ریشه قرآنی أ ل و

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

کوتاهی و کوشش، سوگند و نعمت؛ از «لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا» تا «آلاء» پروردگار

صورت‌های قرآنی و لغوی

يَأْلُونَكُمْ
مضارع معلوم جمع مذکر، مرفوع، ثلاثی مجرد؛ با نفی در آل عمران ۳:۱۱۸

يُؤْلُونَ
مضارع معلوم جمع مذکر باب إفعال، مرفوع؛ بقره ۲:۲۲۶

يَأْتَلِ
مضارع معلوم مفرد مذکر باب افتعال، مجزوم با نهی؛ نور ۲۴:۲۲

آلَاء
صورت جمع مکسر قرآنی؛ ۳۴ کاربرد برای نعمت‌ها و بخشش‌ها

أَلَا يَأْلُو
فعل پایه لغوی؛ کوتاهی، کوشش و توان بر پایه ساخت و سیاق

أَلِيَّة / أَلَايَا
اسم لغوی سوگند و جمع آن؛ در قرآن به این صورت‌ها نیامده‌اند

آلَى يُؤْلِي / إِيلَاء
فعل باب إفعال و مصدر آن؛ فعل صرف‌شده يُؤْلُونَ قرآنی است

ائْتَلَى / ائْتِلَاء
فعل باب افتعال و مصدر؛ با دو تحلیل لغوی کوشش و سوگند

تَأَلَّى / تَأَلِّي
فعل باب تفعّل و مصدر لغوی سوگند؛ در متن حفص به این صورت‌ها نیامده‌اند

أَلْو / أُلُوّ
صورت‌های مصدری لغوی مرتبط با کوشش و کوتاهی؛ غیرقرآنی

أَلًى / إِلًى / إِلْيٌ
مفردهای گزارش‌شده برای آلاء؛ جدا از حرف اضافه إلى

إِلْوَة
اسم لغوی سوگند؛ این صورت در قرآن نیامده است

ریشه «أ ل و» در زبان عربی چند شاخه معنایی دارد. یک شاخه به کوتاهی کردن، بازماندن از انجام کاری و در برابر آن، به کار گرفتن توان و کوشش مربوط است. شاخه دیگر با سوگند و تعهدی ارتباط دارد که شخص به وسیله آن خود را به انجام دادن یا ترک کاری پایبند می‌سازد. شاخه سوم در اسم «آلاء» دیده می‌شود؛ واژه‌ای برای نعمت‌ها، بخشش‌ها و احسان‌های بزرگ که قرآن آن را به‌ویژه درباره عطاها و نشانه‌های پروردگار به کار برده است.

قرآن این خانواده را در چهار صورت اصلی آورده است. در آل عمران ۳:۱۱۸، «يَأْلُونَكُمْ» در جمله منفی به معنای کوتاهی نکردن در آسیب رساندن آمده است. در بقره ۲:۲۲۶، «يُؤْلُونَ» درباره مردانی است که با سوگند، از رابطه زناشویی با همسران خودداری می‌کنند. در نور ۲۴:۲۲، «يَأْتَلِ» در زمینه خودداری از کمک به خویشاوندان و نیازمندان آمده و درباره تحلیل لغوی و نحوی آن دو دیدگاه شناخته‌شده وجود دارد. در مقابل، «آلاء» برای نعمت‌های الهی به کار رفته و در سوره الرحمن بارها تکرار شده است.

این کاربردها نشان می‌دهند که نمی‌توان تمام مشتق‌های «أ ل و» را از آغاز به یک معنای واحد، مانند کوشش، خودداری یا نعمت، فروکاست. هر شاخه معنای شناخته‌شده خود را دارد و پیوند تاریخی دقیق همه آنها به یک اندازه روشن نیست.

در مطالعه این ریشه، یک تمایز دیگر نیز ضروری است: کوتاهی نکردن در انجام کاری، به خودی خود ارزش اخلاقی مثبت ندارد. ممکن است شخص تمام توان خود را برای نیکی به کار گیرد یا در آسیب رساندن به دیگری هیچ کوتاهی نکند. ارزش عمل از مقصد و سیاق آن شناخته می‌شود، نه از خود فعل «أَلَا».

۱. صورت‌های قرآنی و میدان معنایی ریشه

ریشه «أ ل و» در نمایه صرفی قرآن بر پایه قرائت حفص ۳۷ بار، در ۳۷ آیه، آمده است. این کاربردها به چهار صورت اصلی تعلق دارند.

«يَأْلُونَكُمْ» در آل عمران ۳:۱۱۸، فعل مضارع از ثلاثی مجرد «أَلَا يَأْلُو» است. در این آیه، فعل با نفی همراه شده و به معنای کوتاهی نکردن در رساندن آسیب و تباهی به مخاطبان است.

«يُؤْلُونَ» در بقره ۲:۲۲۶، فعل مضارع از «آلَى يُؤْلِي» و مصدر «إِيلَاء» است. این صورت به سوگند خوردن اشاره دارد و در سیاق آیه، سوگندی مطرح است که با خودداری از رابطه زناشویی ارتباط دارد.

«يَأْتَلِ» در نور ۲۴:۲۲، فعل مضارع مجزوم از باب افتعال است. در یک تحلیل لغوی، این فعل به سوگند خوردن و در تحلیل دیگر به کوتاهی یا خودداری کردن مربوط می‌شود.

«آلاء» ۳۴ بار در قرآن آمده است. این صورت جمع مکسر برای نعمت‌ها و بخشش‌های الهی به کار رفته است: دو بار در سوره اعراف، یک بار در سوره نجم و ۳۱ بار در سوره الرحمن.

در منابع عربی، برای مفرد «آلاء» صورت‌هایی مانند «أَلًى»، «إِلًى» و «إِلْيٌ» ثبت شده است. اختلاف در ضبط مفرد نباید موجب شود که «آلاء» در قرآن چند واژه متفاوت شمرده شود.

در زبان عربی، صورت‌های دیگری مانند «أَلْو»، «أُلُوّ»، «أَلِيَّة»، «إِيلَاء»، «ائْتِلَاء» و «تَأَلِّي» نیز در همین حوزه‌های لغوی شناخته شده‌اند.

با این حال، همه این صورت‌ها در قرآن نیامده‌اند. همچنین نزدیکی صورت‌های «أ ل و» و «أ ل ي» در بعضی مشتق‌ها، به‌ویژه در واژه‌های مربوط به سوگند، باید جداگانه بررسی شود.

برای این خانواده، بهتر است سه شاخه اصلی از یکدیگر متمایز بمانند:

کوشش و کوتاهی: انجام دادن یا فروگذاشتن کاری در نسبت با توان و میزان تلاش.

سوگند و التزام: پایبند ساختن خود به انجام دادن یا ترک کاری از راه سوگند.

نعمت و عطا: «آلاء» به معنای بخشش‌ها، نعمت‌ها و احسان‌های برخوردارکننده.

در بعضی کاربردهای عربی میان این شاخه‌ها ارتباط‌های معنایی دیده می‌شود، اما از همین ارتباط‌ها نمی‌توان منشأ تاریخی مشترک و قطعی همه آنها را نتیجه گرفت.

۲. ریشه در عربی کهن؛ کوتاهی کردن و به کار گرفتن توان

«أَلَا يَأْلُو»؛ کوتاهی و بازماندن از کوشش

در عربی کهن، «أَلَا يَأْلُو» برای کوتاهی کردن، کندی ورزیدن و فروگذاشتن بخشی از کوشش ثبت شده است.

«أَلَا فِي الْأَمْرِ» می‌تواند به معنای کوتاهی کردن در انجام کاری باشد.

در برابر، تعبیر منفی «لَمْ يَأْلُ جُهْدًا» به معنای آن است که شخص از هیچ کوششی دریغ نکرده و آنچه در توان داشته به کار گرفته است.

این تفاوت اهمیت دارد. منفی شدن فعل، معنای جمله را از کوتاهی کردن به کوتاهی نکردن برمی‌گرداند.

در زبان عربی، «مَا أَلَوْتُ جُهْدًا» نیز برای دریغ نکردن از کوشش شناخته شده است.

چنین تعبیری به این معنا نیست که شخص توانایی نامحدود دارد؛ بلکه در همان کاری که درباره آن سخن می‌گوید، کوشش خود را فرو نگذاشته است.

شاهد کهن؛ «وَمَا ائْتَلَى»

در شعر نابغه جعدی، شاعر مخضرم عرب، آمده است:

وَأَشْمَطَ عُرْيَانٍ يُشَدُّ كِتَافُهُ
يُلَامُ عَلَى جَهْدِ الْقِتَالِ وَمَا ائْتَلَى

«و مردی سپیدموی و برهنه که دست‌هایش را بسته‌اند؛ با آنکه در نبرد از کوشش کوتاهی نکرده است، سرزنش می‌شود.»

در این بیت، «وَمَا ائْتَلَى» در زمینه کوشش و پایداری هنگام نبرد آمده است.

مرد مورد وصف، به‌رغم تلاشی که انجام داده، سرزنش می‌شود. «مَا ائْتَلَى» نشان می‌دهد که او در کوشش خود کوتاهی نکرده است.

این شاهد برای شناخت شاخه نخست ریشه اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد صورت افتعال نیز در عربی برای کوتاهی نکردن یا تمام توان را به کار گرفتن ثبت شده است.

از همین رو، در بررسی «وَلَا يَأْتَلِ» در نور ۲۴:۲۲ نباید احتمال ارتباط آن با این شاخه را بدون دلیل کنار گذاشت.

نابغه جعدی پیش و پس از اسلام زندگی کرده است، اما زمان سرایش این بیت به‌طور مستقل روشن نیست. بنابراین، شاهدی از زبان عربی کهن است، نه سند قطعی سرایش پیش از نزول قرآن.

آیا «أَلَا» به معنای کوشش کردن نیز آمده است؟

در بعضی گزارش‌های عربی، «أَلَوْتُ فِي حَاجَتِهِ» به معنای کوشش کردم تا نیاز او را برآورده سازم، آمده است.

همچنین «أَلَوْتُ الشَّيْءَ» در برخی کاربردها به توانستن و قدرت داشتن بر انجام کاری مربوط شده است.

بنابراین، در فرهنگ‌های کهن برای «أَلْو» و صورت‌های نزدیک آن، معانی کوتاهی، کوشش و توانایی کنار هم ثبت شده‌اند.

برخی لغویان این خانواده را از واژه‌هایی دانسته‌اند که کاربردهای متقابل دارند؛ یعنی در یک ساخت بر کوتاهی و در ساختی دیگر بر کوشش دلالت می‌کنند.

اما نباید این اختلاف را با تغییر دلخواه معنای هر آیه حل کرد.

نخست باید دید فعل با نفی آمده است یا اثبات، مفعول آن چیست، با چه حرف اضافه‌ای همراه شده و در چه سیاقی قرار دارد.

در آل عمران ۳:۱۱۸، وجود نفی و متعلق «خَبَالًا» معنای جمله را روشن می‌سازد: گروه مورد بحث در آسیب رساندن کوتاهی نمی‌کنند.

پس در آن آیه، معنای «تمام توان را به کار گرفتن» نتیجه ساختمان منفی و سیاق است؛ نه دلیلی برای اینکه خود فعل در تمام کاربردها ذاتا به معنای کوشش ستوده باشد.

۳. شاخه سوگند؛ «أَلِيَّة» و «إِيلَاء»

در عربی کهن، «أَلِيَّة» و «إِلْوَة» برای سوگند ثبت شده‌اند.

فعل «آلَى يُؤْلِي إِيلَاءً» به معنای سوگند خوردن است.

«ائْتَلَى» و «تَأَلَّى» نیز در کاربردهایی برای سوگند خوردن و پایبند کردن خود به چیزی آمده‌اند.

سوگند در این شاخه، گفتاری است که شخص با آن خود را به امری ملتزم می‌سازد؛ خواه انجام دادن کاری باشد، خواه خودداری از آن.

اما معنای عمومی «إِيلَاء» را نباید از آغاز فقط به خودداری از رابطه زناشویی محدود کرد. این معنای خاص در سیاق بقره ۲:۲۲۶ مطرح می‌شود.

در زبان عربی، ممکن است شخص درباره موضوعات گوناگون سوگند یاد کند.

شاهد شعری درباره سوگند

این بیت در منابع لغوی نقل شده و به کثیّر عزّه نسبت داده شده است:

قَلِيلُ الْأَلَايَا حَافِظٌ لِيَمِينِهِ
وَإِنْ سَبَقَتْ مِنْهُ الْأَلِيَّةُ بَرَّتْ

«کم سوگند می‌خورد و سوگند خود را نگاه می‌دارد؛ و اگر سوگندی از او سر زند، به آن وفا می‌کند.»

در این بیت، «الألايا» جمعی برای صورت‌های مربوط به سوگند است و «الألية» نیز در همان معنا آمده است.

همراهی این دو با «يمين» معنای سوگند را روشن می‌کند.

شاعر شخصی را می‌ستاید که بی‌جهت سوگند فراوان نمی‌خورد و به سوگندی که بر زبان می‌آورد وفادار می‌ماند.

این شاهد، معنای سوگند را در خانواده زبانی مربوط به «أ ل و» تایید می‌کند.

این شاهد در نقل‌های شعر کثیّر عزّه، شاعر دوره اموی، نیز آمده و برای مصراع دوم صورت‌هایی مانند «فَإِنْ سَبَقَتْ مِنْهُ الأَلِيَّةُ بَرَّتْ» و «فَإِنْ بَدَرَتْ مِنْهُ الأَلِيَّةُ بَرَّتْ» نقل شده است. صورت اینجا یکی از ضبط‌های لغوی آن است. این شعرِ پس از نزول قرآن، شاهد مقایسه‌ای برای کاربرد سوگند است؛ نه گواه مستقلی بر کاربرد همین بیت در دوره جاهلیت.

آیا سوگند از کوتاهی کردن پدید آمده است؟

در بعضی توضیح‌های لغوی، میان سوگند و خودداری یا کوتاهی در انجام کاری ارتباط برقرار شده است.

برای نمونه، ممکن است شخص سوگند یاد کند کاری را انجام ندهد. در این وضعیت، سوگند سبب می‌شود که او از انجام آن کار خودداری کند.

این توضیح از نظر معنایی قابل فهم است.

با این حال، همه سوگندها برای ترک کاری نیستند. شخص ممکن است سوگند بخورد کاری را انجام دهد.

بنابراین، نمی‌توان خودداری را معنای ضروری و تاریخی تمام صورت‌های سوگند دانست.

در کاربرد قرآنی «إِيلَاء»، سوگند با خودداری همراه است، اما این همراهی از موضوع آیه نیز شناخته می‌شود.

۴. «لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا»؛ کوتاهی نکردن در آسیب رساندن

در آل عمران ۳:۱۱۸ آمده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بیرون جمع خود کسانی را که رازدار و محرم امور شما می‌شوند برنگزینید، در حالی که در تباه ساختن کار شما هیچ کوتاهی نمی‌کنند. آنان رنج و دشواری شما را می‌خواهند. دشمنی از سخنانشان آشکار شده و آنچه در سینه‌های خود پنهان می‌کنند بزرگ‌تر است. ما نشانه‌ها را برایتان روشن ساخته‌ایم، اگر اندیشه کنید.»

آل عمران ۳:۱۱۸

در این آیه، «لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا» یکی از روشن‌ترین کاربردهای فعل «أَلَا» است.

«يَأْلُونَكُمْ» فعل مضارع جمع است و ضمیر «كُمْ» به مخاطبان بازمی‌گردد.

«خَبَالًا» به تباهی، فساد و آشفتگی زیان‌رسان مربوط است.

از مجموع جمله، معنای کوتاهی نکردن در رساندن فساد و آسیب به مخاطبان به دست می‌آید.

چرا «لَا يَأْلُونَكُمْ» نباید «به شما کمک نمی‌کنند» ترجمه شود؟

اگر فقط فعل را بدون توجه به «خَبَالًا» بررسی کنیم، ممکن است «لَا يَأْلُونَكُمْ» به کوتاهی نکردن یا دریغ نکردن در کاری مربوط باشد.

اما در اینجا، کاری که درباره آن سخن می‌رود «خَبَال» است.

پس آنان از رساندن فساد و آسیب دریغ نمی‌کنند.

ترجمه «به شما کمک نمی‌کنند» مقصد فعل را تغییر می‌دهد؛ زیرا آیه تنها از ترک یاری سخن نمی‌گوید، بلکه از کوشش برای تباه کردن وضعیت مخاطبان خبر می‌دهد.

از سوی دیگر، «خَبَال» را نباید در تعریف لغوی «أَلَا» ادغام کرد. خود ریشه به کوشش و کوتاهی مربوط است؛ تباهی از واژه همراه آن شناخته می‌شود.

«بِطَانَة» و مسئله اعتماد

در آغاز آیه، سخن از «بِطَانَة» است؛ کسانی که به درون حلقه اعتماد و امور خصوصی شخص یا جمع راه می‌یابند.

این واژه از ریشه دیگری است و با مفهوم درون و نزدیک بودن ارتباط دارد.

در این سیاق، نهی درباره کسانی است که با وجود دشمنی و خواست آسیب رساندن، ممکن است در موقعیت اعتماد و آگاهی از امور خصوصی قرار گیرند.

آیه فقط نمی‌گوید آنان عقیده متفاوتی دارند؛ بلکه رفتار و خواست زیان‌رسان آنان را نیز توصیف می‌کند.

«وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ» نشان می‌دهد که رنج و دشواری مخاطبان را می‌خواهند.

«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ» نیز از آشکار شدن دشمنی در سخنان آنان خبر می‌دهد.

بنابراین، نباید این آیه را به این ادعا تبدیل کرد که هر انسانی با باور یا هویت متفاوت، ضرورتا قصد آسیب رساندن دارد.

در آل عمران ۳:۱۱۳ نیز قرآن درباره اهل کتاب می‌گوید که همه یکسان نیستند. پس تعمیم ویژگی یک گروه دشمن به همه افراد یک عنوان دینی، با خود سیاق سوره سازگار نیست.

آنچه در آل عمران ۳:۱۱۸ نکوهیده شده، اعتماد سپردن به کسانی است که نشانه‌های دشمنی و تلاش برای آسیب رساندن در رفتارشان آشکار شده است.

آیا تمام کوشش، ارزش مثبت دارد؟

«لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا» نمونه مهمی است که نشان می‌دهد کوشش فراوان ذاتا فضیلت نیست.

ممکن است شخص برای کمک به دیگری هیچ کوتاهی نکند؛ چنین کوششی می‌تواند پسندیده باشد.

اما ممکن است همان اندازه کوشش را برای تباهی و آسیب رساندن به کار گیرد.

در هر دو حالت، معنای کوشش و کوتاهی نکردن برقرار است، ولی ارزش اخلاقی از جهت عمل شناخته می‌شود.

بنابراین، برای تعریف ریشه نباید «أَلَا» را فقط «کوشش نیکو» یا «همت در راه خیر» معنا کرد.

۵. «يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ»؛ سوگند و خودداری در رابطه زناشویی

در بقره ۲:۲۲۶ آمده است:

لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

«برای کسانی که سوگند می‌خورند از رابطه زناشویی با همسرانشان خودداری کنند، چهار ماه مهلت انتظار است. پس اگر بازگردند، همانا آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.»

بقره ۲:۲۲۶

«يُؤْلُونَ» از فعل «آلَى يُؤْلِي» و مصدر «إِيلَاء» است.

این فعل در معنای عمومی سوگند خوردن شناخته شده است؛ اما در این آیه، موضوع سوگند به رابطه زناشویی مربوط می‌شود.

وجود «مِنْ نِسَائِهِمْ» نیز اهمیت دارد.

در این ساخت، حرف «مِنْ» با معنای دوری و خودداری ارتباط پیدا می‌کند. بنابراین، سوگند یادشده در سیاق آیه، به دوری گزیدن از رابطه با همسران مربوط است.

خود واژه «إِيلَاء» در زبان عربی ضرورتا به معنای طلاق نیست. طلاق در آیه بعد، بقره ۲:۲۲۷، جداگانه مطرح شده است.

چهار ماه؛ مهلت انتظار، نه معنای لغوی إيلاء

آیه برای کسانی که چنین سوگندی خورده‌اند، «تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ» بیان می‌کند.

این مدت از عبارت مربوط به تربص و چهار ماه شناخته می‌شود، نه از خود فعل «يُؤْلُونَ».

بنابراین، نباید در تعریف لغوی «إِيلَاء» گفت که این واژه ذاتا به معنای «سوگند چهارماهه» است.

«إِيلَاء» سوگند است و در این آیه، برای وضعیت مشخص ناشی از آن، مهلتی تعیین شده است.

در ادامه، بازگشت از این خودداری با «فَإِنْ فَاءُوا» بیان می‌شود.

در بقره ۲:۲۲۷ نیز تصمیم به طلاق جداگانه مطرح می‌شود.

این ترتیب نشان می‌دهد که سوگند، بازگشت و طلاق سه موضوع مرتبط اما متفاوت‌اند.

آیا إيلاء صرفا ترک رابطه بدون سوگند است؟

خیر. صورت «يُؤْلُونَ» به خود سوگند اشاره دارد.

ممکن است در زندگی زناشویی به دلایل گوناگون، برای مدتی رابطه جنسی برقرار نشود. اما از نظر معنای این فعل، صرف وقوع چنین فاصله‌ای، بدون سوگند مربوط، همان «إِيلَاء» نیست.

از سوی دیگر، نمی‌توان از معنای عمومی سوگند تمام جزئیات حقوقی و خانوادگی این وضعیت را استخراج کرد.

قرآن درباره وضعیتی مشخص سخن می‌گوید و برای آن مهلت انتظار و امکان بازگشت را بیان می‌کند. تفصیل احکام مربوط به آن باید از مجموعه آیات و ساخت جمله بررسی شود، نه از وزن صرفی فعل به تنهایی.

سوگند و مسئولیت در برابر دیگری

این آیه نشان می‌دهد که سوگند می‌تواند بر زندگی شخص دیگری نیز اثر بگذارد.

در اینجا، سوگند شوهر تنها یک تصمیم درونی یا جمله شخصی نیست؛ با رابطه زناشویی و وضعیت همسر ارتباط دارد.

بنابراین، نمی‌توان تنها با استناد به ارزش وفای به سوگند، حقوق و موقعیت طرف دیگر رابطه را نادیده گرفت.

در عین حال، خود ریشه «أ ل و» به معنای آسیب رساندن به همسر نیست. آسیب یا دشواری ناشی از نوع سوگند و شیوه اجرای آن شناخته می‌شود.

این تمایز در پژوهش لغوی باید محفوظ بماند.

۶. «وَلَا يَأْتَلِ»؛ سوگند به قطع کمک یا کوتاهی در بخشش؟

در سوره نور آمده است:

وَلَا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ

«و صاحبان فضل و گشایش از میان شما نباید از بخشیدن به خویشاوندان، نیازمندان و مهاجران در راه آن معبود یگانه خودداری کنند. باید درگذرند و چشم بپوشند. آیا دوست ندارید آن معبود یگانه شما را بیامرزد؟ و آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.»

نور ۲۴:۲۲

«يَأْتَلِ» فعل مضارع مجزوم از باب افتعال است و با «لَا»ی نهی آمده است.

درباره معنای دقیق آن، دو تحلیل لغوی شناخته‌شده وجود دارد.

خوانش نخست؛ سوگند نخوردن به قطع کمک

در یک تحلیل، «يَأْتَلِ» از شاخه سوگند است؛ یعنی نباید صاحبان فضل و گشایش سوگند بخورند که کمک خود را به نیازمندان و خویشاوندان قطع کنند.

در این خوانش، آیه به سوگندی مربوط است که شخص از سر رنجش یا خشم بر زبان آورده و به موجب آن می‌خواهد کمک خود را از دیگری دریغ کند.

در این خوانش، برای رابطه «أَنْ يُؤْتُوا» دو توضیح نحوی گزارش شده است: حذف نفی، به معنای سوگند بر ندادن؛ یا در نظر گرفتن معنای «از سر ناخوش‌داشتنِ دادن». بنابراین، تحلیل سوگند به یک توجیه نحوی منحصر نیست.

این تحلیل با گزارش‌های تاریخی مربوط به زمینه آیه نیز هماهنگ است؛ گزارش‌هایی که از تصمیم به قطع کمک مالی پس از ماجرای بهتان در سوره نور سخن می‌گویند.

اما گزارش تاریخی و تحلیل نحوی، دو موضوع جداگانه‌اند. حتی بدون تعیین تمام جزئیات اشخاص آن واقعه، خود آیه از ادامه بخشش، گذشت و چشم‌پوشی سخن می‌گوید.

خوانش دوم؛ کوتاهی نکردن در رساندن کمک

در تحلیل دیگر، «يَأْتَلِ» با فعل «أَلَا يَأْلُو» به معنای کوتاهی کردن ارتباط دارد.

در این خوانش، آیه می‌گوید صاحبان فضل و توانگری نباید در بخشیدن به خویشاوندان، نیازمندان و مهاجران کوتاهی کنند.

این معنا از نظر زبانی پشتوانه دارد؛ زیرا در عربی کهن، صورت افتعال همین خانواده در زمینه کوتاهی کردن نیز ثبت شده است.

همچنین در این خوانش، عبارت «أَنْ يُؤْتُوا» به‌طور مستقیم به عمل بخشیدن مربوط می‌شود و نیازی نیست نفی محذوفی برای آن در نظر گرفته شود.

بنابراین، این احتمال را نباید تنها به سبب شهرت خوانش سوگند کنار گذاشت.

نتیجه مشترک دو خوانش

هر دو خوانش در نتیجه عملی آیه به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

یکی از سوگند خوردن برای قطع کمک بازمی‌دارد و دیگری از کوتاهی کردن در بخشش.

در هر دو، شخص توانگر نباید رنجش و اختلاف را بهانه‌ای برای محروم ساختن خویشاوندان و نیازمندان از کمک قرار دهد.

در ادامه آیه نیز دو فرمان آمده است: «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا».

گذشت و چشم‌پوشی، جهت اخلاقی جمله را روشن می‌کنند.

با این حال، این دو تحلیل از نظر ساختمان لغوی کاملا یکسان نیستند. در اولی، معنای سوگند برجسته است و در دومی، کوتاهی کردن.

برای پژوهش ریشه باید هر دو را شناخت و تفاوتشان را پنهان نکرد.

پیوند با آیات بهتان در سوره نور

نور ۲۴:۲۲ پس از آیاتی آمده است که درباره انتشار بهتان و مسئولیت گویندگان و بازگوکنندگان آن سخن می‌گویند.

بنابراین، فرمان گذشت در فضایی آمده است که خطا، رنجش و آسیب به آبروی اشخاص موضوع بحث بوده است.

این سیاق نشان می‌دهد که گذشت و ادامه احسان می‌توانند حتی پس از وقوع خطا مطرح شوند.

اما نباید از این آیه نتیجه گرفت که هر شخص آسیب‌دیده در هر وضعیتی مکلف است بدون هیچ حد و شرطی به کسی که همچنان به او آسیب می‌رساند کمک کند یا از حق دادخواهی خود بگذرد.

آیه مخاطبانی مشخص، گیرندگانی با اوصاف معین و فرمانی در زمینه گذشت و بخشش دارد.

از سوی دیگر، گذشت مورد تشویق قرآن نیز نباید چنان کم‌رنگ شود که فقط به خودداری از انتقام تبدیل گردد. خود آیه از دادن، بخشیدن و ادامه کمک سخن می‌گوید.

در اینجا، ریشه «أ ل و» در هر دو تحلیل خود با یک مسئله عملی مرتبط شده است: ترک نکردن احسان در اثر رنجش و دشمنی.

۷. «آلاء»؛ نعمت‌ها و بخشش‌های پروردگار

پربسامدترین صورت این ریشه در قرآن «آلاء» است.

در زبان عربی کهن، «آلاء» به نعمت‌ها و احسان‌ها گفته می‌شد.

این واژه می‌تواند به برخورداری‌هایی اشاره کند که شخص از دیگری دریافت کرده یا به فضل و بخشش‌هایی که نصیب او شده است.

در کاربرد قرآنی، «آلاء» به آن معبود یگانه نسبت داده شده و از نعمت‌ها و عطاهای او سخن می‌گوید.

اما نباید از این معنا نتیجه گرفت که هر «آلاء» ضرورتا یک مال، خوراک یا منفعت مادی مستقیم است.

سلامتی، توانایی، زندگی، هدایت، امنیت، فرصت و دیگر برخورداری‌ها می‌توانند در میدان نعمت قرار گیرند؛ هرچند مصداق دقیق هر آیه از سیاق آن شناخته می‌شود.

شاهد کهن؛ «الآلاء والنعم»

این بیت در نقل لغوی به نابغه ذبیانی، شاعر جاهلی، نسبت داده شده است:

هُمُ الْمُلُوكُ وَأَبْنَاءُ الْمُلُوكِ لَهُمْ
فَضْلٌ عَلَى النَّاسِ فِي الْآلَاءِ وَالنِّعَمِ

«آنان پادشاهان و فرزندان پادشاهان‌اند و در بخشش‌ها و نعمت‌رسانی، بر دیگر مردم برتری دارند.»

در این بیت، «الآلاء» در کنار «النعم» آمده است.

هر دو به عطا و برخورداری ارتباط دارند.

این ضبط در منابع لغوی شاهد معنای نعمت و بخشش برای «آلاء» است. با این حال، برای همین بیت صورت «فِي اللَّأْوَاءِ وَالنِّعَمِ»؛ یعنی «در سختی و نعمت»، نیز نقل شده است. بنابراین، استشهاد به «آلاء» بر پایه ضبط انتخاب‌شده اینجاست و اختلاف روایت نباید پنهان بماند.

اما از ذکر جداگانه دو واژه نباید نتیجه گرفت که حتما میان آنها مرزی کامل و ثابت وجود دارد.

ممکن است شاعر برای تاکید بر فراوانی و بزرگی بخشش‌ها، دو تعبیر نزدیک را کنار هم آورده باشد.

همچنین این بیت به تنهایی ثابت نمی‌کند که «آلاء» همیشه از «نعم» بزرگ‌تر یا معنوی‌تر است.

«نعمت‌ها و بخشش‌های بزرگ» می‌تواند میدان معنایی عبارت را در فارسی منتقل کند؛ اما درجه و نوع هر عطا باید از سیاق آن شناخته شود.

آیا «آلاء» با کوتاهی نکردن و کوشش ارتباط دارد؟

در برخی کاربردهای قدیم، «أَلْو» به عطا و بخشش نیز مربوط شده است.

از این جهت، می‌توان رابطه‌ای میان کوشش در برآوردن نیاز دیگری و رساندن عطا در نظر گرفت.

اما این رابطه به تنهایی ثابت نمی‌کند که واژه «آلاء» از فعل کوشش کردن یا کوتاهی نکردن پدید آمده است.

همچنین معنای سوگند را نمی‌توان بی‌دلیل منشأ نعمت دانست.

برای این خانواده، روشن‌تر آن است که هر شاخه را با شواهد خود بشناسیم و در صورت نبود دلیل تاریخی، از ساختن یک منشأ مشترک پرهیز کنیم.

در قرآن، معنای «آلاء» به‌عنوان نعمت‌ها و بخشش‌های پروردگار، پشتوانه زبانی و سیاقی مستقلی دارد.

۸. «فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ»؛ یادآوری نعمت‌ها در داستان عاد و ثمود

در سوره اعراف، تعبیر «آلاء الله» دو بار در سخن پیامبران به قوم‌هایشان آمده است.

اعراف ۷:۶۹؛ توان و جانشینی پس از قوم نوح

أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

«آیا شگفت‌زده شدید که یادآوری‌ای از سوی پروردگارتان به وسیله مردی از میان خودتان برایتان آمده است تا شما را هشدار دهد؟ و به یاد آورید هنگامی را که شما را پس از قوم نوح جانشین قرار داد و در آفرینش و توان جسمانی گسترش بیشتری به شما داد. پس نعمت‌های آن معبود یگانه را یاد کنید، باشد که رستگار شوید.»

اعراف ۷:۶۹

این آیه در سخن هود به قوم عاد آمده است.

او از جانشین شدن آنان پس از قوم نوح و برخورداری از توان و گسترش در آفرینش سخن می‌گوید.

سپس فرمان می‌دهد: «فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ».

در این سیاق، «آلاء» نعمت‌هایی است که قوم از آنها برخوردار شده است؛ از جمله توان، موقعیت و امکانات زندگی.

اما این برخورداری‌ها به خودی خود، دلیل برتری اخلاقی آنان نیستند.

ممکن است قومی از قدرت و امکانات گسترده برخوردار باشد، اما همان توان را در راه نادرست به کار گیرد.

از همین رو، یادآوری نعمت‌ها با دعوت به رستگاری همراه شده است.

اعراف ۷:۷۴؛ توان ساختن و سکونت در سرزمین

در اعراف ۷:۷۴، صالح به قوم ثمود یادآوری می‌کند که پس از عاد جانشین شدند و در زمین جایگاه یافتند.

آیه از ساختن کاخ‌ها در زمین‌های هموار و تراشیدن خانه‌ها در کوه‌ها سخن می‌گوید.

سپس بار دیگر فرمان «فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ» می‌آید و با نهی از فساد در زمین همراه می‌شود.

این کاربرد نیز نشان می‌دهد که نعمت‌های الهی می‌توانند امکانات زندگی، توان ساختن، سکونت و بهره‌برداری از زمین را دربر گیرند.

اما از این آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که صرف ساختن بناهای بزرگ یا برخورداری از فناوری و قدرت، نشانه رضایت قطعی آن معبود یگانه از صاحبان آنهاست.

در همین سیاق، قوم به ترک فساد فرمان داده شده‌اند.

بنابراین، برخورداری از نعمت و درست به کار گرفتن آن دو مسئله متفاوت‌اند.

یاد نعمت و مسئولیت انسان

در هر دو آیه اعراف، «آلاء» همراه با فعل «اذكروا» آمده است.

یاد کردن در اینجا فقط نام بردن نعمت‌ها نیست؛ زیرا در یک آیه با رستگاری و در آیه دیگر با پرهیز از فساد ارتباط پیدا می‌کند.

اما نباید تمام این نتیجه اخلاقی را در خود اسم «آلاء» قرار داد.

«آلاء» نعمت‌ها را بیان می‌کند؛ «اذكروا» فرمان یادآوری است و دیگر اجزای آیه جهت عمل انسان را روشن می‌سازند.

۹. «فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ»؛ نعمت و تردید در سوره نجم

در نجم ۵۳:۵۵ آمده است:

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ

«پس درباره کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارت به تردید و جدال می‌پردازی؟»

نجم ۵۳:۵۵

در این آیه، «آلاء» به صورت جمع و در ترکیب اضافی با «رَبِّكَ» آمده است.

«تَتَمَارَىٰ» از ریشه «م ر ي» است و در این سیاق به تردید، جدال و چون‌وچرا درباره حقیقت مربوط می‌شود.

بنابراین، معنای تردید و جدال از خود «آلاء» به دست نمی‌آید.

آلاء در سیاق زندگی، مرگ و فرجام قوم‌ها

در آیات پیش از نجم ۵۳:۵۵، از افعال و قدرت الهی سخن گفته شده است.

نجم ۵۳:۴۳ از خنداندن و گریاندن، نجم ۵۳:۴۴ از میراندن و زنده کردن و نجم ۵۳:۴۷ از آفرینش دیگر بار سخن می‌گوید.

در نجم ۵۳:۵۰ و آیات بعد، نابودی عاد، ثمود و گروه‌های دیگری از پیشینیان یادآوری می‌شود.

سپس پرسش درباره «آلاء» مطرح می‌شود.

این پیوستگی نشان می‌دهد که آیه فقط در میان توصیف نعمت‌های خوشایند مادی نیامده است؛ قدرت، آفرینش، فرجام انسان‌ها و هشدار نیز در زمینه آن حضور دارند.

با این حال، نباید به همین دلیل معنای شناخته‌شده «آلاء» به نعمت‌ها را کنار گذاشت و آن را صرفا «عذاب» یا «قدرت» ترجمه کرد.

توانایی پروردگار، نظم آفرینش و هشدار درباره فرجام ستمگران می‌توانند انسان را متوجه نعمت‌ها، مسئولیت و حقیقت کنند.

اما خود کیفر ظالم، از نگاه کسی که کیفر می‌بیند، ضرورتا نعمت خوشایند نیست.

بنابراین، باید میان معنای لغوی «آلاء» و مجموعه موضوعاتی که در سیاق آن یاد شده‌اند تفاوت بماند.

«رَبِّكَ» و مخاطب مفرد

در این آیه، «رَبِّكَ» و «تَتَمَارَىٰ» به صورت مفرد آمده‌اند.

در سوره الرحمن، پرسش از آلاء با خطاب مثنی و فعل «تُكَذِّبَانِ» به معنای انکار کردن بیان می‌شود؛ پس علاوه بر شمار مخاطب، فعل پرسش نیز با «تَتَمَارَىٰ» تفاوت دارد.

این تفاوت دستوری واقعی است و نباید در ترجمه یکسان‌سازی شود.

در نجم، خطاب در قالب مفرد به شخص مخاطب متوجه است و در الرحمن، دو گروه مخاطب قرار می‌گیرند.

خود واژه «آلاء» در هر دو صورت همان معنا را حفظ می‌کند.

۱۰. «فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ»؛ نعمت‌ها در سوره الرحمن

شناخته‌شده‌ترین کاربرد «آلاء» در سوره الرحمن است:

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

«پس کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارتان را شما دو گروه انکار می‌کنید؟»

الرحمن ۵۵:۱۳

این آیه در سوره الرحمن ۳۱ بار تکرار شده است.

در ساختمان جمله، «بِأَيِّ» پرسش درباره کدام‌یک از نعمت‌ها را بیان می‌کند.

«آلاء» جمع نعمت‌ها و بخشش‌هاست.

«رَبِّكُمَا» ضمیر مثنی دارد و «تُكَذِّبَانِ» نیز فعل مضارع برای دو مخاطب است.

بنابراین، جمله به دو مخاطب یا دو گروه خطاب می‌کند.

مخاطبان «رَبِّكُمَا» چه کسانی‌اند؟

سوره الرحمن از آفرینش انسان و جان سخن می‌گوید.

در الرحمن ۵۵:۱۴ و الرحمن ۵۵:۱۵، آفرینش این دو جداگانه بیان شده است.

در الرحمن ۵۵:۳۳ نیز خطاب «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ» آمده است.

از این پیوستگی، خوانش نیرومند آن است که دو مخاطب سوره، انسان‌ها و جنیان هستند.

بنابراین، در ترجمه می‌توان از «شما دو گروه» استفاده کرد.

اما «آلاء» در خود واژه به معنای نعمت‌های مخصوص انسان و جن نیست؛ این دو گروه از ضمیر و سیاق شناخته می‌شوند.

چرا پرسش ۳۱ بار تکرار شده است؟

سوره الرحمن موضوعات گوناگونی را بیان می‌کند.

از تعلیم قرآن، آفرینش انسان، نظم خورشید و ماه، برپا بودن میزان، زمین، خوراک و نعمت‌های طبیعی سخن می‌گوید.

سپس از دریاها، مرز میان آب‌ها، زندگی و مرگ، پاسخ‌گویی انسان و جن و فرجام آخرت یاد می‌کند.

در بخش‌های بعد نیز صحنه‌های عذاب و سپس نعمت‌های بهشتی توصیف می‌شوند.

در میان این موضوعات، پرسش درباره آلاء بارها بازمی‌گردد.

این تکرار موجب می‌شود که مخاطب پس از هر بخش، درباره آنچه شنیده با پرسش انکار یا پذیرش روبه‌رو شود.

اما نباید از شمار ۳۱ بار، بدون شاهد مستقل، یک رمز عددی یا نظام قطعی درباره تعداد درهای بهشت، مراحل آفرینش یا طبقات جهان ساخت.

شمار تکرار، واقعیتی در متن قرآن است؛ تفسیر عددی آن به دلیل جداگانه نیاز دارد.

چرا «آلاء» پس از آیات عذاب نیز آمده است؟

یکی از دشوارترین پرسش‌ها درباره این ریشه، تکرار آیه در میان توصیف عذاب است.

در الرحمن ۵۵:۴۳، جهنمی معرفی می‌شود که مجرمان آن را تکذیب می‌کردند.

در الرحمن ۵۵:۴۴، از حرکت آنان میان آتش و آب جوشان سخن می‌رود.

سپس در الرحمن ۵۵:۴۵ همان پرسش تکرار می‌شود:

فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

«پس کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارتان را شما دو گروه انکار می‌کنید؟»

الرحمن ۵۵:۴۵

این همراهی نشان می‌دهد که ساختار سوره را نمی‌توان به فهرستی از نعمت‌های خوشایند دنیوی و اخروی محدود کرد.

در آن، هشدار و حسابرسی نیز بخشی از خطاب پروردگار به انسان و جن است.

از یک سو، هشدار درباره فرجام رفتار نادرست می‌تواند خود فرصتی برای شناخت حقیقت و اصلاح راه باشد.

از سوی دیگر، آشکار شدن عدالت، قدرت و داوری آن معبود یگانه در مجموعه سوره جایگاه دارد.

اما نباید برای حل دشواری این آیات، بی‌دلیل ادعا کرد که خود رنج و عذاب برای کسی که آن را تجربه می‌کند، ضرورتا نعمت و برخورداری خوشایند است.

همچنین نمی‌توان تنها از این همراهی نتیجه گرفت که «آلاء» در زبان عربی هرگز به معنای نعمت نبوده و فقط به معنای قدرت یا نشانه است.

در بعضی توضیح‌های قدیم، «آلاء» در این سیاق با قدرت الهی نیز تفسیر شده است. چنین توضیحی می‌تواند بخشی از گستره سیاقی سوره را روشن کند، اما به تنهایی جای معنای ثبت‌شده نعمت و عطا را نمی‌گیرد.

پس بهتر است «آلاء» در ترجمه پایه، نعمت‌ها و بخشش‌های پروردگار باقی بماند و در توضیح سوره روشن شود که خطاب قرآن علاوه بر عطاهای مستقیم، با قدرت، عدالت و هشدار درباره فرجام انسان نیز پیوند دارد.

تفاوت تکذیب و ناسپاسی

پژوهش ریشهٔ ك ذ ب

در سوره الرحمن، فعل «تُكَذِّبَانِ» آمده است.

این فعل از ریشه «ك ذ ب» است و به تکذیب و انکار مربوط می‌شود.

اما خود «آلاء» به معنای ناسپاسی نیست.

ممکن است انسان نعمتی را بشناسد، ولی سپاس آن را به جا نیاورد. همچنین ممکن است اصل آن نعمت یا نسبت آن به پروردگار را انکار کند.

این دو رفتار ارتباط دارند، اما یکی نیستند.

در آیه الرحمن، پرسش مستقیما با تکذیب بیان شده است.

بنابراین، ترجمه «کدام نعمت را سپاس نمی‌گزارید؟» معنای دقیق فعل را تغییر می‌دهد.

«کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟» به ساختمان عربی نزدیک‌تر است.

۱۲. آیا برای تمام این شاخه‌ها یک هسته تاریخی وجود دارد؟

در خانواده «أ ل و»، سه میدان اصلی دیده می‌شود: کوشش و کوتاهی، سوگند و نعمت.

می‌توان میان کوشش و خودداری ارتباطی معنایی تصور کرد؛ کسی که کوتاهی می‌کند از تمام توان خود استفاده نمی‌کند.

همچنین سوگند می‌تواند شخص را به انجام دادن یا ترک کاری پایبند سازد.

در بعضی کاربردهای عربی، عطا و کوشش برای برآوردن نیاز دیگری نیز به یکدیگر نزدیک‌اند.

اما این رابطه‌ها برای اثبات یک منشأ تاریخی کافی نیستند.

به‌ویژه نباید معنای «آلاء» به نعمت‌ها را با این استدلال تعریف کرد که آن معبود یگانه از کوشش کوتاهی نمی‌کند، پس نعمت‌های او «آلاء» نام گرفته‌اند.

چنین توضیحی ممکن است از نظر ادبی قابل تصور باشد، اما شاهد مستقلی برای منشأ تاریخی واژه نیست.

در زبان عربی کهن، هر یک از این شاخه‌ها با شواهد و صورت‌های خود ثبت شده‌اند.

از این رو، در تعریف نهایی ریشه بهتر است چند شاخه روشن در کنار یکدیگر حفظ شوند، نه اینکه همه آنها به یک جمله کلی و مبهم مانند «به کار گرفتن نیرو برای نتیجه» فروکاسته شوند.

۱۳. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در ترجمه ریشه «أ ل و»، باید هر صورت قرآنی بر پایه ساختمان و سیاق خودش برگردانده شود.

«لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا» — آل عمران ۳:۱۱۸

ترجمه پیشنهادی:

«در تباه ساختن کار شما هیچ کوتاهی نمی‌کنند.»

«برای آسیب رساندن به شما از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند» نیز روشن و طبیعی است.

اما نباید خود فعل را مستقیما «فساد می‌کنند» ترجمه کرد؛ زیرا معنای فساد از «خَبَالًا» شناخته می‌شود.

«يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ» — بقره ۲:۲۲۶

ترجمه پیشنهادی:

«کسانی که سوگند می‌خورند از رابطه زناشویی با همسرانشان خودداری کنند.»

در این ترجمه، معنای سوگند از «يُؤْلُونَ» و موضوع خودداری از ساخت جمله و سیاق آیه شناخته می‌شود.

«طلاق می‌دهند» معادل مستقیم این فعل نیست.

«وَلَا يَأْتَلِ» — نور ۲۴:۲۲

برای حفظ نتیجه مشترک دو تحلیل لغوی، ترجمه پیشنهادی در متن پایه چنین است:

«و صاحبان فضل و گشایش از میان شما نباید از بخشیدن به خویشاوندان و نیازمندان خودداری کنند.»

در توضیح می‌توان روشن کرد که این فعل در یک خوانش به سوگند خوردن برای قطع کمک و در خوانش دیگر به کوتاهی کردن در بخشش مربوط است.

اگر خوانش سوگند مبنای ترجمه قرار گیرد، صورت «نباید سوگند بخورند که کمک خود را قطع کنند» مناسب است.

این دو خوانش نباید به گونه‌ای در یک جمله ادغام شوند که اختلاف نحوی آنها ناپدید شود.

«آلاء الله» — اعراف ۷:۶۹ و اعراف ۷:۷۴

ترجمه پیشنهادی:

«نعمت‌های آن معبود یگانه»

در جمله «فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ»، صورت طبیعی چنین است:

«پس نعمت‌های آن معبود یگانه را یاد کنید.»

«آلاء ربك» — نجم ۵۳:۵۵

ترجمه پیشنهادی:

«نعمت‌های پروردگارت»

در جمله کامل:

«پس درباره کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارت به تردید و جدال می‌پردازی؟»

«آلاء ربكما» — سوره الرحمن

ترجمه پیشنهادی:

«نعمت‌های پروردگارتان»

در جمله کامل:

«پس کدام‌یک از نعمت‌های پروردگارتان را شما دو گروه انکار می‌کنید؟»

حفظ «شما دو گروه» در فارسی کمک می‌کند که خطاب مثنی عربی روشن بماند؛ تعیین انسان‌ها و جنیان به‌عنوان این دو گروه، توضیحی بر پایه سیاق سوره است.

در همه این کاربردها، نباید «آلاء» را صرفا به روزی مالی، آسایش جسمی یا امکانات مادی محدود کرد. نعمت‌های مورد نظر از سیاق آیات شناخته می‌شوند.

۱۴. جمع‌بندی

ریشه «أ ل و» در عربی خانواده‌ای چندشاخه است.

در یک شاخه، به کوتاهی کردن، فروگذاشتن کوشش و در ساخت‌های منفی به دریغ نکردن از تلاش اشاره دارد.

در شاخه دیگر، «إِيلَاء» و صورت‌های نزدیک آن به سوگند خوردن و التزام به انجام دادن یا ترک کاری مربوط‌اند.

در شاخه سوم، «آلاء» به نعمت‌ها، بخشش‌ها و احسان‌ها گفته می‌شود.

قرآن این ریشه را در ۳۷ کاربرد آورده است.

در آل عمران ۳:۱۱۸، «لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا» درباره کسانی است که در آسیب رساندن کوتاهی نمی‌کنند. این شاهد نشان می‌دهد که کوشش فراوان، به خودی خود، ارزش اخلاقی مثبت ندارد.

در بقره ۲:۲۲۶، «يُؤْلُونَ» از سوگندی سخن می‌گوید که با خودداری از رابطه زناشویی همراه است. سوگند در اینجا با مسئولیت نسبت به همسر و مهلت انتظار ارتباط پیدا می‌کند، اما خود واژه به معنای طلاق نیست.

در نور ۲۴:۲۲، «يَأْتَلِ» در زمینه ترک نکردن بخشش و گذشت آمده است. دو خوانش لغوی سوگند نخوردن به قطع کمک و کوتاهی نکردن در بخشش، هر دو باید شناخته شوند؛ زیرا نتیجه عملی نزدیک آنها، اختلاف ساختمان و تحلیل صرفی را از میان نمی‌برد.

«آلاء» نیز ۳۴ بار در قرآن آمده است و در شناخته‌شده‌ترین کاربرد خود، در سوره الرحمن، نعمت‌ها و بخشش‌های پروردگار را به یاد انسان و جن می‌آورد.

در اعراف، این نعمت‌ها با توان، جانشینی و امکانات زندگی ارتباط دارند. در نجم، پرسش از آلاء در امتداد سخن درباره آفرینش، زندگی، مرگ و فرجام قوم‌ها آمده است. در الرحمن، تکرار آن در میان توصیف نعمت‌ها، نشانه‌های قدرت، هشدار و حسابرسی قرار دارد.

بنابراین، «آلاء» را نباید به نعمت‌های مادی یا لذت‌های فوری محدود کرد. در عین حال، حضور این واژه در سیاق عذاب نیز به معنای آن نیست که خود رنج و کیفر برای کسی که آن را تجربه می‌کند، ضرورتا نعمت خوشایند است.

پیوند تاریخی دقیق میان کوشش، سوگند و نعمت نیز قطعی نیست. در تعریف ریشه باید این شاخه‌ها روشن و مستقل بمانند و از ساختن یک تصویر مشترک بی‌شاهد پرهیز شود.

تعریف نهایی ریشه «أ ل و» در فرقان:

«خانواده‌ای زبانی با سه شاخه برجسته: نخست، کوتاهی کردن یا دریغ نکردن از کوشش، بسته به ساخت و سیاق فعل؛ دوم، سوگند خوردن و ملتزم ساختن خود به انجام دادن یا ترک کاری؛ و سوم، آلاء به معنای نعمت‌ها، بخشش‌ها و احسان‌ها. در قرآن، يَأْلُونَكُمْ به کوتاهی نکردن در آسیب‌رسانی، يُؤْلُونَ به سوگند، يَأْتَلِ به سوگند یا کوتاهی در بخشش، و آلاء به نعمت‌های پروردگار اشاره دارد. این شاخه‌ها در یک ماده لغوی گرد آمده‌اند، اما پیوند تاریخی قطعی همه آنها نباید بدون شاهد فرض شود.»