ریشه قرآنی ب ع ل

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

شوهر و همراه زندگی، صاحب و سرور، و نام معبودی که در برابر خداوند خوانده می‌شد

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «ب ع ل» در زبان عربی چند شاخه معنایی دارد که مهم‌ترین آنها به رابطه همسری، صاحب و سرور بودن، حیرت و سرگشتگی، و زمین و گیاهانی مربوط است که بدون آبیاری معمول رشد می‌کنند. این معناها در نگاه نخست ارتباط روشنی با یکدیگر ندارند و نباید صرف اشتراک حروف، همه آنها را به یک تصویر واحد بازگرداند.

در قرآن، «بَعْل» در دو زمینه کاملا متفاوت آمده است. در بیشتر موارد، به معنای شوهر است؛ مردی که در رابطه همسری با زنی قرار دارد. اما در سوره صافات، همین صورت زبانی برای معبودی به کار رفته است که قوم الیاس او را می‌خواندند.

این تفاوت اهمیت دارد. «بعل» در زبان می‌تواند عنوان یک انسان یا نام و عنوان یک معبود باشد، اما این اشتراک به معنای یکسان بودن موقعیت و ماهیت آنها نیست. همان‌گونه که معنای شوهر نباید به آیه مربوط به معبود انتقال یابد، معنای مالکیت یا اقتدار الهی نیز نباید به هر کاربرد واژه درباره رابطه همسری تحمیل شود.

در قرآن، این ریشه هفت بار در پنج آیه آمده است. شش کاربرد به شوهر اشاره دارند و یک کاربرد در داستان الیاس قرار گرفته است. صورت‌های قرآنی عبارت‌اند از «وَبُعُولَتُهُنَّ»، «بَعْلِهَا»، «بَعْلِي»، «لِبُعُولَتِهِنَّ»، دو بار «بُعُولَتِهِنَّ» و «بَعْلًا».

پیکرهٔ عربی قرآن؛ شش کاربردِ شوهر و یک نام خاص

در این میان، «بَعْل» مفرد و «بُعُولَة» جمع آن است. شکل‌های متفاوت این دو در آیات، بیشتر از ضمیرهای متصل، حروف اضافه و موقعیت نحوی پدید آمده‌اند؛ نه از وجود چند مشتق با هسته‌های معنایی مستقل.

۱. شاخه‌های معنایی ریشه در عربی کهن

ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب ع ل» سه اصل جداگانه معرفی می‌کند.

اصل نخست، «الصَّاحِب» است؛ یعنی همراه یا صاحب. او واژه «بعل» را در معنای شوهر و همچنین در نام‌گذاری بعضی معبودهای ساختگی در همین شاخه قرار می‌دهد.

اصل دوم به «حیرت و دهش» مربوط است؛ حالتی که انسان در آن سرگشته و متحیر می‌شود و نمی‌داند چگونه رفتار کند.

اصل سوم، زمین بلند و نوعی از زمین یا گیاهانی است که وضعیت دریافت آب آنها با کشت آبی معمول تفاوت دارد.

این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که حتی در بررسی لغوی کهن نیز همه کاربردهای خانواده به یک اصل قطعی بازگردانده نشده‌اند.

ابن فارس، مقاییس اللغة؛ سه اصلِ بعل

راغب اصفهانی در «مفردات» کوشش کرده است میان این کاربردها ارتباط معنایی گسترده‌تری توضیح دهد. او از جایگاه شوهر در ساختار اجتماعی زمان خود آغاز می‌کند و مفهوم برتری و سروری را برای توضیح دیگر کاربردها به کار می‌گیرد.

در چنین تحلیلی، «بعل» می‌تواند کسی باشد که بر دیگری برتری یا نوعی اقتدار دارد؛ سپس همین تصور به عنوان معبود، زمین بلند و نخل استوار نیز ارتباط داده می‌شود.

اما باید میان دو چیز تفاوت گذاشت: یکی وجود واقعی این کاربردها در زبان و دیگری توضیح پیشنهادی درباره چگونگی پیدایش تاریخی آنها.

اینکه یک فرهنگ لغوی بتواند میان چند معنا تصویری مشترک بسازد، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که تمام آن معناها واقعا از همان تصویر پدید آمده‌اند.

راغب، مفردات؛ تحلیل پیوندِ معناها

بنابراین، برای فهم ریشه «ب ع ل»، نخست هر شاخه با شواهد خودش بررسی می‌شود. تنها در جایی که ارتباط معنایی روشن و قابل دفاع است، می‌توان از پیوند میان شاخه‌ها سخن گفت.

۲. بعل در رابطه همسری

در عربی کهن، «بَعْل» نام شناخته‌شده شوهر است. «بُعُولَة» نیز یکی از صورت‌های جمع آن به شمار می‌رود.

جوهری، ابن منظور و دیگر لغویان این معنا را ثبت کرده‌اند. راغب نیز «بعل» را مردِ یکی از دو طرف رابطه همسری معرفی می‌کند.

«بَعَلَ» در برخی ساختمان‌های فعلی به شوهر شدن یا ازدواج کردن اشاره دارد. «اسْتَبْعَلَ» نیز در کاربردهای ثبت‌شده، به اختیار کردن همسر یا قرار گرفتن در موقعیت شوهر مربوط می‌شود.

«بَاعَلَ» و «مُبَاعَلَة» در زبان عربی با معاشرت زناشویی و رابطه نزدیک زن و شوهر ارتباط دارند. «تَبَعَّلَتِ الْمَرْأَةُ» نیز در منابع کهن درباره رفتار زن در رابطه همسری، از جمله حسن معاشرت و جلب رضایت شوهر، آمده است.

این کاربردها نشان می‌دهند که خانواده واژه تنها یک عنوان اسمی نیست، بلکه درباره خود رابطه همسری و رفتارهای مربوط به آن نیز مشتق‌هایی پدید آورده است.

در برخی فرهنگ‌ها، «بعل» برای زن نیز ثبت شده و صورت «بَعْلَة» به معنای همسر زنانه آمده است. با این حال، در تمام شش کاربرد قرآنی مربوط به ازدواج، واژه به شوهر اشاره دارد.

این تفاوت باید محفوظ بماند: دامنه کاربرد یک واژه در زبان ممکن است از کاربردهای ثبت‌شده آن در قرآن گسترده‌تر باشد.

شاهدی از شعر عربی

ابن فارس هنگام توضیح «بعل» بیتی از حطیئه نقل می‌کند:

وَكَمْ مِنْ حَصَانٍ ذَاتِ بَعْلٍ تَرَكْتَهَا
إِذَا اللَّيْلُ أَدْجَى لَمْ تَجِدْ مَنْ تُبَاعِلُهْ

ترجمه: «و چه بسیار زن پاکدامن شوهرداری که رهایش کردی؛ هنگامی که شب تاریک شد، کسی را برای هم‌آغوشی و معاشرت زناشویی نیافت.»

مقاییس اللغة؛ شاهد حطیئه

در این بیت، «ذَاتِ بَعْلٍ» به زنی اشاره دارد که شوهر دارد. «تُبَاعِلُهْ» نیز از همان خانواده است و به معاشرت زناشویی مربوط می‌شود.

بنابراین، شاهد دو کاربرد نزدیک را کنار هم نشان می‌دهد: بعل به‌عنوان شوهر و مباعله به‌عنوان رفتاری در رابطه همسری.

حطیئه از شاعران مخضرم است؛ یعنی دوره پیش از اسلام و آغاز دوره اسلامی را درک کرده است. اما از خود این بیت نمی‌توان با قطعیت نتیجه گرفت که پیش از نزول قرآن سروده شده است. از این رو، شاهدی برای کاربرد کهن زبان عربی است، نه شاهدی با تاریخ پیشاقرآنی اثبات‌شده.

۳. بعل به معنای صاحب، سرور و مالک

در فرهنگ‌های لغوی، «بعل» تنها برای شوهر ثبت نشده است. تعبیرهایی مانند «بَعْلُ الشَّيْءِ» نیز به صاحب، مالک یا سرپرست چیزی اشاره دارند.

برای نمونه، در بعضی گزارش‌های عربی، شخصی خود را «بعل» یک حیوان می‌نامد و مقصودش آن است که صاحب آن حیوان است.

این کاربرد نشان می‌دهد که واژه می‌تواند بیرون از رابطه همسری، به نسبت شخص با چیزی که در اختیار یا مالکیت اوست اشاره داشته باشد.

اما وجود چنین کاربردی به معنای آن نیست که در هر جمله، «بعل» حتما «مالک» است.

در زبان، یک واژه ممکن است درباره روابط متفاوت به کار رود و با گذشت زمان، در هر رابطه معنای خاص خود را پیدا کند.

«بعل» به معنای شوهر، یک عنوان شناخته‌شده خانوادگی است. حتی اگر در برخی زمینه‌های تاریخی با اقتدار و سروری مرد ارتباط داشته باشد، معنای مستقیم آن در جمله‌ای مانند «هَٰذَا بَعْلِي» همان «این شوهر من است» خواهد بود.

تبدیل آن به «این مالک من است» رابطه‌ای را به متن وارد می‌کند که از خود جمله به دست نمی‌آید.

در مقابل، هنگامی که «بعل» درباره صاحب یک حیوان یا شیء آمده باشد، معنای مالک و صاحب مناسب است؛ زیرا متعلق واژه و موقعیت سخن چنین نسبتی را نشان می‌دهد.

این تفاوت در پژوهش ریشه اهمیت اساسی دارد: اشتراک تاریخی دو کاربرد، مجوز جایگزین کردن یکی با دیگری در تمام جمله‌ها نیست.

۴. بعل در زمین و کشاورزی

شاخه مهم دیگر این ریشه به زمین و گیاهانی مربوط است که بدون آبیاری مستقیم و معمول رشد می‌کنند.

در برخی منابع، «بعل» به زمین بلند گفته شده که آب جاری به آن نمی‌رسد و تنها از بارش محدود بهره‌مند می‌شود.

در کاربردهای کشاورزی، همین واژه برای نخل یا کشت‌هایی نیز آمده است که با تکیه بر رطوبت موجود در زمین، بدون آبیاری مستقیم رشد می‌کنند.

این دو کاربرد نزدیک‌اند، اما کاملا یکسان نیستند.

زمین بلند و کم‌آب

در «کتاب العین» و «لسان العرب»، بعل درباره زمین بلندی آمده است که بارش اندکی دریافت می‌کند.

برای توضیح این معنا، بیتی منسوب به سلامة بن جندل نقل شده است:

إِذَا مَا عَلَوْنَا ظَهْرَ بَعْلٍ عَرِيضَةٍ
تَخَالُ عَلَيْهَا قَيْضَ بَيْضٍ مُفَلَّقِ

ترجمه: «هرگاه بر پهنه زمین بلند و گسترده‌ای بالا می‌رفتیم، بر روی آن گویی پوسته‌های تخم‌های شکسته را می‌دیدی.»

در این نقل، «بعل» درباره زمینی آمده که از نظر ارتفاع و وضعیت سطح آن توصیف شده است.

اما ضبط این شاهد محل اختلاف است. در گزارش‌های مربوط به دیوان شاعر، صورت دیگری برای واژه مورد بحث نقل شده که با «بعل» یکسان نیست. از همین رو، نباید این بیت را بدون احتیاط شاهد قطعی کاربرد پیشاقرآنی «بعل» دانست.

العین؛ شاهد زمین بلند و اختلافِ ضبط نشز

معنای کشاورزی واژه در منابع لغوی به‌روشنی ثبت شده است؛ ولی اثبات حضور همین صورت در این بیت خاص به بررسی دقیق‌تر نسخه‌های شعر نیاز دارد.

نخل و کشت بدون آبیاری مستقیم

«بعل» در کاربرد دیگر، به نخل یا گیاهی گفته می‌شود که برای رشد خود به آبیاری مستقیم نیاز ندارد.

در اینجا، میان دو وضعیت تفاوت وجود دارد.

نخست، کشت یا گیاهی که از بارش طبیعی بهره می‌گیرد و بدون آبیاری مصنوعی رشد می‌کند.

دوم، درختی که ریشه‌های آن به رطوبت یا آب زیرزمینی رسیده و از همان راه آب مورد نیاز خود را دریافت می‌کند.

ابوعمرو در توضیحی لغوی، بعل و «عِذْي» را نزدیک دانسته و هر دو را با آبیاری طبیعی باران مرتبط می‌کند.

اما اصمعی میان آنها تفاوت گذاشته است: «عذی» آن است که از باران سیراب می‌شود، در حالی که «بعل» از راه ریشه‌های خود به آب موجود در زمین دسترسی دارد و به آبیاری معمول نیازمند نیست.

ازهری نیز این تفاوت را با توضیح وضعیت ریشه‌های نخل در خاک روشن می‌کند.

بنابراین، نمی‌توان تمام کاربردهای کشاورزی «بعل» را فقط به زمین دیم یا فقط به درختی که از آب زیرزمینی تغذیه می‌کند محدود ساخت.

ویژگی مشترک این کاربردها، بی‌نیازی از آبیاری مستقیم و معمول است؛ اما منبع آب و وضعیت خاک در توضیح‌های لغوی متفاوت‌اند.

صحاح و لسان العرب؛ اختلاف بعل و عذی

فعل «اسْتَبْعَلَ» نیز درباره زمین یا نخلی به کار رفته که به چنین وضعیتی رسیده باشد.

در عربی امروز، تعبیر «زراعة بعلية» برای کشت دیم شناخته‌شده است. با این حال، معنای امروزی این اصطلاح نباید تمام تفاوت‌های ثبت‌شده در عربی کهن را از میان ببرد.

این شاخه در قرآن به کار نرفته است.

۵. بعل به معنای حیرت و سرگشتگی

شاخه دیگر ریشه به حالتی مربوط است که انسان در برابر یک وضعیت دچار حیرت، ترس یا سردرگمی می‌شود و نمی‌داند چه باید بکند.

فعل «بَعِلَ» با کسره عین، در این معنا ثبت شده است.

در «کتاب العین»، برای توضیح آن از کسی سخن می‌رود که هنگام رویارویی با جنگ یا خطر، چنان متحیر می‌شود که توان تصمیم‌گیری و اقدام سنجیده را از دست می‌دهد.

در شعر منسوب به اعشی همدان آمده است:

فَجَاهَدَ فِي فُرْسَانِهِ وَرِجَالِهِ
وَنَاهَضَ لَمْ يَبْعَلْ وَلَمْ يَتَهَيَّبِ

مضمون بیت، از کسی سخن می‌گوید که در میان سواران و مردانش جنگید و به مقابله برخاست، بی‌آنکه دچار حیرت و ترس بازدارنده شود.

العین؛ شاهدِ اعشی همدان با فعل‌های گذشته

«لَمْ يَبْعَلْ» در اینجا درباره شوهر شدن یا مالک بودن نیست؛ به سرگشتگی و دستپاچگی مربوط است.

این شاهد نیز نباید بی‌بررسی، شعر جاهلی معرفی شود؛ زیرا اعشی همدان به دوره اسلامی تعلق دارد.

در منابع لغوی، «بَعِلَ بِأَمْرِهِ» برای کسی آمده که در کار خود متحیر شده و راه درست اقدام را نمی‌شناسد.

همچنین «امرأة بَعِلَة» در بعضی کاربردهای کهن درباره زنی آمده است که در پوشیدن و آراستن لباس مهارت ندارد.

این کاربردهای اخیر از نظر میدان معنایی با سردرگمی و ناتوانی در سامان دادن کار ارتباط دارند، ولی نباید از آنها نتیجه گرفت که معنای «بعل» در قرآن، حیرت یا دستپاچگی است.

در هیچ‌یک از هفت کاربرد قرآنی، این شاخه معنایی موضوع سخن نیست.

۶. شوهر در داستان ابراهیم؛ هود ۱۱:۷۲

متن آیه:

قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِي شَيْخًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ

ترجمه:

«گفت: ای وای بر من! آیا فرزند می‌آورم، در حالی که پیرزنی هستم و این شوهرم نیز پیرمردی است؟ بی‌گمان این چیزی شگفت‌آور است.»

هود ۱۱:۷۲

این آیه یکی از روشن‌ترین کاربردهای «بعل» به معنای شوهر است.

همسر ابراهیم در برابر مژده فرزندآوری، از سالخوردگی خود و شوهرش سخن می‌گوید.

«بَعْلِي» از اسم «بَعْل» و ضمیر متصل «ي» تشکیل شده و به معنای «شوهر من» است.

در اینجا، نه مالکیت مطرح است، نه سروری و نه نام یک معبود. موضوع، رابطه شناخته‌شده همسری میان زن و مردی است که به سالخوردگی رسیده‌اند.

واژه «شَيْخًا» نیز حالت شوهر را روشن می‌کند. در تحلیل نحوی مشهور، این واژه حال منصوب است.

بنابراین، جمله دو واقعیت را کنار هم قرار می‌دهد: زن خود را سالخورده می‌بیند و شوهرش نیز پیر است. شگفتی او از مژده فرزندآوری در چنین شرایطی پدید آمده است.

این کاربرد برای بررسی تفاوت «بعل» و «زوج» نیز اهمیت دارد. از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که «بعل» صرفا نام مردی است که رابطه واقعی همسری با زن ندارد، یا تنها یک عنوان قانونی و اجتماعی است.

زن در این آیه درباره فرزندآوری مشترک خود و شوهرش سخن می‌گوید. بنابراین، «بعل» در اینجا همان شوهر در یک رابطه واقعی زناشویی است.

هیچ قرینه‌ای وجود ندارد که واژه را به «مالک»، «سرپرست حقوقی» یا «مردی که رابطه زناشویی با او پایان یافته» ترجمه کنیم.

۷. بعل در مسئله طلاق و بازگشت به زندگی مشترک

بقره ۲:۲۲۸

متن آیه:

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا ۚ وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

ترجمه:

«و زنان طلاق‌داده‌شده سه دوره قروء درباره خود انتظار بکشند، و برای آنان روا نیست آنچه را خداوند در رحم‌هایشان آفریده پنهان کنند، اگر به خداوند و روز واپسین ایمان دارند. و شوهرانشان در آن مدت، اگر خواهان اصلاح باشند، برای بازگرداندن آنان سزاوارترند. و برای زنان همانند آنچه بر عهده آنان است، به شیوه پسندیده حقی وجود دارد؛ و مردان بر آنان درجه‌ای دارند. و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.»

بقره ۲:۲۲۸

در این آیه، «بُعُولَتُهُنَّ» جمع «بعل» همراه با ضمیر «هُنَّ» است و به شوهران زنان مورد بحث اشاره دارد.

نکته مهم آن است که واژه در زمینه طلاق و امکان بازگشت به رابطه همسری آمده است.

این کاربرد نشان می‌دهد که «بعل» می‌تواند درباره مردی نیز به کار رود که رابطه او با زن در مرحله جدایی و تعیین تکلیف قرار گرفته است.

اما از این نکته نمی‌توان نتیجه گرفت که معنای اصلی «بعل» مرد جداشده یا شوهر سابق است. خود سیاق طلاق است که این وضعیت ویژه را پدید آورده است.

در آیه، شوهران در شرایطی معین برای بازگرداندن زنان سزاوارتر دانسته شده‌اند. این شرایط با عبارت «فِي ذَٰلِكَ» و قید «إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا» همراه است.

بنابراین، عنوان «بعولتهن» به‌تنهایی تمام حکم حقوقی آیه را تعیین نمی‌کند.

از خود واژه نمی‌توان حق مالکیت مرد بر زن، اختیار نامحدود در بازگرداندن او یا بی‌اهمیت بودن خواست و حقوق زن را نتیجه گرفت.

همان آیه پس از سخن درباره بازگشت، از حقوق و مسئولیت‌های متقابل نیز یاد می‌کند:

«وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ»

ترجمه: «و برای آنان همانند آنچه بر عهده دارند، به شیوهٔ پسندیده حقوقی است.»

این عبارت در تحلیل حقوقی آیه اهمیت دارد، اما معنای لغوی «بعل» را به یک حکم کامل درباره ساختار ازدواج تبدیل نمی‌کند.

از نظر پژوهش ریشه، نتیجه روشن است: «بعل» در اینجا شوهر است و وضعیت خاص حقوقی او را دیگر عبارت‌های آیه مشخص می‌کنند.

۸. بعل و اختلاف در روابط همسری

نساء ۴:۱۲۸

متن آیه:

وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا ۚ وَالصُّلْحُ خَيْرٌ ۗ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ۚ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

ترجمه:

«و اگر زنی از شوهرش بیم سرکشی یا رویگردانی داشته باشد، بر آن دو گناهی نیست که میان خود آشتی و سازشی برقرار کنند؛ و سازش بهتر است. و تنگ‌چشمی در جان‌ها حضور دارد. و اگر نیکی کنید و تقوا پیشه سازید، بی‌گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.»

نساء ۴:۱۲۸

در این آیه، «بَعْلِهَا» به معنای «شوهر او» است.

موضوع، زنی است که از رفتار شوهر خود بیم دارد. دو واژه «نُشُوزًا» و «إِعْرَاضًا» وضعیت مورد نگرانی او را مشخص می‌کنند.

از نظر لغوی، هیچ‌یک از این دو رفتار جزئی از معنای «بعل» نیست.

«بعل» همان عنوان رابطه همسری است؛ در حالی که نشوز و اعراض، رفتارهایی هستند که ممکن است در آن رابطه رخ دهند.

این نکته اهمیت دارد، زیرا گاهی برای تفاوت گذاشتن میان «بعل» و «زوج»، ادعا می‌شود که «بعل» صرفا به رابطه‌ای اشاره دارد که دیگر از همسری کامل یا معاشرت واقعی برخوردار نیست.

اما کاربرد هود ۱۱:۷۲، چنین محدودیتی را تایید نمی‌کند. در آنجا «بعلي» درباره شوهر در زمینه فرزندآوری آمده است. در این آیه نیز «بعلها» درباره شوهر در شرایط اختلاف و نگرانی به کار رفته است.

پس واژه در هر دو وضعیت حضور دارد و نمی‌توان از یکی از آنها تعریف همیشگی ساخت.

همچنین آیه نساء از امکان اصلاح رابطه به دست هر دو طرف سخن می‌گوید. «عَلَيْهِمَا» و «بَيْنَهُمَا» به زن و شوهر بازمی‌گردند و در خود جمله، اصلاح امری مربوط به هر دو معرفی شده است.

در نتیجه، کاربرد «بعل» درباره شوهر به معنای آن نیست که زن در این رابطه هیچ جایگاه یا حقی ندارد.

معنای واژه، عنوان شوهر است. نوع رفتار، مسئولیت و راه اصلاح رابطه را مجموعه جمله تعیین می‌کند.

۹. بعولة در روابط خانوادگی؛ نور ۲۴:۳۱

متن آیه:

وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ترجمه:

«و به زنان باایمان بگو از نگاه‌های خود بکاهند و شرمگاه‌های خود را نگاه دارند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر آنچه از آن آشکار است، و پوشش‌های خود را بر گریبان‌هایشان بیفکنند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنانشان، یا آنچه دست‌های راستشان مالک شده، یا مردان پیروی که دارای نیاز نیستند، یا کودکانی که هنوز بر عورات زنان آگاهی نیافته‌اند. و پاهای خود را چنان بر زمین نکوبند که آنچه از زینت خود پنهان می‌کنند شناخته شود؛ و همگی به سوی خداوند بازگردید، ای مؤمنان، باشد که رستگار شوید.»

نور ۲۴:۳۱

در این آیه، «بُعُولَة» سه بار آمده است.

نخست، «لِبُعُولَتِهِنَّ» که به شوهران خود زنان اشاره دارد.

دوم، «آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ» که پدران شوهران آنان را مشخص می‌کند.

سوم، «أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ» که پسران شوهران آنان را بیان می‌کند.

این سه کاربرد از یک اسم و یک معنای پایه ساخته شده‌اند، اما نقش آنها در جمله متفاوت است.

در عبارت نخست، شوهر خود یکی از اشخاص نام‌برده‌شده است.

در عبارت دوم، رابطه خویشاوندی از راه شوهر به پدر او می‌رسد.

در عبارت سوم، رابطه از راه شوهر به پسر او می‌رسد.

بنابراین، باید میان سه گروه متفاوت فرق گذاشت: شوهر، پدر شوهر و پسر شوهر.

این تمایز برای فهم شبکه خویشاوندی آیه ضروری است؛ اما معنای «بعولة» در هر سه مورد همان شوهران است.

از نظر صرفی، «بُعُولَة» جمع «بَعْل» است. ضمیر «هِنَّ» آن را به زنان مورد خطاب نسبت می‌دهد. حرف «لِـ» در «لِبُعُولَتِهِنَّ» نیز بخشی از ریشه نیست، بلکه حرف اضافه‌ای است که رابطه نحوی واژه با جمله را مشخص می‌کند.

این آیه نشان می‌دهد که کاربرد «بعل» به عنوان شوهر، تنها در گفتار مربوط به طلاق یا اختلاف خانوادگی نیست. واژه در بیان روابط شناخته‌شده خانواده نیز به کار رفته است.

بحث گسترده درباره حدود زینت، پوشش و اشخاص نام‌برده‌شده، موضوع پژوهش مستقل همان آیه است. در مطالعه این ریشه، نکته اصلی شناخت دقیق عنوان شوهر و نسبت‌های خانوادگی ناشی از آن است.

۱۰. بعل در داستان الیاس

صافات ۳۷:۱۲۵

متن آیه:

أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ

ترجمه:

«آیا بعل را می‌خوانید و نیکوترین آفرینندگان را وا می‌گذارید؟»

صافات ۳۷:۱۲۵

این آیه در گفتار الیاس به قوم خود آمده است.

در صافات ۳۷:۱۲۳، الیاس در شمار فرستادگان معرفی شده و در صافات ۳۷:۱۲۴، از قوم خود می‌پرسد چرا تقوا پیشه نمی‌کنند. سپس صافات ۳۷:۱۲۵ آنان را درباره خواندن «بعل» در برابر خداوند بازخواست می‌کند.

در اینجا، «بَعْلًا» دیگر به معنای شوهر نیست. موضوع، معبودی است که مردم او را می‌خواندند و در جایگاهی قرار داده بودند که باید به آن معبود یگانه تعلق داشته باشد.

برای فهم این کاربرد، دو احتمال لغوی و تاریخی مطرح شده است.

نخست، «بعل» به عنوان نام خاص معبودی شناخته‌شده در میان قوم.

دوم، «بعل» به معنای سرور یا صاحب که در کاربرد دینی به معبودی غیر از خداوند اطلاق شده است.

این دو احتمال لزوما ناسازگار نیستند. واژه‌ای که در زبان معنای سرور و صاحب دارد، می‌تواند در یک سنت دینی به عنوان لقب یا نام معبود نیز تثبیت شود.

بعل در زبان‌های باستانی منطقه

در زبان‌های سامی شمال‌غربی، صورت‌هایی هم‌ریشه با «بعل» به معنای سرور، صاحب یا فرمانروا شناخته شده‌اند.

در متون اوگاریتی، عنوان «بعل» در ارتباط با معبودی دیده می‌شود که با باران، توفان و توانایی بارور کردن زمین پیوند داشته است. در بسیاری از این متون، بعل با هدد، یکی از معبودهای شناخته‌شده منطقه، ارتباط دارد.

موزهٔ لوور؛ بعل، اوگاریت و باران

این شواهد برای شناخت پیشینه تاریخی نام اهمیت دارند. آنها نشان می‌دهند که «بعل» تنها واژه‌ای در فرهنگ‌های لغوی عربی متاخر نبوده، بلکه در سنت‌های دینی باستانی منطقه نیز سابقه داشته است.

پژوهش موزهٔ متروپولیتن؛ بعل و هدد در سنت‌های منطقه

با این حال، نباید از این داده‌ها نتیجه گرفت که تمام جزئیات آیین‌های اوگاریتی دقیقا به همان معبودی مربوط‌اند که قرآن در داستان الیاس نام می‌برد.

در سنت‌های باستانی، عنوان «بعل» ممکن بود برای معبودهای محلی متفاوت یا نمودهای گوناگون یک معبود به کار رود. بنابراین، هم‌نامی به‌تنهایی هویت کامل تاریخی آنها را اثبات نمی‌کند.

آیا بعل همان معبود شهر بعلبک بود؟

در برخی گزارش‌های تاریخی و تفسیری، بعل به معبودی مربوط دانسته شده که در ناحیه بعلبک پرستش می‌شده است.

وجود این گزارش برای تاریخ فهم آیه اهمیت دارد؛ اما خود قرآن نام شهر، شکل معبد، جنس تندیس یا محل جغرافیایی دقیق این پرستش را بیان نکرده است.

از این رو، نمی‌توان تنها بر اساس شباهت نام بعل و بعلبک، تمام جزئیات تاریخی آن شهر را بخشی از معنای آیه معرفی کرد.

همچنین در منابع تفسیری، درباره اینکه بعل نام یک بت خاص، عنوان یک معبود یا نام دیگری بوده، گزارش‌های متفاوت وجود دارد.

طبری؛ گزارش‌های نام، عنوان و بعلبک

نکته مشترک و روشن همه این احتمال‌ها، موضوع اصلی آیه است: قومی چیزی یا کسی غیر از خداوند را در جایگاه معبود می‌خواندند.

رابطه بعل با ربوبیت و معبود گرفتن

آیه بعد، یعنی صافات ۳۷:۱۲۶، اهمیت ویژه‌ای دارد:

«اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ»

ترجمه: «آن معبود یگانه، پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما.»

در این آیه، خداوند به عنوان پروردگار مخاطبان و پدران پیشین آنان معرفی می‌شود.

تقابل میان «بعل» در صافات ۳۷:۱۲۵ و «رَبَّكُمْ» در صافات ۳۷:۱۲۶، نشان می‌دهد که موضوع سخن تنها نام یک تندیس نیست، بلکه جایگاهی است که مردم به آن نسبت داده‌اند.

اگر «بعل» در زبان آنان نام یک معبود بوده، الیاس خواندن آن معبود را در برابر خداوند نقد می‌کند.

اگر واژه در اصل عنوان سرور و صاحب بوده و سپس به نام معبود تبدیل شده، همان تقابل همچنان برقرار است: چیزی در جایگاهی خوانده می‌شود که تعلق حقیقی آن به خداوند است.

در هر دو صورت، نباید «بعل» را در این آیه به «شوهر» ترجمه کرد. همچنین نمی‌توان بدون بررسی، مفهوم مالکیت خانوادگی را از کاربرد شوهر به این کاربرد دینی منتقل ساخت.

معنای مستقیم در این سیاق، «بعل» به عنوان نام یا عنوان معبود خوانده‌شده است.

۱۲. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در ترجمه این ریشه، مهم‌ترین اصل آن است که یک معادل ثابت به تمام شاخه‌های خانواده تحمیل نشود.

برای «بَعْل» در کاربرد خانوادگی، «شوهر» معادل روشن و طبیعی است.

برای «بُعُولَة»، «شوهران» مناسب است. ضمیرهای متصل نیز باید با همان مرجع ترجمه شوند.

در بقره ۲:۲۲۸، «وَبُعُولَتُهُنَّ» به «و شوهرانشان» ترجمه شود.

در نساء ۴:۱۲۸، «بَعْلِهَا» به «شوهرش» برگردانده شود.

در هود ۱۱:۷۲، «بَعْلِي» به معنای «شوهرم» است.

در نور ۲۴:۳۱، «لِبُعُولَتِهِنَّ» به «برای شوهرانشان»، «آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ» به «پدران شوهرانشان» و «أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ» به «پسران شوهرانشان» ترجمه شود.

در صافات ۳۷:۱۲۵، مناسب‌ترین برگردان پایه حفظ نام «بعل» است:

«آیا بعل را می‌خوانید و نیکوترین آفرینندگان را وا می‌گذارید؟»

در توضیح می‌توان افزود که بعل، نام یا عنوان معبودی بوده که قوم الیاس او را می‌خواندند.

اگر در ترجمه پایه به جای «بعل» فقط «بت» نوشته شود، نامی که قرآن صریحا آورده از میان می‌رود. همچنین ترجمه آن به «پروردگار» بدون توضیح ممکن است تفاوت میان معبود ساختگی و پروردگار حقیقی را برای خواننده مبهم کند.

برای کاربردهای غیرقرآنی، «صاحب»، «مالک» یا «سرور» بسته به جمله مناسب است.

در شاخه کشاورزی، «زمین دیم»، «کشت بدون آبیاری مستقیم» یا «نخلی که از رطوبت زمین سیراب می‌شود» معادل‌هایی هستند که باید متناسب با کاربرد خاص انتخاب شوند.

در شاخه حیرت، «متحیر شد»، «دستپاچه شد» یا «در کار خود سرگشته ماند» مناسب است.

این معادل‌ها نشان می‌دهند که خانواده «ب ع ل» چندشاخه است و نمی‌توان تمام کاربردهای آن را در یک جمله کوتاه به «مالکیت»، «اقتدار» یا «همسری» فروکاست.

۱۳. جمع‌بندی

ریشه «ب ع ل» در عربی چند شاخه معنایی دارد. ابن فارس سه شاخه همراه و صاحب بودن، حیرت و سرگشتگی، و زمین یا گیاهان با وضعیت خاص دریافت آب را از هم جدا کرده است.

در شاخه مربوط به رابطه انسانی، «بعل» عنوان شوهر است. این کاربرد در شعر و فرهنگ‌های لغوی کهن ثبت شده و در قرآن نیز شش بار آمده است.

در شاخه صاحب و سرور بودن، واژه می‌تواند به مالک یا کسی اشاره کند که نسبت مشخصی از اختیار یا سروری با چیزی دارد. اما این کاربرد نباید معنای شوهر را در تمام جمله‌ها به مالکیت تبدیل کند.

در شاخه کشاورزی، «بعل» به زمین یا گیاهی گفته شده که بدون آبیاری مستقیم و معمول از آب مورد نیاز خود بهره می‌گیرد. درباره اینکه این آب از بارش طبیعی تامین می‌شود یا از رطوبت و آب زیرزمینی، تفاوت‌هایی در گزارش‌های لغوی وجود دارد.

در شاخه دیگر، فعل «بَعِلَ» به حیرت، سرگشتگی و دستپاچگی اشاره دارد. این معنا در قرآن به کار نرفته است.

کاربردهای قرآنی در دو زمینه اصلی قرار دارند.

نخست، رابطه همسری: در سوره هود، شوهر در زمینه فرزندآوری و سالخوردگی آمده است؛ در سوره بقره، درباره طلاق و امکان بازگشت؛ در سوره نساء، درباره اختلاف و اصلاح رابطه؛ و در سوره نور، در بیان روابط خانوادگی.

دوم، نام یا عنوان معبودی که در داستان الیاس خوانده می‌شده است. در سوره صافات، «بعل» در برابر خداوند، پروردگار حقیقی، قرار گرفته است.

این کاربردها نشان می‌دهند که اشتراک لفظی و تاریخی، لزوما به معنای یکسان بودن جایگاه اشخاص و موضوعات نیست.

تعریف نهایی در کاربرد قرآنی: «بَعْل» در رابطه خانوادگی به معنای شوهر است؛ مردی که طرف رابطه همسری با زن قرار دارد. در داستان الیاس، «بعل» نام یا عنوان معبودی است که به جای خداوند خوانده می‌شده است.

در گستره زبان عربی، کاربردهای صاحب و سرور، زمین و کشت بدون آبیاری معمول، و حیرت و سرگشتگی نیز در همین خانواده ثبت شده‌اند. این شاخه‌ها باید با شواهد مخصوص خود شناخته شوند، نه اینکه برای ساختن یک هسته ظاهرا واحد، یکی از آنها بر همه دیگر کاربردها تحمیل گردد.

نکته اصلی برای ترجمه قرآن آن است که شوهر بودن، مالک بودن و معبود خوانده شدن سه نسبت متفاوت‌اند. وجود واژه «بعل» در هر سه میدان، دلیل آن نیست که معنا و احکام یکی را بتوان مستقیما به دیگری انتقال داد.