ریشهٔ س ر د ق — سُرَادِق؛ سراپرده، پوشش پیرامونی و حصار فراگیر
صورتهای قرآنی و لغوی
۱. معنای واژه و ساختمان آن
«سُرَادِق» در زبان عربی به سراپرده، پرده یا پوششی گفته میشود که پیرامون خیمه، خانه یا فضای معینی برپا میکنند. این پوشش میتواند از پارچه و دیگر مواد ساخته شده باشد و برای محصور کردن، پوشاندن یا جدا ساختن یک فضا از محیط اطراف به کار رود.
در کاربردهای کهن، «سرادق» گاهی به سایبانی گفته شده که بر فراز صحن خانه کشیده میشود، گاهی به پردههایی که اطراف خیمه را فرا میگیرند، و گاهی به خودِ سراپرده یا خیمهٔ بزرگ.
در «العین»، از کهنترین فرهنگهای جامع عربی، سرادق به چیزی تعریف شده که پیرامون یک چیز را فرا میگیرد؛ مانند پردههای اطراف خیمه یا دیواری که فضایی را محصور میسازد.
«لسان العرب» نیز تعریف مشابهی آورده است: «السُّرَادِقُ: مَا أَحَاطَ بِالْبِنَاءِ»؛ یعنی سرادق چیزی است که بنا را احاطه میکند.
العین و لسان العرب؛ احاطه و پوشش بنا
این تعریف، ویژگی مهم واژه را روشن میسازد: سرادق تنها نام یک پوشش نیست، بلکه پوششی است که با قرار گرفتن در اطراف یا بر فراز چیزی، فضایی محصور یا پوشیده پدید میآورد.
بااینحال، نباید همهٔ کاربردهای آن را به یک نوع ساختمان محدود کرد. در برخی شواهد، سرادق پردهای پیرامونی و بدون سقف است؛ در برخی دیگر، پوششی است که بالای صحن خانه کشیده میشود.
بنابراین، داشتن سقف یا نداشتن آن جزئی ثابت از معنای واژه نیست. آنچه در کاربردهای اصلی مشترک است، ایجاد پوشش، محصور کردن یا جدا ساختن یک محدوده است.
«س ر د ق» در نمایههای صرفی قرآن بهعنوان مادهای چهارحرفی ثبت شده است. این دستهبندی صرفی، بهتنهایی خاستگاه تاریخی واژه را تعیین نمیکند. دربارهٔ «سُرَادِق»، پیشینهٔ ایرانی و معرّب بودن آن احتمال قوی و شناختهشدهای است؛ اما انتقال مستقیم از ایرانی یا با واسطهٔ آرامی قطعی نیست.
در عربی، «سَرْدَقَ» به معنای برپا کردن سرادق یا پوشاندن و محصور ساختن فضایی با آن به کار رفته است. از همین فعل، صورتهایی مانند «مُسَرْدَق» ساخته شدهاند.
اما وجود این فعلها بهخودیخود ثابت نمیکند که اسم «سرادق» از آغاز از یک ریشهٔ فعلی بومی عربی پدید آمده است. عربی میتواند واژهای وامگرفته را بپذیرد و سپس با قواعد صرفی خود از آن فعل و وصف بسازد.
۲. خاستگاه تاریخی و صورتهای زبانی
آیا سرادق واژهای فارسی است؟
بسیاری از لغویان کهن، «سُرَادِق» را فارسیِ معرّب دانستهاند؛ یعنی واژهای که از فارسی به عربی راه یافته و با تلفظ و ساختمان زبان عربی سازگار شده است.
راغب اصفهانی در «مفردات» صریحاً میگوید: «السُّرَادِقُ فَارِسِيٌّ مُعَرَّبٌ».
او برای توضیح این نظر، به ساختمان غیرمعمول واژه نیز اشاره میکند؛ زیرا صورت «سُرَادِق» با الف در جایگاه سوم و دو حرف پس از آن، با الگوهای رایج اسمهای مفرد بومی عربی سازگاری معمول ندارد.
این نکته یک قرینهٔ صرفی است، اما بهتنهایی برای اثبات خاستگاه تاریخی کافی نیست. دلیل قویتر، همراهی این ساختمان با گزارشهای لغوی دربارهٔ منشأ فارسی واژه است.
در «تاج العروس»، از جوالیقی نقل شده که سرادق معرّبِ «سَرادار» یا «سَراطاق» است. این صورتهای نقلشده را باید پیشنهادهایی دربارهٔ اصل واژه دانست، نه صورت تاریخیِ قطعی آن.
مفردات راغب و تاج العروس؛ تعریب و صورتهای پیشنهادی
در منابع دیگر، صورتهایی مانند «سَراپَرده» یا «سَرابَرده» مطرح شدهاند. همچنین برخی پژوهشگران، ارتباط آن را با «سرا» و «سرای» فارسی بررسی کردهاند.
این پیشنهادها از نظر معنایی به یکدیگر نزدیکاند؛ زیرا همه به خانه، فضای پوشیده، پرده یا سراپرده مربوط میشوند.
بااینحال، نباید از میان این صورتها، یکی را بدون بررسی تاریخ و ضبط دقیق آن، منشأ قطعی واژه معرفی کرد.
برای مثال، شباهت «سرادق» با «سراپرده» و نزدیکی معنای هر دو روشن است، اما همین شباهت بهتنهایی مسیر انتقال آوایی و تاریخی واژه را اثبات نمیکند.
آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که «سرادق» در زبان عربی کهن واژهای شناختهشده بوده و لغویان معتبر آن را معرّب دانستهاند. تعیین صورت دقیق ایرانیِ منشأ آن همچنان محل بررسی است. آرتور جفری نیز در «واژگان دخیل قرآن»، پیشینهٔ ایرانی را بررسی میکند، اما انتقال مستقیم از ایرانی یا با واسطهٔ آرامی را قابل تعیین قطعی نمیداند.
آرتور جفری، واژگان دخیل قرآن، ص ۱۶۷–۱۶۸؛ پیشینهٔ ایرانی و احتمال واسطهٔ آرامی
ورود یک واژه از زبان دیگر نیز چیزی از جایگاه آن در عربیِ عصر قرآن نمیکاهد. هنگامی که واژهای در زبان پذیرفته و فهمیده میشود، بخشی از ذخیرهٔ زبانی همان جامعه است؛ هرچند تاریخ آن به زبان دیگری برسد.
صورتها و مشتقهای عربی
صورت اصلی واژه «سُرَادِق» است.
سُرَادِق: سراپرده، پوشش پیرامونی، پرده یا ساختاری که فضایی را محصور میکند.
سُرَادِقَات: جمع سرادق؛ به معنای سراپردهها و پوششهای محصورکننده. سیبویه نیز به این جمع اشاره کرده و توضیح داده است که اسم مذکر «سرادق» در عربی با پسوند جمع مؤنث سالم جمع بسته شده است.
سَرْدَقَ: فعل چهارحرفی؛ سرادق برپا کرد یا فضایی را با سراپرده پوشاند.
سَرْدَقَة: مصدر فعل «سَرْدَقَ»؛ عمل برپا کردن سرادق یا پوشاندن و محصور ساختن فضا با آن.
مُسَرْدَق: اسم مفعول؛ خانه یا فضایی که با سرادق پوشیده یا محصور شده است.
در منابع لغوی، تعبیر «بَيْتٌ مُسَرْدَقٌ» آمده است. مقصود خانه یا خیمهای است که اجزای پوشش آن برپا و استوار شدهاند.
این صورتها نشان میدهند که «سرادق» در عربی تنها یک نام ثابت باقی نمانده، بلکه وارد دستگاه صرفی زبان شده است.
بااینحال، در قرآن تنها صورت اسمی «سُرَادِق» با ضمیر متصل آمده است. هیچ فعل یا جمع دیگری از این خانواده در متن قرآن دیده نمیشود.
۳. سرادق در شواهد عربی کهن
سراپرده و فضای محصور
در زندگی عربیِ کهن، خیمه تنها یک سقف پارچهای نبود. برای خیمههای بزرگ، جایگاههای فرمانروایی یا گردهماییها، گاهی پردههایی در پیرامون محل برپا میکردند تا فضایی جدا از محیط بیرون پدید آید.
این پوششها میتوانستند از پارچههای متصل به یکدیگر ساخته شوند و اطراف خیمه یا صحن را دربر گیرند.
در چنین ساختمانی، سرادق ممکن است خودِ خیمهٔ اصلی نباشد، بلکه محدودهای پیرامون آن ایجاد کند.
مُطَرِّزی در «المغرب» این کاربرد را بهروشنی بیان کرده است: «مَا يُدَارُ حَوْلَ الْخَيْمَةِ مِنْ شُقَقٍ بِلَا سَقْفٍ»؛ یعنی پردههایی که بدون سقف، پیرامون خیمه برپا میشوند.
المغرب و الصحاح؛ پردهٔ بیسقف و پوشش صحن
این شاهد برای فهم معنای احاطه در «سرادق» اهمیت دارد. سرادق در چنین کاربردی از اطراف محدودهای را میپوشاند، بیآنکه لزوماً پوششی بر بالای آن نیز داشته باشد.
در مقابل، جوهری در «الصحاح»، سرادق را برای پوششی آورده که بر فراز صحن خانه گسترده میشود.
بنابراین، در استعمالهای عربی، هم پوشش پیرامونی و هم سایبانِ بالای یک فضا شناخته شدهاند.
از این تفاوت نمیتوان نتیجه گرفت که لغویان دربارهٔ معنای واژه کاملاً ناسازگار سخن گفتهاند. هر دو کاربرد با پوشاندن و محصور کردن یک فضای معین ارتباط دارند، اما شکل ساختمانشان متفاوت است.
شاهدی از شعر لبید
در «لسان العرب»، از لبید بن ربیعه، شاعر دورهٔ جاهلی و آغاز اسلام، چنین نقل شده است:
رَفَعْنَ سُرَادِقًا فِي يَوْمِ رِيحٍ
يُصَفِّقُ بَيْنَ مَيْلٍ وَاعْتِدَالِ
یعنی: «در روزی بادخیز، پردهای فراگیر از گردوغبار برانگیختند که میان کج شدن و راست ایستادن به حرکت درمیآمد.»
این بیت در وصف خران وحشی آمده است که هنگام حرکت گردوغبار برمیانگیزند. لبید هر دو دورهٔ پیش و پس از اسلام را درک کرده است؛ بدون تعیین تاریخ همین بیت، نباید آن را شاهد قطعیِ پیش از نزول قرآن معرفی کرد.
لسان العرب؛ شاهد لبید در وصف خران وحشی
در این کاربرد، «سرادق» دیگر نام خیمه یا پردهٔ واقعی نیست. گردوغبار برخاسته، به سراپردهای تشبیه شده که در هوا گسترده شده و منظرهای پوشیده پدید آورده است.
این شاهد نشان میدهد که عربی کهن میتوانسته واژهٔ «سرادق» را از پوشش ساختهشده به پوششی طبیعی و پراکنده در هوا نیز گسترش دهد.
تفاوت میان پرده و گردوغبار از میان نرفته است. آنچه باعث انتقال معنا شده، شباهت در فراگیری و پوشاندن محیط است.
از همین رو، معنای سرادق را نباید به پارچه یا جنس خاصی محدود کرد.
بااینحال، این تشبیه بهتنهایی ثابت نمیکند که هر غبار یا هر دود در عربی «سرادق» نامیده میشود. ویژگی فراگیری و شکل پوششمانند آن است که چنین نامگذاریای را در این شاهد ممکن ساخته است.
سرادق در زبان مدح و شکوه
در شعر عربیِ دورهٔ اسلامی نیز «سرادق» برای بیان جایگاه و شکوه اشخاص به کار رفته است.
در رَجَزی که به رؤبة بن عجاج نسبت داده شده، چنین آمده است:
يَا حَكَمُ بْنَ الْمُنْذِرِ بْنِ الْجَارُودْ
سُرَادِقُ الْفَضْلِ عَلَيْكَ مَمْدُودْ
یعنی: «ای حکم، فرزند منذر، فرزند جارود؛ سراپردهٔ فضیلت بر فراز تو گسترده است.»
در این کاربرد، سرادق یک پوشش واقعی نیست؛ بلکه فضیلت به سراپردهای تشبیه شده که شخص را دربر گرفته است.
دربارهٔ انتساب این رجز اختلاف وجود دارد؛ «لسان العرب» انتساب به کذّاب حرمازی را نیز نقل میکند. همچنین در طبری «سُرادِقُ الفضل» و در «الصحاح» و «لسان العرب» «سُرادِقُ المجد» آمده است. در این پژوهش، ضبطِ «الفضل» در نقل طبری حفظ شده است؛ نه آنکه ضبط دیگر خطا دانسته شود.
طبری؛ ضبط الفضل و نقل اختلاف ضبط و انتساب
بااینحال، متن شاهد در منابع ادبی و لغوی ثبت شده و برای نشان دادن کاربرد تشبیهی واژه سودمند است.
در این تصویر، سرادق معنای منفی ندارد. برخلاف کاربرد قرآنی آن دربارهٔ آتش، در اینجا پوششِ فراگیر به فضیلت و منزلت شخص نسبت داده شده است.
پس خودِ واژهٔ سرادق نه نام عذاب است و نه لزوماً نشانهٔ شکوه و بزرگی. این معانی از چیزی به دست میآیند که سرادق به آن نسبت داده شده است.
خانهٔ مُسَرْدَق
در شعر منسوب به سلامة بن جندل نیز تعبیر «بَيْتٍ مُسَرْدَقٍ» آمده است:
هُوَ الْمُولِجُ النُّعْمَانَ بَيْتًا سَمَاؤُهُ
صُدُورُ الْفُيُولِ بَعْدَ بَيْتٍ مُسَرْدَقِ
برگردان توضیحی: «اوست که نعمان را، پس از خانهای سراپردهدار، به خانهای درآورد که سقفش سینههای فیلان بود.» بیت، خانهٔ پوشیدهٔ پیشین را با وضعیت هولناکِ توصیفشده در روایتِ مرگ نعمان مقایسه میکند؛ نقل شعر بهتنهایی درستی تاریخی تمام جزئیات این روایت را ثابت نمیکند.
لغویان، «مُسَرْدَق» را در اینجا به خانهای توضیح دادهاند که سرادق دارد.
در نقل طبری، آغاز بیت «هُوَ المُولِجُ» و در «لسان العرب» «هُوَ المُدْخِلُ» است. اختلاف انتساب به سلامة بن جندل یا اعشی نیز در منابع نقل شده است. ضبط ارسالیِ «المولج» در اینجا حفظ میشود؛ هیچیک از این اختلافها مجوز قطعی دانستن همهٔ جزئیات داستان تاریخی نیست.
طبری؛ المولج و اختلاف نقلِ بیت خانهٔ مسردق
اما صورت «مُسَرْدَق» از نظر صرفی روشن است: وصف چیزی است که سرادق بر آن نصب شده یا با سرادق محصور گردیده است.
این شاهد، همراه با کاربردهای دیگر، نشان میدهد که اسم «سرادق» در عربی با فعل و صفتهای همخانواده پیوند یافته است. این رابطهٔ صرفی بهتنهایی تاریخ دقیق ساخته شدن هر صورت را ثابت نمیکند.
۴. کاربرد قرآنی در کهف ۱۸:۲۹
ریشهٔ «س ر د ق» تنها یکبار در قرآن، در سورهٔ کهف، آمده است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ یک کاربرد در کهف ۱۸:۲۹
سورهٔ کهف، ۱۸:۲۹
وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و بگو: حق از پروردگارتان است؛ پس هر که بخواهد ایمان بیاورد و هر که بخواهد انکار کند؛ ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردهاش آنان را فرا میگیرد؛ و اگر فریادرسی بخواهند، با آبی چون فلز گداخته به فریادشان میرسند که چهرهها را بریان میکند؛ چه بد نوشیدنی و چه بد آسایشگاهی است.»
ساختمان «سُرَادِقُهَا»
«سُرَادِقُهَا» از اسم «سُرَادِق» و ضمیر متصل «هَا» ساخته شده است.
در این جمله، ضمیر «هَا» به «نَارًا» بازمیگردد. بنابراین، سخن از سرادقِ همان آتشی است که برای ستمگران آماده شده است.
از نظر نحوی، «سُرَادِقُهَا» فاعل فعل «أَحَاطَ» است و «بِهِمْ» به کسانی اشاره دارد که این سرادق آنان را فرا گرفته است.
پس ترتیب معنایی جمله چنین است: سرادقِ آتش، آنان را احاطه کرده است.
این تفاوت مهم است؛ زیرا آیه تنها نمیگوید آتش آنان را فرا گرفته، بلکه از «سرادقِ آتش» سخن میگوید که احاطه را پدید آورده است.
خودِ «سرادق» در زبان عربی معنای پوشش و محصور کردن را دارد. همراهی آن با فعل «أَحَاطَ» این ویژگی را در آیه برجستهتر میسازد.
سرادق آتش چه چیزی را بیان میکند؟
در کاربردهای معمولی، سرادق میتواند پردهای باشد که اطراف خیمه را میپوشاند یا فضایی را از محیط بیرون جدا میکند.
در آیهٔ کهف، همین نام به آتش نسبت داده شده است.
در نتیجه، میتوان تصویر آیه را چنین فهمید: آتش یا پوشش وابسته به آن، همانند سراپردهای فراگیر، ستمگران را در محیطی محصور قرار داده است.
تعبیر «أَحَاطَ بِهِمْ» نشان میدهد که این احاطه از پیرامون است و راه گریز یا فاصله گرفتن از آن محیط در خودِ توصیف مطرح نشده است.
بااینحال، باید میان معنای روشن آیه و جزئیات احتمالی تصویر تفاوت گذاشت.
در بعضی توضیحهای تفسیری، سرادق آتش به دیواری از آتش تعبیر شده است. در برخی دیگر، آن را دود یا پوشش تیرهای دانستهاند که پیرامون اهل عذاب قرار میگیرد.
طبری؛ توضیحهای دیوار آتش و دود فراگیر
هر دو تصویر میتوانند با معنای فراگیری و احاطه تناسب داشته باشند، اما خودِ واژه مشخص نمیکند که این سراپرده حتماً از دیوار جامد، دود، شعله یا مادهای دیگر ساخته شده است.
بنابراین، در ترجمهٔ مستقیم، بهتر است «سرادق» به همان معنای سراپرده یا پوشش پیرامونی باقی بماند و جزئیات ساختمان آن بهعنوان معنای قطعی واژه وارد نشود.
آیا سرادق به معنای پوشش محافظ است؟
در زندگی معمولی، سرادق میتواند برای ایجاد سایه، حفاظت از محیط یا فراهم کردن فضای آرام و جداگانه برپا شود.
اما حفاظت، معنای ثابت و ضروری واژه نیست.
سرادق در اصل پوششی است که محدودهای را دربر میگیرد. چنین پوششی ممکن است از گرما، باد یا نگاه بیرونی محافظت کند؛ اما ممکن است تنها برای جدا ساختن فضا یا نمایش شکوه و قدرت باشد.
در کهف ۱۸:۲۹، سرادق نه وسیلهٔ حفاظت ستمگران است و نه پناهگاهی برای آنان.
برعکس، در توصیف آتشی آمده که آنان را احاطه کرده است.
این کاربرد نشان میدهد که نباید کارکرد مثبت سراپردههای معمولی را به معنای لغوی تمام کاربردهای «سرادق» تحمیل کرد.
معنای مشترک، ایجاد پوشش یا حصار فراگیر است؛ اما سودمند یا زیانبار بودن آن به سیاق وابسته است.
پیوند سرادق با فریادرسی و آسایشگاه
در ادامهٔ کهف ۱۸:۲۹، قرآن از فریادرسی خواستن اهل عذاب و نوشیدنیای سخن میگوید که چهرهها را میسوزاند.
این ادامه، وضعیت رنج و درماندگی آنان را روشنتر میکند.
در آغاز جمله، سرادق آتش آنان را احاطه کرده است. سپس هنگامی که درخواست یاری یا رهایی از رنج مطرح میشود، پاسخِ بیانشده در آیه خود بخشی از همان رنج است.
در پایان نیز «سَاءَتْ مُرْتَفَقًا» آمده است؛ یعنی آن جایگاه، آسایشگاهی بد و نامطلوب است.
این پایانبندی با فضای آغاز آیه تناسب دارد. در زندگی معمولی، انسان میتواند به سراپرده یا محیطی پوشیده برای آسایش و استراحت پناه ببرد؛ اما در این آیه، پوشش فراگیر با رنج و نبود آسایش همراه شده است.
بااینحال، این تقابل نباید به تعریف لغوی «سرادق» افزوده شود. خودِ واژه به معنای رنج یا بیآسایشی نیست؛ بلکه سیاق آیه آن را در چنین فضایی قرار داده است.
اختیار انسان و پیامد آن
آیه با فرمان بیان حقیقت آغاز میشود: «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ».
سپس جملهٔ «فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ» آمده و بلافاصله پیامد ستمگری توصیف شده است. این ساخت در تفسیر طبری، تهدید و هشدار دانسته شده است؛ پس نباید آن را بهتنهایی اجازهٔ اخلاقیِ کفر یا بیتفاوت بودن پیامد انتخابها شمرد.
طبری؛ ساخت تهدید و هشدار در آغاز آیه
ذکر خواست و انتخاب انسان در این سیاق با مسئولیت و هشدار همراه است. تعیین تمام نسبتهای اختیار انسان و مشیت الهی نیازمند بررسی مستقل دیگر آیات است.
اما پژوهش لغوی «سرادق» نباید به بحث مستقلی دربارهٔ همهٔ ابعاد اختیار، ایمان، کفر و عدالت الهی تبدیل شود.
برای شناخت این واژه، نکتهٔ اصلی آن است که سرادق آتش در مقام توصیف پیامد آمده است؛ پوششی فراگیر که پیرامون ستمگران قرار میگیرد.
از خودِ واژه نمیتوان دربارهٔ زمان دقیق تحقق عذاب، شکل مادی ساختمان آخرت یا تمام جزئیات خروج و ورود به آن حکم قطعی صادر کرد.
۶. جمعبندی و پیشنهاد ترجمه
«سُرَادِق» در عربی نام سراپرده، سایبان یا پوششی است که پیرامون یا بر فراز یک فضای معین برپا میشود. در کاربردهای اصلی، این واژه به پوشاندن و محصور کردن فضا ارتباط دارد.
فرهنگهای کهن، سرادق را برای پردههای پیرامون خیمه، پوشش صحن خانه، سراپردهٔ بزرگ و حتی دیوار فراگیر ثبت کردهاند.
شواهد شعر عربی نشان میدهند که این واژه در کاربرد تشبیهی نیز گسترش یافته است؛ مانند گردوغبار فراگیری که به سراپرده تشبیه شده، یا فضیلتی که همچون پردهای بر فراز شخص گسترده دانسته شده است.
از نظر تاریخی، سرادق به احتمال قوی واژهای معرّب با پیشینهٔ ایرانی است. دربارهٔ صورت دقیق منشأ آن، مانند «سرادار»، «سراطاق» یا «سراپرده»، و مسیر انتقال مستقیم یا با واسطهٔ آرامی، اختلاف و عدم قطعیت وجود دارد.
در قرآن، این خانواده تنها یکبار و با صورت «سُرَادِقُهَا» در کهف ۱۸:۲۹ آمده است.
در این آیه، سرادق به آتش نسبت داده شده و با فعل «أَحَاطَ» همراه است. بنابراین، معنای پوشش یا حصار فراگیر بهروشنی با سیاق سازگاری دارد.
آنچه قرآن بیان میکند، احاطهٔ سرادق آتش بر ستمگران است. اما خودِ واژه تعیین نمیکند که این پوشش دقیقاً از دیوار، دود، شعله یا مادهای دیگر ساخته شده باشد.
معنای کوتاه ریشه: سراپرده یا پوششی که پیرامون یا بر فراز یک محدوده برپا میشود و آن را دربر میگیرد؛ مانند پردهٔ اطراف خیمه، سایبان یا حصار فراگیر.
معنای صورت قرآنی «سُرَادِقُهَا»: سراپرده یا پوشش فراگیرِ آن آتش که ستمگران را احاطه کرده است.
پیشنهاد ترجمه: «سراپردهاش».
ترجمهٔ عبارت قرآنی:
نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا
«آتشی که سراپردهاش آنان را فرا میگیرد.»
این ترجمه هم معنای شناختهشدهٔ سرادق را حفظ میکند و هم از افزودن جزئیات نامعلوم دربارهٔ ساختمان آن خودداری مینماید.
«سرادق» در ذات خود نه به معنای عذاب است و نه به معنای حفاظت. نام پوشش یا ساختاری است که فضایی را دربر میگیرد. چنین پوششی میتواند در زندگی معمولی وسیلهٔ آسایش باشد، در شعر نماد شکوه گردد و در توصیف قرآنیِ آتش، تصویر احاطه و گرفتاری را بیان کند.
ویژگی مشترک این کاربردها، پوشش و فراگیری یک محدوده است؛ اما جنس پوشش، هدف آن و پیامدی که برای افراد درون آن دارد، از سیاق تعیین میشود.