ریشهٔ ج م ح
جموح؛ پیشتاختن با شتاب و نیروی مهارنشدنی، از اسب سرکش تا گریز شتابان در قرآن
صورتهای قرآنی و لغوی
يَجْمَحُونَ
تنها صورت قرآنی؛ مضارع جمع
جَمَحَ
ثلاثی مجرد؛ فعل پایهٔ صورت قرآنی
يَجْمَحُ
صورت مفرد مضارع
جَمْح
مصدر؛ غیرقرآنی
جِمَاح
مصدر؛ غیرقرآنی
جُمُوح
مصدر؛ غیرقرآنی
جَامِح
اسم فاعل؛ غیرقرآنی
جَمُوح
وصف بر وزن فعول؛ غیرقرآنی
جَمْحَة
یک نوبت حرکت؛ غیرقرآنی
جُمَّاح
تیر گردسر؛ غیرقرآنی
جُمَّاحَة
صورت گیاهی؛ غیرقرآنی
جَمَامِيح
صورت جمع؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ سهحرفی «ج م ح» در زبان عربی با حرکت سریع، پیشتاختن با نیرو و شتابی که بهآسانی بازداشته نمیشود ارتباط دارد. از همین خانواده، «جَمَحَ» به معنای شتاب گرفت یا پیش تاخت، «جِمَاح» و «جُمُوح» برای توصیف این حرکت، و «جَامِح» و «جَمُوح» برای وصف انسان یا حیوانی که با شتاب پیش میرود یا از مهار بیرون میشود، شناخته شدهاند.
یکی از روشنترین کاربردهای این ریشه درباره اسب است. اسبی که ناگهان با نیروی فراوان پیش میتازد و سوارکار نمیتواند بهآسانی آن را متوقف کند، «فَرَسٌ جَمُوحٌ» نامیده میشود.
اما در عربی کهن، جموح اسب همیشه عیب شمرده نشده است. لغویان میان اسبی که از فرمان سوارکار بیرون میشود و اسبی که از نشاط و توان فراوان به سرعت حرکت میکند تفاوت گذاشتهاند.
در کاربرد نخست، جموح میتواند نشانه سرکشی و دشواری مهار حیوان باشد. در کاربرد دوم، نشانه سرعت، نشاط و توان بالای حرکت است.
این تفاوت اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که «ج م ح» به خودی خود عنوانی برای گناه، سرکشی اخلاقی یا رفتار ناپسند نیست. وصف مثبت یا منفی از وضعیت و سیاق شناخته میشود.
در زبان عربی، این خانواده درباره انسان نیز به کار رفته است. شخصی که با شتاب و اصرار به سوی هدفی میرود، بهگونهای که بازداشتن او دشوار است، میتواند با فعل «جَمَحَ» توصیف شود. همچنین، فردی که بیمهار از خواسته و میل خود پیروی میکند، «جَامِح» یا «جَمُوح» نامیده شده است.
در کاربرد دیگری، از کشتیای سخن میرود که از مسیر مورد نظر ناخدایان خارج میشود و دیگر بهآسانی مهار نمیگردد.
این نمونهها در یک ویژگی مشترکاند: حرکت یا پیشروی نیرومندی که از حد معمول شتاب یا مهارپذیری فراتر میرود.
بااینحال، نباید همه آنها را یک رخداد دانست. حرکت سریع اسب، گریختن انسان و خارج شدن کشتی از مسیر، از نظر علت، اختیار و پیامد متفاوتاند.
قرآن ریشهٔ «ج م ح» را تنها یک بار، در توبه ۹:۵۷، به صورت «يَجْمَحُونَ» به کار برده است:
پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در توبه ۹:۵۷
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
در این آیه، سخن از گروهی است که اگر پناهگاه، غار یا راه ورود به جایی پنهان مییافتند، با شتاب به سوی آن میرفتند.
از نظر سیاق، موضوع ترس و میل شدید به یافتن راه گریز است.
اما خود «يَجْمَحُونَ» به معنای ترسیدن نیست؛ بلکه شیوه حرکت آنان را بیان میکند: شتابی شدید و پیشرویای که گویی مانعی بهآسانی نمیتواند آن را متوقف سازد.
در نتیجه، برای فهم این ریشه باید میان سرعت، سرکشی، گریز و ترس تفاوت گذاشت.
سرعت و پیشتاختن از معانی اصلی خانوادهاند. سرکشی میتواند در بعضی کاربردها حضور داشته باشد. گریز، نوع حرکت در سیاق توبه ۹:۵۷ است و ترس از آیه پیشین شناخته میشود.
این چهار مفهوم مرتبطاند، اما مترادف کامل نیستند. معنای کوتاه ریشه: پیشروی و شتاب نیرومندی که بازداشتن آن دشوار میشود؛ در وصف اسب، هم سرعت ستوده و هم سرکشی.
۲. هسته معنایی ریشه در عربی کهن
پیشروی با غلبه و نیرو
ابن فارس در مقاییس اللغة مینویسد:
الْجِيمُ وَالْمِيمُ وَالْحَاءُ أَصْلٌ وَاحِدٌ مُطَّرِدٌ، وَهُوَ ذَهَابُ الشَّيْءِ قُدُمًا بِغَلَبَةٍ وَقُوَّةٍ.
ترجمه: «جیم، میم و حاء یک اصل معنایی پیوسته دارند و آن پیش رفتن چیزی با غلبه و نیروست.»
این تعریف، هسته اصلی ریشه را روشن میکند.
«ذَهَابُ الشَّيْءِ قُدُمًا» به پیش رفتن چیزی اشاره دارد.
«بِغَلَبَةٍ وَقُوَّةٍ» نشان میدهد که حرکت با نیرو و غلبه همراه است.
در چنین حرکتی، شخص یا موجود تنها از جایی به جای دیگر نمیرود، بلکه با شدتی پیش میرود که بازداشتن آن دشوار میشود.
بااینحال، «غَلَبَة» در این تعریف لزوما به معنای شکست دادن دشمن نیست.
ممکن است اسب با نیروی خود بر مهار سوارکار غلبه کند. ممکن است انسانی چنان با شتاب حرکت کند که موانع معمول او را بازندارند.
در هر دو، نیروی حرکت برجسته است، نه ضرورتا پیروزی نظامی یا اخلاقی.
بنابراین، «جَمَحَ» را نباید در تمام کاربردها به «غلبه کرد» یا «پیروز شد» ترجمه کرد.
اسب جموح
در لسان العرب آمده است:
وَجَمَحَ الْفَرَسُ بِصَاحِبِهِ جَمْحًا وَجِمَاحًا: ذَهَبَ يَجْرِي جَرْيًا غَالِبًا وَاعْتَزَّ فَارِسَهُ وَغَلَبَهُ.
ترجمه: «اسب با سوار خود جمح کرد؛ یعنی با نیرویی غالب به دویدن پرداخت و از مهار سوارکار بیرون شد و بر او غلبه یافت.»
در این تصویر، اسب زنده و در حال حرکت است.
سوارکار میکوشد جهت یا سرعت آن را کنترل کند، اما حیوان با نیروی خود پیش میرود.
پس جموح تنها به معنای داشتن سرعت زیاد نیست؛ در کاربرد مربوط به سرکشی اسب، دشواری مهار نیز حضور دارد.
اما باید توجه داشت که حرکت سریع و نافرمانی دو ویژگی متفاوتاند.
اسبی ممکن است سریع بدود و در عین حال از فرمان سوارکار پیروی کند.
در مقابل، اسبی ممکن است به سبب ترس یا بیقراری، حتی بدون سرعت بسیار زیاد، کنترل خود را دشوار سازد.
از همین رو، لغویان دو کاربرد نزدیک اما متفاوت برای «فَرَسٌ جَمُوحٌ» ثبت کردهاند.
جموحِ نکوهیده و جموحِ ستوده
ازهری در تهذیب اللغة توضیح میدهد که «جموح» در وصف اسب دو معنا دارد.
نخست، اسبی که عادت دارد از اختیار سوارکار بیرون شود و به فرمان او بازنگردد.
در چنین وضعیتی، جموح عیب شمرده میشود.
دوم، اسبی که سریع، پرنشاط و آماده دویدن است.
در این کاربرد، جموح صفتی پسندیده است و نشانه توان حرکت حیوان به شمار میرود.
ثعالبی نیز همین تفاوت را در فقه اللغة نقل کرده است.
این گزارش اهمیت ویژهای برای پژوهش قرآنی دارد.
اگر جموح در زبان عربی همیشه به معنای نافرمانی نکوهیده بود، نمیتوانست در شعر ستایش اسب بهعنوان صفتی مثبت به کار رود.
در نتیجه، نباید «ج م ح» را از آغاز به معنای «طغیان»، «گناه» یا «سرپیچی از حق» محدود کرد.
هسته مشترک، حرکت نیرومند و شتابی است که بازداشتن آن دشوار میشود؛ اما ارزش آن از متعلق و سیاق شناخته میشود.
لسان و تهذیب؛ دو کاربرد اسب جموح
«جَمَحَ إِلَيْهِ»؛ شتاب گرفتن به سوی چیزی
در لسان العرب آمده است:
وَجَمَحَ إِلَيْهِ أَيْ أَسْرَعَ.
ترجمه: «و به سوی آن جمح کرد؛ یعنی شتاب کرد.»
این کاربرد از نظر ساختمان به توبه ۹:۵۷ بسیار نزدیک است.
در آن آیه، «إِلَيْهِ» مقصد حرکت را مشخص میکند و «يَجْمَحُونَ» شیوه حرکت را بیان مینماید.
پس سخن از حرکت سریع و نیرومند به سوی پناهگاه احتمالی است.
بااینحال، در آیه فعل «لَوَلَّوْا» نیز حضور دارد که به روی گرداندن و رفتن به سوی مقصد مربوط است.
بنابراین، معنای «يَجْمَحُونَ» را نباید با تمام معنای جمله یکی گرفت.
۳. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
«جَمَحَ»؛ شتاب گرفت و پیش تاخت
«جَمَحَ» فعل ثلاثی مجرد است و مضارع آن «يَجْمَحُ» آمده است.
مصدرهای شناختهشده آن «جَمْح»، «جِمَاح» و «جُمُوح» هستند.
در کاربرد مربوط به حرکت، این فعل به شتاب گرفتن، پیش تاختن و دشوار شدن بازداشتن حرکت اشاره دارد.
اگر فاعل اسب باشد، ممکن است رم کردن یا حرکت از کنترل خارجشده منظور باشد.
اگر فاعل انسان باشد، ممکن است به شتاب شدید یا پیشروی بیپروا اشاره کند.
معنای دقیق باید از سیاق شناخته شود.
«جَامِح»؛ پیشتاز یا سرکش
«جَامِح» اسم فاعل از «جَمَحَ» است.
در وصف حیوان، میتواند به اسبی اشاره کند که با شتاب پیش میتازد یا از مهار بیرون میشود.
در وصف انسان نیز ممکن است شخصی را معرفی کند که با اصرار و بیپروایی به سوی خواسته خود میرود.
اما خود واژه تعیین نمیکند که آن خواسته درست یا نادرست است.
در بعضی کاربردهای انسانی، جموح به پیروی بیمهار از میل شخص مربوط شده و بار منفی پیدا کرده است.
این بار منفی از متعلق رفتار شناخته میشود.
«جَمُوح»؛ تندرو و دشوارمهار
«جَمُوح» بر وزن «فَعُول» است.
این وصف درباره اسب و دیگر حیوانات به کار رفته است.
در لسان العرب تصریح شده که «جَمُوح» در وصف اسب نر و ماده قابل استفاده است.
پس نباید از صورت ظاهری واژه نتیجه گرفت که حتما حیوان نر منظور است.
در کاربرد مربوط به سرکشی، «جموح» میتواند به حیوانی اشاره کند که مهار آن دشوار است.
در کاربرد ستایشآمیز، اسبی سریع و پرنشاط است.
بنابراین، «جموح» یک وصف با دو کاربرد سیاقی نزدیک است و نباید همیشه تنها «سرکش» ترجمه شود.
«جِمَاح» و «جُمُوح»
«جِمَاح» و «جُمُوح» هر دو در منابع لغوی برای حرکت شدید و پیشتاختن ثبت شدهاند.
ازهری میان بعضی کاربردهای آنها تفاوت گذاشته است.
در توضیح او، «جِمَاح» میتواند در وصف نافرمانی اسب به کار رود، در حالی که «جُمُوح» در کاربرد مثبت، به سرعت و نشاط حیوان مربوط است.
اما نباید این تفاوت را بدون توجه به شواهد به قانونی مطلق درباره تمام کاربردهای عربی تبدیل کرد.
در بعضی منابع، هر دو مصدر برای فعل جمح گزارش شدهاند.
در نتیجه، معنای دقیق آنها باید از جمله و متعلق فعل شناخته شود.
«جَمْحَة»؛ یک نوبت حرکت یا سرکشی
«جَمْحَة» در بعضی گزارشهای لغوی به یک نوبت حرکت جموحآمیز اشاره دارد.
در چنین کاربردی، ساختمان اسم میتواند یک رخداد یا نوبت از فعل را معرفی کند.
اما این صورت در قرآن نیامده است.
همچنین، نباید هر حرکت سریع یا هر بار دویدن را بدون قرینه «جمحة» نامید.
«جُمَّاح»؛ ابزار کوچک پرتابی
در عربی کهن، «جُمَّاح» نام نوعی تیر یا وسیله کوچک پرتابی بوده است.
در بعضی تعریفها، سر آن به جای پیکان تیز، گرد و بیتیغه بوده است.
این وسیله در بازی و تمرین تیراندازی کودکان یا در بعضی شیوههای شکار نیز به کار میرفته است.
در لسان العرب، درباره جنس و شکل سر آن گزارشهای متفاوتی آمده است.
برخی از گل یا خمیر خرما سخن گفتهاند و برخی آن را تیر کوچکی با سر گرد معرفی کردهاند.
این کاربرد باید از «جِمَاح» به معنای پیشتاختن جدا شناخته شود.
صرف شباهت لفظی برای اثبات اینکه این ابزار دقیقا از تصویر اسب سرکش نامگذاری شده، کافی نیست.
«جَمَامِيح» و «جُمَّاحَة»
در منابع گیاهشناسی عربی کهن، «جُمَّاحَة» درباره بخشهایی از بعضی گیاهان به کار رفته است که در انتهای آنها ساختاری شبیه خوشه یا سرِ نرم دیده میشود.
«جَمَامِيح» نیز برای جمع برخی صورتهای مربوط ثبت شده است.
این کاربرد از نظر شکل میتواند با ابزار گردسرِ یادشده شباهت داشته باشد.
اما نباید از این شباهت، تاریخ اشتقاقی قطعی ساخت.
در قرآن، هیچیک از این صورتهای گیاهی یا مربوط به ابزار پرتابی نیامدهاند.
۴. جموح در حرکت انسان، کشتی و بازی
انسان جموح
در لسان العرب آمده است:
وَالْجَمُوحُ مِنَ الرِّجَالِ: الَّذِي يَرْكَبُ هَوَاهُ فَلَا يُمْكِنُ رَدُّهُ.
ترجمه: «جموح از مردان کسی است که از خواسته و میل خود پیروی میکند، بهگونهای که بازداشتن او دشوار است.»
در این کاربرد، حرکت جسمانی به رفتار و تصمیم انسان گسترش یافته است.
شخص ممکن است چنان به سوی خواسته خود پیش رود که اندرز، مخالفت یا هشدار دیگران او را بازندارد.
در اینجا، جموح با اصرار و بیمهار بودن رفتار ارتباط پیدا میکند.
اما نباید هر پایداری و استواری در تصمیم را جموح نکوهیده دانست.
ممکن است انسانی در برابر تهدید و فشار، بر حق پافشاری کند. چنین پایداریای ضرورتا سرکشی از روی هوس نیست.
پس جموح انسانی هنگامی بار نکوهشی پیدا میکند که پیروی از خواسته شخص با بیتوجهی به حق، عقل یا مسئولیت همراه شود.
خود ریشه، معیار کامل حق و باطل را تعیین نمیکند.
زنانی که خانه همسر را ترک میکنند
در لسان العرب آمده است:
جَمَحَتِ الْمَرْأَةُ مِنْ زَوْجِهَا: خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهِ إِلَى أَهْلِهَا قَبْلَ أَنْ يُطَلِّقَهَا.
ترجمه: «زن از همسر خود جمح کرد؛ یعنی پیش از طلاق، از خانه او بیرون رفت و نزد خانوادهاش رفت.»
در این کاربرد، خروج از خانه و رفتن به سوی خانواده با فعل جمح بیان شده است.
در توضیحهای لغوی، این رفتار غالبا با ترک ناگهانی رابطه و بیرون رفتن برخلاف انتظار همراه است.
اما از خود فعل نمیتوان درباره درستی یا نادرستی تصمیم زن حکم قطعی صادر کرد.
ممکن است شخصی از سر خشم یا شتاب تصمیم بگیرد. در موقعیت دیگری، ممکن است ترک خانه برای دور شدن از خطر یا رفتار ظالمانه باشد.
داوری اخلاقی و حقوقی درباره چنین رفتاری به شرایط واقعی نیاز دارد.
آنچه در پژوهش ریشه روشن است، کاربرد جمح درباره حرکت و ترک ناگهانی جایگاه پیشین است.
کشتی جموح
در لسان العرب آمده است:
جَمَحَتِ السَّفِينَةُ تَجْمَحُ جُمُوحًا: تَرَكَتْ قَصْدَهَا فَلَمْ يَضْبِطْهَا الْمَلَّاحُونَ.
ترجمه: «کشتی جموح کرد؛ یعنی از مسیر مورد نظر خود بیرون رفت و دریانوردان نتوانستند آن را مهار کنند.»
در این کاربرد، موضوع نه اسب است و نه انسان.
کشتی ممکن است بر اثر باد، جریان آب یا عامل دیگری از جهت مورد نظر منحرف شود.
در چنین وضعیتی، حرکت از کنترل معمول بیرون میرود.
این مثال نشان میدهد که «ج م ح» میتواند درباره چیزی غیرزنده نیز به کار رود.
اما خود فعل علت دقیق انحراف کشتی را تعیین نمیکند.
همچنین، انحراف از مسیر ضرورتا به معنای غرق شدن یا نابودی کشتی نیست.
ممکن است حرکت با دشواری مهار شود و سپس کشتی دوباره به مسیر بازگردد.
پس معنای جموح در اینجا از کنترل خارج شدن حرکت است، نه وقوع حتمی حادثه یا نابودی.
بازی کودکان با استخوانهای کوچک
در عربی، کاربردی مانند «جَمَحُوا بِكِعَابِهِمْ» درباره بازی با استخوانهای کوچک یا مهرههای بازی ثبت شده است.
در این کاربرد، کودکان با ضربه یا پرتاب، یکی از مهرهها را از جایگاهش حرکت میدهند.
ابن فارس نیز چنین کاربردی را گزارش کرده، اما درباره نسبت دقیق آن با اصل ریشه احتیاط کرده است.
این احتیاط مهم است.
ممکن است حرکت سریع و بیرون راندن مهره از جایگاه، با میدان معنایی جمح ارتباط داشته باشد.
اما نباید تمام جزئیات بازی یا شکل ابزار را بدون شاهد به معنای نخستین ریشه تبدیل کرد.
۵. شواهد شعر عربی کهن
اسب تندرو در شعر منسوب به امرؤالقیس
در لسان العرب، بیتی از امرؤالقیس درباره اسبی سریع و پرنشاط نقل شده است:
جَمُوحًا مَرُوحًا وَإِحْضَارُهَا
كَمَعْمَعَةِ السَّعَفِ الْمُوقَدِ
ترجمه: «اسبی پرشتاب و پرنشاط است؛ و دویدن تند آن همچون غوغای برگهای نخل در آتش افروخته است.»
در این بیت، «جَمُوحًا» وصف اسب است.
«مَرُوحًا» به نشاط و چالاکی حیوان مربوط است.
«إِحْضَار» نیز در این سیاق، دویدن تند اسب را بیان میکند.
شاعر صدای حرکت اسب را به صدای برگهای نخل در آتش تشبیه میکند.
این تصویر برای ستایش توان و سرعت اسب به کار رفته است.
در لسان العرب، بیت پیشین چنین نقل شده است:
وَأَعْدَدْتُ لِلْحَرْبِ وَثَّابَةً
جَوَادَ الْمَحَثَّةِ وَالْمُرْوَدِ
ترجمه: «و برای جنگ، اسبی آماده کردهام که جهنده و چالاک است و هم هنگام برانگیختن و هم هنگام مدارا با آن، توانمند است.»
فراء؛ برانگیختن اسب و مدارا با آن
این بیت نشان میدهد که وصف جموح در ادامه ستایش اسب آمده است.
پس «جموح» در اینجا عیب سرکشی و نافرمانی نیست؛ بلکه به سرعت و نیروی حیوان مربوط است.
اما درباره ضبط بیت دوم اختلاف مهمی وجود دارد.
در لسان العرب و فقه اللغة، صورت «جَمُوحًا مَرُوحًا» آمده است.
در جمهرة اللغة ابن درید، همین شاهد با صورت «جَنُوحًا مَرُوحًا» ثبت شده است.
«جَنُوح» از ریشه «ج ن ح» است و به میل کردن یا متمایل شدن مربوط میشود.
این اختلاف نشان میدهد که صورت بیت در تمام منابع یکسان نیست.
بنابراین، بیت برای شناخت کاربرد ستایشآمیز «جموح» در سنت لغوی اهمیت دارد، اما نباید اختلاف ضبط آن پنهان شود.
امرؤالقیس از شاعران شناختهشده جاهلی است. بااینحال، استفاده دقیق از این بیت بهعنوان شاهد ریشه «ج م ح» باید با توجه به اختلاف روایت انجام شود.
جمهرة اللغة؛ روایت جنوحا مروحا
شتاب بیمهار در شعری با انتساب نامعلوم
در مقاییس اللغة و لسان العرب آمده است:
خَلَعْتُ عِذَارِي جَامِحًا مَا يَرُدُّنِي
عَنِ الْبِيضِ أَمْثَالِ الدُّمَى زَجْرُ زَاجِرِ
ترجمه: «مهار خود را کنار نهادهام و بیپروا پیش میروم؛ هیچ بازدارندهای مرا از زنان سپیدرو و زیباروی بازنمیدارد.»
در این بیت، شاعر از تصویر مهار اسب برای توصیف رفتار خود استفاده کرده است.
«عِذَار» در کاربرد مربوط به حیوان، به بخشی از مهار یا افسار اشاره دارد.
«خَلَعْتُ عِذَارِي» در این تصویر، کنار گذاشتن مهار و بازدارندگی است.
«جَامِحًا» نیز حالت کسی را بیان میکند که بیپروا به سوی خواسته خود میرود.
در اینجا، حرکت جسمانی اسب به رفتار انسانی منتقل شده است.
اما نباید از بیت نتیجه گرفت که «ج م ح» همیشه به معنای شهوت یا رابطه جنسی است.
موضوع عشق و زنان از دیگر واژههای همان بیت شناخته میشود.
«جَامِحًا» شیوه پیشروی و مهارنشدن شخص را بیان میکند.
نام شاعر و زمان سرایش بیت در نقلهای بررسیشده روشن نیست. بنابراین، نمیتوان آن را با قطعیت شعر جاهلی معرفی کرد.
مقاییس؛ شاهد نامعینِ خلعت عذاری
ارزش آن در ثبت یک کاربرد عربی برای جموح انسان است.
بیابان دشوار در شعر ذوالرمه
ذوالرمه، شاعر دوره اموی، میگوید:
وَرُبَّ مَفَازَةٍ قُذُفٍ جَمُوحٍ
تَغُولُ مُنَحِّبَ الْقَرَبِ اغْتِيَالًا
ترجمه نزدیک به سیاق: «چه بسیار بیابان دور و دشواری که حتی رهرو کوشای راهِ آب را فرسوده و از پا درمیآورد.»
در این بیت، «جَمُوح» وصف بیابان است.
«قُذُف» به دوری و دشواری گذر از سرزمین اشاره دارد.
در این کاربرد، بیابان موجودی زنده نیست که مانند اسب از سوارکار نافرمانی کند.
شاعر از همان تصویر حرکت و مهارنشدن، برای بیان دشواری و پهناوری بیابان استفاده کرده است.
گویی مسیر چنان دشوار و گسترده است که رهرو نمیتواند آن را بهآسانی تحت اختیار بگیرد.
اما این خوانش، تحلیل تصویر شعری است و نباید به معنای مستقیم «جموح» در تمام جملههای عربی تبدیل شود. «القَرَب» در اینجا به رفتن به سوی آب مربوط است، نه «القُرْب» به معنای نزدیکی معمول.
لسان؛ شاهد ذوالرمه و القَرَب در راه آب
ذوالرمه شاعر دوره اموی است؛ بنابراین، این بیت شاهد عربی پس از نزول قرآن است، نه شعر جاهلی.
بیت منسوب به مهلهل؛ شاهدی با انتساب نامطمئن
طبری در توضیح توبه ۹:۵۷ این بیت را به مهلهل نسبت داده است:
لَقَدْ جَمَحْتُ جِمَاحًا فِي دِمَائِهِمُ
حَتَّىٰ رَأَيْتُ ذَوِي أَحْسَابِهِمْ خَمَدُوا
ترجمه: «در خونریزی آنان چنان بیوقفه پیش تاختم که دیدم صاحبان منزلتشان از پا افتادند.»
این بیت، اگر انتساب آن درست باشد، کاربرد جمح را در زمینه نبرد و پیشروی شدید نشان میدهد.
اما درباره اعتبار آن باید احتیاط کرد.
محمود محمد شاکر، مصحح تفسیر طبری، در یادداشت خود نوشته است که این بیت را در آنچه از اشعار مهلهل دیده، نیافته است.
همچنین، در برخی منابع، مصراع دوم با ضبط متفاوتی نقل شده است.
بنابراین، انتساب بیت به مهلهل تأیید قطعی ندارد.
از این رو، نباید آن را شاهد مسلم شعر جاهلی دانست.
ارزش آن در این پژوهش، گزارش یک کاربرد واژه در سنت تفسیری و لغوی است؛ نه اثبات قطعی تاریخ سرایش آن.
طبری؛ بیت منسوب به مهلهل و تردید مصحح
نتیجه شواهد شعری
شواهد بررسیشده نشان میدهند که «ج م ح» در چند زمینه به کار رفته است: سرعت ستوده اسب، پیشروی بیمهار انسان، حرکت دشوار و گریزناپذیر در تصویر بیابان و پیشروی شدید در نبرد.
در همه این کاربردها، شتاب، نیرو یا دشواری بازداشتن حرکت حضور دارد.
اما ارزش اخلاقی یا عملی آنها متفاوت است.
سرعت اسب میتواند ستوده باشد.
پیروی بیمهار از میل ممکن است نکوهیده باشد.
پیشروی جنگی میتواند در سیاقی مثبت یا منفی ارزیابی شود.
بیابان نیز اساسا موضوع داوری اخلاقی نیست.
بنابراین، معنای ریشه را باید از ارزشگذاری درباره متعلق آن جدا نگه داشت.
۶. کاربرد قرآنی؛ توبه ۹:۵۷
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان:
«اگر پناهگاهی یا غارهایی یا راه ورودیای مییافتند، شتابان به سوی آن روی میآوردند.»
این آیه تنها کاربرد قرآنی ریشه «ج م ح» را در خود دارد.
در اینجا، «يَجْمَحُونَ» درباره گروهی از انسانهاست، نه اسبان یا حیوانات.
اما تصویر سرعت و دشواری بازداشتن حرکت، با کاربرد شناختهشده درباره اسب جموح ارتباط دارد.
«لَوْ يَجِدُونَ»؛ وضعیتی فرضی
آیه با «لَوْ» آغاز میشود.
در این ساخت، وضعیتی فرضی مطرح است: اگر آنان پناهگاهی، غارهایی یا محل ورود و پنهان شدن مییافتند، به سوی آن میرفتند.
پس آیه لزوما گزارشی درباره یک گریز واقعشده در همان لحظه نیست.
سخن از آمادگی و میل شدید آنان برای ترک موقعیت کنونی است، اگر چنین راهی فراهم شود.
این تفاوت اهمیت دارد.
نباید از آیه نتیجه گرفت که گروه یادشده حتما در همان زمان از شهر گریخته یا در غاری پنهان شده است.
آنچه بیان شده، واکنش احتمالی و بسیار شتابان آنان در صورت یافتن راه گریز است.
«مَلْجَأً»؛ پناهگاه
«مَلْجَأ» از ریشه «ل ج أ» است.
این واژه به جایی اشاره دارد که شخص برای در امان ماندن از خطر به آن پناه میبرد.
در آیه، پناهگاه یکی از گزینههایی است که اگر آن گروه مییافتند، به سویش میرفتند.
اما معنای پناهگاه از خود «مَلْجَأ» به دست میآید، نه از ریشه «ج م ح».
«ج م ح» شیوه حرکت به سوی آن را توضیح میدهد.
«مَغَارَاتٍ»؛ غارها
«مَغَارَات» جمع «مَغَارَة» است.
در این سیاق، غارهایی را معرفی میکند که میتوانند محل پنهان شدن باشند.
غار و پناهگاه از نظر کاربرد میتوانند به یکدیگر نزدیک باشند، اما کاملا یک معنا نیستند.
پناهگاه ممکن است دژ، ساختمان یا محل حفاظتشده دیگری باشد.
غار، فضای طبیعی یا حفرهای در دل زمین یا کوه است.
در این آیه، نام بردن هر دو، گزینههای مختلف گریز و پنهان شدن را پیش چشم خواننده قرار میدهد.
«مُدَّخَلًا»؛ راه ورود یا جای نفوذ
«مُدَّخَلًا» در منابع لغوی و تفسیری به راه ورود، گذرگاه تنگ یا جایی مربوط شده است که شخص بتواند در آن داخل شود.
طبری آن را به گذرگاهی در زمین توضیح داده است.
در ترجمه فرقان، «راه ورودی» آمده است.
این برگردان معنای عمومی را حفظ میکند.
اما در تحلیل سیاقی میتوان توضیح داد که چنین ورودیای ممکن است راهی به محل پنهان شدن یا دور شدن از دسترس دیگران باشد.
بااینحال، نباید بدون شاهد، این واژه را فقط «تونل زیرزمینی» معنا کرد؛ زیرا گزارشهای لغوی درباره صورت دقیق محل ورود متفاوتاند.
«لَوَلَّوْا إِلَيْهِ»؛ روی آوردن به سوی مقصد
«لَوَلَّوْا» در این جمله از فعل «وَلَّىٰ» است.
در این ساخت، روی گرداندن از موقعیت پیشین و رفتن به سوی مقصد مطرح است.
«إِلَيْهِ» نیز جهت حرکت را مشخص میکند.
از نظر معنایی، اگر یکی از راههای پناه گرفتن برای آنان فراهم میشد، به سوی همان گزینه روی میآوردند.
بنابراین، حرکت جهت مشخصی دارد.
آنان صرفا بیهدف در اطراف نمیدوند، بلکه در پی مقصدی هستند که بتوانند در آن پنهان شوند یا از وضعیت کنونی فاصله بگیرند.
این نکته برای فهم «يَجْمَحُونَ» نیز اهمیت دارد.
جموح در این آیه به معنای نداشتن هیچ جهت یا مقصدی نیست؛ بلکه به شتاب شدید در رفتن به سوی مقصدی معین اشاره دارد.
«وَهُمْ يَجْمَحُونَ»؛ شیوه حرکت
«يَجْمَحُونَ» فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر، از ثلاثی مجرد «جَمَحَ» است.
ریشه آن «ج م ح» و صورت مفرد آن «يَجْمَحُ» است.
«وَهُمْ يَجْمَحُونَ» جملهای حالیه است؛ یعنی وضعیت آنان را هنگام روی آوردن به سوی پناهگاه بیان میکند.
در اینجا، «وَ» حرف حالیه است و «هُمْ» ضمیر جمع به همان گروه بازمیگردد.
پس جمله، عمل جداگانهای پس از رفتن به سوی پناهگاه را بیان نمیکند، بلکه چگونگی همان حرکت را روشن میسازد.
به بیان دیگر، آنان به سوی مقصد میروند، در حالی که شتابان و با نیرویی مهارنشدنی پیش میتازند.
زجاج در توضیح این تعبیر گفته است که آنان چنان شتاب میکنند که چیزی بهآسانی نمیتواند جهت حرکتشان را بازگرداند.
این توضیح با تصویر اسب جموح ارتباط دارد.
اما از آن نباید نتیجه گرفت که انسانهای یادشده واقعا اختیار یا آگاهی خود را بهطور کامل از دست دادهاند.
آیه از شدت شتاب و میل به گریز سخن میگوید، نه از نداشتن عقل یا بیهوشی.
لسان؛ توضیح زجاج درباره یجمحون
آیا «يَجْمَحُونَ» به معنای فرار میکنند است؟
در سیاق آیه، بله؛ جموح با گریز ارتباط پیدا کرده است.
اما از نظر ریشهشناسی، «ج م ح» و «ف ر ر» یک معنا ندارند.
«فَرَّ» به گریختن و دور شدن از خطر مربوط است.
«جَمَحَ» به حرکت سریع و نیرومند، با دشواری بازداشتن آن، اشاره دارد.
در توبه ۹:۵۷، این دو جنبه به هم نزدیک شدهاند: آنان میخواهند بگریزند و اگر راهی پیدا کنند، با شتاب شدید میروند.
بنابراین، «شتابان میگریختند» میتواند ترجمه تفسیری مناسبی برای مجموع تصویر باشد.
اما معنای خود «يَجْمَحُونَ» را نباید تنها «فرار میکنند» دانست؛ زیرا ویژگی شتاب و پیشتاختن در آن برجسته است.
۷. سیاق آیه؛ ترس، ادعای تعلق و میل به گریز
توبه ۹:۵۶؛ ترس پشت ادعای همراهی
وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان:
«و به آن معبود یگانه سوگند میخورند که از شمایند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه مردمیاند که میترسند.»
این آیه بلافاصله پیش از کاربرد «يَجْمَحُونَ» قرار دارد.
در آن، گروهی از اشخاص سوگند میخورند که به جماعت مؤمنان تعلق دارند.
اما قرآن میگوید چنین نیست و سپس ویژگی ترس را درباره آنان بیان میکند.
در اینجا، «يَفْرَقُونَ» از ریشه «ف ر ق» در کاربرد مربوط به ترس است.
پس ترس در آیهٔ ۵۶ صریحا بیان شده است.
در آیهٔ بعد، قرآن تصویر میکند که اگر پناهگاهی بیابند، با شتاب بسیار به سوی آن میروند.
بنابراین، دو آیه با یکدیگر ارتباط روشن دارند.
آیهٔ نخست، ترس را معرفی میکند.
آیهٔ دوم، رفتار احتمالی این گروه را در صورت یافتن راه گریز توصیف مینماید.
اما نباید معنای این دو فعل را ادغام کرد.
«يَفْرَقُونَ» درباره ترس است.
«يَجْمَحُونَ» درباره شدت حرکت و شتاب است.
آیا خود ترس نشانه نفاق است؟
خیر.
ترس، واکنشی طبیعی در زندگی انسان است.
ممکن است انسان از خطر، بیماری، جنگ یا آسیب رسیدن به دیگران بترسد.
در قرآن نیز درباره پیامبران و دیگر اشخاص، حالات ترس در موقعیتهای مختلف گزارش شده است.
بنابراین، از توبه ۹:۵۶ و توبه ۹:۵۷ نمیتوان نتیجه گرفت که هر انسان ترسو یا هر کسی که برای نجات جان خود پناه میجوید، منافق است.
آیه درباره گروه مشخصی سخن میگوید که ادعای تعلق و همراهی میکنند، در حالی که حقیقت رفتار و جهتگیری آنان با آن ادعا سازگار نیست.
ترس، در این سیاق، یکی از ویژگیهایی است که وضعیت آنان را روشن میکند.
پس نقد قرآنی متوجه یک وضعیت مشخص از ادعا و رفتار است؛ نه خود غریزه ترس یا اصل پناه گرفتن در هنگام خطر.
آیا گریز شتابان همیشه ناپسند است؟
خیر.
انسان ممکن است از آتشسوزی، سیلاب، فروریختن ساختمان یا حمله ناحق بگریزد.
در چنین وضعیتی، شتاب میتواند برای حفظ جان ضروری باشد.
از سوی دیگر، ممکن است فردی برای فرار از مسئولیت، پنهان کردن جرم یا ترک عهد خود شتاب کند.
در هر دو حالت، حرکت سریع ممکن است رخ دهد، اما ارزش اخلاقی آن متفاوت است.
در توبه ۹:۵۷، جموح در سیاق گروهی آمده است که قرآن پیشتر از ادعای نادرست همراهی و ترس آنان سخن گفته است.
بنابراین، نکوهش از مجموعه رفتار و جهتگیری آنان شناخته میشود.
خود شتاب، بدون توجه به علت و هدف آن، معیار اخلاقی کافی نیست.
توبه ۹:۵۸؛ رفتار منفعتمحور
وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ
ترجمهٔ موجود فرقان:
«و از آنان کسی است که درباره صدقات بر تو خرده میگیرد؛ پس اگر از آن به آنان داده شود، خشنود میشوند و اگر داده نشود، ناگهان خشمگین میشوند.»
این آیه پس از توصیف جموح آمده است.
در آن، از گروهی سخن میرود که رضایت و نارضایتی آنان با دریافت یا دریافت نکردن صدقات ارتباط دارد.
در نتیجه، در چند آیه نزدیک، قرآن رفتار کسانی را نشان میدهد که ادعای همراهی دارند، اما واکنشهایشان با ترس، میل به گریز و منفعت شخصی پیوند پیدا میکند.
بااینحال، نباید از این نزدیکی نتیجه گرفت که «ج م ح» در اصل به معنای طمع مالی یا خرده گرفتن درباره صدقات است.
این رفتارها از عبارتهای دیگر شناخته میشوند.
«يَجْمَحُونَ» همچنان شدت شتاب و پیشروی را بیان میکند.
ظاهر همراهی و آمادگی برای ترک جماعت
در توبه ۹:۵۶، گروه یادشده سوگند میخورند که از مؤمناناند.
در توبه ۹:۵۷، آمادگی شدید آنان برای رفتن به پناهگاهی دیگر تصویر میشود.
این تقابل از نظر رفتاری مهم است.
شخص ممکن است در ظاهر خود را همراه گروهی معرفی کند، اما در درون پیوند استوار و صادقانهای با آن گروه نداشته باشد.
در چنین وضعیتی، اگر زمینه مناسب برای ترک جماعت فراهم شود، ممکن است بیدرنگ از آن فاصله بگیرد.
اما نباید از این تصویر، قانونی عام ساخت که هر کس از یک گروه دینی یا اجتماعی جدا شد، منافق است.
ترک یک جماعت ممکن است به دلیل ظلم، اختلاف بر سر حق یا اصلاح یک باور نادرست باشد.
در آیه، موضوع ادعای نادرست همراهی است؛ نه ممنوعیت مطلق ترک هر گروه.
این نکته با اصل داوری بر اساس حق و دلیل نیز سازگار است.
۹. چالشهای فهم و ترجمه
آیا «يَجْمَحُونَ» فقط به معنای سریع میروند است؟
«سریع میروند» بخش مهمی از معنا را منتقل میکند.
اما در عربی کهن، جموح با پیشروی نیرومند و دشواری بازداشتن حرکت نیز ارتباط دارد.
در توبه ۹:۵۷، این ویژگی با سیاق جستوجوی پناهگاه و ترس همراه شده است.
بنابراین، در تحلیل میتوان از شتابی شدید و نزدیک به بیقراری سخن گفت.
بااینحال، افزودن «وحشتزده» یا «بیاختیار» به ترجمه پایه، نیازمند احتیاط است؛ زیرا این ویژگیها از مجموع سیاق استنباط میشوند، نه از خود فعل بهتنهایی.
آیا جموح همیشه به معنای سرکشی است؟
خیر.
ازهری دو کاربرد برای اسب جموح ثبت کرده است.
در یک مورد، سرکشی و نافرمانی عیب است.
در مورد دیگر، سرعت و نشاط فراوان صفتی پسندیده است.
بنابراین، جموح را نمیتوان در تمام جملهها تنها «سرکشی» معنا کرد.
آیا جموح همیشه به معنای گناه و نافرمانی از خداست؟
خیر.
در کاربرد مربوط به اسب، ممکن است موضوع تنها سرعت یا مهارنشدن حرکت باشد.
در کاربرد مربوط به کشتی، انحراف از مسیر مطرح است.
در توبه ۹:۵۷، موضوع شتاب گرفتن انسانها به سوی پناهگاه است.
پس داوری اخلاقی از سیاق شناخته میشود.
آیا شتاب در توبه ۹:۵۷ نشانه بیعقلی کامل است؟
خیر.
آیه از حرکت شتابان در یک وضعیت فرضی سخن میگوید.
اما نمیگوید آن اشخاص توان شناخت مقصد یا تصمیمگیری را بهطور کامل از دست دادهاند.
برعکس، آنان در پی یافتن پناهگاه، غار یا راه ورود به جایی هستند.
پس حرکت آنان مقصد دارد، هرچند شدت و شتاب آن برجسته است.
آیا «يَجْمَحُونَ» به معنای دویدن اسبگونه است؟
در زبان عربی، تشبیه حرکت انسان به اسب جموح قابل فهم است.
اما آیه صریحا نمیگوید آنان به اسب تبدیل میشوند یا مانند چهارپایان از نظر ماهیتاند.
تصویر اسب برای روشن کردن شدت شتاب مفید است.
در ترجمه پایه، بهتر است همان رفتار انسانیِ شتابان بیان شود.
آیا هر کس پناهگاه میجوید منافق است؟
خیر.
پناه گرفتن از خطر میتواند اقدامی طبیعی و معقول باشد.
در توبه ۹:۵۶ و توبه ۹:۵۷، نقد متوجه گروه مشخصی است که درباره همراهی خود ادعایی میکنند که قرآن آن را نادرست معرفی مینماید.
در نتیجه، نباید از یک تصویر سیاقی، حکم عامی علیه همه افراد ترسان یا گریزان ساخت.
آیا «جُمَّاح» ابزار پرتابی، معنای اصلی ریشه است؟
در منابع کهن، این اسم ثبت شده است.
اما معنای اصلی گزارششده ابن فارس، پیشروی با نیرو و غلبه است.
ابزار پرتابی یکی از کاربردهای واژگانی این خانواده به شمار میرود.
از خود این نام نمیتوان نتیجه گرفت که ریشه در اصل فقط به تیراندازی مربوط بوده است.
۱۰. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «جَمَحَ» در کاربرد مربوط به حرکت، معادلهایی مانند «شتاب گرفت»، «پیش تاخت» و در وضعیت مناسب «با شتاب مهارنشدنی حرکت کرد» قابل استفادهاند.
برای «جَمَحَ الْفَرَسُ»، بسته به سیاق، «اسب رم کرد»، «اسب از مهار بیرون شد» یا «اسب با شتاب پیش تاخت» مناسب است.
اگر در جمله از نافرمانی حیوان و ناتوانی سوارکار در کنترل آن سخن رود، «رم کرد» یا «سرکشی کرد» دقیقتر است.
اگر اسب در شعر ستایش شده و سرعت و نشاط آن مورد توجه باشد، «تندرو» یا «پرشتاب» مناسبتر است.
«جَامِح» میتواند «پیشتاز»، «سرکش» یا «بیپروا» باشد؛ اما انتخاب معادل به متعلق و سیاق بستگی دارد.
«جَمُوح» درباره اسب میتواند «تندرو»، «پرتوان» یا «دشوارمهار» ترجمه شود.
«جِمَاح» و «جُمُوح» به حرکت شدید و مهارنشدن مربوطاند.
«جَمَحَتِ السَّفِينَةُ» به معنای «کشتی از مسیر خود منحرف شد و از کنترل بیرون رفت» است.
«جُمَّاح» در کاربرد مربوط به ابزار، نام تیر یا وسیله کوچک پرتابی با سر گرد است.
این معانی غیرقرآنی نباید بدون قرینه جای یکدیگر قرار گیرند.
توبه ۹:۵۷
عبارت:
لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
را میتوان چنین ترجمه کرد:
«شتابان به سوی آن روی میآوردند.»
ترجمهٔ موجود فرقان همین معنا را حفظ کرده است:
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ
«اگر پناهگاهی یا غارهایی یا راه ورودیای مییافتند، شتابان به سوی آن روی میآوردند.»
این برگردان طبیعی و وفادار به سیاق است.
«لَوَلَّوْا إِلَيْهِ» جهت حرکت به سوی مقصد را بیان میکند و «وَهُمْ يَجْمَحُونَ» شدت شتاب آن حرکت را روشن میسازد.
در تحلیل لغوی میتوان افزود که این شتاب به حرکت اسب جموح شباهت دارد؛ اسبی که با نیرویی زیاد پیش میرود و بازداشتن آن دشوار است.
اما در ترجمه مستقیم، نیازی نیست تعبیرهایی مانند «چون اسبان سرکش» یا «بیاختیار و وحشتزده» افزوده شوند.
چنین تعبیرهایی میتوانند در توضیح تصویر مطرح شوند، ولی معادل لفظی خود آیه نیستند.
همچنین، «فرار میکردند» میتواند در شرح سیاقی درست باشد، اما بهتر است در ترجمه پایه ویژگی شتاب و پیشروی حفظ شود.
۱۱. جمعبندی
ریشهٔ «ج م ح» در عربی با پیشروی نیرومند، شتاب گرفتن و حرکتی که بهآسانی بازداشته نمیشود ارتباط دارد.
ابن فارس هسته معنایی آن را «ذَهَابُ الشَّيْءِ قُدُمًا بِغَلَبَةٍ وَقُوَّةٍ» معرفی کرده است؛ یعنی پیش رفتن چیزی با غلبه و نیرو.
در کاربرد شناختهشده، اسب جموح حیوانی است که با سرعت و نیروی بسیار پیش میتازد.
اما این وصف در عربی کهن دو کاربرد متفاوت داشته است.
در یک کاربرد، سرکشی و دشواری مهار اسب، عیب شمرده میشود.
در کاربرد دیگر، سرعت، نشاط و توان حرکت حیوان، صفتی ستوده است.
در زبان انسانی نیز جموح میتواند به پیشروی شدید، بیپروایی یا پیروی دشوارمهار از خواسته مربوط باشد.
در کاربردی دیگر، کشتی جموح از مسیر معمول خارج میشود و مهار آن دشوار میگردد.
این نمونهها در نیروی حرکت و دشواری بازداشتن آن مشترکاند، اما ارزش و پیامد آنها متفاوت است.
در منابع لغوی، نام ابزار کوچک پرتابی «جُمَّاح» و بعضی کاربردهای مربوط به گیاهان نیز ثبت شده است. این صورتها بخشی از تاریخ واژهاند، اما نباید بدون شاهد، معنای نخستین تمام خانواده معرفی شوند.
شواهد شعری نیز گستردگی ریشه را روشن میکنند.
در بیت منسوب به امرؤالقیس، جموح صفتی ستایشآمیز برای اسب تندروست؛ هرچند درباره ضبط «جَمُوحًا» و «جَنُوحًا» اختلاف وجود دارد.
در شعری با انتساب نامعلوم، انسان با تصویر کنار گذاشتن افسار، جموح و پیشروی بیپروا را توصیف میکند.
در شعر ذوالرمه، این وصف درباره بیابانی دشوار آمده است.
بیت منسوب به مهلهل نیز در سنت تفسیری ثبت شده، اما انتساب قطعی آن به شاعر تأیید نشده است.
بنابراین، در بررسی تاریخ واژه باید میان شواهد قطعی، گزارشهای لغوی و ابیات دارای اختلاف ضبط یا انتساب تفاوت گذاشت.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در توبه ۹:۵۷، به صورت «يَجْمَحُونَ» به کار برده است.
در این آیه، از گروهی سخن میرود که اگر پناهگاه، غار یا راهی برای پنهان شدن مییافتند، با شتاب شدید به سوی آن میرفتند.
آیه پیشین، توبه ۹:۵۶، ترس آنان را معرفی کرده است.
بنابراین، «يَفْرَقُونَ» درباره ترس است و «يَجْمَحُونَ» درباره شتاب و نیروی حرکت.
این دو در سیاق با یکدیگر پیوند دارند، اما مترادف نیستند.
همچنین، «لَوَلَّوْا إِلَيْهِ» مقصد حرکت را مشخص میکند و «وَهُمْ يَجْمَحُونَ» چگونگی همان حرکت را بیان مینماید.
پس جموح در این آیه به معنای دویدن بیهدف یا نداشتن کامل اختیار نیست؛ بلکه حرکت بسیار شتابان به سوی مقصدی است که شخص آن را راه گریز و پناه میپندارد.
از نظر اخلاقی، خود شتاب یا پناه جستن نشانه نفاق نیست.
نکوهش قرآنی از سیاق گروهی شناخته میشود که ادعای همراهی دارند، اما در حقیقت، ترس و آمادگی برای ترک آن موقعیت در رفتارشان آشکار است.
برای فرقان، معادل «شتابان» در ترجمه توبه ۹:۵۷ دقیق و مناسب است.
در توضیح لغوی میتوان از حرکت نیرومند و دشوارمهار سخن گفت، اما نباید ویژگیهای تفسیری مانند وحشت کامل، بیعقلی یا نافرمانی اخلاقی را بدون قرینه به خود فعل افزود.
هسته معنایی ریشهٔ «ج م ح»، پیشروی و شتابی نیرومند است که بازداشتن آن دشوار میشود. این حرکت میتواند در اسب نشان توان و نشاط، در موقعیتی دیگر نشانه سرکشی، و در توبه ۹:۵۷ تصویر گریز شتابان گروهی ترسان باشد.
حفظ این تفاوت اجازه میدهد معنای ریشه از حکم اخلاقی سیاق جدا بماند و کاربرد قرآنی آن، بدون تبدیل شتاب به گناه یا ترس به معنای لغوی جموح، بهدرستی فهمیده شود.