مفاهیم قرآنی
صبر در قرآن؛ معنای پایداری و معیار ارزش آن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام آن معبود یگانه؛ فرارحمن، با رحمت فراگیر؛ فرارحیم، با رحمت ویژه.
مقدمه
صبر از آن مفاهیم قرآنی است که در برداشتهای رایج، معنای آن بیشتر به تحمل سختیها محدود شده است. وقتی انسانی بیمار میشود، عزیزی را از دست میدهد، گرفتار فقر میگردد یا با مصیبتی روبهرو میشود، معمولاً به او سفارش میکنند که صبر داشته باشد. در چنین کاربردی، صبر بیشتر به معنای تحمل رنج، شکایت نکردن، آرام ماندن و انتظار کشیدن فهمیده میشود.
این برداشت کاملاً بیارتباط با قرآن نیست. قرآن از صبر در برابر ترس، گرسنگی، از دست دادن اموال و جانها و دیگر دشواریهای زندگی سخن گفته است. اما آیا این موارد تمام حقیقت صبر را بیان میکنند، یا تنها بخشی از میدان معنایی آن هستند؟
اگر صبر فقط تحمل سختی باشد، چرا قرآن آن را در کنار حق، تقوا، عمل صالح، یقین، توکل و مرحمت قرار میدهد؟ چرا پیامبران به صبر فرمان داده میشوند، حتی هنگامی که مأمور به دعوت، اصلاح و مقابله با باطل هستند؟ چرا گاهی از صبر در میدان نبرد، گاهی در عبادت، گاهی در روابط اجتماعی و گاهی در برابر خواستهها و جاذبههای زندگی سخن گفته میشود؟
پرسش مهمتر این است که آیا هر نوع پایداری و مقاومت، از نگاه قرآن، ارزشمند است؟ انسانی که بر عقیده نادرست یا رفتار ظالمانه خود پافشاری میکند نیز ممکن است در برابر مخالفتها مقاومت نشان دهد. آیا صرف این مقاومت فضیلت است، یا ارزش آن به چیزی بستگی دارد که انسان بر آن پایداری میکند؟
برای پاسخ، باید نخست به خود واژه و کاربردهای آن بازگردیم. سپس بررسی کنیم که صبر در کدام سیاقها به کار رفته، با چه مفاهیمی همراه شده و چه تفاوتی با جزع، یأس، اصرار، استقامت، ثبات و عزم دارد.
روش این پژوهش، بررسی قرآن با خود قرآن است. شواهد زبانی میتوانند به فهم ساختار واژه کمک کنند، اما معیار نهایی داوری درباره مفهوم قرآنی صبر، مجموعه کاربردهای آن در خود قرآن خواهد بود. هرجا آیهای به عربی نقل میشود، متن و ترجمه کامل همان آیه ارائه خواهد شد. در موارد دیگر، برای حفظ پیوستگی بحث، تنها به نشانی آیه ارجاع داده میشود. همچنین باید توجه داشت که همراه آمدن دو مفهوم در یک آیه، بهخودیخود به معنای یکسان بودن آنها نیست.
این پژوهش ادعای ارائه معنایی نهایی و تغییرناپذیر برای همه کاربردهای صبر ندارد. هدف آن است که از مقایسه آیات، هسته مشترک معنایی، تفاوت سیاقها و معیار ارزش اخلاقی صبر تا جای ممکن روشن شود.
بخش نخست: پژوهش زبانی و میدان معنایی صبر
۱. ریشه «ص ب ر» و صورتهای آن در قرآن
ریشه سهحرفی «ص ب ر» در عربی با نگهداشتن، بازداشتن، مهار کردن، تحمل و پایداری پیوند دارد. این میدان معنایی از همان آغاز نشان میدهد که صبر الزاماً به معنای رنج کشیدن نیست. انسان ممکن است در برابر رنجی بیرونی پایداری کند، اما میتواند خود را از خواستهای بازدارد یا بر کاری که انجام آن دشوار شده است استمرار ورزد.
مشتقات این ریشه در قرآن ۱۰۳ بار، در ۹۳ آیه و ۴۵ سوره آمدهاند. در این شمارش، هر واژه مشتق از ریشه یک کاربرد محسوب میشود؛ بنابراین اگر در یک آیه دو مشتق آمده باشد، هر دو شمرده میشوند.
از نظر ساخت صرفی، این کاربردها چنین دستهبندی میشوند:
| صورت صرفی | تعداد کاربرد | توضیح |
|---|---|---|
| فعل ثلاثی مجرد | ۵۸ | مانند صَبَرَ، يَصْبِرُ و اصْبِرْ |
| فعل باب مفاعله | ۱ | صَابِرُوا |
| فعل باب افتعال | ۳ | اصْطَبِرْ |
| اسم صَبْر | ۱۵ | نام رفتار یا حالت پایداری |
| اسم فاعل، مذکر و مؤنث | ۲۲ | مانند صَابِر، صَابِرُونَ، صَابِرَات و صَابِرَة |
| صیغه مبالغه | ۴ | صَبَّار |
| مجموع | ۱۰۳ | در ۹۳ آیه |
این صورتها یکسان نیستند. فعل میتواند از انجام دادن یا فرمان به صبر سخن بگوید؛ اسم فاعل از شخص یا گروهی که به صبر وصف شدهاند؛ و صیغه مبالغه از شدت یا برجستگی این ویژگی. بااینحال، نباید از خود ساختمان صرفی، بدون توجه به آیه، نتیجه اخلاقی قطعی گرفت.
برای مثال، در کهف ۱۸:۶۹ (هنوز منتشر نشده) موسی وعده میدهد که صابر خواهد بود، اما ادامه داستان دشواری وفای به این وعده را نشان میدهد. پس حتی آمدن اسم فاعل نیز بهتنهایی اثبات نمیکند که صبر مورد نظر تحقق یافته است.
۲. صبر در ارتباط با چه چیزی قرار میگیرد؟
برای شناخت هسته معنایی صبر، باید دید این ریشه در جمله با چه چیزهایی ارتباط مییابد. قرآن گاهی موضوع صبر را صریح بیان میکند و گاهی جهت یا غایت آن را مشخص میسازد.
در بقره ۲:۶۱، بنیاسرائیل میگویند که بر یک نوع خوراک صبر نخواهند کرد. موضوع در اینجا گرسنگی، بیماری یا مصیبت نیست، بلکه نپذیرفتن استمرار در وضعیتی معین است.
در کهف ۱۸:۲۸ (هنوز منتشر نشده)، فرمان متوجه خود انسان است؛ یعنی نگه داشتن نفس در همراهی با گروهی مشخص. در لقمان ۳۱:۱۷ (هنوز منتشر نشده)، صبر به آنچه به انسان میرسد ارتباط دارد. در مدثر ۷۴:۷ (هنوز منتشر نشده) و طور ۵۲:۴۸ (هنوز منتشر نشده)، جهت صبر به خداوند یا حکم او مربوط میشود.
از مقایسه این موارد میتوان یک هسته مشترک پیشنهاد کرد: صبر به توان نگه داشتن، بازداشتن یا پایدار ماندن در برابر عاملی مربوط است که انسان را به تغییر وضعیت، رها کردن تصمیم یا پیروی از کششی دیگر میخواند.
اما این تعریف هنوز درباره درست یا نادرست بودن مسیر انسان داوری نمیکند.
۳. آیا هر پایداری در قرآن ارزشمند است؟
برای روشن شدن این مسئله، باید به آیاتی توجه کنیم که ریشه صبر در سخن مخالفان دعوت توحیدی آمده است.
وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَىٰ آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ
و سران آنان به راه افتادند و گفتند: بروید و بر معبودانتان پایداری کنید؛ بیگمان این کاری است که مقصودی از آن دنبال میشود.
در این آیه، سران مخالف دعوت پیامبر به پیروان خود فرمان میدهند که بر معبودانشان پایداری کنند. همان فعل امری که در دیگر آیات برای صبر ستوده به کار میرود، اینجا در خدمت حفظ باور نادرست آنان قرار گرفته است.
نکته جالب آن است که چند آیه بعد، در همان سوره، فرمان صبر این بار متوجه پیامبر میشود.
اصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ
بر آنچه میگویند صبر کن و بنده ما داوود را، که صاحب نیرو بود، یاد کن؛ بیگمان او بسیار بازگشتکننده بود.
در آیه نخست، مخالفان خواهان پایداری بر معبودان خود هستند. در آیه دوم، پیامبر مأمور است در برابر سخنان همان جریان مخالف صبر کند. واژه مشترک است، اما موضع و جهت دو طرف یکسان نیست.
نمونه روشنتر در سوره فرقان دیده میشود.
فرقان ۲۵:۴۲ (هنوز منتشر نشده)
إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا
نزدیک بود ما را از معبودانمان گمراه کند، اگر بر آنها پایداری نکرده بودیم؛ و بهزودی، هنگامی که عذاب را ببینند، خواهند دانست چه کسی گمراهتر از راه است.
اینجا مخالفان، پایداری خود بر معبودانشان را با افتخار بیان میکنند. آنان گمان دارند که در برابر دعوت پیامبر مقاومت کرده و از باور پیشینشان محافظت نمودهاند.
همین سوره در فرقان ۲۵:۷۵ (هنوز منتشر نشده) از پاداش کسانی سخن میگوید که صبر کردهاند. پس یک ریشه میتواند در سخن گروههای متفاوت و برای رفتارهایی با ارزشهای متفاوت به کار رود.
نمونه دیگری در طور ۵۲:۱۶ (هنوز منتشر نشده) دیده میشود.
اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
در آن بسوزید؛ صبر کنید یا صبر نکنید، برای شما یکسان است. تنها جزای آنچه انجام میدادید به شما داده میشود.
در این سیاق، صبر کردن و نکردن، سرانجام مخاطبان را تغییر نمیدهد. در بقره ۲:۱۷۵ (هنوز منتشر نشده) و فصلت ۴۱:۲۴ (هنوز منتشر نشده) نیز ریشه صبر در زمینهای آمده که ستایشآمیز نیست.
بنابراین، باید میان دو سطح تفاوت گذاشت: صبر در معنای عام زبانی، که به ظرفیت تحمل و پایداری مربوط است، و صبر ستوده، که قرآن آن را در چارچوب هدایت، تقوا و عمل صالح ارزشمند معرفی میکند.
این دو اصطلاح، نامگذاری تحلیلی این پژوهشاند، نه دو واژه مستقل در متن قرآن.
نتیجه آن است که هر پایداریای ارزش اخلاقی ندارد. انسان میتواند بر حقیقت پایدار بماند، اما میتواند بر تعصب، منافع نادرست یا باور باطل نیز اصرار ورزد.
بخش دوم: چرا انسان به صبر نیاز دارد؟
۴. انسان در برابر سختی و آسایش
قرآن انسان را موجودی معرفی میکند که با دشواری، کشش، ترس، امید، نعمت و محرومیت روبهرو میشود.
در بلد ۹۰:۴ (هنوز منتشر نشده) از آفریده شدن انسان در رنج و دشواری سخن رفته است. در انشقاق ۸۴:۶ (هنوز منتشر نشده)، زندگی انسان با کوشش و حرکت به سوی پروردگار پیوند یافته است. در انبیاء ۲۱:۳۵ (هنوز منتشر نشده) نیز آزمون انسان با بدی و نیکی مطرح میشود.
اما نیاز انسان به صبر تنها از دشواریهای بیرونی ناشی نمیشود. قرآن به واکنشهای درونی او نیز توجه دارد.
معارج ۷۰:۱۹ (هنوز منتشر نشده)
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا
بیگمان انسان بیقرار و کمظرفیت آفریده شده است.
معارج ۷۰:۲۰ (هنوز منتشر نشده)
إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا
هنگامی که بدی به او برسد، بیتابی میکند.
معارج ۷۰:۲۱ (هنوز منتشر نشده)
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا
و هنگامی که نیکی به او برسد، بازدارنده و دریغکننده میشود.
معارج ۷۰:۲۲ (هنوز منتشر نشده)
إِلَّا الْمُصَلِّينَ
مگر برپاکنندگان صلاة.
این آیات دو واکنش متفاوت انسان را نشان میدهند: بیتابی در برابر ناخوشی و دریغ کردن هنگام برخورداری از نیکی. در ادامه سوره، مجموعهای از ویژگیهای کسانی بیان میشود که از این وضعیت استثنا شدهاند.
بنابراین، مسئله فقط تحمل مصیبت نیست. انسان هم در محرومیت و هم در برخورداری میتواند از تعادل خارج شود.
در هود ۱۱:۹ (هنوز منتشر نشده)، ۱۱:۱۰ (هنوز منتشر نشده)، ۱۱:۱۱ (هنوز منتشر نشده) نیز این دو سوی آزمون دیده میشود. انسان پس از از دست دادن رحمت، ممکن است گرفتار یأس و ناسپاسی گردد؛ و پس از رسیدن نعمت، به شادی خودپسندانه و فخرفروشی کشیده شود. سپس کسانی که صبر کرده و عمل صالح انجام دادهاند، استثنا میشوند.
این مجموعه نشان میدهد که صبر تنها پاسخی به رنج نیست؛ بخشی از توان انسان برای حفظ جهت درست در میان تغییرات زندگی است.
همنشینی «صبّار» و «شکور» این پیوند را روشنتر میکند. هر چهار کاربرد «صبّار» در قرآن همراه «شکور» آمده است: ابراهیم ۱۴:۵ (هنوز منتشر نشده)، لقمان ۳۱:۳۱ (هنوز منتشر نشده)، سبأ ۳۴:۱۹ (هنوز منتشر نشده) و شوری ۴۲:۳۳ (هنوز منتشر نشده). این همراهی، پایداری و شکر را در مواجهه با آیات و دگرگونیهای زندگی به یکدیگر نزدیک میکند؛ اما بهتنهایی نمیگوید که صبر فقط برای سختی و شکر فقط برای آسایش است. هر دو میتوانند در حفظ جهت درست انسان در وضعیتهای گوناگون نقش داشته باشند. برای بررسی تخصصی شکر و نسبت آن با شناخت و بهکارگیری نعمت، پژوهش «شکر در قرآن» را بخوانید.
۵. صبر در مصیبت؛ معنایی درست اما محدود
یکی از آشکارترین میدانهای صبر، برخورد انسان با ترس، گرسنگی، فقدان و دشواری است.
وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و قطعاً شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاستی در اموال و جانها و ثمرات میآزماییم؛ و به صابران بشارت بده.
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
همان کسانی که چون مصیبتی به آنان برسد، میگویند: ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم.
در این آیات، صبر با مصیبت رابطه مستقیم دارد. اما صابران صرفاً با تحمل درد تعریف نشدهاند. آنچه از آنان نقل میشود، یادآوری تعلقشان به خداوند و بازگشت به اوست.
در بقره ۲:۴۵، ۲:۴۶ نیز یادآوری ملاقات پروردگار و بازگشت به او با خشوع ارتباط یافته است. بنابراین، سخن صابران در بقره ۲:۱۵۶ (هنوز منتشر نشده) را میتوان در چارچوب نگاه گستردهتر قرآن به زندگی و بازگشت انسان فهمید.
اما یکی از مهمترین آیات این موضوع، بقره ۲:۱۷۷ (هنوز منتشر نشده) است.
لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
نیکی آن نیست که رویهای خود را به سوی مشرق و مغرب بگردانید؛ بلکه نیکی آن است که انسان به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورد، و مال را با وجود دوست داشتن آن به خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان و درراهماندگان و درخواستکنندگان و برای آزادی بندگان بدهد، و صلاة را برپا دارد و زکات را بپردازد؛ و کسانی که چون عهد میبندند به عهد خود وفا میکنند، و صابران در سختی و آسیب و هنگام نبرد؛ آنان کسانی هستند که راست گفتند و آنان همان پرهیزگارانند.
این آیه صبر را در سه زمینه یاد میکند: سختی و تنگدستی، آسیب و رنج، و هنگام رویارویی و نبرد. اما همین ویژگی را در کنار ایمان، بخشش مال، وفای به عهد، صلاة و زکات قرار میدهد.
پس صبر در برابر مصیبت، بخشی اصیل از مفهوم قرآنی آن است، اما نه تمام آن. صابر میتواند در دشواری پایدار بماند و همزمان به مسئولیتهای خود در برابر دیگران عمل کند.
۶. صبر زیبا؛ آیا صابر حق اندوه و شکایت دارد؟
داستان یعقوب یکی از روشنترین نمونهها برای پاسخ به این پرسش است.
وَجَاءُوا عَلَىٰ قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
و پیراهن او را با خونی دروغین آوردند. گفت: بلکه نفسهای شما کاری را برایتان آراسته است. پس صبری زیبا؛ و خداوند در برابر آنچه وصف میکنید، یاریخواسته است.
یعقوب روایت فرزندانش را بیچونوچرا نمیپذیرد. او به آنچه در پس رفتارشان میبیند اشاره میکند و سپس از صبر زیبا و یاری خداوند سخن میگوید.
در ادامه داستان، پس از ماجرای برادر دیگر یوسف، بار دیگر همین تعبیر را به کار میبرد.
قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
گفت: بلکه نفسهای شما کاری را برایتان آراسته است. پس صبری زیبا؛ امید است خداوند همه آنان را نزد من بازآورد. بیگمان او دانای حکیم است.
در این آیه، صبر زیبا با امید همراه است. یعقوب هنوز بازگشت فرزندانش را ممکن میداند. در یوسف ۱۲:۸۷ (هنوز منتشر نشده) نیز آنان را به جستوجو فرمان میدهد و از ناامیدی نسبت به رحمت خداوند بازمیدارد.
در عین حال، قرآن اندوه عمیق یعقوب را پنهان نمیکند. در یوسف ۱۲:۸۴ (هنوز منتشر نشده)، از اندوه او و تأثیر آن بر چشمانش سخن میگوید.
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
گفت: من پریشانی و اندوه خود را تنها به خدا شکایت میبرم، و از خدا چیزی میدانم که شما نمیدانید.
یعقوب، با وجود صبر زیبا، اندوه دارد، رنج میکشد، از خدا یاری میخواهد و امید خود را حفظ میکند. بنابراین، از داستان او نمیتوان نتیجه گرفت که صبر به معنای نداشتن اندوه یا پنهان کردن احساسات است.
ایوب نیز چنین نمونهای دارد.
انبیاء ۲۱:۸۳ (هنوز منتشر نشده)
وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
و ایوب را، آنگاه که پروردگارش را ندا داد: بهراستی آسیب و رنج به من رسیده است، و تو مهربانترین مهربانانی.
قرآن در ص ۳۸:۴۴ (هنوز منتشر نشده) ایوب را صابر معرفی میکند. بااینحال، او رنج خود را بیان کرده و برای برطرف شدن آن به خدا روی آورده است.
در معارج ۷۰:۵ (هنوز منتشر نشده) نیز از صبر زیبا سخن رفته است. تعبیر «جمیل» در کنار مفاهیم دیگری مانند گذشت زیبا در حجر ۱۵:۸۵ (هنوز منتشر نشده) و کنارهگیری زیبا در مزمل ۷۳:۱۰ (هنوز منتشر نشده) نیز آمده است. این کاربردها نشان میدهند که قرآن گاهی کیفیت انجام یک رفتار را نیز مهم میداند، نه فقط اصل آن را؛ اما نمیتوان بدون بررسی جداگانه، برای «جمیل» در تمام این موارد تعریف کاملاً یکسانی مقرر کرد.
نکته دیگر، تفاوت میان بیان اندوه و بیتابیای است که انسان را از مسیر خود دور میسازد. یعقوب اندوهگین است، اما امید و پیگیری را کنار نمیگذارد. همین تمایز برای فهم صبر اهمیت دارد.
همچنین نباید از اینکه یعقوب شکایت خود را به خدا میبرد، نتیجه گرفت که هرگونه بیان رنج به انسانهای دیگر ممنوع است. قرآن در نساء ۴:۱۴۸ (هنوز منتشر نشده) برای کسی که مورد ظلم قرار گرفته است، در موضوع آشکار کردن سخن ناخوشایند استثنا قائل میشود. در مجادله ۵۸:۱ (هنوز منتشر نشده) نیز زنی با پیامبر درباره رفتار شوهرش گفتوگو و مجادله میکند و به خدا شکایت میبرد، و خداوند شنیدن آن گفتوگو را بیان میکند.
بنابراین، آنچه از مجموع این آیات به دست میآید، منع مطلق شکایت نیست. باید به موضوع شکایت، شیوه بیان آن و رفتاری که از آن پدید میآید توجه کرد.
۷. جزع، یأس، سستی و اصرار؛ چه چیزهایی را نباید با صبر یکسان دانست؟
قرآن در برخی آیات، جزع و صبر را در برابر یکدیگر قرار میدهد. در ابراهیم ۱۴:۲۱ (هنوز منتشر نشده)، کسانی که در آخرت گرفتار نتیجه اعمال خود شدهاند، میگویند که برای آنان بیتابی کردن یا صبر کردن یکسان است. در معارج ۷۰:۱۹ (هنوز منتشر نشده)، ۷۰:۲۰ (هنوز منتشر نشده)، ۷۰:۲۱ (هنوز منتشر نشده) نیز جزع از واکنشهای انسان در برابر ناخوشی معرفی میشود.
از این مقایسه میتوان دریافت که جزع، از یک جهت، در برابر ظرفیت تحمل و مهار واکنش قرار دارد. اما جزع را نباید به هر نوع گریه، اندوه یا درخواست یاری تعمیم داد؛ داستان یعقوب و ایوب چنین تعمیمی را تأیید نمیکند.
یأس نیز با صبر رابطه مهمی دارد. در یوسف ۱۲:۸۷ (هنوز منتشر نشده)، یعقوب فرزندانش را از ناامیدی بازمیدارد؛ در حالی که پیشتر از صبر زیبا سخن گفته است. این دو مفهوم در داستان او به یکدیگر نزدیکاند، اما مترادف یا متضاد کامل نیستند. ممکن است انسان از نتیجهای مشخص ناامید شود، اما همچنان در مسئولیتی دیگر پایدار بماند. بنابراین، یأس را باید با توجه به موضوع آن بررسی کرد.
واژههای وهن، ضعف و استکانه در آلعمران ۳:۱۴۶ (هنوز منتشر نشده) با وضع کسانی ارتباط دارند که در راه خدا دچار آسیب شدهاند اما سستی و فروپاشی نشان ندادهاند. در انفال ۸:۴۶ (هنوز منتشر نشده) نیز از تنازع و پیامدهای آن، یعنی سستی و از دست رفتن نیرو، سخن رفته است.
در سوی دیگر، قرآن از اصرار، لجاج، استکبار و پیروی از خواهش نفس نیز سخن میگوید. آلعمران ۳:۱۳۵ (هنوز منتشر نشده)، جاثیه ۴۵:۸ (هنوز منتشر نشده)، نوح ۷۱:۷ (هنوز منتشر نشده) و ملک ۶۷:۲۱ (هنوز منتشر نشده) از نمونههای مربوطاند.
این مفاهیم همیشه به معنای ناآگاهی ساده نیستند. انسان گاهی با وجود شناخت، بر رفتاری نادرست پافشاری میکند. در نمل ۲۷:۱۴ (هنوز منتشر نشده)، حتی از انکار با وجود یقین درونی سخن رفته است.
پس تفاوت صبر ستوده با اصرار بر باطل را نباید صرفاً در آگاه بودن یا ناآگاه بودن جستوجو کرد. معیار مهمتر، حقیقت و جهت پایداری، انگیزه آن و رفتار حاصل از آن است.
برای بررسی دقیقتر انکار، کفر و تفاوت کاربردهای آنها در سیاقهای گوناگون، پژوهش «کافر در قرآن» را بخوانید؛ نباید هر ناآگاهی یا اختلاف دیدگاه را با انکار آگاهانه یکسان گرفت.
بخش سوم: صبر در میدان مسئولیت و عمل
۸. صبر و حق؛ دانستن حقیقت با وفادار ماندن به آن یکسان نیست
سوره عصر صبر را در کنار حق و عمل صالح مطرح میکند.
وَالْعَصْرِ
سوگند به عصر.
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ
بیگمان انسان در زیان است.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.
حق و صبر در این سوره دو امر جداگانهاند که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این جدایی اهمیت دارد؛ زیرا شناخت حقیقت الزاماً به معنای توان وفادار ماندن به آن در شرایط دشوار نیست.
انسان ممکن است درستی یک رفتار را بداند، اما ترس، منفعت، فشار اجتماعی یا تمایل درونی او را به ترک آن بکشاند. صبر در چنین وضعیتی، توان عملی وفادار ماندن به چیزی است که درست شناخته شده است.
این برداشت با یونس ۱۰:۱۰۹ (هنوز منتشر نشده) و روم ۳۰:۶۰ (هنوز منتشر نشده) نیز سازگار است.
وَاتَّبِعْ مَا يُوحَىٰ إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ
و از آنچه به تو وحی میشود پیروی کن و صبر کن تا خداوند داوری کند؛ و او بهترین داوران است.
در این آیه، پیروی از وحی و صبر همراهاند. صبر جای پیروی را نمیگیرد، بلکه در کنار آن قرار دارد.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ
پس صبر کن؛ بیگمان وعده خدا حق است، و مبادا کسانی که یقین ندارند تو را سبکسر و بیثبات سازند.
در اینجا، صبر با حق بودن وعده خداوند و مقاومت در برابر تأثیر مخالفان ارتباط دارد.
پس صبر، خود معیار شناخت حقیقت نیست؛ اما در سیاق هدایت، توان ادامه دادن مسیر حقیقت را فراهم میکند. از این جهت، صبر یک فضیلت عملی است که میان شناخت، تصمیم و رفتار پیوند برقرار میسازد.
پیوند صبر با یقین و مسئولیت هدایت در سجده ۳۲:۲۴ (هنوز منتشر نشده) نیز آشکار است. قرآن از امامانی در میان بنیاسرائیل سخن میگوید که به فرمان خدا هدایت میکردند، آنگاه که صبر کردند و به آیات او یقین داشتند. در اینجا صبر در کنار یقین و جهت الهیِ هدایت قرار دارد؛ بنابراین، صرف پایداری یا داشتن پیروان، برای اثبات حقانیت یک پیشوا کافی نیست. این نسبت در پژوهش «امامت در قرآن؛ جایگاه ابراهیم و مسئله رهبری» با تفصیل بیشتری بررسی شده است.
۹. صبر و مرحمت؛ پایداری در کار دشوار نیکوکاری
سوره بلد از راه دشوار و رفتارهایی مانند آزاد کردن برده و خوراک دادن به نیازمندان سخن میگوید. سپس ایمان، صبر و مرحمت را کنار هم قرار میدهد.
ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
سپس از کسانی باشد که ایمان آوردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند و یکدیگر را به مهربانی سفارش کردند.
این همنشینی، صبر را از بیتفاوتی نسبت به رنج دیگران جدا میکند. در سیاق این سوره، انسان تنها مأمور به تحمل دشواریهای خود نیست، بلکه به پیمودن راه دشوار نیکوکاری و توجه به نیاز دیگران نیز فراخوانده میشود.
در انسان ۷۶:۸ (هنوز منتشر نشده)، ۷۶:۹ (هنوز منتشر نشده)، ۷۶:۱۰ (هنوز منتشر نشده)، ۷۶:۱۱ (هنوز منتشر نشده)، ۷۶:۱۲ (هنوز منتشر نشده) نیز خوراک دادن به نیازمند، یتیم و اسیر، بدون چشمداشت پاداش از آنان، در مجموعهای قرار میگیرد که سرانجام با پاداش صبر پیوند یافته است.
در بقره ۲:۱۷۷ (هنوز منتشر نشده) نیز بخشش مال با وجود دوست داشتن آن، در کنار صبر و دیگر ویژگیهای نیکوکاران آمده است.
از این مجموعه میتوان دریافت که صبر میتواند در راه انجام کار خیر، تحمل هزینه آن و ادامه مسئولیت اجتماعی ظهور کند.
چنین صبری، سفارش دادن به محرومان برای پذیرش خاموش رنجشان نیست؛ بلکه با مسئولیت انسان در برابر آنان همراه است.
۱۰. صبر و اصلاح؛ پایداری در برابر فشار نادرست
در اندرز لقمان به فرزندش، صبر در کنار مسئولیت اصلاحی آمده است.
لقمان ۳۱:۱۷ (هنوز منتشر نشده)
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
ای پسرکم، صلاة را برپا دار، به کار شناختهشده نیک فرمان بده و از کار ناپسند بازدار، و بر آنچه به تو میرسد صبر کن؛ بیگمان این از کارهای استوار و باعزم است.
در این آیه، صبر با مسئولیت عمل و اصلاح همراه شده است. انسان ممکن است هنگام انجام وظیفه خود با دشواری روبهرو شود، اما نباید صرف وجود دشواری او را از انجام مسئولیت بازدارد.
در آلعمران ۳:۱۸۶ (هنوز منتشر نشده)، صبر و تقوا در برابر آزارهای فراوان از کارهای باعزم معرفی شدهاند. در شوری ۴۲:۴۳ (هنوز منتشر نشده) نیز صبر و بخشایش با همین تعبیر ارتباط یافتهاند. این سه کاربرد نشان میدهند که صبر میتواند در کنار رفتارهای متفاوت، نشانه استواری تصمیم باشد.
در انسان ۷۶:۲۴ (هنوز منتشر نشده)، صبر حتی با نافرمانی از درخواست نادرست همراه شده است.
انسان ۷۶:۲۴ (هنوز منتشر نشده)
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا
پس برای حکم پروردگارت صبر کن و از میان آنان هیچ گناهکار یا بسیار ناسپاسی را اطاعت مکن.
در اینجا، صبر به معنای تسلیم شدن در برابر فشار اشخاص نیست. پایداری در حکم پروردگار با اطاعت نکردن از کسانی همراه است که قرآن آنان را گناهکار یا ناسپاس توصیف میکند.
این آیه نشان میدهد که گاهی صبر در خودداری از کاری ظاهر میشود که دیگران انسان را به انجام آن میفشارند.
۱۱. صبر در برابر تهدید و در میدان مقابله
در داستان ساحرانی که پس از مشاهده نشانههای موسی ایمان آوردند، فرعون آنان را تهدید به مجازات میکند. پاسخ آنان چنین است:
اعراف ۷:۱۲۶ (هنوز منتشر نشده)
وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ
و تو از ما چیزی را ناخوش نمیداری مگر اینکه هنگامی که آیات پروردگارمان به ما رسید، به آنها ایمان آوردیم. پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز و ما را در حال تسلیم به خود بمیران.
در اینجا صبر به معنای تحمل خاموش فرمان فرعون نیست، بلکه توان حفظ موضع در برابر تهدید اوست.
تعبیر درخواست فرو ریختن صبر در بقره ۲:۲۵۰ (هنوز منتشر نشده) نیز آمده است.
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
و هنگامی که در برابر جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز و گامهایمان را استوار بدار و ما را بر قوم کافر پیروز گردان.
در هر دو آیه، انسانها برای صبر از خداوند یاری میخواهند. این نشان میدهد که صبر در قرآن تنها یک نیروی مستقل از رابطه انسان با خداوند معرفی نشده است. انسان به پایداری فرمان داده میشود و در عین حال میتواند برای کسب آن از خداوند یاری بخواهد.
در آلعمران ۳:۱۴۶ (هنوز منتشر نشده)، کسانی که در راه خدا دچار آسیب شدهاند، به سبب سست نشدن و سر فرود نیاوردن ستوده میشوند. در انفال ۸:۶۵ (هنوز منتشر نشده)، ۸:۶۶ (هنوز منتشر نشده) نیز صبر در زمینه توان مقاومت مطرح است؛ بااینحال، آیه ۶۶ واقعیت ضعف انسان و سبک شدن تکلیف را نادیده نمیگیرد.
آلعمران ۳:۲۰۰ (هنوز منتشر نشده)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید، در پایداری با دیگران مقابله کنید، آماده و استوار بمانید و از خدا پروا داشته باشید، باشد که رستگار شوید.
در این آیه، دو صورت «اصْبِرُوا» و «صَابِرُوا» کنار یکدیگر آمدهاند. صورت دوم از باب مفاعله است و میتواند معنای پایداری در برابر پایداری طرف مقابل یا کوشش برای پایدارتر ماندن را برساند. اما نمیتوان تنها با اتکا به ساختمان صرفی، یکی از این احتمالها را معنای قطعی دانست.
آنچه از سیاق روشن است، پیوند صبر با مقابله، آمادگی و تقواست. پایداری در میدان برخورد، با حفظ معیار اخلاقی همراه شده است.
۱۲. صبر و عدالت؛ دادخواهی یا بخشایش؟
یکی از مهمترین پرسشهای این پژوهش آن است که آیا صبر، انسان مظلوم را از دفاع و دادخواهی بازمیدارد؟
پاسخ این پرسش را باید از مجموعه آیات شوری ۴۲:۳۶ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۳۷ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۳۸ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۳۹ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۴۰ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۴۱ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۴۲ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۴۳ (هنوز منتشر نشده) دریافت، نه تنها از آیه پایانی آن.
در شوری ۴۲:۳۶ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۳۷ (هنوز منتشر نشده)، ۴۲:۳۸ (هنوز منتشر نشده)، گروهی از مؤمنان با توکل، پرهیز از گناه، گذشت هنگام خشم، برپاداشتن صلاة، مشورت و انفاق وصف شدهاند. سپس قرآن ویژگی دیگری را مطرح میکند.
وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ
و کسانی که چون تجاوز و ستمی به آنان برسد، از خود دفاع میکنند و حق خویش را میگیرند.
این آیه بسیار مهم است؛ زیرا دفاع در برابر ستم را در میان ویژگیهای همین گروه از مؤمنان آورده است.
وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
و جزای یک بدی، بدیای همانند آن است؛ پس هرکس ببخشد و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. بیگمان او ستمگران را دوست ندارد.
وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَٰئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ
و کسانی که پس از ستمی که بر آنان رفته است از خود دفاع کنند و حق خویش را بگیرند، هیچ راه سرزنشی بر آنان نیست.
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
راه سرزنش تنها بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین بهناحق تجاوز میکنند؛ آنان عذابی دردناک دارند.
وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
و هرکس صبر کند و ببخشد، بیگمان این از کارهای استوار و باعزم است.
مجموعه این آیات دو راه را مطرح میکند: دفاع و دادخواهی در برابر ستم، و صبر همراه با بخشایش.
در این سیاق، صبر و بخشایش میتوانند بدیل مقابله به مثل باشند. قرآن دفاع متناسب را نفی نمیکند، اما بخشایش همراه با اصلاح را نیز ارزشمند میشمارد.
این تمایز در نحل ۱۶:۱۲۶ (هنوز منتشر نشده) دیده میشود.
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ
و اگر مقابله به عقوبت کردید، به همان اندازه که عقوبت شدهاید مقابله کنید؛ و اگر صبر کنید، قطعاً برای صابران بهتر است.
در این آیه نیز صبر، در یک موقعیت مشخص، در برابر پاسخ متقابل قرار گرفته است. پس نمیتوان گفت که صبر در همه آیات به معنای همزمان اقدام کردن و دفاع نمودن است.
اما از این کاربرد خاص نیز نمیتوان نتیجه گرفت که صبر در تمام قرآن فقط ترک مقابله است. در آیات مربوط به هجرت، دعوت، جهاد و امر به معروف، صبر با ادامه عمل همراه شده است.
بنابراین، باید میان دو کاربرد تمایز گذاشت: صبر در هنگام انجام مسئولیت و مقاومت، و صبر به معنای خودداری از واکنشی که انسان حق انجام آن را دارد، اما گذشت را برمیگزیند.
در موضوع مظلومیت، قرآن حتی بیان شکایت را نیز بهطور مطلق ممنوع نمیسازد.
لَّا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا
خداوند آشکار کردن سخن ناخوشایند را دوست ندارد، مگر از کسی که بر او ستم شده باشد؛ و خداوند شنوا و داناست.
در مجادله ۵۸:۱ (هنوز منتشر نشده) نیز از شنیده شدن گفتوگوی زنی که درباره وضعیت زناشویی خود اعتراض و شکایت میکند، سخن رفته است.
از این آیات روشن میشود که صبر را نمیتوان به ابزاری برای خاموش کردن مظلوم، سلب حق دادخواهی یا حفظ وضعیت ظالمانه تبدیل کرد.
اما دفاع نیز بیحد و مرز نیست. قرآن پاسخ متناسب را مطرح میکند و تعدی را نمیپذیرد. بنابراین، صبر و عدالت در یک چارچوب اخلاقی فهمیده میشوند، نه در تقابل مطلق با یکدیگر.
۱۳. صبر در برابر خشم و واکنش فوری
در روابط انسانی، صبر گاهی به معنای بازداشتن خود از پاسخی است که ممکن است از خشم یا دشمنی برخیزد.
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
و نیکی و بدی یکسان نیستند. با آنچه نیکوتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی نزدیک و صمیمی میشود.
وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
و این را جز کسانی که صبر کردند دریافت نمیکنند، و جز کسی که بهرهای بزرگ دارد آن را دریافت نمیکند.
در اینجا، صبر با انتخاب پاسخ بهتر به رفتار نادرست دیگران ارتباط دارد. انسان میتواند زیر تأثیر خشم، پاسخی فوری و تند بدهد، اما میتواند خود را نگاه دارد و رفتاری سنجیدهتر انتخاب کند.
این معنا با آلعمران ۳:۱۳۴ (هنوز منتشر نشده) نیز ارتباط دارد؛ جایی که فروبردن خشم و بخشایش مردم از ویژگیهای نیکوکاران معرفی میشود. در شوری ۴۲:۳۷ (هنوز منتشر نشده) نیز گذشت هنگام خشم مطرح شده است.
البته صبر در برابر خشم به معنای ناتوانی از واکنش نیست. گاهی انسان قدرت تلافی دارد، اما آن را به دلیل مصلحتی نیکوتر کنار میگذارد.
در مزمل ۷۳:۱۰ (هنوز منتشر نشده) نیز صبر با کنارهگیری زیبا همراه شده است. در چنین وضعیتی، صبر نه ادامه دادن جدال به هر قیمت، بلکه میتواند ترک کشمکشی باشد که ادامه آن نتیجهای نیکو ندارد.
۱۴. صبر و هجرت؛ پایداری همیشه ماندن نیست
در سوره نحل، صبر با هجرت پس از ستم پیوند یافته است.
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
و کسانی که در راه خدا، پس از آنکه مورد ستم قرار گرفتند، هجرت کردند، قطعاً در دنیا جایگاهی نیکو برای آنان فراهم میکنیم؛ و پاداش آخرت بزرگتر است، اگر میدانستند.
الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
همان کسانی که صبر کردند و بر پروردگارشان توکل میکنند.
صابرانِ آیه دوم همان کسانی هستند که در آیه پیش از آن از هجرتشان سخن رفته است.
این پیوند مهم است. آنان برای حفظ ایمان و راه خود، شرایط زندگی را تغییر دادهاند. بنابراین، صبر آنان به معنای باقی ماندن در همان وضعیت ستمبار نبوده است.
در نحل ۱۶:۱۱۰ (هنوز منتشر نشده) نیز هجرت، کوشش و صبر در کنار یکدیگر آمدهاند. در عنکبوت ۲۹:۵۶ (هنوز منتشر نشده)، ۲۹:۵۷ (هنوز منتشر نشده)، ۲۹:۵۸ (هنوز منتشر نشده)، ۲۹:۵۹ (هنوز منتشر نشده)، گستردگی زمین خدا، ایمان، عمل و صبر با توکل ارتباط یافتهاند.
اما این بدان معنا نیست که هر هجرتی صبر است یا هر ماندنی خلاف آن. در ابراهیم ۱۴:۱۲ (هنوز منتشر نشده)، ۱۴:۱۳ (هنوز منتشر نشده)، ۱۴:۱۴ (هنوز منتشر نشده)، پیامبران در برابر تهدید و آزار، بر راه خود پایداری میکنند. گاهی پایداری نیازمند ماندن و تحمل فشار است و گاهی نیازمند ترک محیطی که ادامه زندگی درست را ناممکن ساخته است.
پس صبر به مکان وابسته نیست؛ به حفظ جهت درست در میان دشواری تصمیم وابسته است.
بخش چهارم: صبر در برابر جاذبهها، خواستهها و محدودیت دانش
۱۵. صبر در برابر زینت زندگی دنیا
یکی از کاربردهای مهم صبر در سوره کهف آمده است.
وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا
و خود را با کسانی نگه دار که بامداد و شامگاه پروردگارشان را میخوانند و وجه او را میجویند؛ و چشمانت از آنان به سوی زینت زندگی دنیا نگذرد، و از کسی اطاعت مکن که دلش را از یاد خود غافل کردهایم و از خواهش خویش پیروی کرده و کارش از اندازه گذشته است.
در این آیه، صبر به معنای نگه داشتن خود در همراهی با گروهی از مردم است. عامل فشار یا کشش نیز مشخص شده است: زینت زندگی دنیا و پیروی از خواهش نفس.
در انعام ۶:۵۲ (هنوز منتشر نشده) نیز از راندن کسانی نهی شده است که بامداد و شامگاه پروردگارشان را میخوانند و وجه او را میجویند. این شباهت نشان میدهد که موضوع تنها یک احساس درونی نیست؛ انتخاب همراهان و داوری بر اساس جایگاه اجتماعی نیز در میان است.
در داستان قارون، همین آزمون از زاویه دیگری دیده میشود. در قصص ۲۸:۷۹ (هنوز منتشر نشده)، کسانی زینت و دارایی او را میبینند و آرزوی داشتن همان جایگاه را مطرح میکنند. در آیه بعد، صاحبان علم پاسخ میدهند.
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ
و کسانی که دانش به آنان داده شده بود گفتند: وای بر شما، پاداش خدا برای کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام داد بهتر است؛ و این را جز صابران دریافت نمیکنند.
این آیه، دانش و صبر را در برابر جاذبه ثروت و زینت دنیا به هم نزدیک میکند. انسان ممکن است بداند که پاداش خداوند برتر است، اما در برابر نمایش ثروت و قدرت، جهت خود را از دست بدهد.
بنابراین، صبر تنها مقاومت در برابر آنچه انسان را میآزارد نیست؛ گاهی مقاومت در برابر چیزی است که انسان را جذب میکند.
۱۶. صبر و استمرار در عبادت
در بقره ۲:۱۵۳، صبر و صلاة بهعنوان دو راه یاری جستن مطرح شدهاند.
بقره ۲:۱۵۳
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از صبر و صلاة یاری بجویید؛ بیگمان خداوند با صابران است.
در مریم ۱۹:۶۵ (هنوز منتشر نشده) و طه ۲۰:۱۳۲ (هنوز منتشر نشده) نیز صورت «اصْطَبِرْ» در پیوند با عبادت و صلاة آمده است. این صورت از باب افتعال است و در این سیاق میتواند استمرار همراه با کوشش را برساند.
پیوند بسیار روشنی میان دو آیه پیاپی سوره طه دیده میشود.
وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ
و چشمانت را به سوی آنچه گروههایی از آنان را از آن برخوردار ساختهایم، یعنی شکوفه زندگی دنیا، دراز مکن تا آنان را در آن بیازماییم؛ و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ
و خانوادهات را به صلاة فرمان بده و بر آن پایداری کن. ما از تو روزی نمیخواهیم؛ ما به تو روزی میدهیم، و فرجام از آن تقواست.
آیه نخست درباره کشش زینت زندگی دنیاست و آیه دوم به استمرار در صلاة فرمان میدهد. این همنشینی نشان میدهد که صبر در عبادت میتواند پاسخی عملی به فشار خواستهها و جاذبههایی باشد که انسان را از مسئولیت خود دور میکنند.
البته صبر و صلاة دو مفهوم مستقلاند. صبر میتواند نیروی استمرار در عبادت باشد، اما معنای خود عبادت را نمیتوان در صبر خلاصه کرد.
برای بررسی مستقل معنای صلاة و کاربردهای آن، به پژوهش «صلاة در قرآن» مراجعه کنید.
در قمر ۵۴:۲۷ (هنوز منتشر نشده) نیز «اصْطَبِرْ» در کنار انتظار و مراقبت آمده است. این کاربرد نشان میدهد که صبر گاهی با انتظار همراه میشود، اما خود واژه صبر مترادف مطلق انتظار نیست. قرآن برای انتظار، مراقبت و درنگ نیز واژههای دیگری دارد.
۱۷. صبر، دانش و محدودیت آگاهی انسان
در داستان همراهی موسی با بندهای که خداوند به او دانشی ویژه داده است، صبر با توانایی فهم و تحمل آنچه هنوز روشن نشده ارتباط مییابد.
قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا
گفت: تو هرگز نمیتوانی با من صبر کنی.
وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا
و چگونه بر چیزی صبر میکنی که از آن آگاهی فراگیر نداری؟
قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا
گفت: اگر خدا بخواهد مرا صابر خواهی یافت و از هیچ فرمانی از تو سرپیچی نخواهم کرد.
در این داستان، موسی وعده صبر میدهد، اما در ادامه با رویدادهایی روبهرو میشود که علت آنها را نمیداند و درباره آنها پرسش میکند.
در کهف ۱۸:۷۰ (هنوز منتشر نشده)، همراه او برای ادامه همراهی شرطی تعیین میکند که تا زمان توضیح دادن رویدادها از آنها پرسش نکند. در پایان داستان، در کهف ۱۸:۷۸ (هنوز منتشر نشده)، ۱۸:۷۹ (هنوز منتشر نشده)، ۱۸:۸۰ (هنوز منتشر نشده)، ۱۸:۸۱ (هنوز منتشر نشده)، ۱۸:۸۲ (هنوز منتشر نشده)، توضیح و تأویل اعمال ارائه میشود.
این آیات نشان میدهند که نداشتن آگاهی کافی از علت و فرجام یک رخداد میتواند توان صبر را دشوار سازد. همچنین میتوان از آنها درباره شتاب نکردن در داوری و شناخت محدودیت دانش انسان تأمل کرد.
اما نباید از این داستان مجوزی عمومی برای تعطیل کردن پرسش، نقد یا تشخیص اخلاقی استخراج کرد. داستان درباره موقعیتی خاص است و سرانجام خود قرآن توضیح رویدادها را نقل میکند. افزون بر آن، وعده موسی مبنی بر اطاعت، در چارچوب همان همراهی و شرط مشخص بیان شده است.
نکته اصلی این است که دانش و صبر میتوانند یکدیگر را تقویت کنند، اما یکی نیستند. شناخت یک موضوع، توان پایداری در برابر دشواری آن را بهطور خودکار تضمین نمیکند.
۱۸. صبر و واژههای نزدیک؛ استقامت، ثبات، عزم و رباط
در قرآن، مفاهیمی مانند استقامت، ثبات، عزم و رباط با صبر ارتباط دارند، اما در همه سیاقها مترادف آن نیستند.
استقامت در هود ۱۱:۱۱۲ (هنوز منتشر نشده)، فصلت ۴۱:۳۰ (هنوز منتشر نشده) و شوری ۴۲:۱۵ (هنوز منتشر نشده) با راست و پایدار ماندن بر مسیر ارتباط دارد. ثبات در انفال ۸:۴۵ (هنوز منتشر نشده) و ابراهیم ۱۴:۲۷ (هنوز منتشر نشده) با استوار ماندن و استوار ساختن مطرح شده است. عزم در آلعمران ۳:۱۵۹ (هنوز منتشر نشده)، طه ۲۰:۱۱۵ (هنوز منتشر نشده) و احقاف ۴۶:۳۵ (هنوز منتشر نشده) با تصمیم و استواری اراده ارتباط دارد.
در انفال، ثبات و صبر در دو آیه پیاپی آمدهاند.
انفال ۸:۴۵ (هنوز منتشر نشده)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با گروهی روبهرو شدید، استوار بمانید و خداوند را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.
انفال ۸:۴۶ (هنوز منتشر نشده)
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
و از خدا و فرستادهاش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست شوید و نیروی شما از میان برود؛ و صبر کنید، بیگمان خداوند با صابران است.
در این دو آیه، ثبات در رویارویی و صبر در مجموعهای گستردهتر از فرمانها قرار گرفتهاند. صبر در کنار پرهیز از نزاع و حفظ توان جمعی مطرح شده است.
از این همنشینی میتوان دریافت که ثبات و صبر همپوشانی دارند، اما انتخاب دو واژه در دو فرمان، زمینهای برای بررسی تفاوت تأکید آنها فراهم میکند.
در احقاف ۴۶:۳۵ (هنوز منتشر نشده) نیز صبر با پیامبران صاحب عزم همراه شده است. از این ارتباط نمیتوان نتیجه گرفت که عزم و صبر دقیقاً یک چیز هستند. عزم میتواند به استواری تصمیم مربوط باشد، در حالی که صبر به نگه داشتن آن تصمیم در برابر فشار و دشواری ارتباط پیدا کند.
این تمایز، یک پیشنهاد تحلیلی بر پایه سیاقهاست، نه قانونی قطعی که همه موارد استعمال این واژهها را بهطور کامل از یکدیگر جدا کند.
۱۹. آیا صبر با تسلیم منافات دارد؟
در بررسی صبر باید میان تسلیم به خداوند و تسلیم در برابر قدرت نادرست تفاوت گذاشت.
در داستان فرزند ابراهیم، صبر با پذیرش فرمانی که در روایت قرآنی به خداوند مربوط است همراه شده است.
صافات ۳۷:۱۰۲ (هنوز منتشر نشده)
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَىٰ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ
پس هنگامی که همراه او به سن کوشش و تلاش رسید، گفت: ای پسرکم، من در خواب میبینم که تو را ذبح میکنم؛ پس بنگر چه میاندیشی. گفت: ای پدرم، آنچه را به آن فرمان داده میشوی انجام بده؛ اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت.
صافات ۳۷:۱۰۳ (هنوز منتشر نشده)
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ
پس هنگامی که هر دو تسلیم شدند و او را بر پیشانی به زمین نهاد.
این دو آیه صبر و تسلیم را در یک داستان کنار یکدیگر قرار میدهند. بنابراین، نمیتوان صبر را در همه موارد مقابل تسلیم دانست.
در اعراف ۷:۱۲۶ (هنوز منتشر نشده) نیز کسانی که در برابر فرعون ایستادگی میکنند، از خداوند صبر میخواهند و درخواست میکنند در حال تسلیم به او بمیرند.
اما در انسان ۷۶:۲۴ (هنوز منتشر نشده)، صبر با اطاعت نکردن از گناهکار و ناسپاس همراه شده است.
پس مسئله اصلی، خود تسلیم یا مقاومت نیست، بلکه متعلق آن است. تسلیم شدن در برابر فرمان خداوند، با تسلیم شدن در برابر فشار ستمگر یکسان نیست.
این تمایز نشان میدهد که برای فهم صبر باید همواره پرسید انسان در برابر چه چیزی پایداری میکند و در برابر چه چیزی خود را نگاه میدارد.
بخش پنجم: صبر و نتیجه آن
۲۰. آیا صبر همیشه پیروزی دنیوی به همراه دارد؟
قرآن از پاداش بزرگ صابران سخن گفته است. در بقره ۲:۱۵۷ (هنوز منتشر نشده)، رحمت و هدایت برای صابران بیان میشود. در رعد ۱۳:۲۴ (هنوز منتشر نشده)، نحل ۱۶:۹۶ (هنوز منتشر نشده)، فرقان ۲۵:۷۵ (هنوز منتشر نشده) و انسان ۷۶:۱۲ (هنوز منتشر نشده) نیز پاداش صبر مطرح شده است.
اما نباید از این وعدهها نتیجه گرفت که هر صابری الزاماً در زمان دلخواه خود به آسایش، ثروت یا پیروزی دنیوی میرسد.
در آلعمران ۳:۱۴۰ (هنوز منتشر نشده)، ۳:۱۴۱ (هنوز منتشر نشده)، ۳:۱۴۲ (هنوز منتشر نشده)، مؤمنان با آسیب، شکست و آزمون روبهرو میشوند و صبر آنان در همین وضعیت مطرح است. در بقره ۲:۱۵۵ (هنوز منتشر نشده)، ۲:۱۵۶ (هنوز منتشر نشده)، ۲:۱۵۷ (هنوز منتشر نشده) نیز صابران کسانیاند که مصیبت را تجربه میکنند، نه کسانی که از هر مصیبتی مصون ماندهاند.
در برخی داستانها، صبر با نجات و پیروزی همراه شده است؛ مانند اعراف ۷:۱۳۷ (هنوز منتشر نشده) درباره بنیاسرائیل و انعام ۶:۳۴ (هنوز منتشر نشده) درباره پیامبران پیشین. اما این موارد را نمیتوان به وعدهای تبدیل کرد که هر فرد صابر در هر شرایطی نتیجه دلخواه دنیوی خود را خواهد دید.
در غافر ۴۰:۷۷ (هنوز منتشر نشده)، فرمان صبر با وعده حق خداوند همراه شده است، در حالی که آیه احتمال میدهد پیامبر تمام آنچه را به مخالفان وعده داده شده، در زندگی خود مشاهده نکند.
در زمر ۳۹:۱۰ (هنوز منتشر نشده) نیز پاداش صابران بیحساب معرفی شده است.
پس صبر ستوده، از نظر قرآن، ارزشی دارد که به نتیجه فوری و قابل مشاهده دنیوی محدود نمیشود.
با این حال، صبر به معنای بیاهمیت دانستن نتیجه عمل نیز نیست. انسان همچنان مأمور به تلاش، اصلاح، عدالت، پرهیز از خطا و انجام مسئولیت است. صبر، تضمین نتیجه مطلوب در زمان مورد انتظار نیست؛ توان وفادار ماندن به مسیر درست، حتی هنگامی است که نتیجه هنوز روشن نشده یا دشواریها ادامه دارند.
تحلیل نهایی: صبر چه چیزی است و چه چیزی نیست؟
بررسی آیات نشان میدهد که صبر در معنای عام زبانی، ظرفیت تحمل، نگه داشتن و پایداری است. این ظرفیت میتواند در وضعیتهای گوناگون و حتی در خدمت هدف نادرست به کار رود.
اما صبر ستوده قرآنی، این توانایی را در پیوند با حق، تقوا، توکل، عمل صالح، مرحمت، یقین و مسئولیت قرار میدهد.
در یک سوی آن، انسان باید بر چیزی پایدار بماند که رها کردنش نادرست است؛ مانند وفاداری به حق، ادامه مسئولیت، حفظ عهد، عبادت و نیکوکاری.
در سوی دیگر، انسان باید خود را از چیزی بازدارد که پیروی از آن نادرست است؛ مانند وسوسه، خشمِ ویرانگر، ظلم، پیروی از خواهش نفس و واکنش نامتناسب.
این دو جهت با یکدیگر تعارض ندارند. گاهی برای ادامه دادن راه درست، انسان باید از راه نادرست خودداری کند. و گاهی خودداری از واکنش زیانبار، همان کاری است که پایداری بر ارزشهایش را ممکن میسازد.
از همین رو، صبر را نمیتوان با رفتار ظاهری یکسانی شناخت. سکوت ممکن است در وضعیتی نشانه صبر باشد و در وضعیتی دیگر نشانه ترس یا بیاعتنایی. سخن گفتن و اعتراض کردن نیز ممکن است گاهی ناشی از خشم و شتابزدگی باشد و گاهی از مسئولیت و وفاداری به حق برخیزد.
همچنین ماندن در یک وضعیت همیشه صبر نیست؛ چنانکه ترک کردن آن نیز همیشه نشانه بیصبری نیست. گاهی انسان باید بماند و مقاومت کند و گاهی برای حفظ ارزشها و مسئولیتهای خود باید هجرت یا تغییر مسیر دهد.
برای داوری درباره صبر، چهار پرسش راهنما به دست میآید:
- انسان بر چه چیزی پایداری میکند؟
- در برابر کدام فشار یا کشش مقاومت نشان میدهد؟
- انگیزه و منشأ پایداری او چیست؟
- این پایداری به چه رفتار و نتیجهای میانجامد؟
این چهار پرسش کمک میکنند میان صبر آگاهانه و اصرار بر باطل، میان تحمل مصیبت و پذیرش ظلم، و میان خودداری سنجیده و بیعملی تفاوت گذاشته شود.
نتیجهگیری
صبر در قرآن مفهومی گستردهتر از تحمل بیماری، فقر، مصیبت و دشواریهای زندگی دارد. این موارد بخشی از میدان کاربرد آن هستند، اما تمام آن نیستند.
از بررسی ریشه و سیاق آیات روشن میشود که صبر به توان نگه داشتن، بازداشتن و پایداری مربوط است. بااینحال، این توانایی بهتنهایی معیار حق و باطل نیست؛ زیرا قرآن از پایداری بر باور نادرست نیز با همین ریشه سخن گفته است.
در میدان هدایت قرآنی، صبر هنگامی ارزشمند میشود که انسان را در مسیر درست پایدار نگه دارد و او را از کششها و واکنشهایی بازدارد که به ترک حق یا انجام نادرستی میانجامند.
بنابراین، میتوان تعریف زیر را بهعنوان نتیجه این پژوهش پیشنهاد کرد:
صبر ستوده در قرآن، توان نگه داشتن و مهار خویش در برابر فشارها و کششهاست؛ بهگونهای که انسان بر راه درست پایدار بماند، از واکنش ناروا خودداری کند و، در جای مناسب، با وجود حق مقابله، بخشایش را برگزیند.
این توانایی گاهی در تحمل مصیبت ظاهر میشود، گاهی در وفاداری به حق، گاهی در مهار خشم، گاهی در بخشایش، گاهی در مقاومت در برابر ستم، گاهی در ترک یک محیط آسیبزا و گاهی در استمرار عبادت و نیکوکاری.
صبر، به این معنا، نه مترادف رنج کشیدن است، نه فرمانی عمومی به سکوت و تسلیم، و نه مجوزی برای پافشاری بر هر عقیده و خواستهای.
ارزش صبر را باید از حقیقتِ مسیری شناخت که انسان در آن پایداری میکند و از رفتاری که این پایداری در زندگی او پدید میآورد.
پیوست پژوهشی: نمایه کاربردهای ریشه «ص ب ر» در قرآن
برای امکان بازبینی مستقل و اطمینان از اینکه پژوهش تنها بر چند آیه مشهور بنا نشده است، نشانی تمام ۹۳ آیه دارای مشتقات ریشه «ص ب ر» در ادامه آمده است. برخی آیات بیش از یک مشتق دارند؛ از همین رو شمار کاربردها ۱۰۳ است.
مجموع: ۱۰۳ کاربرد در ۹۳ آیه از ۴۵ سوره.
این نمایه تنها شامل آیاتی است که خود ریشه «ص ب ر» در آنها آمده است. آیات دیگری که برای شناخت مفاهیم مرتبط مانند جزع، یأس، تقوا، عدالت، هجرت، ثبات و استقامت به کار رفتهاند، جزو این شمارش نیستند.
منبع شمارش و صورتهای صرفی: Quranic Arabic Corpus — Ṣ-B-R.