ریشه قرآنی ر ع ي

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

رَعَى؛ چرا، مراقبت و رعایت چیزی که به توجه سپرده شده است

ریشه «ر ع ي» در قرآن از یک میدان بسیار ملموس آغاز می‌شود: چارپایی که می‌چرد و انسانی که از چارپا مراقبت می‌کند. همین خانواده در سطحی دیگر برای مراقبت از عهد، امانت و امری به کار می‌رود که نباید از حوزه توجه و مسئولیت انسان خارج شود.

صورت‌های پایه این خانواده رَعَى، رَاعَى و رَاعٍ هستند. در قرآن، مشتق‌های آنها را در صورت‌هایی مانند وَارْعَوْا، رَعَوْهَا، رَاعِنَا و رَاعُونَ می‌بینیم؛ رِعَاء، رِعَايَة و مَرْعَى نیز در آیات آمده‌اند.

این ریشه از نظر صرفی ناقص یایی است؛ یعنی حرف پایانی ریشه «ی» است و در بعضی ساخت‌ها این حرف تغییر می‌کند یا از ظاهر واژه حذف می‌شود. این ویژگی برای فهم صورت‌هایی مانند راعٍ و مَرْعَى مفید است، اما معنای ریشه را خود وزن صرفی تعیین نمی‌کند.

در این خانواده یک ویژگی مهم دیده می‌شود: فعل «رعى» هم درباره حیوانی به کار می‌رود که می‌چرد و هم درباره انسانی که حیوان را می‌چراند و از آن مراقبت می‌کند. از همین میدان، معنای گسترده‌تر «رعایت کردن» قابل فهم می‌شود.

راعی فقط حضور فیزیکی کنار گله ندارد؛ آنچه در اختیار اوست باید مورد توجه قرار گیرد، رها نشود و به نیازهایش رسیدگی شود. زبان عربی همین خانواده را درباره عهد، امانت، حق و اموری که باید درست مراعات شوند نیز به کار برده است.

این پیوند واقعی است، اما نباید به تمثیلی بیش از اندازه گسترش یابد. هر بار که قرآن از «رعایت عهد» سخن می‌گوید، لزوما تصویر گله و چوپان را فعال نمی‌کند.

تعریف اولیه ریشه را می‌توان چنین بیان کرد:

ر ع ي: خانواده‌ای با دو کاربرد پیوسته؛ چرا کردن یا چراندن و مراقبت از دام، و توجه و رسیدگی به چیزی، از جمله پاس داشتن عهد و امانت. استمرار مراقبت در بسیاری از این کاربردها برجسته است، اما نباید آن را در همه صورت‌ها شرطی مستقل و قطعی در معنای واژه دانست.

صورت‌ها و عنوان‌های بررسی‌شده

عربی کهن؛ چرا کردن، چراندن و زیر نظر داشتن

در عربی گفته می‌شد:

رَعَتِ الماشيةُ الكلأَ

یعنی چارپایان گیاه را چریدند.

و:

رَعَيْتُ الإبلَ

یعنی شتران را چراندم و از آنها مراقبت کردم.

پس از همان کاربرد پایه، دو سوی یک رابطه دیده می‌شود: حیوان می‌چرد و راعی آن را می‌چراند و نگهداری می‌کند.

«راعٍ» اسم فاعل از همین فعل است. صورت اصلی آن راعي است، اما چون اسم منقوص است، یای پایانی در حالت نکره رفع و جر حذف می‌شود:

راعٍ

در حالی که با «ال» یا در حالت اضافه، یاء باقی می‌ماند:

الراعي

و:

راعي الغنم

این تفاوت صرفی است، نه تفاوت معنایی.

جمع آن نیز در قرآن به صورت الرِّعَاء آمده است.

در زبان کهن، میدان ریشه از دامداری فراتر می‌رفت. گفته می‌شد رعى العهد یا رعى الحق؛ یعنی عهد یا حق را نگه داشت و مقتضای آن را رعایت کرد.

حتی درباره توجه پیوسته به چیزی نیز از همین خانواده استفاده می‌شد. در شعری منسوب به خنساء آمده است:

أَرْعَى النُّجُومَ وَمَا كُلِّفْتُ رِعْيَتَهَا

«ستارگان را می‌پایم، در حالی که به پاییدن آنها مکلف نشده‌ام.»

در اینجا هیچ چرایی در میان نیست. عنصر مشترک توجه و پاییدن پیوسته است.

از این رو انتقال از «رعی گله» به «رعایت عهد» نیازمند ساختن معنایی تازه و بی‌ارتباط نیست. در هر دو، چیزی از حوزه توجه و مسئولیت انسان خارج نمی‌شود.

رِعاء و مَرْعَى؛ چرا و چراگاه در قرآن

در طه آمده است:

كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ

«بخورید و چارپایانتان را بچرانید؛ همانا در اینها برای خردمندان نشانه‌هایی است.»

طه ۲۰:۵۴

وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ کاربرد مستقیم مادی ریشه است: دام‌ها را برای چرا ببرید و از روییدنی‌های زمین بهره‌مند سازید.

در داستان موسی نیز آمده است:

قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

«گفتند: ما [دام‌هایمان را] آب نمی‌دهیم تا چوپانان دام‌هایشان را از آبشخور بازگردانند، و پدر ما پیرمردی سالخورده است.»

قصص ۲۸:۲۳

الرِّعَاء جمع مکسر راعٍ است؛ کسانی که متولی گله و رفت‌وآمد آن برای آب و چرا هستند. در قرائت نقل‌شده، يُصْدِرَ از باب إفعال است: چوپانان دام‌ها را از آبشخور بازمی‌گردانند. ترجمه «چوپانان بازگردند» با قرائت دیگر، يَصْدُرَ، تناسب مستقیم‌تری دارد.

صورت دیگر این خانواده مَرْعَى است:

أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا

«آب و گیاهِ چرای آن را از آن بیرون آورد.»

نازعات ۷۹:۳۱

و:

وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ

«و آن که گیاهِ چرا را رویاند.»

اعلی ۸۷:۴

مَرْعَى بر وزن مَفْعَل است و می‌تواند اسم مکان از «رعى» باشد؛ کاربرد مصدری آن نیز در منابع زبان ثبت شده است. حرف پایانی ریشه در این ساخت به الف بدل شده و با الف مقصوره نوشته می‌شود.

از این ساختمان، معنای محل چرا کاملا طبیعی است.

اما کاربرد واقعی واژه به اسم مکان محدود نیست. «مرعى» در عربی برای خود گیاه و علفِ چرا نیز به کار رفته است. در:

أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ

فعل أخرج توجه را به چیزی می‌برد که از زمین رویانده و بیرون آورده می‌شود؛ بنابراین «گیاه چرا» یا «پوشش گیاهی چرا» در اینجا طبیعی‌تر از تصور صرف یک محدوده جغرافیایی است.

در:

مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا

معنا می‌تواند گسترده‌تر باشد و آب و آنچه زمین برای چرا و تغذیه فراهم می‌کند را دربر گیرد.

پس ساختمان «مرعى» با اسم مکان سازگار است، اما به تنهایی نوع و معنای آن را در هر جمله تعیین نمی‌کند. معنای گیاه و خوراک چرا از کاربرد زبان و سیاق به دست می‌آید، نه از وزن به تنهایی.

«لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ»؛ چیزی که از حوزه مسئولیت خارج نمی‌شود

در مؤمنون آمده است:

وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ

«و کسانی که امانت‌هایشان و عهدشان را رعایت می‌کنند.»

مؤمنون ۲۳:۸

همین عبارت در معارج نیز تکرار می‌شود:

وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ

معارج ۷۰:۳۲

رَاعُونَ جمع مذکر سالمِ «راعٍ» است، اما آنچه زیر رعایت قرار گرفته اینجا گله نیست؛ آیه می‌گوید:

أَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ

یعنی امانت‌ها و عهد آنان.

امانت و عهد نباید ضایع شوند یا از حوزه توجه و مسئولیت انسان بیرون بروند. همچنین رعایت عهد فقط حفظ کردن یک عبارت در ذهن نیست؛ هنگامی که موقعیت عمل به آن می‌رسد، مقتضای عهد باید انجام شود.

از این رو «راعون» را می‌توان «رعایت‌کنندگان»، «پاسداران» یا «کسانی که مراقب امانت و عهد خود هستند» فهمید.

تصویر پایه ریشه این کاربرد را قابل فهم می‌کند: چیزی که تحت رعی است به حال خود رها نمی‌شود.

اما لازم نیست امانت و عهد را به «گله» تشبیه کنیم. قرآن چنین تمثیلی نساخته است. عنصر مشترک همان مراقبت و مسئولیت مستمر است.

«فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا»؛ رعایت فقط پذیرفتن نیست

در حدید درباره رهبانیتی که گروهی پدید آوردند آمده است:

وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا ... فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا

«و رهبانیتی که آن را پدید آوردند... اما آن را چنان که حق رعایتش بود رعایت نکردند.»

حدید ۵۷:۲۷

ترکیب:

رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا

فعل و مصدر همان ریشه را کنار هم قرار می‌دهد.

اینجا «رعایت» به معنای صرف قبول کردن، نام بردن یا آگاه بودن از یک امر نیست. چیزی که بر عهده گرفته شده باید مطابق مقتضای آن نگه داشته و اجرا شود.

حق رعايتها نیز نشان می‌دهد سخن از نوعی رعایت متناسب و شایسته است که انجام نشده است.

خود «ر ع ي» توضیح نمی‌دهد رهبانیت چه اجزا یا احکامی داشته است. آن پرسش از سیاق گسترده‌تر آیه بررسی می‌شود. سهم خود ریشه این است که آنان چیزی را که بر عهده گرفته بودند به گونه لازم مراعات نکردند.

این کاربرد در کنار:

لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ

نشان می‌دهد «رعایت» با مسئولیت پیوسته و اجرای مقتضای یک امر ارتباط دارد.

«لَا تَقُولُوا رَاعِنَا»؛ یک عبارت درست که می‌تواند به طعن تبدیل شود

در بقره آمده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نگویید: راعنا؛ بلکه بگویید: انظرنا، و گوش دهید.»

بقره ۲:۱۰۴

رَاعِنَا از رَاعَى يُرَاعِي، باب مفاعله همین ریشه، ساخته شده است: فعل امر رَاعِ همراه با ضمیر نا، به معنای «ما». در عربی این ساخت می‌تواند به توجه کردن به دیگری، ملاحظه کردن حال او و گوش دادن با مراعات او نزدیک شود.

از این رو «راعنا» در کاربرد عادی می‌تواند چیزی نزدیک به:

«به ما توجه کن»

یا:

«ما را مراعات کن»

این معانی با کاربرد عادیِ مراعات سازگارند.

جایگزینی که خود قرآن می‌دهد نیز در همین میدان است:

وَقُولُوا انْظُرْنَا

«بگویید: به ما مهلت بده [تا دریابیم].»

انْظُرْنَا در این سیاق به انتظار کشیدن و فرصت دادن برای فهم سخن نزدیک است؛ ترجمه صرفِ «به ما نظر کن» این جهت را روشن نمی‌کند.

اما چرا قرآن از یک عبارت عربی قابل فهم نهی می‌کند؟

نساء ۴:۴۶ توضیح مهم‌تری می‌دهد:

وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ

«و می‌گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ و بشنو، بی‌آنکه به تو شنوانده شود؛ و راعنا؛ در حالی که زبان‌های خود را می‌پیچانند و در دین طعن می‌زنند.»

تعبیر غَيْرَ مُسْمَعٍ دوپهلوست: می‌تواند در ظاهر «بی‌آنکه سخن ناخوشایندی به تو شنوانده شود» را القا کند، اما با قصد نفرین، «بشنو، که نشنوی» فهمیده شود. این دوپهلویی بخشی از سیاق طعن است و ترجمه کوتاه «ناشنیده» آن را روشن نمی‌کند.

سپس همان آیه می‌گوید:

وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ

«و اگر گفته بودند: شنیدیم و اطاعت کردیم، و بشنو و به ما مهلت بده، برایشان بهتر و استوارتر بود.»

از خود قرآن دو نکته روشن است.

مشکل در معنای عادی عربی «راعنا» خلاصه نمی‌شود؛ زیرا آیه صریحا می‌گوید این عبارت با:

لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ

«پیچاندن زبان»

و:

طَعْنًا فِي الدِّينِ

«طعن در دین»

به کار می‌رفته است.

در عین حال، قرآن مشخص نمی‌کند این پیچاندن دقیقا کدام واژه خارجی یا کدام دشنام را تولید می‌کرد. بنابراین نسبت دادن یک ناسزای عبری، آرامی یا تعبیر مشخص دیگر به آیه نیازمند شاهد بیرونی است و از خود قرآن به دست نمی‌آید.

همچنین رُعُونَة از ریشه ر ع ن است، نه ر ع ي. شباهت صوتی ممکن است امکان بازی زبانی ایجاد کند، اما از نظر ریشه‌شناختی «راعنا» را نمی‌توان «رعونة» معنا کرد.

آنچه از خود آیات به دست می‌آید کافی است:

«راعنا» در عربی می‌تواند معنایی قابل قبول داشته باشد، اما نساء ۴:۴۶ از کاربرد طعن‌آمیز آن با پیچاندن زبان سخن می‌گوید؛ قرآن به جای آن «انظرنا» را مقرر می‌کند. تشخیص سازوکار دقیق این طعن به شواهدی افزون بر متن آیه نیاز دارد.

پیشنهاد ترجمه برای فرقان

در کاربرد مادی رَعَى، ترجمه باید با نقش فاعل هماهنگ باشد. در وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ، «چارپایانتان را بچرانید» طبیعی است.

الرِّعَاء در قصص ۲۸:۲۳ «چوپانان» است؛ «گله‌داران» نیز اگر به معنای نگهدارندگان گله باشد مناسب است، نه صرفا صاحبان دام.

مَرْعَى بسته به سیاق می‌تواند «چراگاه»، «مرتع» یا «گیاه چرا» باشد. در وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ، چون سخن از بیرون آوردن از زمین است، «گیاه چرا» یا «پوشش گیاهی» می‌تواند تصویر آیه را بهتر منتقل کند؛ در مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا، «آب و چراگاهش» یا «آب و پوشش گیاهی‌اش» بسته به سبک ترجمه قابل بررسی است.

در:

لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ

«امانت‌ها و عهدشان را رعایت می‌کنند» مستقیم است. «پاس می‌دارند» نیز فارسی طبیعی‌تری است، به شرط آنکه در شرح روشن شود رعایت فقط حفظ منفعل نیست و عمل کردن به مقتضای عهد را نیز دربر می‌گیرد.

در:

فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا

ترجمه:

«اما آن را چنان که حق رعایتش بود رعایت نکردند.»

تکرار «رعایت» در فارسی اینجا اشکالی ندارد، زیرا خود عربی نیز فعل و مصدر یک ریشه را کنار هم آورده است.

برای رَاعِنَا بهتر است از معنای عربی خود عبارت آغاز کنیم: «به ما توجه کن» یا «ما را مراعات کن». سپس در توضیح گفته شود که نساء ۴:۴۶ از به کار بردن همین عبارت با پیچاندن زبان و قصد طعن سخن می‌گوید، بدون آنکه ناسزای مشخص دیگری را نام ببرد.

جمع‌بندی

هسته «ر ع ي» در میدان چرا، توجه و مراقبت قرار دارد. در کاربرد مادی، دام می‌چرد و راعی آن را می‌چراند و نگهداری می‌کند؛ «الرعاء» چوپانان‌اند و «مرعى» می‌تواند محل چرا یا خود گیاه چرا باشد. ساخت صرفی «مرعى» با اسم مکان سازگار است، اما کاربرد مصدری نیز دارد و معنای آن در هر آیه باید از زبان و سیاق تعیین شود.

همین خانواده در سطح معنوی برای عهد، امانت و امری به کار می‌رود که باید زیر نظر مسئولیت انسان بماند و مقتضای آن انجام شود. از این جهت «رعایت» از صرف آگاهی یا پذیرفتن یک امر فراتر می‌رود.

«راعنا» نیز از همین میدان توجه و مراعات است. معنای عادی عربی آن می‌تواند پذیرفتنی باشد، اما خود قرآن کاربرد طعن‌آمیز آن را با «پیچاندن زبان» بیان می‌کند. تعیین یک دشنام خارجی مشخص یا یکی دانستن آن با «رعونة» از شواهد خود ریشه و آیات فراتر می‌رود.

تعریف فشرده ریشه می‌تواند چنین باشد:

ر ع ي: خانواده‌ای که چرا کردن، چراندن و نگهداری دام را با توجه و مراقبت پیوند می‌دهد. «مرعى» محل یا گیاه چراست و رعایت عهد و امانت، پاس داشتن و به جا آوردن مقتضای آنها را بیان می‌کند. مراقبت پیوسته در این کاربردها برجسته است، بی‌آنکه در همه صورت‌ها شرطی ثابت در تعریف واژه باشد. «راعنا» نیز از میدان توجه و مراعات است، هرچند قرآن از سوءاستفاده طعن‌آمیز از این عبارت خبر می‌دهد.

«راعنا» در البقره ۲:۱۰۴