ریشه قرآنی ج أ ر
فریاد یاریخواهی در تنگنا؛ از صدای برخاسته تا درخواست رهایی
صورتهای قرآنی و لغوی
تَجْأَرُونَ
مضارع مجرد، جمع مخاطب؛ نحل ۱۶:۵۳
يَجْأَرُونَ
مضارع مجرد، جمع غایب؛ مؤمنون ۲۳:۶۴
لَا تَجْأَرُوا
نهی؛ مضارع مجزوم با حذف نون؛ مؤمنون ۲۳:۶۵
جَأَرَ / يَجْأَرُ
صورتهای پایهٔ فعل؛ در قرآن با شناسههای جمع آمده
جَأْر / جُؤَار
مصدرهای لغوی؛ در قرآن نیامده
جَأَّار
صیغهٔ مبالغه؛ در شاهد شعر، نه در قرآن
غَيْثٌ جُؤَرٌ
تعبیر لغوی برای باران فراوان یا صدادار؛ در قرآن نیامده
ریشه «ج أ ر» در عربی با بلند کردن صدا، فریاد و استغاثه پیوند دارد. هنگامی که درباره انسان به کار میرود، غالبا حالتی را تصویر میکند که شخص در اثر فشار، ترس یا گرفتاری، صدای خود را برای درخواست کمک بلند میکند. این صدا میتواند همراه با ناله، زاری و اظهار درماندگی باشد.
در قرآن، این ریشه در موقعیتهایی آمده که انسان با سختی یا عذاب روبهرو میشود و به یاری نیاز پیدا میکند. با این حال، خود واژه به تنهایی نشان نمیدهد که درخواستکننده از نظر درونی دگرگون شده، از رفتار پیشین خود پشیمان گشته یا به راستی به حق بازگشته است. برای شناخت این تفاوت باید به سیاق آیات توجه کرد.
۱. صورتهای ریشه و هسته معنایی
فعل اصلی این خانواده «جَأَرَ» است که مضارع آن «يَجْأَرُ» و از مصدرهای آن «جَأْر» و «جُؤَار» است.
در قرآن سه کاربرد از این ریشه دیده میشود که همگی از فعل ثلاثی مجرد هستند:
پیکرهٔ عربی قرآن؛ سه کاربرد از فعل مجرد
- تَجْأَرُونَ: فریاد یاری برمیآورید؛ نحل ۱۶:۵۳.
- يَجْأَرُونَ: فریاد یاری برمیآورند؛ مؤمنون ۲۳:۶۴.
- تَجْأَرُوا: فریاد یاری برآورید؛ در ساخت نهی «لَا تَجْأَرُوا» در مؤمنون ۲۳:۶۵.
در این سه کاربرد، اسم یا مصدر مستقلی از ریشه نیامده است. تفاوت آنها به صیغه فعل، مخاطب و ساخت دستوری مربوط میشود، نه به پیدایش سه معنای مستقل.
هسته معنایی غالب ریشه در کاربردهای مربوط به انسان را میتوان چنین بیان کرد:
بلند کردن صدای ناله یا فریاد در حالت نیاز و درماندگی، بهویژه برای درخواست یاری و رهایی از گرفتاری.
این تعریف میان دو ویژگی پیوند برقرار میکند: یکی جنبه شنیداری و آشکار فریاد، و دیگری وضعیت نیاز و استغاثه. البته معنای ریشه در کاربردهای غیرانسانی گستردهتر است و همه آنها را نمیتوان به درخواست کمک فروکاست.
۲. کاربرد در عربی کهن و تصویر اصلی ریشه
صدای حیوان و فریاد انسان
در منابع لغوی عربی، «جُؤَار» درباره صدای گاو نر و ماده نیز ثبت شده است. گفته میشد:
«جَأَرَ الثَّوْرُ يَجْأَرُ جُؤَارًا»
یعنی گاو صدای بلند خود را برآورد.
لغویان این کاربرد را با «خُوَار» مقایسه کردهاند. «خُوَار» نیز به صدای گاو گفته میشود و همین واژه در وصف گوساله قوم موسی در اعراف ۷:۱۴۸، و طه ۲۰:۸۸، آمده است.
این همنشینی نشان میدهد که در یکی از کاربردهای کهن ریشه، خود صدای برجسته و شنیدنی اهمیت دارد. هنگامی که واژه درباره انسان به کار میرود، این صدا با ناله، تضرع یا استغاثه همراه میشود.
ثعلب، از لغویان قدیم، درباره جأر انسان آن را بلند کردن صدا در دعا توضیح داده است. راغب اصفهانی نیز این کاربرد را با شدت در دعا و تضرع پیوند میدهد و آن را به صدای جانوران تشبیه میکند.
مفردات راغب و منابع لغوی؛ صدا، دعا و تضرع
با وجود این، نباید از این تشبیه نتیجه گرفت که هر کاربرد انسانی ریشه به صدای گاو اشاره دارد. شباهت در بلند شدن و شدت صداست، نه یکسان بودن ماهیت صدای انسان و حیوان.
شاهدی از شعر کهن
در شعری منسوب به ربیعة بن مقروم ضبی، از شاعران مخضرم که دوران پیش از اسلام و پس از آن را درک کرده بود، در توصیف راهبی که شب را به عبادت میگذراند، چنین آمده است:
«جَأَّارِ سَاعَاتِ النِّيَامِ لِرَبِّهِ
حَتَّى تَخَدَّدَ لَحْمُهُ مُسْتَعْمَلِ»
یعنی: «در ساعتهایی که دیگران خوابیدهاند، پیوسته با صدای بلند پروردگارش را میخواند، تا آنجا که تنش از کوشش و عبادت شیارافتاده و فرسوده شده است.»
صورت «جَأَّار» صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعَّال» است و بر بسیار فریاد برآوردن یا شدت آن دلالت دارد. در این بیت، وصفِ راهبِ یادشده در مصرع پیشین است و با کسره، «جَأَّارِ»، خوانده میشود. در نقلها رسم «جآر» نیز دیده میشود؛ ضبط روشنِ همزه و تشدید، ساختمان واژه را بهتر نشان میدهد. شاعر فقط از خواندن آرام سخن نمیگوید، بلکه زاری و بلند کردن صدا را وصف میکند.
الأغاني؛ شاهد ربیعه، صیغهٔ مبالغه و وصفِ اشمط
این شعر از جهت شناخت کاربرد واژه در زبان ادبی کهن سودمند است. با این حال، چون شاعر مخضرم بوده و زمان سرایش همین بیت بهطور مستقل روشن نیست، نمیتوان آن را با قطعیت شاهدی متعلق به پیش از نزول قرآن معرفی کرد. این بیت در «الأغاني» در ضمنِ تصویری غزلی نقل شده است: وصفِ راهب بخشی از تصویرِ اثر زیبایی محبوب است، نه اینکه کل قطعه نیایشی مستقل باشد.
الأغاني؛ بافتِ غزلیِ ابیات و انتساب به ربیعة بن مقروم
کاربردهای دیگر: گیاه، باران و گرفتگی گلو
منابع لغوی برای همین خانواده کاربردهای دیگری نیز ثبت کردهاند. از جمله:
«جَأَرَ النَّبْتُ» درباره گیاهی گفته شده که بلند شده و رشد کرده است؛ «جَأَرَتِ الْأَرْضُ بِالنَّبَاتِ» به زمینی اشاره دارد که گیاهان آن بالا آمدهاند؛ و «نَبْتٌ جَأْرٌ» برای گیاه فراوان، تازه یا رشدکرده آمده است.
همچنین «غَيْثٌ جُؤَرٌ» برای باران فراوان و در قولی دیگر بارانِ صدادار گزارش شده است؛ این دو توضیح را نباید یک تعریفِ مورد اتفاق دانست. دربارهٔ «الجَائِر» ذیل «ج أ ر» نیز جوششِ نفس، گرفتگی یا سوزش گلو آمده است. باید این کاربردها را از «جائر» به معنای ستمگر ذیل «ج و ر» و از بعضی تعبیرهای همشکل ذیل «ج ي ر» جدا شناخت.
تاج العروس؛ گیاه، باران و جائر در معنای جسمانی
این کاربردها نشان میدهند که خانواده لغوی «ج أ ر» تنها به استغاثه انسان محدود نبوده است. اما از وجود آنها نمیتوان نتیجه گرفت که معنای اصلی و قطعی همه شاخهها «بالا آمدن»، «گسترش یافتن» یا «فشار درونی» است.
معجم الوسیط؛ جداسازی جائر ذیل جأر، جور و جیر
در کاربرد مربوط به صدا، برجستگی صوت روشن است؛ در کاربرد گیاه، بلندی و رشد مطرح میشود؛ و در کاربرد گلو، وضعیت جسمانی موضوع سخن است. پیوند تاریخی دقیق میان همه این شاخهها به شواهد مستقل نیاز دارد.
از همین رو، برای فهم کاربردهای قرآنی، معنای مستند فریاد و استغاثه نقطه آغاز مطمئنتری است.
۳. کاربردهای قرآنی ریشه
نحل ۱۶:۵۳: روی آوردن به خدا هنگام سختی
وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ
«و هر نعمتی که با شماست، از آن معبود یگانه است؛ سپس هنگامی که آسیبی به شما برسد، رو به او فریاد یاری برمیآورید.»
آیه میان برخورداری از نعمت و گرفتار شدن در سختی تقابل برقرار میکند. در وضعیت عادی، انسان ممکن است از سرچشمه نعمت غافل باشد؛ اما وقتی ضرر و دشواری او را فرا میگیرد، نیاز خود به یاری را آشکار میسازد.
تعبیر «فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ» از این جهت قابل توجه است که «إِلَيْهِ» پیش از فعل آمده است. این ساخت، جهت روی آوردن را برجسته میکند: در آن وضعیت، فریاد درخواست کمک به سوی اوست.
با این حال، برای فهم مقصود آیه باید به ادامه سخن نیز نگاه کرد. در نحل ۱۶:۵۴، آمده است که وقتی سختی از آنان برداشته میشود، گروهی از همان مخاطبان دوباره به شرک روی میآورند.
پس فریاد هنگام گرفتاری، به خودی خود، تضمینکننده پایداری شخص بر راه حق نیست. ممکن است انسان در زمان درماندگی به خدا روی آورد، اما پس از رفع مشکل دوباره به رفتار پیشین بازگردد.
در اینجا «جأر» شدت درخواست یاری را نشان میدهد، در حالی که آیه بعد مسئله وفاداری پس از رهایی را پیش میکشد. این دو موضوع مرتبطاند، اما یکسان نیستند.
مؤمنون ۲۳:۶۴: فریاد ناگهانی هنگام عذاب
حَتَّىٰ إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ
«تا هنگامی که برخورداران نازپرورده آنان را به عذاب گرفتار کنیم، ناگهان فریاد یاری برمیآورند.»
در این آیه، فریاد پس از گرفتار شدن به عذاب پدیدار میشود. تعبیر «إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ» وقوع ناگهانی این واکنش را برجسته میکند؛ کسانی که پیش از آن در رفاه و برخورداری بودهاند، اکنون با وضعیتی روبهرو شدهاند که آنان را به فریاد و استغاثه واداشته است.
واژه «مُتْرَفِيهِمْ» نیز در فهم این تصویر اهمیت دارد. آیه از گروه برخوردار و نازپرورده آنان سخن میگوید، نه اینکه این تعبیر را بدون قید به همه انسانها تعمیم دهد.
در این کاربرد، برخلاف نحل ۱۶:۵۳، جهت فریاد با حرف «إلى» تصریح نشده است. از سیاق میتوان آن را درخواست رهایی و یاری فهمید، اما نباید عبارت «به سوی خدا» را چنان داخل ترجمه پایه گذاشت که گویی در همین آیه به صراحت آمده است.
مؤمنون ۲۳:۶۵: فریادی که دیگر یاری نمیآورد
لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ
«امروز فریاد یاری برنیاورید؛ زیرا از سوی ما یاری نخواهید شد.»
آیه ادامه مستقیم صحنه پیشین است. کسانی که در هنگام عذاب فریاد برآوردهاند، با پاسخی روبهرو میشوند که از نرسیدن یاری خبر میدهد.
عبارت «لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ» در این سیاق به همان گروه و همان وضعیت مربوط است. بنابراین نمیتوان از آن ممنوعیت عمومی بلند کردن صدا در دعا یا درخواست کمک از خدا را استخراج کرد.
نکته اصلی در جمله بعد آشکار میشود: «إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ». مسئله صرفا بلند بودن صدا نیست؛ سخن از وضعیتی است که فریاد، دیگر یاری مورد انتظار را به همراه نمیآورد.
آیات بعد نیز به پیشینه رفتار مخاطبان اشاره میکنند. در مؤمنون ۲۳:۶۶، از خوانده شدن آیات خدا بر آنان و رویگردانیشان سخن رفته است. بنابراین پاسخ به فریاد در مؤمنون ۲۳:۶۵ را نمیتوان جدا از سابقه رفتار همان مخاطبان فهمید.
۴. تفاوت فریاد استغاثه با فروتنی و بازگشت حقیقی
یکی از پرسشهای مهم درباره این ریشه آن است که آیا «جأر» همیشه به معنای تضرع صادقانه و بازگشت درونی به خداست؟
برای پاسخ، توجه به آیه دیگری از همان سوره مؤمنون سودمند است:
وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ
«و بیگمان آنان را به عذاب گرفتار کردیم، اما در برابر پروردگارشان فروتنی نکردند و زاری نمیکنند.» (مؤمنون ۲۳:۷۶)
در مؤمنون ۲۳:۶۴ و مؤمنون ۲۳:۶۵، از فریاد گروهی هنگام عذاب سخن رفته است؛ ولی در مؤمنون ۲۳:۷۶، از نبود فروتنی و تضرع در برابر پروردگار گزارش میشود.
صرفِ مقایسهٔ این آیات، یکسانبودنِ دقیقِ رخداد یا مرحلهٔ توصیفشده را اثبات نمیکند. بنابراین از آنها نباید تمایزی مطلق میان دو واژه یا نفیِ هرگونه تضرع در جأر ساخت؛ منابع لغوی خود جأر را با تضرع نیز توضیح دادهاند. نتیجهٔ محدود و روشن آن است که بلندیِ فریاد بهتنهایی صداقت و پایداری درونی را اثبات نمیکند.
راغب؛ جأر با دعا و تضرع توضیح داده میشود
«جأر» میتواند واکنش آشکار انسان به فشار و درماندگی را نشان دهد؛ «تضرع» نیز در کاربرد دینی با اظهار فروتنی، درخواست و روی آوردن همراه است. این دو میتوانند در یک موقعیت جمع شوند و در توضیح لغویِ یکدیگر بیایند؛ اما از شنیدن فریاد نمیتوان بهطور قطعی توبهٔ صادقانه یا پایداری پس از رهایی را نتیجه گرفت.
انسانی ممکن است از ترس پیامدهای رفتار خود فریاد برآورد، بیآنکه از خود آن رفتار دست کشیده باشد. در مقابل، شخصی دیگر ممکن است با فروتنی و صداقت درخواست کمک کند، بیآنکه صدای بلندی داشته باشد.
از این رو، شدت فریاد معیار قطعی صداقت دعا یا توبه نیست. قرآن در ارزیابی انسان، به رفتار و موضع او در برابر حق نیز توجه میدهد؛ چنانکه در نحل ۱۶:۵۴، رفتار پس از رفع سختی اهمیت پیدا میکند و در مؤمنون ۲۳:۶۶، رویگردانی پیشین مخاطبان مطرح میشود.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در کاربرد قرآنی این ریشه، «فریاد یاری برآوردن» و «فریاد استغاثه برآوردن» از معادلهای مناسباند، زیرا هم جنبه صوتی واژه را تا اندازهای حفظ میکنند و هم حالت نیاز و درخواست کمک را نشان میدهند.
«ناله و زاری کردن» در بعضی سیاقها طبیعی و قابل دفاع است، اما به تنهایی جهت یاریخواهی را به روشنی منتقل نمیکند. «کمک خواستن» نیز معنای عمومی درخواست یاری را میرساند، ولی ممکن است شدت و برجستگی فریاد را از ترجمه حذف کند.
برای سه کاربرد قرآنی، ترجمههای زیر پیشنهاد میشوند:
نحل ۱۶:۵۳: «پس رو به او فریاد یاری برمیآورید.»
مؤمنون ۲۳:۶۴: «ناگهان فریاد یاری برمیآورند.»
مؤمنون ۲۳:۶۵: «امروز فریاد یاری برنیاورید.»
در ترجمه نحل، جهت «به سوی او» از عبارت صریح «فَإِلَيْهِ» به دست میآید. اما در ترجمه مؤمنون ۲۳:۶۴، نباید مخاطب فریاد را بدون نشان دادن مرز تفسیر به متن عربی افزود.
جمعبندی
ریشه «ج أ ر» در کاربرد قرآنی از فریاد و نالهای حکایت دارد که انسان هنگام فشار، گرفتاری یا رویارویی با عذاب برای درخواست یاری برمیآورد. جنبه شنیداری و استغاثه در این معنا به هم پیوستهاند.
در عربی کهن، کاربردهای دیگری نیز برای این خانواده ثبت شده است؛ از صدای حیوان تا رشد گیاه و برخی حالات جسمانی. این شاخهها بخشی از میدان لغوی ریشهاند، اما همه آنها را نمیتوان بدون شاهد کافی به یک تصویر مادی واحد بازگرداند.
در قرآن، نحل ۱۶:۵۳، روی آوردن انسان به خدا هنگام سختی را نشان میدهد؛ مؤمنون ۲۳:۶۴، فریاد ناگهانی در رویارویی با عذاب را تصویر میکند؛ و مؤمنون ۲۳:۶۵ از وضعیتی سخن میگوید که این فریاد دیگر یاری به همراه نمیآورد.
در نتیجه، جأر را نباید صرفا به «دعا کردن» یا «تضرع قلبی» ترجمه کرد. معنای برجسته آن در این آیات فریاد استغاثه و درخواست رهایی در هنگام درماندگی است. چنین فریادی ممکن است با بازگشت حقیقی به خدا همراه باشد، اما خود واژه نه صداقت درونی را اثبات میکند و نه از پایداری انسان بر حق پس از رفع گرفتاری خبر میدهد.