ریشهٔ ح د ب
برآمدگی و برجستگی؛ از بلندی زمین و خمیدگی پشت تا مهرورزی و توجه حمایتگرانه
صورتهای قرآنی و لغوی
حَدَبٍ
اسم مفرد مجرور؛ انبیاء ۲۱:۹۶
حَدَب
اسم؛ صورت مجرور آن قرآنی است
حِدَاب / أَحْدَاب
جمع؛ غیرقرآنی
حَدَبَة
اسم برآمدگی؛ غیرقرآنی
حَدِبَ ـ يَحْدَبُ
فعل ثلاثی مجرد؛ غیرقرآنی
حَدِب
وصف؛ غیرقرآنی
أَحْدَب
وصف؛ غیرقرآنی
حَدْبَاء
صورت مؤنث؛ غیرقرآنی
أَحْدَبَ
فعل مزید؛ غیرقرآنی
اِحْدَوْدَبَ
فعل مزید؛ غیرقرآنی
تَحَدَّبَ عَلَيْهِ
مهرورزی؛ غیرقرآنی
ریشهٔ «ح د ب» در عربی با بالا آمدن و برجسته شدن چیزی نسبت به پیرامون آن پیوند دارد. این تصویر در بلندی زمین، برآمدگی پشت و فرازهای شن یا آب دیده میشود. اما یکسان بودن تصویر کلی، به معنای یکسان بودن مصداق و کاربرد همهٔ واژهها نیست.
در شاخهای دیگر، «حَدِبَ عَلَيْهِ» و «تَحَدَّبَ عَلَيْهِ» برای مهرورزی و توجه دلسوزانه آمدهاند. لغویان این معنا را با خم شدن به سوی دیگری مرتبط دانستهاند؛ بااینحال، این توضیح تصویری بهتنهایی تاریخ واقعی پیدایش معنا را ثابت نمیکند.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است: «حَدَبٍ» در انبیاء ۲۱:۹۶. در این کاربرد، سخن از بلندی زمین است. شتابِ حرکت از فعل «يَنْسِلُونَ» فهمیده میشود، نه از خود اسم «حَدَب».
۱. صورتها و مشتقهای ریشه
«ح د ب» از سه حرف حاء، دال و باء ساخته شده و ریشهای صحیح سالم است. صورتهای زیر در منابع لغوی عربی ثبت شدهاند؛ تنها صورت قرآنی این خانواده «حَدَبٍ» است.
- حَدَب: بلندی و برآمدگی زمین؛ و در کاربردی دیگر، برآمدگی پشت.
- حِدَاب / أَحْدَاب: جمعهای ثبتشدهٔ «حَدَب» برای بلندیها و برآمدگیها.
- حَدَبَة: برآمدگی معین در پشت؛ و در کاربرد زمینی، بلندی و برجستگی.
- حَدِبَ ـ يَحْدَبُ: پشتش خمیده و برآمده شد؛ با «عَلَى»، به کسی مهر ورزید و بر او دل سوزاند.
- حَدِب: وصف شخص یا چیزی که برآمدگی دارد؛ و با توجه به سیاق، دلسوز و مهربان.
- أَحْدَب: دارای پشت خمیده یا برآمده؛ مصداق دقیق از سیاق شناخته میشود.
- حَدْبَاء: صورت مؤنث «أَحْدَب»؛ در وصف انسان، جانور یا بعضی چیزهای برآمده.
- أَحْدَبَ: در کاربرد متعدی، برآمدگی یا خمیدگی در پشت کسی پدید آورد.
- اِحْدَوْدَبَ: پشت یا سطح چیزی خمیده و برآمده شد.
- تَحَدَّبَ عَلَيْهِ: به او مهر ورزید و با دلسوزی به او توجه کرد.
«حَدَبٍ» در انبیاء ۲۱:۹۶ اسم مفرد، نکره و مجرور در ترکیب «كُلِّ حَدَبٍ» است. کسره و تنوین، نشانههای صرفی و نحوی همین اسماند و مشتق مستقلی نمیسازند. فعلها، صفتهای مربوط به پشت و صورتهای مهرورزیِ بالا در قرآن نیامدهاند.
۲. هستهٔ معنایی و کاربرد در عربی کهن
ارتفاع و برآمدگی در توضیح لغوی
ابن فارس در «مقاییس اللغة» اصل این ریشه را «ارْتِفَاعُ الشَّيْءِ» یعنی بالا آمدن چیزی معرفی میکند. او هم بلندی زمین و هم برآمدگی پشت را ذیل این تصویر توضیح میدهد. این پیشنهاد، تحلیل یک لغوی از خانوادهٔ واژههاست؛ نه سندی مستقل برای تعیین نخستین کاربرد تاریخی.
جوهری در «الصحاح»، «حَدَب» را با عبارت «مَا ارْتَفَعَ مِنَ الْأَرْضِ» توضیح میدهد: آنچه از زمین بلند شده است. «حِدَاب» را نیز جمع آن میآورد. این تعریف، بلندی نسبی زمین را نشان میدهد و به کوهی با ارتفاع یا اندازهٔ معین محدود نیست.
ابن فارس و الصحاح؛ ارتفاع و بلندی زمین
پشت خمیده و برجستگی بدن
در «الصحاح» و «لسان العرب»، «حَدِبَ ظَهْرُهُ» و «اِحْدَوْدَبَ» برای خمیدگی و برآمدگی پشت آمدهاند. «أَحْدَب» و «حَدْبَاء» وصفهای مرتبطاند. این واژهها در این کاربرد، شکل بدن را بیان میکنند و بهتنهایی علت پزشکی یا چگونگی پیدایش آن را مشخص نمیسازند.
«ناقة حدباء» در برخی کاربردها برای شتری آمده که استخوانهای لگن و پشتش، از جمله بر اثر لاغری، نمایان شدهاند. بنابراین، نباید یک وصف را در همهٔ انسانها و جانوران به بیماری واحدی نسبت داد یا آن معنا را به بلندی زمین منتقل کرد.
برآمدگی شن و موج آب
زمخشری در «اساس البلاغة»، «حَدَبُ الرَّمْلِ» را دربارهٔ شنی میآورد که باد آن را گرد آورده و بالا برده است. در این کاربرد، موضوع بدن نیست؛ برآمدگیِ سطح شن برجسته است.
او «حَدَبُ الْغَدِيرِ» و برآمدن آب سیلاب را نیز ذکر میکند و از عجاج این تعبیر را نقل میکند:
نَسَجَ الشَّمَالُ حَدَبَ الْغَدِيرِ
یعنی: «باد شمال، برآمدگیهای آبِ آبگیر را بافت.» تصویر، موجها و فرازهای آب را مانند بافتی پدیدآمده از حرکت باد نشان میدهد. این نقل در فرهنگ لغت شاهد کاربرد ادبی است؛ تاریخ دقیق سرایش یا نخستین نامگذاری را از آن نتیجه نمیگیریم.
زمخشری، اساس البلاغة؛ برآمدگی شن و تعبیر منسوب به عجاج
مهرورزی و خم شدن به سوی دیگری
«حَدِبَ عَلَيْهِ» و «تَحَدَّبَ عَلَيْهِ» در منابع لغوی با «عَطَفَ عَلَيْهِ» توضیح داده شدهاند؛ یعنی به او مهر ورزید و با دلسوزی به او روی آورد. در این کاربرد، مقصود صرفاً شکل پشت یا بلندی زمین نیست.
ابن فارس میان این توجه و خم شدن شخصِ دلسوز به سوی دیگری پیوند تصویری برقرار میکند. راغب نیز دربارهٔ پیوند برآمدگی پشت و بلندی زمین، احتمال اشتقاقی مطرح میکند. این توضیحها برای شناخت ارتباط معناها سودمندند، اما جهت تاریخیِ انتقال معنا را قطعی نمیکنند.
بنابراین، سه زمینه باید جدا شناخته شوند: برآمدگیِ زمین، شکل برآمدهٔ بدن یا سطح، و مهرورزی در ساخت «عَلَيْهِ». در انبیاء ۲۱:۹۶، سیاق از زمینهٔ نخست پشتیبانی میکند.
لسان العرب، مقاییس و مفردات راغب؛ پشت، مهرورزی و احتیاط در اشتقاق
۳. کاربرد قرآنی ریشه
انبیاء ۲۱:۹۶ ـ پیش آمدن از هر بلندی زمین
متن آیه:
حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«تا آنگاه که یأجوج و مأجوج رها شوند و آنان از هر بلندی زمین شتابان بیرون آیند.»
در این آیه، «حَدَبٍ» اسم مفرد، نکره و مجرور است.
«كُلِّ حَدَبٍ» ترکیب اضافی است و حرف «مِنْ» بر سر آن آمده است.
از نظر نحوی، «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» به فعل «يَنْسِلُونَ» تعلق دارد و مبدأ یا جهت بیرون آمدن و پیش رفتن را بیان میکند.
بنابراین، در عبارت «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ»، سخن از بلندیها و برآمدگیهای زمین است که حرکت از آنها آغاز میشود یا از فراز آنها صورت میگیرد.
آیا «حَدَب» همان کوه است؟
در فرهنگهای لغوی، «حَدَب» برای بخش بلند و برآمدهٔ زمین ثبت شده است.
فرّاء، در توضیح همین آیه، آن را به «أَكَمَة» و هر جای بلند مربوط میکند.
«أَكَمَة» در عربی به تپه یا بلندی زمین اشاره دارد.
طبری نیز در توضیح «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ»، تعبیرهای «شَرَف»، «نَشَز» و «أَكَمَة» را نقل میکند. این واژهها در میدان بلندی و برجستگی زمین قرار دارند.
اما همهٔ اینها دقیقاً یک شکل و اندازهٔ جغرافیایی ندارند.
«جَبَل» معمولاً کوه را معرفی میکند، ولی «حَدَب» میتواند برآمدگی کوچکتر یا تپهای را نیز در بر گیرد.
بنابراین، ترجمهٔ «از هر کوه بلند» معنای آیه را بیش از اندازه محدود میکند.
«از هر بلندی زمین» یا «از هر تپه و برآمدگی زمین» به میدان معنایی واژه نزدیکتر است.
از سوی دیگر، نباید «حَدَب» را صرفاً به یک نقطهٔ هندسی یا خمیدگی کوچک محدود کرد. کاربرد قرآنی در کنار «مِنْ كُلِّ» تصویری گسترده از بلندیها و ناهمواریهای زمین میسازد.
طبری و نقل فراء؛ شرف، نشز و اکمه
نقش «كُلِّ»؛ فراگیری در تصویر
«كُلِّ» در عبارت «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» دامنهٔ سخن را گسترده میکند.
آیه تنها از یک تپه یا یک بلندی مشخص سخن نمیگوید؛ بلکه حرکت از هر بلندی را به تصویر میکشد.
این تعبیر میتواند گستردگی و فراوانی حرکت را نشان دهد.
بااینحال، نباید از خودِ «كُلِّ» و «حَدَبٍ» نتیجه گرفت که آیه مکان دقیق تمام گروهها یا مسیر حرکت تکتک افراد را بر نقشه مشخص میکند.
همچنین، «از هر بلندی» به معنای لغوی «از هر جهت» نیست؛ زیرا «حَدَب» به زمین مرتفع و برآمده اشاره دارد، نه به جهتهای جغرافیایی.
اما نتیجهٔ تصویری عبارت میتواند پیش آمدن از نقاط و جهتهای فراوان باشد.
این دو سطح باید جدا بمانند: معنای مستقیم واژه، بلندی زمین است؛ گستردگی حرکت، از ترکیب «مِنْ كُلِّ» و سیاق جمله فهمیده میشود.
تفاوت «حَدَبٍ» و «يَنْسِلُونَ»
در عبارت قرآنی، دو معنای جدا کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
«حَدَب» به بلندی و برآمدگی زمین اشاره دارد.
«يَنْسِلُونَ» از ریشهٔ «ن س ل» است و در این سیاق به بیرون آمدن و حرکت شتابان مربوط میشود.
بنابراین، خودِ «حَدَب» به معنای شتاب کردن یا سرازیر شدن نیست.
اگر عبارت تنها «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» بود، جایگاه یا مبدأ حرکت معرفی میشد؛ اما نوع حرکت روشن نبود.
با آمدن «يَنْسِلُونَ»، تصویر حرکت شتابان تکمیل میشود.
ازاینرو، ترجمهٔ «حَدَب» به «هجوم» یا «سیل جمعیت» دقیق نیست.
ممکن است سیاق، صحنهای از پیش آمدن جمعیت فراوان را به ذهن آورد، اما این تصویر از مجموع جمله به دست میآید، نه از خودِ ریشهٔ «ح د ب».
آیا «حَدَب» در این آیه به برآمدگی پشت انسان اشاره دارد؟
در زبان عربی، همانگونه که گفته شد، «حَدَب» برای برآمدگی پشت نیز ثبت شده است.
اما در انبیاء ۲۱:۹۶، ساخت «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» همراه با فعل حرکت آمده است.
در این سیاق، معنای جغرافیاییِ بلندی زمین روشنتر و مناسبتر است.
هیچ قرینهای در آیه وجود ندارد که مقصود از «حَدَب» پشت انسان یا حیوان باشد.
از این رو، نباید آیه را به معنای «از پشت هر فرد» یا «از قوزهای بدن» ترجمه کرد.
اشتراک تصویر برآمدگی، دلیل بر یکسان بودن مصداقها نیست.
رابطهٔ «حَدَب» با یأجوج و مأجوج
در آغاز آیه آمده است:
«حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ».
سپس گفته میشود:
«وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ».
در خوانش مستقیم و نزدیکترِ سیاق، ضمیر «هُمْ» به یأجوج و مأجوج بازمیگردد.
بنابراین، حرکت شتابان از بلندیهای زمین به همان گروههایی نسبت داده میشود که در آغاز آیه نام برده شدهاند.
در کهف ۱۸:۹۴، کهف ۱۸:۹۵، کهف ۱۸:۹۶، کهف ۱۸:۹۷، کهف ۱۸:۹۸ و کهف ۱۸:۹۹ نیز یأجوج و مأجوج در ارتباط با فساد در زمین، ساختن مانع و از میان رفتن آن در زمان مقرر مطرح شدهاند.
این آیات زمینهٔ مهمی برای فهم انبیاء ۲۱:۹۶ فراهم میکنند.
اما خودِ «حَدَب» نام قوم نیست و دربارهٔ هویت، شمار، زبان، محل سکونت یا تاریخ یأجوج و مأجوج چیزی بیان نمیکند.
از واژهٔ «حَدَب» نمیتوان نتیجه گرفت که آنان حتماً ساکنان منطقهٔ کوهستانی مشخصی بودهاند یا از گذرگاه خاصی در جهان امروز بیرون خواهند آمد.
چنین ادعاهایی نیازمند بررسی مستقل متن قرآن و شواهد تاریخی و جغرافیاییاند.
آیا آیه دربارهٔ حرکت مردم در روز رستاخیز است؟
در برخی توضیحهای تفسیری قدیم، «وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ» به حرکت عمومی انسانها در صحنهٔ رستاخیز نیز مربوط دانسته شده است.
این خوانش با موضوع آیهٔ بعد، انبیاء ۲۱:۹۷، که از نزدیک شدن وعدهٔ حق سخن میگوید، ارتباط پیدا میکند.
همچنین، در یس ۳۶:۵۱، تعبیر «مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ» دربارهٔ بیرون آمدن انسانها از گورها آمده است.
اما باید میان این دو آیه تفاوت گذاشت.
در یس ۳۶:۵۱، «الْأَجْدَاث» به گورها اشاره دارد و از ریشهٔ «ج د ث» است.
در انبیاء ۲۱:۹۶، «حَدَب» به بلندی زمین مربوط است و از ریشهٔ «ح د ب» میآید.
شباهت فعل «يَنْسِلُونَ» در دو آیه، به معنای یکسان بودن «حَدَب» و «جَدَث» نیست.
از نظر سیاق نزدیک انبیاء، بازگشت ضمیر به یأجوج و مأجوج روشنتر است. بااینحال، ارتباط این صحنه با وعدهٔ حق و رستاخیز باید در مطالعهٔ کامل آیات بررسی شود.
آنچه برای پژوهش ریشه قطعیتر است، معنای «حَدَب» بهعنوان بلندی و برآمدگی زمین است. تعیین تمام جزئیات رویداد و هویت حرکتکنندگان، مسئلهای فراتر از معنای لغوی این واژه است.
طبری؛ دو خوانش دربارهٔ حرکتکنندگان و معنای ینسلون
آیا «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» به معنای تسلط بر سراسر زمین است؟
این عبارت صحنهای گسترده از بیرون آمدن یا پیش آمدن را نشان میدهد.
اما خودِ آن دربارهٔ تسلط سیاسی، اشغال همهٔ سرزمینها یا نوع نظام حکومتی گروه مورد بحث سخن نمیگوید.
«حَدَب» مکان و ناهمواری زمین را بیان میکند، نه مالکیت و فرمانروایی بر آن.
«يَنْسِلُونَ» نیز حرکت را بیان میکند، نه نتیجهٔ سیاسی یا نظامی آن.
بنابراین، اگر بخواهیم دربارهٔ دامنهٔ نفوذ یا پیامدهای حرکت یأجوج و مأجوج سخن بگوییم، باید از آیات مرتبط و شواهد جداگانه استفاده کنیم.
افزودن نام یک کشور، منطقه، قوم معاصر یا نظریهٔ تاریخی به ترجمهٔ «حَدَب» پشتوانهٔ لغوی ندارد.
۵. چالشهای فهم و تحول معنایی
آیا «حَدَب» همیشه به معنای قوز پشت است؟
خیر.
قوز پشت یکی از کاربردهای شناختهشدهٔ این خانواده است.
اما در عربی، «حَدَب» برای بلندی زمین، برآمدگی شن و موج آب نیز آمده است.
پس معنای عمومیتر، برجستگی و برآمدگی است؛ نه یک وضعیت پزشکی خاص.
در کاربرد قرآنی، موضوع زمین است و نمیتوان تصویر بیماری یا ناهنجاری ستون فقرات را به آن منتقل کرد.
آیا هر زمین مرتفعی «حَدَب» است؟
نه لزوماً.
«حَدَب» در منابع لغوی اغلب به بخشی از زمین اشاره دارد که بالا آمده و از اطراف خود برجسته شده است.
یک دشت مرتفع و کاملاً هموار ممکن است از نظر ارتفاع بالاتر از سطح دریا باشد، ولی در زبان عربی الزاماً با همین واژه توصیف نشود.
برای شناخت معنای «حَدَب»، ارتفاع نسبی و شکل برآمده اهمیت دارد.
از این رو، «برآمدگی زمین» در توضیح ریشه دقیقتر است و «بلندی زمین» در ترجمهٔ آیه طبیعیتر.
آیا «حَدَب» یک اصطلاح علمی زمینشناسی است؟
در فارسی و عربی امروز، واژههای مربوط به برآمدگی، تحدب و سطح محدب در هندسه، مهندسی و علوم طبیعی کاربرد دارند.
اما «حَدَبٍ» در قرآن نام یک نوع مشخص زمینساخت، چینخوردگی پوستهٔ زمین یا شکل هندسی با اندازههای معین نیست.
آیه نه ارتفاع عددی بلندیها را مشخص کرده و نه جنس سنگ، شیب یا منشأ زمینشناختی آنها را.
پس نباید یک اصطلاح علمی امروزی را بهعنوان معنای انحصاری واژه به متن تحمیل کرد.
آیا «حَدَب» در معنای دلسوزی، از برآمدگی جسمی گرفته شده است؟
لغویانی مانند ابن فارس برای این رابطه توضیحی تصویری ارائه کردهاند.
وقتی کسی به دیگری مهر میورزد، ممکن است برای حمایت از او به سویش خم شود؛ همانگونه که بدن در حالت خمیدگی شکل برآمده پیدا میکند.
این توضیح قابل فهم است، اما اثباتکنندهٔ تاریخ واقعی اشتقاق نیست.
همانطور که در سایر ریشهها نیز باید رعایت شود، میان شباهت تصویری و دلیل تاریخی تفاوت وجود دارد.
بنابراین، در مقالهٔ ریشه میتوان هر دو شاخه را توضیح داد، ولی نباید یک داستان قطعی دربارهٔ نخستین نامگذاری ساخت.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «حَدَبٍ» در انبیاء ۲۱:۹۶، مناسبترین معادل کوتاه «بلندی زمین» است.
«تپه» نیز در بسیاری از کاربردها مناسب است، اما ممکن است دامنهٔ واژه را به شکل و اندازهٔ خاصی از ناهمواری محدود کند.
«برآمدگی زمین» به تصویر ریشه نزدیکتر است و در توضیح لغوی اهمیت دارد، ولی در فارسیِ پیوستهٔ آیه، «بلندی» روانتر است.
«کوه» بیش از اندازه محدود است، زیرا هر حدب الزاماً کوه نیست.
«هر جهت» نیز ترجمهٔ مستقیم «حَدَب» نیست؛ هرچند از مجموعهٔ «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ» میتوان گستردگی حرکت از نقاط فراوان را فهمید.
برای ترکیب کامل «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ»، برگردان پیشنهادی چنین است:
«از هر بلندی زمین شتابان بیرون میآیند.»
این ترجمه سه جزء را حفظ میکند: «مِنْ» برای مبدأ حرکت، «كُلِّ حَدَبٍ» برای بلندیهای زمین و «يَنْسِلُونَ» برای بیرون آمدن شتابان.
در باکس واژگانی فرقان نیز دو بخش مستقل چنین خواهند بود:
معنای کوتاه ریشه: «برآمدگی و برجستگی؛ بالا آمدن و خمیده شدن سطح یا پشت.»
معنای در این آیه: «بلندی یا برآمدگی زمین که از آن بیرون میآیند و پیش میروند.»
در تأمل آیه میتوان توضیح داد که تصویر مجموع جمله، پیش آمدن شتابان از بلندیهای فراوان است؛ اما لازم نیست همهٔ این توضیحها در ترجمهٔ مستقیم واژه جای داده شوند.
۷. جمعبندی
ریشهٔ «ح د ب» در زبان عربی به برآمدگی، برجستگی و بالا آمدن چیزی نسبت به پیرامون آن مربوط است.
در کاربردهای مادی، «حَدَب» برای بلندی زمین، برآمدگی پشت، فرازهای شن و موجهای آب ثبت شده است.
«أَحْدَب» و «حَدْبَاء» نیز به خمیدگی و برجستگی آشکار اشاره دارند.
در شاخهای دیگر، «حَدِبَ عَلَيْهِ» به مهرورزی و دلسوزی مربوط است. لغویان برای پیوند این معنا با خم شدن به سوی دیگری توضیحهایی ارائه کردهاند، اما منشأ تاریخی قطعی آن روشن نیست.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است: «حَدَبٍ» در انبیاء ۲۱:۹۶.
در آن آیه، «حَدَب» به بلندیها و برآمدگیهای زمین اشاره دارد؛ و «يَنْسِلُونَ» حرکت شتابان را بیان میکند.
بنابراین، «مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ» تصویری از بیرون آمدن شتابان از بلندیهای فراوان زمین است.
این عبارت بهتنهایی هویت تاریخی، محل سکونت یا مسیر جغرافیایی دقیق یأجوج و مأجوج را مشخص نمیکند. همچنین، از خودِ واژه نمیتوان نتیجه گرفت که مقصود گورها، کوههای بسیار بزرگ یا یک نوع خاص از زمینساخت است.
حاصل پژوهش این است که هستهٔ معنایی «ح د ب» برآمدگی و برجستگی است و معنای روشن آن در آیهٔ انبیاء، بلندی زمین است.
ازاینرو، برای ترجمهٔ فرقان، «از هر بلندی زمین شتابان بیرون میآیند» برگردانی طبیعی است که هم معنای واژه را حفظ میکند و هم نقش فعل حرکت را جداگانه نشان میدهد.