ریشه قرآنی ث م ر
بار درخت، میوه و گسترش معنا به حاصل و دارایی
ریشه «ث م ر» در عربی به بار و میوهای پیوند دارد که درخت و دیگر گیاهان پدید میآورند. «ثَمَر» خود بار و محصول است و «أَثْمَرَ» به بار دادن و میوه آوردن اشاره میکند. این خانواده در کاربردهایی مربوط به حاصل و افزایش دارایی نیز دیده میشود. در قرآن، معنای هر مورد را باید با توجه به گیاه، باغ یا داراییای که آیه از آن سخن میگوید شناخت.
در قرآن، این ریشه بیشتر در توصیف میوهها، باغها، روزی، فراوانی و کاهش محصولات دیده میشود. دو کاربرد آن در داستان صاحب دو باغ در سوره کهف نیز به دلیل ارتباط نزدیک با دارایی و اختلاف قرائت، اهمیت ویژهای دارند.
صورتهای اصلی قرآنی این خانواده عبارتاند از «ثَمَر»، «ثَمَرَة»، «ثَمَرَات» و فعل «أَثْمَرَ». صورتهایی مانند «ثَمَرِهِ» همان اسم «ثَمَر» همراه با ضمیر هستند، نه مشتقی مستقل. در دو آیه سوره کهف، قرائتهای دیگری مانند «ثُمُر» و «ثُمْر» نیز وجود دارند که در بررسی معنای آیات باید به آنها توجه کرد.
این ریشه در متن قرآن بر پایه روایت حفص ۲۴ بار آمده است: دو بار «أَثْمَرَ»، پنج بار «ثَمَر»، یک بار «ثَمَرَة» و شانزده بار «ثَمَرَات».
صورتهای قرآنی
هسته معنایی و تصویر مادی ریشه
معنای روشن و مستند «ثَمَر»، بار و میوه گیاه، بهویژه درخت است. درخت میروید، شاخه میگستراند و در شرایط مناسب بار میآورد. آنچه بر شاخه پدید میآید و رشد میکند، ثمر آن درخت است. از همین رابطه شناختهشده میان درخت و بار آن، کاربردهای گستردهتر «ثمر» برای حاصل و فایده نیز قابل فهم میشوند.
پدید آمدن ثمر با رسیدن آن دو مرحله مرتبطاند. میوه از هنگام تشکیل شدن میتواند «ثمر» نامیده شود و رسیدگی آن مرحلهای دیگر باشد. انعام ۶:۹۹ این دو جنبه را با «إِذَا أَثْمَرَ» و «يَنْعِهِ» کنار هم میآورد.
در کاربرد زبان، «ثمر» میتواند مجموعه بارها و حاصل یک باغ را بیان کند و در بافت مالی به دارایی مربوط شود. پیوند بارآوری و حاصل، این گسترش را قابل فهم میکند؛ با این حال، برای اثبات مسیر تاریخی دقیقِ پیدایش معنا به شواهد تاریخدار بیشتری نیاز داریم.
ثمر در عربی کهن و پیش از قرآن
شعر پیشاقرآنی، کاربرد این خانواده را در حوزه مال و فرزند نیز نشان میدهد. شاهد زیر درباره پرورش و فراهم آوردن داشتههای انسان است؛ بنابراین، گستره خانواده ث م ر در آن دوره به توصیف میوه درخت محدود نبوده است.
نابغه ذبیانی در قصیده «يا دار مية بالعلياء فالسند»، خطاب به نعمان بن منذر میگوید:
مَهْلًا فِدَاءٌ لَكَ الْأَقْوَامُ كُلُّهُمُ
وَمَا أُثَمِّرُ مِنْ مَالٍ وَمِنْ وَلَدِ
نابغه ذبیانی، قصیده «يا دار مية بالعلياء فالسند».
«درنگ کن؛ همه قومها و آنچه از مال و فرزند فراهم آوردهام، فدای تو باد.»
در این بیت، «أُثَمِّرُ» فعل مضارع از باب تفعیل است و به مال و فرزند نسبت داده شده است. شاعر آنچه را فراهم آورده و پرورده، فدای مخاطب میکند. این شاهد، کاربرد غیرگیاهیِ خانواده را پیش از قرآن نشان میدهد؛ اما بهتنهایی ثابت نمیکند که هر صورت اسمی آن در هر بافت به معنای همه داراییها بوده است.
تفاوت صورت فعل نیز مهم است: «أُثَمِّرُ» در بیت نابغه از «ثَمَّرَ» است، در حالی که «أَثْمَرَ» در دو آیه انعام از باب افعال و به معنای بار دادن آمده است. نزدیکی این دو صورت، تفاوت ساختمان و کاربردشان را از میان نمیبرد.
مال و فرزند در بیت، چیزهایی هستند که شخص آنها را فراهم میآورد و میپرورد. میتوان از این شاهد، پیوند بارآوری با افزوده شدن داشتهها را فهمید؛ کاربرد فنیِ امروزی «سرمایهگذاری» برای توضیح معنای این بیت یا آیات لازم نیست.
«ثَمَر» در معنای گیاهی، اسم جنس جمعی است و «ثَمَرَة» میتواند یک واحد از آن را نشان دهد؛ «ثَمَرَات» جمع «ثَمَرَة» است. صورتهایی مانند «ثِمَار» و «ثُمُر» نیز در ساختمانهای جمع بررسی میشوند. اختلاف تحلیل برخی جمعها، معنای هر آیه را بهتنهایی تعیین نمیکند.
این شواهد دو کاربرد مرتبط را پیش رو میگذارند: بار و میوه گیاه، و پرورش یا افزایش داشتههای انسان. در قرآن، قرینههای همان آیه مشخص میکنند کدام جنبه برجسته است.
ثمر در قرآن؛ از بار دادن تا رسیدن و برداشت
بار دادن با رسیدن میوه یکی نیست
یکی از روشنترین کاربردهای این ریشه در سوره انعام آمده است:
انظُرُوا إِلَىٰ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ
«به میوهاش هنگامی که بار میدهد و به رسیدن آن بنگرید.»
انعام، ۶:۹۹
در این عبارت، «ثَمَرِهِ» خود میوه و بار گیاه است و «أَثْمَرَ» از فعل باب افعال، به بار آوردن یا میوه دادن اشاره دارد. سپس «يَنْعِهِ» آمده که معنای رسیدن و پختگی میوه را بیان میکند.
«إِذَا أَثْمَرَ» توجه را به بار دادن جلب میکند و «يَنْعِهِ» به رسیدگی همان بار. تفکیک این دو تعبیر کمک میکند پدید آمدن میوه را با پخته شدن آن یکی نگیریم.
«يَنْع» از ریشه جداگانه «ي ن ع» است. این واژه در آیه مرحله رسیدگی میوه را توضیح میدهد و از مشتقهای ث م ر نیست.
میوه، خوراک و حق هنگام برداشت
همین فعل در آیه دیگری از سوره انعام تکرار میشود:
كُلُوا مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ
«از میوهاش هنگامی که بار میدهد بخورید و حق آن را در روز برداشتش ادا کنید.»
انعام، ۶:۱۴۱
در اینجا «ثَمَر» به محصولی اشاره دارد که انسان از آن بهره میگیرد. فرمان خوردن از بار گیاه با فرمان ادا کردن حق آن در روز برداشت همراه شده است.
واژه «حَصَاد» به برداشت محصول مربوط است و از ریشه دیگری میآید. بنابراین، سه مفهوم را باید از هم جدا نگه داشت: «ثمر» بار و محصول است؛ «أثمر» بار دادن را بیان میکند؛ و «حصاد» به برداشت آن مربوط میشود.
فرمان «وَآتُوا حَقَّهُ» بهرهمندی از محصول را با ادای حق آن همراه میکند. حق و مسئولیت، مضمون این فرماناند؛ «ثمر» همچنان نام بار و محصول است.
پیدایش و گوناگونی میوهها
در سوره فاطر آمده است:
فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا
«پس با آن، میوههایی بیرون آوردیم که رنگهایشان گوناگون است.»
فاطر، ۳۵:۲۷
«ثَمَرَات» در این آیه به مجموعهای از میوهها اشاره دارد. عبارت «مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا» اختلاف رنگهای آنها را بیان میکند. هرچند میوهها در جهان واقعی از نظر طعم، شکل و ویژگیهای دیگر نیز متفاوتاند، در این عبارت مشخصا اختلاف رنگ مطرح شده است.
در رعد ۱۳:۳ نیز از «زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ» در ارتباط با ثمرات سخن میرود. این تعبیر باید در سیاق خود بررسی شود؛ نباید بدون دلیل، آن را به یک نظریه مشخص گیاهشناسی یا تقسیمبندی امروزی جنسیت گیاهان تبدیل کرد.
در فصلت ۴۱:۴۷ نیز آمده است:
وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا
«و هیچ میوهای از پوششهای خود بیرون نمیآید...»
فصلت، ۴۱:۴۷
آیه خروج ثمرات از پوششهایشان را در پیوند با علم آن معبود یگانه بیان میکند. ثمر در این تصویر، هنگام بیرون آمدن از پوشش طبیعی خود نیز همین نام را دارد؛ نامگذاری آن به چیده شدن یا آماده فروش بودن وابسته نیست.
ثمرات در روزی، زندگی و معیشت انسان
ثمرات به عنوان روزی
در سوره بقره آمده است:
وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ
«و از آسمان آبی فرود آورد و به وسیله آن، از میوهها برای شما روزی بیرون آورد.»
بقره، ۲:۲۲
همین ساخت در ابراهیم ۱۴:۳۲ نیز تکرار شده است. در هر دو آیه، نزول آب و بیرون آمدن ثمرات در پیوند با روزی انسان قرار دارند.
«ثَمَرَات» در اینجا خود محصولات گیاهی هستند و «رِزْقًا» جایگاه آنها را در بهرهمندی انسان بیان میکند. ثمرات میتوانند روزی باشند، اما «ثمر» و «رزق» دو واژه هممعنا نیستند. روزی در قرآن میدان بسیار گستردهتری دارد و به میوه و محصول زمین محدود نمیشود.
در نحل ۱۶:۱۱ نیز کشت، زیتون، نخل، انگور و ثمرات در کنار یکدیگر آمدهاند. این همراهی نشان میدهد که قرآن از مجموعهای از روییدنیها و محصولات سخن میگوید، بیآنکه لازم باشد همه عنوانهای ذکرشده را از نظر لغوی یکسان بدانیم.
در اعراف ۷:۵۷، بیرون آوردن ثمرات پس از نزول آب، در مثالی برای بیرون آوردن مردگان نیز به کار رفته است. صحنه رویش و پدید آمدن محصول، زمینه یک قیاس قرآنی میشود؛ اما این قیاس، معنای لغوی «ثمرات» را از میوهها به «رستاخیز» تغییر نمیدهد.
در یس ۳۶:۳۵ نیز سخن از خوردن ثمر در ادامه توصیف زنده شدن زمین و پدید آمدن باغهاست. محصول در این آیات، بخشی از زندگی و تغذیه انسان است، نه اصطلاحی کلی برای تمام دستاوردهای او.
ثمرات و امنیت زندگی جمعی
در دعای ابراهیم آمده است:
رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ
«پروردگارا، اینجا را سرزمینی امن قرار ده و به مردم آن از میوهها روزی برسان.»
بقره، ۲:۱۲۶
در ابراهیم ۱۴:۳۷ نیز درخواست روزی از ثمرات تکرار میشود؛ این بار در سخن از سکونت بخشی از نسل ابراهیم در درهای که کشتزار ندارد.
اهمیت این دو آیه در آن است که ثمرات به زندگی مردم و تأمین معاش آنان پیوند یافتهاند. اما «ثمرات» به خودی خود به معنای امنیت، اقتصاد شهر یا آبادانی نیست. امنیت و روزی در ساخت آیات کنار هم آمدهاند و هر یک معنای خود را دارند.
این پیوند در قصص ۲۸:۵۷ روشنتر میشود:
أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَىٰ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِّزْقًا مِّن لَّدُنَّا
«آیا برای آنان حرمی امن فراهم نکردهایم که ثمرات گوناگون به سوی آن آورده میشوند؛ روزیای از نزد ما؟»
قصص، ۲۸:۵۷
فعل «يُجْبَىٰ» به گردآوری و آورده شدن اشاره دارد. در این آیه، ثمرات به سوی یک حرم امن آورده میشوند. بنابراین، سخن لزوما از محصولی نیست که در همان محل روییده باشد؛ کالاها و محصولات میتوانند از جای دیگر به آنجا برسند.
«ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ» در این بافت، فراوانی و گوناگونی محصولاتی را بیان میکند که به حرم میرسند. سیاقِ تأمین روزی، دامنه «کل شیء» را روشن میکند و به معنای میوه داشتن تکتک موجودات نیست. برگردان «محصولات گوناگون» این گستردگی را حفظ میکند، بیآنکه ثمرات را نام همه انواع کالا قرار دهد.
ثمرات و فرآوردههای بهدستآمده از آنها
در نحل ۱۶:۶۷ آمده است:
وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
«و از میوههای درختان خرما و تاکها، نوشیدنی مستکننده و روزی نیکو فراهم میکنید. بیگمان در این برای مردمی که خرد میورزند نشانهای است.»
نحل، ۱۶:۶۷
این آیه تفاوت میان ثمر و چیزی را که انسان از آن میسازد نشان میدهد. میوههای خرما و انگور مواد اولیهاند و انسان از آنها فرآوردههایی فراهم میکند. بنابراین، «ثمرات» در اینجا خود فرآوردههای ساختهشده نیستند، بلکه چیزی هستند که آن فرآوردهها از آنها به دست میآیند.
بررسی حکم یا ارزشگذاری «سَكَرًا» و «رِزْقًا حَسَنًا» مسئلهای مربوط به الفاظ و سیاق همان آیه است. آن بحث نباید به تعریف لغوی «ثمر» منتقل شود.
در نحل ۱۶:۶۹ نیز «ثَمَرَات» در خطاب به زنبور عسل آمده است. این کاربرد باید در بافت خوراک گرفتن زنبور و ارتباط آن با روییدنیها فهمیده شود. با این حال، نباید بدون شاهد زبانی روشن، واژه «ثمرات» را در ترجمه پایه مستقیما با اصطلاحی دقیق از زیستشناسی جدید، مانند شهد گلها، جایگزین کرد.
کاستی ثمرات و از دست رفتن محصول
در بقره آمده است:
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
«و بیگمان شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاستی در مالها و جانها و محصولات میآزماییم؛ و شکیبایان را بشارت ده.»
بقره، ۲:۱۵۵
در این آیه، «الثَّمَرَات» در کنار مالها و جانها آمده است. این همراهی به اهمیت محصولات در زندگی انسان اشاره دارد، اما به معنای یکی بودن این عنوانها نیست. «أموال» داراییها را بیان میکند، در حالی که «ثمرات» در این بافت به بار و محصولات مربوط به معیشت نزدیکتر است.
«کاستی در محصولات» در این آیه هم به بار گیاهی اشاره دارد و هم زمینه معیشتی آن را روشن میکند. پیامدهای گستردهتر چنین کمبودی را میتوان در توضیح آیه بررسی کرد.
در اعراف ۷:۱۳۰ نیز درباره خاندان فرعون آمده است که به سالهای سخت و کاستی ثمرات گرفتار شدند. در اینجا هم «نقص من الثمرات» به کاهش بار و محصولات اشاره دارد؛ کمبودی که میتواند بر زندگی و خوراک مردم اثر بگذارد.
در بقره ۲:۲۶۶ نیز باغی دارای نخل، انگور و گونههای مختلف ثمرات در یک مثال قرآنی مطرح میشود که گردبادی آتشین آن را نابود میکند. هرچند این مثال در سیاق انفاق و رفتار انسان آمده است، ثمرات داخل تصویر همچنان محصولات باغ هستند. کاربرد تمثیلی باغ، واژه «ثمرات» را بهتنهایی به معنای اعمال انسان تبدیل نمیکند.
ثمر در داستان صاحب دو باغ؛ حاصل یا دارایی؟
دو آیه سوره کهف از مهمترین مواردی هستند که معنای گستردهتر این ریشه را پیش روی ما میگذارند.
در آغاز داستان، از مردی سخن میرود که دو باغ انگور دارد؛ باغهایی که با درختان خرما احاطه شدهاند و میان آنها کشتزار قرار دارد. هر دو باغ محصول میدهند و نهری نیز میان آنها جاری است.
سپس آمده است:
وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا
«و او حاصل و محصولی داشت؛ پس در گفتوگو با همراهش گفت: من از تو مال بیشتری دارم و از نظر نفرات نیرومندترم.»
کهف، ۱۸:۳۴
در این آیه، «ثَمَر» را میتوان در پیوند با بار و محصول باغها فهمید. اما سخن بلافاصله بعدی مرد، یعنی «أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا»، نشان میدهد که آن حاصل در زندگی او ارزش مالی دارد و در زمینه دارایی و توان اقتصادی مطرح شده است.
در آیه پیشین، عبارت «كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا» آمده بود؛ یعنی هر دو باغ محصول خود را داده بودند. سپس از داشتن «ثَمَر» سخن گفته میشود. این نزدیکی امکان میدهد که ثمر را هم بار باغ و هم حاصل و دارایی برخاسته از آن بدانیم؛ اما بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام داراییهای مرد، از پول و دام تا هر ملک دیگر، در همین واژه نام برده شدهاند.
اختلاف قرائت و اثر آن بر معنا
در روایت حفص از عاصم، در کهف ۱۸:۳۴ «ثَمَرٌ» و در ۱۸:۴۲ «بِثَمَرِهِ» خوانده میشود. در قرائت ابوعمرو، «ثُمْرٌ» و «بِثُمْرِهِ» با ضم ثاء و سکون میم، و در قرائت نافع «ثُمُرٌ» و «بِثُمُرِهِ» با ضم هر دو حرف آمده است. اینها نمونههایی از تفاوت قرائت در همین دو موضعاند.
این صورتها در تحلیل جمع و اسم جمع بررسی میشوند. از تفاوت حرکتها بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که فتحه همیشه «میوه» و ضمه همیشه «پول» را میرساند. در هر قرائت، باغها، محصول آنها و سخن صاحب باغ درباره مال، قرینههای اصلی فهم آیهاند.
در ادامه داستان آمده است:
وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَىٰ مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا
«و حاصلش گرفتار نابودی شد؛ پس بر آنچه در باغ هزینه کرده بود، دستهای خود را زیر و رو میکرد، در حالی که باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود، و میگفت: ای کاش هیچکس را با پروردگارم شریک نکرده بودم.»
کهف، ۱۸:۴۲
یاد کردن از هزینههای مرد و ویرانی باغ، نابودی ثمر را به از دست رفتن حاصل اقتصادی باغ پیوند میدهد. «ثَمَرِهِ» بار و محصول اوست و در این سیاق، ارزش مالی و منفعت وابسته به آن نیز در نظر قرار میگیرد.
بار و دارایی مرد در مرکز ماجرا قرار دارند. تکبر، احساس بینیازی و پشیمانی او از سخنان و رخدادهای داستان شناخته میشوند؛ اینها معنای لغوی «ثمر» نیستند.
در این دو آیه، محصول باغ و ارزش مالی آن به هم پیوستهاند. «حاصل باغ»، «بار و محصول» و، در توضیح بافت، «دارایی وابسته به باغها» این پیوند را روشن میکنند.
ثمرات در بهشت و مقایسه با واژههای نزدیک
ثمره در وصف بهشت
در بقره آمده است:
كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُوا هَٰذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا
«هر بار که از آن باغها میوهای به عنوان روزی به آنان داده شود، میگویند: این همان چیزی است که پیشتر روزی ما شده بود؛ و آن را به صورت همانند به آنان میدهند.»
بقره، ۲:۲۵
در این آیه، صورت مفرد «ثَمَرَة» آمده است. واژه در توصیف بهرهمندی از باغهای بهشتی قرار دارد. عبارت «وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا» نیز از همانندی سخن میگوید؛ اما کیفیت دقیق این همانندی را نباید بدون شاهد به تفاوت مشخص طعم، شکل یا ماهیت میوهها محدود کرد.
در محمد ۴۷:۱۵ نیز آمده است:
وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ
«و در آن از همه گونه میوهها و آمرزشی از پروردگارشان برای آنان است.»
محمد، ۴۷:۱۵
این کاربرد نشان میدهد که واژه «ثمرات» در توصیف آخرت نیز حضور دارد. معنای شناختهشده میوه و بار باغ حفظ میشود، اما کیفیت و حقیقت نعمتهای اخروی را نمیتوان صرفا از تجربه میوههای زمینی تعیین کرد.
کنار هم آمدن ثمرات و مغفرت نیز نباید سبب شود که «ثمرات» به معنای خود مغفرت یا پاداش معنوی ترجمه شود. هر دو در آیه ذکر شدهاند و هر یک جایگاه خود را دارند.
ث م ر (ثَمَر) در مقایسه با ف ك ه (فَاكِهَة)
«فَاكِهَة» در قرآن نیز در زمینه خوراک و بهرهمندی از میوه میآید؛ برای نمونه، در عبس ۸۰:۳۱، ۸۰:۳۲ در کنار دیگر روییدنیها و سپس «مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» قرار دارد. «ثَمَر» بار و محصول گیاه را برجسته میکند و خانواده آن کاربرد مالی هم دارد. از این مقایسه نمیتوان لذتبخش بودن را جزء معناییِ انحصاری فاکهة دانست.
اما این تفاوت، مرزی مطلق میان دو واژه نیست. بسیاری از میوهها هم «ثمر» هستند و هم «فاکهة». نمیتوان گفت هر جا «ثمر» آمده، خوردن و بهرهمندی مطرح نیست، یا هر جا «فاکهة» آمده، مفهوم محصول و بار گیاه کاملا کنار رفته است.
ث م ر (ثَمَر) در مقایسه با أ ك ل (أُكُل)
«أُكُل» در کاربردهای مربوط به درخت و باغ، به محصول و حاصل خوردنی اشاره میکند. در داستان صاحب دو باغ، «آتَتْ أُكُلَهَا» بر محصول دادن باغها دلالت دارد و «ثَمَر» در ادامه به بار و حاصل آنها اشاره میکند.
این دو واژه همپوشانی دارند. تفاوت گرایشی آن است که «ثمر» نام بار و محصول است، در حالی که «أُكُل» میتواند همان محصول را از حیث خوردنی بودن و بهره بردن از آن نشان دهد. با این حال، «أُكُل» نیز در عربی کاربردهای گستردهتری دارد و نباید آن را صرفا به خوردن یک میوه محدود کرد.
ث م ر (ثَمَر) در مقایسه با ز ر ع (زَرْع) و ن ب ت (نَبَات)
«زَرْع» به کشت و آنچه کاشته و پرورش داده میشود مربوط است، در حالی که «ثَمَر» به بار و محصول گیاه اشاره دارد. کشتزار و باغ میتوانند محصول بدهند؛ کِشتن و رویاندن، با خود محصول دو مفهوم مرتبطاند.
«نَبَات» نیز به روییدنی و رشد گیاهی مربوط است. در انعام ۶:۹۹، سخن از بیرون آوردن نبات و سپس دانهها و میوههاست. این ترتیب نشان میدهد که رویش گیاه و پدید آمدن بار آن، دو جنبه مرتبط اما متمایز هستند.
ث م ر (ثَمَر) در مقایسه با ر ز ق (رِزْق)
«رزق» چیزی است که برای بهرهمندی و گذران زندگی به کسی میرسد و میدان معنایی آن از محصولات گیاهی گستردهتر است. ثمرات ممکن است رزق باشند، چنانکه در بقره ۲:۲۲ و ابراهیم ۱۴:۳۲ آمده است؛ اما هر رزقی ثمر نیست و هر بار درخت نیز صرفا با عنوان رزق تعریف نمیشود.
همچنین واژه عربی «تَمْر» که به خرما اشاره دارد، با «ثَمَر» همریشه نیست. شباهت آوایی این دو نباید سبب آمیختن ریشه «ت م ر» با «ث م ر» شود.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در ترجمه آیات مربوط به بار دادن گیاهان، «ثَمَر» معمولا به «میوه»، «بار» یا «محصول» برگردانده میشود. «ثَمَرَة» میتواند «میوهای» یا «یک میوه» باشد و «ثَمَرَات» بسته به سیاق، «میوهها»، «گونههای میوه» یا «محصولات» ترجمه شود.
برای «أَثْمَرَ»، عبارت طبیعی «بار داد» یا «بار میدهد» مناسب است. در انعام ۶:۹۹، تفاوت این فعل با «يَنْع» باید محفوظ بماند؛ اولی به بار دادن و دومی به رسیدن میوه مربوط است.
در آیاتی مانند بقره ۲:۱۵۵ و اعراف ۷:۱۳۰، «کاستی در محصولات» ترجمه مناسبی است؛ زیرا هم معنای گیاهی واژه را حفظ میکند و هم نقش محصول را در معاش مردم قابل فهم میسازد.
در کهف ۱۸:۳۴ و ۱۸:۴۲، «حاصل» یا «محصول باغ» ترجمهای نزدیک به تصویر داستان است. ارزش مالی این حاصل را میتوان در توضیح روشن کرد. «دارایی» نیز خوانشی گستردهتر در این بافت است، اما نوع و دامنه آن را نمیتوان تنها از خود واژه مشخص کرد.
جمعبندی
ریشه «ث م ر» در کاربرد روشن قرآنی به بار و میوه گیاه اشاره دارد. شاهد نابغه نیز کاربرد غیرگیاهیِ یکی از افعال همین خانواده را درباره مال و فرزند نشان میدهد. این پیوند برای فهم جنبه مالیِ داستان صاحب دو باغ سودمند است، هرچند تاریخ دقیق گسترش همه معانی را ثابت نمیکند.
در قرآن، «ثمر» گاه بار درخت است، گاه مجموعه محصولات و گاه حاصل و دارایی وابسته به باغ. این واژه در کنار روزی، برداشت، امنیت، کاستی، فراوانی و نعمتهای بهشتی قرار میگیرد، اما هیچیک از این مفاهیم بهتنهایی تعریف لغوی آن نیست.
هسته معنایی روشن این ریشه، بار و محصول گیاه است. خانواده آن در عربی پیشاقرآنی برای پرورش و افزایش داشتهها نیز به کار رفته و در داستان صاحب دو باغ، محصول و ارزش مالی آن به هم پیوستهاند. معنای هر مورد از صورت واژه و سیاق همان جمله شناخته میشود.