ریشهٔ ش ر ذ م — شِرْذِمَة؛ پارهٔ جداشده و گروه اندک

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه و ساختمان واژه

«شِرْذِمَة» در زبان عربی به پاره‌ای از چیزی یا گروهی اندک از مردم گفته می‌شود. این واژه در کاربردهای کهن، هم دربارهٔ قطعات جداشده از یک شیء آمده و هم برای جماعتی که در مقایسه با مجموعه‌ای بزرگ‌تر، شمار محدودی دارد.

در «العین»، شِرْذِمَة به پاره‌ای از میوه، مانند به، و نیز جماعتی اندک از مردم گفته شده است. در «لسان العرب» نیز آمده است: «الشِّرْذِمَةُ: القِطْعَةُ مِنَ الشَّيْءِ»؛ یعنی شرذمه پاره‌ای از چیزی است.

در همان منبع، واژه به «الْقَلِيلُ مِنَ النَّاسِ» و «الْجَمَاعَةُ مِنَ النَّاسِ الْقَلِيلَةُ» نیز تعریف شده است؛ یعنی گروهی اندک از مردم.

العین، الصحاح و لسان العرب؛ قطعه و گروه اندک

این دو کاربرد به یکدیگر نزدیک‌اند، اما کاملاً یکسان نیستند.

وقتی چیزی به چند پاره تقسیم می‌شود، هر پاره بخشی از مجموعهٔ پیشین است. در کاربرد انسانی نیز شرذمه می‌تواند جماعتی باشد که از جمعیتی بزرگ‌تر جدا یا متمایز شده است.

بااین‌حال، پاره بودن به‌تنهایی مقدار دقیق آن پاره را مشخص نمی‌کند. ممکن است پاره‌ای از یک چیز نسبتاً بزرگ باشد، اما در مقایسه با کل مجموعه، بخش کوچکی به شمار رود.

در کاربرد انسانی، اندک بودن شمار برجسته‌تر شده است. به همین دلیل، لغویان «شرذمة» را هم به قطعه و هم به گروه اندک تعریف کرده‌اند.

«ش ر ذ م» در نمایه‌های صرفی قرآن به‌عنوان یک مادهٔ چهارحرفی ثبت می‌شود. اما دربارهٔ ساختمان تاریخی آن، ابن فارس تحلیل متفاوتی ارائه کرده و حرف «ذ» را افزوده دانسته است.

بنابراین، باید میان صورت چهارحرفی واژه در طبقه‌بندی صرفی و نظریهٔ اشتقاق تاریخی آن تفاوت گذاشت.

در قرآن، تنها صورت اسمی «شِرْذِمَة» آمده است. هیچ فعل یا مشتق دیگری از این خانواده در متن قرآن به کار نرفته است.

۲. معنای پاره‌شدن و شواهد زبان عربی

شرذمه به معنای قطعه‌ای از چیزی

در کاربردهای محسوس عربی، «شرذمه» می‌تواند پاره‌ای جداشده از یک چیز باشد.

در «العین»، نمونهٔ «قِطْعَةٌ مِنَ السَّفَرْجَلَةِ» آمده است؛ یعنی پاره‌ای از میوهٔ به.

این مثال ساده، معنای مادی واژه را روشن می‌سازد.

اگر میوه‌ای را به چند قسمت تقسیم کنیم، هر قسمت بخشی از آن میوه است. واژه در این کاربرد نه بر جنس میوه تأکید دارد و نه بر ارزش و کیفیت آن؛ بلکه بر پاره‌ای از یک مجموعه اشاره می‌کند.

این ویژگی در کاربرد مربوط به لباس نیز دیده می‌شود.

در عربی، «ثَوْبٌ شَرَاذِمُ» به جامه‌ای گفته شده که پاره‌پاره شده است. همچنین «ثِيَابٌ شَرَاذِمُ» دربارهٔ لباس‌های کهنه و پاره به کار رفته است.

در این تعبیرها، «شَرَاذِم» جمع «شِرْذِمَة» است و به پاره‌ها یا بخش‌های ازهم‌گسسته اشاره دارد.

بنابراین، در کاربرد محسوس، واژه می‌تواند هم نام پاره‌ای جداشده باشد و هم در صورت جمع، وضعیت چیزی را توصیف کند که به پاره‌های متعدد درآمده است.

شاهدی از شعر ساعدة بن جُؤَيَّة

یکی از شواهد مهم این خانواده در شعر ساعدة بن جُؤَيَّة هُذَلی آمده است:

فَخَرَّتْ وَأَلْقَتْ كُلَّ نَعْلٍ شَرَاذِمًا
يَلُوحُ بِضَاحِي الْجِلْدِ مِنْهَا حُدُورُهَا

برگردان توضیحی: «پس فرو افتاد و هر کفش را پاره‌پاره افکند؛ بر پوستِ نمایانش، آماس‌ها و برآمدگی‌ها دیده می‌شد.» تصویر بیت به زنی سوگوار مربوط است. «حُدُور» در کاربرد پوستی با آماس و برآمدگی ارتباط دارد؛ نباید آن را صرفاً نام همهٔ اجزای طبیعی پوست دانست.

الصحاح و المحکم، حدر؛ آماس و برآمدگی پوست

«شَرَاذِمًا» در اینجا به معنای پاره‌ها و قطعات است.

این شاهد از آن جهت اهمیت دارد که واژه در معنایی محسوس و مستقل از کاربرد قرآنی آمده است.

در بیت، سخن از شمار اندک انسان‌ها نیست؛ بلکه از پاره‌های جداشدهٔ یک چیز سخن می‌رود.

بنابراین، این شاهد معنای «قطعه» را برای خانوادهٔ واژه تأیید می‌کند.

ساعده بن جؤیه از شاعران هذلیِ نزدیک به دورهٔ ظهور اسلام است. بااین‌حال، تاریخ دقیق سرودن این بیت روشن نیست و نمی‌توان بدون قید، آن را شاهدی قطعاً متعلق به پیش از نزول قرآن معرفی کرد.

لسان العرب و تاج العروس؛ شاهد ساعده

شاهد لباس پاره‌پاره

در «لسان العرب»، رجز دیگری نیز نقل شده است:

جَاءَ الشِّتَاءُ وَقَمِيصِي أَخْلَاقْ
شَرَاذِمُ يَضْحَكُ مِنِّي التَّوَّاقْ

یعنی: «زمستان فرا رسید و پیراهنم کهنه و پاره‌پاره است؛ چنان‌که تَوّاق مرا به خنده می‌گیرد.» در شرحِ لسان العرب، تَوّاق نام پسرِ گوینده معرفی شده است.

لسان العرب؛ پیراهن پاره و توضیح نام تَوّاق

در این شاهد، «شَرَاذِمُ» وضعیت پیراهن را توصیف می‌کند.

پیراهن همچنان یک جامه است، اما آن‌قدر فرسوده و پاره شده که اجزای آن از حالت سالم و پیوستهٔ پیشین بیرون آمده‌اند.

این کاربرد با معنای پاره‌شدن و از هم جدا شدن بخش‌های یک چیز تناسب مستقیم دارد.

بااین‌حال، از این تصویر نباید نتیجه گرفت که هر «شرذمه» در کاربرد انسانی حتماً گروهی پراکنده و فاقد انسجام است.

معنای قطعه و جدایی در زبان وجود دارد، اما وجود یک جماعت کوچک، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که اعضای آن با یکدیگر اختلاف دارند یا سازمان‌یافته نیستند.

این تفاوت برای فهم کاربرد قرآنی اهمیت ویژه‌ای دارد.

۳. آیا «شرذمه» از «شَرَمَ» ساخته شده است؟

در «مقاییس اللغة»، ابن فارس «شِرْذِمَة» را در میان واژه‌های بیش از سه‌حرفی بررسی کرده و حرف «ذ» را افزوده دانسته است.

او واژه را با «شَرَمْتُ الشَّيْءَ» به معنای پاره کردن چیزی مرتبط می‌سازد.

در توضیح او، شرذمه مانند جماعتی تصور شده که از مجموعه‌ای بزرگ‌تر جدا شده است.

مقاییس اللغة، ج ۳، ص ۲۷۳؛ تحلیل افزوده بودن ذال

این تحلیل از نظر معنا قابل فهم است.

«شَرَمَ» با بریدن و پاره کردن ارتباط دارد و «شرذمه» نیز در کاربرد محسوس به پاره‌ای از چیزی گفته می‌شود.

اما این نزدیکی به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که صورت چهارحرفی «ش ر ذ م» حتماً با افزودن حرف «ذ» به مادهٔ سه‌حرفی «ش ر م» پدید آمده است.

نخست باید تفاوت میان یک توضیح معنایی و یک اشتقاق تاریخی اثبات‌شده حفظ شود.

دوم آنکه «شرذمه» در عربی به‌عنوان واژه‌ای مستقل ثبت شده و جمع و کاربردهای مخصوص خود را دارد.

سوم آنکه ممکن است پیوند معنایی میان پاره کردن و پارهٔ جداشده روشن باشد، بی‌آنکه مسیر دقیق تحول آوایی و صرفی واژه معلوم شده باشد.

راغب اصفهانی نیز «شرذمة» را جماعتی جداشده تعریف کرده و آن را با تعبیر «ثَوْبٌ شَرَاذِمُ»؛ یعنی لباس پاره‌پاره، مرتبط ساخته است.

مفردات راغب؛ جماعت جداشده و ثوب شراذم

این توضیح با تحلیل ابن فارس نزدیکی دارد، اما در هر دو مورد باید میان معنای قابل مشاهده و فرضیهٔ منشأ تاریخی تفاوت گذاشت.

در مقابل، طبقه‌بندی صرفی قرآن، چهار حرف «ش ر ذ م» را مبنای شناسایی واژه قرار داده است.

از نظر پژوهشی، مناسب است صورت چهارحرفی به‌عنوان مادهٔ ثبت‌شدهٔ قرآنی حفظ شود و احتمال ارتباط با «ش ر م» جداگانه توضیح داده شود.

صورت‌های دیگر

صورت اصلی «شِرْذِمَة» است و جمع مشهور آن «شَرَاذِم» است.

در شواهد لغوی، «شَرَاذِيم» نیز ثبت شده است؛ اما این صورت در قرآن حضور ندارد.

در بعضی نقل‌ها، تلفظ «شِرْدِمَة» با حرف «د» به‌جای «ذ» نیز گزارش شده است. این تفاوت در سنت لغوی ثبت شده، ولی صورت قرآن «شِرْذِمَة» است.

در عربی امروز، «تَشَرْذُم» و «مُتَشَرْذِم» برای پراکنده شدن و تقسیم شدن یک گروه به بخش‌های کوچک‌تر به کار می‌روند.

برای مثال، «تَشَرْذَمَ الْقَوْمُ» می‌تواند به ازهم‌پاشیدن یا چندپاره شدن یک جماعت اشاره کند.

این کاربرد با معنای پاره شدن و جدا شدن تناسب دارد، اما نباید بدون شاهد تاریخی، همهٔ صورت‌های رایج امروز را به عربی عصر نزول نسبت داد.

خودِ قرآن نیز فعل «تَشَرْذَمَ» را به کار نبرده است.

۴. کاربرد قرآنی در سخن فرعون

ریشهٔ «ش ر ذ م» تنها یک‌بار در قرآن و آن هم در سورهٔ شعراء آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در شعراء ۲۶:۵۴

سورهٔ شعراء، ۲۶:۵۴

إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«بی‌گمان اینان گروهی اندک‌اند.»

جایگاه واژه در جمله

«لَشِرْذِمَةٌ» از لامِ تأکیدِ مزحلَقه «لَـ» و اسم «شِرْذِمَةٌ» تشکیل شده است.

«شِرْذِمَةٌ» در این آیه اسم نکره و مرفوع است و در جایگاه خبر «إِنَّ» قرار دارد.

حرف «لَـ» بر تأکید جمله می‌افزاید.

پس ساختمان جمله تنها معرفی یک گروه نیست؛ بلکه گوینده با تأکید دربارهٔ وضعیت آن گروه سخن می‌گوید.

پس از آن، «قَلِيلُونَ» آمده است.

«قلیلون» از ریشهٔ «ق ل ل» و جمع مذکر سالم است. از نظر نحوی، صفت «شرذمة» به شمار می‌رود.

در نگاه نخست ممکن است پرسیده شود چرا «شرذمة» اسمی مفرد و مؤنث است، اما صفت آن به صورت جمع مذکر آمده است.

پاسخ در تفاوت ساختمان لفظی و معنای جمعی واژه نهفته است.

«شرذمة» از نظر صورت، اسم مفرد مؤنث است؛ اما از نظر معنا به مجموعه‌ای از انسان‌ها اشاره می‌کند.

ازاین‌رو، «قلیلون» با توجه به افراد تشکیل‌دهندهٔ همان جماعت به صورت جمع آمده است.

در اینجا، صفت از نظر معنا با افراد گروه هماهنگ شده، نه صرفاً با صورت دستوری اسم.

طبری؛ صفت جمع و معنای جمعی شرذمه

چرا «شرذمة» با «قلیلون» همراه شده است؟

از آنجا که «شرذمة» خود می‌تواند به جماعتی اندک اشاره کند، ممکن است همراهی آن با «قلیلون» تکراری به نظر برسد.

اما این دو تعبیر دقیقاً یک نقش ندارند.

«شرذمة» گروه را به‌عنوان بخش یا جماعتی محدود معرفی می‌کند. «قلیلون» اندک بودن افراد آن را آشکارتر و مؤکدتر می‌سازد.

در نتیجه، جمله با تأکید بر کم‌شمار بودن گروه شکل گرفته است.

همچنین باید توجه داشت که اندک بودن یک جماعت همیشه نسبی است.

ممکن است گروهی در مقایسه با یک اجتماع بزرگ اندک باشد، در حالی که شمار اعضای آن در مقایسه با گروهی کوچک‌تر زیاد به نظر برسد.

ازاین‌رو، «شرذمة قليلون» عدد دقیق افراد را مشخص نمی‌کند.

در برخی نوشته‌های تفسیری، شمارهای معینی برای همراهان موسی نقل شده است. اما خود آیه هیچ عددی بیان نمی‌کند و از واژهٔ «شرذمة» نیز نمی‌توان مقدار معینی مانند صد، هزار یا چندصد هزار نفر استخراج کرد.

برای شناخت معنای ریشه، همین تفاوت کافی است: واژه بر جماعتی محدود یا بخشی از یک مجموعه اشاره دارد و «قلیلون» شمار آن را اندک توصیف می‌کند.

گویندهٔ جمله کیست؟

نکتهٔ مهم دیگر آن است که این عبارت در قرآن از زبان فرعون نقل شده است.

در آیهٔ پیشین آمده است:

سورهٔ شعراء، ۲۶:۵۳

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«پس فرعون در شهرها گردآورندگانی فرستاد.»

در آیهٔ ۵۴، سخن فرعون دربارهٔ گروهی که همراه موسی بیرون رفته‌اند نقل می‌شود.

بنابراین، عبارت «إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ» گزارشی است که قرآن از گفتار فرعون آورده است؛ نه داوری مستقلی که قرآن دربارهٔ شمار واقعی یا ارزش آن مردم صادر کرده باشد.

این تمایز اهمیت دارد.

فرعون ممکن است شمار آنان را در مقایسه با نیروهای خود اندک بداند، یا با چنین تعبیری بخواهد اهمیت و توانایی آنان را در نگاه مخاطبانش کاهش دهد.

اما از خود واژه نمی‌توان ثابت کرد که او دربارهٔ تعداد آنان عمداً دروغ گفته است.

همچنین قرآن در این آیه شمار واقعی همراهان موسی را بیان نمی‌کند تا بتوان درستی عددیِ ارزیابی فرعون را با آن سنجید.

آنچه در سیاق روشن است، جایگاه این جمله در گفتاری است که پس از فرمان گردآوری نیروها بیان می‌شود.

طبری؛ گفتار فرعون در سیاق گردآوری نیروها

پیوند با دو آیهٔ بعد

پس از این عبارت، قرآن دو جملهٔ دیگر از همان گفتار نقل می‌کند:

سورهٔ شعراء، ۲۶:۵۵

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«و آنان ما را به خشم می‌آورند.»

سورهٔ شعراء، ۲۶:۵۶

وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«و ما جماعتی آماده و هوشیاریم.»

در این سه آیه، فرعون نخست گروه مقابل را اندک معرفی می‌کند، سپس از خشم خود نسبت به آنان سخن می‌گوید و در پایان، بر آمادگی و هوشیاری نیروهای خود تأکید می‌کند.

این ترتیب نشان می‌دهد که سخن او در فضای گردآوری نیروها و رویارویی با گروه موسی قرار دارد.

در این سیاق، وصف «شرذمة قليلون» می‌تواند برای کوچک جلوه دادن گروه مقابل در برابر نیروی گردآمدهٔ فرعون به کار رفته باشد.

اما این کارکردِ احتمالیِ تحقیرآمیز را نباید جزو معنای ثابت «شرذمة» دانست.

واژه در زبان عربی می‌تواند صرفاً جماعتی اندک را توصیف کند. تحقیر یا بزرگ‌نمایی، به نیت گوینده و سیاق سخن مربوط است.

در ادامهٔ روایت، همین گروهِ به‌ظاهر کم‌توان از فرعون و سپاهیانش نجات می‌یابد.

این فرجام، تفاوت میان ارزیابی فرعون و نتیجهٔ واقعی رویداد را آشکار می‌کند، اما معنای لغوی «شرذمة» را تغییر نمی‌دهد.

تفاوت اندک بودن با ناتوان بودن

یک گروه کوچک ممکن است توان اندکی داشته باشد، اما این نتیجه همیشگی نیست.

شمار افراد تنها یکی از عوامل مؤثر در توانایی یک جماعت است. امکانات، سازمان‌دهی، موقعیت، هدف و شرایط رویارویی نیز اهمیت دارند.

بنابراین، نمی‌توان واژهٔ «شرذمة» را به‌تنهایی به معنای «گروه ضعیف»، «گروه شکست‌خورده» یا «جماعت ناتوان» ترجمه کرد.

در سخن فرعون، کوچک‌شماری گروه ممکن است با تصور برتری خود او همراه باشد، اما این تصور از سیاق گفتار به دست می‌آید.

معنای مستقیم واژه، جماعتی محدود و اندک است.

این تفاوت در ترجمه باید محفوظ بماند؛ زیرا افزودن «زبون»، «بی‌ارزش» یا «ناتوان» به متن اصلی، معنایی بیش از آنچه خود واژه می‌گوید وارد می‌کند.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«شِرْذِمَة» در زبان عربی به پاره‌ای از چیزی و نیز جماعتی اندک از مردم گفته می‌شود.

در کاربرد محسوس، واژه برای قطعات جداشدهٔ اشیاء و پاره‌های لباس ثبت شده است. در کاربرد انسانی، به گروهی محدود یا بخشی از جمعیتی بزرگ‌تر اشاره می‌کند.

این دو میدان معنایی می‌توانند با مفهوم پاره و بخشِ جداشده مرتبط باشند، اما لازم نیست هر گروهی که شرذمه نامیده می‌شود، حتماً در اثر اختلاف داخلی یا فروپاشی از گروهی دیگر جدا شده باشد.

دربارهٔ ساختمان تاریخی واژه، ابن فارس حرف «ذ» را افزوده می‌داند و «شرذمة» را با «شَرَمَ» به معنای پاره کردن مرتبط می‌سازد.

این تحلیل از نظر معنا قابل دفاع است، اما نباید به‌عنوان اشتقاق تاریخی قطعی معرفی شود.

در قرآن، این خانواده تنها یک‌بار، با صورت «لَشِرْذِمَةٌ» در شعراء ۲۶:۵۴ آمده است.

گویندهٔ جمله فرعون است که پس از فرستادن گردآورندگان نیرو، گروه همراه موسی را اندک معرفی می‌کند.

در سیاق آیات، این سخن می‌تواند در جهت کوچک جلوه دادن گروه مقابل و تأکید بر برتری نیروهای فرعون فهمیده شود.

بااین‌حال، چنین کارکردی از زمینهٔ گفتار ناشی می‌شود؛ نه از اینکه خودِ «شرذمة» در هر کاربردی معنای تحقیر و بی‌ارزشی داشته باشد.

معنای کوتاه ریشه: پاره یا بخشی جداشده از چیزی؛ در کاربرد انسانی، جماعتی اندک یا گروهی محدود از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر.

معنای صورت قرآنی «لَشِرْذِمَةٌ»: به‌راستی گروهی اندک یا جماعتی محدود؛ در سخن فرعون دربارهٔ همراهان موسی.

پیشنهاد ترجمه:

إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ

«بی‌گمان اینان گروهی اندک‌اند.»

این ترجمه هم معنای گروه را حفظ می‌کند و هم وصف اندک بودن را، بدون آنکه تحقیر یا ناتوانی را به‌عنوان معنای مستقیم واژه وارد کند.

نکتهٔ اصلی آن است که شرذمه نام گروهی محدود یا پاره‌ای از یک مجموعه است؛ نه نام گروهی که ذاتاً ناتوان، بی‌ارزش یا باطل باشد.

در قرآن، همین واژه در گفتار فرعون آمده است؛ کسی که گروه همراه موسی را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد، اما فرجام روایت با اطمینان او دربارهٔ برتری خویش سازگار نیست.

این تفاوت نشان می‌دهد که معنای لغوی یک واژه، ارزیابی گوینده دربارهٔ مصداق آن و حقیقت نهایی آن مصداق سه مسئلهٔ جدا هستند.

پژوهش ریشه، معنای خود واژه را روشن می‌سازد؛ سیاق آیه نشان می‌دهد که گوینده آن را چگونه به کار گرفته است.