ریشه قرآنی ج ر ع
جرعهجرعه نوشیدن و دشواری فروبردن؛ از نوشیدن مایع تا فروخوردن خشم
صورتهای قرآنی و لغوی
يَتَجَرَّعُهُ
مضارع باب تفعّل با ضمیر مفعولی؛ تنها صورت قرآنی
جَرِعَ / جَرَعَ
دو ضبط فعل مجرد؛ نوشیدن و فروبردن
جَرْع
مصدرِ نوشیدن و فروبردن؛ غیرقرآنی
جُرْعَة / جَرْعَة
مقدار نوشیدنی یا یک نوبت نوشیدن؛ غیرقرآنی
جَرَّعَ / تَجْرِيع
فعل و مصدر باب تفعیل؛ نوشاندن
اجْتَرَعَ / اجْتِرَاع
فعل و مصدر باب افتعال؛ فروبردن مایع
تَجَرَّعَ / تَجَرُّع
فعل و مصدر باب تفعّل؛ نوشیدن پیدرپی
جَارِع / مَجْرُوع
اسم فاعل و اسم مفعول؛ غیرقرآنی
أَجْرَع / جَرْعاء
وصف بعضی زمینهای شنی و ریگزار؛ غیرقرآنی
جَرَعة
صورت جغرافیاییِ ثبتشده؛ غیرقرآنی
مَجَارِيع
شتران کمشیر؛ غیرقرآنی
جَرِع / مُجَرَّع
وصف طناب یا زه با برجستگی و تاب نامنظم؛ غیرقرآنی
«جَرِعَ» در عربی به فروبردن آب یا مایع دیگری از راه گلو گفته میشود. «جُرْعَة» مقدار اندکی از نوشیدنی است که شخص در یک نوبت فرو میبرد، و «تَجَرَّعَ» میتواند به نوشیدن پیاپی و جرعهجرعه اشاره کند؛ بهویژه هنگامی که فروبردن نوشیدنی دشوار یا ناخوشایند باشد.
همین خانواده لغوی در کاربرد دیگری به فروخوردن خشم و تحمل کردن اندوه یا تلخی مربوط شده است. کسی که خشم خود را فرو میخورد، در زبان به شخصی تشبیه میشود که چیزی ناخوشایند را با دشواری فرو میبرد. از سوی دیگر، واژههایی مانند «جَرْعاء» و «أَجْرَع» برای زمینهای ریگزار و بعضی صورتهای همین خانواده برای کمی شیر جانوران یا پیچخوردگی رشته طناب نیز ثبت شدهاند.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار، در صورت «يَتَجَرَّعُهُ» در ابراهیم ۱۴:۱۷ آمده است. آیه درباره شخصی سخن میگوید که نوشیدنیای چرکین به او داده میشود و آن را جرعهجرعه مینوشد، اما بهسختی میتواند فرو ببرد.
در این کاربرد، جرعهجرعه نوشیدن با دشواری فروبردن همراه شده است. بااینحال، خود ریشه به معنای عذاب، نوشیدنی چرکین یا مرگ نیست. این معانی از واژهها و عبارتهای دیگری به دست میآیند که در همان صحنه به کار رفتهاند.
۱. صورتهای ریشه و هسته معنایی
ریشه «ج ر ع» از ریشههای ثلاثی سالم است. در منابع لغوی، فعل «جَرِعَ» و صورت «جَرَعَ» هر دو برای نوشیدن و فروبردن مایع ثبت شدهاند، هرچند اصمعی صورت دوم را با فتح راء در فعل ماضی نپذیرفته است.
مضارع آن «يَجْرَعُ»، و از مصدرها و اسمهای شناختهشده این خانواده «جَرْع»، «جُرْعَة»، «جَرْعَة»، «اجْتِرَاع» و «تَجَرُّع» هستند.
از مشتقهای دیگر میتوان «جَارِع»، «مَجْرُوع»، «جَرَّعَ»، «تَجْرِيع»، «اجْتَرَعَ»، «تَجَرَّعَ»، «أَجْرَع»، «جَرْعاء»، «جَرَعة»، «مَجَارِيع» و «مُجَرَّع» را نام برد.
این صورتها در چند میدان معنایی قرار دارند: نوشیدن و فروبردن، نوشاندن به دیگری، فروخوردن خشم، کمی مایع، وصف بعضی زمینهای ریگزار و برخی وضعیتهای رشتههای طناب یا زه.
از این مجموعه، قرآن تنها «يَتَجَرَّعُهُ» را به کار برده است. این صورت فعل مضارع سومشخص مفرد مذکر از باب تفعّل است و ضمیر «هُ» به مفعول فعل اشاره دارد.
پیکره عربی قرآن؛ تنها کاربرد باب تفعّل
مقدار اندک نوشیدنی؛ توضیح ابن فارس
ابن فارس در «مقاییس اللغة» محور این خانواده را «قِلَّةُ الشَّيْءِ الْمَشْرُوبِ» میداند؛ یعنی اندک بودن مقدار چیزی که نوشیده میشود.
این تعریف با «جُرْعَة» ارتباط روشن دارد. انسان ممکن است ظرفی بزرگ از آب داشته باشد، اما در هر بار تنها مقدار اندکی از آن را به دهان بگیرد و فرو ببرد.
در «کتاب العین»، خلیل بن احمد میان عمل جرع و تجرع تفاوتی کاربردی را توضیح میدهد. به بیان او، «تَجَرُّع» با پیدرپی بودن جرعهها ارتباط دارد؛ یعنی شخص جرعهای را فرو میبرد و سپس جرعه دیگری در پی آن میآید.
این تفاوت مهم است. «جرع» میتواند اصل فروبردن مایع را بیان کند، در حالی که «تجرع» در کاربرد برجسته خود بر تکرار این عمل تأکید دارد.
اما نباید از وزن تفعّل بهتنهایی نتیجه گرفت که هر تجرعی حتماً با زور، درد یا اکراه همراه است. این ویژگی در بعضی کاربردها وجود دارد و در آیه قرآن نیز با قرینههای مستقل تأیید میشود.
بنابراین، هسته معنایی قابل دفاع در شاخه نوشیدن، فروبردن مقدار محدودی از مایع در یک نوبت، و در تجرع، پیدرپی انجام دادن همین عمل است. معنای کوتاه ریشه: نوشیدن و فروبردن مقدار محدودی از مایع؛ جرعهای از نوشیدنی.
۲. جرعه، نوشیدن و فروبردن در عربی کهن
«جُرْعَة»؛ مقدار اندکی از نوشیدنی
در عربی، «جُرْعَة» برای مقداری از آب یا نوشیدنی آمده که شخص در یک نوبت به دهان میگیرد و فرو میبرد.
لغویان درباره تفاوت «جُرْعَة» با ضم جیم و «جَرْعَة» با فتح جیم نیز توضیحاتی آوردهاند.
در یکی از تمایزهای ثبتشده، «جَرْعَة» به یک نوبت از عمل فروبردن و «جُرْعَة» به مقدار نوشیدنی فروبردهشده اشاره دارد.
این تفاوت با تمایز شناختهشده میان «مرّه» و «مقدار» در بعضی اسمهای عربی سازگار است.
بااینحال، در کاربردهای واقعی، این دو صورت همیشه با چنین مرز دقیقی از یکدیگر جدا نشدهاند. منابع لغوی برای هر دو ضبط، معانی نزدیک نیز گزارش کردهاند.
پس نباید ادعا کرد که تفاوت یک حرکت کوتاه، در تمام گویشها و دورههای عربی، دو معنای کاملاً جدا و تغییرناپذیر ایجاد کرده است.
آنچه روشن است، ارتباط این خانواده با مقدار محدودی از نوشیدنی و عمل فروبردن آن است.
محکم، لسان و صحاح؛ جرعه و اختلاف ضبط فعل
آیا جرعه همیشه مقدار بسیار اندکی است؟
«جرعه» با نوشیدن یک مقدار محدود ارتباط دارد، اما اندازه دقیق آن در زبان عربی تعیین نشده است.
ممکن است شخص جرعهای کوچک بردارد یا در یک نوبت مقدار بیشتری مایع فرو ببرد.
در منابع لغوی، گاهی جرعه با مقداری که دهان را پر میکند نیز توضیح داده شده است.
ازهری، تهذیب؛ جرعه به اندازه دهان
بنابراین، جرعه یک واحد عددی یا پیمانه ثابت نیست.
در زبان فارسی نیز جرعه میتواند به نوشیدنی اندکی اشاره کند، بدون آنکه مقدار آن بر حسب حجم مشخص باشد.
این نکته در ترجمه «يَتَجَرَّعُهُ» اهمیت دارد؛ زیرا آیه از نوشیدن پیاپی سخن میگوید، نه از شمار معینی از جرعهها.
جرع، اجتراع و تجرع
در «کتاب العین»، «جَرِعَ الْمَاءَ» و «اجْتَرَعَهُ» برای فروبردن آب ثبت شدهاند.
خلیل همچنین «اجتراع» را در کاربرد مربوط به مایع، با «ابتلاع» درباره خوراک مقایسه میکند.
این توضیح نشان میدهد که فروبردن از راه گلو در هر دو مطرح است؛ اما جرع بهویژه با نوشیدنی ارتباط دارد.
در همان منبع، «تجرع» برای تکرار جرعهها آمده است.
العین؛ تتابع جرعهها و تمایز اجتراع و ابتلاع
در «لسان العرب»، افزون بر این، کاربردی ثبت شده که در آن شخص نوشیدنی را با ناخوشایندی و دشواری، جرعه پس از جرعه فرو میبرد.
این تفاوتها را میتوان چنین فهمید: «جرع» اصل فروبردن مایع را بیان میکند؛ «اجتراع» نیز میتواند به فروبردن آن اشاره داشته باشد؛ و «تجرع» در کاربرد برجسته خود، پیدرپی بودن جرعهها و گاهی دشواری عمل را آشکار میسازد.
بااینحال، این صورتها در زبان همیشه مرزهای مطلق نداشتهاند. بعضی لغویان آنها را در توضیح یکدیگر نیز به کار بردهاند.
از این رو، معنای خاص تجرع در ابراهیم ۱۴:۱۷ باید علاوه بر شواهد لغوی، با سیاق خود آیه شناخته شود.
«جَرَّعَهُ»؛ نوشاندن به دیگری
«جَرَّعَ» از باب تفعیل برای نوشاندن مایع به دیگری ثبت شده است.
در این کاربرد، کسی سبب میشود شخص دیگری مایعی را فرو ببرد.
ممکن است این عمل با خواست نوشنده همراه باشد یا برخلاف میل او انجام شود. خود فعل بهتنهایی همه شرایط نوشاندن را مشخص نمیکند.
در کاربرد استعاری نیز «جَرَّعَهُ غُصَصَ الْغَيْظِ» به معنای آن آمده که کسی دیگری را دچار خشمی تلخ و پیدرپی کند.
این ساخت با «تَجَرَّعَ الْغَيْظَ» تفاوت دارد. در نخستین جمله، شخصی دیگری را با چیزی روبهرو میکند؛ در جمله دوم، شخص خودش آن وضعیت را تحمل و فرو میخورد.
در ابراهیم ۱۴:۱۶، «يُسْقَى» به صورت مجهول آمده و از نوشانده شدن سخن میگوید. اما در آیه بعد، «يَتَجَرَّعُهُ» به صورت معلوم است و عمل نوشیدن را به خود شخص نسبت میدهد.
این تفاوت دستوری، در فهم صحنه اهمیت دارد.
۳. فروخوردن خشم و تلخی
از فروبردن نوشیدنی تا فروبردن خشم
در عربی، «تَجَرَّعَ الْغَيْظَ» به معنای فروخوردن خشم آمده است.
این تعبیر از تجربهای جسمانی استفاده میکند. انسان ممکن است نوشیدنی تلخ یا ناخوشایندی را با دشواری فرو ببرد. به همین صورت، ممکن است خشمی شدید را در درون خود نگه دارد و اجازه ندهد فوراً در گفتار یا رفتار او آشکار شود.
در این کاربرد، چیزی واقعاً از گلو پایین نمیرود. سخن از احساس و واکنش درونی انسان است.
این انتقال معنایی برای شناخت ظرفیت زبان عربی اهمیت دارد.
اما «فروخوردن خشم» همیشه به معنای گذشت، بخشیدن یا حل کردن اختلاف نیست. ممکن است شخص خشم خود را برای مدتی نگه دارد، بیآنکه آن را از میان برده باشد.
همچنین ممکن است کسی از روی خردمندی خشم خود را مهار کند و از رفتار نادرست جلوگیری نماید.
ارزش اخلاقی این رفتار از موقعیت و نتیجه آن به دست میآید، نه از خود تصویر فروبردن.
تفاوت جرع و کظم
در آلعمران ۳:۱۳۴، قرآن از «الْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ» سخن میگوید؛ یعنی کسانی که خشم خود را مهار میکنند.
این واژه از ریشه «ك ظ م» است، نه «ج ر ع».
در عربی، «كَظَمَ» با نگه داشتن، بستن و جلوگیری از بیرون آمدن چیزی ارتباط دارد. در کاربرد مربوط به خشم، شخص از آشکار شدن واکنش خود جلوگیری میکند.
«تجرع الغيظ» نیز میتواند به تحمل و فروخوردن خشم اشاره داشته باشد، اما تصویر زبانی آن متفاوت است.
در تجرع، فروبردن چیزی ناخوشایند برجسته میشود؛ در کظم، مهار کردن و جلوگیری از بیرون آمدن آن اهمیت دارد.
این تفاوت نباید مطلق ساخته شود. هر دو در بعضی موقعیتها میتوانند رفتار مشابهی را توصیف کنند، اما از نظر ساخت و تصویر لغوی یکسان نیستند.
در ابراهیم ۱۴:۱۷، موضوع خشم نیست. نوشیدنی با ضمیر «هُ» به فعل تجرع پیوند خورده است؛ بنابراین، کاربرد جسمانیِ فروبردن مایع در مرکز جمله قرار دارد.
مثلی درباره رهایی در آخرین لحظه
در منابع عربی، مثل «أَفْلَتَ بِجُرَيْعَةِ الذَّقَنِ» ثبت شده است.
این تعبیر درباره کسی گفته میشود که در آستانه هلاکت قرار گرفته، اما در آخرین لحظه رهایی یافته است.
«جُرَيْعَة» صورت تصغیر جرعه است. در توضیح این مثل، لغویان آن را با نزدیک بودن آخرین نفس به دهان و گلو مرتبط دانستهاند.
این تصویر، از موقعیتی سخن میگوید که گویی تنها اندک نفسی برای شخص باقی مانده است.
در «لسان العرب»، بیتی منسوب به مهلهل با تعبیر «جُرَيْعَةَ الذَّقَنِ» نقل شده است:
«مِلْنَا عَلَى وَائِلٍ وَأَفْلَتَنَا
يَوْمًا عَدِيٌّ جُرَيْعَةَ الذَّقَنِ»
مضمون بیت آن است که شخصی به دشواری و در آخرین فرصت از دست دشمن رهایی یافته است. آغاز بیت در نقل محکم و لسان و نیز در «الحیوان» جاحظ «مِلْنَا» است، نه «مِنَّا»؛ صورت ارسالی از این جهت اصلاح شد.
جاحظ، الحیوان؛ آغازِ مِلْنَا در شاهد مهلهل
این شاهد از جهت کاربرد تعبیر در زبان ادبی کهن سودمند است؛ اما برای انتساب قطعی همین بیت و تعیین تاریخ سرایش آن، شواهد مستقلی لازم است.
نکته اصلی در این کاربرد آن است که جرعه کوچک، در یک تصویر مربوط به آخرین فرصت زندگی به کار رفته است.
بااینحال، نباید از آن نتیجه گرفت که معنای اصلی ریشه جرع «مرگ» یا «نجات از مرگ» است. اینها معانی و موقعیتهای مثلاند، نه تعریف خود واژه.
۴. زمین ریگزار، کمی شیر و پیچخوردگی طناب
«جَرْعاء» و «أَجْرَع»؛ زمین ریگزار
در عربی، «جَرْعاء» و «أَجْرَع» برای بعضی زمینهای ریگزار و شنی ثبت شدهاند.
ابن فارس آنها را با زمینی پیوند میدهد که گویی به اندازه کافی از آب بهره نبرده است.
در این توضیح، میان کم نوشیدن و زمینی که آب کافی دریافت نکرده، شباهتی برقرار شده است.
اما این توضیح همه کاربردهای جغرافیایی این خانواده را پوشش نمیدهد.
از جمله، ابن سکیت «جَرَعة» را به پشتهای شنی مربوط میداند که گیاه نمیرویاند. در مقابل، ازهری گزارش میکند که در کاربردی که خود از عرب شنیده، جرعاء میتوانسته زمینی ریگزار، مناسب و دارای رویش باشد.
تهذیب؛ اختلاف ابن سکیت و ازهری درباره زمین جرعاء
این اختلاف اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که «جرعاء» در همه کاربردها ضرورتاً زمین کاملاً خشک و بیگیاه نبوده است.
ویژگیهایی مانند نرمی یا زبری زمین، وجود ریگ و سنگ، و امکان رویش گیاه در تعریفهای مختلف مطرح شدهاند.
بنابراین، نمیتوان فقط به سبب شباهت نام جرعاء با جرعه، نتیجه گرفت که همه این زمینها از آغاز به سبب کمبود آب چنین نامیده شدهاند.
ارتباط تصویری با کم نوشیدن قابل بررسی است، اما مسیر تاریخی نامگذاری نیازمند شاهد مستقل است.
شاهدی از شعر ذوالرمه
ذوالرمه، شاعر دوره اموی، در آغاز یکی از قصیدههای خود میگوید:
«أَمَا اسْتَحْلَبَتْ عَيْنَيْكَ إِلَّا مَحَلَّةٌ
بِجُمْهُورِ حُزْوَى أَوْ بِجَرْعَاءِ مَالِكِ»
یعنی: «آیا جز یاد منزلگاهی در جمهور حزوی یا جرعاء مالک، دیدگانت را به اشک آورد؟» در نقل مقاییس، «أم» به جای «أو» نیز آمده است؛ ضبطِ ارسالیِ تأییدشده در اساس البلاغه حفظ شد.
اساس البلاغه؛ شاهد ذوالرمه با «أو»
در این بیت، «جَرْعَاء» در ترکیب نام مکان آمده است.
شاعر از سرزمین یا منزلگاهی یاد میکند که با خاطره و اندوه او ارتباط دارد.
نکته مهم این است که در این کاربرد، جرعاء نامی جغرافیایی است، نه نوشیدن جرعهای از آب.
از سوی دیگر، از خود این بیت نمیتوان نتیجه گرفت که آن زمین حتماً بیگیاه و خشک بوده است. برای شناخت ویژگی طبیعی مکان، باید شواهد بیشتری از خود قصیده و کاربردهای جغرافیایی واژه بررسی شود.
ذوالرمه در دوره اموی میزیست. بنابراین، این شعر شاهد عربی کهن پس از نزول قرآن است، نه شاهد مستقل زبان جاهلی.
دیوان ذوالرمه، شرح باهلی؛ آغاز قصیده
«مَجَارِيع»؛ جانوران کمشیر
در منابع لغوی، «نُوقٌ مَجَارِيعُ» درباره شترانی آمده است که شیر اندکی دارند.
ابن فارس این کاربرد را با مقدار کم نوشیدنی مرتبط میداند؛ گویی در پستان جانور تنها چند جرعه شیر باقی مانده است.
این توضیح با محور کمی مایع سازگار است.
اما باید میان وصف مقدار شیر و خود عمل نوشیدن تفاوت گذاشت.
در اینجا شتر در حال جرعهجرعه نوشیدن نیست؛ بلکه مقدار شیری که میتوان از آن به دست آورد اندک است.
پس این کاربرد نشان میدهد که خانواده جرع میتواند در بعضی صورتها از خود عمل نوشیدن به اندازه و مقدار مایع نیز گسترش یافته باشد.
«جَرَع» درباره طناب و زه
در منابع لغوی، «جَرَع» برای وضعیتی در رشتههای طناب یا زه کمان نیز ثبت شده است.
در این کاربرد، یکی از رشتهها یا تابهای طناب بهدرستی در کنار رشتههای دیگر قرار نگرفته و برآمدگی یا پیچخوردگیای پدید آمده است.
«وَتَرٌ جَرِعٌ» و «وَتَرٌ مُجَرَّعٌ» در بعضی منابع برای چنین زهی به کار رفتهاند.
این کاربرد ارتباط مستقیمی با فروبردن آب ندارد.
میتوان از نظر تصویری شباهتهایی میان مقدارهای جداگانه یا برجستگیهای پیدرپی تصور کرد، اما چنین شباهتهایی برای اثبات اشتقاق تاریخی کافی نیستند.
ابن فارس نیز این کاربرد را از توضیح اصلی خود درباره مقدار اندک نوشیدنی جدا میکند.
بنابراین، بهتر است پیچخوردگی طناب بهعنوان شاخهای ثبتشده در زبان عربی شناخته شود و برای پیوند دادن قطعی آن با جرعهنوشی، توضیحی ساخته نشود.
۵. تنها کاربرد قرآنی؛ نوشیدن دشوار در سوره ابراهیم
ابراهیم، آیه ۱۷
يَتَجَرَّعُهُ وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ
«آن را جرعهجرعه مینوشد و بهسختی میتواند فرو برد؛ و مرگ از هر سو به او میرسد، ولی او مردنی نیست؛ و در پی او عذابی سنگین است.»
این آیه در ادامه توصیف سرانجام زورگویان سرسخت آمده است.
در ابراهیم ۱۴:۱۵، از ناکامی هر «جَبَّارٍ عَنِيدٍ» سخن رفته است.
سپس آیه ۱۶ میگوید:
مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَىٰ مِنْ مَاءٍ صَدِيدٍ
«جهنم در پی اوست و از آبی چرکین نوشانده میشود.»
آیه ۱۷ حالت نوشیدن همان مایع را توصیف میکند.
این پیوستگی اهمیت دارد؛ «يَتَجَرَّعُهُ» در ابراهیم ۱۴:۱۷ مفعول دارد: ضمیر متصلِ «هُ». نامِ آشکارِ نوشیدنی در همین جمله تکرار نشده و مرجع ضمیر از ابراهیم ۱۴:۱۶ شناخته میشود.
مرجع ضمیر «هُ» در «يَتَجَرَّعُهُ»
«يَتَجَرَّعُهُ» از فعل «يَتَجَرَّعُ» و ضمیر مفعولی «هُ» ساخته شده است.
ضمیر به نوشیدنی یادشده در آیه پیشین بازمیگردد.
در ابراهیم ۱۴:۱۶، تعبیر «مَاءٍ صَدِيدٍ» آمده است. بنابراین، موضوع تجرع همان مایعی است که به شخص نوشانده میشود.
خود واژه «تجرع» به معنای چرکین بودن مایع نیست.
«صَدِيد» از ریشه مستقل «ص د د» در کاربرد مربوط به مواد چرکین و ترشحات زخم توضیح داده شده است و بررسی دقیق آن، پژوهش جداگانهای میطلبد.
پژوهش ریشهٔ ص د د (هنوز منتشر نشده)
در این آیه، مایع نامطلوب از عبارت «مَاءٍ صَدِيدٍ» شناخته میشود، و شیوه نوشیدن از فعل «يَتَجَرَّعُهُ».
این تفاوت مانع میشود که مفهوم چرک یا عذاب به تعریف همه کاربردهای جرع منتقل گردد.
«يَتَجَرَّعُهُ»؛ نوشیدن پیاپی
باب تفعّل در این فعل با کاربرد شناختهشده تجرع در عربی سازگار است: شخص مایع را جرعه پس از جرعه فرو میبرد.
این تصویر با نوشیدن آسان و پیوسته یک نوشیدنی گوارا تفاوت دارد.
هنگامی که نوشیدنی ناخوشایند است، شخص ممکن است نتواند آن را بهآسانی فرو ببرد و ناچار باشد چند بار عمل فروبردن را تکرار کند.
بااینحال، خود آیه تعداد جرعهها یا مقدار مایع را مشخص نکرده است.
بنابراین، «جرعهجرعه مینوشد» معادل طبیعی و مناسب است، اما نباید آن را به شمار مشخصی از جرعههای بسیار کوچک یا زمانبندی معینی محدود کرد.
«وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُ»؛ دشواری فروبردن
پس از «يَتَجَرَّعُهُ»، عبارت «وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُ» آمده است.
«يُسِيغُ» از خانواده «س و غ» است و با گوارا بودن یا بهآسانی از گلو گذشتن ارتباط دارد.
«يَكَادُ» به نزدیک بودن وقوع کاری مربوط میشود؛ در این سیاق، «لَا يَكَادُ يُسِيغُهُ» دشواری بسیارِ فروبردن را برجسته میکند. از این ساخت بهتنهایی نه ناتوانی مطلق و نه مقدار معینی از مایعِ فروبردهشده را نتیجه نمیگیریم.
بنابراین، قرآن دو جنبه مرتبط را بیان میکند.
نخست، شخص مایع را جرعهجرعه مینوشد.
دوم، فروبردن آن برای او بسیار دشوار است.
این دو عبارت به یکدیگر پیوند دارند، اما صرفاً تکرار یک معنا نیستند.
اگر «تجرع» را به «نمیتواند بنوشد» ترجمه کنیم، با فعل نخست که از انجام عمل نوشیدن سخن میگوید، تفاوت را از میان بردهایم.
اگر «لا يكاد يسيغه» را نیز نادیده بگیریم، دشواری شدید فروبردن در متن از دست میرود.
آیا مایع را کاملاً فرو میبرد؟
در منابع تفسیری، درباره «لَا يَكَادُ يُسِيغُهُ» دو توضیح دیده میشود.
در یک خوانش، دشواری به اندازهای است که شخص تقریباً نمیتواند مایع را فرو ببرد.
در خوانش دیگر، فعل نوشیدن انجام میشود، اما فروبردن آن با نهایت سختی همراه است.
طبری توضیح میدهد که ساخت «لا يكاد» در عربی میتواند درباره کاری به کار رود که سرانجام انجام میشود یا انجام نمیشود. او در این آیه خوانش فروبردن دشوار را ترجیح میدهد.
طبری؛ دو کاربرد «لا يكاد» و ترجیح فروبردن دشوار
آنچه از متن روشن است، وجود تنش میان نوشیدن و دشواری شدید گوارا ساختن یا فروبردن نوشیدنی است.
از این رو، ترجمه «جرعهجرعه مینوشد و بهسختی میتواند فرو برد» از نظر انتقال این وضعیت قابل دفاع است.
بااینحال، نباید از این عبارت بهتنهایی درباره مقدار دقیق مایعی که واقعاً از گلو عبور میکند یا وضعیت جسمانی دستگاه گوارش نتیجه قطعی گرفت.
قرآن در اینجا توصیفی از عذاب ارائه میکند؛ نه گزارشی پزشکی درباره سازوکار بلع.
نوشانده شدن و نوشیدن
تفاوت دو فعل در ابراهیم ۱۴:۱۶ و ابراهیم ۱۴:۱۷ نیز اهمیت دارد.
در آیه ۱۶، «يُسْقَى» فعل مجهول است و از نوشانده شدن مایع به شخص خبر میدهد.
در آیه ۱۷، «يَتَجَرَّعُهُ» فعل معلوم است و عمل نوشیدن را به خود او نسبت میدهد.
این دو ساخت را میتوان در یک صحنه فهمید: مایعی به شخص داده میشود و او آن را جرعهجرعه فرو میبرد.
اما فعل مجهول، عامل نوشاندن را نام نمیبرد. بنابراین، از همین عبارت نمیتوان نتیجه گرفت که فرشتگان مشخصی او را با شیوهای معین مجبور به نوشیدن میکنند.
همچنین فعل «تجرع» بهتنهایی معنای اجبار بیرونی ندارد، هرچند سیاق عذاب، نوشیدنی ناخوشایند و دشواری فروبردن را نشان میدهد.
این تمایز اجازه میدهد معنای واژه حفظ شود، بیآنکه جزئیات رواییِ تصریحنشده به متن افزوده شوند.
۶. مرگ، عذاب و تفاوت آنها با معنای تجرع
پس از توصیف نوشیدن دشوار، آیه میگوید:
«وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ»
در این عبارت، مرگ از هر سو به شخص نزدیک میشود، اما او مرده نیست.
این بیان، شدت وضعیت او را در صحنه عذاب نشان میدهد.
بااینحال، «تجرع» در معنای لغوی خود به مرگ ارتباط ضروری ندارد. انسان در زندگی عادی نیز ممکن است آب یا دارویی ناخوشایند را جرعهجرعه فرو ببرد، بیآنکه در معرض مرگ باشد.
بنابراین، ارتباط نوشیدن با مرگ و عذاب در این آیه از سیاق ویژه آن پدید آمده است.
آیا «تجرع» خود به معنای عذاب کشیدن است؟
در زبان فارسی، «جرعهجرعه نوشیدن تلخی» میتواند برای تحمل رنج و دشواری نیز به کار رود.
در عربی هم «تجرع الغيظ» با تحمل خشم ارتباط دارد.
اما از وجود این کاربردهای استعاری نمیتوان نتیجه گرفت که «يَتَجَرَّعُهُ» در ابراهیم ۱۴:۱۷ صرفاً به معنای «رنج میبرد» است.
در آیه پیشین، یک نوشیدنی مشخص معرفی شده است. بنابراین، خوانش مستقیم مربوط به فروبردن همان مایع پشتوانه روشنتری دارد.
برداشت گستردهتر درباره تحمل عذاب میتواند از کل صحنه فهمیده شود، اما نباید جای معنای مستقیم فعل را بگیرد.
آیا نوشیدن دشوار، نشانه تشنگی شدید است؟
در بعضی توضیحات تفسیری، تشنگی شدید نیز برای شرح این صحنه مطرح شده است.
این احتمال با وضعیت کسی که به نوشیدنی نیاز دارد اما از فروبردن آن رنج میبرد قابل تصور است.
اما خود «يَتَجَرَّعُهُ» به معنای تشنه بودن نیست.
آیه از نوشانده شدن و دشواری فروبردن خبر میدهد، ولی اندازه تشنگی، علت نیاز به نوشیدن یا جزئیات فیزیولوژیک آن را بیان نمیکند.
پس تشنگی شدید، اگر بهعنوان تبیین مطرح شود، باید از معنای لغوی جرع جدا بماند.
طبری؛ تشنگی در توضیح سیاق، نه تعریف تجرع
«وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ»
آیه با خبر از عذابی سنگین در پی این وضعیت پایان مییابد.
این بخش نشان میدهد که صحنه نوشیدن دشوار تمام توصیف عذاب نیست.
اما از واژه «تجرع» نمیتوان نوع عذاب بعدی را تعیین کرد.
در همین آیه نیز «عَذَابٌ غَلِيظٌ» عبارت مستقل است و نباید آن را صرفاً معنای دیگری از جرعهجرعه نوشیدن دانست.
بنابراین، در تحلیل ریشه باید مرز میان عمل نوشیدن، دشواری فروبردن، نزدیک شدن مرگ و عذاب بعدی حفظ شود.
۸. پیشنهاد ترجمه برای فرقان
برای «يَتَجَرَّعُهُ» در ابراهیم ۱۴:۱۷، «آن را جرعهجرعه مینوشد» معادل طبیعی و قابل دفاع است.
این برگردان، هم عمل نوشیدن را منتقل میکند و هم پیدرپی بودن جرعهها را حفظ مینماید.
«آن را با دشواری فرو میبرد» نیز با موقعیت آیه ارتباط دارد، اما اگر بهتنهایی جایگزین فعل شود، جنبه تکرار جرعهها کمرنگ میشود.
همچنین دشواری شدید فروبردن در عبارت بعدی، «وَلَا يَكَادُ يُسِيغُهُ»، جداگانه آمده است.
بنابراین، بهتر است هر دو عبارت در ترجمه حفظ شوند.
ترجمه موجود فرقان چنین است:
«آن را جرعهجرعه مینوشد و بهسختی میتواند فرو برد؛ و مرگ از هر سو به او میرسد، ولی او مردنی نیست؛ و در پی او عذابی سنگین است.»
این برگردان ساخت و پیوند جملهها را حفظ کرده است.
توضیح کوتاه ریشه
«ج ر ع: نوشیدن و فروبردن مقدار محدودی از مایع؛ جرعهای از نوشیدنی.»
معنای ویژه صورت قرآنی
«يَتَجَرَّعُهُ: آن را جرعهجرعه مینوشد؛ در این آیه، نوشیدن پیاپی مایعی که فروبردن آن بسیار دشوار است.»
در این توضیح، مقدار و شیوه نوشیدن از ریشه و صورت فعلی به دست میآید، در حالی که دشواری شدید و ماهیت نوشیدنی از سیاق ابراهیم ۱۴:۱۶ و ابراهیم ۱۴:۱۷ شناخته میشود.
نباید «عذاب کشیدن»، «فروخوردن خشم»، «نزدیک شدن مرگ» یا «نوشیدن چرک» را به جای معنای مستقل خود فعل قرار داد.
جمعبندی
ریشه «ج ر ع» در عربی با نوشیدن و فروبردن مایع ارتباط دارد. «جُرْعَة» مقدار محدودی از نوشیدنی است و «تَجَرُّع» در کاربرد برجسته خود به نوشیدن جرعه پس از جرعه اشاره میکند.
در بعضی کاربردها، تجرع با دشواری و ناخوشایندی همراه است. همین تصویر در زبان عربی برای فروخوردن خشم و تحمل تلخی نیز به کار رفته است.
خانواده جرع افزون بر نوشیدن، کاربردهایی درباره زمینهای ریگزار، کمی شیر جانوران و پیچخوردگی رشته طناب دارد. بعضی لغویان کوشیدهاند این شاخهها را با محور مقدار اندک نوشیدنی توضیح دهند، اما پیوند تاریخی همه آنها روشن نیست.
در قرآن، این ریشه تنها در ابراهیم ۱۴:۱۷ آمده است.
شخصی که در آیه پیشین از نوشیدنی چرکین به او نوشانده میشود، آن را جرعهجرعه مینوشد و بهسختی میتواند فرو ببرد. سپس آیه از وضعیتی سخن میگوید که مرگ از هر سو به او نزدیک میشود، اما او نمیمیرد و عذابی سنگین در پی اوست.
معنای مستقیم و قابل دفاع «يَتَجَرَّعُهُ»، جرعهجرعه نوشیدن و پیدرپی فروبردن مایع است. دشواری شدید نوشیدن، ماهیت ناخوشایند مایع و صحنه عذاب، از عبارتهای همراه و سیاق آیه روشن میشوند.
این تمایز اجازه میدهد معنای ریشه حفظ شود، بدون آنکه همه کاربردهای جرع به عذاب، اکراه یا رنج محدود شوند و بدون آنکه توضیحهای احتمالی درباره چگونگی عذاب به متن قرآن افزوده گردند.