ریشهٔ قرآنی ج د ل

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

مجادله و رویارویی گفتاری؛ از تابیدن ریسمان تا دفاع از حق و جدال با باطل

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشهٔ سه‌حرفی «ج د ل» در زبان عربی با درهم‌تنیدن و محکم تابیدن چیزی، استحکام، و در میدان گفتار با رفت‌وبرگشت سخن، رویارویی استدلال‌ها و کوشش برای دفاع از موضع یا پاسخ دادن به موضع دیگری ارتباط دارد.

در قرآن، این ریشه هم در گفت‌وگوی نیکو و دفاع از حق آمده و هم در ستیزه‌جویی، انکار آگاهانه، جدال بی‌دلیل و کوشش برای باطل جلوه دادن حقیقت.

این تفاوت اساسی است. مجادله می‌تواند راهی برای روشن شدن حق باشد، اما می‌تواند به وسیله‌ای برای پنهان کردن حقیقت یا غلبه بر طرف مقابل بدون دلیل نیز تبدیل شود. بنابراین، ارزش اخلاقی مجادله از خود ریشه به‌تنهایی تعیین نمی‌شود.

صورت‌های مهم این خانواده عبارت‌اند از:

  • جَادَلَ / يُجَادِلُ: مجادله کردن، به گفت‌وگوی استدلالی یا کشمکش گفتاری با دیگری پرداختن. استفاده در قرآن: بلی؛ ۲۵ بار در صورت‌های مختلف باب مفاعله.
  • جِدَال: مجادله، رفت‌وبرگشت سخن و رویارویی گفتاری. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار در بقره ۲:۱۹۷ و هود ۱۱:۳۲.
  • جَدَل: کشمکش و مجادله، یا گرایش و توان وارد شدن در چنین رویارویی گفتاری. استفاده در قرآن: بلی؛ دو بار در کهف ۱۸:۵۴ و زخرف ۴۳:۵۸.
  • جَدَلَ / يَجْدِلُ: محکم تابیدن چیزی، به‌ویژه ریسمان؛ و در کاربرد دیگر، کسی را بر زمین افکندن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعلی.
  • جَدْل: تابیدن و درهم‌پیچیدن محکم. استفاده در قرآن: خیر، در این معنای مصدری.
  • جَدِلَ: در مجادله و کشمکش گفتاری درآمدن. استفاده در قرآن: خیر، در این صورت فعل مجرد.
  • مُجَادَلَة: گفت‌وگوی استدلالی، منازعه و رفت‌وبرگشت سخن میان طرف‌ها. استفاده در قرآن: خیر، به‌صورت مصدر مستقل؛ اما فعل آن آمده است.
  • مُجَادِل: کسی که مجادله می‌کند. استفاده در قرآن: خیر، به‌صورت اسم فاعل مستقل.
  • جَدِيل: ریسمان یا مهاری که محکم تابیده شده است، به‌ویژه مهار ساخته‌شده از چرم. استفاده در قرآن: خیر.
  • جَدِيلَة: رشته یا چیزی تابیده‌شده؛ و در بعضی کاربردهای کهن، گروه یا شاخه‌ای از تبار. استفاده در قرآن: خیر.
  • مَجْدُول: محکم تابیده‌شده، دارای ساختار فشرده یا اندام استوار. استفاده در قرآن: خیر.
  • جَدَّلَ / تَجْدِيل: بر زمین افکندن، نقش زمین کردن. استفاده در قرآن: خیر.
  • تَجَدَّلَ / اِنْجَدَلَ: بر زمین افتادن یا نقش زمین شدن. استفاده در قرآن: خیر.
  • جَدَالَة: زمین یا سطحی که شخص بر آن می‌افتد. استفاده در قرآن: خیر.
  • مِجْدَل: بنای محکم، دژ یا کاخ استوار. استفاده در قرآن: خیر.
  • أَجْدَل: در کاربردهای کهن، شاهین یا پرنده‌ای شکاری با ساختمان بدنی نیرومند. استفاده در قرآن: خیر.

همهٔ مشتق‌های قرآنی این ریشه در میدان گفت‌وگو و رویارویی استدلالی قرار دارند. کاربردهای مادی مانند تابیدن ریسمان، محکم ساختن بنا یا نقش زمین کردن حریف، برای شناخت سابقهٔ زبان مهم‌اند، اما در قرآن معنای مستقیم هیچ‌یک از ۲۹ کاربرد نیستند. این ۲۹ کاربرد در ۲۷ آیه از ۱۶ سوره آمده‌اند.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ بیست‌ونه کاربرد ج د ل

۲. هستهٔ زبانی ریشه؛ از تابیدن ریسمان تا رویارویی سخن

جَدْل؛ محکم درهم‌تنیدن

یکی از کاربردهای شناخته‌شدهٔ «جَدَلَ» در عربی کهن، محکم تابیدن ریسمان است.

در تعبیر «جَدَلْتُ الْحَبْلَ»، رشته‌ها به‌گونه‌ای در یکدیگر تابیده می‌شوند که ریسمان استحکام پیدا کند.

«جَدِيل» نیز برای مهار تابیده‌شده، به‌ویژه مهار چرمیِ شتر، به کار رفته است.

در این کاربرد، چند رشته به یک ساختار پیوسته تبدیل می‌شوند. آنچه اهمیت دارد تنها پیچیدن نیست، بلکه محکم شدن و استحکام حاصل از این درهم‌تنیدگی است.

از همین میدان، واژه‌هایی برای بنای استوار، زره محکم و اندام فشرده نیز ثبت شده‌اند.

اما نباید تمام این کاربردها را بدون بررسی به یک تصویر مادی ساده تبدیل کرد. برای مثال، «مجدول الخلق» لزوما به معنای بدنی نیست که همچون ریسمان پیچیده شده باشد؛ بلکه می‌تواند به اندام استوار و خوش‌ساخت اشاره کند.

پس تصویر مادی درهم‌تنیدن، بخشی از سابقهٔ زبانی ریشه است، نه تعریف اجباری تمام مشتق‌ها.

جدال؛ درهم‌تنیدن استدلال‌ها

در میدان گفتار، «جَادَلَهُ» به معنای وارد شدن در گفت‌وگو و رویارویی با دیگری است؛ گفت‌وگویی که در آن سخن، پاسخ، دلیل، اعتراض یا دفاع از یک موضع حضور دارد.

می‌توان ارتباطی تصویری میان تابیدن ریسمان و مجادله دید: همان‌گونه که رشته‌ها در یکدیگر درگیر می‌شوند، سخنان و استدلال‌های دو طرف نیز به یکدیگر پاسخ می‌دهند و درهم می‌پیوندند.

اما این تصویر نباید بیش از ظرفیت خود معنا تولید کند.

از تابیدن ریسمان نمی‌توان نتیجه گرفت که هر مجادله حتما با خشونت، فریب یا کوشش برای شکستن شخصیت طرف مقابل همراه است.

همچنین نمی‌توان ادعا کرد که در هر مجادله، دو طرف به یک اندازه آگاه‌اند یا دلیل‌هایی با ارزش یکسان دارند.

در یک گفت‌وگو ممکن است یک طرف از حق دفاع کند و دیگری باطل بگوید. گاهی نیز دو طرف در جست‌وجوی فهم درست‌اند و درباره شواهد اختلاف دارند.

پس معنای عمومی «جدال» رویارویی و رفت‌وبرگشت سخن است؛ اما درستی، نادرستی و شیوه آن از قرینه‌های دیگر شناخته می‌شود.

نقش غلبه در مجادله

در بعضی توضیح‌های لغوی، مجادله با «منازعه» و «مغالبه» ارتباط داده شده است؛ یعنی هر طرف می‌کوشد در گفت‌وگو بر موضع دیگری غلبه کند.

این ویژگی در بسیاری از کاربردها دیده می‌شود، اما نباید آن را به نیت قطعی همه مجادله‌کنندگان تبدیل کرد.

برای نمونه، زنی که برای دفاع از حق خود اعتراض می‌کند، ممکن است بخواهد ادعای خود را ثابت کند. اما این به معنای آن نیست که هدف او صرفا تحقیر یا شکست دادن مخاطب است.

همچنین وقتی قرآن به مجادله به شیوه نیکوتر فرمان می‌دهد، نمی‌توان هدف آن را تنها غلبه روانی بر طرف مقابل دانست.

بنابراین، کوشش برای اثبات موضع یکی از ویژگی‌های مهم مجادله است، ولی نیت واقعی، روش و ارزش آن در هر سیاق جداگانه سنجیده می‌شود.

جدال و نقش زمین کردن

در زبان عربی، «جَدَّلَهُ» و برخی صورت‌های هم‌خانواده برای نقش زمین کردن شخص نیز به کار رفته‌اند.

«جَدَالَة» نیز در کاربرد کهن به زمین یا سطحی گفته شده که شخص بر آن می‌افتد.

از اینجا توضیح تصویری دیگری برای مجادله مطرح شده است: دو طرف مانند کشتی‌گیرانی هستند که هر یک می‌کوشد دیگری را بر زمین افکند.

این تصویر نیز قابل فهم است، اما خاستگاه تاریخی قطعی همه کاربردهای مجادله را ثابت نمی‌کند.

در خود قرآن، وقتی از مجادله سخن گفته می‌شود، هیچ ضرورتی ندارد که آن را به کشتی گرفتن یا درگیری جسمانی ترجمه کنیم.

نتیجه زبانی: «ج د ل» در میدان مادی با تابیدن، استحکام و در بعضی صورت‌ها نقش زمین کردن ارتباط دارد. در کاربرد قرآنی، هستهٔ اصلی آن رویارویی و رفت‌وبرگشت گفتار برای طرح، دفاع یا مقابله با یک موضع است.

لسان العرب و مفردات؛ تابیدن، استحکام و مجادله

۳. شواهد عربی کهن؛ ریسمان، استحکام و رویارویی

جَدِيل در شعر امرؤ القیس

در بیت شناخته‌شده‌ای منسوب به امرؤ القیس آمده است:

وَكَشْحٍ لَطِيفٍ كَالْجَدِيلِ مُخَصَّرٍ
وَسَاقٍ كَأُنْبُوبِ السَّقِيِّ الْمُذَلَّلِ

ترجمه فارسی

و کمری باریک و خوش‌تراش، همچون مهاری تابیده و ظریف، و ساقی مانند ساقه‌ای صاف از گیاهی سیراب‌شده.

در این بیت، «الجَدِيل» به مهاری محکم‌تابیده اشاره دارد.

شاعر برای توصیف باریکی و تناسب اندام، از چیزی محسوس در زندگی عرب استفاده کرده است.

این شاهد اهمیت دارد؛ زیرا معنای مادی خانوادهٔ «ج د ل» را در زبان شعری کهن نشان می‌دهد.

اما از این بیت نمی‌توان نتیجه گرفت که خود «جدال» در قرآن به معنای زیبایی یا تناسب جسمانی است.

پیوند دو کاربرد به سابقهٔ زبانی مربوط است، نه به یکی بودن معنای مستقیم آنها.

لسان العرب؛ شاهد جدیل در شعر امرؤ القیس

مِجْدَل در شعر اعشی

در شعر منسوب به اعشی آمده است:

فِي مِجْدَلٍ شُيِّدَ بُنْيَانُهُ
يَزِلُّ عَنْهُ ظُفْرُ الطَّائِرِ

ترجمه فارسی

در دژی که ساختمانش استوار برپا شده، چنان بلند و سخت‌دسترس که چنگال پرنده نیز بر آن می‌لغزد.

«مِجْدَل» در اینجا به بنایی محکم و استوار اشاره دارد.

این کاربرد با میدان استحکام ارتباط دارد، اما سخن از گفت‌وگو یا استدلال نیست.

پس همان ریشه می‌تواند در زبان، نام چیزی مادی یا وصفی برای گفتار و رفتار باشد.

صحاح و تاج العروس؛ شاهد مجدل در شعر اعشی

جَدَالَة و افتادن بر زمین

در رجزی که منابع لغوی برای «جَدَالة» نقل کرده‌اند، آمده است:

قَدْ أَرْكَبُ الْآلَةَ بَعْدَ الْآلَةِ
وَأَتْرُكُ الْعَاجِزَ بِالْجَدَالَةِ

ترجمه فارسی

گاه به وضعیتی پس از وضعیتی دیگر پا می‌گذارم و درمانده را بر زمین رها می‌کنم.

«الجدالة» در اینجا به زمین اشاره دارد. «الآلة» نیز در این شاهد به معنای حالت و وضعیت است؛ نه «تدبیر».

این شاهد با کاربرد «جدّله» به معنای نقش زمین کردن ارتباط دارد.

در «تاج العروس»، این رجز به ابوقردودهٔ اعرابی نسبت داده شده است؛ در «لسان العرب»، مادهٔ «جدل»، با عنوان «قال الراجز» نقل می‌شود. بنابراین، انتساب آن به عجاج را قطعی نمی‌گیریم و آن را شاهدی با تاریخ معینِ پیشاقرآنی معرفی نمی‌کنیم.

تاج العروس، مادهٔ أول؛ معنای الآلة و انتساب رجز

با این حال، وجود چنین کاربردی در زبان عربی کهن روشن می‌کند که پیوند میان جدال گفتاری و رویارویی جسمانی، توضیحی شناخته‌شده در فرهنگ لغوی بوده است.

حد شواهد زبانی

این شواهد سه میدان را روشن می‌کنند: تابیدن محکم، استحکام ساختار و نقش زمین کردن.

اما هیچ‌یک به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که مجادله در زبان قرآن همیشه ستیزه‌جویی ناپسند بوده است.

برای شناخت ارزش مجادله، خود قرآن شواهد صریح‌تری دارد: فرمان مجادله نیکوتر، مجادله زنی درباره حق خود، و نکوهش مجادله با باطل.

بنابراین، مقاله از تصویر مادی آغاز می‌کند، اما نتیجه اخلاقی را از کاربردهای قرآنی به دست می‌آورد.

۴. وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛ مجادله به‌عنوان شیوه دعوت

نحل ۱۶:۱۲۵

متن آیه

ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

ترجمه فارسی

به راه پروردگارت با حکمت و اندرز نیکو دعوت کن، و با آنان به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله کن. بی‌گمان پروردگارت به کسی که از راه او گمراه شده داناتر است و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.

بررسی کاربرد

«وَجَادِلْهُمْ» فعل امر از باب مفاعله است.

این فعل در کنار دو شیوه دیگر آمده است: دعوت با حکمت و اندرز نیکو.

بنابراین، مجادله در این آیه عملی نکوهیده نیست؛ بلکه به‌صراحت در چارچوب دعوت به راه پروردگار مطرح شده است.

اما فرمان تنها «جادلهم» نیست؛ بلکه «بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» نیز همراه آن آمده است.

این قید، کیفیت مجادله را تعیین می‌کند.

«أَحْسَنُ» صورت تفضیلی است؛ یعنی نیکوتر و شایسته‌تر.

پس آیه تنها مجادله‌ای را که از حد زشتی و دشنام پایین‌تر باشد معرفی نمی‌کند، بلکه به انتخاب شیوه بهتر در رویارویی گفتاری توجه دارد.

چنین شیوه‌ای باید با حکمت و هدف دعوت سازگار باشد.

برای مثال، اگر کسی پرسشی واقعی مطرح کند، پاسخ دادن با دلیل روشن و بدون تحقیر او با این اصل سازگارتر از برچسب زدن و متهم کردن اوست.

اما این نمونه‌ها توضیح عملی‌اند؛ خود واژه «أحسن» فهرست بسته‌ای از روش‌های گفت‌وگو ارائه نمی‌کند.

آیا مجادله به معنای اجبار به پذیرش است؟

خیر.

در پایان آیه، دانش نسبت به گمراهان و هدایت‌یافتگان به خداوند نسبت داده شده است.

این پایان‌بندی اهمیت دارد؛ زیرا مأموریت دعوت و مجادله را از ادعای اختیار کامل بر درون انسان‌ها جدا می‌کند.

مجادله می‌تواند حقیقت را توضیح دهد، دلیل ارائه کند و ادعای نادرست را نقد کند؛ اما خود این فعل به معنای مجبور ساختن شخص به پذیرش نیست.

همچنین نباید از فرمان مجادله نتیجه گرفت که هدف هر گفت‌وگو حتما پیروزی ظاهری بر مخاطب است.

ممکن است مجادله درست انجام شود، ولی طرف مقابل همچنان نپذیرد.

بنابراین، معیار درستی روش با نتیجه فوری گفت‌وگو یکسان نیست.

تفاوت حکمت، موعظه و مجادله

«حکمت»، «موعظه» و «مجادله» سه واژه مستقل‌اند.

حکمت با سنجش و داوری درست ارتباط دارد؛ موعظه با یادآوری و اندرز؛ و مجادله با رفت‌وبرگشت استدلالی میان طرف‌ها.

ممکن است یک گفت‌وگو هر سه ویژگی را داشته باشد، اما این اشتراک آنها را مترادف نمی‌کند.

از همین رو، مجادله نیکوتر را نباید به معنای تنها سخن نرم گفتن، بدون ارائه هیچ دلیل یا پاسخ به اعتراض، محدود کرد.

اگر اعتراض مشخصی مطرح شده است، پاسخ روشن و مستدل بخشی از کار مجادله خواهد بود.

نتیجه لغوی: در نحل ۱۶:۱۲۵، مجادله عملی مجاز و مأموربه است که باید با شیوه نیکوتر انجام شود. این آیه به‌تنهایی برای رد این ادعا کافی است که «جدال» در قرآن همیشه معنایی منفی دارد.

۵. گفت‌وگو با اهل کتاب؛ روش نیکوتر و مرز ظلم

عنکبوت ۲۹:۴۶

متن آیه

وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَأُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

ترجمه فارسی

و با اهل کتاب جز به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله نکنید، مگر کسانی از آنان که ستم کرده‌اند؛ و بگویید: «ما به آنچه به سوی ما و به سوی شما نازل شده ایمان داریم، و معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم او هستیم.»

بررسی کاربرد

«تُجَادِلُوا» فعل مضارع مخاطب جمع در ساخت نهی است.

اما نهی در این آیه مطلق نیست؛ با استثنای «إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» همراه شده است.

پس معنای آیه ممنوعیت هر نوع گفت‌وگوی استدلالی با اهل کتاب نیست. قرآن روش نیکوتر را برای چنین گفت‌وگویی معرفی می‌کند.

در ادامه نیز نمونه‌ای از سخنی که باید گفته شود آمده است: ایمان به وحی نازل‌شده، یگانگی معبود و تسلیم بودن در برابر او.

بنابراین، مجادله نیکوتر تنها آداب ظاهری گفت‌وگو نیست؛ با محتوای درست، انصاف و بیان نقاط مشترک واقعی نیز ارتباط دارد.

نقش «إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ»

در این آیه، استثنای دومی نیز آمده است:

«إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ».

این استثنا نشان می‌دهد که وضعیت همه مخاطبان یکسان نیست.

اما نباید از آن به‌طور خودکار نتیجه گرفت که در برابر هر فردی که ستمگر دانسته شود، دروغ، دشنام، تحقیر یا هر رفتار خشونت‌آمیزی مجاز است.

استثنا از ساخت مجادله نیکوتر باید با دقت نحوی و سیاقی بررسی شود؛ اما به‌خودی‌خود فرمان مشخصی برای اعمال خشونت یا ترک عدالت نیست.

به‌ویژه نمی‌توان صرف اختلاف عقیده را بدون دلیل، مصداق همان ظلم معرفی کرد.

همچنین این استثنا مجوز آن نیست که تمام اهل کتاب در یک گروه یکسان و ستمگر قرار داده شوند؛ زیرا خود عبارت «مِنْهُمْ» گروهی از میان آنان را جدا می‌کند.

آیا این آیه با آیات دیگر نسخ شده است؟

خود ریشه «ج د ل» هیچ دلالتی بر نسخ ندارد.

اگر کسی ادعا کند که فرمان مجادله نیکوتر با حکم دیگری از میان رفته است، باید دلیل قرآنی مستقل بیاورد.

وجود آیات مربوط به جنگ و دفاع نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که اصل گفت‌وگوی نیکوتر در تمام وضعیت‌ها بی‌اعتبار شده است.

موضوع جنگ، موضوع مجادله و شرایط مخاطبان هرکدام باید مستقلا بررسی شوند.

نتیجه لغوی: مجادله در عنکبوت ۲۹:۴۶ به گفت‌وگوی استدلالی با اهل کتاب اشاره دارد؛ قرآن شیوه نیکوتر را اصل قرار داده و برای گروهی که ستم کرده‌اند، استثنایی بیان می‌کند. جزئیات رفتار با آن گروه از خود واژه «مجادله» استخراج نمی‌شود.

۶. مجادله زن درباره همسرش؛ دفاع از حق و شنیده شدن سخن

مجادله ۵۸:۱

متن آیه

قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ

ترجمه فارسی

آن معبود یگانه سخن زنی را که درباره همسرش با تو مجادله می‌کند و به سوی خداوند شکایت می‌برد، شنیده است؛ و آن معبود یگانه گفت‌وگوی دوطرفه شما را می‌شنود. بی‌گمان آن معبود یگانه شنوا و بیناست.

بررسی کاربرد

«تُجَادِلُكَ» فعل مضارع از باب مفاعله است.

فاعل آن زن است و ضمیر «كَ» به مخاطب آیه، یعنی پیامبر، برمی‌گردد.

این کاربرد اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا فاعل مجادله کسی است که درباره وضعیت خانوادگی خود سخن می‌گوید.

آیه گفت‌وگوی او را با واژه «مجادله» معرفی کرده است.

بنابراین، نمی‌توان ادعا کرد که هر مجادله با پیامبر، صرفا به سبب مجادله بودن، گناه یا نشانه کفر است.

همچنین آیه بر شنیده شدن سخن زن تأکید دارد.

این نکته از نظر معنایی و اجتماعی مهم است: زنی درباره رابطه‌ای که به زندگی او مربوط می‌شود سخن می‌گوید، اعتراض یا استدلال می‌کند و شکایت خود را به خداوند عرضه می‌دارد.

در آیات بعد، موضوع ظهار و ادعایی که مرد درباره همسرش مطرح می‌کند بررسی می‌شود.

اما خود «تجادلك» به معنای ظهار یا طلاق نیست؛ موضوع مجادله از «فِي زَوْجِهَا» و ادامه سوره روشن می‌شود.

تفاوت «تُجَادِلُكَ» و «تَحَاوُرَكُمَا»

در همان آیه، دو خانواده واژگانی آمده‌اند:

«تُجَادِلُكَ» از ریشه «ج د ل» و «تَحَاوُرَكُمَا» از ریشه «ح و ر».

«مجادله» بر رویارویی و پیگیری سخن در موضوعی مورد اختلاف تأکید دارد.

«تحاور» در این سیاق، رفت‌وبرگشت سخن میان دو طرف را بیان می‌کند.

این دو به هم نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند.

هر مجادله‌ای می‌تواند نوعی گفت‌وگو باشد؛ ولی هر گفت‌وگویی ضرورتا مجادله نیست.

برای مثال، دو شخص ممکن است فقط اطلاعاتی را با یکدیگر مبادله کنند، بی‌آنکه بر سر موضوعی اختلاف یا ادعایی متقابل داشته باشند.

در این آیه، زن در گفت‌وگو موضعی را پیگیری می‌کند؛ و خداوند تمام آن گفت‌وگوی دوطرفه را شنیده است.

آیا زن صرفا درخواست ترحم می‌کرد؟

آیه از شکایت او سخن می‌گوید، اما آن را تنها به درخواست ترحم محدود نمی‌کند.

فعل «تجادلك» نشان می‌دهد که او در گفت‌وگویی فعال درباره مسئله همسرش حضور داشته است.

همچنین «تشتكي إلى الله» از شکایت بردن به خداوند سخن می‌گوید.

این دو عبارت با یکدیگر مرتبط‌اند، اما نباید یکی را حذف کرد.

در نتیجه، زن هم سخن می‌گوید و هم شکایت می‌برد؛ و وضعیت او در ادامه آیات مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نتیجه لغوی: این آیه شاهد روشنی است که مجادله می‌تواند در دفاع از حق و پیگیری یک مسئله واقعی زندگی به کار رود. خود واژه «مجادله» به معنای بی‌ادبی، نافرمانی یا ستیزه‌جویی گناه‌آلود نیست.

طبری، مجادله ۵۸:۱؛ سخن زن دربارهٔ همسرش

۷. مجادله ابراهیم و نوح؛ اهمیت موضوع و نیت گفت‌وگو

هود ۱۱:۷۴

متن آیه

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَىٰ يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ

ترجمه فارسی

پس هنگامی که ترس از ابراهیم برطرف شد و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله می‌کرد.

بررسی کاربرد

«يُجَادِلُنَا» فعل مضارع از باب مفاعله است که ضمیر «نا» به آن پیوسته است.

در این آیه، مجادله به ابراهیم نسبت داده شده است.

موضوع آن نیز «فِي قَوْمِ لُوطٍ» است؛ یعنی درباره قوم لوط.

در آیهٔ بعد، هود ۱۱:۷۵، آمده است:

إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ

ترجمه فارسی

بی‌گمان ابراهیم بردبار، بسیار دلسوز و بازگشت‌کننده به سوی خداوند بود.

این هم‌نشینی اهمیت فراوان دارد.

اگر مجادله ذاتا و در همه کاربردها عملی ناپسند بود، نسبت دادن آن به ابراهیم در کنار این اوصاف ستایش‌آمیز نیازمند توضیح دیگری می‌شد.

اما وقتی میدان اصلی ریشه را رفت‌وبرگشت سخن درباره موضوعی مورد توجه بدانیم، کاربرد آیه روشن‌تر می‌شود.

ابراهیم درباره سرنوشت قوم لوط وارد گفت‌وگو و پیگیری شده است.

این رفتار با دلسوزی و بردباری او سازگار است.

با این حال، خود آیه تمام مضمون گفت‌وگو را نقل نمی‌کند. بنابراین، نباید جزئیات سخنان ابراهیم را از داستان‌های بیرونی به‌عنوان متن قطعی قرآن وارد کرد.

آیا مجادله ابراهیم به معنای مخالفت با خداوند است؟

نه به‌صورت ضروری.

آیه از مجادله سخن می‌گوید، اما آن را به معنای انکار خداوند یا مخالفت آگاهانه با حق معرفی نمی‌کند.

در ادامه، هود ۱۱:۷۶، پایان یافتن امکان ادامه این پیگیری و قطعی شدن امر الهی مطرح می‌شود.

بنابراین، باید میان درخواست یا گفت‌وگوی دلسوزانه درباره سرنوشت مردم، و اصرار بر رد حکم قطعی خداوند تفاوت گذاشت.

همچنین ضمیر «نا» در «يُجَادِلُنَا» به خداوند برمی‌گردد، اما فاعلِ مجادله ابراهیم است. این بیان نباید به تصویر جسمانیِ مناظره با خداوند تبدیل شود؛ چگونگی ارتباط در سیاق داستان و گفت‌وگو با فرستادگان الهی بررسی می‌شود.

طبری، هود ۱۱:۷۴؛ ابراهیم و گفت‌وگو با فرستادگان

آنچه در سطح زبان روشن است، رویارویی گفتاری درباره سرنوشت قوم لوط است.

هود ۱۱:۳۲؛ قوم نوح و خستگی از جدال

متن آیه

قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

ترجمه فارسی

گفتند: «ای نوح، با ما مجادله کردی و مجادله با ما را بسیار کردی؛ پس اگر از راستگویانی، آنچه را به ما وعده می‌دهی بیاور.»

بررسی کاربرد

در این آیه، ریشه «ج د ل» دو بار آمده است.

نخست به صورت فعل «جَادَلْتَنَا» و سپس به صورت اسم «جِدَالَنَا».

گویندگان از فراوانی و تکرار گفت‌وگوی نوح با خود سخن می‌گویند.

اما باید توجه کرد که این عبارت، سخن قوم نوح است؛ نه داوری مستقل خداوند درباره ناپسند بودن دعوت نوح.

از این رو، نمی‌توان تنها از جمله «فأكثرت جدالنا» نتیجه گرفت که نوح در دعوت خود مرتکب رفتار نادرستی شده است.

در مقابل، آیه نشان می‌دهد که گفت‌وگو می‌تواند طولانی شود و طرف مقابل از آن خسته یا ناراضی باشد.

اما ناخشنودی مخاطب، به‌تنهایی معیار نادرستی گفت‌وگو نیست؛ همان‌گونه که طولانی بودن بحث نیز به‌خودی‌خود نشانه درستی آن نیست.

نتیجه: مجادله ابراهیم و نوح نشان می‌دهد که ریشه می‌تواند در گفت‌وگوی پیامبران نیز به کار رود. موضوع، روش، واکنش مخاطب و نتیجه هر مورد باید جداگانه شناخته شوند.

۸. دفاع از دیگران؛ مجادله در مقام حمایت و پاسخگویی

نساء ۴:۱۰۷

متن آیه

وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا

ترجمه فارسی

و از کسانی که به خود خیانت می‌کنند دفاع و مجادله مکن؛ بی‌گمان آن معبود یگانه کسی را که بسیار خیانت‌کار و گناهکار باشد دوست ندارد.

بررسی کاربرد

«تُجَادِلْ عَنِ» در این آیه با حرف «عن» آمده است.

این ساخت، مجادله را در جهت دفاع از اشخاص معرفی می‌کند.

پس مجادله همیشه رو در رو با کسی که طرف بحث است انجام نمی‌شود؛ ممکن است شخصی برای دفاع از فرد یا گروهی در برابر ادعایی دیگر وارد گفت‌وگو شود.

اما در این آیه، دفاع از کسانی که به خود خیانت می‌کنند نهی شده است.

این نهی به معنای ممنوعیت مطلق دفاع از همه انسان‌های متهم نیست.

موضوع مشخص آیه کسانی هستند که خیانت می‌کنند و رفتارشان در سیاق مطرح شده است.

باید میان دفاع درست از حق یک متهم، بررسی منصفانه شواهد، و دفاع آگاهانه از خیانت تفاوت گذاشت.

نساء ۴:۱۰۹

متن آیه

هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا

ترجمه فارسی

شما همان کسانی هستید که در زندگی دنیا از آنان دفاع و مجادله کردید؛ پس چه کسی روز قیامت در برابر آن معبود یگانه از آنان دفاع خواهد کرد؟ یا چه کسی سرپرست و کارساز آنان خواهد بود؟

بررسی کاربرد

در این آیه، فعل «جَادَلْتُمْ» و «يُجَادِلُ» در ساخت دفاع از دیگران آمده‌اند.

پرسش آیه، مسئولیت کسانی را برجسته می‌کند که در دنیا برای حمایت از گروهی وارد جدال شده‌اند.

نکتهٔ اساسی آن است که دفاع گفتاری می‌تواند از حقیقت فاصله بگیرد.

ممکن است شخصی به سبب پیوند خانوادگی، گروهی یا منفعت شخصی از کسی دفاع کند، حتی هنگامی که از نادرستی رفتار او آگاه است.

اما خود «مجادله» در اینجا به معنای خیانت نیست؛ جهت و موضوع دفاع سبب نکوهش شده است.

در مقابل، دفاع مستند از مظلوم یا رفع اتهام نادرست، صرفا به سبب مجادله بودن محکوم نمی‌شود.

نحل ۱۶:۱۱۱؛ مجادله هر نفس درباره خود

متن آیه

يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

ترجمه فارسی

روزی که هر کس می‌آید و از خود دفاع و مجادله می‌کند، و به هر کس آنچه انجام داده به‌تمامی داده می‌شود، و بر آنان ستم نمی‌رود.

بررسی کاربرد

در این آیه، «تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا» به دفاع شخص از خود اشاره دارد.

این کاربرد با مجادله در دفاع از دیگران نزدیک است، اما متعلق آن خود شخص است.

پس «جدال» می‌تواند در میدان دادخواهی، دفاع و پاسخگویی نیز حضور داشته باشد.

با این حال، خود فعل به معنای تبرئه قطعی شخص نیست.

آیه در ادامه از کامل داده شدن نتیجه اعمال و نبود ستم سخن می‌گوید.

بنابراین، دفاع کردن با پذیرفته شدن دفاع یکسان نیست.

نتیجه لغوی: ترکیب «جَادَلَ عَنْ» بر مجادله در جهت دفاع از کسی یا چیزی تأکید دارد. ارزش این دفاع به حقیقت موضوع و شیوه آن وابسته است؛ نه به خود عمل دفاع گفتاری.

۹. مجادلهٔ بی‌دلیل؛ از انکار حقیقت تا جدال با باطل

حج ۲۲:۸

متن آیه

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ

ترجمه فارسی

و از مردم کسی است که درباره آن معبود یگانه، بدون دانش و بدون هدایت و بدون کتابی روشنگر مجادله می‌کند.

بررسی کاربرد

در این آیه، «يُجَادِلُ» به‌تنهایی موضوع نکوهش نیست.

عبارت با سه قید همراه است:

«بِغَيْرِ عِلْمٍ»، «وَلَا هُدًى» و «وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ».

این قیدها نشان می‌دهند که مسئله اصلی، مجادله‌ای است که پشتوانه معرفتی و هدایتی ندارد.

در حج ۲۲:۳ نیز مجادله درباره خداوند بدون علم مطرح شده و با پیروی از شیطان سرکش همراه است.

در لقمان ۳۱:۲۰ نیز همین ساخت سه‌گانه درباره مجادله بدون علم، هدایت و کتاب روشنگر تکرار می‌شود.

پس نمی‌توان این آیات را چنین ترجمه کرد که هر پرسش درباره خداوند یا هر اختلاف برداشت، ذاتا مجادله ناپسند است.

میان کسی که می‌پرسد تا حقیقت را بفهمد و کسی که بدون دلیل برای انکار حقیقت جدال می‌کند، تفاوت وجود دارد.

از سوی دیگر، صرف ادعای داشتن علم نیز به معنای برخورداری واقعی از دلیل نیست.

داوری باید بر پایه شواهد مطرح‌شده انجام شود.

غافر ۴۰:۵؛ مجادله با باطل برای کنار زدن حق

متن آیه

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ

ترجمه فارسی

پیش از آنان قوم نوح و گروه‌های پس از آنان تکذیب کردند، و هر امتی درباره فرستاده خود آهنگ آن کرد که او را بگیرد؛ و با باطل مجادله کردند تا به وسیله آن حق را از میان ببرند. پس آنان را گرفتار ساختم؛ پس کیفر من چگونه بود؟

بررسی کاربرد

این آیه از روشن‌ترین نمونه‌های مجادله نکوهیده است.

در اینجا دو ویژگی صریح آمده است:

نخست، مجادله «بِالْبَاطِلِ» است.

دوم، هدف آن «لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ» معرفی شده است.

پس موضوع تنها اختلاف نظر نیست؛ بلکه به کار گرفتن باطل برای کنار زدن حق است.

«دحض» از ریشه مستقل «د ح ض» است و با لغزاندن، بی‌اثر ساختن و باطل جلوه دادن ارتباط دارد.

این فعل، هدف مجادله را در جمله مشخص می‌کند.

بنابراین، نمی‌توان «جادلوا» را به‌تنهایی به معنای «باطل کردند» یا «حق را از میان بردند» ترجمه کرد.

مجادله عمل گفتاری است؛ باطل بودن وسیله و هدف کنار زدن حق از عبارت‌های همراه به دست می‌آیند.

غافر ۴۰:۳۵ و غافر ۴۰:۵۶؛ جدال بدون سلطان و همراه با کبر

در غافر ۴۰:۳۵، مجادله درباره آیات خداوند با قید «بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ» آمده است.

در غافر ۴۰:۵۶ نیز همین قید تکرار شده و در ادامه از «كِبْر» در سینه مجادله‌کنندگان سخن می‌رود.

بنابراین، قرآن در این موارد میان خود مجادله و فقدان پشتوانه معتبر تفاوت گذاشته است.

همچنین کبر به‌عنوان ویژگی گروه مورد نظر معرفی می‌شود؛ اما نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که هر مجادله‌کننده، در هر شرایطی متکبر است.

برای نمونه، زنی که در مجادله ۵۸:۱ از حق خود دفاع می‌کند، با همین ریشه معرفی شده است.

دیگر کاربردهای نکوهیده

در انعام ۶:۲۵، کسانی با پیامبر مجادله می‌کنند و وحی را افسانه‌های پیشینیان می‌نامند.

در انعام ۶:۱۲۱، سخن از القای مطالبی برای مجادله با مؤمنان در موضوع خوراک و حکم الهی است.

در اعراف ۷:۷۱، هود از مجادله قوم درباره نام‌هایی سخن می‌گوید که خود آنان و پدرانشان نام‌گذاری کرده‌اند، بی‌آنکه برای آنها سلطانی نازل شده باشد.

در انفال ۸:۶، مجادله «فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ» آمده است؛ یعنی مجادله درباره حق پس از روشن شدن آن.

در رعد ۱۳:۱۳، مجادله درباره خداوند در سیاقی از نشانه‌های قدرت الهی مطرح است.

در غافر ۴۰:۴، غافر ۴۰:۶۹ و شوری ۴۲:۳۵ نیز مجادله درباره آیات خداوند در زمینه انکار و مخالفت آمده است.

این کاربردها یکسان نیستند، اما در بسیاری از آنها عنصر مشترکی دیده می‌شود: مخالفت گفتاری با حقیقتی که شواهد آن مطرح شده است.

با این حال، برای داوری درباره هر شخص باید وضعیت معرفتی او نیز روشن باشد. مجادله پس از شناخت روشن حق با پرسش یا اعتراض کسی که هنوز دلیل را نفهمیده، یکسان نیست. در حج ۲۲:۶۸ نیز پاسخ به ادامهٔ مجادله، ارجاع به علم خداوند دربارهٔ اعمال مخاطبان است.

۱۰. جَدَل و جِدَال؛ کشمکش گفتاری و استعداد انسان برای آن

کهف ۱۸:۵۴

متن آیه

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا

ترجمه فارسی

و به‌راستی در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی به شیوه‌های گوناگون بیان کردیم، و انسان بیش از هر چیز اهل مجادله است.

بررسی کاربرد

«جَدَلًا» در اینجا اسم است.

آیه درباره گرایش یا فراوانی مجادله در انسان سخن می‌گوید.

اما نباید از این عبارت نتیجه گرفت که انسان ذاتا و در همه حالات دشمن حقیقت است.

قرآن در آیات دیگر، اندیشیدن، پرسیدن، تدبر و سخن گفتن بر پایه دلیل را نیز مطرح می‌کند.

در همین سوره، کهف ۱۸:۵۶، از مجادله کافران با باطل برای کنار زدن حق سخن می‌گوید.

پس در سیاق نزدیک، مجادله به موضوع مقاومت در برابر حقیقت ارتباط پیدا می‌کند.

با این حال، استعداد انسان برای بحث و اعتراض می‌تواند در مسیر درست نیز به کار رود.

این تفاوت را کاربرد نحل ۱۶:۱۲۵ و مجادله ۵۸:۱ روشن می‌کنند.

زخرف ۴۳:۵۸

متن آیه

وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ

ترجمه فارسی

و گفتند: «آیا معبودهای ما بهترند یا او؟» آنان این را برای تو جز از روی جدال مطرح نکردند؛ بلکه گروهی ستیزه‌جو هستند.

بررسی کاربرد

در این آیه، «جَدَلًا» همراه با «خَصِمُونَ» آمده است.

این هم‌نشینی نشان می‌دهد که جدال می‌تواند در سیاق ستیزه‌جویی و کوشش برای غلبه در بحث قرار گیرد.

اما خود فعل «ضرب» و عنوان «خصمون» نیز در تعیین معنای جمله نقش دارند.

از این آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که هر مثال زدن، هر مقایسه یا هر پرسش انتقادی، جدال نکوهیده است.

آنچه نقد شده، شیوه‌ای از طرح استدلال است که در سیاق، از حقیقت‌جویی فاصله گرفته است.

جِدَال در هود و حج

«جِدَال» در هود ۱۱:۳۲ درباره رفت‌وبرگشت طولانی سخن میان نوح و قوم او آمده است.

در بقره ۲:۱۹۷ نیز همین اسم در وضعیت حج مطرح می‌شود.

پس یک صورت اسمی می‌تواند در دو سیاق متفاوت به کار رود.

در هود، قوم نوح از فراوانی مجادله شکایت می‌کند؛ در بقره، قرآن از جدال در حج نهی می‌کند.

در هیچ‌یک، خود اسم به معنای حج، تکذیب یا طولانی بودن زمان نیست.

این ویژگی‌ها از جمله و سیاق شناخته می‌شوند.

۱۱. فَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ؛ نهی از جدال در حج

بقره ۲:۱۹۷

متن آیه

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ

ترجمه فارسی

حج در ماه‌های معلوم است؛ پس هر کس در آن ماه‌ها حج را بر خود مقرر کرد، در حج نه رفث باشد، نه فسوق و نه جدال. و هر کار نیکی که انجام دهید، آن معبود یگانه آن را می‌داند. و توشه بردارید که بهترین توشه تقواست؛ و از من پروا کنید، ای خردمندان.

بررسی کاربرد

«جِدَالَ» در این آیه پس از «لَا» آمده است.

ساخت «فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ» سه عنوان را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

از نظر ظاهر نحوی، عبارت نفی این رفتارهاست؛ اما در سیاق حکم، کارکرد نهی و بازداشتن دارد.

در اینجا، جدال یکی از رفتارهایی است که در وضعیت حج باید کنار گذاشته شود.

اما باید روشن کرد که نهی از جدال در حج با فرمان مجادله نیکوتر در نحل ۱۶:۱۲۵ چگونه ارتباط دارد.

پاسخ آن است که دو آیه در دو وضعیت و با دو نوع بیان متفاوت آمده‌اند.

در نحل، گفت‌وگوی استدلالی برای دعوت به راه خدا مطرح است و روش نیکوتر برای آن تعیین شده است.

در بقره، حج به‌عنوان مسئولیتی ویژه معرفی می‌شود و از رفث، فسوق و جدال در آن نهی می‌گردد.

بنابراین، نمی‌توان از یکی نتیجه گرفت که دیگری بی‌اعتبار است.

آیا همه گفت‌وگوها در حج ممنوع‌اند؟

خیر؛ چنین معنایی از خود «جدال» به دست نمی‌آید.

گفت‌وگوی معمول، پرسیدن راه، آموختن حکم، رسیدگی به مشکلی عملی و روشن کردن یک اختلاف، لزوما مجادله به معنای کشمکش و ستیزه‌جویی نیست.

در زبان عربی، جدال معمولا نوعی رویارویی گفتاری و اصرار بر موضع را دربر دارد.

بنابراین، نباید نهی از جدال را به ممنوعیت سخن گفتن، پرسش علمی یا توضیح وظایف مناسک تبدیل کرد.

از سوی دیگر، نمی‌توان هر کشمکش گفتاری را صرفا به نام بحث علمی از دامنه نهی خارج کرد.

اگر شخصی در حج، برای غلبه بر دیگری، تحقیر او یا ادامه خصومتی بی‌ثمر به بحث بپردازد، چنین رفتاری با نهی از جدال ارتباط روشن دارد.

تفاوت جدال با فسوق و رفث

«رفث» به میدان گفتار و رفتار جنسی مربوط است.

«فسوق» با خروج از حدود و نافرمانی ارتباط دارد.

«جدال» به کشمکش گفتاری و رویارویی استدلالی اشاره می‌کند.

این سه عنوان یکسان نیستند.

اگر همه آنها تنها به «بدرفتاری» ترجمه شوند، تفاوت‌های واقعی واژگان از میان می‌روند.

اما کنار هم آمدن آنها نشان می‌دهد که حج تنها مجموعه‌ای از حرکات و اعمال ظاهری نیست؛ رفتار، زبان و رابطه انسان با دیگران نیز در آن اهمیت دارد.

آیا هر اختلاف در حج باعث بطلان آن است؟

از خود عبارت «فَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ» نمی‌توان همه جزئیات پیامدهای حقوقی یا آیینی تخلف را استخراج کرد.

آیه نهی را بیان می‌کند، اما درباره هر نوع جدال، شمار کفاره‌ها یا شرایط مستقل بطلان حج توضیح تفصیلی نمی‌دهد.

از این رو، میان وجود نهی و تعیین مجازات یا جبران برای نقض آن باید تفاوت گذاشت.

همچنین اصل نهی نباید با نبود جزئیات کفاره بی‌اهمیت شمرده شود.

پیوند جدال و تقوا

آیه با تأکید بر تقوا پایان می‌یابد.

این ارتباط نشان می‌دهد که کنترل رفتار در حج با آگاهی و مسئولیت‌پذیری در برابر خداوند پیوند دارد.

اما تقوا به معنای خاموش کردن عقل یا ترک دفاع از حقیقت نیست.

انسان می‌تواند در وضعیتی از بحث بی‌ثمر یا ستیزه‌جویانه پرهیز کند و در همان حال، در شرایط مناسب، پرسشی واقعی را با دلیل و انصاف بررسی کند.

نتیجه لغوی: «جِدَال» در بقره ۲:۱۹۷ به مجادله و کشمکش گفتاری اشاره دارد. نهیِ حج را نباید به ممنوعیت هرگونه سخن یا پرسش علمی گسترش داد، و نباید نیز به بهانه گفت‌وگوی علمی، اصل پرهیز از ستیزه‌جویی را بی‌اثر کرد.

۱۳. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای فعل «جَادَلَ» معادل‌های «مجادله کردن»، «بحث و استدلال کردن» و در سیاق مناسب «به بحث و کشمکش گفتاری پرداختن» قابل استفاده‌اند.

اما در همه کاربردها نباید از معادل ثابت «دعوا کردن» استفاده کرد؛ زیرا این ترجمه در آیات مربوط به مجادله نیکوتر و دفاع زن از حق خود، بار منفی بیش از حد دارد.

در نحل ۱۶:۱۲۵، «و با آنان به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله کن» مناسب است.

در عنکبوت ۲۹:۴۶، «و با اهل کتاب جز به شیوه نیکوتر مجادله نکنید» تفاوت نهی و استثنا را حفظ می‌کند.

در مجادله ۵۸:۱، «زنی که درباره همسرش با تو مجادله می‌کند» نزدیک به لفظ است. «درباره همسرش با تو بحث و گفت‌وگو می‌کند» نیز معنای سیاقی را منتقل می‌کند، اما تفاوت مجادله با گفت‌وگوی معمولی را کمتر نشان می‌دهد.

در هود ۱۱:۷۴، «درباره قوم لوط با ما مجادله می‌کرد» مناسب است؛ توضیح انگیزه دلسوزانه از آیه بعد شناخته می‌شود.

در نساء ۴:۱۰۷، «از کسانی که به خود خیانت می‌کنند دفاع و مجادله مکن» معنای «عن» را روشن می‌کند.

در نحل ۱۶:۱۱۱، «هر کس از خود دفاع می‌کند» طبیعی است؛ و در تأمل می‌توان توضیح داد که فعل عربی از ریشه جدال است.

در غافر ۴۰:۵، «با باطل مجادله کردند تا به وسیله آن حق را از میان ببرند» تفاوت فعل و هدف همراه آن را حفظ می‌کند.

در بقره ۲:۱۹۷، «در حج نه رفث باشد، نه فسوق و نه جدال» به ساخت عربی نزدیک است.

برای «جَدَلًا» در کهف ۱۸:۵۴، «مجادله» یا «اهل مجادله بودن» مناسب است.

در زخرف ۴۳:۵۸، «جز از روی جدال» با سیاق هماهنگ است.

در هود ۱۱:۳۲، «جِدَالَنَا» را می‌توان «مجادله با ما» ترجمه کرد.

در همه این موارد، ترجمه باید معنای سخن گفتن و رویارویی استدلالی را حفظ کند و بار اخلاقی را از قیدهای همان آیه به دست آورد.

اصلی‌ترین مرز ترجمه این ریشه آن است که «جدال» به‌خودی‌خود با دروغ، خشونت، تکبر، حقیقت‌جویی یا دفاع از مظلوم یکسان نیست. این ویژگی‌ها در کاربردهای مختلف ممکن است همراه آن باشند، اما جزء ثابت معنای واژه نیستند.

۱۴. جمع‌بندی نهایی

ریشه «ج د ل» در زبان عربی دارای میدان مادیِ تابیدن محکم، استحکام و در بعضی کاربردها نقش زمین کردن است؛ اما در قرآن همه کاربردهای آن به میدان گفتار و رویارویی استدلالی تعلق دارند.

در این میدان، مجادله به رفت‌وبرگشت سخن، طرح اعتراض، دفاع از موضع و کوشش برای پاسخ دادن یا اثبات ادعا اشاره دارد.

اما قرآن نشان می‌دهد که مجادله می‌تواند صورت‌های متفاوتی داشته باشد.

در نحل ۱۶:۱۲۵، مجادله به شیوه نیکوتر فرمان داده شده است. در عنکبوت ۲۹:۴۶، همین اصل در گفت‌وگو با اهل کتاب مطرح می‌شود.

در مجادله ۵۸:۱، زن درباره وضعیت خانوادگی خود با پیامبر مجادله می‌کند و خداوند سخن و گفت‌وگوی آنان را می‌شنود.

در هود ۱۱:۷۴، ابراهیم درباره قوم لوط مجادله می‌کند و آیه بعد او را بردبار و دلسوز معرفی می‌کند.

در نساء ۴:۱۰۷، نساء ۴:۱۰۸ و نساء ۴:۱۰۹، مجادله در جهت دفاع از اشخاص مطرح شده و دفاع از خیانت‌کاران نکوهش می‌شود. در نحل ۱۶:۱۱۱، هر نفس در روز حساب از خود دفاع می‌کند.

در مقابل، قرآن از مجادله بدون علم، بدون هدایت و بدون سلطان، و از مجادله با باطل برای کنار زدن حق نیز سخن می‌گوید.

این کاربردها نشان می‌دهند که معیار اصلی، تنها انجام دادن مجادله نیست؛ بلکه موضوع، دلیل، روش و جهت‌گیری آن است.

همچنین آیه «فَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ» یک نهی واقعی درباره جدال در حج است؛ اما نباید آن را به ممنوعیت هر گفت‌وگوی معمولی، پرسش ضروری یا بررسی علمی تبدیل کرد.

در حج، انسان از کشمکش و ستیزه‌جویی بازداشته شده است. در دعوت، مأمور به مجادله نیکوتر است. این دو بیان درباره دو موقعیت متفاوت‌اند و لزوما تعارضی ندارند.

از سوی دیگر، «جَدَل» در کهف ۱۸:۵۴ استعداد گسترده انسان برای بحث و مجادله را نشان می‌دهد، اما این استعداد در خودِ معنای واژه نه فضیلت قطعی است و نه گناه ذاتی.

تعریف نهایی: «ج د ل» در کاربرد قرآنی به رویارویی و رفت‌وبرگشت گفتار میان طرف‌ها برای طرح، دفاع، پاسخ یا مقابله با یک موضع اشاره دارد. این رویارویی می‌تواند همراه با دلیل و انصاف باشد یا با باطل، بی‌دانشی و ستیزه‌جویی انجام شود.

بنابراین، برای فهم هر کاربرد سه پرسش ضروری است: درباره چه چیزی مجادله می‌شود، با چه دلیل و روشی انجام می‌گیرد، و مجادله در جهت روشن شدن حق است یا پوشاندن و کنار زدن آن؟

بدون این تمایزها، ممکن است دفاع زن از حق خود با جدال گمراه‌کننده یکسان شمرده شود؛ یا فرمان مجادله نیکوتر با نهی از جدال در حج متعارض پنداشته شود.

اما با حفظ صورت صرفی، حروف اضافه، متعلق فعل و سیاق هر آیه، معنای ریشه روشن می‌شود: مجادله یک شیوهٔ رویارویی گفتاری است؛ ارزش و پیامد آن را حقیقت، دلیل و رفتار انسان تعیین می‌کند.