ریشهٔ قرآنی ف ح ش (فَحُشَ)
زشتی شدید و قباحت برجسته؛ از رفتار و گفتار زشت تا تجاوز از حدود اخلاقی، فحشا و فواحش در قرآن
صورتهای قرآنی و لغوی
فَاحِشَة
مفرد؛ سیزده کاربرد قرآنی
فَوَاحِش
جمع فاحشة؛ چهار کاربرد قرآنی
فَحْشَاء
اسم؛ هفت کاربرد قرآنی
فَحُشَ / فَحَشَ
دو صورت فعل مجرد؛ در قرآن نیامدهاند
فُحْش
مصدر و اسم؛ این صورت در قرآن نیامده
فَاحِش
وصف؛ این صورت مستقل در قرآن نیامده
فَحَّاش
صیغهٔ مبالغه؛ در قرآن نیامده
أَفْحَشَ
باب افعال؛ در قرآن نیامده
تَفَحَّشَ
باب تفعّل؛ در قرآن نیامده
تَفَاحَشَ
باب تفاعل؛ در قرآن نیامده
فَحَاشَة
مصدر لغوی؛ در قرآن نیامده
فُحَشَاء
جمع وصف فاحش؛ با فَحْشَاء متفاوت؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و میدان معنایی آن
ریشهٔ سهحرفی «ف ح ش» در زبان عربی به زشتی، ناپسندی و قباحتی اشاره دارد که از حد معمول فراتر رفته و شدت یافته باشد. این زشتی ممکن است در گفتار، رفتار، روابط انسانی، کردار جنسی، بخل و دیگر امور ناپسند دیده شود.
«فُحْش» در کاربرد عمومی به رفتار یا گفتار بسیار زشت مربوط است. «فَاحِش» وصف چیزی یا کسی است که زشتی آن شدید و برجسته باشد. «فَاحِشَة» به کاری بسیار زشت و ناپسند گفته میشود و «فَحْشَاء» نیز در همین میدان قرار دارد.
این خانواده در زبان عربی به رفتار جنسی محدود نیست، هرچند برخی از کاربردهای مهم آن به روابط جنسی و تجاوز از حدود مربوطاند. برای نمونه، زنا در قرآن «فاحشه» نامیده شده است؛ اما قرآن این واژه را در سیاقهای دیگری نیز به کار میبرد و در یک آیه حتی از «فحشاء» در زمینهٔ ترس از فقر و خودداری از بخشش سخن میگوید.
در قرآن، ریشهٔ «ف ح ش» ۲۴ بار و تنها در دو خانوادهٔ اسمی آمده است: ۱۷ بار در خانوادهٔ «فَاحِشَة» شامل مفرد و جمع «فَوَاحِش»، و هفت بار در صورت «فَحْشَاء». هیچ فعل یا صورت مستقلی مانند «فَحُشَ»، «فَاحِش»، «فَحَّاش» یا «تَفَحَّشَ» در متن قرآن نیامده است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ شمار و صورتها
برای شناخت دقیق این ریشه، باید میان معنای لغوی زشتی شدید و مصداقهایی که قرآن در آیات مختلف معرفی میکند تفاوت گذاشت. ممکن است رفتاری بهصراحت «فاحشه» خوانده شود و در آیهای دیگر، «فحشاء» در کنار منکر، سوء یا بغی قرار گیرد.
این تفاوتها نشان میدهند که ریشهٔ «ف ح ش» نه صرفا نام یک جرم جنسی معین است و نه واژهای کاملا مبهم برای هر عملی که فرد یا جامعهای آن را نمیپسندد. معنای آن شدت زشتی است؛ معیار و مصداق این زشتی در کاربرد قرآنی باید با شواهد خود قرآن شناخته شود.
۲. هستهٔ معنایی و صورتهای مهم
زشتیای که از اندازه فراتر میرود
ابن فارس در مقاییس اللغة دربارهٔ این ریشه مینویسد:
الْفَاءُ وَالْحَاءُ وَالشِّينُ كَلِمَةٌ تَدُلُّ عَلَى قُبْحٍ فِي شَيْءٍ وَشَنَاعَةٍ
«فاء، حاء و شین بر زشتی و ناپسندی شدید در چیزی دلالت دارند.»
او در ادامه توضیح میدهد:
كُلُّ شَيْءٍ جَاوَزَ قَدْرَهُ فَهُوَ فَاحِشٌ
«هر چیزی که از اندازهٔ خود فراتر رود، فاحش است.»
اما این توضیح را با قید دیگری همراه میکند: این تجاوز از اندازه در اموری مطرح است که ناپسند و ناخوشایند شمرده میشوند.
این قید اهمیت دارد. صرف بیشتر بودن یک چیز از مقدار معمول، آن را از نظر اخلاقی فاحش نمیکند.
ممکن است انسانی بسیار بخشنده یا بسیار دانا باشد. فراوانی دانش یا بخشندگی، صرفا به دلیل زیاد بودن، فحش نامیده نمیشود.
در مقابل، هنگامی که زشتی، بخل، تعدی یا رفتار ناپسند از حد بگذرد، وصف «فاحش» میتواند شدت آن را بیان کند.
بنابراین، «تجاوز از اندازه» را نباید جدا از مفهوم زشتی و ناپسندی، معنای کامل این ریشه دانست.
مقاییس اللغة؛ تعریف ریشه و قید ناپسندی
آیا فحش در اصل یک حرکت مادی است؟
برخلاف ریشههایی که تصویر مادی روشنی دارند، مانند «قطع» برای بریدن یا «حل» برای گشودن گره، در خانوادهٔ «ف ح ش» یک حرکت یا ابزار مادی مشخص به عنوان هستهٔ مشترک ثبت نشده است.
معنای بنیادی این ریشه، وصف کیفیت زشت و ناپسند چیزی است.
ممکن است این زشتی در یک رفتار قابل مشاهده باشد؛ مانند تعرض، فریب یا کردار جنسی ناپسند. ممکن است در سخن باشد؛ مانند دشنام و گفتار موهن. در کاربرد دیگری نیز میتواند دربارهٔ بخل شدید یا رفتاری اجتماعی که از حد پسندیده خارج شده است مطرح شود.
پس نباید برای این ریشه تصویر ساختگی مانند «شکستن پردهٔ حیا»، «آشکار شدن بدن» یا «عبور جسم از مرز» را مبنای تمام معانی قرار داد.
این تصویرها ممکن است برای توصیف بعضی مصداقها به کار روند، اما در خود تعریف لغوی ریشه حضور ضروری ندارند.
پژوهش ریشهٔ ق ط ع؛ پژوهش ریشهٔ ح ل ل
صورتهای مهم در عربی
«فَحُشَ» و «فَحَشَ» فعل مجردند و به زشت و ناپسند شدن، یا شدت یافتن قباحت یک سخن یا عمل اشاره دارند.
«فُحْش» مصدر و اسم مربوط به زشتی شدید است. در فارسی امروز، این واژه بیشتر با دشنام و سخنان رکیک شناخته میشود، اما میدان عربی آن گستردهتر است.
«فَحْشَاء» اسمی است که به زشتی شدید و رفتار بسیار ناپسند اشاره دارد. در قرآن هفت بار آمده است.
«فَاحِشَة» صورت مؤنث «فَاحِش» است که در کاربرد اسمی برای کار بسیار زشت و ناپسند تثبیت شده است. در قرآن صورت مفرد آن سیزده بار آمده است.
«فَوَاحِش» جمع «فَاحِشَة» است و به رفتارهای بسیار زشت اشاره دارد. این صورت چهار بار در قرآن آمده است.
«فَاحِش» وصف شخص، سخن، رفتار یا چیزی است که زشتی و ناپسندی آن شدید باشد. در عربی برای بخل بسیار شدید نیز به کار رفته است.
«فَحَّاش» صیغهٔ مبالغه است و در کاربرد مربوط به انسان، کسی را وصف میکند که بسیار سخن زشت میگوید یا به رفتارهای ناپسند شناخته میشود.
«أَفْحَشَ» از باب افعال است و در کاربرد گفتاری به آوردن سخن زشت یا بدزبانی اشاره دارد.
«تَفَحَّشَ» از باب تفعل است و برای اظهار رفتار یا گفتار زشت به کار میرود.
«تَفَاحَشَ» از باب تفاعل است و در برخی کاربردها به زشتگویی متقابل اشخاص، و در کاربرد دیگر به شدت یافتن قباحت یک موضوع اشاره دارد.
«فَحَاشَة» نیز در منابع لغوی به عنوان اسم مربوط به شدت زشتی ثبت شده است.
«فُحَشَاء» در بعضی کاربردهای کهن، جمع وصف «فاحش» بوده و در میدان اشخاص دارای رفتار ناپسند قرار میگیرد. این صورت را نباید با «فَحْشَاء» به معنای زشتی شدید یکی گرفت.
در قرآن، تمام این خانوادهٔ گسترده به دو شاخهٔ اسمی «فاحشة» و «فحشاء» محدود شده است.
لسان العرب و تاج العروس؛ صورتها و تفاوت فَحْشاء و فُحَشاء
از این رو، در مقالهٔ قرآنی باید تفاوت میان واژگان موجود در قرآن و مشتقهایی که فقط در زبان عربی ثبت شدهاند محفوظ بماند.
۳. کاربرد در عربی کهن
فاحش؛ فراتر رفتن از حد در بخل
در معلّقهٔ طرفة بن العبد، شاعر جاهلی، آمده است:
أَرَى الْمَوْتَ يَعْتَامُ الْكِرَامَ وَيَصْطَفِي
عَقِيلَةَ مَالِ الْفَاحِشِ الْمُتَشَدِّدِ
«میبینم که مرگ نیکمردان را برمیگزیند و گرانبهاترین دارایی آن بخیل سختگیر را نیز از او میگیرد.»
در این بیت، «الْفَاحِش» دربارهٔ شخص بسیار بخیل به کار رفته است.
شاعر از مرگ و بیاعتباری دلبستگی افراطی به دارایی سخن میگوید. شخصی که در نگهداری مال خود به شدت بخل میورزد، سرانجام نمیتواند دارایی خویش را از مرگ و انتقال به دیگران محفوظ نگه دارد.
«عَقِيلَةَ مَالِ» به گرانبهاترین و برگزیدهترین دارایی اشاره دارد و «الْمُتَشَدِّد» شدت سختگیری آن شخص را بیان میکند.
در اینجا، «فاحش» هیچ ارتباط مستقیمی با روابط جنسی ندارد. زشتی شدید در رفتار مالی شخص مطرح است؛ رفتاری که از حد پسندیده گذشته و به بخل افراطی رسیده است.
این بیت در نقلهای معتبر معلّقهٔ طرفه آمده و در شرحهای کهن، «الفاحش» با بخیل بودن توضیح داده شده است.
شرح المعلقات التسع؛ شاهد طرفه و توضیح فاحش
این شاهد پیشاقرآنی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد که میدان ریشهٔ «ف ح ش» پیش از شکلگیری اصطلاحات فقهی بعدی، به گناهان جنسی منحصر نبوده است.
فحش در سخن؛ زبانی که از حد ادب میگذرد
در عربی، «أَفْحَشَ فِي الْكَلَامِ» به معنای آوردن سخن زشت و موهن است.
در این کاربرد، سخن ممکن است از نظر محتوا یا شیوهٔ بیان، به دشنام، تحقیر یا بیادبی شدید تبدیل شود.
این معنا را نباید صرفا با صریح بودن سخن یکی گرفت.
ممکن است شخصی موضوعی دشوار و ناخوشایند را با الفاظی روشن و مستقیم بیان کند، بیآنکه سخن او فحش باشد. در مقابل، کسی ممکن است بدون استفاده از واژههای رکیک، با تحقیر و اهانت شدید با دیگری برخورد کند.
پس باید میان صراحت، بیان واقعیت ناخوشایند و زشتگویی تفاوت گذاشت.
همچنین در بعضی موارد، یک سخن از نظر محتوا نادرست است و در موارد دیگر، شیوهٔ بیان آن زشت و تحقیرآمیز است. این دو ممکن است همراه شوند، اما دقیقا یک چیز نیستند.
از این رو، «فحش» در کاربرد گفتاری را میتوان به زشتی شدید سخن یا رفتار زبانی مربوط دانست، نه صرفا به بلند بودن صدا یا آشکار گفتن موضوعات خصوصی.
فاحش؛ وصف شدت یک وضعیت
در کاربردهای عربی، واژهٔ «فاحش» تنها برای رفتار شخص به کار نرفته است. چیزی که از حد معمول یا پذیرفتهشده فراتر رود و ناپسندی آن برجسته باشد نیز میتواند با این وصف معرفی شود.
برای نمونه، در کاربردهای حقوقی و اقتصادی عربی، تعبیر «غَبْنٌ فَاحِشٌ» برای تفاوت قیمت یا زیانی که از حد قابل قبول فراتر رفته باشد شناخته شده است.
اما این اصطلاح حقوقی، بهویژه در صورت فنی خود، نباید بدون شاهد تاریخی به دورهٔ جاهلیت نسبت داده شود.
آنچه از شواهد کهن با اطمینان بیشتری شناخته میشود، اصل معنای شدت زشتی و خروج از حد پسندیده است؛ کاربرد آن در موضوعات خاص اقتصادی و حقوقی باید با تاریخ همان اصطلاح سنجیده شود.
این نکته در فهم قرآن اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد «فاحش» میتواند وصف شدت یک رفتار باشد، ولی خود واژه بهتنهایی نوع جرم، مقدار مجازات یا حکم حقوقی آن را تعیین نمیکند.
۴. کاربردهای قرآنی «فحشاء»؛ زشتی شدید در رفتار و گفتار
الف. «بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ»؛ فرمان شیطان
در سورهٔ بقره آمده است:
إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
«او تنها شما را به بدی و فحشا و اینکه دربارهٔ آن معبود یگانه چیزی بگویید که نمیدانید فرمان میدهد.»
بقره، ۲:۱۶۹
در این آیه، «السُّوء» و «الْفَحْشَاء» در کنار یکدیگر آمدهاند. پس از آن، سخن گفتن دربارهٔ آن معبود یگانه بدون دانش نیز ذکر شده است.
«سوء» از ریشهٔ «س و أ» است و به بدی و امر ناخوشایند مربوط میشود. «فحشاء» از ریشهٔ «ف ح ش» است و بر زشتی شدید تاکید دارد.
میان این دو مفهوم همپوشانی وجود دارد، اما نمیتوان تنها از کنار هم آمدن آنها نتیجه گرفت که دو گروه کاملا جدا و بدون اشتراک از گناهان هستند.
«سوء» میدان گستردهای از بدی دارد؛ در حالی که «فحشاء» شدت قباحت را برجسته میکند. ممکن است عملی هم بد باشد و هم فحشا شمرده شود.
نکتهٔ مهم دیگر، سومین موضوع آیه است: «وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ».
از این ساخت روشن میشود که فرمان شیطان در سیاق آیه به مسائل جنسی محدود نیست. ادعای بیدانش دربارهٔ آن معبود یگانه نیز صریحا در همان بیان آمده است.
آیهٔ پیشین، بقره ۲:۱۶۸، دربارهٔ خوردن از آنچه در زمین حلال و طیب است و پیروی نکردن از گامهای شیطان سخن میگوید. در بقره ۲:۱۷۰ نیز مسئلهٔ پیروی از آنچه پدران بر آن بودهاند مطرح میشود.
بنابراین، این مجموعه تنها دربارهٔ رفتار خصوصی انسان نیست؛ نسبت دادن حکم به آن معبود یگانه بدون دانش و پیروی از مسیرهای بیپشتوانه نیز در آن اهمیت دارد.
البته نباید عبارت «دربارهٔ آن معبود یگانه چیزی بگویید که نمیدانید» را از نظر لغوی دقیقا معادل «فحشاء» قرار داد. هر دو در یک سیاق آمدهاند، اما قرآن آنها را با عبارتهای جداگانه بیان کرده است.
ب. «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»؛ فحشا در زمینهٔ بخل و انفاق
در سورهٔ بقره آمده است:
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
«شیطان شما را از فقر میترساند و به فحشا فرمان میدهد، و آن معبود یگانه به شما آمرزشی از سوی خود و فضل وعده میدهد؛ و آن معبود یگانه گشایشگر و داناست.»
بقره، ۲:۲۶۸
این آیه برای شناخت گستردگی معنای «فحشاء» اهمیت ویژهای دارد.
در آیهٔ پیشین، بقره ۲:۲۶۷، مؤمنان به انفاق از پاکیزههای آنچه به دست آوردهاند فراخوانده میشوند و از انتخاب چیزهای ناپسند برای انفاق نهی میگردند.
سپس در آیهٔ ۲۶۸، ترساندن از فقر و فرمان شیطان به فحشا آمده است.
این پیوستگی نشان میدهد که «فحشاء» در اینجا با رفتار مالی، بخل و خودداری از بخشش نیز میتواند ارتباط داشته باشد.
در عربی کهن، شاهدی مستقل برای این کاربرد وجود دارد: طرفة بن العبد در معلّقهٔ خود شخص بسیار بخیل را «فاحش» نامیده است.
پس ارتباط «فحش» با بخل شدید صرفا حدسی بر پایهٔ داستان آیه نیست؛ در زبان پیشاقرآنی نیز شناخته شده بوده است.
با این حال، نباید «الفحشاء» را در این آیه بیهیچ توضیحی به «بخل» تبدیل کرد، چنانکه گویی دو واژه در تمام کاربردها مترادفاند.
معنای ریشهٔ «ف ح ش» زشتی شدید است. بخل و خودداری نادرست از انفاق، مصداقی است که سیاق این آیه آن را برجسته میکند.
این تمایز اجازه میدهد هم معنای لغوی حفظ شود و هم نقش واقعی آیه در موضوع انفاق شناخته شود.
طبری؛ پیوند فحشاء و بخل در سیاق انفاق
ج. «إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ»؛ زشتیای که به آن معبود یگانه نسبت داده میشود
در سورهٔ اعراف آمده است:
وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
«و هنگامی که کار بسیار زشتی انجام میدهند، میگویند: پدرانمان را بر این روش یافتیم و آن معبود یگانه ما را به آن فرمان داده است. بگو: آن معبود یگانه به فحشا فرمان نمیدهد. آیا دربارهٔ آن معبود یگانه چیزی میگویید که نمیدانید؟»
اعراف، ۷:۲۸
در این آیه، دو صورت از یک ریشه کنار هم آمدهاند: «فَاحِشَةً» و «الْفَحْشَاءِ».
نخست، از انجام یک کار بسیار زشت سخن گفته میشود. سپس ادعای کسانی نقل میشود که آن رفتار را به روش پدران خود و فرمان آن معبود یگانه نسبت میدهند.
پاسخ قرآن روشن است: آن معبود یگانه به فحشا فرمان نمیدهد.
این آیه از نظر رابطهٔ زبان و تشریع اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که یک رفتار ناپسند ممکن است در جامعهای به صورت عادت موروثی جا افتاده باشد و حتی به آن معبود یگانه نسبت داده شود.
اما دیرینه بودن یک رفتار و انجام آن توسط پدران، بهخودیخود دلیل مشروعیت الهی آن نیست.
همچنین ادعای اینکه آن معبود یگانه به کاری فرمان داده، باید پشتوانهٔ دانشی داشته باشد. آیه با پرسش «أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» همین مسئولیت را برجسته میکند.
در اعراف ۷:۲۹، فرمان آن معبود یگانه در برابر این ادعا با «قِسْط» معرفی میشود.
بنابراین، زشتی شدید در این سیاق با مسئلهٔ عدالت، عادت اجتماعی و نسبت دادن حکم به آن معبود یگانه ارتباط دارد.
با این حال، باید یک تفاوت محفوظ بماند: نامیدن رفتاری به عنوان فاحشه در قرآن، با اینکه هر فرد یا گروهی رفتاری را بنا بر سلیقه و فرهنگ خود زشت بداند یکسان نیست.
برای شناخت فاحشه در معنای قرآنی، باید دید خود قرآن چه رفتارهایی را محکوم میکند و برای آنها چه قرائنی ارائه میدهد.
د. «الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ»؛ زشتی، ناپسندی و تعدی
در سورهٔ نحل آمده است:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ ۚ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
«همانا آن معبود یگانه به عدالت و نیکوکاری و بخشش به خویشاوند فرمان میدهد و از فحشا و منکر و تعدی بازمیدارد؛ شما را پند میدهد، باشد که یادآور شوید.»
نحل، ۱۶:۹۰
در این آیه، سه مفهوم در کنار یکدیگر آمدهاند: فحشاء، منکر و بغی.
«فحشاء» بر زشتی شدید دلالت دارد.
«منکر» از ریشهٔ «ن ك ر» است و با امری ناپسند و مردود ارتباط دارد.
«بغی» از ریشهٔ «ب غ ي» است و در این سیاق به تجاوز و تعدی مربوط میشود.
این مفاهیم به یکدیگر نزدیکاند، اما یکسان نیستند.
ممکن است عملی از نظر اخلاقی بهشدت زشت باشد و همزمان منکر و نوعی تعدی نیز شمرده شود. در مقابل، یک رفتار ممکن است از جهت خاصی منکر باشد، بیآنکه همهٔ ویژگیهای بغی را داشته باشد.
از عطف این سه واژه نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن سه طبقهٔ حقوقی کاملا جدا، با مرزهای ثابت و بدون اشتراک معرفی کرده است.
همچنین نباید «فحشاء» را در این آیه تنها به روابط جنسی محدود کرد. آیه از عدالت، احسان، حقوق خویشاوندان و مقابله با تعدی سخن میگوید. میدان اخلاقی و اجتماعی آن گسترده است.
هـ. «الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»؛ اثر صلاة
در سورهٔ عنکبوت آمده است:
اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ
«آنچه را از کتاب به تو وحی شده بخوان و صلاة را برپا دار. همانا صلاة از فحشا و منکر بازمیدارد؛ و یاد آن معبود یگانه بزرگتر است، و آن معبود یگانه آنچه را انجام میدهید میداند.»
عنکبوت، ۲۹:۴۵
در این آیه نیز «فحشاء» و «منکر» در کنار هم آمدهاند.
اما این بار موضوع، فرمان مستقیم به پرهیز از آنها نیست؛ بلکه اثر بازدارندهٔ صلاة مطرح شده است.
«تَنْهَىٰ» از ریشهٔ «ن ه ي» است و به بازداشتن و نهی کردن اشاره دارد. پس اثر بازدارندگی از این فعل شناخته میشود؛ خود «فحشاء» به معنای بازداشتن نیست.
آیه، صلاة را با رفتار اخلاقی انسان مرتبط میکند. به این معنا که عبادت نباید از کردار و جهتگیری زندگی جدا باشد.
با این حال، نباید از آیه نتیجه گرفت که هرکس صلاة انجام میدهد، از هر رفتار ناپسند مصون میشود.
انسان ممکن است عملی عبادی را انجام دهد، ولی در رفتار خود گرفتار خطا، عادت نادرست یا بیتوجهی به حقوق دیگران باشد. چنین وضعیتی پرسشی دربارهٔ اثر واقعی عبادت و چگونگی برپایی آن ایجاد میکند، نه اینکه معنای «فحشاء» یا «صلاة» را تغییر دهد.
همچنین این آیه شاهد دیگری است که میدان «فحشاء» را به اخلاق و رفتار گستردهٔ انسان مربوط میسازد، نه فقط به یک گناه جنسی.
و. «الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ» در پیروی از گامهای شیطان
در نور ۲۴:۲۱، مؤمنان از پیروی گامهای شیطان بازداشته میشوند و آیه میگوید شیطان به فحشاء و منکر فرمان میدهد.
این آیه در سیاقی قرار دارد که در آن اتهامهای ناروا، سخن گفتن بدون دانش و گسترش رفتار ناپسند در جامعه مطرح شدهاند.
از این رو، فحشاء در اینجا نمیتواند بدون بررسی سیاق تنها به انجام یک عمل جنسی محدود شود.
ممکن است کسی با گسترش اتهامی بیپشتوانه، آبروی شخص دیگری را هدف قرار دهد؛ یا با نقل و تکرار سخنی زیانرسان، به رفتار ناپسند اجتماعی دامن بزند.
این نمونهها با فضای سوره ارتباط دارند، اما معنای خود «فحشاء» را نباید به شایعهپراکنی یا اتهام محدود کرد.
در قرآن، فحشاء نام میدان زشتی شدید است؛ مصداق دقیق آن به موضوع هر آیه وابسته است.
ز. «السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ» در داستان یوسف
در سورهٔ یوسف آمده است:
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ
«و او به وی قصد کرد، و اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، او نیز به وی قصد میکرد. اینگونه بود تا بدی و فحشا را از او دور کنیم؛ همانا او از بندگان خالصشدهٔ ما بود.»
یوسف، ۱۲:۲۴
در این آیه، «فحشاء» در زمینهٔ رابطهای مطرح شده که در آیات پیشین از آن سخن رفته است. ترجمهٔ بخش «وهمّ بها لولا...» در بالا یکی از تحلیلهای نحوی و تفسیریِ آن است؛ دربارهٔ پیوند «لولا» و معنای «همّ» خوانشهای دیگری نیز وجود دارد و داوری نهاییِ آنها موضوع پژوهش مستقل است.
قرطبی؛ اختلاف تحلیل همّ و لولا
در یوسف ۱۲:۲۳، زنِ صاحبخانه خواستار رابطهای با یوسف میشود و درها را میبندد. یوسف در برابر آن خواسته به آن معبود یگانه پناه میبرد.
بنابراین، فحشاء در این سیاق با رفتار جنسی ناپسند و تجاوز از حدود رابطه ارتباط روشنی دارد.
اما این مصداق نباید به تعریف انحصاری تمام کاربردهای ریشه تبدیل شود.
در همین آیه نیز «سوء» و «فحشاء» جداگانه آمدهاند. همراهی آنها میتواند شدت قباحت رفتار را برجسته کند، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که هر یک به دستهای کاملا مستقل از گناهان اشاره دارد.
۵. کاربردهای قرآنی «فاحشة»؛ کار بسیار زشت در سیاقهای متفاوت
الف. زنا؛ نمونهای صریح از فاحشه
در سورهٔ اسراء آمده است:
وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ۖ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلًا
«و به زنا نزدیک نشوید؛ همانا آن کاری بسیار زشت است و راه بدی است.»
اسراء، ۱۷:۳۲
این آیه یکی از روشنترین نمونههای تشخیص مصداق «فاحشه» در قرآن است.
نخست، عمل مورد نهی با نام مستقل «الزِّنَا» معرفی میشود. سپس قرآن آن را «فاحشه» میخواند و راهی بد توصیف میکند.
پس زنا در قرآن یکی از مصداقهای فاحشه است.
اما از این جمله نمیتوان نتیجه گرفت که معنای واژهٔ «فاحشه» در تمام زبان عربی یا تمام آیات قرآن تنها زناست.
اگر واژهٔ «فاحشه» صرفا نام دیگری برای زنا بود، کاربردهای آن در موضوع بخل شدید، زشتی گفتار و دیگر رفتارهای ناپسند نیازمند توضیح مستقلی میشدند.
همچنین آیهٔ اسراء، زنا را به سبب اینکه از نظر یک فرهنگ ناخوشایند است محکوم نمیکند؛ بلکه خود قرآن آن را بهصراحت از رفتارهای ممنوع و بسیار زشت معرفی میکند.
این تفاوت میان ناپسندی فرهنگی و حکم قرآنی اهمیت دارد. ممکن است رفتارهایی در فرهنگهای مختلف پسندیده یا ناپسند شمرده شوند، اما انتساب حرمت الهی باید پشتوانهٔ روشن داشته باشد.
ب. ازدواج با زنانی که پیشتر همسر پدر بودهاند
در سورهٔ نساء آمده است:
وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا
«و با زنانی که پدرانتان با آنان ازدواج کردهاند ازدواج نکنید، مگر آنچه پیشتر گذشته است؛ همانا آن کاری بسیار زشت و مایهٔ نفرت است و راه بدی است.»
نساء، ۴:۲۲
در این آیه، عمل ممنوع مشخص شده است: ازدواج با زنی که پیشتر همسر پدر بوده است.
قرآن این رفتار را با سه تعبیر وصف میکند: «فَاحِشَةً»، «مَقْتًا» و «سَاءَ سَبِيلًا».
«مقت» از ریشهای دیگر است و به نفرت و ناخشنودی شدید اشاره دارد. «ساء سبيلا» نیز بد بودن راه را بیان میکند.
از این همراهی روشن میشود که «فاحشه» در این آیه دربارهٔ یک نوع رابطهٔ خانوادگی ممنوع آمده است.
این کاربرد با زنا ارتباط موضوعی دارد، زیرا هر دو به روابط جنسی و زناشویی مربوطاند؛ اما عمل مورد بحث دقیقا همان عملی نیست که در اسراء ۱۷:۳۲ با نام «زنا» آمده است.
در اینجا، قرآن نوع مشخصی از ازدواج را ممنوع کرده و آن را فاحشه نامیده است.
پس برای شناخت مصداق، باید خود عبارت «وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ» حفظ شود.
ج. فاحشه در داستان لوط
در سورهٔ اعراف آمده است:
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ
«و لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: آیا آن کار بسیار زشت را انجام میدهید که هیچکس از جهانیان پیش از شما در آن بر شما پیشی نگرفته است؟»
اعراف، ۷:۸۰
در این آیه، «الْفَاحِشَةَ» به رفتاری اشاره دارد که لوط قوم خود را دربارهٔ آن بازخواست میکند.
برای شناخت آن رفتار، آیهٔ بعد اهمیت دارد. در اعراف ۷:۸۱، از روی آوردن به مردان با شهوت به جای زنان سخن گفته میشود.
در نمل ۲۷:۵۴ نیز لوط قوم خود را دربارهٔ انجام فاحشه در حالی که میبینند بازخواست میکند. در نمل ۲۷:۵۵، رفتار مورد بحث با روی آوردن شهوانی به مردان به جای زنان توضیح داده میشود.
در عنکبوت ۲۹:۲۸، بار دیگر «الْفَاحِشَةَ» آمده است. آیهٔ بعد، عنکبوت ۲۹:۲۹، افزون بر روی آوردن به مردان، از قطع کردن راه و انجام منکر در مجلس قوم سخن میگوید.
این مجموعه نشان میدهد که در داستان لوط، «فاحشه» به رفتار مشخصی در زندگی قوم او اشاره میکند و سیاق، جنبهٔ جنسی آن را برجسته میسازد.
با این حال، باید میان چند موضوع تفاوت گذاشت.
نخست، خود واژهٔ «فاحشه» به معنای «مرد»، «زن»، «شهوت» یا «رابطهٔ جنسی» نیست. این مفاهیم از واژههای مستقل آیات شناخته میشوند.
دوم، تمام رفتارهای ذکرشده در داستان قوم لوط نباید بدون بررسی در یک واژه ادغام شوند. قطع راه و انجام منکر در مجلس، هرکدام موضوع مستقلی دارند.
سوم، از معنای لغوی «فاحشه» بهتنهایی نمیتوان تمام احکام حقوقی، نوع مجازات یا داوری دربارهٔ اشخاص با وضعیتها و رفتارهای متفاوت را استخراج کرد.
آیات داستان لوط شواهد مهمی برای فهم مصداقاند؛ اما تعریف ریشه باید مستقل از هر مصداق مشخص باقی بماند.
د. «الْفَاحِشَةَ» در نساء ۴:۱۵ و نساء ۴:۲۵
در نساء ۴:۱۵، قرآن دربارهٔ زنانی سخن میگوید که «الْفَاحِشَةَ» را انجام میدهند و برای رسیدگی به موضوع، گواهی چهار نفر از میان مخاطبان مطرح میشود.
در آیهٔ بعد، نساء ۴:۱۶، نیز دربارهٔ دو نفری که رفتار مورد نظر را انجام میدهند و مسئلهٔ توبه و اصلاح آنان سخن رفته است.
در نساء ۴:۲۵، «فاحشه» بار دیگر در سیاق رابطهٔ زناشویی، احصان و مجازات مطرح میشود.
آیهٔ ۲۵ از ازدواج با زنان مؤمنی که در وضعیت «ما ملكت أيمانكم» قرار دارند سخن میگوید و پس از بیان شرایط ازدواج، میافزاید که اگر پس از احصان مرتکب فاحشه شوند، بر آنان نیمی از عذابی است که بر زنان محصنه مقرر شده است.
این کاربردها نشان میدهند که «فاحشه» در بعضی سیاقها میتواند موضوع رسیدگی حقوقی و مجازات قرار گیرد.
اما از این نکته نمیتوان نتیجه گرفت که هر مورد «فاحشه» در قرآن دارای یک مجازات ثابت و یکسان است.
در نساء ۴:۲۵، نصف بودن مجازات از عبارت «نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ» شناخته میشود؛ نه از معنای ریشهٔ «ف ح ش».
همچنین این عبارت به مجازاتی اشاره دارد که قابلیت نصف شدن داشته باشد. بررسی اینکه آن مجازات چیست و چگونه با آیات دیگر، بهویژه نور ۲۴:۲، ارتباط دارد، مسئلهای حقوقی و تفسیری است.
معنای لغوی «فاحشه» بهتنهایی برای حل چنین مسئلهای کافی نیست.
در این کاربردها، خوانش مربوط به رفتار جنسی ممنوع از سیاق زناشویی و احصان پشتوانه دارد. با این حال، نباید از آن نتیجه گرفت که هر جا قرآن «فاحشه» گفته، همان وضعیت حقوقی و همان شیوهٔ رسیدگی منظور بوده است.
هـ. «بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»؛ زشتی آشکار در روابط خانوادگی
ترکیب «فَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» در سه موضع قرآن آمده است: نساء ۴:۱۹، احزاب ۳۳:۳۰ و طلاق ۶۵:۱.
در هر سه، «فاحشه» با وصف «مبینه» همراه است.
این همراهی اهمیت دارد؛ زیرا وصف «مبینه» به آشکار و روشن بودن موضوع ارتباط دارد.
اما باید توجه کرد که «مبینه» از ریشهٔ «ب ي ن» است و معنای آن جزء خود ریشهٔ «ف ح ش» نیست.
در نساء ۴:۱۹، موضوع رفتار با زنان، ارث بردن آنان برخلاف خواستشان و فشار آوردن برای بازپسگیری بخشی از آنچه به آنان داده شده مطرح است. در همین سیاق، استثنای مربوط به «فاحشة مبينة» آمده است.
در طلاق ۶۵:۱، موضوع نگه داشتن زنان در خانههایشان در دورهٔ مقرر پس از طلاق مطرح است. آیه از بیرون نکردن آنان و بیرون نرفتنشان سخن میگوید و استثنایی با تعبیر «فاحشة مبينة» ذکر میکند.
در احزاب ۳۳:۳۰، همسران پیامبر مخاطباند و آیه از پیامد سنگینتر انجام «فاحشة مبينة» برای آنان سخن میگوید.
این سه سیاق یکسان نیستند. بنابراین، نباید بیدرنگ حکم کرد که «فاحشة مبينة» در هر سه موضع حتما نام یک عمل مشخص با تمام جزئیات حقوقی یکسان است.
از سوی دیگر، نباید آن را چنان مبهم معنا کرد که هر رفتار ناخوشایند، اختلاف خانوادگی یا مخالفت با خواست شخص دیگر بتواند مصداق آن قرار گیرد.
وصف «مبینه» به روشنی و آشکار بودن رفتار اشاره دارد. این ویژگی با اتهام مبهم، گمان شخصی یا نسبت دادن رفتار اثباتنشده یکسان نیست.
همچنین در نساء ۴:۱۹ و طلاق ۶۵:۱ نباید از وجود این استثنا، اجازهٔ عمومی برای آزار، تحقیر یا محروم کردن زنان از حقوقشان استخراج کرد. موضوع هر استثنا باید در محدودهٔ همان جمله و دیگر احکام مربوط بررسی شود.
در مقالهٔ ریشه، نتیجهٔ ضروری این است که «فاحشة مبينة» ترکیبی از دو وصف معنایی است: زشتی شدید و روشن بودن آن. مصداق دقیق و پیامد حقوقی، به آیهٔ مورد نظر وابسته است.
و. «فاحشة» و مسئولیت انسان در برابر گناه
در آل عمران آمده است:
وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ
«و کسانی که هرگاه کار بسیار زشتی انجام دهند یا بر خود ستم کنند، آن معبود یگانه را یاد میکنند و برای گناهانشان آمرزش میخواهند؛ و چه کسی جز آن معبود یگانه گناهان را میآمرزد؟ و بر آنچه انجام دادهاند، در حالی که میدانند، اصرار نمیورزند.»
آل عمران، ۳:۱۳۵
در این آیه، «فاحشه» در کنار «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» آمده است.
فاحشه به کاری بسیار زشت اشاره دارد، در حالی که ظلم به نفس، ستم کردن انسان بر خود را بیان میکند.
این دو میتوانند در یک عمل جمع شوند؛ زیرا انجام یک کار بسیار زشت ممکن است نوعی ستم بر خویش نیز باشد.
اما از حرف «أَوْ» بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که دو مفهوم هیچ اشتراکی ندارند یا هر فاحشهای حتما از ظلم به نفس جداست.
نکتهٔ برجستهٔ آیه، رفتار انسان پس از خطاست: یاد آن معبود یگانه، درخواست آمرزش و اصرار نکردن آگاهانه بر کار نادرست.
این کاربرد نشان میدهد که واژهٔ «فاحشه» در کنار امکان توبه و اصلاح آمده است.
پس فاحشه نام عملی بسیار زشت است، اما صرف وقوع آن به این معنا نیست که راه بازگشت و اصلاح برای شخص بهطور قطعی بسته شده است.
از سوی دیگر، نباید درخواست آمرزش را به معنای بیاهمیت شدن حقوق کسانی دانست که از یک رفتار آسیب دیدهاند. رسیدگی به حقوق و پیامدهای اجتماعی هر عمل، موضوعی مستقل است که باید با آیات مربوط بررسی شود.
ز. «أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ»؛ گسترش زشتی در جامعه
در سورهٔ نور آمده است:
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
«همانا کسانی که دوست دارند فاحشه در میان مؤمنان گسترش یابد، برایشان عذابی دردناک در دنیا و آخرت است؛ و آن معبود یگانه میداند و شما نمیدانید.»
نور، ۲۴:۱۹
در این آیه، «الْفَاحِشَةُ» فاعل فعل «تَشِيعَ» است.
«تَشِيعَ» از ریشهٔ «ش ي ع» است و در این سیاق به گسترش یافتن و رواج پیدا کردن مربوط میشود.
بنابراین، معنای گسترش از فعل «تشيع» به دست میآید، نه از خود «فاحشه».
آیات پیش از این موضع دربارهٔ اتهامهای ناروا، گواهی و نقل سخنان بدون دانش بحث میکنند. در نور ۲۴:۱۵، کسانی نکوهش میشوند که چیزی را با زبانهای خود از یکدیگر میگیرند و بدون دانش دربارهٔ آن سخن میگویند.
از این رو، گسترش فاحشه در این سیاق با مسئلهٔ اتهام، آبرو و انتشار سخنان زیانرسان پیوند روشنی دارد.
اما باید میان دو وضعیت تفاوت گذاشت: گسترش دادن اتهامهای بیپشتوانه و گزارش مسئولانهٔ یک رفتار آسیبرسان که دلایل کافی برای آن وجود دارد.
این دو یک عمل نیستند.
نباید از این آیه نتیجه گرفت که هرگونه سخن گفتن دربارهٔ یک جرم واقعی، دادخواهی آسیبدیده یا گزارش مستند فساد، خود گسترش فاحشه است.
در مقابل، انتشار اتهامهای اثباتنشده، تبدیل آبروی افراد به وسیلهٔ سرگرمی و دامن زدن به بدنامی دیگران، با هشدارهای سیاق سوره ارتباط مستقیم دارد.
بنابراین، «فاحشه» در این آیه با زشتی شدید و گسترش آن ارتباط دارد؛ اما نوع رفتار اجتماعی مورد نظر باید با مجموعهٔ آیات سورهٔ نور شناخته شود.
۶. «فَوَاحِش»؛ زشتیهای شدید در رفتار آشکار و پنهان
الف. «مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ»
در سورهٔ انعام آمده است:
وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
«و به فواحش نزدیک نشوید، چه آنچه از آنها آشکار است و چه آنچه پنهان است.»
این عبارت بخشی از انعام، ۶:۱۵۱ است.
در اینجا، «الْفَوَاحِشَ» جمع «فاحشة» است.
نهی، تنها به یک فاحشهٔ مشخص مربوط نیست؛ از رفتارهای بسیار زشت به صورت جمع سخن گفته میشود.
عبارت «مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» نیز دو وضعیت را معرفی میکند: آنچه آشکار است و آنچه پنهان میماند.
این تفاوت برای شناخت گستردگی مفهوم اهمیت دارد.
عملی ممکن است در برابر دیدگان مردم انجام شود و زشتی آن برای دیگران آشکار باشد. در وضعیت دیگر، همان عمل یا رفتار زشت دیگری ممکن است در پنهانی رخ دهد.
در هر دو حالت، آشکار یا پنهان بودن، بهتنهایی ارزش اخلاقی عمل را تغییر نمیدهد.
رفتاری که قرآن آن را بسیار زشت معرفی کرده، صرفا با پنهان ماندن از دید مردم به رفتاری درست تبدیل نمیشود.
از سوی دیگر، این عبارت نباید مجوز تجسس و ورود بیدلیل به زندگی خصوصی دیگران دانسته شود. نهی از انجام فواحش آشکار و پنهان، با اختیار نامحدود انسان برای جستوجوی امور پنهانی دیگران یکسان نیست.
موضوع مستقیم آیه، پرهیز از فواحش است؛ شیوهٔ رسیدگی به رفتار دیگران و حدود حریم خصوصی، مسئلهای مستقل است.
ب. فواحش در کنار اثم، بغی و شرک
در سورهٔ اعراف آمده است:
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
«بگو: پروردگار من تنها فواحش را حرام کرده است، چه آنچه از آنها آشکار است و چه آنچه پنهان است؛ و گناه و تعدی به ناحق، و اینکه چیزی را که آن معبود یگانه برای آن دلیلی نازل نکرده شریک او قرار دهید، و اینکه دربارهٔ آن معبود یگانه چیزی بگویید که نمیدانید.»
اعراف، ۷:۳۳
در این آیه، فواحش در کنار اثم، بغی، شرک و نسبت دادن سخن بیدانش به آن معبود یگانه آمده است.
این مفاهیم هرکدام میدان معنایی مستقل دارند.
«اثم» با گناه و مسئولیت ناشی از عمل نادرست ارتباط دارد. «بغی» در این سیاق به تجاوز و تعدی ناحق اشاره میکند. شرک و نسبت دادن سخن بیدانش به آن معبود یگانه نیز موضوعاتی جداگانهاند.
اما از عطف این مفاهیم نمیتوان نتیجه گرفت که میان آنها هیچ همپوشانی وجود ندارد.
برای نمونه، ممکن است یک رفتار هم فاحشه باشد، هم اثم و هم نوعی تعدی به حق دیگران. چنین همپوشانیای از نظر معنایی ممکن است و وجود آن با مستقل بودن واژهها تعارض ندارد.
در مقابل، نباید همهٔ این مفاهیم را مترادف کامل گرفت و تفاوتهای آنها را حذف کرد.
نکتهٔ مهم دیگر آن است که قرآن فواحش را در کنار چند دستهٔ متفاوت از ممنوعیتها ذکر کرده است. بنابراین، نباید بدون دلیل، فواحش را نام تمام حرامها دانست.
«فواحش» بر شدت زشتی تاکید دارد؛ «حرام» به ممنوعیت حکم مربوط است. یک عمل میتواند هر دو وصف را داشته باشد، ولی معنای دو ریشه یکسان نیست.
ج. فواحش و گناهان بزرگ
در شوری ۴۲:۳۷، پرهیز از «كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشِ» در شمار ویژگیهای گروهی از مؤمنان آمده است.
در نجم ۵۳:۳۲ نیز از کسانی سخن میرود که از گناهان بزرگ و فواحش پرهیز میکنند، مگر «اللَّمَمَ».
همراهی فواحش با کبائر اثم نشان میدهد که شدت زشتی و اهمیت اخلاقی این اعمال مورد توجه است.
اما این ترکیب بهتنهایی ثابت نمیکند که همهٔ فواحش از تمام گناهان بزرگ جدا هستند، یا اینکه قرآن در این دو آیه دو فهرست حقوقی کاملا مستقل معرفی کرده است.
همچنین وجود «اللَّمَمَ» در نجم ۵۳:۳۲، مسئلهٔ جداگانهای دربارهٔ لغزشهای محدود و رفتارهای کمدامنه مطرح میکند.
نباید بدون بررسی ریشهٔ «ل م م» و سیاق آیه، نتیجه گرفت که هر رفتار زشتی که تنها یک بار انجام شود، لزوما از فواحش خارج میشود.
پژوهش ریشهٔ ل م م (هنوز منتشر نشده)
شدت زشتی یک عمل، تکرار آن، عمد و آگاهی انجامدهنده، و امکان بازگشت و آمرزش، موضوعاتی مرتبط اما متمایزند.
۸. نکات صرفی و ساختاری
در قرآن، هیچ فعلی از ریشهٔ «ف ح ش» نیامده است. همهٔ کاربردها اسمیاند.
این نکته مهم است؛ زیرا عمل انجام دادن فاحشه با فعلهای دیگری بیان شده است.
در آل عمران ۳:۱۳۵، فعل «فَعَلُوا» آمده و فاحشه مفعول آن است.
در اعراف ۷:۸۰، «أَتَأْتُونَ» در ساخت پرسشی آمده است؛ اما در قرائت رایج حفص در عنکبوت ۲۹:۲۸، «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ» جملهای خبری و تأکیدی است. فعل هر دو از ریشهٔ «أ ت ي» است، نه «ف ح ش».
در اسراء ۱۷:۳۲، «فَاحِشَةً» خبر «كَانَ» است و زنا را وصف میکند.
در بقره ۲:۱۶۹ و بقره ۲:۲۶۸، «فحشاء» با فعل «يَأْمُرُ» همراه شده است.
در نحل ۱۶:۹۰ و عنکبوت ۲۹:۴۵، فعل «يَنْهَىٰ» با «فحشاء» ارتباط دارد.
در نور ۲۴:۱۹، «الْفَاحِشَةُ» فاعل «تَشِيعَ» است.
این تفاوتها نشان میدهند که نوع رفتار و نسبت آن با فاحشه از ساخت کامل جمله شناخته میشود.
همچنین باید میان «فَاحِشَة» و «فَحْشَاء» از نظر صورت صرفی تفاوت گذاشت.
«فاحشة» در اصل وصف مؤنثی است که به عنوان اسم برای یک امر بسیار زشت تثبیت شده است.
«فحشاء» نیز اسمی در همین میدان معنایی است که در کاربرد قرآنی در همهٔ هفت کاربرد با «ال» آمده است.
«فواحش» جمع شناختهشدهٔ فاحشه است، اما جمع بودن آن بهتنهایی نوع و شمار دقیق اعمال مورد نظر را تعیین نمیکند.
در ترکیب «فَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»، وصف «مبینه» باید جداگانه بررسی شود و نمیتوان آن را جزء ثابت معنای ریشهٔ «ف ح ش» دانست.
در ترکیب «كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشِ»، نیز تفاوت ریشهها باید محفوظ بماند. بزرگی گناه و شدت زشتی میتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اما واژههای «كبائر»، «إثم» و «فواحش» نقشهای معنایی مستقل دارند.
۹. چالشهای فهم و ترجمه
آیا فاحشه همیشه به معنای زناست؟
خیر.
قرآن زنا را فاحشه نامیده است، اما خانوادهٔ «ف ح ش» میدان گستردهتری دارد.
کاربرد آن در شعر جاهلی دربارهٔ بخل شدید و کاربرد قرآنی «فحشاء» در زمینهٔ انفاق، نشان میدهند که محدود کردن ریشه به رفتار جنسی پشتوانهٔ کافی ندارد.
با این حال، این گستردگی نباید سبب شود که مصداق جنسی روشن در بعضی آیات نادیده گرفته شود.
راه درست آن است که معنای عمومی ریشه شناخته شود و سپس مصداق هر آیه جداگانه بررسی گردد.
آیا هر رفتار ناپسند فاحشه است؟
خیر. ریشهٔ «ف ح ش» بر زشتی شدید تاکید دارد.
از نظر زبان، میتوان میان رفتار ناخوشایند، خطای محدود، گناه و عمل بسیار زشت تفاوت گذاشت.
اما این تفاوت، بهتنهایی یک جدول قطعی از درجهبندی تمام گناهان ایجاد نمیکند.
همچنین معیار زشتی را نباید تنها سلیقهٔ شخص یا عرف یک جامعه قرار داد. آیات قرآن و حدودی که در آنها بیان شدهاند، معیار اصلی شناخت مصداقهای قرآنیاند.
آیا فاحشه تنها وقتی وجود دارد که مردم آن را ببینند؟
خیر.
انعام ۶:۱۵۱ و اعراف ۷:۳۳ از فواحش آشکار و پنهان سخن میگویند.
بنابراین، پنهان بودن یک رفتار، آن را از نظر اخلاقی بیاثر نمیکند.
در مقابل، وجود نهی از فواحش پنهان نیز به معنای اجازهٔ بیحد برای تجسس و افشای زندگی خصوصی دیگران نیست.
آیا فحشاء و منکر کاملا یکساناند؟
خیر، هرچند میتوانند همپوشانی داشته باشند.
فحشاء بر شدت زشتی تاکید دارد و منکر بر رفتار مردود و ناپسند در میدان معنایی خود.
عطف این دو در چند آیه، برای بررسی تفاوت آنها اهمیت دارد؛ ولی بهتنهایی مرزهای مطلق و بدون اشتراک ایجاد نمیکند.
آیا نامیدن رفتاری به عنوان فاحشه، مجازات آن را مشخص میکند؟
خیر.
«فاحشه» میتواند وصف شدت زشتی یک رفتار باشد، اما نوع مجازات، شرایط اثبات و مسئولیت اشخاص از خود این اسم به دست نمیآید.
برای نمونه، در نساء ۴:۱۵ و نساء ۴:۲۵، سخن از رسیدگی و مجازات نیز آمده است؛ ولی این احکام از جملههای مستقل همان آیات شناخته میشوند.
نباید هر بار که قرآن از فاحشه سخن میگوید، حکم یک آیهٔ حقوقی دیگر بدون بررسی بر آن تحمیل شود.
آیا ادعای انجام فاحشه دربارهٔ کسی، همان اثبات وقوع آن است؟
خیر.
میان وقوع یک رفتار، ادعا دربارهٔ آن و اثبات آن تفاوت وجود دارد.
سورهٔ نور بهروشنی نشان میدهد که اتهام و نقل سخنان بیدانش دربارهٔ دیگران، خود مسئلهای جدی است.
پس نمیتوان کسی را تنها بر پایهٔ گمان، شایعه یا داوری فرهنگی به انجام فاحشه متهم کرد.
این احتیاط به معنای چشمپوشی از ظلم یا رفتار آسیبرسان نیست؛ بلکه مستلزم تشخیص درست، دلیل کافی و رعایت حقوق اشخاص است.
۱۰. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «فُحْش» در معنای عمومی، «زشتی شدید» و «رفتار یا گفتار بسیار زشت» مناسب است.
در کاربرد مربوط به سخن، «زشتگویی»، «بدزبانی» و در سیاق مناسب «سخن رکیک» میتوانند معنا را برسانند. اما «سخن رکیک» معادل تمام کاربردهای این ریشه نیست.
برای «فَاحِش»، بسته به سیاق، «بسیار زشت»، «شدیدا ناپسند» یا در وصف شخص «زشتکردار» مناسب است. در شاهد طرفة بن العبد، «بخیل سختگیر» با توجه به سیاق دقیقتر از ترجمهٔ مبهم «شخص فاحش» است.
برای «فَاحِشَة»، معادل اصلی «کار بسیار زشت» است. در جایی که واژه به عنوان اصطلاح کلیدی قرآن بررسی میشود، میتوان خود «فاحشه» را حفظ کرد و معنای کوتاه آن را توضیح داد.
برای «فَوَاحِش»، «کارهای بسیار زشت» مناسب است. «فواحش» نیز در متن تحلیلی میتواند به عنوان اصطلاح قرآنی باقی بماند.
برای «فَحْشَاء»، «فحشا» یا «زشتی شدید» مناسب است. در فارسی امروز، «فحشا» غالبا معنای محدود جنسی به ذهن میآورد؛ بنابراین، در متن پژوهشی باید میدان وسیعتر آن روشن شود.
در آیات مشخص، پیشنهادهای زیر مناسباند.
اسراء ۱۷:۳۲ — «إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً»: «همانا آن کاری بسیار زشت است.»
اعراف ۷:۲۸ — «وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً»: «و هنگامی که کار بسیار زشتی انجام میدهند.»
بقره ۲:۲۶۸ — «وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ»: «و شما را به فحشا فرمان میدهد.» توضیح ارتباط آن با بخل و خودداری نادرست از انفاق در تأمل آیه میآید.
نحل ۱۶:۹۰ — «وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ»: «و از فحشا و منکر و تعدی بازمیدارد.»
انعام ۶:۱۵۱ — «وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ»: «و به کارهای بسیار زشت نزدیک نشوید.»
نساء ۴:۱۹ — «بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»: «به کاری بسیار زشت و آشکار.» نوع رفتار از سیاق آیه بررسی میشود.
نور ۲۴:۱۹ — «أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ»: «که فاحشه گسترش یابد.» در تأمل باید نسبت آن با اتهام، آبرو و انتشار سخنان بیپشتوانه توضیح داده شود.
عنکبوت ۲۹:۴۵ — «تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»: «از فحشا و منکر بازمیدارد.»
در ترجمهٔ پایه نباید «فاحشه» در تمام موارد بیدلیل به «زنا» یا «بیعفتی جنسی» تبدیل شود. همچنین در آیهای که مصداق مشخص جنسی دارد، نباید آن مصداق از تأمل حذف شود.
معنای لغوی، ترجمهٔ مستقیم و شناخت مصداق، سه مرحلهٔ مرتبط اما متمایزند.
۱۱. جمعبندی
ریشهٔ «ف ح ش» در زبان عربی به زشتی و ناپسندی شدیدی اشاره دارد که از حد معمول فراتر رفته باشد. این معنا میتواند دربارهٔ سخن، رفتار، بخل، روابط انسانی و کردارهای جنسی به کار رود.
شاهد جاهلی طرفة بن العبد نشان میدهد که کاربرد «فاحش» دربارهٔ بخل شدید، پیش از شکلگیری اصطلاحات فقهی متأخر نیز شناخته شده بوده است.
در قرآن، این ریشه ۲۴ بار و تنها در دو خانوادهٔ اسمی «فاحشة» و «فحشاء» آمده است.
برخی کاربردها مصداق روشن جنسی دارند؛ مانند زنا در اسراء ۱۷:۳۲ و رفتار مورد بازخواست در داستان لوط.
در کاربردهای دیگر، فحشاء با بدی، بخل، رفتار اجتماعی، نسبت دادن سخن بیدانش به آن معبود یگانه و فرمان شیطان همراه شده است. این موارد نشان میدهند که میدان قرآنی ریشه به یک گناه جنسی محدود نیست.
همچنین قرآن از «فواحش» به صورت جمع سخن میگوید و پرهیز از صورتهای آشکار و پنهان آن را مطرح میکند. در برخی آیات نیز این مفهوم در کنار اثم، منکر، بغی و دیگر رفتارهای ناپسند آمده است.
از این مجموعه روشن میشود که «فاحشه» شدت زشتی یک رفتار را بیان میکند، اما بهتنهایی نوع رفتار، میزان مسئولیت شخص یا مجازات آن را تعیین نمیکند.
همچنین هرچه انسان یا یک فرهنگ آن را ناخوشایند بداند، ضرورتا فاحشه در معیار قرآن نیست. برای چنین داوریای باید شواهد روشن و معیارهای خود قرآن بررسی شوند.
معنای کوتاه ریشهٔ «ف ح ش» چنین است: زشتی و ناپسندی شدید، بهگونهای که رفتار یا سخن از حد پسندیده و قابل قبول فراتر رفته باشد.
در کاربرد قرآنی، این معنا به کارهای بسیار زشت و فحشا مربوط میشود؛ اما مصداق آن ممکن است جنسی، اخلاقی، اجتماعی یا مرتبط با دیگر رفتارهای ناپسند انسان باشد.
بنابراین، برای ترجمهٔ فرقان، «کار بسیار زشت» معادل مناسبی برای «فاحشة» است، و «فحشا» یا «زشتی شدید» برای «فحشاء» پیشنهاد میشود. تفاوتهای مصداقی باید در بررسی سیاق هر آیه روشن شوند؛ نه اینکه از آغاز به جای معنای لغوی ریشه نشانده شوند.