ریشهٔ قرآنی ر ف ث
گفتار جنسی، نزدیکی زناشویی و مرز رفتار جنسی در روزه و حج
صورتهای قرآنی و لغوی
رَفَث
اسم؛ تنها صورت قرآنی، در دو آیه
رَفَثَ / يَرْفُثُ
فعل مجرد؛ در قرآن نیامده
رَفِثَ / يَرْفَثُ
صورت دیگر فعل مجرد؛ در قرآن نیامده
رَفُثَ
صورت فعلیِ ثبتشده در لغت؛ در قرآن نیامده
أَرْفَثَ / يُرْفِثُ
باب إفعال؛ در قرآن نیامده
رُفُوث
مصدر؛ در قرآن نیامده
رَافَثَ / مُرَافَثَة
باب مفاعله؛ در قرآن نیامده
تَرَفَّثَ
باب تفعّل؛ در قرآن نیامده
تَرَافَثَ
باب تفاعل؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ سهحرفی «ر ف ث» در زبان عربی با سخن گفتن آشکار درباره امور جنسی، بهویژه سخنی که از نظر عرف زبانی زننده یا شرمآور شمرده میشود، و نیز با رابطه جنسی و رفتارهای وابسته به آن ارتباط دارد.
این ریشه در قرآن تنها دو بار آمده است؛ هر دو در سوره بقره و هر دو به صورت اسم «رَفَث». در بقره ۲:۱۸۷، «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» در سیاق حلال بودن نزدیکی همسران در شبهای روزه آمده است. در بقره ۲:۱۹۷، «فَلَا رَفَثَ» در کنار فسوق و جدال، از محدودیتهای حج سخن میگوید.
این دو کاربرد از یک خانوادهٔ معنایی هستند، اما نقش یکسانی در جمله ندارند. در آیه نخست، حلال بودن رابطه مطرح است؛ در آیه دوم، بازداشتن از رفث در حج.
صورتهای مهم این خانواده عبارتاند از:
- رَفَث: گفتار آشکار و زننده درباره امور جنسی؛ و در کاربرد گستردهتر، رابطه جنسی و رفتارهای وابسته به آن. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار در بقره ۲:۱۸۷ و بقره ۲:۱۹۷.
- رَفَثَ / يَرْفُثُ: سخن جنسی زننده گفتن، یا در سیاق مناسب، به رفتار جنسی پرداختن. استفاده در قرآن: خیر، در صورت فعلی.
- رَفِثَ / يَرْفَثُ: صورت دیگری از فعل که در منابع لغوی ثبت شده است. استفاده در قرآن: خیر.
- رَفُثَ: صورت فعلی دیگر برای سخن گفتن به شیوه زننده که در برخی گزارشهای لغوی آمده است. استفاده در قرآن: خیر.
- أَرْفَثَ / يُرْفِثُ: سخن جنسی زننده گفتن یا وارد چنین گفتاری شدن. استفاده در قرآن: خیر.
- رُفُوث: مصدر مرتبط با رفث و گفتار زننده. استفاده در قرآن: خیر.
- رَافَثَ / مُرَافَثَة: سخن گفتن جنسی یا زننده با دیگری. استفاده در قرآن: خیر.
- تَرَفَّثَ: به رفث پرداختن یا سخن زننده گفتن. استفاده در قرآن: خیر.
- تَرَافَثَ: گفتوگوی متقابل با سخنان جنسی یا زننده. استفاده در قرآن: خیر.
در قرآن هیچ فعلی از این ریشه نیامده است. همچنین «رفث» در متن قرآن بهصورت صفت شخص یا عنوانی مستقل برای یک گروه انسانی به کار نرفته است.
در نتیجه، پژوهش قرآنی این ریشه بر همان دو کاربرد اسمی استوار است. برای فهم گسترهٔ زبان عربی باید صورتهای غیرقرآنی را شناخت، اما نباید آنها را بهعنوان واژگان بهکاررفته در قرآن معرفی کرد.
۲. هستهٔ زبانی ریشه؛ سخن جنسی و رابطه جنسی
گفتاری که معمولا پوشیده بیان میشود
در منابع لغوی عربی، «الرَّفَث» برای سخنی ثبت شده است که انسان معمولا از آشکار گفتن آن شرم دارد؛ بهویژه سخنی که به آمیزش جنسی و امور پیرامون آن مربوط باشد.
در بعضی تعریفهای کهن، رفث به «الفُحْشُ مِنَ الْقَوْلِ» توضیح داده شده است؛ یعنی سخن زننده یا بیپرده.
اما باید توجه کرد که «فحش» در این توضیح، میدان گستردهای از سخنان ناپسند دارد و رفث در کاربرد شناختهشده خود، بهویژه با موضوعات جنسی پیوند خورده است.
بنابراین، هر سخن ناپسند یا هر دشنامی را نباید بدون قرینه «رفث» نامید.
برای نمونه، توهین به شخصی درباره ثروت، تبار یا ناتوانی او ممکن است سخنی زشت باشد، اما ضرورتا در میدان معنایی خاص «رفث» قرار نمیگیرد.
در مقابل، سخنی که درباره رابطه جنسی به شیوهای بیپرده، تحریکآمیز یا زننده بیان شود، با کاربرد شناختهشده این ریشه ارتباط مستقیمتری دارد.
با این حال، باید میان موضوع جنسی سخن و زننده بودن شیوه بیان آن تفاوت گذاشت.
ممکن است کسی درباره ازدواج، بارداری، سلامت جنسی یا روابط زناشویی به شیوهای محترمانه و ضروری سخن بگوید. صرف حضور یک موضوع جنسی در گفتار، ثابت نمیکند که آن سخن رفث به معنای زننده و ناپسند است.
در کاربردهای کهن، نحوه سخن گفتن، مخاطب، موقعیت و مقصود گفتار اهمیت دارند.
لسان العرب، مصباح و مفردات؛ گفتار و رابطهٔ جنسی
از گفتار جنسی تا خود رابطه
در زبان عربی، «رفث» تنها به سخن محدود نمانده است.
این واژه برای رابطه جنسی و رفتارهای مربوط به آن نیز به کار رفته است؛ از جمله آمیزش، گفتار تحریکآمیز میان همسران و بعضی رفتارهایی که به نزدیکی جنسی پیوند دارند.
این گسترش معنایی قابل فهم است. زبانی که برای سخن گفتن درباره یک عمل واژهای دارد، ممکن است همان واژه را بهصورت کنایی برای خود عمل نیز به کار گیرد.
در چنین وضعیتی، گفتار و عمل به یکدیگر مربوطاند، اما یکسان نیستند.
کسی ممکن است درباره رابطه جنسی سخن بگوید، بیآنکه آن عمل را انجام داده باشد. همچنین ممکن است رابطه جنسی برقرار شود، بیآنکه سخن زنندهای گفته شود.
پس از نظر زبانی باید دو میدان را حفظ کرد: رفث در گفتار و رفث بهعنوان کنایه یا نامی برای رابطه جنسی.
در بقره ۲:۱۸۷، سیاق به روشنی معنای دوم را برجسته میکند.
در بقره ۲:۱۹۷، هر دو میدان در بررسی دامنه نهی اهمیت دارند؛ اما نباید بدون استدلال، یکی را تنها معنای ممکن و دیگری را کاملا بیارتباط دانست.
آیا رفث ذاتا به معنای عمل حرام است؟
خیر.
این نکته از خود قرآن روشن میشود.
در بقره ۲:۱۸۷، خداوند «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» را در شب روزه حلال معرفی میکند.
بنابراین، نمیتوان گفت که خود واژه «رفث» همیشه عملی حرام یا گناهی ذاتی را بیان میکند.
در بعضی کاربردهای زبانی، این واژه میتواند بار منفی داشته باشد؛ بهویژه وقتی درباره سخن زننده به کار رود. اما هنگامی که در سیاق رابطه زناشویی آمده است، ارزش حقوقی آن از حکم و موقعیت رابطه مشخص میشود.
رابطهای که در یک وضعیت حلال است، ممکن است در وضعیت دیگری با محدودیت زمانی یا آیینی روبهرو باشد.
این تفاوت در قرآن، میان شبهای روزه و وضعیت حج، آشکار است.
پس معنای لغوی یک عمل با حکم آن در تمام شرایط یکسان نیست.
۳. شواهد عربی کهن و حدود اعتبار آنها
رفث در شعر عجاج
یکی از شواهد روشن این ریشه در شعر عجاج آمده است:
وَرُبَّ أَسْرَابِ حَجِيجٍ كُظَّمِ
عَنِ اللَّغَا وَرَفَثِ التَّكَلُّمِ
ترجمه فارسی
و چه بسیار گروههایی از حاجیان که زبان خود را از سخن بیهوده و گفتار جنسی زننده بازداشتهاند.
در این بیت، «رَفَثِ التَّكَلُّمِ» صریحا به گفتار ارتباط دارد.
شاعر از گروههایی از حاجیان سخن میگوید که از «اللغا» و «رفث» در سخن خودداری میکنند.
«اللغا» و «رفث» کنار یکدیگر آمدهاند، اما مترادف کامل نیستند.
«لغا» به سخن بیهوده و نامناسب مربوط است؛ در حالی که «رفث» در این کاربرد، گفتار زننده با موضوع جنسی را برجسته میکند.
پس این بیت شاهدی مستقیم است که معنای رفث تنها خود آمیزش جنسی نیست.
نکته مهمتر آن است که شاعر عبارت «رفث التکلم» را به کار برده است. این ترکیب نشان میدهد که میتوان رفث را بهصورت مشخص در میدان زبان و سخن شناسایی کرد.
لسان العرب و صحاح؛ نقل شاهد عجاج
عجاج شاعری مخضرم بود؛ زندگی او از جاهلیت تا دورهٔ اموی امتداد داشت. اما تاریخِ این شاهد بهطور مستقل روشن نیست؛ بنابراین، آن را شاهد قطعیِ پیشاقرآنی معرفی نمیکنیم.
موسوعهٔ شعر دانشگاه امالقری؛ زندگی عجاج
برای این ریشه، شاهد شعری پیشاقرآنیِ روشن و قابل اتکایی که بتوان با اطمینان تاریخ و انتساب آن را تثبیت کرد، در دادههای بررسیشده به دست نیامد. از این رو، نباید برای پر کردن این بخش بیتی ساخت یا شاهد متأخر را با عنوان جاهلی عرضه کرد.
کاربردهای ثبتشده در زبان عربی
در منابع لغوی، تعبیرهایی مانند «رَفَثَ فِي كَلَامِهِ» برای سخن گفتن به شیوه زننده آمده است.
در مقابل، «رَفَثَ إِلَى امْرَأَتِهِ» در میدان نزدیکی و رابطه جنسی بررسی شده است.
این تفاوت در حرف اضافه اهمیت دارد.
«فِي كَلَامِهِ» موضوع را در حوزه سخن قرار میدهد، اما «إِلَى امْرَأَتِهِ» رابطهای جهتدار با طرف مقابل را بیان میکند و میتواند معنای نزدیک شدن و رابطه زناشویی را برجسته سازد.
همچنین صورتهایی از معاشرت جنسی یا گفتوگوی جنسیِ متقابل در زبان عربی ثبت شدهاند.
با این حال، هر صورت غیرقرآنی باید در جایگاه خود بررسی شود. وجود یک فعل در فرهنگ لغت متأخر، بهتنهایی ثابت نمیکند که همان صورت پیش از قرآن یا در عصر نزول نیز با همان معنا رایج بوده است.
اساس البلاغة؛ رافث، ترفّث و ترافث
آیا رفث همیشه گفتاری ناشایست است؟
در توضیحهای لغوی، رفث غالبا با سخنی پیوند دارد که گوینده معمولا آن را بهصورت پوشیده بیان میکند.
اما این ویژگی را نباید به قانونی تبدیل کرد که هر گفتار صریح درباره رابطه جنسی در تمام موقعیتها غیراخلاقی باشد.
برای نمونه، سخن ضروری میان زن و شوهر، گفتوگوی پزشکی، بیان حقوق زناشویی و توضیح احکام مربوط به رابطه جنسی، از نظر موضوع میتوانند صریح باشند؛ اما این صراحت بهخودیخود نشاندهنده ابتذال یا تجاوز به حرمت دیگری نیست.
خود قرآن درباره روابط زناشویی و امور جسمانی انسان سخن میگوید.
پس موضوع جنسی یک سخن، با زننده بودن آن از نظر زبان و رفتار، دو مسئله متفاوت است.
در بررسی ریشه «ر ف ث»، این مرز اهمیت دارد؛ بهویژه هنگامی که از نهی رفث در حج سخن میگوییم.
۴. بقره ۲:۱۸۷؛ حلال شدن رفث در شب روزه
متن آیه
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
ترجمه فارسی
در شب روزه، نزدیکی جنسی با زنانتان برای شما حلال شده است. آنان پوششی برای شما هستند و شما پوششی برای آنان هستید. آن معبود یگانه میدانست که شما به خود خیانت میکردید؛ پس به شما روی آورد و از شما درگذشت. پس اکنون با آنان نزدیکی کنید و آنچه را آن معبود یگانه برای شما مقرر کرده بجویید. و بخورید و بنوشید تا رشته سفید سپیدهدم از رشته سیاه برایتان آشکار شود؛ سپس روزه را تا شب به تمام رسانید. و هنگامی که در مساجد معتکف هستید، با آنان نزدیکی نکنید. اینها حدود آن معبود یگانهاند؛ پس به آنها نزدیک نشوید. اینگونه آن معبود یگانه آیاتش را برای مردم روشن میسازد، باشد که پروا کنند.
چرا «رفث» در این آیه به نزدیکی جنسی اشاره دارد؟
عبارت اصلی چنین است:
«أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ».
در این جمله، «الرَّفَثُ» اسم معرفه و از نظر نحوی نایب فاعل فعل مجهول «أُحِلَّ» است.
«لَيْلَةَ الصِّيَامِ» ظرف زمان است و «إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» رابطه موضوع را با همسران مخاطبان نشان میدهد.
اگر تنها خود اسم «رفث» را جداگانه بررسی کنیم، ممکن است معنای گفتار جنسی یا رابطه جنسی مطرح باشد. اما در این جمله، چند شاهد معنای نزدیکی جنسی را برجسته میکنند.
نخست، تعبیر «إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» است. حرف «إلى» در این ساخت با نزدیکی و رو آوردن به طرف مقابل ارتباط دارد.
دوم، جمله «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» است که نزدیکی و رابطه متقابل همسران را مطرح میکند.
سوم، فعل «بَاشِرُوهُنَّ» در ادامه آیه است.
چهارم، نهی «وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ» است که همین رابطه را در وضعیت اعتکاف محدود میکند.
مجموع این شواهد نشان میدهند که آیه درباره خود رابطه جنسی و نزدیک شدن زناشویی سخن میگوید؛ نه صرفا اجازه گفتوگو درباره مسائل جنسی در شب.
نقش حرف «إِلَىٰ»
در زبان عربی، «رفث» هنگامی که در معنای سخن زننده به کار رود، میتواند با ساختهایی مانند «رفث في كلامه» بیان شود.
اما در بقره ۲:۱۸۷، ترکیب «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» آمده است.
برخی لغتشناسان این ساخت را از نظر معنا به «الإفضاء إلى المرأة» نزدیک دانستهاند؛ یعنی نزدیک شدن به زن در رابطه جنسی.
این توضیح با سیاق آیه سازگار است.
با این حال، نباید ادعا کرد که حرف «إلى» در هر جمله عربی حتما معنای رابطه جنسی میسازد.
حرف اضافه، معنا را در کنار فعل یا اسم مربوط و سیاق آن مشخص میکند.
در این آیه، نزدیکی جنسی از مجموعه عبارتها شناخته میشود، نه تنها از حضور یک حرف اضافه.
مفردات و لسان العرب؛ تضمین معنای افضاء و حرف إلى
«هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»
این جمله در فهم رفث اهمیت دارد.
قرآن پس از بیان حلال بودن نزدیکی، از پوشش بودن زن و مرد برای یکدیگر سخن میگوید.
«لباس» در معنای مادی چیزی است که بدن را میپوشاند. در این آیه، واژه در توصیف رابطه همسران به کار رفته است.
از این تصویر میتوان نزدیکی، پیوند و پوشش متقابل را فهمید.
نکته مهم، دوطرفه بودن عبارت است.
قرآن تنها نمیگوید زنان لباس مرداناند؛ بلکه بلافاصله میگوید مردان نیز لباس زناناند.
این ساخت مانع آن است که رابطه زناشویی در آیه صرفا به بهرهگیری یکطرفه مرد از زن فروکاسته شود.
با این حال، نباید تمام حقوق و مسئولیتهای ازدواج را تنها از تصویر لباس استخراج کرد.
معنای لغوی «رفث» همچنان به رابطه جنسی مربوط است؛ تصویر لباس، جایگاه این رابطه را در پیوند متقابل همسران روشنتر میسازد.
«فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ»؛ ارتباط رفث با مباشرت
در ادامه آیه آمده است:
«فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ».
«بَاشِرُوهُنَّ» از ریشه «ب ش ر» و باب مفاعله است.
این فعل در این سیاق به نزدیکی جسمانی و رابطه جنسی با همسران اشاره دارد.
از نظر لغوی، مباشرت و رفث از دو ریشه متفاوتاند؛ اما در این آیه، هر دو به موضوع رابطه زناشویی ارتباط پیدا کردهاند.
نمیتوان از این نزدیکی نتیجه گرفت که تمام کاربردهای «بشر» و «رفث» در زبان عربی مترادفاند.
«بشر» خانوادهای گستردهتر دارد که با پوست، انسان و تماس مستقیم نیز ارتباط پیدا میکند.
در مقابل، «رفث» در کاربرد قرآنی با گفتار و رفتار جنسی شناخته میشود.
اما در بقره ۲:۱۸۷، این دو در یک میدان قرار گرفتهاند و یکدیگر را از نظر سیاق روشن میکنند.
آیا فعل «باشروهن» فرمان همگانی به آمیزش است؟
ساخت «بَاشِرُوهُنَّ» فعل امر است، اما نوع فرمان باید با توجه به جملههای پیشین شناخته شود.
آیه نخست حلال شدن رفث را اعلام کرده است.
سپس از خیانت به نفس، بازگشت و گذشت خداوند سخن میگوید و با «فالآن» اجازهٔ مباشرت را در وضعیت توضیحدادهشده مطرح میکند.
پس نباید از ظاهر امر نتیجه گرفت که هر فرد در هر شب روزه مکلف است رابطه جنسی برقرار کند.
چنین الزامی از سیاق آیه به دست نمیآید.
در اینجا، فعل امر در ادامه رفع محدودیت و اعلام حلال بودن قرار گرفته است.
به همین دلیل، معنای مناسب آن در سیاق، اجازه و گشایش برای انجام رابطه است، نه واجب شدن انجام آن بر همه اشخاص.
«تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ» و مرز نتیجه تاریخی
آیه میگوید خداوند میدانست مخاطبان به خود خیانت میکردند؛ سپس از بازگشت و گذشت الهی سخن میگوید.
این عبارت نشان میدهد که پیش از اعلام حکم موجود در آیه، وضعیتی از تخطی یا ناسازگاری رفتار مخاطبان با حد شناختهشده وجود داشته است.
اما از خود این جمله نمیتوان تمام جزئیات یک نظام حقوقی پیشین را استخراج کرد.
برای نمونه، اینکه پیش از این حکم نزدیکی فقط در ساعات خاصی پس از افطار ممنوع بوده، یا پس از خواب یا نماز عشا محدودیتی ویژه وجود داشته، در خود آیه با این جزئیات بیان نشده است.
چنین توضیحهایی در گزارشهای تاریخی و تفسیری مطرح شدهاند، اما نباید بدون شواهد مستقل، به معنای لغوی «رفث» یا متن مستقیم آیه تبدیل شوند.
همچنین از این عبارت بهتنهایی نمیتوان ضرورت وجود نسخ در قرآن را اثبات کرد.
آنچه از خود آیه روشن است، اعلام حلال بودن رفث در شب روزه و بیان حدود فعلی آن است.
روزه، شب و اعتکاف
در آیه، خوردن و آشامیدن تا روشن شدن سپیدهدم مجاز معرفی شده و سپس کامل کردن روزه تا شب فرمان داده میشود.
بنابراین، حکم رابطه جنسی نیز در ساخت زمانی مشخصی قرار دارد.
شب روزه با مدت خودِ روزه یکسان نیست.
اما آیه در پایان، محدودیت دیگری را نیز بیان میکند:
«وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ».
در اینجا، نهی به وضعیت اعتکاف مربوط است.
پس نمیتوان گفت هرگاه شب فرا رسید، بدون توجه به هر وضعیت دیگر، تمام محدودیتهای مربوط به رابطه جنسی از میان میروند.
همچنین نباید از این نهی نتیجه گرفت که اصل رابطه زناشویی در همه زمانها عملی ناپسند یا مانع تقواست.
قرآن همان رابطه را در آغاز آیه حلال اعلام کرده است.
نتیجه لغوی: «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» در بقره ۲:۱۸۷ به نزدیکی جنسی همسران اشاره دارد. این معنا از خود واژه و ترکیب آن با «إلى»، تصویر لباس و فعلهای «باشروهن» و «لا تباشروهن» به دست میآید.
۵. بقره ۲:۱۹۷؛ نهی از رفث در حج
متن آیه
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ
ترجمه فارسی
حج در ماههای معلوم است؛ پس هر کس در آن ماهها حج را بر خود مقرر کرد، در حج نه رفث باشد، نه فسوق و نه جدال. و هر کار نیکی که انجام دهید، آن معبود یگانه آن را میداند. و توشه بردارید، که بهترین توشه تقواست؛ و از من پروا کنید، ای خردمندان.
ساختمان نحوی «فَلَا رَفَثَ»
در این آیه، «رَفَثَ» پس از «لا» آمده است.
در قرائتِ نقلشده در این مقاله، «لا» در این ساخت برای نفی جنس است و «رفث» اسم آن به شمار میرود.
ساخت «فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ» از نظر ظاهر، نفی این رفتارها را در حج بیان میکند؛ اما از نظر کارکرد حکم، معنای نهی و بازداشتن دارد.
این شیوه بیان در عربی شناخته شده است: به جای اینکه تنها گفته شود «رفث نکنید»، گفته میشود «رفثی در حج نباشد».
این ساخت بر کنار گذاشتن رفتار مورد نظر در وضعیت حج تأکید میکند.
با این حال، خود ساخت نحوی تعیین نمیکند که همه مصادیق رفث چه هستند. برای تعیین آنها باید معنای لغوی و سیاق آیه بررسی شود.
آیا رفث در حج فقط آمیزش جنسی است؟
در زبان عربی، رفث هم برای رابطه جنسی و هم برای گفتار و بعضی رفتارهای مربوط به آن به کار رفته است.
از یک سو، کاربرد بقره ۲:۱۸۷ نشان میدهد که این اسم میتواند صریحا به نزدیکی جنسی اشاره کند.
از سوی دیگر، شاهد شعر عجاج و توضیحهای لغوی کهن نشان میدهند که گفتار جنسی زننده نیز در میدان آن قرار دارد.
در بقره ۲:۱۹۷، بر خلاف آیه روزه، عبارت «إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» نیامده است.
بنابراین، نمیتوان بدون بررسی گفت که رفث در اینجا دقیقا همان دامنه محدودِ نزدیکی جنسی را دارد و هیچ سخن یا رفتار دیگری در آن داخل نیست.
از نظر لغوی، خوانش گستردهتر قابل دفاع است: پرهیز از رابطه جنسی و گفتار یا رفتارهایی که بهصورت آشکار با آن پیوند دارند.
اما این گستردگی نیز حد دارد.
نمیتوان از واژه «رفث» نتیجه گرفت که هر گفتوگوی محترمانه درباره ازدواج، هر محبت خانوادگی یا هر سخن ضروری درباره سلامت جنسی در حج ممنوع است.
همچنین نمیتوان بدون شاهد مستقل، هر تماس معمولی یا هر رفتار غیرجنسی را زیر عنوان رفث قرار داد.
آنچه شواهد لغوی پشتیبانی میکنند، میدان رفتار و گفتار جنسی است؛ نه ممنوعیت همه شکلهای ارتباط انسانی.
چرا رفث در کنار فسوق و جدال آمده است؟
در این آیه، سه عنوان مستقل ذکر شدهاند:
«رَفَث»، «فُسُوق» و «جِدَال».
«فسوق» از ریشه «ف س ق» و «جدال» از ریشه «ج د ل» است.
این سه ریشه، با وجود ارتباط در سیاق حج، مترادف نیستند.
«رفث» به میدان جنسی مربوط است.
«فسوق» با بیرون رفتن از حدود و نافرمانی ارتباط دارد.
«جدال» به مجادله و درگیری گفتاری مربوط است.
بنابراین، نمیتوان همه این عناوین را تنها به «سخن بد» ترجمه کرد.
اگر رفث صرفا هر سخن ناپسند باشد، مرز آن با برخی صورتهای جدال یا فسوق در ترجمه کمرنگ میشود.
اما اگر رفث در میدان جنسی شناخته شود، تفاوت موضوعی این سه روشنتر باقی میماند.
این سه عنوان در کنار یکدیگر نشان میدهند که رفتار انسان در حج تنها با انجام حرکتهای مناسکی سنجیده نمیشود.
رابطه جنسی، رفتار اخلاقی و شیوه برخورد گفتاری با دیگران نیز در این عبادت اهمیت دارند.
با این حال، این نتیجه سیاقی نباید به تعریف لغوی جدیدی برای رفث تبدیل شود. رفث بهخودیخود به معنای تمام رفتارهای غیراخلاقی نیست.
رفث و تقوا
در پایان آیه آمده است:
«فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ».
این جمله، رفتار انسان در حج را با تقوا پیوند میدهد.
تقوا تنها رعایت یک ممنوعیت خاص نیست؛ بلکه در قرآن با پروا داشتن، نگه داشتن حدود و مسئولیتپذیری در برابر خداوند ارتباط دارد.
در سیاق حج، پرهیز از رفث بخشی از این مراقبت است.
اما نباید از آن نتیجه گرفت که رابطه جنسی در ذات خود ضد تقواست.
همان قرآن، رابطه زناشویی را در شب روزه حلال اعلام کرده است.
پس تقوا در اینجا به معنای شناخت و رعایت حد مناسب هر وضعیت است؛ نه نفی مطلق نیازهای طبیعی انسان.
انسان ممکن است در زندگی زناشویی رابطهای مشروع داشته باشد، اما در دوره انجام مسئولیتی ویژه، برای همان رفتار محدودیتی مقرر شده باشد.
رعایت آن محدودیت با شناخت شرایط و فرمان مربوط معنا پیدا میکند.
آیا نهی شامل تمام ماههای حج است؟
آیه با «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ» آغاز میشود، سپس میگوید:
«فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ».
پس نهی درباره کسی مطرح شده که حج را در ماههای معلوم بر خود مقرر کرده است.
این موضوع اهمیت دارد؛ زیرا آیه تنها از تقویم سخن نمیگوید؛ از پذیرفتن مسئولیت حج نیز سخن میگوید.
بنابراین، نمیتوان از خود «فَلَا رَفَثَ» نتیجه گرفت که رابطه جنسی در تمام ماههای حج برای تمام انسانها، از جمله کسانی که اصلا وارد حج نشدهاند، حرام است.
از سوی دیگر، تعیین لحظه دقیق آغاز و پایان این محدودیت برای کسی که حج را بر خود مقرر کرده، به بررسی مستقل «فرض الحج»، وضعیت حُرُم و مراحل مناسک نیاز دارد.
خود ریشه «رفث» این زمانبندی را تعیین نمیکند.
آیا رفث سبب بطلان حج یا کفاره معین میشود؟
بقره ۲:۱۹۷ از رفث در حج نهی میکند.
این نهی واقعی است و نباید کماهمیت شمرده شود.
اما خود آیه درباره هر مصداق رفث، فهرستی از کفارهها، شمار روزهای جبران یا حکمهای جداگانه بطلان حج ارائه نمیکند.
بنابراین، از معنای ریشه نمیتوان یک نظام تفصیلی فقهی ساخت.
برای مثال، تفاوت میان گفتار جنسی زننده و وقوع رابطه جنسی از نظر لغوی روشن است. اما اینکه در صورت نقض نهی، پیامد حقوقی هرکدام چه باشد، مسئلهای مستقل است.
هیچیک از این پیامدها را نباید بدون نص روشن به خداوند نسبت داد.
از سوی دیگر، نبود فهرست تفصیلی کفاره در همین آیه به معنای بیاهمیت بودن فرمان نیست.
پرهیز از رفث، فسوق و جدال در حج بهصراحت بیان شده است.
۶. نسبت دو کاربرد قرآنی؛ یک واژه در دو وضعیت متفاوت
اگر بقره ۲:۱۸۷ و بقره ۲:۱۹۷ کنار یکدیگر خوانده شوند، چند تفاوت مهم آشکار میشود.
در آیه ۱۸۷، سخن از حلال بودن «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» در شب روزه است. ترکیب اسم با حرف «إلى» و جملههای همراه، رابطه جنسی میان همسران را برجسته میکند.
در آیه ۱۹۷، تعبیر «فَلَا رَفَثَ» بدون ذکر مفعول یا طرف رابطه آمده است. بنابراین، میدان عمومیتر رفث در بررسی آن حضور دارد.
در آیه نخست، «الرَّفَثُ» معرفه و نایب فاعل فعل «أحل» است؛ در آیه دوم، «رَفَثَ» پس از «لا»ی نفی جنس آمده است.
این تفاوت نحوی با تفاوت حکم نیز همراه است: حلال بودن در وضعیت مشخص و نبودن یا منع رفتار در وضعیت دیگر.
آیا این دو آیه متعارضاند؟
خیر.
دو آیه درباره دو وضعیت یکسان سخن نمیگویند.
یکی درباره شب روزه و دیگری درباره حج است.
وجود یک رفتار در میدان حلالِ زندگی زناشویی با محدود بودن آن در زمان انجام عبادتی ویژه، تناقض لغوی یا منطقی ایجاد نمیکند.
در زندگی روزمره نیز ممکن است کاری در حالت عادی مجاز باشد، اما در هنگام انجام مسئولیتی مشخص با محدودیت روبهرو شود.
با این حال، این مثال فقط برای روشن شدن تفاوت وضعیت است و نباید به معنای ساختن احکام تازه باشد.
آیا رفث همیشه فقط آمیزش است؟
خیر، چنین محدودیتی با همه شواهد لغوی سازگار نیست.
اما پاسخ مقابل نیز درست نیست: رفث همیشه به معنای هر نوع سخن جنسی نیست.
در بقره ۲:۱۸۷، رابطه جنسی معنای برجسته است.
در بقره ۲:۱۹۷، نهی میتواند میدان گستردهتری از رفتار جنسی و سخنان زننده مربوط به آن را دربر گیرد.
پس در ترجمه باید میان معنای اصلی واژه و انتخاب مصداق متناسب با هر سیاق تفاوت گذاشت.
آیا هر آنچه در روزه مجاز است، در حج ممنوع است؟
از این دو آیه چنین قاعدهای به دست نمیآید.
قرآن در بقره ۲:۱۸۷، خوردن و آشامیدن در شب را نیز مجاز معرفی کرده است.
اما از بقره ۲:۱۹۷ نمیتوان نتیجه گرفت که خوردن و آشامیدن در حج ممنوع است.
نهی حج عنوانهای مشخصی دارد و باید همان عنوانها بررسی شوند.
پس نمیتوان همه احکام دو عبادت را تنها با مقایسه یک واژه به یکدیگر منتقل کرد.
هر مسئولیت، حدود و شرایط خود را دارد.
۸. نکات نحوی و مرزهای تفسیر
در این ریشه، با آنکه تنها دو کاربرد قرآنی وجود دارد، ساختمان دو جمله تفاوت مهمی ایجاد میکند.
در بقره ۲:۱۸۷، «الرَّفَثُ» معرفه است و در جملهای با فعل مجهول «أُحِلَّ» آمده است. در اینجا موضوع حلال بودنِ رابطه در زمان مشخص است.
در بقره ۲:۱۹۷، «رَفَثَ» نکره و در ساخت نفی جنس آمده است. این ساخت در سیاق حکم، معنای بازداشتن از رفتار را منتقل میکند.
همچنین در آیه نخست «إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» طرف رابطه را مشخص میکند، در حالی که در آیه دوم طرفی نام برده نشده است.
این تفاوت میتواند در گستره معنای مورد نظر اثر داشته باشد، اما بهتنهایی تمام مصادیق را تعیین نمیکند.
از سوی دیگر، میان حلال شدن یک عمل و امر به انجام آن تفاوت وجود دارد. در بقره ۲:۱۸۷، امر «باشروهن» در سیاق رفع محدودیت آمده است و نباید به الزام همگانی آمیزش تبدیل شود.
همچنین میان نهی از یک رفتار و تعیین مجازات یا کفاره برای نقض آن تفاوت وجود دارد. در بقره ۲:۱۹۷، نهی روشن است، اما جزئیات پیامد حقوقی هر نوع تخلف در همین عبارت بیان نشده است.
این تمایزها برای حفظ امانت در ترجمه و تأمل ضروریاند.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» در بقره ۲:۱۸۷، معادل «نزدیکی جنسی با زنانتان» یا «رابطه جنسی با همسرانتان» مناسب است.
در این سیاق، ترجمه صرف «سخن زشت گفتن با زنان» معنا را بیش از حد محدود میکند و با «فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ» سازگاری کافی ندارد.
در مقابل، ترجمه «رفتار زشت با زنان» نیز مناسب نیست؛ زیرا مفهوم خاص رابطه جنسی را پنهان میکند.
برای «فَلَا رَفَثَ» در بقره ۲:۱۹۷، میتوان واژه «رفث» را در ترجمه مستقیم حفظ کرد و سپس در تأمل توضیح داد که میدان آن، رابطه جنسی و گفتار یا رفتار جنسی زننده است.
اگر ترجمه توضیحیتر انتخاب شود، «نه رابطه جنسی و نه گفتار جنسی زننده» یکی از امکانهای معنایی است، اما باید روشن باشد که این عبارت شرح گستره واژه است، نه برگردان یکبهیک چند اسم مستقل در عربی.
همچنین «رفث» نباید بدون دلیل به «دشنام»، «نزاع»، «بیاخلاقی» یا «هر نوع محبت به همسر» تبدیل شود.
در ترجمه هر دو آیه، تفاوت حکم نیز باید روشن بماند: نزدیکی جنسی در شب روزه حلال اعلام شده است، اما رفث در وضعیت حج منع شده است.
اصل آن است که ترجمه معنای مستقیم و سیاقی را حفظ کند و بحث درباره مصادیق مرزی، فهرست ممنوعیتها و پیامدهای حقوقی در تأمل جدا انجام شود.
۱۰. جمعبندی نهایی
ریشه «ر ف ث» در زبان عربی با سخن گفتن آشکار و گاه زننده درباره امور جنسی، و نیز با خود رابطه جنسی و رفتارهای نزدیک به آن ارتباط دارد.
این ریشه در قرآن تنها دو بار و هر دو بار به صورت اسم «رَفَث» آمده است.
در بقره ۲:۱۸۷، ترکیب «الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ» در کنار تصویر لباس بودن همسران برای یکدیگر و فرمان «بَاشِرُوهُنَّ»، به نزدیکی جنسی زناشویی اشاره دارد.
قرآن در این آیه، این رابطه را در شب روزه حلال اعلام میکند و در عین حال، وضعیت اعتکاف را از آن جدا میسازد.
بنابراین، خود واژه «رفث» همیشه به معنای عمل حرام یا رفتاری ذاتا ناپسند نیست.
در بقره ۲:۱۹۷، «فَلَا رَفَثَ» در کنار فسوق و جدال آمده است. در این سیاق، رفث از رفتارهایی است که شخص در وضعیت حج باید از آن بپرهیزد.
شواهد لغوی نشان میدهند که این نهی میتواند هم رابطه جنسی و هم گفتار یا رفتار جنسی زننده را دربر گیرد. با این حال، نمیتوان بدون دلیل، هر سخن محترمانه درباره روابط زناشویی یا هر تماس غیرجنسی را رفث دانست.
از سوی دیگر، «رفث» و «فسوق» و «جدال» سه عنوان متمایزند. نباید آنها را تنها به مفهوم کلی «سخن بد» فروکاست.
این دو آیه با یکدیگر تعارض ندارند؛ زیرا درباره دو وضعیت متفاوت سخن میگویند. چیزی که در شب روزه حلال است، میتواند در هنگام انجام مسئولیت حج با محدودیتی خاص روبهرو باشد.
اما همین تفاوت نیز نباید وسیله ساختن احکام تازه شود. تعیین زمان دقیق محدودیت، مصادیق مرزی یا پیامدهای نقض حکم، به بررسی آیات دیگر و استدلال مستقل نیاز دارد.
تعریف نهایی: «ر ف ث» به میدان گفتار و رفتار جنسی تعلق دارد؛ بهویژه سخن آشکار یا زننده درباره رابطه جنسی و، در کاربرد گستردهتر یا کنایی، خود نزدیکی جنسی و رفتارهای وابسته به آن.
در قرآن، معنای نزدیک به آمیزش زناشویی در بقره ۲:۱۸۷ روشن است، در حالی که در بقره ۲:۱۹۷ میدان گستردهتر رفث در فهم نهی حج باید در نظر گرفته شود.
برای شناخت هر کاربرد، سه مرز باید حفظ گردد: تفاوت گفتار جنسی با خود رابطه، تفاوت معنای لغوی با حکم حلال یا حرام آن در وضعیتهای مختلف، و تفاوت نهی قرآنی با جزئیات فقهی یا تاریخیای که در متن آیه بیان نشدهاند.
به این ترتیب، نه رابطه مشروع همسران ذاتا عملی ناپسند معرفی میشود و نه نهی قرآن از رفث در حج به سخنی بیاثر یا صرف توصیهای عمومی درباره خوشرفتاری تقلیل مییابد.