ریشهٔ ب ر ج (بُرْج و تَبَرُّج) در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

برج‌های بلند و استوار، برج‌های آسمان و آشکار ساختن زینت؛ بررسی پیوند و تفاوت معانی در عربی کهن و قرآن

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشه «ب ر ج» در عربی، خانواده‌ای از واژه‌ها را دربر می‌گیرد که با برج‌های ساختمانی، برج‌های آسمان، برجستگی و آشکار بودن، و نیز نمایان ساختن زیبایی و زینت ارتباط دارند.

«بُرْج» در کاربرد ساختمانی، به بخش بلند و برجسته یک بنا، دژ یا دیوار دفاعی گفته می‌شود. جمع آن «بُرُوج» و «أَبْرَاج» است. همین واژه در زبان عربی برای بخش‌ها یا جایگاه‌های مشخص آسمان نیز به کار رفته است.

از همین خانواده، «تَبَرُّج» به آشکار ساختن زیبایی‌ها و زینت‌ها در برابر دیگران مربوط می‌شود. بااین‌حال، نباید از اشتراک ریشه نتیجه گرفت که برج ساختمانی، برج آسمانی و تبرج در تمام کاربردها یک معنای واحد دارند.

ریشه «ب ر ج» در قرآن هفت بار، در شش آیه از شش سوره آمده است. این هفت کاربرد شامل چهار اسم «بُرُوج»، یک فعل «تَبَرَّجْنَ»، یک مصدر «تَبَرُّج» و یک اسم فاعل جمع «مُتَبَرِّجَات» است.

صورت‌های قرآنی عبارت‌اند از:

  • «بُرُوجٍ» در نساء ۴:۷۸، درباره برج‌های استوار.
  • «بُرُوجًا» در حجر ۱۵:۱۶ و فرقان ۲۵:۶۱، درباره برج‌های آسمان.
  • «الْبُرُوجِ» در بروج ۸۵:۱، در سوگند به آسمان.
  • «تَبَرَّجْنَ» و «تَبَرُّجَ» در احزاب ۳۳:۳۳، درباره تبرج جاهلیت نخستین.
  • «مُتَبَرِّجَاتٍ» در نور ۲۴:۶۰، درباره آشکار نکردن زینت در یک حکم مربوط به زنان سالخورده.

بنابراین، خانواده «ب ر ج» در قرآن دو حوزه کاربردی آشکار دارد: نخست برج‌ها، با دو زمینه زمینی و آسمانی؛ دوم تبرج، در زمینه آشکار ساختن زینت.

صورت‌های دیگری مانند «بَرَج»، «أَبْرَج»، «بَرْجَاء»، «مُبَرَّج» و «أَبْرَاج» در منابع عربی شناخته شده‌اند، اما در متن قرآن با این صورت‌ها نیامده‌اند.

۲. هسته‌های معنایی ریشه در عربی کهن

آیا همه معانی این خانواده یک اصل واحد دارند؟

ابن فارس در مقاییس اللغة برای «ب ر ج» دو اصل معنایی معرفی می‌کند:

«أَحَدُهُمَا الْبُرُوزُ وَالظُّهُورُ، وَالْآخَرُ الْوَزَرُ وَالْمَلْجَأُ»

یعنی: «یکی نمایان شدن و آشکار بودن است، و دیگری پناهگاه و جای پناه گرفتن.»

او در شاخه نخست، از درشتی و زیبایی چشم و تبرج زنان سخن می‌گوید؛ و در شاخه دوم، برج را با دژها، قصرها و برج‌های آسمان پیوند می‌دهد.

این تقسیم‌بندی اهمیت دارد. در کاربرد ساختمانی، برج می‌تواند جایگاهی بلند و محافظت‌شده باشد. در کاربرد تبرج، آشکار شدن و نمایان ساختن زیبایی برجسته‌تر است.

البته برج بلند نیز به سبب ارتفاعش نمایان است. از همین رو، برخی لغویان میان همه این کاربردها رابطه‌ای از جهت آشکار بودن و برجستگی دیده‌اند.

لسان العرب می‌گوید:

«وَكُلُّ ظَاهِرٍ مُرْتَفِعٍ فَقَدْ بَرَجَ»

یعنی: «هر چیز آشکار و بلندی برجسته شده است.»

سپس توضیح می‌دهد که برج‌ها به سبب آشکار بودن و بلندی‌شان به این نام خوانده شده‌اند.

بااین‌حال، این توضیح نباید به تاریخ اشتقاق قطعی تبدیل شود. معلوم نیست که نام برج ساختمانی نخست از مفهوم ارتفاع پدید آمده، از مفهوم پناهگاه، یا آنکه کاربردهای مختلف در دوران‌های گوناگون زبان به یکدیگر نزدیک شده‌اند.

برای مطالعه قرآن، مهم‌تر آن است که معنای واقعی هر صورت در سیاق خودش شناخته شود.

برج؛ ساختمان بلند و جای حفاظت

در کتاب العین، از برج به‌عنوان بخش‌هایی از ساختمان سخن رفته که بر دیوار دژ یا در گوشه‌های یک قصر ساخته می‌شوند.

در الصحاح جوهری نیز «بُرْجُ الْحِصْنِ» به رکن یا بخش برجسته دژ گفته شده است.

برج می‌تواند محل دیده‌بانی و حفاظت باشد و به سبب ارتفاع و استحکام از بنای اطراف متمایز شود. اما از این کاربرد نمی‌توان نتیجه گرفت که معنای لغوی هر برج ضرورتا «پناهگاهی نفوذناپذیر» است. بلندی، استحکام و نقش حفاظتی، ویژگی‌هایی‌اند که بسته به ساختمان و سیاق تفاوت دارند.

در نساء ۴:۷۸، وصف مستقل «مُشَيَّدَة» همین نکته را روشن می‌کند. خود «بروج» برج‌ها را معرفی می‌کند و «مشيدة» ویژگی استوار یا برافراشته بودن آنها را برجسته می‌سازد.

«بَرَج» در توصیف چشم

در منابع لغوی، «البَرَج» با حرکت فتحه، برای ویژگی چشم نیز آمده است.

از جمله به گستردگی سفیدی چشم، درشتی چشم و آشکار بودن سفیدی و سیاهی آن نسبت به یکدیگر اشاره می‌کند.

برای شخص دارای چنین چشمی، صفت «أَبْرَج» و برای چشم یا زن دارای این ویژگی، «بَرْجَاء» ثبت شده است.

این کاربرد نشان می‌دهد که خانواده ریشه به بناهای بلند محدود نیست. در وصف چشم، آنچه اهمیت دارد نمایان بودن و گستردگی بخشی از چشم است، نه پناهگاه یا بنای ساختمانی.

اما نباید از آن نتیجه گرفت که خود «تبرج» در قرآن به معنای درشتی چشم است. میان وصف یک ویژگی طبیعی و عمل آشکار کردن زینت تفاوت وجود دارد.

۳. شواهد زبان عربی؛ برج، نقش برجسته و آشکار شدن زیبایی

برج در ساختمان و تصویرسازی

در رجز مشهور عجاج، شاعر عرب که در دوره جاهلیت زاده شد و تا روزگار امویان زندگی کرد، هنگام وصف شتری تنومند آمده است:

كَأَنَّ بُرْجًا فَوْقَهَا مُبَرَّجَا

ترجمه: «گویی بر فراز آن، برجی نقش‌آراسته و برجسته قرار گرفته است.»

در این تصویر، شاعر کوهان شتر را به برجی بر فراز یک ساختمان تشبیه می‌کند.

این مصراع در دیوان عجاج و نیز در منابع لغوی مانند کتاب العین و تهذیب اللغة آمده است. لغویان تصریح کرده‌اند که مقصود از این تشبیه، همانندی کوهان با برج دیوار یا دژ است.

از این شاهد دو نکته به دست می‌آید. نخست اینکه برج در زبان عربی، ساختمان یا بخشی بلند و برجسته بوده که می‌توانسته مبنای تشبیه قرار گیرد. دوم اینکه «مُبَرَّج» در بعضی کاربردها به آراستگی و نقش‌دار بودن نیز ارتباط یافته است.

در رجز دیگری که به عجاج نسبت داده شده، تعبیر «وَشْيَهُ الْمُبَرَّجَا» نقل شده است؛ یعنی نقش و نگار آراسته آن. بااین‌حال، در ضبط این مصراع اختلاف وجود دارد و در بعضی نسخه‌های دیوان، صورت دیگری به جای «المبرجا» آمده است. بنابراین، این شاهد برای اثبات صورت دقیق واژه به اندازه شاهد نخست استوار نیست.

عجاج در حدود سال ۹۰ هجری درگذشت. اگرچه در جاهلیت زاده شده بود، تاریخ سرایش همین رجز روشن نیست. ازاین‌رو، نباید آن را بدون احتیاط شاهد قطعی پیش از نزول قرآن معرفی کرد.

«ثَوْبٌ مُبَرَّج»؛ جامه نقش‌دار

در کتاب العین، «ثَوْبٌ مُبَرَّج» به جامه‌ای گفته شده که بر آن نقش‌هایی مانند برج‌های دیوار یا دژ تصویر شده است.

این کاربرد نشان می‌دهد که خانواده «ب ر ج» در زبان عربی با نقش‌آرایی و نمایان بودن زیبایی در اشیا نیز ارتباط پیدا کرده است.

اما باید میان دو معنا فرق گذاشت: نقش‌دار بودن جامه، و آشکار کردن زینت از سوی شخصی که آن را می‌پوشد.

هر جامه زیبا یا نقش‌دار، به صرف زیبایی، مصداق قطعی تبرج قرآنی نیست. برای چنین داوری‌ای باید رفتار شخص، نحوه آشکار کردن زینت و سیاق حکم نیز بررسی شود.

از آشکار بودن تا آشکار کردن

در منابع لغوی، «تَبَرَّجَتِ الْمَرْأَةُ» به آشکار کردن زیبایی و زینت زن در برابر دیگران توضیح داده شده است.

خلیل بن احمد، در کتاب العین، نمونه‌هایی مانند نمایان کردن زیبایی گردن و صورت را ذکر می‌کند.

لسان العرب نیز چند توضیح نزدیک آورده است: آشکار کردن زینت، نمایاندن زیبایی‌های چهره و گردن، و در بعضی گزارش‌ها رفتار و راه رفتنی که توجه دیگران را به زینت شخص جلب می‌کند.

این شواهد نشان می‌دهند که تبرج تنها نام یک نوع جامه نیست. رفتار، شیوه نمایاندن و جلوه‌گری نیز در کاربردهای آن حضور دارند.

بااین‌حال، نباید از این توضیح‌های لغوی نتیجه گرفت که تمام صورت‌های دیده شدن چهره، حضور زن در اجتماع یا پوشیدن لباس زیبا، بدون توجه به سیاق، حتما «تبرج» نامیده می‌شوند.

در آیات قرآن، فعل «تبرج» با عباراتی مانند «تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ» و «بِزِينَةٍ» همراه شده است. این همراهی‌ها برای تشخیص نوع رفتار مورد بحث اهمیت دارند.

آیا تبرج از بیرون آمدن زن از برج یا قصر گرفته شده است؟

راغب اصفهانی در مفردات دو توضیح را برای رابطه میان برج و تبرج گزارش می‌کند.

در یکی، تبرج به آراستگی و نمایان شدن زیبایی، مانند جامه نقش‌دار، مرتبط دانسته شده است. در دیگری، از بیرون آمدن زن از برج یا قصر سخن می‌رود.

این توضیح دوم را نباید به‌عنوان منشأ تاریخی قطعی واژه پذیرفت. از خود شواهد نمی‌توان ثابت کرد که زنان نخست در برج‌هایی زندگی می‌کردند و هرگاه از آن بیرون می‌آمدند، به این عمل «تبرج» گفته می‌شد.

به همین دلیل، «تبرج» در قرآن نباید صرفا به «بیرون آمدن از خانه» ترجمه شود. آشکار کردن زینت و خود عمل خروج، دو موضوع متفاوت‌اند.

۴. «بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ»؛ برج‌های استوار و ناتوانی انسان در گریز از مرگ

نساء ۴:۷۸

أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ۗ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِكَ ۚ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا

ترجمه: «هرجا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هرچند در برج‌هایی استوار باشید. و اگر نیکی‌ای به آنان برسد، می‌گویند: این از نزد آن معبود یگانه است؛ و اگر بدی‌ای به آنان برسد، می‌گویند: این از نزد توست. بگو: همه از نزد آن معبود یگانه است. پس این مردم را چه شده که به‌سختی سخنی را می‌فهمند؟»

معنای «بروج» در این آیه

در اینجا، «بُرُوجٍ» جمع مکسرِ «بُرْج» و پس از حرف جر «في» مجرور است. وصف «مُشَيَّدَةٍ» نیز درباره برج‌هاست.

در عربی، «تشييد» به بلند ساختن و استوار کردن بنا مربوط است. در منابع لغوی، گچ‌اندود کردن و محکم ساختن ساختمان نیز از کاربردهای این خانواده گزارش شده است.

پس «بروج مشيدة» تصویری از برج‌های بلند، محکم و محافظت‌شده به دست می‌دهد.

اما بلندی و استحکام برج مانع قطعی مرگ نمی‌شود. آیه درست از همین تصویر استفاده می‌کند: حتی اگر انسانی خود را در بنایی امن و دشواررس پنهان کند، از اصل مرگ گریزی ندارد.

خود واژه «برج» به معنای مرگ، پناه بردن یا شکست حفاظت نیست. این معانی از ساخت کامل جمله و تقابل میان برج استوار و رسیدن مرگ پدید می‌آیند.

آیا ممکن است مقصود برج‌های آسمان باشد؟

راغب اصفهانی احتمال دیگری نیز مطرح کرده است: شاید «بروج مشيدة» در این آیه به‌صورت تمثیلی به برج‌های آسمانی اشاره کند؛ یعنی حتی اگر انسان به دورترین جایگاه‌های بلند و دست‌نیافتنی برسد، باز هم مرگ او را درمی‌یابد.

برای توضیح این احتمال، او به تصویری از شعر زهیر بن ابی سلمی اشاره می‌کند که رسیدن مرگ را حتی برای کسی که با نردبان به آسمان دست یابد بیان می‌کند.

این خوانش از نظر بلاغی قابل بررسی است؛ اما در خود نساء ۴:۷۸، قرائن معنای زمینی قوی‌ترند. وصف «مشيدة» با بناهای بلند و استوار تناسب مستقیم دارد و سیاق نیز درباره امکان پناه گرفتن از خطر مرگ است.

بنابراین، ترجمه «برج‌های استوار» مناسب است. در توضیح می‌توان گفت که تصویر تا هر جایگاه بلند و محافظت‌شده‌ای قابل گسترش است، اما لازم نیست معنای اصلی آیه را به برج‌های فلکی تبدیل کنیم.

برج در اینجا نشانه قدرت مطلق انسان نیست

در سیاق نساء ۴:۷۷، سخن از کسانی است که در برابر خطر و فرمان جنگ دچار ترس شده‌اند. آیه بعد یادآوری می‌کند که اصل مرگ به حضور در میدان جنگ محدود نیست.

این بیان به معنای نفی احتیاط، حفاظت از جان یا استفاده از امکانات ایمنی نیست. آیه نمی‌گوید برج‌ها هیچ فایده‌ای ندارند؛ می‌گوید حتی برج‌های استوار نیز نمی‌توانند مرگ را برای همیشه از انسان دور کنند.

از همین رو، نباید معنای لغوی برج را «پناهگاه بی‌فایده» تعریف کرد. برج می‌تواند برای دفاع و حفاظت سودمند باشد، ولی سودمندی آن با توان جلوگیری مطلق از مرگ یکسان نیست.

۵. «بُرُوج» در آسمان؛ ستارگان، جایگاه‌ها و نظم آسمانی

سه کاربرد دیگر اسم «بروج» در قرآن به آسمان مربوط‌اند.

در عربی کلاسیک، «بروج السماء» گاهی به جایگاه‌های شناخته‌شده اجرام آسمانی، گاهی به ستارگان برجسته و گاهی در توضیح‌های تمثیلی به قصرهای آسمانی تعبیر شده است.

در سنت نجومی قدیم، آسمان را به دوازده برج نیز تقسیم می‌کردند و مسیر ظاهری خورشید و ماه را نسبت به آنها می‌سنجیدند.

اما این تقسیم‌بندی نجومی نباید بدون بررسی مستقل، به‌عنوان تمام معنای واژه در قرآن معرفی شود. خود قرآن در هیچ‌یک از سه آیه آسمانی، عدد دوازده، نام صورت‌های فلکی یا احکام مربوط به طالع‌بینی را ذکر نکرده است.

الف. حجر ۱۵:۱۶؛ برج‌های آسمان و زیبایی دیداری

حجر ۱۵:۱۶

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ

ترجمه: «و به‌راستی در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آن را برای نگاه‌کنندگان آراستیم.»

در این آیه، «بُرُوجًا» مفعول فعل «جَعَلْنَا» است. «فِي السَّمَاءِ» نیز جایگاه این برج‌ها را مشخص می‌کند.

عبارت «وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ» به آراستن آسمان برای نگاه‌کنندگان اشاره دارد.

در این سیاق، برج‌ها با آسمان و جلوه دیداری آن ارتباط دارند. از همین جهت، برخی مفسران آنها را ستارگان و برخی جایگاه‌های اجرام آسمانی دانسته‌اند.

در تفسیر طبری، از قتاده نقل شده که «بروج» را به ستارگان توضیح داده است. در گزارش‌های دیگر نیز سخن از منزلگاه‌های خورشید و ماه آمده است.

نکته مهم این است که خود آیه میان برج‌های آسمان و آراستن آسمان رابطه برقرار می‌کند، اما دقیقا توضیح نمی‌دهد که برج‌ها ستارگان منفردند، مجموعه‌های ستاره‌ای‌اند یا بخش‌های معینی از مسیر ظاهری اجرام آسمانی.

بنابراین، اگر مترجم «بروج» را تنها به «صورت‌های فلکی دوازده‌گانه» تبدیل کند، یک دستگاه اصطلاحی مشخص را وارد ترجمه کرده است.

در مقابل، اگر آن را صرفا «قصرهای ساخته‌شده در آسمان» معنا کند، تصویری معماری را به‌عنوان واقعیت قطعی جایگزین لفظ می‌سازد که خود آیه درباره ساختمان مادی آن توضیح نداده است.

ازاین‌رو، حفظ «برج‌ها» در ترجمه پایه و توضیح کاربرد آسمانی آن در پژوهش، راهی محتاطانه‌تر است.

ب. فرقان ۲۵:۶۱؛ برج‌ها در کنار چراغ و ماه

فرقان ۲۵:۶۱

تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا

ترجمه: «پربرکت است آن‌که در آسمان برج‌هایی قرار داد و در آن چراغی و ماهی نورافشان قرار داد.»

در این آیه، برج‌ها در کنار «سِرَاجًا» و «قَمَرًا مُنِيرًا» آمده‌اند.

«سراج» به چراغ یا چیزی که روشنایی می‌بخشد اشاره دارد و در این سیاق با خورشید ارتباط روشنی دارد. «قمر» نیز نام ماه است.

اما خود «بروج» نه به معنای خورشید است و نه به معنای ماه. قرآن آنها را در عبارت‌هایی جداگانه ذکر می‌کند.

در تفسیر طبری، درباره بروج این آیه چند توضیح آمده است: قصرهای آسمانی، ستارگان بزرگ و ستارگان به‌طور عمومی.

این اختلاف‌ها نشان می‌دهند که نمی‌توان یکی از مصداق‌های پیشنهادی را تنها معنای قطعی واژه دانست.

بااین‌حال، همراهی بروج با خورشید و ماه قرینه‌ای قوی برای فهم آنها در میدان اجرام و جایگاه‌های آسمانی است. تفسیر نجومی در اینجا از تفسیر برج‌های ساختمانی زمینی مناسب‌تر است.

ج. بروج ۸۵:۱؛ آسمان دارای برج‌ها

بروج ۸۵:۱

وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ

ترجمه: «سوگند به آسمانِ دارای برج‌ها.»

این آیه کوتاه، نخستین سوگند سوره بروج است.

«ذَاتِ الْبُرُوجِ» وصف آسمان است و داشتن برج‌ها را بیان می‌کند. برخلاف حجر ۱۵:۱۶ و فرقان ۲۵:۶۱، در این آیه فعل «جعل» نیامده است.

طبری در بررسی همین آیه، چند نظر را گزارش می‌کند. برخی بروج را ستارگان دانسته‌اند و برخی از قصرها یا جایگاه‌های آسمانی سخن گفته‌اند. او خود خوانش منزلگاه‌های خورشید و ماه را ترجیح داده و آن را با تقسیم دوازده‌گانه برج‌ها در نجوم زمان خود توضیح داده است.

این نکته از نظر تاریخ تفسیر مهم است، اما باید میان معنای آیه و مدل نجومی مورد استفاده مفسر تفاوت گذاشت.

تقسیم مسیر ظاهری خورشید به دوازده بخش سی‌درجه‌ای، روشی شناخته‌شده در نجوم قدیم است. بااین‌حال، قرآن در این آیه نه عدد دوازده را بیان می‌کند، نه اندازه زاویه‌ها را و نه نام برج‌ها را.

همچنین نباید از وجود واژه «بروج» تأییدی برای پیشگویی سرنوشت انسان بر اساس ماه تولد یا طالع ستارگان استخراج کرد. سخن آیه درباره آسمان و برج‌های آن است؛ نه نسبت دادن اختیار و سرنوشت انسان به نشانه‌های طالع‌بینی.

حاصل بررسی سه کاربرد آسمانی

از مجموعه این آیات می‌توان گفت که «بروج» در زمینه آسمان به بخش‌ها، جایگاه‌ها یا نمودهای برجسته و شناخته‌شده آن مربوط است؛ حوزه‌ای که در زبان نجومی با ستارگان و مسیر ظاهری اجرام آسمانی ارتباط یافته است.

اما مشخص کردن ماهیت دقیق این برج‌ها به یک مدل فیزیکی یا نجومی معین، از لفظ قرآن به‌تنهایی ممکن نیست.

در نتیجه، بهتر است مقاله لغوی هم کاربرد شناخته‌شده نجومی را بیان کند و هم مرز میان اصطلاحات نجوم قدیم و عبارت مستقیم قرآن را محفوظ بدارد.

۶. «وَلَا تَبَرَّجْنَ»؛ آشکار ساختن زینت در خطاب به زنان پیامبر

احزاب ۳۳:۳۳

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

ترجمه: «و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند جلوه‌گری جاهلیت نخستین جلوه‌گری نکنید؛ و صلات را برپا دارید و زکات را بدهید و از آن معبود یگانه و رسولش اطاعت کنید. آن معبود یگانه تنها می‌خواهد پلیدی را از شما، اهل بیت، دور سازد و شما را به‌تمامی پاک گرداند.»

ساختمان «تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ»

«تَبَرَّجْنَ» فعل مضارع مخاطب جمع مؤنث از باب تفعّل است؛ صورت کامل آن «تَتَبَرَّجْنَ» است که یکی از دو تاء آن حذف شده است. این فعل با نون نسوه مبنی بر سکون و در ساخت نهی با «لا»، در محل جزم است.

«تَبَرُّجَ» مصدر همان فعل و مفعول مطلق منصوب است. اضافه شدن آن به «الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ» نوع تبرج مورد نهی را روشن می‌کند.

در عبارت «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ»، قرآن تنها از آشکار کردن چیزی سخن نمی‌گوید؛ بلکه رفتار مشخصی را به شیوه شناخته‌شده جاهلیت نسبت می‌دهد.

در منابع لغوی، تبرج به نمایان ساختن زینت و زیبایی توضیح شده است. طبری نیز هنگام تفسیر این آیه، دو دسته توضیح را نقل می‌کند: آشکار کردن زینت و زیبایی، و شیوه‌هایی از راه رفتن و رفتار که با جلوه‌گری همراه بوده‌اند.

این کاربردها نشان می‌دهند که تبرج می‌تواند فراتر از پوشیدن یا نپوشیدن یک جامه مشخص باشد. رفتار و شیوه نمایاندن زینت نیز در آن نقش دارند.

اما این گستردگی نباید به تعریفی مبهم تبدیل شود که بر اساس آن، هر حضور اجتماعی زن یا هر برخورداری او از زیبایی، تبرج به شمار رود.

در خود آیه، رفتار مورد نهی با «تبرج الجاهلية الأولى» مشخص شده است. برای تعیین حدود آن باید معنای شناخته‌شده تبرج، سیاق مخاطبان و آیات دیگر مرتبط با زینت با هم بررسی شوند.

«الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ» به چه دوره‌ای اشاره دارد؟

در منابع تفسیری، درباره زمان «جاهلیت نخستین» اختلاف وجود دارد.

برخی گزارش‌ها آن را به دوره پیش از ظهور اسلام نزدیک می‌دانند؛ برخی به دوران بسیار کهن‌تر اشاره می‌کنند و حتی روایت‌هایی درباره دوره میان آدم و نوح یا دیگر پیامبران نقل شده است.

طبری پس از گزارش این اختلاف‌ها، از تعیین قطعی یکی از آن دوره‌ها خودداری می‌کند.

از نظر لفظی، «جاهلیت نخستین» به یک دوره یا شیوه پیشین اشاره می‌کند. اما خود آیه تاریخ، نام قوم یا محدوده زمانی دقیق آن را بیان نکرده است.

بنابراین، نباید داستانی خاص درباره لباس زنان در دوره‌ای ناشناخته را بدون پشتوانه به معنای آیه تبدیل کرد.

در ترجمه پایه، «جاهلیت نخستین» صورت مناسبی است. بحث درباره زمان و رفتارهای مشخص آن به پژوهش تاریخی جداگانه نیاز دارد.

آیا تبرج همان بیرون رفتن از خانه است؟

در آغاز آیه دو عبارت آمده‌اند:

«وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ»

«وَلَا تَبَرَّجْنَ»

این دو عبارت با یکدیگر ارتباط دارند، اما از نظر لغوی یکسان نیستند.

عبارت نخست به قرار گرفتن در خانه‌ها مربوط است. عبارت دوم از تبرج نهی می‌کند.

صرف کنار هم آمدن دو فرمان، به‌تنهایی تفاوت کامل معنایی آنها را ثابت نمی‌کند؛ دو فرمان می‌توانند تأکید یا هم‌پوشانی نیز داشته باشند. در اینجا تمایز، با شواهد لغویِ آشکار ساختن زینت و با کاربرد «غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ» در نور ۲۴:۶۰ تقویت می‌شود.

ازاین‌رو، خروج از خانه ممکن است در بعضی شرایط زمینه تبرج باشد، ولی خود فعل «تبرج» در لغت تنها به معنای بیرون رفتن نیست.

این تفاوت در نور ۲۴:۶۰ روشن‌تر می‌شود؛ جایی که از زنانی سخن می‌رود که می‌توانند با شرایط معینی برخی پوشش‌های خود را کنار بگذارند، بی‌آنکه تبرج کنند.

بنابراین، آشکار بودن شخص در برابر دیگران و تبرج، دو مفهوم کاملا یکسان نیستند.

مخاطب آیه و حدود تعمیم حکم

در احزاب ۳۳:۳۲ خطاب با «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ» آغاز می‌شود.

در همان آیه تصریح شده است که زنان پیامبر، در صورت تقوا، مانند دیگر زنان نیستند. سپس دستورهای ویژه مربوط به آنان در ادامه می‌آید.

بنابراین، مخاطب مستقیم احزاب ۳۳:۳۳ زنان پیامبر هستند. این موضوع را نمی‌توان از تحلیل حذف کرد.

البته مفهوم تبرج در قرآن به این گروه منحصر نیست؛ زیرا در نور ۲۴:۶۰ نیز برای زنان سالخورده به کار رفته است.

پس باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: گستره معنای خود «تبرج» در زبان قرآن، و گستره الزام هر یک از فرمان‌های خاص احزاب ۳۳:۳۳.

از اشتراک واژه نمی‌توان بی‌درنگ نتیجه گرفت که تمام جزئیات فرمان به زنان پیامبر برای همه زنان در همه شرایط به همان صورت برقرار است. این موضوع نیازمند بررسی مستقل آیات مربوط به پوشش، زینت و مخاطبان فرمان‌هاست.

از سوی دیگر، خاص بودن مخاطبان یک آیه نیز به معنای آن نیست که واژه تبرج در جای دیگر قرآن هیچ کاربرد عمومی ندارد.

۷. «غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ»؛ زینت و زنان سالخورده

نور ۲۴:۶۰

وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ ۖ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

ترجمه: «و زنان سالخورده‌ای که دیگر امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که جامه‌هایشان را کنار بگذارند، بی‌آنکه زینتی را به جلوه بگذارند؛ و اگر خویشتن‌داری کنند، برایشان بهتر است. و آن معبود یگانه شنوا و داناست.»

صورت صرفی «مُتَبَرِّجَاتٍ»

«مُتَبَرِّجَاتٍ» جمع مؤنث اسم فاعل «مُتَبَرِّجَة» از فعل «تَبَرَّجَ» است.

در ترکیب «غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ»، واژه «غير» در جایگاه حال منصوب آمده و «متبرجات» مضاف‌الیه آن است. «مُتَبَرِّجَاتٍ» در این ساخت مجرور است و نشانهٔ جر آن کسره است؛ منصوب بودن حال به «غير» تعلق دارد.

پس جمله، وضعیت زنان را هنگام کنار گذاشتن جامه‌ها مشخص می‌کند: آنان نباید در حال تبرج با زینت باشند.

در اینجا، «بِزِينَةٍ» نیز اهمیت دارد؛ زیرا متعلق تبرج را روشن‌تر می‌کند.

اگر فقط «متبرجات» آمده بود، اصل آشکار کردن زینت یا جلوه‌گری مطرح بود. با اضافه شدن «بزينة»، قرآن خودِ زینت را به‌طور مشخص در عبارت وارد کرده است.

بنابراین، نباید معنای «زینت» را از خود ریشه «ب ر ج» استخراج کرد و نقش واژه مستقل «زينة» را نادیده گرفت.

«ثِيَابَهُنَّ» به چه پوششی اشاره دارد؟

از نظر لغوی، «ثياب» جمع «ثوب» و به معنای جامه‌هاست. اما در این سیاق، مراد از کنار گذاشتن جامه‌ها چه اندازه از پوشش است؟

در تفسیرهای کهن، بیشتر گزارش‌ها این اجازه را به کنار گذاشتن پوشش‌های بیرونی، مانند ردا یا جلباب، مربوط دانسته‌اند.

طبری گزارش‌های مختلفی درباره نوع پوشش نقل می‌کند. در یکی از آنها، پوشش بیرونی روی خمار مطرح است؛ در گزارشی دیگر، خود خمار نیز در بحث آمده است.

این اختلاف نشان می‌دهد که تعیین نوع دقیق پوشش، مسئله‌ای فراتر از ریشه «ب ر ج» است.

اما یک نکته از ساخت خود آیه روشن است: اجازه کنار گذاشتن جامه‌ها با قید «غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ» همراه شده است.

در نتیجه، نمی‌توان عبارت را بدون توجه به این قید به اجازه آشکار کردن هر نوع زینت یا برهنگی کامل تبدیل کرد.

همچنین نباید بدون پژوهش مستقل، نوع جامه و حدود بدن را با جزئیاتی که در خود این آیه نام برده نشده‌اند وارد ترجمه پایه ساخت.

تفاوت کنار گذاشتن پوشش و جلوه‌گری

این آیه برای شناخت معنای تبرج اهمیت ویژه‌ای دارد.

قرآن برای گروهی از زنان در شرایطی مشخص، کنار گذاشتن جامه‌ها را مجاز دانسته، ولی همان کار را با قید پرهیز از تبرج همراه کرده است.

بنابراین، کنار گذاشتن یک پوشش و تبرج از نظر معنایی یکسان نیستند.

ممکن است کسی پوششی را به سبب گرما، کار، سالخوردگی یا نیاز عملی کنار بگذارد، بی‌آنکه قصد جلوه‌گری با زینت داشته باشد.

از سوی دیگر، تبرج می‌تواند از راه آراستگی نمایشی یا رفتار جلب‌کننده توجه نیز رخ دهد و لزوما به یک نوع جامه یا به نبود کامل پوشش محدود نباشد.

بااین‌حال، نباید تنها از این تمایز، حکم همه انواع پوشش را استخراج کرد. قرآن در آیات دیگر نیز درباره زینت و پوشش سخن گفته است؛ از جمله در نور ۲۴:۳۱ و احزاب ۳۳:۵۹. نسبت میان آنها به پژوهشی جامع‌تر نیاز دارد.

«وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ»

در پایان حکم آمده است که خویشتن‌داری برای این زنان بهتر است.

این جمله میان رفع گناه و ترجیح یک رفتار تفاوت می‌گذارد.

آیه نخست می‌گوید در شرایط مشخص، کنار گذاشتن جامه‌ها گناهی بر آنان ندارد؛ سپس خویشتن‌داری را بهتر معرفی می‌کند.

پس «بهتر بودن» یک رفتار را نباید بی‌درنگ به ممنوع بودن رفتار مجاز دیگر تبدیل کرد.

این نکته برای فهم احکام قرآن اهمیت دارد، ولی از معنای لغوی «تبرج» به‌تنهایی به دست نمی‌آید. ساخت «فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ» و «وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ» هرکدام نقش مستقل خود را دارند.

۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

معادل اصلی «بُرْج» در فارسی «برج» است. این واژه در فارسی شناخته‌شده و در هر دو حوزه معماری و نجوم کاربرد دارد.

در نساء ۴:۷۸، «بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» را می‌توان «برج‌های استوار» یا «برج‌های بلند و استوار» ترجمه کرد. گزینه نخست کوتاه‌تر است و وصف را حفظ می‌کند؛ جزئیات بلندی و استحکام در توضیح قابل بیان‌اند.

در حجر ۱۵:۱۶، فرقان ۲۵:۶۱ و بروج ۸۵:۱ نیز «برج‌ها» معادل مناسبی است. برای خواننده امروز می‌توان در مقاله توضیح داد که این کاربرد به برج‌های آسمانی و جایگاه‌های شناخته‌شده اجرام آسمانی مربوط است.

تبدیل قطعی این واژه به «دوازده صورت فلکی» در ترجمه پایه، بدون تصریح عدد یا نام صورت‌ها در خود آیه، محدودکننده است. همچنین «قصرهای آسمانی» یک خوانش لغوی و تفسیری است که نباید به‌عنوان واقعیت فیزیکی قطعی وارد ترجمه شود.

برای «تَبَرَّجَ»، بسته به سیاق، «جلوه‌گری کردن»، «زینت خود را نمایان ساختن» یا «زیبایی خود را به جلوه گذاشتن» مناسب‌اند.

در احزاب ۳۳:۳۳، برای «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ»، برگردان «و مانند جلوه‌گری جاهلیت نخستین جلوه‌گری نکنید» معنای فعل و مصدر را حفظ می‌کند.

در نور ۲۴:۶۰، برای «غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ»، عبارت «بی‌آنکه زینتی را به جلوه بگذارند» طبیعی است؛ زیرا خود آیه زینت را نیز نام برده است.

نباید در ترجمه کوتاه واژه «تبرج»، نوع مشخصی از لباس، عضو بدن، شیوه آرایش یا رفتار اجتماعی را وارد کرد، مگر آنکه در خود عبارت یا سیاق صریح آیه آمده باشد.

این جزئیات به بررسی جداگانه پوشش و زینت تعلق دارند.

۱۰. جمع‌بندی

ریشه «ب ر ج» در قرآن هفت بار و در شش آیه آمده است. چهار کاربرد آن به اسم «بروج» و سه کاربرد به فعل، مصدر و اسم فاعلِ «تبرج» مربوط‌اند.

در عربی کهن، این خانواده دو میدان معنایی برجسته دارد: آشکار بودن و نمایان ساختن، و برج یا جایگاه بلند و محافظت‌شده.

در نساء ۴:۷۸، «بروج» برج‌های استوارند که انسان ممکن است برای حفاظت به آنها پناه ببرد، اما حتی چنین بناهایی مانع قطعی مرگ نمی‌شوند.

در حجر ۱۵:۱۶، فرقان ۲۵:۶۱ و بروج ۸۵:۱، همین اسم در زمینه آسمان به کار رفته است. تفسیرهای کهن آن را به ستارگان، جایگاه‌های خورشید و ماه یا قصرهای آسمانی توضیح داده‌اند. از خود آیات، وجود بروج در آسمان روشن است؛ اما تعیین تعداد و ماهیت دقیق آنها بر اساس یک نظام خاص نجومی، نیازمند شواهد مستقل است.

در احزاب ۳۳:۳۳، فعل و مصدر «تبرج» درباره جلوه‌گری جاهلیت نخستین آمده‌اند. در نور ۲۴:۶۰ نیز «متبرجات بزينة» به آشکار ساختن زینت در یک حکم مربوط به زنان سالخورده اشاره دارد.

این دو کاربرد نشان می‌دهند که تبرج با آشکار ساختن زینت و زیبایی ارتباط دارد، اما نباید آن را به هر نوع حضور اجتماعی، هر دیده شدن یا صرف داشتن زینت تبدیل کرد.

همچنین نباید بر پایه یک نظریه اشتقاقی، تبرج را صرفا بیرون آمدن زن از خانه دانست یا آن را از نظر لغوی با هر نوع بی‌پوششی یکسان گرفت.

تعریف نهایی مناسب برای فرقان:

«ب ر ج» در عربی خانواده‌ای با دو میدان معنایی شناخته‌شده است: برجستگی و آشکار بودن، و برج یا جایگاه بلند و محافظت‌شده. در قرآن، «بروج» برای برج‌های استوار زمینی و برج‌های آسمان آمده است. «تبرج» نیز به جلوه‌گری و آشکار ساختن زینت و زیبایی مربوط می‌شود. پیوند میان این کاربردها از جهت نمایان بودن قابل توضیح است، اما معنای هر صورت باید در سیاق خودش شناخته شود. از واژه «بروج» به‌تنهایی نظام دقیق نجومی، و از واژه «تبرج» به‌تنهایی تمام جزئیات احکام پوشش و رفتار اجتماعی استخراج نمی‌شود.»