ریشهٔ ث ل ل در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

جماعت، گردآمدن و تفاوت آن با فروپاشی و نابودی

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشهٔ «ث ل ل» در زبان عربی دارای دو شاخهٔ معنایی شناخته‌شده است: یکی گردآمدن و تشکیل جماعت، و دیگری فروریختن، ویران‌شدن و از میان رفتن. این دو شاخه در منابع لغوی کهن ثبت شده‌اند، اما رابطهٔ تاریخی قطعی میان آنها روشن نیست.

در شاخهٔ نخست، «ثَلَّة» برای گلهٔ گوسفندان و پشم آنها، و «ثُلَّة» برای جماعتی از انسان‌ها به کار رفته است. در شاخهٔ دوم، فعل «ثَلَّ» می‌تواند بر ویران‌کردن بنا، فروپاشیدن قدرت یا نابودی دلالت کند.

در قرآن، این ریشه تنها به صورت «ثُلَّة» آمده است؛ واژه‌ای که به جماعتی از انسان‌ها اشاره دارد. هر سه کاربرد آن در سورهٔ واقعه قرار گرفته‌اند: واقعه ۵۶:۱۳، واقعه ۵۶:۳۹ و واقعه ۵۶:۴۰.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ سه کاربرد در سورهٔ واقعه

تفاوت این سه کاربرد تنها در تکرار یک اسم نیست. قرآن در بخش نخست سوره از «ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ» در برابر «قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ» سخن می‌گوید، اما در بخش دیگر، هم پیشینیان و هم پسینیان را با واژهٔ «ثُلَّة» توصیف می‌کند. این تفاوت، نسبت شمار افراد دو گروه را در دو جایگاه متفاوت نشان می‌دهد.

۱. هستهٔ معنایی و صورت‌های ریشه

«ث ل ل» ریشه‌ای مضاعف است؛ یعنی حرف دوم و سوم آن یکسان‌اند. در بسیاری از صورت‌های این خانواده، دو حرف لام با تشدید ظاهر می‌شوند.

ابن فارس در «مقاييس اللغة» دو اصل معنایی مستقل برای این ریشه تشخیص می‌دهد:

«أَحَدُهُمَا التَّجَمُّعُ، وَالْآخَرُ السُّقُوطُ وَالْهَدْمُ وَالذُّلُّ»

یعنی یکی گردآمدن و دیگری سقوط، ویرانی و خواری است.

مقاییس اللغة؛ دو اصل مستقل

این تفکیک اهمیت دارد؛ زیرا اجازه نمی‌دهد معنای قرآنی «ثُلَّة» را بدون دلیل از شاخهٔ ویرانی و نابودی استخراج کنیم.

ثَلَّة؛ گله و پشم

در عربی کهن، «ثَلَّة» با فتحهٔ ثاء، برای گلهٔ گوسفندان به کار رفته است.

برخی لغویان این واژه را نام عمومی گروهی از گوسفندان دانسته‌اند، خواه شمارشان کم باشد یا زیاد. برخی دیگر کاربرد آن را به گوسفندان پشم‌دار محدود کرده‌اند. در برابر، برای بزها نام‌های دیگری نیز ثبت شده است.

ابن سکیت میان گوسفندان پشم‌دار و بزها تفاوت می‌گذارد و می‌گوید گلهٔ فراوان گوسفندان «ثَلَّة» نامیده می‌شود؛ اما وقتی گوسفندان و بزها با یکدیگر گرد آیند، این نام می‌تواند بر مجموعهٔ آنها نیز اطلاق شود.

اختلاف لغویان نشان می‌دهد که «ثَلَّة» در این کاربرد، واژه‌ای مربوط به دامداری و گروهی از دام‌ها بوده است؛ هرچند دربارهٔ دامنهٔ دقیق آن اتفاق نظر کامل وجود نداشته است.

این اسم برای پشم نیز به کار رفته است؛ چنان‌که در تعبیر «كَسَاءٌ جَيِّدُ الثَّلَّةِ»، مقصود جامه‌ای با پشم خوب است. همچنین «حَبْلُ ثَلَّةٍ» به ریسمانی از پشم گفته شده است.

در اینجا، رابطهٔ گله و پشم روشن است: پشم محصول گوسفندانی است که نام «ثَلَّة» بر مجموعهٔ آنها اطلاق می‌شود. بااین‌حال، نباید نتیجه گرفت که معنای «گروه» در هر صورت واژه حتما از پشم پدید آمده است؛ زیرا ترتیب تاریخی این کاربردها به‌طور قطعی معلوم نیست.

صحاح و لسان العرب؛ گله، پشم و اختلاف تعریف‌ها

ثُلَّة؛ جماعتی از انسان‌ها

«ثُلَّة» با ضمهٔ ثاء، در منابع لغوی به معنای جماعتی از انسان‌ها آمده است.

فراء آن را با «فِئَة» توضیح داده است؛ یعنی دسته یا گروهی از مردم. ابن دُرَید نیز پس از معرفی «ثَلَّة» در کاربرد مربوط به گوسفندان، «ثُلَّة» را جماعت انسان‌ها می‌داند.

در این کاربرد، ویژگی اصلی آن است که افراد متعددی به‌عنوان یک مجموعه در نظر گرفته می‌شوند.

بااین‌حال، دربارهٔ شمار افراد اختلاف وجود دارد. بعضی منابع، «ثُلَّة» را به جماعت پرشمار توضیح داده‌اند، درحالی‌که بعضی دیگر آن را نام جماعت دانسته‌اند، خواه شمار افراد کم باشد یا زیاد.

این اختلاف نشان می‌دهد که بهتر است در تعریف بنیادین واژه، اصل جماعت و گردآمدن را حفظ کنیم و بزرگی یا کوچکی آن جماعت را از شواهد زبانی و سیاق تشخیص دهیم.

لباب؛ اختلاف دربارهٔ قید کثرت

در سورهٔ واقعه، تقابل «ثُلَّة» با «قَلِيل» قرینه‌ای روشن است که در آیهٔ ۱۳ جماعتی قابل توجه در برابر شمار اندک قرار گرفته است. اما این تقابل به معنای آن نیست که واژه در تمام کاربردهای عربی حتما عدد بزرگی را بیان می‌کند.

ثَلَّ و ثَلَل؛ فروریختن و نابودی

در شاخهٔ دوم، فعل «ثَلَّ» به معنای ویران‌کردن یا فرو ریختن چیزی ثبت شده است.

«ثَلَّ الْبَيْتَ» یعنی خانه را ویران کرد. همچنین «ثَلَّ عَرْشَهُ» در کاربرد مجازی به معنای فروپاشیدن جایگاه، قدرت یا سامان زندگی کسی است.

«ثَلَل» نیز برای هلاکت و نابودی به کار رفته است. «ثِلَّة» با کسرهٔ ثاء نیز در بعضی فرهنگ‌ها برای حالت نابودی ثبت شده است.

بنابراین، تفاوت حرکت آغازین واژه اهمیت دارد. «ثُلَّة» در قرآن نام جماعت است، ولی «ثِلَّة» در یکی از کاربردهای لغوی نام نابودی است. تنها اشتراک حروف، اجازه نمی‌دهد این دو معنا با یکدیگر عوض شوند.

قاموس المحیط؛ ثِلّة به معنای هَلَکه

آیا گردآمدن و فروریختن یک منشأ مشترک دارند؟

راغب اصفهانی در «مفردات» کوشیده است میان کاربردهای این ریشه پیوندی معنایی برقرار کند.

او از «ثَلَّة» به‌عنوان مجموعه‌ای از پشم یاد می‌کند و کاربرد «ثُلَّة» برای جماعت انسان‌ها را با مفهوم اجتماع توضیح می‌دهد. دربارهٔ «ثُلَّ عَرْشُهُ» نیز فروریختن بخشی از ساختار را در توضیح معنا مطرح می‌سازد.

می‌توان این دو شاخه را از نظر تصویری چنین به یکدیگر نزدیک دید: در یک سو، چیزهایی گرد هم قرار می‌گیرند و مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهند؛ در سوی دیگر، مجموعه‌ای از هم می‌پاشد یا بخشی از ساختمان آن فرو می‌ریزد.

این تصویر برای فهم رابطهٔ احتمالی معانی سودمند است، اما اثبات نمی‌کند که عرب‌زبانان در آغاز تاریخ واژه، همهٔ این کاربردها را از یک مفهوم واحد ساخته بودند.

ابن فارس برخلاف چنین پیوندی، دو اصل مستقل تشخیص داده است. با توجه به این اختلاف، نمی‌توان وحدت تاریخی دو شاخه را قطعی دانست.

مفردات راغب؛ اجتماع، پشم و فروریختن

۲. کاربرد ریشه در عربی کهن

شاهد شعری دربارهٔ جماعت انسان‌ها

در دیوان حسان بن ثابت، در قصیده‌ای منسوب به او دربارهٔ بنی حماس، این بیت آمده است:

أَبَنِي الْحِمَاسِ فَمَا أَقُولُ لِثُلَّةٍ
تَرْعَى الْبِقَاعَ خَبِيثَةِ الْأَوْطَانِ

ترجمه:

«ای فرزندان حماس، به گروهی که در دشت‌ها می‌چرند و جایگاه‌هایی ناپسند دارند، چه بگویم؟»

در این بیت، «ثُلَّة» دربارهٔ گروهی از انسان‌ها به کار رفته است.

شاعر در مقام نکوهش قومی است و با تعبیر «تَرْعَى الْبِقَاعَ»، آنان را به شیوه‌ای تحقیرآمیز به موجوداتی تشبیه می‌کند که در دشت‌ها می‌چرند.

نکتهٔ لغوی این است که «ثُلَّة» در این بیت به خودِ جماعت اشاره دارد، نه به عمل چریدن یا ویژگی اخلاقی افراد آن.

این شاهد، کاربرد انسانی واژه را خارج از متن قرآن نشان می‌دهد.

حسان بن ثابت شاعری مخضرم بود و در دوران پیش از اسلام و پس از آن زندگی کرد. با وجود ثبت این بیت در دیوان او، زمان دقیق سرودن قصیده روشن نیست. بنابراین، نمی‌توان همین بیت را بدون دلیل، شاهد قطعی پیش از نزول قرآن معرفی کرد.

دیوان حسان بن ثابت؛ شاهد بنی حماس

شاهد کهن دربارهٔ گله و پشم

این رجز با ضبط زیر در «مقاييس اللغة» و «لسان العرب» نقل شده است. در «جمهرة اللغة»، به‌جای «قِثْوَلّ» و «رَثّ»، ضبط «عِثْوَلّ» و «رِخْو» آمده و «قِثْوَلّ» نیز به‌عنوان روایت دیگر یاد شده است:

جمهرة اللغة؛ اختلاف عثول/قثول و رخو/رث

قَدْ قَرَنُونِي بِامْرِئٍ قِثْوَلِّ
رَثٍّ كَحَبْلِ الثَّلَّةِ الْمُبْتَلِّ

ترجمه:

«مرا با مردی کندفهم و سست همراه کرده‌اند؛ ژنده و فرسوده همچون ریسمان پشمیِ خیس.»

لسان العرب؛ قِثْوَلّ، کندفهم و سست

در این شاهد، «الثَّلَّة» به پشم مربوط است و «حَبْلِ الثَّلَّةِ» ریسمانی است که از آن ساخته شده است.

این کاربرد نشان می‌دهد که واژه در زندگی روزمرهٔ عرب با دامداری و فراورده‌های آن نیز پیوند داشته است.

نام سراینده و تاریخ دقیق این رجز در نقل‌های بررسی‌شده روشن نیست. بنابراین، این شاهد را باید کاربرد ثبت‌شده در فرهنگ‌های کهن دانست، نه شعری با انتساب قطعی به دوران جاهلیت.

شاهد شعری دربارهٔ فروپاشی

زهیر بن ابی سلمی، شاعر شناخته‌شدهٔ دوران جاهلیت، در یکی از اشعار خود می‌گوید:

تَدَارَكْتُمَا الْأَحْلَافَ قَدْ ثُلَّ عَرْشُهَا
وَذُبْيَانَ إِذْ زَلَّتْ بِأَقْدَامِهَا النَّعْلُ

ترجمه:

«شما دو تن به یاری هم‌پیمانان رسیدید، آنگاه که بنیاد کارشان فرو ریخته بود؛ و ذبیان را نیز، هنگامی که پایش لغزیده بود، دریافتید.»

در این بیت، «ثُلَّ عَرْشُهَا» به معنای نابودشدن یک تخت مادی نیست، بلکه فروپاشی سامان و قدرت جماعتی را بیان می‌کند.

«عَرْش» در چنین کاربردی می‌تواند تصویر ساختاری باشد که قوام و استواری یک مجموعه به آن وابسته است. هنگامی که آن ساختار فرو بریزد، قدرت یا نظم آن جماعت نیز از میان می‌رود.

این شاهد برای شناخت شاخهٔ ویرانی و فروپاشی اهمیت دارد.

بااین‌حال، معنای این فعل را نباید به اسم «ثُلَّة» در قرآن منتقل کرد. کاربرد زهیر دربارهٔ از میان رفتن سامان یک مجموعه است؛ کاربرد قرآنی دربارهٔ خودِ جماعت انسان‌هاست.

مقاییس اللغة، عرش؛ شاهد زهیر و فروپاشی سامان

ثَلَّةُ الْبِئْر؛ خاک بیرون‌آورده‌شده از چاه

در زبان عربی، «ثَلَّةُ الْبِئْرِ» نیز برای خاکی ثبت شده که هنگام کندن چاه از آن بیرون آورده می‌شود.

این کاربرد با فعل «ثَلَّ الْبِئْرَ» در ارتباط است؛ یعنی بیرون‌آوردن خاک یا گل از چاه.

در اینجا، واژه نه نام جماعت انسان‌هاست و نه گلهٔ گوسفندان، بلکه به توده‌ای از خاک بیرون‌آورده‌شده مربوط است.

این نمونه نشان می‌دهد که خانوادهٔ ریشه دارای کاربردهای مادی متفاوتی بوده و برای شناخت هرکدام باید ساخت و زمینهٔ آن را جدا بررسی کرد.

۳. کاربرد نخست قرآنی: ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ

سورهٔ واقعه ۵۶:۱۳

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ

ترجمه:

«گروهی پرشمار از پیشینیان.»

این عبارت در توصیف «السَّابِقُونَ» آمده است؛ کسانی که در واقعه ۵۶:۱۰ و واقعه ۵۶:۱۱ از آنان سخن گفته می‌شود.

سورهٔ واقعه ۵۶:۱۰

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ

ترجمه:

«و پیشگامان، همان پیشگامان‌اند.»

سورهٔ واقعه ۵۶:۱۱

أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ

ترجمه:

«آنان همان نزدیک‌ساخته‌شدگان‌اند.»

در ادامه، جایگاه آنان در باغ‌های نعمت معرفی می‌شود و سپس شمارشان در دو گروه زمانی توصیف می‌گردد.

چرا «گروهی پرشمار»؟

«ثُلَّة» در این آیه با «قَلِيل» در آیهٔ بعد تقابل دارد.

سورهٔ واقعه ۵۶:۱۴

وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ

ترجمه:

«و اندکی از پسینیان.»

این تقابل نشان می‌دهد که شمار پیشگامان از پیشینیان، در مقایسه با پیشگامان پسینیان، بیشتر معرفی شده است.

بنابراین، هرچند تعریف عمومی «ثُلَّة» جماعت است، در این ساخت خاص، «گروهی پرشمار» می‌تواند تفاوت مورد نظر جمله را روشن‌تر بیان کند.

اما این نتیجه از تقابل دو آیه به دست می‌آید، نه از آنکه «ثُلَّة» به‌تنهایی همیشه و در همهٔ کاربردها به معنای جمعیتی بزرگ باشد.

مرجع «الْأَوَّلِينَ» و «الْآخِرِينَ»

این دو تعبیر بر تقدم و تأخر دلالت دارند، اما در خود آیات ۱۳ و ۱۴، مرز تاریخی دقیقی برای آنها مشخص نشده است.

در تفسیرهای قدیم، برخی «الأولين» را امت‌های پیشین و «الآخرين» را امت محمد دانسته‌اند. برخی نیز احتمال داده‌اند که این دو گروه به نسل‌های نخستین و پسین یک امت اشاره داشته باشند.

ابن کثیر؛ دو خوانش پیشینیان و پسینیان

برای داوری میان این احتمال‌ها، تنها معنای «ثُلَّة» کافی نیست. باید تعبیرهای «الأولين» و «الآخرين» را در سراسر سوره و شبکهٔ قرآنی بررسی کرد.

در خود سورهٔ واقعه نیز این دو واژه در زمینهٔ رستاخیز آمده‌اند.

سورهٔ واقعه ۵۶:۴۹

قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ

ترجمه:

«بگو: بی‌گمان پیشینیان و پسینیان.»

سورهٔ واقعه ۵۶:۵۰

لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ

ترجمه:

«بی‌گمان برای میعاد روزی معلوم گرد آورده خواهند شد.»

در این دو آیه، «الأولين» و «الآخرين» در افق گستردهٔ رستاخیز مطرح‌اند.

این کاربرد، خوانش تاریخیِ فراگیر را در آیات ۱۳ و ۱۴ تقویت می‌کند، هرچند برای تعیین قطعی مرز زمانی آن دو گروه، بررسی مستقل لازم است.

در هر حال، نباید از خود واژهٔ «ثُلَّة» نتیجه گرفت که قرآن در اینجا نام پیروان یک پیامبر، یک مذهب یا یک دورهٔ مشخص را ذکر کرده است. این اسم تنها جماعتی از انسان‌ها را معرفی می‌کند و تعیین جایگاه آنان از دیگر اجزای سوره به دست می‌آید.

۴. کاربرد دوم و سوم: جماعت‌هایی از پیشینیان و پسینیان

سورهٔ واقعه ۵۶:۳۹

ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ

ترجمه:

«گروهی پرشمار از پیشینیان.»

سورهٔ واقعه ۵۶:۴۰

وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ

ترجمه:

«و گروهی پرشمار از پسینیان.»

در این دو آیه، واژهٔ «ثُلَّة» برای هر دو گروه به کار رفته است.

اما برخلاف آیات ۱۳ و ۱۴، در اینجا «قَلِيل» در برابر آن قرار ندارد. دو گروه با ساختی موازی معرفی شده‌اند.

این دو جماعت چه کسانی‌اند؟

سیاق پیشین از «أَصْحَابُ الْيَمِينِ» سخن می‌گوید.

سورهٔ واقعه ۵۶:۲۷

وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ

ترجمه:

«و یاران راست؛ چه یارانی هستند یاران راست!»

در آیات بعد، نعمت‌هایی که برای این گروه فراهم شده توصیف می‌شود. پس از آن، در واقعه ۵۶:۳۸ بار دیگر از «أَصْحَابِ الْيَمِينِ» نام برده می‌شود و واقعه ۵۶:۳۹ و واقعه ۵۶:۴۰ به جماعت‌های پیشین و پسین این گروه اشاره می‌کنند.

پس نباید سه کاربرد «ثُلَّة» را بدون توجه به گروهی که دربارهٔ آن سخن گفته می‌شود، یکسان تفسیر کرد.

در آیهٔ ۱۳، سخن دربارهٔ پیشگامان است. در آیات ۳۹ و ۴۰، سخن دربارهٔ یاران راست است.

این دو جایگاه با یکدیگر ارتباط دارند، اما عین یکدیگر نیستند.

آیا شمار دو جماعت برابر است؟

از تکرار «ثُلَّة» در دو آیهٔ ۳۹ و ۴۰ می‌توان دریافت که از هر دو دوره جماعتی قابل توجه در میان یاران راست وجود دارد.

اما تکرار یک اسم، برابری دقیق عددی را ثابت نمی‌کند.

اگر دو گروه هر دو «پرشمار» توصیف شوند، لزوما شمار آنها برابر نیست. ممکن است هر دو فراوان باشند، ولی یکی از دیگری بیشتر باشد.

بنابراین، این دو آیه بر حضور جماعت‌هایی از پیشینیان و پسینیان تأکید دارند، نه بر یک محاسبهٔ عددی یا تقسیم مساوی.

همچنین از این آیات نمی‌توان نتیجه گرفت که همهٔ پیشینیان یا همهٔ پسینیان از یاران راست‌اند. حرف «مِن» نشان می‌دهد که سخن از جماعت‌هایی از میان آنان است، نه همهٔ افراد هر دوره.

تفاوت با آیهٔ ۱۳

در آغاز سوره، گروه پیشگامان چنین توصیف می‌شود: جماعتی از پیشینیان و شمار اندکی از پسینیان.

در توصیف یاران راست، هر دو سوی تقسیم با «ثُلَّة» بیان شده‌اند.

این تفاوت نشان می‌دهد که قرآن دربارهٔ دو جایگاه، یک الگوی شمارشی واحد ارائه نمی‌کند.

همچنین نباید نتیجه گرفت که پیشگامی فقط در گذشته ممکن بوده است. آیهٔ ۱۴ صریحا از شمار اندکی از پسینیان در میان پیشگامان سخن می‌گوید. کم‌بودن یک گروه، به معنای نبودن آن نیست.

بااین‌حال، خود «ثُلَّة» میزان پیشگامی یا درجهٔ قرب را تعریف نمی‌کند. این جایگاه از آیات دیگر سوره شناخته می‌شود، نه از معنای لغوی جماعت.

۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «ثُلَّة» در کاربرد مربوط به انسان‌ها، «جماعت»، «گروه» و «دسته‌ای از مردم» معادل‌های طبیعی‌اند.

در سیاقی که بزرگی شمار مطرح است، «گروهی پرشمار» یا «جماعتی فراوان» می‌تواند مناسب‌تر باشد.

اما واژه به‌تنهایی عدد مشخصی ندارد و نباید بدون قرینه به «اکثریت»، «هزاران نفر» یا «انبوهی عظیم» ترجمه شود.

برای صورت «ثَلَّة» با فتحهٔ ثاء، در کاربردهای دامداری، «گلهٔ گوسفندان» و در کاربرد دیگر «پشم» مناسب است. این معانی نباید وارد ترجمهٔ آیات واقعه شوند.

برای فعل «ثَلَّ» در شاخهٔ ویرانی، معادل‌هایی مانند «فرو ریختن»، «ویران‌کردن»، «درهم‌شکستن» و در تعبیر مجازی «از میان بردن قدرت و سامان» به سیاق وابسته‌اند.

در صورت‌های مربوط به نابودی، «ثَلَل» می‌تواند «هلاکت» یا «نابودی» باشد. اما این شاخه در هیچ‌یک از سه کاربرد قرآنی ریشه حضور مستقیم ندارد.

واقعه ۵۶:۱۳ — ثُلَّةٌ

معنی کوتاه ریشه: جماعت و گردآمدن گروهی از افراد.

معنی در این آیه: جماعتی پرشمار از پیشینیان که در شمار پیشگامان‌اند.

ترجمهٔ پیشنهادی:

«گروهی پرشمار از پیشینیان.»

در این ترجمه، «پرشمار» با توجه به تقابل آیهٔ بعد با «قَلِيل» انتخاب شده است.

واقعه ۵۶:۳۹ — ثُلَّةٌ

معنی کوتاه ریشه: جماعت و گردآمدن گروهی از افراد.

معنی در این آیه: جماعتی از پیشینیان در میان یاران راست.

ترجمهٔ پیشنهادی:

«گروهی پرشمار از پیشینیان.»

واقعه ۵۶:۴۰ — وَثُلَّةٌ

معنی کوتاه ریشه: جماعت و گردآمدن گروهی از افراد.

معنی در این آیه: و جماعتی از پسینیان در میان یاران راست.

ترجمهٔ پیشنهادی:

«و گروهی پرشمار از پسینیان.»

در این صورت، «و» حرف عطف متصل به اسم است و معنای پیوند با گروه پیشین را حفظ می‌کند.

تکرار «ثُلَّة» در دو آیهٔ ۳۹ و ۴۰، توصیف هر دو گروه با یک واژه را نشان می‌دهد؛ اما برابری دقیق شمار آنها را ثابت نمی‌کند.

۷. جمع‌بندی

ریشهٔ «ث ل ل» در زبان عربی دو شاخهٔ معنایی شناخته‌شده دارد: گردآمدن و تشکیل جماعت، و فروریختن و نابودی. ابن فارس این دو را مستقل می‌داند، درحالی‌که راغب اصفهانی میان برخی کاربردهای آنها پیوندی تصویری برقرار می‌کند. وجود چنین پیوندی برای توضیح معنا سودمند است، اما وحدت تاریخی همهٔ کاربردها را اثبات نمی‌کند.

در قرآن، تنها اسم «ثُلَّة» از این ریشه آمده است و هر سه کاربرد آن در سورهٔ واقعه قرار دارند. این واژه در هر سه مورد به جماعتی از انسان‌ها اشاره می‌کند.

در واقعه ۵۶:۱۳، «ثُلَّة» در برابر «قَلِيل» قرار گرفته و بر جماعت قابل توجهی از پیشینیان در شمار پیشگامان دلالت دارد. در واقعه ۵۶:۳۹ و واقعه ۵۶:۴۰، هر دو گروه پیشینیان و پسینیان در میان یاران راست با همین واژه توصیف شده‌اند.

اصل معنای قرآنی «ثُلَّة»، جماعت است. بزرگی نسبی شمار افراد از سیاق فهمیده می‌شود و واژه به‌تنهایی عدد مشخصی تعیین نمی‌کند.

همچنین «ثُلَّة» در قرآن به معنای «نابودی»، «فروریختن»، «گلهٔ گوسفندان» یا «پشم» نیست؛ هرچند این معانی در شاخه‌ها و صورت‌های دیگر همین خانوادهٔ حروف ثبت شده‌اند.

بنابراین، در ترجمهٔ سورهٔ واقعه، «جماعت» یا «گروه» معنای بنیادین واژه را حفظ می‌کند و «گروهی پرشمار» در سیاق‌های بررسی‌شده می‌تواند فراوانی نسبی افراد را نیز برساند. تعیین اینکه این جماعت‌ها از کدام دوره‌های تاریخی و چه کسانی تشکیل شده‌اند، بحثی سیاقی است و نباید به تعریف لغوی «ثُلَّة» افزوده شود.