی‌توان نتیجه گرفت که در داستان موسی، نخست دوازده قطره یا جویبار کوچک پدید آمد و بعد آنها حتما به چشمه‌های بزرگ تبدیل شدند.

این ترتیب زمانی، در خود دو آیه تصریح نشده است.

دیدگاه دوم: انبجاس بیشتر به خروج از روزنه تنگ مربوط است

راغب اصفهانی در مفردات، تفاوت ظریف دیگری میان این دو واژه پیشنهاد می‌کند.

به نظر او، «انبجاس» بیشتر درباره چیزی به کار می‌رود که از محل تنگ بیرون می‌آید، درحالی‌که «انفجار» می‌تواند هم درباره خروج از محل تنگ و هم خروج از محل گسترده به کار رود.

او از این راه توضیح می‌دهد که چرا قرآن درباره سنگ موسی هر دو فعل را به کار برده است.

این تحلیل، برخلاف دیدگاه نخست، تفاوت اصلی را در مقدار آب قرار نمی‌دهد؛ بلکه به نوع محل خروج توجه می‌کند.

چنین توضیحی با تعریف خلیل نیز سازگار است که از شکاف در مشک، سنگ یا زمین سخن گفته بود.

اما باید یک مرز مهم حفظ شود: اینکه انبجاس با گشوده شدن راه خروج از جایی محصور ارتباط دارد، ثابت نمی‌کند که روزنه خروج در اعراف ۷:۱۶۰ حتما کوچک بوده است.

تنگی روزنه در این تحلیل، یک تفاوت پیشنهادی در کاربرد واژگان است؛ نه گزارشی درباره اندازه واقعی شکاف سنگ موسی.

دیدگاه سوم: دو فعل در این سیاق هم‌معنا هستند

گروهی از لغویان و مفسران، تفاوتی تعیین‌کننده میان این دو واژه در داستان موسی نمی‌بینند.

در لسان العرب، «بَجَسْتُ الْمَاءَ فَانْبَجَسَ» با بیرون آوردن آب و «انفجار» توضیح داده شده است. طبری نیز در تفسیر اعراف ۷:۱۶۰، انبجاس را به جاری شدن و انفجار چشمه‌ها معنا می‌کند.

زمخشری حتی در توضیح همین آیه، هر دو تعبیر را در اصل خروج و گشوده شدن جریان آب هم‌معنا می‌گیرد و شاهد شعری عجاج را برای امکان خروج فراوان مایع ذکر می‌کند.

این شواهد نشان می‌دهند که در عربی کهن، میدان معنایی دو ریشه هم‌پوشانی گسترده‌ای داشته است.

داوری درباره تفاوت دو واژه

با کنار هم گذاشتن شواهد، می‌توان گفت که «انبجاس» به‌ویژه تصویر گشوده شدن راه خروج و پدیدار شدن جریان را به ذهن نزدیک می‌کند، درحالی‌که «انفجار» در برخی کاربردها می‌تواند جریان نیرومندتر و گسترش بیشتر را نیز برجسته سازد.

اما این تفاوت، مرز مطلق و تغییرناپذیر دو واژه نیست.

شواهد اجازه نمی‌دهند که «انبجاس» را همیشه «خروج اندک» و «انفجار» را همیشه «خروج فراوان» تعریف کنیم. همچنین نمی‌توان از وجود این دو فعل در دو سوره، به‌تنهایی یک ترتیب زمانی قطعی برای رخداد ساخت.

از نظر ترجمه، هر دو در داستان موسی می‌توانند با «جوشیدن» یا «بیرون جوشیدن آب» برگردانده شوند. اگر توضیح دقیق‌تر لازم باشد، تمایز احتمالی آنها در بخش تحلیل لغوی بیان شود.

این نتیجه هم اشتراک معنای دو فعل را حفظ می‌کند و هم تفاوت‌های پیشنهادی لغویان را بی‌دلیل انکار نمی‌کند.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای خود ریشه «ب ج س»، توضیح پایه می‌تواند چنین باشد: «گشوده شدن راه خروج آب و بیرون جوشیدن یا جاری شدن آن.»

برای «بَجَسَ» در کاربرد گذرا، «آب را بیرون آورد» یا «راه خروج آب را گشود» مناسب است. برای «اِنْبَجَسَ»، معادل‌های «بیرون جوشید»، «بیرون زد» و در سیاق مناسب «جاری شد» قابل استفاده‌اند.

در اعراف ۷:۱۶۰، از میان گزینه‌های فارسی، «پس دوازده چشمه از آن جوشید» کوتاه، طبیعی و نزدیک به مضمون آیه است.

«پس دوازده چشمه از آن بیرون زد» نیز معنای خروج را به‌خوبی نشان می‌دهد.

اما برگردان‌هایی مانند «اندکی آب تراوش کرد»، «آب قطره‌قطره بیرون آمد» یا «ابتدا جریان کوچکی پدید آمد» برای ترجمه پایه مناسب نیستند؛ زیرا قید کمی یا مرحله زمانی مشخصی را به آیه اضافه می‌کنند که خود فعل به‌طور قطعی آن را بیان نکرده است.

در بقره ۲:۶۰ نیز می‌توان «فَانْفَجَرَتْ» را «پس دوازده چشمه از آن جوشید» ترجمه کرد. یکسان بودن ترجمه پایه این دو فعل در یک رخداد مشترک، لزوما خطا نیست؛ زیرا میان میدان معنایی آنها هم‌پوشانی واقعی وجود دارد.

اگر در مقاله لغوی یا تأویل آیه لازم باشد، تفاوت احتمالی میان گشوده شدن محل خروج و گسترش نیرومند جریان توضیح داده شود. اما این توضیح نباید به‌عنوان معنای قطعی در متن ترجمه وارد شود.

همچنین «انفجار» در فارسی امروز غالبا تصویر ترکیدن ناگهانی و پرقدرت را به ذهن می‌آورد. چنین تصویری نباید بی‌دلیل بر فعل «فانفجرت» در بقره ۲:۶۰ تحمیل شود؛ زیرا در آنجا سخن از بیرون آمدن چشمه‌های آب است.

۸. جمع‌بندی

ریشه «ب ج س» در قرآن تنها یک بار، در اعراف ۷:۱۶۰، با صورت «فَانْبَجَسَتْ» آمده است.

هسته معنایی این خانواده در عربی کهن به گشوده شدن راه خروج و بیرون آمدن آب مربوط است. در تعریف خلیل، صرف پدید آمدن شکاف کافی نیست؛ آب نیز باید از آن بیرون آید.

کاربردهای دیگر عربی، از مشک و دلو گرفته تا ابر، باران و مایعات خوراکی، نشان می‌دهند که این خانواده تنها به چشمه طبیعی محدود نبوده است.

در قرآن، «فانبجست» به پدید آمدن دوازده چشمه از سنگ پس از فرمان الهی به موسی اشاره می‌کند. فعل، رخداد خروج و جریان یافتن آب را بیان می‌کند، درحالی‌که شمار چشمه‌ها، محل خروج و ارتباط آنها با آبشخور گروه‌های مختلف از اجزای دیگر آیه روشن می‌شود.

مقایسه با «فانفجرت» در بقره ۲:۶۰ نشان داد که هرچند برخی لغویان میان دو واژه از نظر آغاز جریان، شدت خروج یا تنگی محل خروج تفاوت گذاشته‌اند، این تمایزها قطعی و همگانی نیستند.

بنابراین، نباید از این دو تعبیر، بدون شاهد مستقل، داستانی دو مرحله‌ای ساخت که در آن نخست آب اندکی بیرون آمده و سپس ناگهان فراوان شده است. چنین خوانشی ممکن است به‌عنوان توضیحی احتمالی مطرح شود، ولی از الفاظ دو آیه ضرورتا به دست نمی‌آید.

تعریف نهایی مناسب برای فرقان:

«ب ج س» در عربی به گشوده شدن راه خروج و بیرون آمدن آب یا مایع از محلی مشخص مربوط است. در قرآن، صورت «فَانْبَجَسَتْ» درباره جوشیدن دوازده چشمه از سنگ در داستان موسی آمده است. این واژه با «انفجار» هم‌پوشانی معنایی گسترده‌ای دارد، اما در برخی تحلیل‌های لغوی، پدیدار شدن جریان از محل خروج را برجسته‌تر می‌سازد. تفاوت قطعی در مقدار آب یا ترتیب زمانی میان انبجاس و انفجار از شواهد موجود ثابت نمی‌شود.