ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ق ل ل

کم بودن، اندک شدن، ناچیز بودن، و سبک شمرده شدن در برابر امر بزرگ‌تر

صورت‌های مهم این ریشه

معنای کوتاه ریشه

ریشه ق ل ل در اصل به کم بودن، اندک بودن، کاهش یافتن، سبک شدن، یا ناچیز شدن چیزی در نسبت با چیز دیگر اشاره دارد. این ریشه فقط درباره عدد و مقدار نیست. گاهی درباره کم بودن افراد است، گاهی درباره کوتاهی زمان، گاهی درباره ناچیز بودن متاع دنیا در برابر آخرت، گاهی درباره کم بودن شکر، ایمان، تذکر، یا فهم، و گاهی درباره کم دیده شدن یک گروه در چشم گروه دیگر.

در قرآن، قلیل غالباً یک واژه نسبتی است. یعنی چیزی در مقایسه با چیزی بزرگ‌تر، پایدارتر، سنگین‌تر، یا مهم‌تر، قلیل شمرده می‌شود. دنیا در نگاه محدود انسان بزرگ جلوه می‌کند، اما در برابر آخرت قلیل است. علم انسان در زندگی انسانی مهم است، اما در برابر امر پروردگار قلیل است. شکر انسان در برابر نعمت‌های خدا قلیل است.

پس قلیل فقط «کم» نیست؛ گاهی یعنی چیزی که در ترازوی حقیقت، وزن، دامنه، یا پایداری اندکی دارد.

صورت‌های مهم ریشه

قَلَّ فعل ماضی است و به کم بودن یا اندک شدن اشاره دارد:

مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ

از آنچه از آن کم باشد یا زیاد.

النساء ۴:۷

در این آیه، قَلَّ در برابر كَثُرَ آمده است. پس معنای پایه روشن است: کم بودن در برابر زیاد بودن.

يُقَلِّلُ از باب تفعیل است و به کم نشان دادن، کم گرداندن در ادراک، یا کوچک نمایاندن چیزی در چشم دیگری اشاره دارد:

وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ

و شما را در چشم‌های آنان اندک نشان می‌داد.

الأنفال ۸:۴۴

اینجا ق ل ل فقط کم بودن واقعی عدد نیست؛ بلکه کم دیده شدن در نگاه طرف مقابل است.

أَقَلَّتْ از باب افعال است و در قرآن در سیاق حمل کردن ابر آمده است:

حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا

تا آنگاه که ابرهایی سنگین را برداشت/حمل کرد.

الأعراف ۷:۵۷

این صورت را نباید به «کم کرد» ترجمه کرد. در اینجا معنا به برداشتن، بلند کردن، و حمل کردن مربوط است. این کاربرد با میدان سبکی و قابلیت حمل بی‌ارتباط نیست، اما چون آیه از سحابا ثقالا سخن می‌گوید، نباید آن را ساده‌سازی کرد. بهتر است گفته شود: بادها ابرهای سنگین را برمی‌دارند و حمل می‌کنند؛ یعنی نیروی حرکت بر وزن و ایستایی آنها غلبه می‌کند.

أقلّ اسم تفضیل است و به کمتر یا کم‌تر بودن اشاره دارد:

إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مَالًا وَوَلَدًا

اگر مرا از خودت در مال و فرزند کمتر می‌بینی.

الکهف ۱۸:۳۹

فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا

پس خواهند دانست چه کسی یاورش ناتوان‌تر و شمارش کمتر است.

الجن ۷۲:۲۴

قليل مهم‌ترین صورت این ریشه در قرآن است. این واژه می‌تواند درباره شمار افراد، مقدار زمان، بهره دنیا، میزان شکر، ایمان، تذکر، فهم، یا علم انسان به کار رود.

قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ

چه اندک شکر می‌کنید.

الأعراف ۷:۱۰

قليلة صورت مؤنث است:

كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ

چه بسیار گروهی اندک که به اذن خدا بر گروهی بسیار چیره شدند.

البقره ۲:۲۴۹

در این آیه، قليلة در برابر كثيرة آمده است. اما آیه فقط درباره عدد نیست؛ قرآن نشان می‌دهد که کمی عددی همیشه به معنای ضعف حقیقی نیست.

نکته زبان‌شناسی

هسته معنایی ق ل ل بر کمی، کاهش، سبک‌شدن، کم‌دامنه بودن، و ناچیز شدن در نسبت با چیز دیگر می‌چرخد. این ریشه هم در شمارش کاربرد دارد، هم در ارزش‌گذاری، هم در ادراک، هم در زمان، هم در عمل و پاسخ انسان.

قلیل همیشه مطلق نیست. باید پرسید: کم در برابر چه؟ اندک نسبت به چه چیزی؟ دنیا در خود ممکن است گسترده و جذاب به نظر برسد، اما در نسبت با آخرت قلیل است. علم انسان در میدان زندگی انسانی می‌تواند مهم و کاربردی باشد، اما در نسبت با امر پروردگار قلیل است. شکر انسان در برابر نعمت‌هایی مانند سمع، ابصار، و افئده قلیل است؛ یعنی میان عطای بزرگ و پاسخ انسان تناسبی وجود ندارد.

پس قلیل در قرآن گاهی عددی است، گاهی زمانی، گاهی ارزشی، گاهی ادراکی، و گاهی اخلاقی. این واژه یکی از ابزارهای قرآن برای شکستن توهم بزرگیِ چیزهای کوچک است.

تصویر مادی ریشه

تصویر مادی ق ل ل را می‌توان در ترازو، پیمانه، شمارش، یا نگاه چشم دید. وقتی چیزی در کفه ترازو سبک‌تر است، نسبت به چیز دیگر وزن کمتری دارد. وقتی ظرفی مقدار کمی آب دارد، در برابر ظرف پر، قلیل است. وقتی گروهی در برابر لشکری بزرگ ایستاده‌اند، از نظر چشم و شمارش قلیل دیده می‌شوند.

اما قرآن این تصویر ساده را به میدان‌های عمیق‌تر می‌برد. زندگی دنیا مانند متاعی است که در دست انسان بزرگ به نظر می‌آید، اما وقتی در برابر آخرت قرار می‌گیرد، قلیل می‌شود. انسان گمان می‌کند بسیار می‌داند، اما وقتی علم او در برابر امر خدا سنجیده می‌شود، قرآن می‌گوید:

وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا

و از دانش به شما داده نشده مگر اندکی.

الإسراء ۱۷:۸۵

در آیه ابرها نیز تصویر مادی دیگری دیده می‌شود:

حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا

تا آنگاه که ابرهایی سنگین را برداشت/حمل کرد.

الأعراف ۷:۵۷

اینجا بادها ابرهای سنگین را حمل می‌کنند. این کاربرد نشان می‌دهد که ریشه ق ل ل در برخی شاخه‌ها با برداشتن و حمل کردن نیز پیوند دارد. چیزی که حمل می‌شود، تحت نیرویی قرار گرفته که آن را از جای خود برمی‌دارد و در مسیر حرکت می‌برد. اما چون خود آیه ابرها را ثقالا می‌خواند، باید از ساده‌سازی بیش از حد پرهیز کرد. مسئله در اینجا «کم بودن» ابر نیست، بلکه حمل شدن آن در میدان حرکت بادهاست.

تبصره تاریخی و کاربرد عربی کهن

در عربی کلاسیک، قلیل در برابر کثیر می‌آید و به کمی عدد، مقدار، زمان، مال، نیرو، یا افراد اشاره دارد. از همین میدان، أقلّ به معنای کمتر، و قلّة به معنای کمی یا کم‌بودن فهمیده می‌شود.

شاخه أقلّت به معنای حمل کردن یا برداشتن، در آیه اعراف ۷:۵۷، باید با دقت دیده شود. این کاربرد نشان می‌دهد که یک ریشه می‌تواند در صورت‌ها و باب‌های مختلف، شاخه‌های معنایی نزدیک ولی غیرهمسان پیدا کند. بنابراین در متن فرقان نباید همه مشتقات را زیر یک ترجمه خطی و ساده آورد.

در اینجا تکیه اصلی بر کاربرد قرآنی است؛ زیرا قرآن این ریشه را در میدان‌های بسیار متنوعی به کار برده است: ارث، جنگ، متاع دنیا، شکر، ایمان، تذکر، علم، زمان، شمار افراد، حمل ابر، و ادراک دشمن.

قلیل در برابر کثیر؛ کمی عددی یا مقداری

کاربرد پایه ریشه، کم بودن در برابر زیاد بودن است:

مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ

از آنچه از آن کم باشد یا زیاد.

النساء ۴:۷

در این آیه، قَلَّ و كَثُرَ روبه‌روی هم آمده‌اند. موضوع، سهم ارث است؛ خواه آنچه باقی مانده کم باشد، خواه زیاد. این کاربرد، معنای پایه ریشه را نشان می‌دهد: کمی مقدار در برابر زیادی.

كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ

چه بسیار گروهی اندک که به اذن خدا بر گروهی بسیار چیره شدند.

البقره ۲:۲۴۹

اینجا قلیلة در برابر كثيرة است. اما آیه فقط یک مقایسه عددی نیست. قرآن نشان می‌دهد که کمی عددی، اگر با اذن خدا، صبر، و پایداری همراه باشد، مانع غلبه نیست. پس قلیل بودن در عدد، همیشه به معنای شکست یا بی‌ارزشی نیست.

قلیل درباره شمار مؤمنان یا نجات‌یافتگان

در چند آیه، قلیل درباره کم بودن شمار کسانی می‌آید که ایمان آوردند، وفادار ماندند، یا از فساد بازداشتند:

وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ

و همراه او ایمان نیاوردند مگر اندکی.

هود ۱۱:۴۰

در اینجا قلیل به کم بودن شمار مؤمنان همراه نوح اشاره دارد. اما آیه از ارزش آنان کم نمی‌کند. برعکس، نشان می‌دهد که حقیقت همیشه با اکثریت عددی سنجیده نمی‌شود.

فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ

پس چون جنگ بر آنان نوشته شد، روی گرداندند مگر اندکی از آنان.

البقره ۲:۲۴۶

اینجا قلیل به اقلیتی اشاره دارد که در آزمون سخت باقی ماندند. پس قلیل در این سیاق، از نظر عدد کم است، اما از نظر وفاداری و ایستادگی ارزشمند است.

فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنَا مِنْهُمْ

پس چرا از نسل‌های پیش از شما صاحبان بقیتی نبودند که از فساد در زمین بازدارند، مگر اندکی از آنان که نجاتشان دادیم.

هود ۱۱:۱۱۶

در اینجا قلیل، اندک‌بودن کسانی را نشان می‌دهد که در برابر فساد ایستادند. این اندکی، اندکیِ بی‌ارزش نیست؛ بلکه کمیِ کمیاب و سنگین است.

قلیل درباره متاع دنیا و زمان کوتاه

یکی از کاربردهای مهم قلیل، کوچک کردن ارزش دنیا در برابر آخرت است:

قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ

بگو بهره زندگی دنیا اندک است، و آخرت برای کسی که تقوا داشته باشد بهتر است.

النساء ۴:۷۷

اینجا قلیل فقط به کم بودن مقدار نعمت‌های دنیا اشاره ندارد. دنیا در نگاه انسان ممکن است بزرگ باشد، اما وقتی با آخرت سنجیده می‌شود، قلیل است. بنابراین قلیل بودن اینجا نسبتی است: دنیا در برابر آخرت کوچک می‌شود.

فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ

پس بهره زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندک نیست.

التوبه ۹:۳۸

در این آیه، عبارت في الآخرة معیار نسبت را روشن می‌کند. دنیا در خود ممکن است پرجلوه باشد، اما در نسبت با آخرت قلیل است. اینجا قلیل بودن، کم بودن عددی نیست؛ کم‌وزن شدن یک متاع در ظرف مقایسه با امر بزرگ‌تر است.

همچنین قلیل درباره زمان کوتاه آمده است:

قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِينَ

گفت: پس از اندک زمانی، قطعاً پشیمان خواهند شد.

المؤمنون ۲۳:۴۰

وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا

مرا با تکذیب‌کنندگانِ برخوردار از نعمت واگذار، و اندکی مهلتشان ده.

المزمل ۷۳:۱۱

در این کاربردها، قلیل به کوتاهی زمان یا محدود بودن مهلت اشاره دارد.

قلیل درباره شکر، ایمان، تذکر، و فهم

یکی از میدان‌های بسیار مهم این ریشه، کم بودن پاسخ درست انسان در برابر نعمت و آیات خداست:

وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ ۗ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ

و برای شما در آن معیشت‌ها قرار دادیم؛ چه اندک شکر می‌کنید.

الأعراف ۷:۱۰

در اینجا قلیل به کمی شکر در برابر فراوانی نعمت اشاره دارد. نعمت گسترده است، اما شکر انسان اندک است. همین ساختار در آیات دیگر نیز می‌آید:

وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ

و برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد؛ چه اندک شکر می‌کنید.

السجده ۳۲:۹

اینجا کمی شکر در برابر ابزارهای بنیادین شناخت مطرح است: گوش، چشم، و دل. یعنی ورودی و عطای الهی بزرگ است، اما خروجی انسان در شکر و پاسخ درست، اندک است. پس قلیل در اینجا فقط مقدار کم یک عمل نیست؛ عدم تناسب میان نعمت بزرگ و پاسخ کوچک انسان است.

درباره ایمان نیز آمده است:

بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَا يُؤْمِنُونَ

بلکه خدا آنان را به سبب کفرشان دور ساخت؛ پس چه اندک ایمان می‌آورند.

البقره ۲:۸۸

درباره تذکر:

قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ

چه اندک یادآور می‌شوید.

الأعراف ۷:۳

و درباره فهم:

بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا

بلکه جز اندکی نمی‌فهمیدند.

الفتح ۴۸:۱۵

این کاربردها نشان می‌دهد که قلیل در قرآن فقط عدد و مقدار خارجی نیست؛ می‌تواند کیفیت و عمق پاسخ انسان را نیز نشان دهد. انسان ممکن است ابزار فهم داشته باشد، اما فهمش قلیل باشد؛ نعمت داشته باشد، اما شکرش قلیل باشد؛ آیات را بشنود، اما تذکرش قلیل باشد.

قلیل درباره علم انسان

یکی از عمیق‌ترین کاربردها در آیه روح آمده است:

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا

و از تو درباره روح می‌پرسند؛ بگو روح از امر پروردگار من است، و از دانش به شما داده نشده مگر اندکی.

الإسراء ۱۷:۸۵

اینجا قلیل، انسان را در جایگاه درست معرفتی قرار می‌دهد. انسان دانش دارد، اما آن دانش در برابر امر خدا محدود و اندک است. آیه نه علم را نفی می‌کند، نه انسان را از پرسش بازمی‌دارد؛ بلکه اندازه علم انسانی را در برابر امر الهی نشان می‌دهد.

این کاربرد برای روش فرقان مهم است. قلیل بودن علم انسان یعنی باید با فروتنی به متشابهات، غیب، روح، و امور فراتر از تجربه نزدیک شد. ادعای احاطه کامل، با این آیه سازگار نیست.

قلیل در ادراک جنگی و کوچک دیده شدن دشمن

در سوره انفال، قلیل در میدان ادراک جنگی آمده است:

إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا

آنگاه که خدا آنان را در خواب تو اندک نشان داد.

الأنفال ۸:۴۳

وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ

و آنگاه که هنگام رویارویی، آنان را در چشم‌های شما اندک نشان می‌داد و شما را در چشم‌های آنان اندک می‌کرد.

الأنفال ۸:۴۴

در این آیات، قلیل فقط گزارش عددی نیست؛ مربوط به ادراک و نگاه است. یک گروه در چشم گروه دیگر کم دیده می‌شود. این کم دیده شدن، در سیاق آیه، بخشی از تدبیر الهی برای تحقق امری است که باید انجام می‌شد.

این کاربرد نشان می‌دهد که ق ل ل گاهی به میدان ادراک وارد می‌شود. چیزی ممکن است در واقعیت یک مقدار داشته باشد، اما در نگاه انسان کم یا زیاد دیده شود. قرآن این تفاوت میان واقعیت و ادراک را با دقت نشان می‌دهد. کم دیدن در اینجا، کوچک شدن واقعی جسم یا عدد نیست؛ تغییر در میدان ادراک و محاسبه دو طرف است.

قلیل در برابر کثیر؛ کمیِ شکست‌خورده و کمیِ پیروز

قرآن قلیل را همیشه منفی نمی‌گیرد. گاهی قلیل بودن نشانه ضعف، کم‌کاری، یا پاسخ ناکافی است؛ مانند قلیل بودن شکر یا ایمان. اما گاهی قلیل بودن نشان‌دهنده اقلیتِ پایدار و ارزشمند است:

كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ

چه بسیار گروهی اندک که به اذن خدا بر گروهی بسیار چیره شدند.

البقره ۲:۲۴۹

در این آیه، قلیل بودن عددی با شکست برابر نیست. معیار نهایی فقط شمار نیست. اگر اذن خدا، صبر، ایمان، و استقامت باشد، کمی عددی می‌تواند بر کثرت عددی غالب شود.

در مقابل، در آیات شکر و ایمان، قلیل بودن نشانه کاستی در پاسخ انسان است. پس قلیل را باید سیاقی فهمید: گاهی کمی عددی است، گاهی کمی ارزشی، گاهی کمی اخلاقی، و گاهی کمی ظاهری که در برابر کیفیت بزرگ‌تر کم‌اهمیت می‌شود.

أَقَلَّتْ؛ حمل کردن ابر سنگین

صورت أقلّت در آیه اعراف آمده است:

حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ

تا آنگاه که ابرهایی سنگین را برداشت/حمل کرد، آن را به سوی سرزمینی مرده راندیم.

الأعراف ۷:۵۷

این کاربرد باید جداگانه و دقیق دیده شود. أقلّت در اینجا به معنای کم کردن نیست، بلکه به برداشتن و حمل کردن ابرهای سنگین اشاره دارد. ترکیب سحابا ثقالا نشان می‌دهد که سخن از کمیِ ابرها نیست؛ بلکه از حمل شدن ابرهای سنگین در مسیر بادهاست.

می‌توان گفت میان این کاربرد و میدان اصلی ریشه، از جهت سبکی نسبی و قابلیت حمل، پیوندی وجود دارد: چیزی وقتی برداشته و حمل می‌شود که نیروی حامل بر وزن و مقاومت آن غلبه کند. اما نباید این پیوند را به ادعای قطعی و یک‌خطی تبدیل کرد. در خود آیه، ابرها سنگین‌اند، اما در برابر جریان بادها حمل می‌شوند.

این آیه نشان می‌دهد که در بررسی ریشه‌ها نباید همه مشتقات را با یک معنای ساده و مستقیم ترجمه کرد. صورت، باب، و سیاق می‌تواند شاخه‌ای خاص از معنا را فعال کند.

تفکیک کاربردهای مشابه

قلیل در همه جا یک معنا ندارد. در النساء ۴:۷، قَلَّ در برابر كَثُرَ آمده و معنای کم بودن مقدار را دارد. در البقره ۲:۲۴۹، فئة قليلة یعنی گروهی اندک از نظر عدد. در النساء ۴:۷۷، متاع الدنيا قليل یعنی دنیا در نسبت با آخرت کم‌ارزش و محدود است. در الإسراء ۱۷:۸۵، علم انسان در برابر امر خدا قلیل است. در الأنفال ۸:۴۴، قلیل به کم دیده شدن در چشم طرف مقابل مربوط است.

قلیل گاهی منفی است، مثل قلیل بودن شکر، ایمان، فهم، یا تذکر. اما گاهی منفی نیست، مثل گروه اندکی که با اذن خدا بر گروه بسیار غلبه می‌کنند. پس قلیل بودن را نباید همیشه تحقیر دانست. گاهی کمی عددی با ارزش ایمانی و پایداری همراه است.

قلیل با صغير نیز یکی نیست. صغير بیشتر به کوچکی اندازه، سن، یا شأن ظاهری اشاره دارد. قلیل بیشتر به مقدار، شمار، زمان، بهره، یا نسبت ارزشی اشاره می‌کند.

قلیل با بخس نیز یکی نیست. بخس یعنی کم‌گذاشتن ناروا یا کاستن از حق. قلیل ممکن است طبیعی و واقعی باشد؛ بخس معمولاً بار ظلم و کاستن ناحق دارد.

أقلّت نیز باید از قلیل به معنای «کم» جدا دیده شود. در اعراف ۷:۵۷، أقلّت یعنی حمل کرد، برداشت، و در مسیر حرکت برد؛ نه اینکه ابرها را کم کرد.

نکات نحوی و ساختاری

در قليلًا ما تشكرون، ساختار قليلا ما شدت کمی را نشان می‌دهد: چه اندک شکر می‌کنید. این تعبیر فقط گزارش آماری نیست؛ نقدی بر نسبت میان نعمت فراوان و پاسخ اندک انسان است.

در إلا قليلا، قلیل به استثنا اشاره می‌کند. گاهی یعنی فقط اندکی از آنان باقی ماندند یا ایمان آوردند یا همراهی کردند:

تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ

روی گرداندند مگر اندکی از آنان.

البقره ۲:۲۴۶

در متاع الدنيا قليل، قلیل خبر برای متاع دنیاست و ارزش نسبی دنیا را بیان می‌کند. آیه با ادامه خود معیار نسبت را روشن می‌کند: آخرت برای اهل تقوا بهتر است.

در فما متاع الحياة الدنيا في الآخرة إلا قليل، حرف في ظرف مقایسه را روشن می‌کند. یعنی وقتی متاع دنیا در نسبت با آخرت سنجیده شود، جز اندک نیست.

در ما أوتيتم من العلم إلا قليلا، ساختار نفی و استثنا حدّ علم انسان را نشان می‌دهد. علم داده شده است، اما در نسبت با امر پروردگار، اندک است.

در أقل منك مالا وولدا، أقلّ اسم تفضیل است و مقایسه میان دو نفر را نشان می‌دهد: کمتر از تو در مال و فرزند.

در يقللكم في أعينهم، حرف في جایگاه ادراک را نشان می‌دهد: در چشم‌های آنان. پس موضوع، کم شدن واقعی نیست، بلکه کم دیده شدن در نگاه طرف مقابل است.

در أقلت سحابا ثقالا، مفعول سحابا ثقالا نشان می‌دهد که فعل به حمل کردن ابرهای سنگین مربوط است. بنابراین ترجمه «کم کرد» در اینجا نادرست است.

تفاوت با ریشه‌های نزدیک

ك ث ر نقطه مقابل روشن ق ل ل است. كثر به زیاد بودن، فراوانی، و کثرت اشاره دارد. قلیل و کثیر در قرآن گاهی عددی‌اند، اما ارزش نهایی همیشه با کثرت نیست.

ص غ ر به کوچکی، خردی، یا پایین بودن شأن و اندازه اشاره دارد. قلیل بیشتر به کم بودن مقدار، شمار، زمان، یا بهره مربوط است. چیزی می‌تواند کوچک نباشد، اما قلیل باشد؛ یا قلیل باشد، اما از نظر ارزش کوچک نباشد.

ن ق ص به کم شدن از یک مقدار، کاستن، یا نقص یافتن اشاره دارد. قلیل الزاماً نقص نیست؛ ممکن است چیزی از ابتدا اندک باشد. نقص بیشتر به کم شدن از حد کامل یا لازم اشاره دارد.

ب خ س به کاستن ناروا از حق یا ارزش اشاره دارد. بخس بار ظلم و کم‌فروشی دارد؛ قلیل فقط کم بودن را می‌رساند و لزوماً ظلم نیست.

خ ف ف به سبک بودن در وزن یا سنگینی اشاره دارد. قلیل به مقدار، شمار، دامنه، و نسبت ارزشی مربوط است؛ خفیف بیشتر به سبک بودن، کم‌سنگینی، یا آسانی حرکت و حمل اشاره دارد.

ح ق ر به حقیر شمردن و خوار دیدن نزدیک است. قلیل ممکن است در چشم انسان حقیر شمرده شود، اما خود قلیل به معنای تحقیر نیست. تحقیر، داوری ارزشیِ پایین‌آورنده است؛ قلیل، کم بودن یا کم شمرده شدن است.

ض ع ف به ناتوانی و ضعف اشاره دارد. قلیل بودن عددی ممکن است با ضعف همراه باشد، اما یکی نیست. فئة قليلة در بقره ۲:۲۴۹ از نظر عدد اندک است، اما الزاماً ضعیف نیست.

ق ص ر به کوتاهی، محدودیت، یا نرسیدن به امتداد کامل اشاره دارد. قلیل می‌تواند درباره زمان کوتاه بیاید، اما قصر بیشتر به کوتاهی یا محدود شدن امتداد مربوط است.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

قَلَّ: کم بود، اندک بود، کاهش داشت.

قليل: کم، اندک، ناچیز، محدود، کم‌دامنه؛ بسته به سیاق.

قليلا ما تشكرون: چه اندک شکر می‌کنید؛ بسیار کم سپاس می‌گزارید؛ شکر شما در برابر نعمت‌ها اندک است؛ پاسخ شما به این عطای بزرگ ناچیز است.

متاع الدنيا قليل: بهره دنیا اندک است؛ برخورداری دنیا در برابر آخرت ناچیز است؛ متاع دنیا محدود و کم‌دامنه است.

فما متاع الحياة الدنيا في الآخرة إلا قليل: بهره زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندک نیست؛ متاع دنیا وقتی در ظرف آخرت سنجیده شود، ناچیز است.

إلا قليلا: مگر اندکی؛ جز گروهی کم؛ جز مقدار اندکی.

قليل من عبادي الشكور: اندکی از بندگان من بسیار شکرگزارند؛ شکرگزاران راستین در میان بندگان من اندک‌اند.

فئة قليلة: گروهی اندک؛ جماعتی کم‌شمار.

أقل منك مالا وولدا: کمتر از تو در مال و فرزند.

أقل عددا: کم‌تر از نظر شمار؛ کم‌شمارتر.

يقللكم في أعينهم: شما را در چشم آنان اندک نشان می‌داد؛ شما را در نگاه آنان کم‌شمار می‌نمود.

أقلت سحابا ثقالا: ابرهایی سنگین را برداشت/حمل کرد؛ بار ابرهای سنگین را برگرفت؛ ابرهای سنگین را به حرکت و حمل درآورد.

جمع‌بندی زبانی

ریشه ق ل ل بر کم بودن، اندک شدن، سبک یا ناچیز شدن در نسبت با امر بزرگ‌تر، و گاهی کم دیده شدن در ادراک انسان دلالت دارد. در سطح مادی، تصویر آن از ترازو، شمارش، ظرف کم‌مقدار، زمان کوتاه، گروه کم‌شمار، یا چیزی که در برابر نیرویی بزرگ‌تر حمل می‌شود فهمیده می‌شود. در قرآن، این ریشه از کم بودن مقدار و افراد تا کم بودن شکر، ایمان، تذکر، فهم، علم، متاع دنیا، زمان، و کم دیده شدن در میدان ادراک گسترش یافته است.

قلیل در قرآن همیشه تحقیر نیست. گاهی کمی نشانه ضعف پاسخ انسان است؛ مانند کم بودن شکر و ایمان. گاهی کمی فقط عددی است؛ مانند گروه اندک. و گاهی همین گروه اندک، به اذن خدا بر گروه بسیار پیروز می‌شود. پس قلیل باید همیشه در نسبت با سیاق فهمیده شود.

فرق قلیل با صغير در این است که صغير بیشتر کوچکی را نشان می‌دهد، اما قلیل کمی مقدار، شمار، دامنه، یا نسبت را. فرق آن با نقص در این است که نقص کم شدن از حد لازم است، اما قلیل می‌تواند کم بودن طبیعی یا نسبی باشد. فرق آن با بخس در این است که بخس کاستن ناروا از حق است، اما قلیل لزوماً ظلم یا کم‌فروشی نیست.

در ترجمه فرقان، ق ل ل را نباید همیشه فقط «کم» ترجمه کرد. گاهی «اندک»، «ناچیز»، «محدود»، «کم‌شمار»، «کوتاه‌مدت»، «کم‌دامنه»، «در نسبت با امر بزرگ‌تر ناچیز»، یا «کم‌دیده‌شده در نگاه» دقیق‌تر است.