ریشه قرآنی ب ل و
آزمودن در واقعیت؛ از خیر و شر تا «بلاء» و فرسودگی
ریشه «ب ل و» در قرآن بیشتر در معنای آزمودن به کار میرود: انسان در موقعیتی قرار میگیرد که توان، انتخاب یا عمل او سنجیده میشود. خیر و شر، نعمت و تنگی، و مسئولیتی که بر عهده انسان گذاشته شده، هر یک میتوانند وسیله این آزمون باشند. در کنار این کاربردها، صورت يَبْلَىٰ در طه ۲۰:۱۲۰ به فرسوده شدن دلالت دارد.
نمایه صرفی قرآن این خانواده را با احتساب «يَبْلَىٰ» ۳۸ بار ثبت کرده است: ۳۰ فعل، شش بار اسم بَلَاء و دو بار اسم فاعل مُبْتَلِي. از میان فعلها، هشت کاربرد از باب افتعال است. يُبْلِيَ در انفال ۸:۱۷ از باب إفعال و يَبْلَىٰ در طه ۲۰:۱۲۰ از فعل بَلِيَ است. ثبت این صورتها زیر یک مدخل برای یافتن همه کاربردها مفید است؛ اما بهتنهایی رابطه تاریخیِ دو شاخه آزمودن و فرسوده شدن را اثبات نمیکند.
در شاخه قرآنی آزمودن، تعریف آغازین را میتوان چنین بیان کرد:
ب ل و: شخص، چیز یا عمل را در معرض آزمون و بررسی قرار دادن تا کیفیت، واکنش یا حال آن در واقعیت شناخته شود. این آزمون میتواند با خیر یا شر، گشایش یا تنگی، فرمان، مسئولیت، نعمت یا دشواری همراه باشد. «بلاء» نیز بسته به ساخت و سیاق میتواند خود آزمون، سختی آزمونگر، یا حتی نعمت و بخششی باشد که انسان با آن روبهرو میشود.
در شاخه دیگر:
بَلِيَ / يَبْلَىٰ: کهنه، فرسوده و رو به زوال شدن.
در صورت مجهول لَتُبْلَوُنَّ در آل عمران ۳:۱۸۶، شکل واژه بهتنهایی برای جدا کردن باب مجرد و إفعال کافی نیست. نمایه صرفی آن را در باب إفعال ثبت کرده است؛ ازاینرو شمار «دو کاربرد إفعال» در آن نمایه را باید وابسته به همین تحلیل دانست. شمار کل ۳۸ کاربرد با این تفاوت تحلیلی تغییر نمیکند.
صورتهای قرآنی
دو شاخه در زبان کهن؛ آزمودن و فرسوده شدن
در قصیده «صحا القلب عن سلمى» از زُهَیر بن ابی سُلمی، شاعر پیشاقرآنی، این بیت در ستایش دو تن آمده است. متن زیر مطابق روایت دیوان است؛ روایت «جَزَى اللَّهُ … وَأَبْلَاهُمَا» نیز نقل شده است:
رَأَى اللَّهُ بِالإِحْسَانِ مَا فَعَلَا بِكُمْ
فَأَبْلَاهُمَا خَيْرَ الْبَلَاءِ الَّذِي يَبْلُو
«آن معبود یگانه آنچه آن دو از نیکی برای شما کردند دید؛ پس بهترین بهرهای را که میرساند به آن دو رساند.»
در این بیت، أَبْلَاهُمَا و الْبَلَاءِ در سیاق ستایش و نیکی قرار دارند. این همنشینی شاهدی برای کاربرد خانواده در رساندن خیر و برخورداری نیک است. مأخذ: دیوان زُهَیر، قصیده «صحا القلب عن سلمى»، بیت «رأى الله بالإحسان…».
برای شاخه فرسودگی نیز در شعر لَبید بن ربیعه، شاعرِ دوران پیش از اسلام و آغاز اسلام، آمده است. تاریخ دقیق سرودن این بیت در این بررسی تعیین نشده است:
بَلِينَا وَمَا تَبْلَى النُّجُومُ الطَّوَالِعُ
وَتَبْقَى الْجِبَالُ بَعْدَنَا وَالْمَصَانِعُ
«ما فرسوده میشویم و ستارگان برآینده فرسوده نمیشوند؛ و کوهها و بناها پس از ما باقی میمانند.»
در بَلِينَا / تَبْلَى، گذر عمر و زوال انسان در برابر ماندگاری پیرامون او قرار گرفته است. این شاهد، معنای فرسوده شدن را روشن میکند. دو بیت، دو کاربرد کهن را نشان میدهند؛ از آنها بهتنهایی نمیتوان مسیر اشتقاق یکی از دیگری را بازسازی کرد. مأخذ: شعر لبید، قصیده «بلينا وما تبلى النجوم الطوالع»، بیت آغازین.
آزمون برای شناختن توان و رشد
یکی از روشنترین کاربردهای انسانی ریشه در مسئله یتیمان است:
وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا
«و یتیمان را بیازمایید تا هنگامی که به سن نکاح برسند؛ پس اگر در آنان رشدی یافتید، اموالشان را به آنان بسپارید. و آن را از روی اسراف و شتاب، پیش از آنکه بزرگ شوند، نخورید. هر که بینیاز است خودداری کند و هر که نیازمند است به شیوه پسندیده بخورد. پس هنگامی که اموالشان را به آنان سپردید بر آنان گواه بگیرید، و آن معبود یگانه برای حسابرسی کافی است.»
نساء ۴:۶
اینجا ابْتَلُوا معنایی بسیار عملی دارد. یتیم در موقعیتی قرار میگیرد تا توان و رشد او سنجیده شود و سپس درباره سپردن مال تصمیم گرفته شود.
آزمون در این آیه راهی برای شناخت کیفیت از طریق تجربه عملی است. موضوع، آمادگی یتیم برای در اختیار گرفتن مال خویش است؛ رشدی که باید در رفتار او تشخیص داده شود.
خیر و شر هر دو میتوانند وسیله ابتلاء باشند
در انبیاء، دو سوی این آزمون کنار هم آمدهاند:
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ
«هر جانی چشنده مرگ است؛ و شما را با شر و خیر به آزمون میگذاریم، و به سوی ما بازگردانده میشوید.»
انبیاء ۲۱:۳۵
این آیه برای فهم «بلاء» اساسی است. آزمون میتواند با شر باشد، اما میتواند با خیر نیز باشد.
سوره فجر این نکته را در قالبی ملموستر بیان میکند:
فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ
«اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را میآزماید و گرامیاش میدارد و به او نعمت میدهد، میگوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است. و اما هنگامی که او را میآزماید و روزیاش را بر او تنگ میگیرد، میگوید: پروردگارم مرا خوار کرده است. چنین نیست؛ بلکه شما یتیم را گرامی نمیدارید.»
در هر دو وضعیت فعل ابْتَلَاهُ آمده است: هم هنگام گشایش و نعمت، هم هنگام تنگی روزی.
از این رو، داشتن امکانات به خودی خود نشانه تایید نهایی الهی نیست و تنگی نیز به خودی خود نشانه خواری نیست. هر دو میتوانند میدان ابتلاء باشند.
در احزاب ۳۳:۱۱، صورت مجهول باب افتعال همراه با توصیف شدتِ موقعیت آمده است:
هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا
«آنجا مؤمنان آزموده شدند و به لرزشی سخت لرزانده شدند.» شدت در ادامه جمله تصریح شده است؛ صورت «ابْتُلِيَ» بهتنهایی اندازه یا مدت آزمون را تعیین نمیکند.
آنچه داده شده نیز میدان آزمون است
در انعام آمده است:
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
«و اوست که شما را جانشینان زمین قرار داد و برخی از شما را بر برخی درجاتی بالا برد، تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. همانا پروردگارت زودکیفر است و همانا او آمرزنده و مهربان است.»
انعام ۶:۱۶۵
در این آیه، آنچه داده شده میدان ابتلاء است: برخورداری و جایگاه انسان با مسئولیت او پیوند پیدا میکند.
همین ساخت در مائده ۵:۴۸ نیز آمده است:
لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ
پس اختلاف در آنچه انسانها دریافت کردهاند نیز میتواند به حوزه مسئولیت و آزمون مربوط باشد.
آزمون با امر واقعی و قابل دسترس
مائده نمونهای بسیار ملموس دارد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، آن معبود یگانه بیگمان شما را با چیزی از شکار میآزماید که دستها و نیزههای شما به آن میرسند، تا آن معبود یگانه بداند چه کسی در نهان از او پروا دارد. پس هر کس پس از آن تجاوز کند، برای او عذابی دردناک است.»
مائده ۵:۹۴
آزمون اینجا در یک وضعیت واقعی رخ میدهد: چیزی در دسترس است و انسان باید انتخاب کند.
دسترسپذیری شکار، موقعیتی برای انتخاب عملی پدید میآورد. در چنین کاربردی، ابتلاء از راه آنچه انسان انجام میدهد تحقق مییابد.
همین توجه به عمل در هود ۱۱:۷ و ملک ۶۷:۲ دیده میشود:
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
«تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوتر عمل میکنید.» عبارت أَحْسَنُ عَمَلًا بر کیفیت عمل تأکید دارد.
آزمون و شناخته شدن کیفیت عمل
آزمون میتواند کیفیت رفتار و موضع انسان را قابل تشخیص کند. در برخی آیات، این نتیجه با فعل دیگری در کنار «نبلو» بیان میشود:
برای نمونه:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ
«و بیگمان شما را میآزماییم تا کوششکنندگان و شکیبایانِ شما را بشناسیم، و خبرهای شما را نیز میآزماییم.»
محمد ۴۷:۳۱
در این جمله، نَبْلُوَ آزمودن را بیان میکند و نَعْلَمَ دانستن و شناختن را. مفعولِ آزمون در پایان آیه «أَخْبَارَكُمْ» است: خبرهایی که از شما و کارهایتان حکایت میکند. قرار گرفتن این دو فعل در کنار هم، آزمون و نتیجه شناختی آن را از هم قابل تشخیص میسازد.
در طارق، آنچه به آزمون گذاشته میشود «سرائر» است:
يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ
«روزی که نهانها آزموده میشوند.»
طارق ۸۶:۹
تُبْلَى در این آیه مجهول است و «السَّرَائِرُ» نایب فاعل آن است. ترجمه «نهانها آزموده میشوند» ساخت جمله را حفظ میکند؛ آشکار شدن کیفیت امور پنهان، توضیحی درباره حاصل این سنجش است.
ابتلاء الهی و مسئله «دانستن»
در مائده ۵:۹۴ و محمد ۴۷:۳۱، تعبیر آزمودن با فعلِ دانستن همراه شده است. ترجمه باید هر دو فعل و نسبت آنها را حفظ کند:
در محمد ۴۷:۳۱:
حَتَّىٰ نَعْلَمَ
«تا بشناسیم»؛ و در مائده ۵:۹۴:
لِيَعْلَمَ اللَّهُ
«تا آن معبود یگانه بداند». موضوع این عبارتها کوشش، شکیبایی و پروا در موقعیت عملی است.
از نظر واژگانی، ابتلاء قرار دادن در معرض آزمون است. نسبت دانستن با وقوع عمل باید با توجه به مجموع آیات بررسی شود؛ توضیح آن را نباید بدون تصریح جای فعل «دانستن» در ترجمه نشاند.
ریشه «ب ل و» به تنهایی نظریهای درباره علم الهی نمیسازد.
کاربردهای اسم «بَلَاء»
اسم بَلَاء شش بار در قرآن آمده است. وصفهایی چون «حَسَن»، «عَظِيم» و «مُبِين» و واقعهای که جمله درباره آن سخن میگوید، در فهم هر کاربرد نقش دارند.
«بَلَاءً حَسَنًا»؛ برخورداری نیک
در انفال آمده است:
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
«پس شما آنان را نکشتید، بلکه آن معبود یگانه آنان را کشت؛ و تو آن هنگام که افکندی، تو نبودی که افکندی، بلکه آن معبود یگانه افکند؛ و تا مؤمنان را از بهرهای نیک از جانب خود برخوردار سازد. همانا آن معبود یگانه شنوا و داناست.»
انفال ۸:۱۷
در انفال ۸:۱۷، بَلَاءً حَسَنًا در سیاق یاری رساندن در رویارویی آمده است. «بهرهای نیک» برگردانی سیاقی است که برخورداری مؤمنان را برجسته میکند. «آزمونی نیک» نیز امکان زبانی دیگری است؛ خودِ وصف «حَسَنًا» بهتنهایی یکی از این دو را قطعی نمیکند.
در شعر زُهَیر نیز «خَيْرَ الْبَلَاءِ» در ستایشِ نیکی به کار رفته بود. آن شاهد، امکان فهم مثبتِ «بلاء» را تقویت میکند؛ معنای هر آیه همچنان باید از جمله و سیاق خودش به دست آید.
«بَلَاءٌ عَظِيمٌ»؛ سختی، آزمون یا نعمت؟
تعبیر زیر سه بار در داستان بنیاسرائیل آمده است: بقره ۲:۴۹، اعراف ۷:۱۴۱ و ابراهیم ۱۴:۶.
وَفِي ذَٰلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ
یکی از آنها:
وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَٰلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ
«و هنگامی که شما را از خاندان فرعون نجات دادیم؛ آنان شما را به عذابی سخت گرفتار میکردند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده نگه میداشتند؛ و در آن برای شما آزمونی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.»
بقره ۲:۴۹
ذَٰلِكُمْ به واقعهای بازمیگردد که در آن هم شکنجه و هم نجات ذکر شده است. با برجسته شدن شکنجه، سختی آزمون بیشتر به چشم میآید؛ با برجسته شدن نجات، برخورداری و رهایی. مجموعه واقعه نیز میتواند مرجع اشاره باشد.
در ترجمه بالا «آزمونی بزرگ» انتخاب شده است. توجه به مرجع «ذَٰلِكُمْ» توضیح میدهد که چرا در شرح این عبارت، هم سختی و هم نجات مطرح میشوند؛ انتخاب میان این زاویهها تنها از خودِ ریشه به دست نمیآید.
«الْبَلَاءُ الْمُبِينُ»؛ آزمون ابراهیم
پس از ماجرای رؤیای ابراهیم و آمادگی او برای اجرای آن آمده است:
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ
«همانا این همان آزمون روشن است.»
صافات ۳۷:۱۰۶
اینجا «بلاء» به موقعیت آزمون ابراهیم اشاره میکند. دشواری این موقعیت از روایت پیش از آن فهمیده میشود.
مُبِين صفت «الْبَلَاءُ» است و روشن یا آشکار بودن را بیان میکند. «سخت» توضیحی سیاقی درباره آزمون است و معادل خودِ «مُبِين» نیست.
«بَلَاءٌ مُبِينٌ» در میان آیات و نعمتها
درباره بنیاسرائیل نیز آمده است:
وَآتَيْنَاهُمْ مِنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاءٌ مُبِينٌ
«و از نشانهها چیزهایی به آنان دادیم که در آن آزمونی روشن بود.»
دخان ۴۴:۳۳
در آیات پیشین از نجات بنیاسرائیل از عذاب خوارکننده سخن رفته است؛ اینجا نیز «بلاء مبین» در میان نشانههایی قرار دارد که به آنان داده شده است. بنابراین موقعیت آزمون با دریافت نشانهها و برخورداری از آنها پیوند دارد.
فرسودگی؛ «مُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ»
در طه، شیطان به آدم میگوید:
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ
«پس شیطان او را وسوسه کرد و گفت: ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانگی و فرمانرواییای که فرسوده نمیشود راهنمایی کنم؟»
طه ۲۰:۱۲۰
يَبْلَىٰ در اینجا از بَلِيَ، به معنای کهنه و فرسوده شدن، است. در ترکیب «مُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ»، دوام فرمانروایی موضوع سخن است.
فرسوده شدن، برخلاف آزمودن، فعلِ لازم است: چیزی خود رو به کهنگی و زوال میرود. در آزمودن، فاعل کسی یا چیزی را میآزماید. این تفاوتِ معنایی و نحوی برای خواندن صورتهای مشابه اهمیت دارد.
دو شاخه آزمودن و فرسوده شدن در این مدخل کنار هم بررسی میشوند، زیرا نمایه قرآنی آنها را یکجا آورده است. تصویر ملموسِ فرسودگی با گذر عمر در شعر لبید دیده شد؛ برای شاخه آزمودن، شواهد این بررسی یک منشأ مادیِ واحد و قطعی به دست نمیدهند.
پیشنهاد ترجمه برای فرقان
برای بَلَا / يَبْلُو در بیشتر کاربردها، این معادلها مناسباند:
«آزمودن»
یا
«در معرض آزمون قرار دادن»
در توضیح میتوان افزود که این آزمون در موقعیت واقعی و از راه انتخاب و عمل رخ میدهد؛ اما لازم نیست این توضیح بلند داخل هر ترجمه آیه گذاشته شود.
برای ابْتَلَىٰ نیز «آزمود» مناسب است. از باب افتعال به تنهایی نباید نتیجه گرفت که این آزمون حتما شدیدتر، طولانیتر یا فرسایندهتر از فعل مجرد است.
برای اسم فاعل مُبْتَلِي، مانند مُبْتَلِيكُمْ در بقره ۲:۲۴۹ و لَمُبْتَلِينَ در مؤمنون ۲۳:۳۰:
«آزماینده»
یا در نثر طبیعیتر:
«کسی که به آزمون میگذارد»
برای بَلَاء ترجمه باید سیاقی باشد.
در داستان ابراهیم:
الْبَلَاءُ الْمُبِينُ
«آزمون روشن» یا «آزمون آشکار»؛ دشواری آزمون را میتوان جداگانه با توجه به روایت توضیح داد.
در آیات بنیاسرائیل:
بَلَاءٌ عَظِيمٌ
باید با توجه به مرجع جمله میان «آزمونی بزرگ»، «سختیای بزرگ» یا «نعمتی بزرگ» سنجیده شود؛ خود واژه به تنهایی انتخاب را تعیین نمیکند.
در انفال ۸:۱۷:
بَلَاءً حَسَنًا
«بهرهای نیک» یا «برخورداری نیک» با توجه به سیاق یاری؛ «آزمونی نیک» نیز امکان زبانی دیگری است.
يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ
«روزی که نهانها آزموده میشوند»؛ در توضیح میتوان از آشکار شدن کیفیت آنچه پنهان بوده سخن گفت.
مُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ
«فرمانرواییای که فرسوده نمیشود»؛ زوالناپذیری، حاصل معنای این تعبیر است.
جمعبندی
کاربردهای قرآنیِ «ب ل و» موقعیتهای گوناگون آزمون را نشان میدهند: سنجش رشد یتیم، انتخاب در برابر شکارِ در دسترس، چگونگی استفاده از آنچه داده شده، و رفتار انسان در نعمت یا تنگی روزی.
هسته شاخه آزمون، آزمودن و در معرض سنجش قرار دادن است. کیفیت و واکنش شخص در این مواجهه قابل تشخیص میشود؛ در برخی آیات، دانستن یا شناختن با فعل مستقلی در کنار آزمودن آمده است.
اسم بلاء با وصف و سیاق معنا مییابد: آزمون ابراهیم، واقعه شکنجه و نجات بنیاسرائیل، و برخورداری نیک در انفال، موقعیتهای یکسانی نیستند. ترجمه باید تفاوت همین موقعیتها را بازتاب دهد.
شاخه بَلِيَ / يَبْلَىٰ بر فرسودگی دلالت دارد؛ نمونه قرآنی آن مُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ است. شعر کهن نیز هم کاربردِ رساندن خیر و هم کاربردِ فرسوده شدن را گواهی میکند. رابطه تاریخی این شاخهها به شواهدی بیش از گردآوری آنها زیر یک مدخل نیاز دارد.
ب ل و: در شاخه آزمودن، کسی یا چیزی در معرض سنجش قرار میگیرد؛ خیر و شر هر دو میتوانند وسیله این آزمون باشند. «بلاء» با توجه به سیاق بر آزمون، سختی آزمونگر یا برخورداری نیک دلالت میکند. در شاخه فرسودگی، «بَلِيَ / يَبْلَىٰ» از کهنه و رو به زوال شدن سخن میگوید.