نقد حدیث · مفاهیم قرآنی

آزمون و وعده نیکی در قرآن؛ آیا دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است؟

پژوهشی درباره حیات پاکیزه، زینت دنیا، ابتلاء، سنن الهی، مسئولیت انسان، صبر و بشارت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نام آن معبود یگانه؛ فرارحمن، با رحمت فراگیر؛ فرارحیم، با رحمت ویژه.

مقدمه: آیا خداوند دنیا را زندان مؤمن ساخته است؟

در فرهنگ مذهبی مسلمانان، به‌ویژه در سنت روایی اهل سنت، عبارتی مشهور به پیامبر نسبت داده می‌شود که می‌گوید: «الدنيا سجن المؤمن وجنة الكافر»؛ یعنی دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است. این گزارش از ابوهریره نقل شده و در صحیح مسلم، شماره ۲۹۵۶، آمده است.

این عبارت در ظاهر کوتاه است، اما اگر به عنوان قانونی قطعی درباره زندگی انسان پذیرفته شود، نتایج سنگینی خواهد داشت. گویی خداوند مقرر کرده است که مؤمن در همین دنیا گرفتار فقر، بیماری، محرومیت و رنج باشد و کسی که کفر می‌ورزد، از آسایش و نعمت برخوردار گردد. در چنین برداشتی، هرچه زندگی مؤمن دشوارتر باشد، گویا دینداری او حقیقی‌تر است؛ و هرچه مردم بیشتر در محرومیت به سر برند، باید بیشتر صبر کنند و کمتر درباره علت شرایط خود بپرسند.

این تصور تنها یک اشتباه نظری نیست. می‌تواند به ابزاری برای توجیه فقر، مشروع جلوه دادن ستم و خاموش کردن صدای کسانی تبدیل شود که برای عدالت و زندگی بهتر تلاش می‌کنند. وقتی بدبختی سرنوشت طبیعی مؤمن معرفی شود، دیگر لازم نیست کسی درباره فساد اقتصادی، تبعیض، جنگ، احتکار، غارت منابع عمومی یا مسئولیت صاحبان قدرت پاسخ بدهد. کافی است به آسیب‌دیدگان گفته شود: دنیا زندان مؤمن است؛ صبر کنید!

اما آیا قرآن چنین جهانی را معرفی کرده است؟ آیا آن معبود یگانه زندگی پاکیزه را برای اهل ایمان ممنوع کرده و نعمت‌های دنیا را به کسانی اختصاص داده است که کفر می‌ورزند؟

قرآن در نحل ۱۶:۹۷ (هنوز منتشر نشده) برای انسان مؤمن و نیکوکار وعده زندگی پاکیزه می‌دهد. در اعراف ۷:۹۶ (هنوز منتشر نشده)، ایمان و تقوای مردم آبادی‌ها با گشوده شدن برکات آسمان و زمین پیوند یافته است. در هود ۱۱:۳ (هنوز منتشر نشده)، از برخورداری نیکو تا سرآمدی معین سخن می‌رود. در یونس ۱۰:۶۴ (هنوز منتشر نشده) نیز از بشارت اهل ایمان در زندگی دنیا و آخرت یاد شده است.

از سوی دیگر، قرآن هرگز وعده نداده است که مؤمنان از تمام دشواری‌های زندگی مصون خواهند ماند. در بقره ۲:۱۵۵، از آزمون با ترس، گرسنگی و کاستی اموال، جان‌ها و محصولات سخن می‌رود. پیامبران و مؤمنان نیز با تهدید، آزار، محرومیت و حتی کشته شدن روبه‌رو شده‌اند.

پس پرسش اصلی این نیست که آیا مؤمن ممکن است در دنیا رنج بکشد؛ چنین چیزی روشن است. پرسش این است که آیا رنج و محرومیت، سرنوشت ذاتی مؤمن و آسایش دنیا، سهم اختصاصی کافر است؟

برای پاسخ باید نخست تفاوت میان چند برداشت از روایت مشهور را روشن کنیم. اگر مقصود آن باشد که هر مؤمن در دنیا محکوم به محرومیت است و هر کافر از زندگی بهشتی برخوردار می‌شود، این ادعا باید با آیات قرآن سنجیده شود. اگر مقصود مقایسه زندگی گذرای دنیا با آخرت باشد، موضوع دیگری مطرح است. و اگر مقصود آن باشد که مؤمن نمی‌تواند هر خواسته‌ای را بدون توجه به حق و عدالت دنبال کند، باید این محدودیت اخلاقی را جداگانه بررسی کرد.

برخی شارحان روایت، از جمله نووی، بر محدودیت مؤمن در برابر خواسته‌های ناروا و مقایسه دنیا با آخرت تأکید کرده‌اند. بنابراین درست نیست که برداشت محرومیت قطعی مؤمن را به همه شارحان یا تمام مسلمانان اهل سنت نسبت بدهیم. اما هیچ شرح و توجیهی نیز نباید جای سخن روشن قرآن را بگیرد.

موضوع این مقاله سنجش همین ادعاها با قرآن است؛ نه صدور حکم تاریخی درباره صحت یا ساختگی بودن انتساب روایت. ثبت یک سخن در مجموعه روایی، با اثبات درستی هر برداشتی که از آن ساخته می‌شود یکسان نیست.

روش پژوهش: از روایت مشهور تا بررسی نظام‌مند آیات

در این پژوهش، روش بررسی قرآن با خود قرآن را دنبال می‌کنیم. نخست آیاتی را گرد می‌آوریم که از زندگی پاکیزه، برکات دنیوی، رزق، ایمان و عمل صالح سخن گفته‌اند. سپس آیات مربوط به بهره‌مندی دنیا، زینت، متاع، کفر و پیامدهای کردار انسان را بررسی می‌کنیم. پس از آن به ابتلاء، سنن الهی، اختیار، مسئولیت اجتماعی، صبر و بشارت می‌پردازیم.

در بررسی هر آیه، مخاطب، شرط، سیاق و قلمرو وعده یا هشدار اهمیت دارد. وعده‌ای که به یک جامعه اهل ایمان و تقوا داده شده، لزوما ضمانت ثروتمند شدن تک‌تک افراد آن جامعه نیست. همچنین گزارشی درباره برخورداری گروهی از کافران، قانونی درباره آسایش تمام کسانی که کفر می‌ورزند به شمار نمی‌آید.

باید میان معنای لغوی واژه و نتیجه فلسفی یا اخلاقی آن نیز تفاوت گذاشت. «دنیا» تنها نام فقر یا خوش‌گذرانی نیست. «زینت» لزوما به معنای رفاه واقعی نیست. «ابتلاء» نیز مترادف مصیبت نیست؛ خیر و شر هر دو می‌توانند میدان آزمون باشند. «صبر» هم تنها تحمل رنج نیست و باید در پیوند با حق، مسئولیت و رفتار انسان شناخته شود.

در موضوع سنن الهی، لازم است میان وقوع یک حادثه در نظام آفرینش و رضایت اخلاقی خداوند از عامل آن تفاوت بگذاریم. همچنین میان پیامد مادی یک رفتار و مسئولیت اخلاقی شخص آسیب‌دیده مرز بگذاریم. ممکن است انسان از نتیجه عمل دیگران آسیب ببیند، بی‌آنکه خود در ایجاد آن عمل شریک بوده باشد.

در نهایت، از وعده‌های قرآن چیزی فراتر از آنچه بیان کرده‌اند استخراج نمی‌کنیم. بشارت واقعی است، اما شکل و زمان تحقق آن را نباید از پیش مطابق توقعات خود تعیین کنیم.

این اصول معیار تمام بخش‌های پژوهش خواهند بود.


بخش نخست: دنیا در قرآن؛ زندان، بهشت یا میدان زندگی و انتخاب؟

۱. «دنیا» به چه معناست؟

واژه «الدنيا» با ریشه «د ن و» و مفهوم نزدیکی ارتباط دارد. در تعبیر «الحياة الدنيا»، سخن از زندگی نزدیک و در دسترس انسان است؛ زندگی‌ای که اکنون آن را تجربه می‌کنیم. در صافات ۳۷:۶ (هنوز منتشر نشده) و ملک ۶۷:۵ (هنوز منتشر نشده) نیز تعبیر «السماء الدنيا» آمده است. در این کاربردها، «دنیا» به خودی خود معنای پستی اخلاقی یا محکومیت ندارد.

بنابراین، نمی‌توان از خود واژه دنیا نتیجه گرفت که این زندگی ذاتا زندان، نفرین یا جایگاهی است که مؤمن باید از هر خیر آن محروم بماند.

قرآن بارها از ناپایداری زندگی دنیا سخن می‌گوید. در حدید ۵۷:۲۰ (هنوز منتشر نشده)، زندگی دنیا با سرگرمی، بازی، زینت، تفاخر و فزونی‌طلبی توصیف می‌شود. در عنکبوت ۲۹:۶۴ (هنوز منتشر نشده)، سرای آخرت زندگی راستین معرفی شده و در اعلی ۸۷:۱۶ (هنوز منتشر نشده) و اعلی ۸۷:۱۷ (هنوز منتشر نشده)، ترجیح دادن زندگی دنیا در برابر آخرت مورد توجه قرار گرفته است.

اما باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: یکی زندگی کردن در دنیا و بهره بردن از نعمت‌های مشروع آن؛ دیگری محدود کردن تمام افق انسان به همین زندگی و ترجیح دادن آن بر حق و آخرت.

قرآن دومی را نقد می‌کند. در نازعات ۷۹:۳۸ (هنوز منتشر نشده) و نازعات ۷۹:۳۹ (هنوز منتشر نشده)، مسئله برگزیدن و ترجیح دادن زندگی دنیا مطرح است. در یونس ۱۰:۷ (هنوز منتشر نشده) نیز از کسانی سخن می‌رود که به زندگی دنیا خشنود شده و به آن دل بسته‌اند.

پس مشکل اصلی، صرف حضور در دنیا یا بهره‌مندی از نعمت‌های آن نیست؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که انسان دنیا را تمام مقصد خود قرار دهد و برای نگه داشتن بهره نزدیک، حقیقت و مسئولیت را کنار بگذارد.

نزدیک بودن دنیا به معنای بی‌ارزش بودن همه نعمت‌های آن نیست؛ همان‌گونه که ناپایداری آن، مجوز ترجیح دادن باطل بر حق نمی‌شود.

۲. «زینت دنیا» آیا به معنای بهشت بودن زندگی کافران است؟

یکی از آیاتی که ممکن است برای تایید تعبیر «بهشت کافر» به آن استناد شود، بقره ۲:۲۱۲ (هنوز منتشر نشده) است:

زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ۘ وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

زندگی دنیا در چشم کسانی که کفر ورزیده‌اند آراسته جلوه داده شده است و آنان کسانی را که ایمان آورده‌اند به مسخره می‌گیرند؛ و کسانی که تقوا پیشه کرده‌اند در روز قیامت برتر از آنان خواهند بود. و آن معبود یگانه هر که را بخواهد بی‌حساب روزی می‌رساند. بقره ۲:۲۱۲ (هنوز منتشر نشده)

آیا این آیه می‌گوید تمام کسانی که کفر ورزیده‌اند، در دنیا از زندگی زیبا، آسوده و سرشار از نعمت برخوردارند؟

خیر. آیه از آراسته جلوه کردن زندگی دنیا در چشم آنان سخن می‌گوید. این تعبیر درباره نگرش و ارزش‌گذاری انسان است، نه گزارش قطعی از میزان آسایش جسمانی، ثروت یا خوشبختی او.

چیزی ممکن است در چشم انسان زیبا جلوه کند، در حالی که از نظر حقیقت، ارزشی کمتر داشته یا حتی زیان‌آور باشد. ممکن است فردی در همین دنیا با رنج، محرومیت و زشتی‌های فراوان زندگی کند، اما باز هم همین زندگی و خواسته‌های آن را بر حقیقت و خیر آخرت ترجیح دهد. بنابراین، آراسته جلوه کردن دنیا لزوما به معنای آن نیست که خود دنیا برای آن شخص به بهشت تبدیل شده است.

در ابراهیم ۱۴:۳ (هنوز منتشر نشده) نیز از کسانی سخن می‌رود که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند. این تعبیر ماهیت مسئله را روشن‌تر می‌کند: انسان ممکن است چیزی را برگزیند، نه به دلیل اینکه واقعا بهترین است، بلکه به دلیل اینکه خواسته، دلبستگی یا داوری او آن را برتر نشان می‌دهد.

در کهف ۱۸:۷ (هنوز منتشر نشده) نیز زینت زمین وسیله آزمون انسان معرفی شده است. پس زینت به‌خودی خود ضمانت خوشبختی نیست؛ می‌تواند زمینه آشکار شدن انتخاب و رفتار انسان باشد.

از سوی دیگر، در اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده) «زینة الله» در کنار روزی‌های پاکیزه مطرح می‌شود و خداوند از تحریم خودسرانه آنها انتقاد می‌کند. پس واژه زینت در همه آیات یک ارزش‌گذاری اخلاقی ثابت ندارد. زینتی که خداوند برای بندگان پدید آورده با آراسته جلوه کردن دنیا در چشم کسانی که آن را بر حقیقت ترجیح می‌دهند، از نظر سیاق و موضوع یکسان نیست.

از بقره ۲:۲۱۲ (هنوز منتشر نشده) نمی‌توان نتیجه گرفت که خداوند زندگی دنیا را برای تمام کافران بهشت ساخته است. چنین نتیجه‌ای چیزی را به آیه نسبت می‌دهد که خود آیه بیان نکرده است.

۳. زندگی دنیا در برابر آخرت؛ مقایسه ارزش‌ها، نه انکار زندگی

قرآن در اعلی ۸۷:۱۶ (هنوز منتشر نشده) و اعلی ۸۷:۱۷ (هنوز منتشر نشده)، آخرت را بهتر و پایدارتر از زندگی دنیا معرفی می‌کند. در عنکبوت ۲۹:۶۴ (هنوز منتشر نشده) نیز از زندگی راستین آخرت سخن می‌گوید.

این مقایسه به ما یادآوری می‌کند که زندگی دنیا تمام هستی و تمام فرجام انسان نیست. اما آیا از برتری آخرت نتیجه می‌شود که زندگی دنیا برای مؤمن باید زندان باشد؟

چنین نتیجه‌ای لازم نمی‌آید.

انسان می‌تواند بداند که آخرت برتر و پایدارتر است و در همان حال از نعمت‌های مشروع دنیا بهره ببرد، برای آبادانی زمین تلاش کند، خانواده تشکیل دهد، خوراک پاکیزه بخورد و برای امنیت و عدالت جامعه بکوشد.

کوتاه بودن زندگی دنیا نیز به معنای بی‌اهمیت بودن کردار انسان در آن نیست. برعکس، همین زندگی میدان عمل و مسئولیت اوست.

پس اگر تعبیر زندان تنها برای مقایسه محدودیت‌های زندگی گذرا با گستردگی نعمت آخرت به کار رود، باید آن را یک تشبیه دانست، نه قانونی درباره محرومیت دنیوی مؤمنان. قرآن این تفاوت را با تعبیرهای روشن‌تری مانند ناپایداری دنیا، متاع محدود و برتری آخرت بیان کرده است.


بخش دوم: قرآن درباره نیکی زندگی مؤمن چه وعده‌ای داده است؟

۴. حیات طیبه؛ زندگی پاکیزه برای اهل ایمان و عمل صالح

در نحل ۱۶:۹۷ (هنوز منتشر نشده) می‌خوانیم:

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

هر کس، مرد یا زن، کار صالح انجام دهد و مؤمن باشد، بی‌گمان او را به زندگی پاکیزه‌ای حیات می‌بخشیم؛ و پاداش آنان را بر پایه بهترین آنچه انجام می‌دادند خواهیم داد. نحل ۱۶:۹۷ (هنوز منتشر نشده)

این آیه ایمان و عمل صالح را با حیات طیبه پیوند می‌دهد. وعده به مرد یا زن و به قوم یا خاندان خاصی محدود نشده است. همچنین واژه «صالح» نشان می‌دهد که ایمان در این وعده از رفتار انسان جدا نیست.

اما زندگی پاکیزه چیست؟

خانواده ریشه «ط ي ب» در قرآن با پاکیزگی، نیکویی و آنچه شایسته و خوشایند است پیوند دارد. در اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده)، روزی‌های پاکیزه در کنار زینت الهی مطرح‌اند. در مائده ۵:۸۷ (هنوز منتشر نشده) و مائده ۵:۸۸ (هنوز منتشر نشده) نیز موضوع طیبات و پرهیز از تحریم خودسرانه آنچه خداوند روا داشته، اهمیت پیدا می‌کند.

پس نباید حیات طیبه را بی‌دلیل تنها به احساس درونی قناعت محدود کرد، به‌گونه‌ای که کیفیت واقعی زندگی، خوراک، امنیت، روابط انسانی و برخورداری از نعمت‌ها هیچ ارتباطی با آن نداشته باشد.

از سوی دیگر، نمی‌توان آن را تنها به ثروت، سلامت کامل یا برآورده شدن همه خواسته‌های مادی فروکاست. پاکیزگی زندگی می‌تواند با درستکاری، آرامش، رزق پاکیزه، امنیت، روابط سالم و مسئولیت اخلاقی پیوند داشته باشد.

درباره زمان تحقق تمام ابعاد این وعده می‌توان بحث کرد. اما حتی اگر کسی در تفسیر نحل ۱۶:۹۷ (هنوز منتشر نشده) بر جنبه اخروی آن تأکید کند، آیات دیگری وجود دارند که به‌صراحت از نیکی در زندگی دنیا سخن می‌گویند. بنابراین اصل برخورداری نیکوی دنیوی اهل ایمان تنها بر یک آیه استوار نیست.

۵. وعده‌های روشن نیکی در همین دنیا

در هود ۱۱:۳ (هنوز منتشر نشده)، قرآن استغفار و بازگشت به پروردگار را با برخورداری نیکو تا سرآمدی معین پیوند می‌دهد. تعبیر «تا سرآمدی معین» نشان می‌دهد که سخن از برخورداری در زندگی دارای اجل است، نه صرفا پاداش پس از رستاخیز.

در نحل ۱۶:۳۰ (هنوز منتشر نشده) نیز برای کسانی که نیکی کرده‌اند از حسنه سخن می‌رود و زندگی دنیا در ساختار آیه مطرح است؛ سپس برتری سرای آخرت یادآوری می‌شود.

در آل عمران ۳:۱۴۸ (هنوز منتشر نشده)، قرآن از پاداش دنیا و پاداش نیکوی آخرت در کنار هم سخن می‌گوید.

در نحل ۱۶:۴۱ (هنوز منتشر نشده) نیز کسانی که پس از ستمدیدگی در راه خدا هجرت کرده‌اند، از جایگاه نیکو در دنیا برخوردار می‌شوند و سپس پاداش آخرت بزرگ‌تر معرفی می‌گردد.

این مجموعه را نمی‌توان با این ادعا کنار گذاشت که گویا نیکی و آسایش، تنها پس از مرگ برای مؤمن آغاز می‌شوند.

در بقره ۲:۲۰۱ (هنوز منتشر نشده) نیز دعای نیکی در دنیا و آخرت در کنار هم قرار دارد. قرآن این درخواست را نکوهش نمی‌کند.

پس بهره نیکو از دنیا، در جای خود با ایمان و عمل صالح سازگار است. آنچه قرآن نکوهش می‌کند، جایگزین کردن دنیا به جای حق و آخرت است، نه اصل برخورداری مشروع از زندگی.

۶. چه کسی زینت و روزی پاکیزه را بر مؤمن حرام کرده است؟

اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده) یکی از روشن‌ترین آیات برای بررسی این موضوع است:

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

بگو: چه کسی زینت آن معبود یگانه را که برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: اینها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند و در روز قیامت به‌طور خالص برای آنان خواهد بود. این‌گونه آیات را برای مردمی که می‌دانند روشن می‌سازیم. اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده)

در این آیه، سخن از زینت و روزی‌های پاکیزه‌ای است که خداوند برای بندگانش پدید آورده است. قرآن از تحریم خودسرانه آنها انتقاد می‌کند.

مهم‌تر اینکه بهره‌مندی مؤمنان از این نعمت‌ها در زندگی دنیا صریحا مطرح شده است. پس چگونه می‌توان دنیا را زندانی معرفی کرد که مؤمن باید در آن از نیکی‌های مشروع محروم باشد؟

این آیه نمی‌گوید دیگر انسان‌ها در دنیا هیچ بهره‌ای از این نعمت‌ها ندارند. سخن از جایگاه اهل ایمان در بهره‌مندی دنیوی و خالص شدن آن برخورداری در روز قیامت است.

در مائده ۵:۸۷ (هنوز منتشر نشده) نیز مؤمنان از حرام ساختن طیباتی که خداوند برایشان حلال کرده بازداشته می‌شوند. در مائده ۵:۸۸ (هنوز منتشر نشده)، به خوردن روزی حلال و پاکیزه فرمان داده شده است.

پس خویشتن‌داری اخلاقی با محروم کردن خود از هر نعمت مشروع یکی نیست.

اگر کسی دینداری را به انکار زیبایی، خوراک پاکیزه، آسایش مشروع و بهره انسان از نعمت‌های زمین تبدیل کند، باید پاسخ بدهد که چنین محرومیتی را از کدام فرمان قرآن استخراج کرده است.

۷. برکات و امنیت؛ وعده‌های اجتماعی، نه تضمین ثروت فردی

در اعراف ۷:۹۶ (هنوز منتشر نشده)، ایمان و تقوای مردم آبادی‌ها با گشوده شدن برکات آسمان و زمین پیوند یافته است. مخاطب آیه یک فرد جدا از جامعه نیست؛ سخن از مردم آبادی‌هاست.

در نور ۲۴:۵۵ (هنوز منتشر نشده) نیز وعده جانشینی، استواری و تبدیل ترس به امنیت در ارتباط با جامعه‌ای مطرح می‌شود که ایمان و عمل صالح دارد.

این وعده‌ها با زندگی اجتماعی ارتباط دارند. جامعه‌ای که در آن عدالت، امانت، درستکاری و مسئولیت در برابر حقوق مردم جایگاه داشته باشد، با جامعه‌ای که منابعش به غارت می‌رود و فساد در آن گسترش یافته، از نظر شرایط زندگی یکسان نیست.

اما نباید این پیوند را به فرمولی ساده تبدیل کرد که هر جامعه ثروتمند حتما اهل تقواست یا هر جامعه فقیر حتما فاسد است.

قرآن در این آیات از پیوند میان رفتار جمعی و برکات سخن می‌گوید؛ نه از اینکه بتوان جایگاه اخلاقی همه ملت‌ها را تنها از میزان ثروت یا قدرت اقتصادی آنها تشخیص داد.

همچنین وعده امنیت برای یک جامعه، به معنای مصونیت جسمانی تک‌تک افراد آن از هر حادثه نیست.

در اینجا باید میان وعده فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی تفاوت گذاشت. این تمایز اجازه می‌دهد وعده‌های قرآن را جدی بگیریم، بی‌آنکه از آنها ضمانت‌هایی بسازیم که خود آیات بیان نکرده‌اند.

۸. آیا عطای دنیا به کافر اختصاص دارد؟

اسراء ۱۷:۲۰ (هنوز منتشر نشده) این پرسش را با صراحت پاسخ می‌دهد:

كُلًّا نُّمِدُّ هَٰؤُلَآءِ وَهَٰؤُلَآءِ مِنْ عَطَآءِ رَبِّكَ ۚ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا

هر دو گروه، اینان و آنان را از عطای پروردگارت بهره‌مند می‌سازیم؛ و عطای پروردگارت منع‌شده نیست. اسراء ۱۷:۲۰ (هنوز منتشر نشده)

برای فهم این آیه باید سیاق آن را دید. در اسراء ۱۷:۱۸ (هنوز منتشر نشده) از کسی سخن می‌رود که زندگی شتابان دنیا را می‌خواهد. در اسراء ۱۷:۱۹ (هنوز منتشر نشده)، کسی مطرح است که آخرت را می‌خواهد و برای آن کوشش شایسته انجام می‌دهد، در حالی که مؤمن است.

سپس قرآن می‌فرماید هر دو گروه از عطای پروردگار بهره‌مند می‌شوند.

این آیه یکی از مهم‌ترین شواهد برای رد اختصاصی ساختن نعمت دنیا به یک گروه اعتقادی است.

برخورداری دنیوی لزوما نشان نمی‌دهد که شخص در مسیر حق قرار دارد؛ همان‌گونه که محرومیت مادی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که خداوند از کسی ناخشنود است.

در بقره ۲:۱۲۶ نیز هنگامی که ابراهیم برای اهل آن سرزمین امنیت و روزی از ثمرات می‌طلبد، پاسخ الهی برخورداری محدود کسی را که کفر ورزد نیز مطرح می‌کند.

پس خداوند روزی دنیا را به گروهی خاص منحصر نکرده است.

اما بهره‌مندی از نعمت و ارزش نهایی کردار انسان دو موضوع متفاوت‌اند. این همان تفاوتی است که قرآن بارها بر آن تأکید می‌کند.

دنیا نه جایزه اختصاصی کافر است و نه زندان اختصاصی مؤمن. عطای دنیوی در قلمرو ربوبیت خداوند به انسان‌های گوناگون می‌رسد؛ و مسئولیت هر انسان در چگونگی استفاده از آن عطا معنا پیدا می‌کند.


بخش سوم: آیا زندگی دنیا برای کافران بهشت است؟

۹. متاع دنیا با بهشت بودن دنیا یکسان نیست

در آل عمران ۳:۱۹۶ (هنوز منتشر نشده)، از رفت‌وآمد کسانی که کفر ورزیده‌اند در سرزمین‌ها سخن می‌رود و در آل عمران ۳:۱۹۷ (هنوز منتشر نشده)، آن برخورداری متاعی اندک معرفی می‌شود.

در محمد ۴۷:۱۲ (هنوز منتشر نشده) نیز از بهره‌مندی و خوردن کسانی سخن رفته که کفر می‌ورزند.

اما آیا این آیات می‌گویند زندگی تمام آنان در دنیا خالی از بیماری، ترس، گرسنگی، فقدان و اندوه است؟

خیر. برخورداری از متاع با زندگی در بهشت یکسان نیست.

انسان ممکن است ثروت داشته باشد، اما از اضطراب، بیماری، دشمنی، بی‌اعتمادی یا رنج درونی گرفتار باشد. ممکن است از خوراک و امکانات فراوان برخوردار باشد، اما از امنیت و آرامش محروم بماند.

از سوی دیگر، قرآن درباره بهره‌مندی برخی از کسانی که کفر می‌ورزند، از مهلت و استدراج نیز سخن می‌گوید؛ از جمله در اعراف ۷:۱۸۲ (هنوز منتشر نشده) و اعراف ۷:۱۸۳ (هنوز منتشر نشده). در آل عمران ۳:۱۷۸ (هنوز منتشر نشده) نیز هشدار داده می‌شود که مهلت یافتن آنان نباید نشانه خیر قطعی برایشان پنداشته شود.

این آیات نشان می‌دهند که برخورداری ظاهری، لزوما گواه سعادت نیست.

اما نباید از آنها نیز نتیجه گرفت که هر ثروتمند غیرمؤمن قطعا در حال استدراج است. شناخت فرجام اشخاص از ظاهر دارایی آنان به دست نمی‌آید.

۱۰. آیا خود قرآن از رنج و تنگی زندگی کافران سخن نگفته است؟

در توبه ۹:۵۵ (هنوز منتشر نشده)، قرآن درباره گروهی که سیاق آیات از کفر و نفاق آنان سخن می‌گوید، هشدار می‌دهد که اموال و فرزندانشان نباید موجب شگفتی شود؛ زیرا همین برخورداری می‌تواند وسیله عذاب آنان در زندگی دنیا باشد.

این آیه نکته‌ای اساسی دارد: چیزی که در ظاهر نعمت است، ممکن است برای صاحب آن به منشأ گرفتاری تبدیل شود.

پس حتی داشتن اموال و فرزندان فراوان نیز به معنای زندگی بهشتی نیست.

در رعد ۱۳:۳۴ (هنوز منتشر نشده) نیز از عذاب در زندگی دنیا برای گروهی سخن می‌رود و عذاب آخرت سخت‌تر معرفی می‌شود.

در طه ۲۰:۱۲۴ (هنوز منتشر نشده)، روی‌گردانی از یاد خدا با معیشتی تنگ پیوند می‌یابد و سپس از حشر سخن می‌رود. درباره کیفیت و مرحله این معیشت می‌توان پژوهش بیشتری کرد، اما آیه اجازه نمی‌دهد دوری از هدایت را معادل خوشبختی قطعی معرفی کنیم.

در اعراف ۷:۱۳۰ (هنوز منتشر نشده) نیز خاندان فرعون با سال‌های سخت و کاستی محصولات روبه‌رو می‌شود. نکته قابل توجه آن است که کاستی ثمرات در بقره ۲:۱۵۵ از زمینه‌های آزمون مؤمنان است، اما در اعراف ۷:۱۳۰ (هنوز منتشر نشده) نیز درباره قوم فرعون مطرح می‌شود.

بنابراین، حتی خودِ صورت دشواری‌ها را نمی‌توان به یک گروه اعتقادی اختصاص داد.

در آل عمران ۳:۱۴۰ (هنوز منتشر نشده) نیز قرآن به مؤمنان یادآوری می‌کند که اگر زخمی به آنان رسیده، به گروه مقابل نیز زخمی همانند آن رسیده است.

این آیات با تصور جهانی که در آن تنها مؤمنان رنج می‌کشند و کافران از هر مصیبتی مصون‌اند، سازگار نیستند.

۱۱. صاحب دو باغ و قارون؛ وقتی ثروت به معیار حقیقت تبدیل می‌شود

در داستان صاحب دو باغ در کهف ۱۸:۳۲ (هنوز منتشر نشده) تا کهف ۱۸:۴۴ (هنوز منتشر نشده)، انسانی از باغ‌ها و امکانات فراوان برخوردار است. او در کهف ۱۸:۳۴ (هنوز منتشر نشده) از دارایی و نفرات خود سخن می‌گوید و در کهف ۱۸:۳۵ (هنوز منتشر نشده)، در حالی که بر خود ستم می‌کند، وارد باغش می‌شود.

در برابر او، همراهی قرار دارد که ممکن است از نظر مال و فرزند کمتر برخوردار باشد، اما آنچه خداوند می‌تواند عطا کند را به امکانات موجود محدود نمی‌داند؛ چنان‌که در کهف ۱۸:۳۹ (هنوز منتشر نشده) و کهف ۱۸:۴۰ (هنوز منتشر نشده) مطرح است.

سرانجام، در کهف ۱۸:۴۲ (هنوز منتشر نشده)، محصول و دارایی باغ گرفتار نابودی می‌شود.

این داستان وجود تفاوت‌های واقعی اقتصادی میان انسان‌ها را انکار نمی‌کند. ممکن است انسان نادرستی ثروتمند باشد و فردی درستکار امکانات کمتری داشته باشد.

اما داستان چنین تفاوتی را به یک قانون همیشگی درباره سعادت و شقاوت تبدیل نمی‌کند. دارایی فراوان نه سند حقانیت صاحب آن است و نه ضمانت بقای زندگی او.

در قصص ۲۸:۷۶ (هنوز منتشر نشده) تا قصص ۲۸:۸۲ (هنوز منتشر نشده) نیز داستان قارون نشان می‌دهد که ثروت می‌تواند انسان را به خودبرتربینی و داوری نادرست درباره جایگاه خویش بکشاند.

قرآن این داستان‌ها را برای تقدیس فقر بیان نکرده است؛ بلکه ارزش‌گذاری انسان بر پایه دارایی، قدرت و جلوه‌های ظاهری دنیا را نقد می‌کند.

۱۲. ثروت و فرزند، سند نزدیکی به خدا نیستند

در سبأ ۳۴:۳۴ (هنوز منتشر نشده)، از رفتار مترفان در برابر هشدارهای پیامبران سخن می‌رود. در سبأ ۳۴:۳۵ (هنوز منتشر نشده)، آنان فزونی مال و فرزند خود را نشانه‌ای برای دور بودن از عذاب می‌پندارند.

اما در سبأ ۳۴:۳۶ (هنوز منتشر نشده)، قرآن از گشایش و تنگی روزی بر اساس مشیت خدا سخن می‌گوید و در سبأ ۳۴:۳۷ (هنوز منتشر نشده) تصریح می‌کند که مال و فرزند، به خودی خود انسان را به خدا نزدیک نمی‌سازند؛ بلکه ایمان و عمل صالح اهمیت دارند.

این آیات معیار را روشن می‌کنند.

ممکن است انسانی ثروتمند باشد و از ثروتش برای نیکوکاری استفاده کند. ممکن است دیگری همان ثروت را وسیله فساد و ستم قرار دهد. همچنین ممکن است انسانی کم‌مال باشد، اما در کردار خود صادق و درستکار بماند.

پس نمی‌توان از مقدار دارایی، وضعیت نهایی ایمان و تقوای انسان را تعیین کرد.

در فجر ۸۹:۱۵ (هنوز منتشر نشده) و فجر ۸۹:۱۶ (هنوز منتشر نشده) نیز انسان برخورداری از نعمت و تنگی روزی را به ترتیب نشانه گرامی داشتن یا خوار ساختن خود می‌پندارد. در فجر ۸۹:۱۷ (هنوز منتشر نشده)، قرآن این داوری سطحی را رد می‌کند.

نه ثروت، بهشت بودن دنیا را ثابت می‌کند و نه فقر، زندان بودن آن را.


بخش چهارم: آزمون الهی؛ چرا خیر و شر هر دو میدان ابتلاء هستند؟

۱۳. ابتلاء فقط مصیبت نیست

در انبیاء ۲۱:۳۵ (هنوز منتشر نشده) می‌خوانیم:

كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً ۖ وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ

هر نفسی چشنده موت است؛ و شما را با شر و خیر به آزمون می‌گذاریم؛ و به سوی ما بازگردانده می‌شوید. انبیاء ۲۱:۳۵ (هنوز منتشر نشده)

این آیه برای فهم ابتلاء بنیادی است. آزمون تنها با گرسنگی، بیماری یا فقدان رخ نمی‌دهد. نعمت نیز می‌تواند میدان آزمون باشد.

در نمل ۲۷:۴۰ (هنوز منتشر نشده)، سلیمان هنگام برخورداری از فضل پروردگار، آن را آزمونی برای شکر یا کفر می‌شناسد. در کهف ۱۸:۷ (هنوز منتشر نشده)، زینت زمین با آزمودن انسان از جهت نیکویی عمل پیوند یافته است.

در انفال ۸:۲۸ (هنوز منتشر نشده) و تغابن ۶۴:۱۵ (هنوز منتشر نشده) نیز اموال و فرزندان در پیوند با فتنه و آزمون مطرح شده‌اند.

پس ثروت و قدرت همیشه پاداش نهایی نیستند، همان‌گونه که محرومیت همیشه مجازات نیست.

انسان ممکن است در فقر با آزمون پایداری و درستکاری روبه‌رو شود و در ثروت با آزمون عدالت، شکر، بخشندگی و پرهیز از فساد.

برای بررسی دقیق‌تر این مفهوم می‌توان به پژوهش ریشه قرآنی ب ل و مراجعه کرد.

۱۴. آیا آزمون برای رفع ناآگاهی خداوند است؟

در برخی آیات، آزمون با تعبیرهای مربوط به دانستن و شناخته شدن همراه شده است؛ از جمله در بقره ۲:۱۴۳، آل عمران ۳:۱۴۰ (هنوز منتشر نشده)، آل عمران ۳:۱۴۲ (هنوز منتشر نشده) و محمد ۴۷:۳۱ (هنوز منتشر نشده).

ممکن است پرسیده شود: اگر خداوند به همه چیز آگاه است، چرا آزمون با «دانستن» پیوند می‌یابد؟

خود قرآن در آل عمران ۳:۱۵۴ (هنوز منتشر نشده)، آزمودن آنچه در سینه‌هاست را با علم خداوند به درون سینه‌ها در کنار هم قرار می‌دهد. بنابراین، نمی‌توان از آیات آزمون نتیجه گرفت که خداوند پیش از وقوع حادثه از حقیقت بندگان بی‌خبر بوده است.

در زندگی انسان، انتخاب و رفتار باید در موقعیتی واقعی تحقق یابد تا مسئولیت عملی او معنا پیدا کند. دانستن اینکه کسی در شرایط فرضی چه خواهد کرد، با واقع شدن همان انتخاب در تاریخ زندگی او یکسان نیست.

از این رو، می‌توان آزمون را میدان تحقق و آشکار شدن کردار و موضع انسان دانست؛ بی‌آنکه علم خداوند را نیازمند کشف مجهولی فرض کنیم.

البته این توضیح یک تحلیل از ارتباط آیات است، نه اینکه واژه «علم» در همه کاربردهای قرآن به معنای «آشکار شدن برای دیگران» باشد.

۱۵. بقره ۲:۱۵۵؛ آزمون با ترس، گرسنگی و کاستی

در بقره ۲:۱۵۵ می‌خوانیم:

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

و بی‌گمان شما را با چیزی از ترس و گرسنگی، و کاستی در اموال، جان‌ها و محصولات می‌آزماییم؛ و صابران را بشارت بده. بقره ۲:۱۵۵

این آیه چند زمینه اساسی زندگی انسان را کنار هم قرار می‌دهد: امنیت، خوراک، دارایی، جان و محصولات.

تعبیر «بشيء من» اهمیت دارد، اما نباید از آن نتیجه گرفت که هر آزمون لزوما کوتاه یا ناچیز است. قرآن در بقره ۲:۲۱۴ (هنوز منتشر نشده) از دشواری‌هایی سخن می‌گوید که مؤمنان را به لرزه درآورد. پس محدود بودن چیزی از یک نظر، به معنای آسان بودن تجربه آن برای انسان نیست.

در ساختار آیه، تفاوت میان خوف و جوع از یک سو، و کاستی اموال، جان‌ها و ثمرات از سوی دیگر نیز شایسته تأمل است.

ترس و گرسنگی دو وضعیت‌اند که امکان برطرف شدن دارند. ترس می‌تواند با بازگشت امنیت فروکش کند و گرسنگی با رسیدن خوراک پایان یابد. البته اگر شدید یا طولانی شوند، ممکن است آسیب‌هایی برجای بگذارند که جبران آنها دشوار باشد.

اما نقص از کاسته شدن چیزی که وجود داشته سخن می‌گوید. مالی ممکن است نابود شود، محصول یک فصل از میان برود یا انسانی جان ببازد.

برطرف شدن یک حالت دشوار با بازگشت عین چیزی که از دست رفته یکسان نیست.

این تفاوت در زندگی واقعی اهمیت دارد. ممکن است انسان دوباره مالی به دست آورد یا باغ دیگری به بار بنشیند، اما این جبران لزوما همان مال یا همان محصول پیشین نیست. درباره فقدان انسان نیز نمی‌توان ورود فرد دیگری به زندگی بازماندگان را بازگشت همان شخص دانست.

در عین حال، از ساخت نحوی آیه نباید یک حکم قطعی فلسفی درباره تمام صورت‌های فقدان و جبران استخراج کرد. برای پیوند «نقص» با عبارت پیشین، بیش از یک تحلیل دستوری مطرح است؛ و آیه زمان و چگونگی جبران هر خسارت را مشخص نکرده است.

آنچه روشن است این است که آزمون با واقعیت‌های ملموس زندگی انسان پیوند دارد و رنج آن نباید کوچک شمرده شود.

۱۶. ترس و گرسنگی؛ آزمون، پیامد رفتار یا نبودن نعمت؟

قرآن ترس و گرسنگی را در چند سیاق متفاوت مطرح کرده است.

در بقره ۲:۱۵۵، این دو از زمینه‌های آزمون انسان‌اند.

در نحل ۱۶:۱۱۲ (هنوز منتشر نشده)، جامعه‌ای که از امنیت و روزی فراوان برخوردار بوده، در پی رفتار خود با گرسنگی و ترس روبه‌رو می‌شود.

اما در قریش ۱۰۶:۴ (هنوز منتشر نشده) آمده است:

الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ

همان که آنان را از گرسنگی خوراک داد و از ترس ایمن ساخت. قریش ۱۰۶:۴ (هنوز منتشر نشده)

در اینجا، برطرف شدن گرسنگی و ترس به عنوان نعمت الهی مطرح است.

این مقایسه بسیار مهم است. یک پدیده می‌تواند در سیاقی میدان آزمون باشد، در سیاق دیگری با پیامد کردار یک جامعه ارتباط پیدا کند و در سیاقی دیگر، برطرف شدن آن نعمتی از سوی خداوند معرفی شود.

پس نمی‌توان هر گرسنگی را مجازات شخص گرسنه دانست یا هر امنیتی را نشانه حقانیت صاحب آن معرفی کرد.

در همین جهان، انسان‌ها می‌توانند با رفتار خود به امنیت و روزی یکدیگر کمک کنند یا آنها را نابود سازند.

از این رو، شناخت علت یک وضعیت و داوری درباره مسئولیت افراد نیازمند بررسی شرایط واقعی و سیاق آیات است.


بخش پنجم: سنن الهی، اختیار انسان و مسئولیت اجتماعی

۱۷. آیا هر مصیبتی نتیجه گناه شخص گرفتار است؟

در شوری ۴۲:۳۰ (هنوز منتشر نشده) می‌خوانیم:

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَن كَثِيرٍ

و هر مصیبتی که به شما می‌رسد، با آنچه دست‌هایتان به دست آورده ارتباط دارد؛ و خداوند از بسیاری درمی‌گذرد. شوری ۴۲:۳۰ (هنوز منتشر نشده)

این آیه پیوند میان کردار انسان و پیامدهای آن را برجسته می‌کند. قرآن اجازه نمی‌دهد انسان رفتار خود را بی‌اثر بداند و همه پیامدهای نادرست را به نیروهایی بیرون از مسئولیت خویش نسبت دهد.

اما آیا می‌توان از این آیه نتیجه گرفت که هر شخصی که گرفتار مصیبت شد، حتما خودش مرتکب گناهی شده است که همان مصیبت مجازات آن است؟

چنین تعمیمی با دیگر آیات قرآن سازگار نیست.

در انفال ۸:۲۵ (هنوز منتشر نشده)، از فتنه‌ای هشدار داده شده که آسیب آن تنها به ستمگران محدود نمی‌ماند. بنابراین، پیامد رفتار گروهی از انسان‌ها می‌تواند به کسانی نیز برسد که در ایجاد آن رفتار شریک نبوده‌اند.

از سوی دیگر، قرآن در انعام ۶:۱۶۴ (هنوز منتشر نشده)، اسراء ۱۷:۱۵ (هنوز منتشر نشده) و نجم ۵۳:۳۸ (هنوز منتشر نشده) مسئولیت اخلاقی انسان را به کردار خود او پیوند می‌دهد و از انتقال بار گناه یک شخص به دیگری جلوگیری می‌کند.

پس باید میان دو حقیقت تفاوت گذاشت: ممکن است کسی از پیامد مادی عمل دیگری آسیب ببیند، اما این به معنای آن نیست که از نظر اخلاقی حامل گناه همان شخص شده است.

آسیب مشترک، به معنای گناه مشترک نیست.

در شوری ۴۲:۳۰ (هنوز منتشر نشده)، سخن از رابطه مصیبت و کردار انسان است. اما برای فهم این رابطه در زندگی جمعی، نباید نقش عمل دیگران، شرایط اجتماعی و دیگر آیات مربوط به مسئولیت فردی را حذف کرد.

۱۸. نمونه‌ای از مسئولیت انسان و اذن الهی

در آل عمران ۳:۱۶۵ (هنوز منتشر نشده)، قرآن درباره آسیبی که به مؤمنان رسیده از نقش خود آنان در پدید آمدن آن سخن می‌گوید. در آل عمران ۳:۱۶۶ (هنوز منتشر نشده)، همان رخداد در نسبت با اذن خداوند مطرح می‌شود.

این دو آیه نمونه مهمی از پیوند میان عمل انسان و حاکمیت الهی‌اند.

در نساء ۴:۷۸ (هنوز منتشر نشده) نیز رخدادها در قلمرو خداوند قرار می‌گیرند و در نساء ۴:۷۹ (هنوز منتشر نشده)، پیامد بد با خود انسان پیوند می‌یابد.

همچنین تغابن ۶۴:۱۱ (هنوز منتشر نشده) وقوع مصیبت را به اذن خداوند مربوط می‌سازد.

اما اذن وقوع یک پدیده با رضایت اخلاقی خداوند از هر عاملی که در آن دخالت داشته، یکسان نیست.

در بقره ۲:۱۰۲ نیز قرآن از امکان اثرگذاری کاری زیان‌بار به اذن خداوند سخن می‌گوید، در حالی که خود آن عمل نکوهش می‌شود.

پس چیزی ممکن است در نظام آفرینش امکان وقوع داشته باشد، اما از نظر اخلاقی همچنان نادرست باشد.

اگر انسانی از آتش برای پختن غذا استفاده کند، از خاصیتی در طبیعت بهره گرفته است. اگر همان آتش را برای سوزاندن خانه دیگری به کار گیرد، مرتکب ظلم شده است. قانون سوختن در هر دو وضعیت عمل می‌کند، اما ارزش اخلاقی دو رفتار یکسان نیست.

این مثال برای توضیح رابطه عمل و پیامد است، نه اینکه تمام سنن الهی را بتوان به فرمول‌های فیزیکی محدود کرد. قرآن در انبیاء ۲۱:۶۹ (هنوز منتشر نشده) نیز از فرمان الهی به آتش در ماجرای ابراهیم سخن می‌گوید. پس قانونمندی آفرینش را نباید به معنای محدود بودن قدرت خداوند به شناخت کنونی ما از طبیعت دانست.

آنچه برای مسئولیت انسان اهمیت دارد این است که وقوع یک عمل در قلمرو علم و مشیت خداوند، عامل انسانی آن را از پاسخ‌گویی معاف نمی‌کند.

این موضوع در مقاله شفاعت در قرآن؛ اذن الهی، مسئولیت انسان و پیوند مستقیم با خداوند با تفصیل بررسی شده است.

۱۹. سنن الهی؛ اراده خداوند در نظامی که انسان در آن انتخاب می‌کند

قرآن در فاطر ۳۵:۴۳ (هنوز منتشر نشده) از تغییرناپذیری سنت الهی سخن می‌گوید. در رعد ۱۳:۱۱ (هنوز منتشر نشده)، دگرگونی وضعیت یک قوم با دگرگونی آنچه در خودشان است پیوند می‌یابد. در انفال ۸:۵۳ (هنوز منتشر نشده) نیز تغییر نعمت با دگرگونی رفتار انسان‌ها مرتبط می‌شود.

این آیات نشان می‌دهند که کردار انسان در نظام الهی بی‌اثر نیست.

انسان در جهانی زندگی می‌کند که همه شرایط آن را خود نیافریده است. زمان تولد، خانواده، محیط طبیعی، بسیاری از ویژگی‌های بدن و امکانات اولیه زندگی بیرون از اختیار او بوده‌اند. اما در همین چارچوب، انتخاب‌های واقعی دارد.

در تکویر ۸۱:۲۸ (هنوز منتشر نشده)، خواست انسان برای حرکت در راه راست مطرح می‌شود و در تکویر ۸۱:۲۹ (هنوز منتشر نشده)، همان خواست در نسبت با مشیت پروردگار قرار می‌گیرد.

پس انسان نه موجودی با اختیار مطلق است و نه ابزاری بی‌اراده که تمام کردار او بدون انتخاب خودش رخ دهد.

در این نظام، خداوند آفریننده چارچوب و اسباب اثرگذاری است؛ اما انسان نیز در محدوده توانایی خود تصمیم می‌گیرد و مسئول تصمیم خویش است.

این نکته برای فهم سنن اجتماعی و اخلاقی اهمیت فراوان دارد.

اگر انسان‌ها منابع یک سرزمین را نابود کنند، نمی‌توانند تمام پیامدها را به «سرنوشت» نسبت دهند و مسئولیت خود را انکار کنند. اگر جامعه‌ای حقوق مردم را رعایت کند، برای آموزش و عدالت تلاش نماید و منابع خود را درست به کار گیرد، این انتخاب‌ها نیز در زندگی آن جامعه بی‌اثر نیستند.

با این حال، ثبات سنن الهی به معنای آن نیست که انسان بتواند زمان و کیفیت تمام پیامدها را به‌طور قطعی پیش‌بینی کند.

برای بررسی نسبت اختیار، قدر و شرایط بیرون از انتخاب انسان می‌توان به مقاله قضا و قدر؛ اختیار یا اجبار؟ مراجعه کرد.

۲۰. آیا فرد صالح از فساد اکثریت آسیب نمی‌بیند؟

انسان موجودی اجتماعی است. تصمیم‌های یک گروه می‌توانند بر زندگی گروه‌های دیگر اثر بگذارند.

تصور کنیم گروهی برای سود بیشتر، جنگل‌های گسترده‌ای را نابود می‌کنند. قطع و سوزاندن پوشش گیاهی می‌تواند به فرسایش خاک، از دست رفتن زیستگاه‌ها و آلودگی هوا دامن بزند.

در همان منطقه، انسانی زندگی می‌کند که سال‌ها برای حفاظت از جنگل‌ها تلاش کرده است. او هشدار داده، اعتراض کرده و از حقوق نسل‌های آینده دفاع نموده، اما تلاشش در برابر قدرت تخریب‌کنندگان نتیجه کافی نداشته است.

اکنون او نیز از پیامدهای تخریب آسیب می‌بیند.

آیا می‌توان گفت چون این انسان صالح بوده، آلودگی نباید بر بدن او اثر بگذارد؟ یا چون آسیب دیده، لابد خود مرتکب گناهی شده است؟

هر دو نتیجه نادرست‌اند.

قوانین مادی جهان هنگام رسیدن آلودگی به بدن انسان، میان کسی که جنگل را نابود کرده و کسی که برای حفظ آن تلاش نموده، از نظر اخلاقی داوری نمی‌کنند.

مسئولیت تخریب بر عهده عاملان آن است؛ اما آسیب می‌تواند به کسانی نیز برسد که در آن تخریب هیچ نقشی نداشته‌اند.

قرآن در روم ۳۰:۴۱ (هنوز منتشر نشده) فساد در خشکی و دریا را با کردار انسان‌ها پیوند می‌دهد. در بقره ۲:۲۰۵ (هنوز منتشر نشده) نیز از فساد در زمین و نابود کردن کشت و نسل سخن می‌گوید. اعراف ۷:۵۶ (هنوز منتشر نشده) نیز از فساد کردن در زمین پس از اصلاح آن نهی می‌کند.

این آیات نشان می‌دهند که رفتار انسان تنها بر زندگی شخصی او اثر نمی‌گذارد؛ زمین، منابع زندگی، جانوران و نسل‌های آینده نیز می‌توانند از آن آسیب ببینند.

پس اگر انسانی صالح در جامعه‌ای گرفتار فساد زندگی کند، ممکن است از پیامدهای رفتار دیگران آسیب ببیند، بی‌آنکه مسئولیت اخلاقی آن رفتار بر عهده او باشد.

در اینجا نباید از «آزمون الهی» وسیله‌ای برای تبرئه عاملان فساد ساخت.

۲۱. آیا خداوند رنج بی‌گناهان را برای آزار آنان می‌خواهد؟

وقتی قرآن از آزمون سخن می‌گوید، نباید بی‌درنگ نتیجه گرفت که خداوند هر مصیبت مشخصی را برای شکنجه، تحقیر یا مجازات شخص گرفتار پدید آورده است.

در بروج ۸۵:۴ (هنوز منتشر نشده) تا بروج ۸۵:۸ (هنوز منتشر نشده)، از کسانی سخن می‌رود که مؤمنان را به سبب ایمانشان آزار داده‌اند. در این داستان، ستم بر مؤمنان به رفتار ستمگران مربوط است؛ نه اینکه قربانیان به سبب ایمان خود مستحق آن آزار بوده باشند.

در نساء ۴:۴۰ (هنوز منتشر نشده) نیز قرآن از نفی ظلم از سوی خداوند سخن می‌گوید.

البته پرسش فلسفی بزرگ‌تری باقی می‌ماند: چرا خداوند اجازه می‌دهد انسان‌های بی‌گناه در جهانی که خود آفریده از پیامدهای ظلم دیگران آسیب ببینند؟

این پرسش را نباید با چند جمله ساده حل‌شده اعلام کرد.

قرآن از اختیار انسان، آزمون، سنن الهی، مهلت، حسابرسی و عدالت سخن گفته است. این مفاهیم می‌توانند در شناخت رابطه کردار انسان و پیامدها به ما کمک کنند، اما لزوما همه حکمت‌های یک مصیبت مشخص را برای ما روشن نمی‌سازند.

در بقره ۲:۲۱۶ (هنوز منتشر نشده) و نساء ۴:۱۹ (هنوز منتشر نشده) نیز محدودیت داوری انسان درباره خیر و شر برخی امور یادآوری می‌شود. با این حال، چنین آیاتی مجوز آن نیستند که هر ظلم یا جنایتی را به نام «خیر پنهان» توجیه کنیم.

اگر کسی مرتکب ستم شده، مسئولیت او با ادعای وجود حکمتی ناشناخته از میان نمی‌رود.

در داستان موسی و همراهش در کهف ۱۸:۶۰ (هنوز منتشر نشده) تا کهف ۱۸:۸۲ (هنوز منتشر نشده) نیز تفاوت میان ظاهر یک رخداد و آنچه انسان از حقیقت آن می‌داند مطرح شده است. اما پایان داستان در کهف ۱۸:۸۲ (هنوز منتشر نشده) نشان می‌دهد که آن اعمال در چارچوبی خاص بیان شده‌اند. هیچ انسان عادی حق ندارد از این داستان برای مشروع کردن آسیب رساندن به دیگران یا ادعای اختیار نامحدود بر جان مردم استفاده کند.

پس باید هم محدودیت علم خود را بشناسیم و هم در برابر ظلم و فساد مسئولیت‌پذیر بمانیم.

۲۲. فقر و توزیع ناعادلانه؛ آیا همه چیز را باید به تقدیر نسبت داد؟

گاهی محرومیت مردم نتیجه کمبود واقعی منابع است؛ اما گاهی منابع وجود دارند و مشکل در چگونگی دسترسی و توزیع آنهاست.

قرآن این موضوع را نیز نادیده نگرفته است.

در حشر ۵۹:۷ (هنوز منتشر نشده)، جلوگیری از گردش محدود ثروت تنها در میان توانگران مطرح می‌شود. در توبه ۹:۶۰ (هنوز منتشر نشده)، برای صدقات و گروه‌های برخوردار از آن احکام مشخص بیان شده است. در بقره ۲:۲۷۳ (هنوز منتشر نشده) نیز توجه به نیازمندانی مطرح می‌شود که شرایط آنان اجازه نمی‌دهد آزادانه در پی معاش باشند.

این آیات نشان می‌دهند که قرآن مسئله محرومیت را تنها به صبر شخص فقیر واگذار نکرده است؛ برای دارایی، انفاق، حقوق نیازمندان و مسئولیت جامعه نیز جایگاه تعیین کرده است.

اگر کسی دارایی عمومی را غارت کند یا راه دسترسی مردم به منابع ضروری زندگی را ببندد، نمی‌توان با نام آزمون الهی او را از پاسخ‌گویی معاف ساخت.

در اینجا، دینداری‌ای که تنها از فقیر صبر بخواهد اما درباره مسئولیت توانگران و صاحبان قدرت خاموش بماند، بخشی مهم از فرمان‌های قرآن را کنار گذاشته است.


بخش ششم: صبر، بشارت و جبران؛ آیا رنج پایان راه است؟

۲۳. صبر به معنای ماندن اجباری در ظلم نیست

در بقره ۲:۱۵۵، پس از یاد کردن ترس، گرسنگی و کاستی، خداوند فرمان می‌دهد صابران را بشارت بدهند.

اما صبر را نباید به تحمل خاموش ظلم محدود کرد.

در شوری ۴۲:۳۹ (هنوز منتشر نشده)، دفاع در برابر ستم از ویژگی‌های گروهی از مؤمنان بیان شده است. در شوری ۴۲:۴۱ (هنوز منتشر نشده)، کسی که پس از ستم دیدن از خود دفاع می‌کند نکوهش نمی‌شود. در شوری ۴۲:۴۳ (هنوز منتشر نشده) نیز صبر و بخشایش جایگاه ارزشی خود را دارند.

این آیات نشان می‌دهند که دفاع و دادخواهی می‌توانند مشروع باشند، همان‌گونه که بخشایش سنجیده نیز می‌تواند ارزشمند باشد.

در نساء ۴:۹۷ (هنوز منتشر نشده)، از کسانی پرسیده می‌شود چرا در شرایطی که امکان هجرت داشته‌اند در وضعیت ستم‌دیدگی باقی مانده‌اند. اما نساء ۴:۹۸ (هنوز منتشر نشده) برای کسانی که واقعا توان و راه خروج ندارند استثنا قائل می‌شود.

این تفاوت مهم است. قرآن انسان ناتوان را با کسی که امکان خروج و انتخاب دارد یکسان نمی‌داند.

پس نمی‌توان به تمام مظلومان گفت در همان محیط آسیب‌زا بمانید، زیرا دنیا زندان مؤمن است.

گاهی صبر به معنای پایداری در برابر فشار است؛ گاهی مهار واکنش نادرست؛ گاهی ادامه اصلاح؛ و گاهی ترک محیطی که انسان را از حق و مسئولیت خود بازمی‌دارد.

این موضوع در مقاله صبر در قرآن؛ معنای پایداری و معیار ارزش آن با تفصیل بررسی شده است.

۲۴. بشارت صابران چه چیزی را دربر می‌گیرد؟

در بقره ۲:۱۵۵، سخن از آزمون است، اما آیه با بشارت پایان می‌یابد.

در بقره ۲:۱۵۶، صابران هنگام رسیدن مصیبت، تعلق خود به خداوند و بازگشت به او را یادآوری می‌کنند. در بقره ۲:۱۵۷ (هنوز منتشر نشده)، از صلوات و رحمت پروردگار بر آنان سخن می‌رود و آنان هدایت‌یافتگان معرفی می‌شوند.

پس بشارت در سیاق نزدیک خود با رحمت و هدایت الهی پیوند دارد.

اما نباید از این نتیجه گرفت که قرآن برای صابران هیچ گشایش دنیوی وعده نداده است.

در نحل ۱۶:۴۱ (هنوز منتشر نشده)، جایگاه نیکوی دنیا برای کسانی که پس از ستمدیدگی هجرت کرده‌اند مطرح می‌شود. در اعراف ۷:۱۳۷ (هنوز منتشر نشده)، رهایی و برخورداری بنی‌اسرائیل پس از پایداری آنان بیان شده است.

در شرح ۹۴:۵ (هنوز منتشر نشده) و شرح ۹۴:۶ (هنوز منتشر نشده)، همراهی آسانی با سختی یادآوری می‌شود. در طلاق ۶۵:۷ (هنوز منتشر نشده) نیز در سیاق مسئولیت‌های مالی، از قرار دادن آسانی پس از دشواری سخن می‌رود.

این وعده‌ها واقعی‌اند، اما نباید از آنها نتیجه گرفت که هر انسان صابر در زمان دلخواه خود به تمام خواسته‌های مادی‌اش خواهد رسید.

قرآن در بقره ۲:۱۵۴ حتی از کسانی سخن می‌گوید که در راه خدا کشته شده‌اند. پس بشارت الهی را نمی‌توان به مصونیت جسمانی یا جبران فوری هر خسارت در همین زندگی محدود کرد.

۲۵. آیا خداوند آنچه را از دست رفته جبران می‌کند؟

در قرآن نمونه‌هایی از جبران و عطای دوباره وجود دارد.

در انبیاء ۲۱:۸۴ (هنوز منتشر نشده)، خداوند از برطرف شدن گرفتاری ایوب و عطای خانواده او و همانندشان سخن می‌گوید. در ص ۳۸:۴۳ نیز این موضوع مطرح شده است.

در داستان یوسف، بازگشت دیدار و پیوند خانواده پس از سال‌های جدایی در یوسف ۱۲:۹۳ (هنوز منتشر نشده) و آیات پس از آن بیان می‌شود.

در کهف ۱۸:۸۱ (هنوز منتشر نشده) نیز در داستانی خاص، از جایگزینی بهتر برای پدر و مادر سخن رفته است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که نباید امکان جبران و عطای بهتر را انکار کرد.

اما در عین حال، اینها روایت‌هایی از وضعیت‌های مشخص‌اند؛ نه قانونی عمومی که بر اساس آن بتوان به هر انسان مصیبت‌دیده وعده داد دقیقا همان چیز ازدست‌رفته در همین دنیا به او بازگردانده خواهد شد.

گاهی ترس با امنیت جایگزین می‌شود و گرسنگی با خوراک پایان می‌یابد. گاهی مال دیگری به دست می‌آید یا محصول تازه‌ای جای محصول نابودشده را می‌گیرد. اما جبران همیشه بازگشت عین چیز ازدست‌رفته نیست.

درباره فقدان جان نیز نباید درد بازماندگان را با وعده‌های بی‌پشتوانه کوچک شمرد.

قرآن از حیات کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند در بقره ۲:۱۵۴ و آل عمران ۳:۱۶۹ (هنوز منتشر نشده) سخن می‌گوید. در آل عمران ۳:۱۷۰ (هنوز منتشر نشده) نیز از شادی و بشارت آنان یاد می‌شود. این آیات افقی فراتر از پایان زندگی جسمانی را معرفی می‌کنند، اما کیفیت آن حیات را با تجربه معمول دنیوی ما یکسان نمی‌سازند.

همچنین در طور ۵۲:۲۱ (هنوز منتشر نشده)، از پیوند مؤمنان با نسل مؤمنشان در فرجام اخروی سخن می‌رود. اینها بخشی از میدان امید و وعده الهی‌اند، نه مجوزی برای تعیین قطعی چگونگی جبران تمام فقدان‌های فردی.

خداوند ممکن است نعمتی بهتر عطا کند، اما ما حق نداریم شکل و زمان آن عطا را بدون نص روشن تعیین کنیم.

۲۶. آیا صبر همیشه به پیروزی آشکار دنیوی می‌رسد؟

در برخی داستان‌های قرآن، صبر با گشایش و پیروزی همراه شده است. در یوسف ۱۲:۹۰ (هنوز منتشر نشده)، تقوا و صبر در کنار هم مطرح‌اند. در داستان بنی‌اسرائیل نیز پایداری آنان با رهایی از ستم پیوند یافته است.

اما قرآن در آل عمران ۳:۱۴۰ (هنوز منتشر نشده) از گردش روزهای پیروزی و شکست میان مردم سخن می‌گوید. در آل عمران ۳:۱۴۲ (هنوز منتشر نشده) نیز آزمون و صبر در همین زمینه مطرح می‌شوند.

پس صبر همیشه به معنای رسیدن فوری به نتیجه دلخواه نیست.

ممکن است انسانی برای حق تلاش کند و نتیجه کامل کوشش خود را در طول زندگی‌اش نبیند. ممکن است جامعه‌ای سال‌ها برای اصلاح وضع خود تلاش کند و راه تغییر طولانی باشد.

اما این واقعیت، رنج را به هدف زندگی تبدیل نمی‌کند و تلاش درست را نیز بی‌ارزش نمی‌سازد.

صبر، توان ایستادن بر آن چیزی است که باید بر آن پایدار ماند و بازداشتن خود از رفتاری است که نباید به سوی آن رفت؛ در برابر فشار یا کششی که انسان را به خلاف آن فرا می‌خواند.

از این رو، صبر را باید در نسبت با حق، عدالت، نیکوکاری و مسئولیت شناخت؛ نه تنها با مدت تحمل درد.


بخش هفتم: آیا روایت مشهور می‌تواند معیار فهم قرآن باشد؟

۲۷. اگر مقصود محرومیت قطعی مؤمن و آسایش قطعی کافر باشد

اکنون می‌توان دو سوی روایت مشهور را در برابر مجموعه آیات قرار داد.

اگر گفته شود هر مؤمن در دنیا محکوم به محرومیت و بدبختی است، این ادعا با وعده‌های نیکی دنیوی در هود ۱۱:۳ (هنوز منتشر نشده)، اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده)، اعراف ۷:۹۶ (هنوز منتشر نشده)، نحل ۱۶:۹۷ (هنوز منتشر نشده) و دیگر آیات سازگار نیست.

اگر گفته شود هر کافر در دنیا از زندگی بهشتی برخوردار است، این ادعا با آیات مربوط به رنج، تنگی، مجازات دنیوی و نابودی دارایی گروه‌هایی از کسانی که کفر ورزیده‌اند سازگار نیست؛ از جمله توبه ۹:۵۵ (هنوز منتشر نشده)، رعد ۱۳:۳۴ (هنوز منتشر نشده) و داستان صاحب دو باغ در کهف ۱۸:۳۲ (هنوز منتشر نشده) تا کهف ۱۸:۴۴ (هنوز منتشر نشده).

همچنین اسراء ۱۷:۲۰ (هنوز منتشر نشده) نشان می‌دهد عطای دنیا به دو گروه با جهت‌گیری متفاوت می‌رسد.

بنابراین، برداشت یادشده از روایت به عنوان قانونی همگانی درباره سرنوشت دنیوی مؤمن و کافر قابل دفاع نیست.

اگر کسی همچنان بخواهد این برداشت را به پیامبر نسبت دهد، باید پیش از هر چیز نشان دهد که چگونه آن را با مجموعه این آیات سازگار می‌سازد.

شهرت یک روایت، پاسخ این پرسش نیست.

۲۸. اگر مقصود مقایسه دنیا و آخرت باشد

ممکن است گفته شود دنیا در مقایسه با نعمت آخرت برای مؤمن مانند زندان است و در مقایسه با فرجام اخروی کسی که کفر می‌ورزد، مانند بهشت.

این برداشت با ادعای فقر قطعی مؤمن و رفاه قطعی کافر یکسان نیست.

قرآن نیز بارها از کوتاهی و ناپایداری متاع دنیا و برتری آخرت سخن گفته است؛ از جمله در آل عمران ۳:۱۸۵ (هنوز منتشر نشده)، حدید ۵۷:۲۰ (هنوز منتشر نشده)، عنکبوت ۲۹:۶۴ (هنوز منتشر نشده) و اعلی ۸۷:۱۷ (هنوز منتشر نشده).

اما در این صورت، تعبیر زندان و بهشت را باید یک مقایسه نسبی دانست، نه توصیف واقعی و مطلق کیفیت زندگی تمام انسان‌ها در دنیا.

حتی با چنین خوانشی نیز نمی‌توان وعده‌های زندگی پاکیزه، برکات و نیکی دنیوی را انکار کرد.

از سوی دیگر، اگر مقصود این باشد که برای برخی انسان‌ها بهره دنیوی در برابر آخرت ناچیز و گذراست، قرآن این معنا را با واژه‌ها و ساختارهای خود بیان کرده است. لازم نیست از تشبیه زندان و بهشت، قانونی تازه درباره برخورداری مادی گروه‌ها بسازیم.

۲۹. اگر مقصود خودداری مؤمن از خواسته‌های ناروا باشد

ممکن است زندان بودن دنیا تنها به معنای محدودیت اخلاقی مؤمن تفسیر شود.

در این صورت نیز باید میان خویشتن‌داری و محرومیت اجباری تفاوت گذاشت.

در نازعات ۷۹:۴۰ (هنوز منتشر نشده) و نازعات ۷۹:۴۱ (هنوز منتشر نشده)، خودداری نفس از هوای ناروا با فرجام نیک پیوند یافته است. این معنا با مسئولیت اخلاقی انسان هماهنگ است.

اما کسی که از ظلم، دروغ، تجاوز و خوردن مال دیگران خودداری می‌کند، به این معنا زندانی نیست که باید از تمام نعمت‌های مشروع محروم بماند.

قرآن در مائده ۵:۸۷ (هنوز منتشر نشده) و مائده ۵:۸۸ (هنوز منتشر نشده)، تحریم خودسرانه طیبات را رد کرده است. در اعراف ۷:۳۲ (هنوز منتشر نشده) نیز از حق بهره‌مندی بندگان از زینت و روزی‌های پاکیزه سخن می‌گوید.

پس خویشتن‌داری در برابر خواسته‌های ناروا، نام دیگری برای فقیر بودن یا محروم ساختن خود از خیر دنیا نیست.

در اینجا نیز اگر کسی از تعبیر زندان استفاده کند، باید روشن سازد که مقصود او یک تشبیه اخلاقی است؛ نه محکوم کردن مؤمن به رنج و بدبختی.

۳۰. «مسلمان» و «کافر»؛ آیا برچسب مذهبی سرنوشت را تعیین می‌کند؟

در کاربردهای رایج، گاهی تعبیر روایت به «دنیا جهنم مسلمان و بهشت کافر است» تغییر می‌کند. اما این عبارت عین متن روایت یادشده نیست.

همچنین باید مراقب بود که مفاهیم قرآنی ایمان، اسلام و کفر به برچسب‌های فرقه‌ای و هویتی تقلیل نیابند.

قرآن در نساء ۴:۱۲۳ (هنوز منتشر نشده)، آرزوها و ادعاهای هویتی را معیار قطعی فرجام انسان نمی‌داند. در نساء ۴:۱۲۴ (هنوز منتشر نشده) نیز ایمان و عمل صالح در کنار یکدیگر مطرح می‌شوند.

بنابراین، صرف وابستگی به یک جامعه مذهبی، تضمین نجات و برخورداری نیست؛ همان‌گونه که داوری نهایی درباره هر انسان را نمی‌توان تنها از نام و برچسبی که بر او گذاشته‌اند استخراج کرد.

در این پژوهش، مقصود از بررسی آیات مربوط به ایمان و کفر، ساختن دو طبقه اجتماعی ثابت از انسان‌های خوشبخت و بدبخت نیست.

موضوع، شناخت رابطه کردار، جهت‌گیری و مسئولیت انسان با وعده‌ها و هشدارهای قرآن است.

۳۱. وقتی دینداری به توجیه فقر و ظلم تبدیل می‌شود

خطر اصلی روایت‌محوری زمانی آشکار می‌شود که یک تعبیر مذهبی به ابزار خاموش کردن مسئولیت اجتماعی تبدیل گردد.

اگر مردم یک سرزمین گرفتار فقر ناشی از فساد باشند، نمی‌توان با گفتن اینکه دنیا زندان مؤمن است، مسئولیت کسانی را که دارایی عمومی را غارت کرده‌اند از میان برد.

اگر جامعه‌ای بر اثر جنگ و ستم ویران شده باشد، نمی‌توان از آسیب‌دیدگان خواست تنها صبر کنند و درباره عاملان جنگ و ظلم سخنی نگویند.

اگر منابع طبیعی یک منطقه نابود شده باشد، نباید پیامد آن را آزمون الهی نامید و از تخریب‌کنندگان حساب نخواست.

قرآن در ماعون ۱۰۷:۱ (هنوز منتشر نشده) از تکذیب دین سخن می‌گوید؛ در ماعون ۱۰۷:۲ (هنوز منتشر نشده)، رفتار نادرست با یتیم را مطرح می‌کند و در ماعون ۱۰۷:۳ (هنوز منتشر نشده)، بی‌اعتنایی به خوراک دادن به نیازمند را به نقد می‌گیرد.

این آیات پیوندی روشن میان حقیقت دین و رفتار اجتماعی انسان برقرار می‌کنند. کسی که حقوق محرومان را نادیده می‌گیرد، نمی‌تواند تنها با شعارهای مذهبی مدعی وفاداری به دین باشد.

در توبه ۹:۳۴ (هنوز منتشر نشده) نیز از گروهی از عالمان و راهبان سخن می‌رود که اموال مردم را به ناروا می‌خورند و آنان را از راه خدا بازمی‌دارند.

پس قرآن خود از سوءاستفاده از جایگاه مذهبی برای تصاحب مال و جلوگیری از حق انتقاد کرده است.

دینداری‌ای که تنها از فقیر صبر بخواهد، اما از ثروتمند ستمگر حساب نخواهد، بخشی بنیادین از پیام قرآن را کنار گذاشته است.

نمی‌توان با نام خداوند، ظلم انسان را توجیه کرد؛ و نمی‌توان با نام صبر، مسئولیت اصلاح جامعه را از میان برد.


تحلیل نهایی: زندگی دنیا در نظام سنن الهی چه جایگاهی دارد؟

اکنون می‌توان نتایج این پژوهش را در کنار یکدیگر قرار داد.

نخست، قرآن زندگی دنیا را به خودی خود زندان مؤمن و بهشت کافر معرفی نکرده است. در قرآن، دنیا زندگی نزدیک و گذرایی است که انسان در آن تجربه، انتخاب و عمل می‌کند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که انسان آن را تمام مقصد خود قرار دهد و به خاطر بهره محدود آن، حق و آخرت را کنار بگذارد.

دوم، قرآن برای اهل ایمان و عمل صالح از زندگی پاکیزه، نیکی دنیا، برکات و بشارت سخن گفته است. این وعده‌ها را نباید به نام روایت، زهد یا برداشت‌های مذهبی حذف کرد. در عین حال، نباید آنها را به ضمانت ثروت، سلامت و آسایش بی‌وقفه برای تک‌تک مؤمنان تبدیل نمود.

سوم، برخورداری کافران از متاع دنیا به معنای بهشت بودن زندگی آنان نیست. آراسته جلوه کردن دنیا در چشم انسان می‌تواند به ترجیح دادن بهره گذرا بر حقیقت پایدار مربوط باشد. همچنین قرآن از رنج، تنگی و پیامدهای نادرست کردار گروه‌هایی از کسانی که کفر ورزیده‌اند سخن گفته است.

چهارم، ابتلاء با مصیبت یکسان نیست. قرآن خیر و شر را هر دو میدان آزمون معرفی می‌کند. ثروت، قدرت، دانش، سلامت، محرومیت و فقدان می‌توانند انسان را با مسئولیت روبه‌رو کنند.

پنجم، سنن الهی اختیار انسان را از میان نمی‌برند. انسان در جهانی قانونمند زندگی می‌کند و کردار او پیامد دارد. وقوع یک حادثه در قلمرو اذن خداوند به معنای رضایت اخلاقی او از عامل ظالمانه آن نیست.

ششم، پیامدهای مادی کردار یک گروه می‌توانند به دیگران نیز برسند. انسانی صالح ممکن است از فساد جامعه آسیب ببیند، بی‌آنکه مسئولیت اخلاقی آن فساد را بر عهده داشته باشد. باید میان علت آسیب، مسئولیت عاملان و آزمون فرد آسیب‌دیده تفاوت گذاشت.

هفتم، صبر در قرآن فرمان عمومی به تحمل خاموش ظلم نیست. صبر ستوده می‌تواند در دادخواهی، مقاومت، مهار واکنش نادرست، هجرت، اصلاح و ادامه نیکوکاری آشکار شود.

سرانجام، بشارت صابران واقعی است، اما شکل و زمان آن را باید از آیات شناخت. قرآن نمونه‌هایی از جبران دنیوی و وعده‌های اخروی بیان کرده است، اما هیچ‌کس حق ندارد برای تمام خسارت‌های انسان‌ها، بدون دلیل قرآنی، یک فرمول قطعی و زمان‌بندی‌شده بسازد.

نتیجه‌گیری

زندگی دنیا در نگاه قرآن، میدان واقعی حیات، عمل، انتخاب، برخورداری و آزمون انسان است. آن معبود یگانه این جهان را تنها برای رنج کشیدن اهل ایمان معرفی نکرده و نیکی دنیا را نیز سهم انحصاری کسانی که کفر می‌ورزند ندانسته است.

وعده زندگی پاکیزه، برکات آسمان و زمین، رزق پاکیزه و بشارت در دنیا، بخشی از سخن روشن قرآن‌اند. این وعده‌ها را نمی‌توان به نام یک روایت مشهور از قرآن حذف کرد.

اما همین قرآن از آزمون، مصیبت، ستم و فقدان نیز سخن می‌گوید. انسان در جهانی زندگی می‌کند که رفتار دیگران می‌تواند بر زندگی او اثر بگذارد و گاهی یک فرد درستکار از پیامدهای فساد اکثریت آسیب می‌بیند.

سنن الهی اختیار انسان را باطل نمی‌کنند. برعکس، اعمال او را در جهانی واقعی و دارای پیامد قرار می‌دهند. کسی که ظلم می‌کند مسئول کردار خویش است و کسی که در برابر آن ایستادگی می‌کند، در راهی که انتخاب کرده آزموده می‌شود.

از سوی دیگر، برخورداری از ثروت نشانه قطعی رضایت خداوند نیست و محرومیت نیز دلیل خوار بودن انسان نزد او به شمار نمی‌آید. حقیقت ایمان و عمل صالح را نباید با ظاهر دارایی و قدرت سنجید.

نه ایمان حکم محکومیت به بدبختی است، نه کفر سند برخورداری از بهشت دنیا، و نه صبر فرمان سکوت در برابر ظلم.

آن معبود یگانه انسان را به ایمان، عمل صالح، تقوا، شکر، پایداری و مسئولیت‌پذیری فرا می‌خواند. انسان باید در همین دنیا برای حق، عدالت، آبادانی و زندگی پاکیزه تلاش کند؛ بی‌آنکه فرجام هستی را تنها به این زندگی محدود سازد.

دین‌داری‌ای که انسان را به تحمل فساد دعوت کند اما از عاملان فساد پاسخ نخواهد، نمی‌تواند خود را تنها با تکرار یک روایت توجیه کند. معیار باید همان قرآن باشد که هم از آزمون سخن می‌گوید، هم از مسئولیت انسان و هم از وعده نیکی و بشارت.

والله اعلم.


پژوهش‌های مرتبط

صبر در قرآن؛ معنای پایداری و معیار ارزش آن — بررسی صبر در مصیبت، مسئولیت، دادخواهی و مقاومت در برابر ستم.

شفاعت در قرآن؛ اذن الهی، مسئولیت انسان و پیوند مستقیم با خداوند — پژوهش درباره سنن الهی، مشیت، اذن، اختیار و اثرگذاری اعمال در نظام آفرینش.

قضا و قدر؛ اختیار یا اجبار؟ — بررسی اختیار واقعی انسان در میان شرایط و محدودیت‌هایی که همه آنها را خود تعیین نکرده است.

ریشه قرآنی ب ل و — بررسی آزمون الهی با خیر و شر.

ریشه قرآنی ث م ر — بررسی ثمرات، محصولات و معنای کاستی آنها در بقره ۲:۱۵۵.

چرا فساد انسان فقط در زمین است؟ — پژوهش درباره فساد در زمین، اختیار انسان و مسئولیت او در برابر محیط زیست.