ریشه قرآنی أ س س
پایهگذاری و بنیان نهادن؛ از اساس ساختمان تا بنیاد تقوا و فرجام بنای ناپایدار
صورتهای قرآنی و لغوی
أُسِّسَ
فعل ماضی مجهول باب تفعیل؛ بنیاد نهاده شد، توبه ۹:۱۰۸
أَسَّسَ
فعل ماضی معلوم باب تفعیل؛ دو بار در توبه ۹:۱۰۹
أُسّ
اسم لغوی؛ پایه، بنیاد و اصل؛ به این صورت غیرقرآنی
أَسَاس
اسم لغوی شالوده و پایه ساختمان؛ غیرقرآنی
أُسُس
جمع لغوی أَسَاس؛ در قرآن نیامده است
أَسَّ
فعل مجرد لغوی برای بنیان نهادن؛ این صورت غیرقرآنی
تَأْسِيس
مصدر لغوی باب تفعیل؛ بنیادگذاری؛ غیرقرآنی
أَسَّاس
وصف لغوی سخنچین و فسادانگیز؛ شاخهای متمایز و غیرقرآنی
ریشه «أ س س» در زبان عربی به پایه، بنیاد و آغاز ساختن چیزی مربوط است. «أُسّ» و «أَسَاس» به پایهای گفته میشود که بنا بر آن برپا میگردد و «أَسَّسَ» به معنای پیریزی و بنیان نهادن است. همانگونه که استواری یک ساختمان به پایههای آن وابسته است، در کاربردهای گستردهتر زبان نیز میتوان از اساس و بنیان یک کار سخن گفت.
قرآن این ریشه را تنها در سوره توبه، در جریان مقایسه دو مسجد و دو شیوه بنیانگذاری، به کار برده است. یک مسجد از نخستین روز بر تقوا بنیاد نهاده شده و بنای دیگر برای زیان رساندن، کفر، تفرقه و پشتیبانی از دشمنی با آن معبود یگانه و رسول او شکل گرفته است. قرآن این تقابل را با تصویری روشن بیان میکند: بنایی که بر تقوا و خشنودی آن معبود یگانه استوار شده، در برابر بنایی قرار میگیرد که بر لبه پرتگاهی سست و فروریختنی ساخته شده است.
در این آیات، خود عمل بنیانگذاری نه خوب است و نه بد. هر دو طرف چیزی ساختهاند و برای آن پایهای نهادهاند. تفاوت اصلی در چیزی است که بنا بر آن استوار شده و مقصودی که برای آن پدید آمده است.
۱. صورتهای قرآنی و هسته معنایی ریشه
ریشه «أ س س» سه بار در دو آیه قرآن آمده است:
«أُسِّسَ» در توبه ۹:۱۰۸، فعل ماضی مجهول از باب تفعیل است؛ به معنای «بنیاد نهاده شد» یا «پیریزی شد».
«أَسَّسَ» در توبه ۹:۱۰۹، فعل ماضی معلوم از همان باب است و دو بار در آیه تکرار میشود؛ به معنای «بنیان نهاد» یا «پایهگذاری کرد».
در نتیجه، تمام کاربردهای قرآنی این ریشه از فعل «أَسَّسَ» هستند. اسمهای «أُسّ»، «أَسَاس» و «أُسُس» با آنکه در عربی شناخته شدهاند، در متن قرآن به این صورتها نیامدهاند.
در زبان عربی، صورتهای زیر نیز از این خانواده ثبت شدهاند:
«أُسّ» به معنای پایه، بنیاد و اصل چیزی؛ «أَسَاس» به معنای شالوده و پایه ساختمان؛ «أُسُس» بهعنوان جمع «أَسَاس»؛ «أَسَّ» و «أَسَّسَ» برای بنیاد نهادن و پیریزی کردن؛ و «تَأْسِيس» برای عمل بنیادگذاری.
در این خانواده، میان «آغاز کردن» و «بنیان نهادن» ارتباط وجود دارد، اما این دو کاملا یکسان نیستند. هر کار ممکن است آغازی داشته باشد، ولی «تأسیس» در کاربرد ساختمانی آن بر گذاشتن پایهای تاکید میکند که ادامه بنا بر آن قرار میگیرد.
هسته معنایی ریشه را میتوان چنین بیان کرد:
قرار دادن پایه و بنیانی که ساخت یا ادامه یک چیز بر آن استوار شود؛ و در کاربرد گستردهتر، آغاز و برپا کردن کاری بر یک اساس مشخص.
این معنا به خودی خود استواری واقعی یا دوام آینده آن بنا را تضمین نمیکند. پایهگذاری ممکن است بر زمینی محکم یا بر جایگاهی سست انجام شود. قرآن هر دو وضعیت را با همین فعل توصیف کرده است.
۲. کاربرد در عربی کهن؛ پایه ساختمان و اصل هر چیز
أُسّ و أَسَاس؛ پایهای که بنا از آن آغاز میشود
در عربی کهن، «أُسُّ الْبِنَاءِ» به پایه و بخش آغازین ساختمان گفته میشد؛ جایی که بنا از آن برپا میشود و بخشهای بالاتر بر آن قرار میگیرند.
«أَسَاس» نیز همین میدان معنایی را دارد. در کاربرد ساختمانی، اساس چیزی جدا از بنا نیست، بلکه آن بخش بنیادینی است که برپایی و استواری اجزای دیگر به آن وابسته میشود.
در منابع قدیم، تعبیر «أَسَّسْتُ دَارًا» برای پیریزی خانه و برپا کردن آن از پایههایش ثبت شده است. در توضیح این تعبیر، از مشخص کردن حدود ساختمان و بالا آوردن آن از قواعد و پایهها سخن رفته است.
این کاربرد نشان میدهد که «تأسیس» تنها گذاشتن نخستین سنگ نیست. بنیانگذاری میتواند مجموعه کارهایی را دربر گیرد که ساختمان را از مرحله تعیین حدود و پیریزی به مرحله برپایی میرساند.
با این حال، معنای اصلی آن همچنان به بنیاد و آغاز ساخت مربوط است؛ نه به تمام مراحل تکمیل، آراستن و بهرهبرداری از ساختمان.
أساس در کاربرد غیرمادی
واژه «أُسّ» در زبان عربی به اصل و آغاز چیزهای غیرمادی نیز گسترش یافته است.
برای نمونه، «أُسُّ الْمَجْدِ» به بنیاد بزرگی و منزلت اشاره دارد. ابندرید بیت زیر را با تعبیر تردیدآمیز «گمان میکنم» به کذاب بنیحرماز نسبت میدهد:
وَأُسُّ مَجْدٍ ثَابِتٌ وَطِيدُ
نَالَ السَّمَاءَ فَرْعُهُ الْمَدِيدُ
«و بنیاد بزرگی، ثابت و استوار است؛ شاخه بلند آن تا آسمان رسیده است.»
در این بیت، «أُسّ» به پایه ساختمان جسمانی اشاره نمیکند. سخن از بنیانی است که بزرگی و منزلت بر آن استوار شده است.
همراهی «أُسّ» با «فَرْع» نیز قابل توجه است. بنیاد در پایین قرار دارد و شاخه یا بخش بالایی از آن برمیخیزد. این تقابل نشان میدهد که تصویر پایه و آنچه بر پایه رشد یا استقرار مییابد، در زبان عربی برای توضیح مفاهیم غیرمادی نیز به کار رفته است.
با این حال، انتساب و زمان سرایش این بیت به اندازهای روشن نیست که بتوان آن را شاهد قطعی پیشاقرآنی دانست. ارزش آن در این پژوهش، نشان دادن کاربرد ثبتشده «أُسّ» برای بنیاد یک امر غیرمادی است. در این بررسی نیز شاهد مستقلی با تاریخگذاری مطمئنِ پیش از قرآن به دست نیامد.
أُسّ و آغاز زمان
در عربی، تعبیر «عَلَى أُسِّ الدَّهْرِ» نیز برای اشاره به قدمت و آغاز روزگار ثبت شده است.
در این کاربرد، واژه از پایه ساختمانی به آغاز و اصل زمانی گسترش یافته است.
ارتباط این معنا با کاربرد ساختمانی روشن است: همانگونه که یک بنا از پایه خود آغاز میشود، میتوان برای یک دوره یا جریان نیز از آغاز و بنیاد سخن گفت.
اما نباید نتیجه گرفت که «أ س س» در همه کاربردها مستقیما به معنای «نخستین لحظه» است. در قرآن، همراه بودن بنیادگذاری با آغاز کار از ترکیب فعل با عبارت «مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ» آشکار میشود؛ خود فعل به تنهایی زمان دقیق آغاز را مشخص نمیکند.
شاخههای لغوی دیگر
در برخی منابع عربی، «أَسَّ بَيْنَ النَّاسِ» در معنای فساد افکندن و سخنچینی نیز ثبت شده و «أَسَّاس» برای شخص نمام و فسادانگیز آمده است.
این کاربرد با معنای بنیادگذاری تفاوت آشکار دارد. وجود آن در همان مدخل لغوی، به تنهایی ثابت نمیکند که فسادافکنی از معنای پایه ساختمان پدید آمده یا برعکس.
همچنین در علم عروض، «أَلِفُ التَّأْسِيسِ» اصطلاحی برای الفی معین در ساختمان قافیه است. این نامگذاری با نقش جایگاهی و ساختاری آن الف ارتباط دارد، ولی اصطلاح عروضی را نباید وارد معنای مستقیم فعل قرآنی کرد.
در نتیجه، برای فهم «أَسَّسَ» در سوره توبه، معنای بنیاد نهادن و پیریزی کردن پشتوانه روشن و مستقیمی دارد. نیازی نیست معانی کمکاربرد دیگر را به این آیات منتقل کنیم.
۳. «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ»؛ مسجدی که از آغاز بر تقوا بنیاد نهاده شد
برای شناخت نخستین کاربرد قرآنی ریشه، باید به آیه پیش از آن توجه کرد.
در توبه ۹:۱۰۷ آمده است:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَىٰ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ
«و کسانی که مسجدی برپا کردند برای زیان رساندن، کفر ورزیدن، تفرقه افکندن میان مؤمنان و فراهم کردن پایگاهی برای کسی که پیش از این با آن معبود یگانه و رسولش جنگیده بود؛ و بیگمان سوگند خواهند خورد که ما جز نیکی نخواستهایم، اما آن معبود یگانه گواهی میدهد که آنان دروغگویند.»
توبه ۹:۱۰۷
در این آیه، موضوع یک ساختمان واقعی است؛ مسجدی که گروهی آن را برپا کردهاند. اما قرآن برای توصیف آن تنها به شکل ظاهری یا نام مسجد اکتفا نمیکند.
چهار جهت برای این بنا بیان شده است: زیان رساندن، کفر، تفرقه میان مؤمنان و فراهم کردن پایگاهی برای دشمنی با آن معبود یگانه و رسول او.
بنابراین، ساختن مسجد به خودی خود نشانه درستی هدف سازندگان نیست. ممکن است ساختمانی نام و ظاهر عبادتگاه داشته باشد، اما برای مقصودی برخلاف هدف آن برپا شده باشد.
آیه همچنین ادعای سازندگان را نقل میکند که میگفتند جز نیکی نخواستهاند. این ادعا در همان آیه رد میشود. از این رو، نیت اعلامشده و نیت واقعی نیز در این سیاق از یکدیگر جدا شدهاند.
آیه بعد میگوید:
لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ
«هرگز در آن نایست. مسجدی که از نخستین روز بر تقوا بنیاد نهاده شده است، سزاوارتر است که در آن بایستی. در آن مردانی هستند که دوست دارند خود را پاکیزه سازند؛ و آن معبود یگانه پاکیزگیجویان را دوست دارد.»
توبه ۹:۱۰۸
در این آیه، «أُسِّسَ» به مسجدی نسبت داده شده که از نخستین روز بر تقوا بنا شده است.
فعل مجهول است؛ یعنی توجه جمله به خود مسجد و بنیاد آن معطوف شده، نه به نام شخص یا اشخاصی که آن را ساختهاند.
آنچه اهمیت دارد، کیفیت بنیادگذاری مسجد است.
معنای «عَلَى التَّقْوَىٰ»
در ساختمان واقعی، یک بنا بر پایه یا زمینی قرار میگیرد که توان نگهداری آن را داشته باشد.
اما در این آیه، چیزی که مسجد «بر آن» بنیاد نهاده شده، تقواست.
تقوا سنگ، خاک یا مصالح ساختمانی نیست. بنابراین، تعبیر «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ» از زبان ساختوساز برای بیان بنیاد اخلاقی و عملی یک کار استفاده میکند.
خود ساختمان واقعی است، اما آنچه معیار درستی بنیاد آن معرفی شده، از جنس مصالح ساختمانی نیست.
در اینجا، «تأسیس» معنای پایهگذاری خود را حفظ میکند، ولی آن پایه در سطح مقصود، جهتگیری و شیوه عمل سازندگان فهمیده میشود.
از همین رو، «بنیاد نهادن بر تقوا» به معنای آن نیست که مسجد روی زمینی با ویژگی فیزیکی مخصوص ساخته شده است. معنای آن این است که تقوا مبنای برپایی آن قرار گرفته است.
اهمیت «مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ»
عبارت «مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ» نکته مهمی به معنای تأسیس میافزاید.
قرآن نمیگوید این مسجد فقط در دورهای از فعالیت خود با تقوا همراه شده است؛ بلکه بنیاد آن را از نخستین روز به تقوا پیوند میدهد.
بنابراین، تقوا در این آیه یک ویژگی تزئینی یا عنوانی نیست که بعدا به ساختمان افزوده شده باشد. در توصیف قرآنی، از همان آغاز با برپایی مسجد همراه بوده است.
اما نباید از این تعبیر نتیجه گرفت که هر بنایی که آغاز درستی داشته باشد، بدون توجه به رفتار و وضعیت بعدی خود، برای همیشه درست و شایسته باقی میماند. آیه از بنیاد آن مسجد مشخص سخن میگوید و در ادامه، ویژگی کسانی را نیز که در آن حضور دارند بیان میکند.
وجود مردانی که پاکیزگی را دوست دارند، نشان میدهد که وصف مسجد تنها به نیت آغازین محدود نشده است؛ رفتار و ویژگی انسانهای مرتبط با آن نیز در معرفیاش نقش دارند.
آیا مقصود مسجد قباست یا مسجد دیگری؟
در گزارشهای تاریخی و تفسیری، درباره مصداق مسجدی که از نخستین روز بر تقوا بنیاد نهاده شده، دیدگاههایی مطرح شده است؛ از جمله مسجد قبا و مسجد پیامبر در مدینه.
اما در خود توبه ۹:۱۰۸، نام هیچیک از این دو مسجد نیامده است.
از این رو، برای شناخت معنای ریشه «أ س س»، تعیین قطعی نام مسجد ضروری نیست. آیه ویژگی بنیاد آن را روشن کرده است: مسجدی که از آغاز بر تقوا بنا شده و سزاوارتر است که پیامبر در آن بایستد.
پژوهش تاریخی درباره تعیین مصداق، موضوعی مستقل است و نباید جای معنای مستقیم واژه را بگیرد.
۴. «أَسَّسَ بُنْيَانَهُ»؛ یک فعل برای دو بنیاد متفاوت
در توبه ۹:۱۰۹، فعل «أَسَّسَ» دو بار به صورت معلوم آمده است:
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
«پس آیا کسی که بنای خود را بر تقوا در برابر آن معبود یگانه و طلب خشنودی او پایه گذاشته، بهتر است یا کسی که بنای خود را بر لبه پرتگاهی سست و فروریختنی بنیاد نهاده و آن پرتگاه با او در آتش جهنم فرو ریخته است؟ و آن معبود یگانه مردم ستمگر را هدایت نمیکند.»
توبه ۹:۱۰۹
این آیه روشنترین شاهد برای تعیین معنای ریشه «أ س س» است.
قرآن در هر دو سوی مقایسه از یک فعل استفاده میکند: «أَسَّسَ».
یک نفر بنای خود را بر تقوا و خشنودی آن معبود یگانه بنیاد مینهد. دیگری بنای خود را بر لبه پرتگاهی فروریختنی بنا میکند.
پس تفاوت دو شخص در اصل انجام عمل تأسیس نیست. هر دو بنا ساختهاند و هر دو برای آن بنیانی قرار دادهاند.
تفاوت در چیزی است که بنای آنان بر آن استوار شده است.
این تقابل نشان میدهد که «أَسَّسَ» به خودی خود بار ارزشی مثبت ندارد. بنیادگذاری میتواند درست یا نادرست باشد، همانگونه که یک ساختمان میتواند بر جایگاهی محکم یا سست برپا شود.
ارزش عمل از ریشه به تنهایی استخراج نمیشود؛ در این آیه، تقوا و رضوان از یک سو و پرتگاه فروریختنی از سوی دیگر، جهت و فرجام بنیادگذاری را روشن میکنند.
«بُنْيَانَهُ»؛ بنای واقعی و معنای گستردهتر آن
«بُنْيَان» از ریشه «ب ن ي» است و به ساخت، ساختمان و آنچه بنا شده مربوط است.
در این آیه، «بُنْيَانَهُ» مفعول فعل «أَسَّسَ» است. کسی بنای خود را پایهگذاری کرده است.
در سیاق نزدیک، موضوع دو مسجد و شیوه برپایی آنهاست. پس تصویر ساختمان از یک واقعیت عینی آغاز میشود؛ نباید آن را از همان ابتدا به اندیشهای کاملا انتزاعی تبدیل کرد.
با این حال، قرآن در آیه ۱۰۹ تصویر ساختمان را برای بیان تفاوت دو مسیر اخلاقی نیز به کار میگیرد.
بنایی که بر تقوا و خشنودی آن معبود یگانه گذاشته شده، در برابر بنایی قرار میگیرد که بر زمینهای ناپایدار استوار شده است.
از این تقابل میتوان اصلی گستردهتر را فهمید: کار انسان فقط با ظاهر و نام آن سنجیده نمیشود؛ اساس و جهتی که آن کار بر آن بنا شده نیز اهمیت دارد.
اما این نتیجه، گسترش سیاقی تصویر است. معنای لغوی «أَسَّسَ» همچنان بنیان نهادن است.
«شَفَا جُرُفٍ هَارٍ»؛ بنیانی بر لبه فروریختن
در بخش دوم آیه، بنای نادرست بر «شَفَا جُرُفٍ هَارٍ» قرار گرفته است.
«شَفَا» به لبه و کناره اشاره دارد. «جُرُف» میتواند به کنارهای از زمین گفته شود که بر اثر فرسایش یا کنده شدن بخش زیرین آن، استواری خود را از دست داده است. «هَارٍ» نیز وصف فروریختنی بودن و ناپایداری آن است.
پژوهش ریشهٔ ج ر ف (هنوز منتشر نشده)
در چنین وضعیتی، ممکن است بخش بالایی زمین در نگاه نخست جای مناسبی برای ساختن به نظر برسد، ولی پایهای که بنا بر آن قرار گرفته توان نگهداری آن را نداشته باشد.
این تصویر برای مقایسه دو مسجد به کار رفته است.
ساختار بیرونی ممکن است برپا باشد و شکل یک ساختمان را داشته باشد، اما بنیاد آن با مقصود درست و استوار همراه نباشد.
با این حال، نباید از تصویر آیه نتیجه گرفت که مسجد مورد نکوهش واقعا از نظر مهندسی بر لبه پرتگاهی طبیعی ساخته شده بود. این بخش آیه یک تمثیل است که با بهره گرفتن از تجربه شناختهشده فروریختن ساختمان، فرجام یک عمل نادرست را توضیح میدهد.
«فَانْهَارَ بِهِ»؛ فرجام بنای ناپایدار
در ادامه تمثیل، فرو ریختن آن تکیهگاه، بنا و صاحب آن را به فرجام آتش پیوند میدهد. در تحلیل نحوی، برای مرجع فاعل «انهار» و ضمیر «به» توضیحهای متفاوتی آمده است؛ از جمله فرو ریختن کناره با بنا، یا فرو ریختن بنا با سازنده آن. این تفاوت، معنای پایه «أَسَّسَ» را تغییر نمیدهد.
«فَانْهَارَ» از ریشه «ه و ر» است و با فروریختن و ویران شدن ارتباط دارد؛ نه از ریشه «أ س س».
پژوهش ریشهٔ ه و ر (هنوز منتشر نشده)
همین تمایز برای پژوهش حاضر مهم است.
«أَسَّسَ» عمل پایهگذاری را بیان میکند و «فَانْهَارَ» از فروریختن خبر میدهد.
فروریختن، معنای خود ریشه «أ س س» نیست. بلکه در این آیه نتیجه بنایی است که بر جایگاهی ناپایدار گذاشته شده است.
به همین ترتیب، استواری و پاداش نیک نیز معنای لغوی تأسیس نیستند. آنها به کیفیت بنیاد و جهت عمل مربوطاند.
در توبه ۹:۱۱۰، دوباره از بنایی سخن گفته میشود که همان گروه ساختهاند و به صورت مایه ریبه و ناآرامی در دلهای آنان باقی میماند. این ادامه نشان میدهد که بحث ساختمان و پیامدهای آن هنوز در همان سیاق جریان دارد.
پس تمثیل آیه ۱۰۹ نه از واقعیت دو مسجد جداست و نه تنها یک توصیف مهندسی است. قرآن از یک بنای واقعی آغاز میکند و با تصویر بنیاد محکم و پرتگاه فروریختنی، معیار اخلاقی و فرجام آن را آشکار میسازد.
۵. نقش ساختمان صرفی و نحوی در فهم آیات
معلوم و مجهول
در توبه ۹:۱۰۸، «أُسِّسَ» مجهول است؛ یعنی مسجد بنیاد نهاده شده است و نام بنیانگذار در همان فعل ذکر نمیشود.
در توبه ۹:۱۰۹، «أَسَّسَ» معلوم است و «مَنْ» به کسی اشاره دارد که بنای خود را بنیاد نهاده است.
این تفاوت، جهت توجه جمله را تغییر میدهد.
در آیه نخست، مسجد و بنیاد آن موضوع اصلی است. در آیه دوم، دو بنیانگذار با یکدیگر مقایسه میشوند.
در قرائت نافع و ابنعامر، هر دو فعل آیه ۱۰۹ به صورت مجهول «أُسِّسَ» خوانده شده و «بُنْيَانُهُ» مرفوع و نایب فاعل است. در این خوانش، بنا به جای مفعول، موضوعِ فعل مجهول میشود و عاملِ بنیانگذاری در خود فعل نام برده نمیشود؛ اما تقابل دو بنیاد همچنان باقی است.
بنابراین، معنای پایه ریشه در هر دو ساختمان معلوم و مجهول حفظ میشود: بنیاد نهادن و پایهگذاری کردن.
باب تفعیل
فعل قرآنی «أَسَّسَ» از باب تفعیل است.
در این ساخت، فعل بر انجام دادن عمل بنیانگذاری دلالت دارد. از نظر صرفی، میتوان میان فعل مجرد «أَسَّ» و صورت تفعیل «أَسَّسَ» تفاوت ساختاری گذاشت.
اما نباید از باب تفعیل به تنهایی نتیجه گرفت که بنیانگذاری حتما تدریجی، مکرر، پرهزینه یا همراه با تلاش بسیار بوده است. این ویژگیها ممکن است در یک پروژه ساختمانی وجود داشته باشند، ولی از وزن صرفی به تنهایی ثابت نمیشوند.
همچنین تکرار فعل در توبه ۹:۱۰۹ نشاندهنده دو مورد پایهگذاری در یک مقایسه است، نه اینکه خود ریشه ضرورتا معنای تکرار عمل را داشته باشد.
نقش «عَلَى»
در هر سه کاربرد قرآنی ریشه، حرف «عَلَى» همراه فعل آمده است.
در آیه ۱۰۸، مسجد بر تقوا بنیاد نهاده شده است.
در آیه ۱۰۹، یک بنا بر تقوا و رضوان و بنای دیگر بر لبه پرتگاهی فروریختنی قرار میگیرد.
«عَلَى» رابطه قرار گرفتن یا استوار شدن چیزی بر پایهای را بیان میکند. هنگامی که متعلق آن امر مادی باشد، این رابطه میتواند مکانی و جسمانی باشد. هنگامی که متعلق آن تقوا و رضوان است، رابطه بنیاد و تکیهگاه در سطح اخلاقی و مفهومی فهمیده میشود.
از این رو، بخش مهمی از تصویر استواری در آیات، از ترکیب فعل «أَسَّسَ» با حرف «عَلَى» و متعلق آن پدید میآید.
خود ریشه بدون این ساخت، تمام معنای بنیاد اخلاقی را دربر ندارد.
۷. آیا تأسیس در قرآن فقط به نیت مربوط است؟
در توبه ۹:۱۰۸ و توبه ۹:۱۰۹، بنیاد دو بنا با تقوا، رضوان و مقاصد نادرست سازندگان ارتباط پیدا میکند.
ممکن است از این تقابل نتیجه گرفته شود که تأسیس در این آیات تنها به نیت درونی انسان مربوط است. اما سیاق چنین محدودیتی را تایید نمیکند.
در توبه ۹:۱۰۷، مقاصد نادرست سازندگان با رفتارها و پیامدهای مشخص همراهاند: زیان رساندن، تفرقه افکندن و فراهم کردن زمینه حمایت از دشمنی.
این امور تنها احساسات یا اندیشههای پنهان نیستند؛ با عمل اجتماعی و آثار آن ارتباط دارند.
از سوی دیگر، مسجدی که بر تقوا بنیاد نهاده شده، در توبه ۹:۱۰۸ با حضور کسانی معرفی میشود که پاکیزگی را دوست دارند.
پس قرآن فقط دو نیت پنهان را مقایسه نمیکند. سخن از دو بنیانگذاری با مقاصد، رفتارها و جهتگیریهای متفاوت است.
این نکته بهویژه در مورد ساختمانهای مذهبی اهمیت دارد. مسجد، به صرف داشتن نام مسجد، از سنجش اخلاقی معاف نمیشود. اگر مکانی برای عبادت ساخته شود، ولی در عمل وسیله زیان رساندن یا تفرقه گردد، نام و ظاهر آن نمیتواند جای بنیاد درست را بگیرد.
با این حال، از این آیات نیز نمیتوان بدون بررسی مستقل، درباره نیت پنهان هر مسجد یا نهاد مذهبی در روزگار دیگر داوری قطعی کرد. در توبه ۹:۱۰۷، قرآن درباره مقاصد واقعی سازندگان گواهی میدهد. چنین شناخت قطعی از نیت دیگران را نمیتوان صرفا بر پایه بدگمانی یا اختلاف عقیده به خود نسبت داد.
اصل قابل استخراج آن است که درستی یک بنا یا نهاد با نام، ظاهر و ادعای خیرخواهی تضمین نمیشود. بنیاد و کارکرد واقعی آن نیز باید با معیارهای روشن سنجیده شود.
۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای فعل «أَسَّسَ»، معادلهای اصلی «بنیان نهادن»، «پایهگذاری کردن» و «پیریزی کردن» هستند.
هر سه معادل در فارسی طبیعیاند، اما بر حسب ساختمان جمله میتوان یکی را ترجیح داد.
در توبه ۹:۱۰۸، برای «أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَىٰ» ترجمه پیشنهادی چنین است:
«بر تقوا بنیاد نهاده شده است.»
این عبارت صورت مجهول را حفظ میکند و پایهگذاری مسجد بر تقوا را روشن میسازد.
برای «مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ»، ترجمه «از نخستین روز» مناسب است؛ زیرا بر همراه بودن تقوا با آغاز بنیادگذاری تاکید میکند.
بنابراین، صورت روان عبارت چنین خواهد بود:
«مسجدی که از نخستین روز بر تقوا بنیاد نهاده شده است.»
در توبه ۹:۱۰۹، برای «أَسَّسَ بُنْيَانَهُ»، تعبیر «بنای خود را پایه گذاشت» یا «بنای خود را بنیاد نهاد» مناسب است.
در بخش نخست آیه:
«کسی که بنای خود را بر تقوا و خشنودی آن معبود یگانه پایه گذاشته است.»
در بخش دوم:
«کسی که بنای خود را بر لبه پرتگاهی سست و فروریختنی بنیاد نهاده است.»
حفظ یک معادل نزدیک در هر دو سوی مقایسه اهمیت دارد؛ زیرا قرآن عمدا یک فعل را برای دو بنیاد متفاوت تکرار کرده است.
نباید در بخش نخست «أَسَّسَ» را «استوار ساخت» و در بخش دوم همان فعل را «سست بنا کرد» ترجمه کرد؛ زیرا در این صورت، تفاوت اخلاقی و نتیجه سیاقی به جای متعلق فعل، وارد خود ریشه میشود.
به همین دلیل، «پایهگذاری کرد» معادل مناسبی است که میتواند برای هر دو طرف حفظ شود.
برای اسمهای غیرقرآنی «أُسّ» و «أَسَاس»، «پایه»، «بنیاد»، «شالوده» و در بعضی سیاقها «اصل» مناسباند.
«تَأْسِيس» نیز در فارسی بهصورت «تاسیس» شناخته شده است، اما در ترجمه آیات ساختمانی، «بنیان نهادن» یا «پایهگذاری کردن» طبیعیتر و روشنتر است.
در کاربردهای غیرمادی، مانند تأسیس یک نهاد یا آغاز یک کار، همان مفهوم ایجاد بنیاد حفظ میشود؛ اما نباید تمام ویژگیهای فیزیکی ساختمان را به آن نسبت داد.
۹. جمعبندی
ریشه «أ س س» در عربی به پایه، بنیاد و آغاز برپایی چیزی مربوط است. «أُسّ» و «أَسَاس» پایهای هستند که ساختمان بر آن قرار میگیرد و «أَسَّسَ» عمل پیریزی و بنیان نهادن را بیان میکند.
در قرآن، این ریشه سه بار در دو آیه سوره توبه آمده است. هر سه کاربرد به بنیانگذاری مربوطاند و در سیاق مقایسه دو مسجد قرار دارند.
در توبه ۹:۱۰۸، مسجدی معرفی میشود که از نخستین روز بر تقوا بنیاد نهاده شده است. در توبه ۹:۱۰۹، دو بنیانگذاری با یکدیگر مقایسه میشوند: یکی بر تقوا و خشنودی آن معبود یگانه و دیگری بر لبه پرتگاهی فروریختنی.
تکرار «أَسَّسَ» در دو سوی این مقایسه نشان میدهد که خود بنیانگذاری بار اخلاقی ثابت ندارد. آنچه ارزش و فرجام بنا را تعیین میکند، اساس و جهتی است که بنا بر آن قرار گرفته است.
در این آیات، قرآن از واقعیت ساختن مسجد آغاز میکند و سپس تصویر ساختمانی را برای نشان دادن تفاوت میان بنیاد درست و نادرست به کار میگیرد. نه واقعیت مادی بنا انکار میشود و نه ارزش آن به سنگ و دیوار محدود میماند.
«تأسیس» همچنین با «بناء»، «قواعد»، «اصل» و «ثبات» ارتباط معنایی دارد، اما با هیچیک کاملا یکسان نیست. تأسیس بر عمل پایهگذاری تاکید دارد؛ ساختن بر پدید آوردن بنا، قواعد بر پایههای آن و ثبات بر پابرجا ماندن.
تعریف نهایی ریشه «أ س س» در فرقان:
«پایه و بنیاد چیزی؛ و در صورت فعلی، پیریزی و بنیان نهادن بنا یا کاری بر یک اساس مشخص. این بنیاد میتواند مادی باشد یا در کاربرد گستردهتر، به مقصود و جهتگیری یک عمل مربوط شود. خود ریشه نه استواری نهایی را تضمین میکند و نه ارزش اخلاقی ثابتی دارد؛ کیفیت پایه، جهت عمل و سیاق، درستی یا ناپایداری آن را روشن میسازند.»