ریشهٔ ج و ر
همسایگی، پناه و حمایت؛ کجروی از مسیر و ستم
صورتهای قرآنی و لغوی
جَار
سه کاربرد قرآنی؛ همسایه یا پشتیبان
جَائِر
یک کاربرد قرآنی؛ وصف راه
مُتَجَاوِرَات
اسم فاعل تفاعل؛ یک کاربرد قرآنی
يُجَاوِرُونَكَ
فعل مفاعله؛ یک کاربرد قرآنی
أَجَارَ ـ يُجِيرُ
صورتهای إفعال؛ شش کاربرد قرآنی
اسْتَجَارَكَ
استفعال؛ یک کاربرد قرآنی
جَارَ ـ يَجُورُ
فعل مجردِ انحراف؛ غیرقرآنی
جَوْر
کجروی و ستم؛ این مصدر در قرآن نیامده
جَارَة / جِيرَان
مؤنث و جمع همسایه؛ غیرقرآنی
جِوَار / مُجَاوَرَة
مجاورت یا حمایت؛ غیرقرآنی
إِجَارَة
مصدر پناه دادن؛ این صورت غیرقرآنی
مُسْتَجِير / مُجِير
پناهخواه و پناهدهنده؛ غیرقرآنی
جَوَّرَ
نسبت دادن ستم یا واژگون کردن؛ غیرقرآنی
ریشهٔ «ج و ر» در زبان عربی چند شاخهٔ معنایی مهم دارد. از یکسو، «جَار» به همسایه و کسی گفته میشود که در نزدیکی دیگری زندگی میکند؛ «جِوَار» میتواند به همسایگی یا پناه و حمایتی اشاره کند که شخص در سایهٔ آن قرار میگیرد؛ و «أَجَارَ» به پناه دادن و محافظت کردن مربوط است. از سوی دیگر، «جَارَ يَجُورُ» به منحرف شدن از مسیر درست و، در کاربرد اخلاقی و حقوقی، به ستم کردن و تجاوز از عدالت اشاره دارد.
این گستردگی در خود قرآن نیز دیده میشود. گاهی سخن از حق همسایه است؛ گاهی از سرزمینهایی که در کنار یکدیگر قرار دارند؛ گاهی از درخواست پناه و فراهم کردن امنیت؛ و گاهی از راهی که از مسیر مستقیم منحرف شده است.
در قرآن، این ریشه در ۱۳ واژه و ۱۰ آیه آمده است. صورتهای قرآنی آن در شش گروه قرار میگیرند: «جَار»، «جَائِر»، «مُتَجَاوِرَات»، فعل «يُجَاوِرُ»، صورتهای فعل «أَجَارَ» و فعل «اسْتَجَارَ».
پیکرهٔ عربی قرآن؛ سیزده کاربرد در شش گروه
برای فهم این خانواده، نباید همهٔ کاربردها را به «ستم» محدود کرد یا همسایگی و پناه دادن را صرفاً شکل دیگری از کجروی دانست. اشتراک ریشه به معنای حضور همهٔ شاخههای معنایی در هر واژه نیست. معنای هر صورت باید از ساخت و سیاق خودش شناخته شود.
۱. صورتها و مشتقهای ریشه
صورتهای مهم این خانواده در زبان عربی عبارتاند از:
- جَارَ ـ يَجُورُ: از راه مستقیم منحرف شد؛ در داوری یا رفتار ستم کرد.
- جَوْر: کجروی، خروج از مسیر درست و ستم در برابر عدالت.
- جَائِر: منحرف از راه درست؛ ستمگر، در جایی که سخن از رفتار یا داوری انسان باشد.
- جَار: همسایه؛ همچنین کسی که پناه و حمایت دیگری را بر عهده میگیرد یا در حمایت او قرار دارد.
- جَارَة: همسایهٔ زن، و در برخی کاربردهای ادبی، زن یا همسر.
- جِيرَان، جِيرَة، أَجْوَار: جمعهای ثبتشده برای همسایه.
- جِوَار: همسایگی، مجاورت؛ و در کاربردی دیگر، پناه و حمایت.
- جَاوَرَ ـ يُجَاوِرُ: در همسایگی کسی زندگی کرد یا در کنار او اقامت داشت.
- مُجَاوَرَة: همسایگی و اقامت در کنار دیگری.
- تَجَاوَرَ ـ يَتَجَاوَرُ: در کنار هم قرار گرفتند یا با یکدیگر همسایه شدند.
- مُتَجَاوِر: همجوار، واقع در کنار دیگری.
- أَجَارَ ـ يُجِيرُ: پناه داد، حمایت کرد، از خطر یا آسیب محفوظ داشت.
- إِجَارَة: پناه دادن و برقرار کردن حمایت و امنیت، در این خانوادهٔ معنایی.
- اسْتَجَارَ ـ يَسْتَجِيرُ: درخواست پناه و حمایت کرد.
- مُسْتَجِير: پناهخواه و کسی که درخواست امنیت میکند.
- مُجِير: پناهدهنده و حمایتکننده.
- جَوَّرَ: کسی را به ستم نسبت داد؛ و در کاربردهای دیگری، انداخت یا واژگون کرد.
در قرآن، «جَار» سه بار، «جَائِر» یک بار، «مُتَجَاوِرَات» یک بار، «يُجَاوِرُونَكَ» یک بار، فعل «اسْتَجَارَ» یک بار و صورتهای فعل «أَجَارَ» شش بار آمدهاند.
این صورتها را نباید با واژههای مشابه از ریشههای دیگر اشتباه گرفت. برای نمونه، «الْجَوَارِ» در توصیف کشتیها و اجرام روان از ریشهٔ «ج ر ي» است، نه «ج و ر». همچنین «أَجْر» به معنای مزد و پاداش به ریشهٔ «أ ج ر» تعلق دارد و با «أَجِرْهُ» به معنای پناهش بده، یک ریشه ندارد.
۲. هستههای معنایی و کاربرد در عربی کهن
کج شدن از مسیر مستقیم
ابن فارس در مقاییس اللغة، اصل «ج و ر» را «الْمَيْلُ عَنِ الطَّرِيقِ» معرفی میکند؛ یعنی مایل شدن و بیرون رفتن از راه.
در کتاب العین و لسان العرب نیز «جَوْر» در برابر «قَصْد» قرار گرفته است. «قَصْد» در این کاربرد، راستای مسیر و حرکت در جهت درست است؛ درحالیکه «جَوْر» به عدول و انحراف از آن مربوط میشود.
«جَارَ عَنِ الطَّرِيقِ» برای کسی به کار میرود که از راه منحرف میشود. در این کاربرد، موضوع نخست یک حرکت یا مسیر است و لزوماً ستم اخلاقی مطرح نیست.
اما هنگامی که تعبیر به داوری و رفتار انسان منتقل میشود، «جَارَ فِي حُكْمِهِ» به معنای ستم کردن در داوری است.
رابطهٔ این دو معنا روشن است: داور هنگامی ستم میکند که از مسیر عدالت و حق بیرون میرود. به همین دلیل، «جَوْر» در زبان اخلاقی و حقوقی در مقابل «عَدْل» قرار گرفته است.
این توضیح رابطهٔ معنایی دو کاربرد را نشان میدهد؛ ولی نباید از آن نتیجه گرفت که همهٔ کاربردهای دیگر خانواده، از جمله همسایگی، در تاریخ زبان الزاماً از همین تصویر انحراف پدید آمدهاند.
منابع لغوی؛ انحراف از مسیر و ستم
شاهد کهن دربارهٔ کجروی
در لسان العرب، بیتی منسوب به عمرو بن عَجلان نقل شده است:
وَقُولَا لَهَا لَيْسَ الطَّرِيقُ أَجَارَنَا
وَلَكِنَّنَا جُرْنَا لِنَلْقَاكُمْ عَمْدًا
یعنی: «و به او بگویید که راه ما را منحرف نکرد؛ بلکه خودمان عمداً از راه منحرف شدیم تا شما را دیدار کنیم.»
در این بیت، «جُرْنَا» به معنای منحرف شدن از مسیر است. سخن از ظلم و ستم نیست؛ بلکه از تغییر عمدی راه برای رسیدن به مقصدی دیگر است. «أَجَارَنَا» در همین شاهد به معنای «ما را از راه منحرف کرد» است، نه پناه دادن؛ باب إفعال بهتنهایی معنای خاص فعل را تعیین نمیکند.
لسان؛ شاهد عمرو بن عجلان و أَجارنا در معنای انحراف
این شاهد اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که معنای مادی و حرکتیِ کجروی در زبان عربی مستقل از مفهوم حقوقی ستم نیز کاربرد داشته است.
بااینحال، انتساب این بیت در یک لغتنامه، بهتنهایی تاریخ دقیق سرایش آن را ثابت نمیکند. بنابراین، میتوان آن را شاهدی ثبتشده در سنت زبان و شعر عربی دانست، نه گواه قطعی یک تاریخ مشخص پیشاقرآنی.
همسایگی و قرار گرفتن در کنار دیگری
شاخهٔ دیگر این خانواده، «جَار» به معنای همسایه است.
در عربی، «جَار» به کسی گفته میشود که در نزدیکی محل سکونت دیگری قرار دارد. «جَاوَرَهُ» به زندگی کردن یا اقامت در کنار او اشاره میکند و «تَجَاوَرُوا» برای کسانی به کار میرود که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
این معنا به زندگی انسان محدود نیست. دو زمین، دو خانه یا دو ناحیه نیز میتوانند «مُتَجَاوِر» باشند.
در این کاربرد، نزدیکی و همجواری مهم است؛ نه کج شدن از راه، ظلم یا پناهخواهی.
در کتاب العین، «جَار» کسی معرفی شده که در محل سکونت مجاور توست. همین منبع، کسی را نیز که درخواست میکند در حمایت تو قرار گیرد، در میدان کاربرد «جار» میآورد.
این دو کاربرد نشان میدهند که همسایگی در زبان عربی میتواند افزون بر رابطهٔ مکانی، با رابطهٔ حمایت و مسئولیت اجتماعی نیز ارتباط پیدا کند.
همسایه و پناهخواه
در ساختارهای اجتماعی عربی کهن، رابطهٔ «جِوَار» تنها به نزدیک بودن دو خانه محدود نمیشد. شخصی که به حمایت یک فرد یا گروه درمیآمد، میتوانست در پناه آنها قرار گیرد.
در منابع لغوی، «الْجَار» افزون بر همسایه، برای همپیمان، حمایتشونده و کسی که امنیت او بر عهدهٔ دیگری قرار گرفته نیز ثبت شده است.
از همین میدان معنایی، فعل «أَجَارَ» به معنای پناه دادن و «اسْتَجَارَ» به معنای درخواست پناه شناخته میشود.
وقتی کسی میگفت «اسْتَجَرْتُ بِفُلَانٍ»، مقصود این بود که به او پناه برده و حمایت او را خواسته است.
در این رابطه، مسئله فقط نزدیک شدن جسمی به یک شخص نیست؛ بلکه انتظار محافظت در برابر خطر نیز وجود دارد.
در تهذیب اللغة، گزارشی از شیوهٔ حمایت در میان قبایل نقل شده است که بر اساس آن، پناه دادن شخص صاحب نفوذ میتوانست برای گروه او تعهد ایجاد کند. این گزارش برای شناخت کاربرد اجتماعی «جِوَار» اهمیت دارد، هرچند جزئیات چنین نظامی را نباید بدون بررسی شواهد تاریخی به همهٔ قبایل و همهٔ دورهها تعمیم داد.
لسان و تهذیب؛ کاربردهای حمایتیِ جوار
در این کاربرد، «مُجِير» کسی است که حمایت میکند و «مُسْتَجِير» کسی است که حمایت میخواهد.
این رابطه در قرآن، بهویژه در توبه ۹:۶، بهروشنی دیده میشود.
شاهد ادبی دربارهٔ همسایگی
در الصحاح، بیتی به اَعشی نسبت داده شده است:
أَجَارَتَنَا بِينِي فَإِنَّكِ طَالِقَهْ
كَذَاكَ أُمُورُ النَّاسِ غَادٍ وَطَارِقَهْ
یعنی: «ای همسایهٔ ما، از من جدا شو که تو طلاقدادهشدهای؛ کارهای مردم چنین است: برخی در بامداد و برخی شبانگاه فرا میرسند.»
صحاح؛ شاهد اعشی و جاره در معنای همسر
در این بیت، «جَارَة» برای زنی به کار رفته که رابطهٔ او با گوینده فراتر از همسایگی معمولی است.
در منابع لغوی، کاربرد «جَارَة» برای همسر یا زن نیز ثبت شده است. چنین کاربردی نشان میدهد که رابطهٔ همجواری در زبان عربی میتوانسته به روابط نزدیک خانوادگی نیز گسترش یابد.
اما این معنای ادبی نباید به «الْجَار» در نساء ۴:۳۶ منتقل شود؛ زیرا سیاق آن آیه دربارهٔ حقوق و نیکی به گروههای مختلف مردم است.
آیا میتوان تمام شاخهها را به یک معنای تاریخی برگرداند؟
میان همسایگی و پناه دادن ارتباط معنایی قابل فهمی وجود دارد: شخصی که در کنار دیگری قرار میگیرد، ممکن است از حمایت و امنیت او نیز برخوردار شود.
همچنین میان انحراف از مسیر و ستم ارتباط روشنی وجود دارد: ستم میتواند عدول از راه عدالت باشد.
اما رابطهٔ تاریخی این دو مجموعه با یکدیگر به همان روشنی نیست.
اینکه همهٔ واژهها زیر سه حرف «ج و ر» در فرهنگهای لغوی گرد آمدهاند، ثابت نمیکند که معنای ستم و معنای همسایگی الزاماً در آغاز تاریخ زبان از یک تصویر واحد پدید آمدهاند.
ابن فارس در توضیح اصل ریشه، بر انحراف از راه تأکید میکند؛ درحالیکه کتاب العین، الصحاح و لسان العرب میدان همسایگی و پناه دادن را نیز مستقلاً گزارش میکنند.
برای پژوهش قرآنی، حفظ هر دو شاخهٔ مستند از ساختن یک داستان ریشهشناختی بیدلیل دقیقتر است.
۳. همسایگی در کاربردهای قرآنی
نساء ۴:۳۶ ـ همسایهٔ نزدیک و همسایهٔ دور
متن آیه:
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و آن معبود یگانه را عبادت کنید و چیزی را شریک او قرار ندهید؛ و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و نیازمندان، و همسایهٔ نزدیک و همسایهٔ دور، و همراهِ کنار خود و درراهمانده و آنچه دستهای راستتان مالک شدهاند، نیکی کنید. بیگمان خدا کسی را که خودپسند و فخرفروش باشد دوست ندارد.»
در این آیه، «الْجَار» دو بار آمده است: «الْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ» و «الْجَارِ الْجُنُبِ».
«الْجَار» در هر دو مورد به همسایه اشاره دارد، اما دو وصف بعد از آن، تفاوتی را در رابطهٔ همسایگی بیان میکنند.
«ذِي الْقُرْبَىٰ» به نزدیکی مربوط است. این نزدیکی میتواند خویشاوندی یا نزدیکی مکانی باشد. در برابر آن، «الْجُنُب» از خانوادهٔ «ج ن ب» به کسی اشاره میکند که در کناری دیگر قرار دارد یا از نظر رابطه دورتر است.
در برخی گزارشهای لغوی و تفسیری، همسایهٔ دارای قربى به همسایهٔ خویشاوند و همسایهٔ جُنُب به همسایهٔ غیرخویشاوند یا غریب تفسیر شده است. تبیین دیگری نیز نزدیکی و دوری محل سکونت را مطرح میکند.
طبری؛ خوانشهای همسایهٔ نزدیک و دور
هر دو احتمال با میدان معنایی واژهها ارتباط دارند. اما آنچه در خود آیه روشن است، این است که سفارش به احسان تنها به یک نوع همسایه محدود نشده است.
آیه پس از پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان و نیازمندان، همسایگان را نیز در مجموعهٔ کسانی قرار میدهد که باید با آنان نیکو رفتار شود.
در اینجا هیچ قید اعتقادی برای «الْجَار» نیامده است. آیه نمیگوید فقط همسایهای که عقیدهٔ یکسان دارد سزاوار احسان است.
بنابراین، نباید با افزودن شرطی که در خود عبارت وجود ندارد، معنای «الْجَار» را به اعضای یک گروه مذهبی یا قومی محدود کرد.
نکتهٔ دیگر، تفاوت «الْجَارِ الْجُنُبِ» با «الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ» است. این دو عنوان در کنار یکدیگر آمدهاند، اما یکی نیستند.
«جار» رابطهٔ همسایگی را بیان میکند، درحالیکه «صاحب بالجنب» به همراهی و قرار گرفتن در کنار دیگری مربوط است. چنین همراهی ممکن است در سفر، کار یا موقعیتهای دیگر رخ دهد.
در این آیه، همجواری و همراهی هر دو زمینهٔ مسئولیت اخلاقیاند؛ اما هرکدام عنوان و رابطهٔ خاص خود را دارند.
رعد ۱۳:۴ ـ زمینهای همجوار
متن آیه:
وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَىٰ بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَىٰ بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و در زمین، قطعههایی در کنار یکدیگر قرار دارند، و باغهایی از انگور و کشتزارها و نخلهایی همریشه و غیرهمریشه که با آبی واحد آبیاری میشوند؛ و بعضی از آنها را در حاصل و خوراک بر بعضی دیگر برتری میدهیم. بیگمان در اینها نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.»
در این آیه، «مُتَجَاوِرَات» جمع مؤنث اسم فاعل باب تفاعل از «تَجَاوَرَ» است.
«قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ» به قطعههای زمینی اشاره دارد که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
در این کاربرد، «ج و ر» هیچ ارتباطی با ستم و عدالت ندارد. سخن از موقعیت مکانی و نزدیکی زمینهاست.
آیه سپس باغهای انگور، کشتزارها و نخلها را نام میبرد و از تفاوت حاصل آنها با وجود آبیاری با آب واحد سخن میگوید.
نکتهٔ مهم این است که «مُتَجَاوِرَات» تنها همجواری را بیان میکند. از خود این واژه نمیتوان نتیجه گرفت که همهٔ این زمینها از نظر ترکیب خاک، نور، شیب، مواد معدنی و دیگر شرایط طبیعی کاملاً یکساناند.
همجوار بودن به معنای یکسان بودن همهٔ ویژگیها نیست.
طبری؛ زمینهای نزدیک با ویژگیهای متفاوت
در آیه، نزدیکی مکانی در کنار گوناگونی حاصل قرار گرفته است. این تصویر، توجه انسان را به تفاوتهای طبیعت در محیطهایی نزدیک به یکدیگر جلب میکند؛ بدون آنکه یک نظریهٔ علمی خاص دربارهٔ علت تمام تفاوتها ارائه دهد.
احزاب ۳۳:۶۰ ـ «لَا يُجَاوِرُونَكَ»
متن آیه:
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است و شایعهپراکنان در مدینه بازنایستند، قطعاً تو را بر ضد آنان برمیانگیزیم؛ سپس جز اندکی در آنجا در همسایگی تو نمیمانند.»
«يُجَاوِرُونَكَ» فعل مضارع باب مفاعله است و به همجوار بودن یا اقامت در کنار مخاطب اشاره دارد.
در اینجا، مخاطب محمد است و «فِيهَا» به مدینه بازمیگردد.
بنابراین، جمله دربارهٔ ادامهٔ حضور و اقامت گروههای نامبرده در همان شهر سخن میگوید.
معنای فعل «يُجَاوِرُونَكَ» در این آیه، «با تو همسایه میمانند» یا «در کنار تو اقامت میکنند» است؛ نه «به تو پناه میدهند» یا «بر تو ستم میکنند».
سیاق، تهدیدی جدی را متوجه گروههایی میکند که رفتارشان در آیه مشخص شده است. اما از خود این فعل نمیتوان جزئیات شیوهٔ برخورد، نوع مجازات یا حکم عمومی دربارهٔ هر مخالف عقیدتی را استخراج کرد.
فعل تنها رابطهٔ اقامت و مجاورت را بیان میکند؛ موضوع و حدود برخورد باید از مجموع سیاق و دیگر آیات بررسی شود.
۴. پناه دادن و حمایت در کاربردهای قرآنی
توبه ۹:۶ ـ پناهخواهی یک مشرک
متن آیه:
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، او را پناه بده تا سخن خدا را بشنود؛ سپس او را به جایگاه امنش برسان. این از آن روست که آنان مردمی هستند که نمیدانند.»
این آیه یکی از روشنترین کاربردهای شاخهٔ پناه و حمایت در قرآن است.
دو مشتق از یک ریشه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند: «اسْتَجَارَكَ» و «فَأَجِرْهُ».
«اسْتَجَارَكَ» فعل ماضی باب استفعال است. شخصی که این فعل را انجام میدهد، درخواست پناه و حمایت میکند.
«فَأَجِرْهُ» فعل امر از «أَجَارَ» است و به معنای پناه دادن به همان شخص است.
بنابراین، رابطهٔ دو فعل روشن است: یک نفر امنیت میخواهد و دیگری موظف میشود او را در پناه خود قرار دهد.
این فرمان در سیاق آیات مربوط به مشرکان، پیمانها و وضعیت درگیری آمده است. به همین دلیل، پناه دادن در اینجا تنها یک مهماننوازی معمولی نیست؛ بلکه با امنیت شخص در شرایط خطر ارتباط دارد.
نکتهٔ تعیینکننده، ادامهٔ فرمان است: «ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ».
پس از شنیدن سخن خدا، شخص باید به جایگاه امن خود رسانده شود.
آیه پذیرش ایمان را شرط رساندن او به امنیت قرار نداده است. شخص میتواند سخن را بشنود و همچنان باور پیشین خود را حفظ کند؛ فرمان رساندن او به مأمن، در متن آیه باقی است.
طبری؛ پناهخواه و رساندن به مأمن
این مسئله نشان میدهد که «إِجَارَة» در این سیاق، صرفاً اجازهٔ ورود یا شنیدن پیام نیست. حمایت باید تا رسیدن شخص به محل امن ادامه پیدا کند.
«مَأْمَن» از ریشهٔ «أ م ن» است و معنای امنیت را روشن میکند، درحالیکه «اسْتَجَارَ» و «أَجَارَ» به درخواست پناه و فراهم کردن حمایت اشاره دارند.
همراهی این دو خانواده، معنای عملی پناه دادن را در آیه روشنتر میسازد.
انفال ۸:۴۸ ـ ادعای حمایت از سوی شیطان
متن آیه:
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و آنگاه که شیطان کردارهایشان را در نظرشان آراست و گفت: امروز هیچکس از مردم بر شما پیروز نمیشود و من پشتیبان شما هستم؛ پس هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، بر پاشنههای خود بازگشت و گفت: من از شما بیزارم؛ من چیزی را میبینم که شما نمیبینید؛ من از خدا میترسم، و خدا سختکیفر است.»
در این آیه، «جَارٌ لَكُمْ» از زبان شیطان نقل شده است.
در اینجا، «جَار» به معنای همسایهٔ خانه نیست؛ بلکه معنای پشتیبان و حمایتکننده دارد.
شیطان به مخاطبان خود وعده میدهد که شکست نخواهند خورد و خود نیز از آنان حمایت خواهد کرد. اما با آشکار شدن رویارویی، عقبنشینی میکند و از آنان بیزاری میجوید.
بنابراین، کاربرد «جَار» در این آیه معنای حمایت را نشان میدهد، نه اینکه ادعای حمایت شیطان درست بوده است.
باید میان معنای سخن و صدق آن تفاوت گذاشت. قرآن یک وعدهٔ فریبنده را نقل میکند؛ نقل این وعده به معنای تأیید آن نیست.
از نظر لغوی، «إِنِّي جَارٌ لَكُمْ» نشان میدهد که شخص میتواند خود را «جار» دیگری معرفی کند، حتی هنگامی که رابطهٔ همسایگی مکانی میان آنان مطرح نیست.
این شاهد، گستردگی اجتماعی و حمایتی واژه را روشن میسازد.
مؤمنون ۲۳:۸۸ ـ «يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ»
متن آیه:
قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«بگو: فرمانروایی همه چیز به دست کیست؛ همان که پناه میدهد و در برابر او کسی نمیتواند پناه داده شود، اگر میدانید؟»
در این آیه، دو صورت از فعل «أَجَارَ» در کنار هم آمدهاند.
«يُجِيرُ» فعل معلوم است؛ یعنی پناه میدهد و حمایت میکند.
«يُجَارُ» فعل مجهول است و در ترکیب «لَا يُجَارُ عَلَيْهِ» به نبود امکان پناه گرفتن در برابر قدرت خدا اشاره دارد.
این دو صورت یک تقابل مهم میسازند: خداوند میتواند پناه دهد، اما هیچ قدرتی نمیتواند کسی را در برابر حکم و قدرت او مصون سازد.
بنابراین، معنای جمله این نیست که خداوند خود به پناه دیگری نیاز دارد و کسی به او پناه نمیدهد. مسئله دربارهٔ قدرت حمایت و نبود حمایت مؤثر در برابر خداست.
طبری؛ قدرت پناه دادن و نبود پناه در برابر او
در سیاق آیه، «مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ» نیز همین معنا را تقویت میکند. سخن از فرمانروایی فراگیر خداوند و ناتوانی دیگران در مقابله با آن است.
این کاربرد نشان میدهد که معنای «إِجَارَة» از حمایت اجتماعی میان انسانها فراتر میرود و در وصف قدرت الهی نیز به کار گرفته میشود، بیآنکه حمایت الهی به یک سازوکار مادی یا قراردادی انسانی محدود باشد.
احقاف ۴۶:۳۱ ـ پناه از عذاب
متن آیه:
يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«ای قوم ما، دعوتکنندهٔ خدا را پاسخ دهید و به او ایمان بیاورید تا بخشی از گناهانتان را برای شما بیامرزد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد.»
در این آیه، «يُجِرْكُمْ» از فعل «أَجَارَ» است و به حفظ کردن و پناه دادن از عذاب اشاره دارد.
حرف «مِنْ» در «مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» چیزی را مشخص میکند که شخص از آن محفوظ داشته میشود.
نکتهٔ مهم، همراهی «يَغْفِرْ» و «يُجِرْكُمْ» است. یکی به آمرزش گناهان مربوط است و دیگری به حفظ از عذاب.
این دو معنا ارتباط دارند، ولی از نظر لفظی یکسان نیستند. آمرزش در جای خود مطرح شده و پناه دادن از عذاب نیز نتیجهای جداگانه است.
ملک ۶۷:۲۸ ـ چه کسی میتواند کافران را پناه دهد؟
متن آیه:
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«بگو: آیا اندیشیدهاید که اگر خدا مرا و کسانی را که با من هستند هلاک کند یا بر ما رحمت آورد، پس چه کسی کافران را از عذابی دردناک پناه میدهد؟»
در این آیه، «يُجِيرُ» به قدرت محافظت از عذاب اشاره دارد.
پرسش آیه، توجه مخاطب را از سرنوشت پیامبر و همراهان او به مسئلهٔ نجات خودشان برمیگرداند.
از نظر لغوی، «مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» خطر یا آسیبی را نشان میدهد که پناه دادن در برابر آن مطرح است.
همانگونه که در مؤمنون ۲۳:۸۸ دیده شد، این کاربرد نیز مسئلهٔ قدرت واقعی حمایت را برجسته میسازد.
جن ۷۲:۲۲ ـ هیچکس در برابر خدا پناهدهنده نیست
متن آیه:
قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«بگو: بیگمان هیچکس مرا در برابر خدا پناه نخواهد داد و هرگز جز او پناهگاهی نخواهم یافت.»
«يُجِيرَنِي» به معنای پناه دادن و محافظت کردن از شخص است.
در این آیه، محمد مأمور میشود اعلام کند که هیچکس نمیتواند او را در برابر خدا حمایت کند.
«مُلْتَحَدًا» از ریشهٔ دیگری است و در این سیاق به پناهگاه یا جایی برای روی آوردن و گریز اشاره دارد.
کنار هم آمدن این دو تعبیر، رابطهٔ پناهدهنده و پناهگاه را روشن میکند.
آیه، حتی دربارهٔ خود پیامبر، امکان اتکا به قدرت مستقلی در برابر خدا را نفی میکند.
این کاربرد با مؤمنون ۲۳:۸۸ سازگار است: خداوند پناه میدهد، اما هیچکس نمیتواند در برابر او پناهی مستقل و مؤثر فراهم کند.
۵. کجروی و ستم در قرآن
نحل ۱۶:۹ ـ راه راست و راه منحرف
متن آیه:
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و بر خداست نشان دادن راه راست، و از میان راهها، راهی منحرف نیز هست؛ و اگر میخواست، همهٔ شما را هدایت میکرد.»
در این آیه، «جَائِرٌ» اسم فاعل از «جَارَ يَجُورُ» است.
معنای آن در این سیاق، منحرف و بیرونرفته از مسیر درست است.
«قَصْدُ السَّبِيلِ» در مقابل «جَائِرٌ» قرار گرفته است. «قَصْد» در این ترکیب به راستی و درستی مسیر مربوط است و «جَائِر» راهی را وصف میکند که از آن راستا منحرف شده است.
این تقابل با معنای لغوی کهن «جَوْر» بهعنوان انحراف از مسیر سازگار است.
در «وَمِنْهَا جَائِرٌ»، ضمیر «هَا» به «السَّبِيل» بازمیگردد. «سبیل» در عربی میتواند مؤنث باشد و همچنین در اینجا معنای نوع یا مجموعهٔ راهها را در بر گیرد.
پس آیه راهها را از نظر هدایت و انحراف در برابر یکدیگر قرار میدهد.
از نظر ساخت دستوری، «جَائِر» وصف راه است؛ نه نام یک قوم یا گروه مشخص.
در برخی تفسیرهای قدیمی، مصداق راه منحرف بر دین یا گروه خاصی تطبیق داده شده است. اما خود واژهٔ «جَائِر» هیچ نام قومی، دینی یا فرقهای در بر ندارد.
معنای مستقیم آیه، انحراف از راه درست است. تعیین اینکه کدام باور، رفتار یا مسیر مصداق چنین انحرافی است، به معیارهای روشن قرآنی نیاز دارد؛ نه صرفاً نامگذاری دیگران.
نکتهٔ دیگر، تفاوت «جَائِر» با «ظالم» است. این دو واژه در میدان اخلاقی میتوانند ارتباط داشته باشند، اما در همین آیه «جائر» ابتدا با تصویر راه و مسیر پیوند دارد.
بنابراین، ترجمهٔ «راه ستمگر» برای «جَائِر» طبیعی نیست. «راه منحرف» یا «راه کج» معنای دقیقتری از ساخت آیه به دست میدهد.
این همان تفاوتی است که در زبان عربی میان «جَارَ عَنِ الطَّرِيقِ» و «جَارَ عَلَيْهِ فِي الْحُكْمِ» دیده میشود: اولی به انحراف از راه و دومی به ستم در داوری مربوط است.
ستم بهعنوان عدول از عدالت
گرچه «جَوْر» در زبان عربی به معنای ستم شناخته شده است، در قرآن واژهٔ «جَائِر» تنها در نحل ۱۶:۹ آمده و در آنجا وصف راه منحرف است.
خودِ اسم «جَوْر» به معنای ستم در متن قرآن نیامده است.
این نکته مانع شناخت معنای لغوی «جَوْر» بهعنوان ستم نیست؛ اما باید میان معنای ثبتشده در زبان و کاربرد مشخص قرآنی تفاوت گذاشت.
در منابع لغوی، تعبیر «جَارَ عَلَيْهِ» هنگامی به کار میرود که شخص نسبت به دیگری ستم کند؛ و «جَارَ فِي الْحُكْمِ» برای داوری ناعادلانه ثبت شده است.
در این کاربردها، شخص از مسیر حق و عدالت بیرون رفته است.
بااینحال، قرآن برای ستم و بیعدالتی خانوادههای واژگانی دیگری نیز دارد، از جمله «ظ ل م»، «ب غ ي» و «ع د ل» که هرکدام باید در میدان معنایی خود بررسی شوند.
بنابراین، هرجا در قرآن مفهوم ظلم وجود دارد، نمیتوان بدون وجود مشتق یا قرینهای مشخص آن را کاربرد ریشهٔ «ج و ر» دانست.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «الْجَارِ» در نساء ۴:۳۶، معادل «همسایه» مناسب است. در ترکیب «الْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ» میتوان از «همسایهٔ نزدیک» و در «الْجَارِ الْجُنُبِ» از «همسایهٔ دور» استفاده کرد. در توضیح لغوی باید روشن باشد که قرب و دوری میتوانند به خویشاوندی یا میزان نزدیکی رابطه نیز مربوط باشند.
برای «مُتَجَاوِرَات» در رعد ۱۳:۴، «در کنار یکدیگر» یا «همجوار» مناسب است. ترجمهٔ «زمینهای چسبیده به هم» بیش از حد محدود است؛ زیرا مجاورت لزوماً به معنای اتصال بدون فاصله نیست.
برای «يُجَاوِرُونَكَ» در احزاب ۳۳:۶۰، «در همسایگی تو میمانند» یا «در کنار تو اقامت میکنند» معنای فعل را حفظ میکند.
برای «اسْتَجَارَكَ» در توبه ۹:۶، «از تو پناه خواست» معادل مستقیم و طبیعی است. برای «فَأَجِرْهُ»، «او را پناه بده» مناسب است.
برای «إِنِّي جَارٌ لَكُمْ» در انفال ۸:۴۸، «من پشتیبان شما هستم» معنای کاربردی واژه را بهتر از «من همسایهٔ شما هستم» نشان میدهد.
برای «يُجِيرُ» در مؤمنون ۲۳:۸۸ و دیگر آیات مربوط به حمایت الهی، «پناه میدهد» یا «حمایت میکند» مناسب است.
برای «لَا يُجَارُ عَلَيْهِ»، برگردان «در برابر او کسی نمیتواند پناه داده شود» معنای ساخت مجهول و تقابل آن با «يُجِيرُ» را حفظ میکند.
برای «جَائِرٌ» در نحل ۱۶:۹، «منحرف» یا «کج» مناسبتر از «ستمگر» است؛ زیرا در این آیه واژه وصف راه است.
در کاربردهای غیرقرآنی «جَوْر» به معنای ستم، «ستم»، «بیعدالتی» و «عدول از عدالت» معادلهای طبیعیاند، اما این معنا نباید به همهٔ صورتهای خانواده منتقل شود.
۸. جمعبندی
ریشهٔ «ج و ر» در زبان عربی دارای چند شاخهٔ معنایی مستند است. معنای کوتاه ریشه: همسایگی و مجاورت؛ پناه دادن و حمایت؛ در شاخهٔ جَوْر، انحراف از راه و عدالت.
«جَارَ يَجُورُ» به منحرف شدن از مسیر درست مربوط است و در کاربرد اخلاقی و حقوقی به ستم و عدول از عدالت گسترش مییابد. «جَار» به همسایه اشاره دارد و در کاربرد اجتماعی میتواند معنای پشتیبان و پناهدهنده نیز پیدا کند. «أَجَارَ» پناه دادن و «اسْتَجَارَ» درخواست پناه را بیان میکند.
در قرآن، این ریشه هم برای رابطهٔ انسانی به کار رفته، هم برای مجاورت زمینها، هم برای حمایت و پناه، و هم برای راه منحرف.
در نساء ۴:۳۶، همسایگی زمینهٔ سفارش به احسان است. در رعد ۱۳:۴، زمینهای همجوار یکی از نشانههای طبیعتاند. در توبه ۹:۶، درخواست پناه با فرمان به محافظت و رساندن شخص به جایگاه امن پاسخ داده میشود. در انفال ۸:۴۸، شیطان ادعای حمایت میکند، اما هنگام رویارویی از همراهان خود دست میکشد.
در آیات مربوط به قدرت الهی، خداوند پناهدهنده معرفی میشود و هیچ قدرتی نمیتواند در برابر او پناهی مستقل فراهم کند.
در نحل ۱۶:۹ نیز «جَائِر» وصف راهی است که از راستای درست منحرف شده است.
بنابراین، برای «ج و ر» نمیتوان یک معادل فارسی ثابت مانند «ستم» یا «همسایگی» تعیین کرد. باید شاخههای معنایی آن را حفظ کرد و در هر آیه، ساخت واژه و سیاق را معیار ترجمه قرار داد.
آنچه از این خانواده در قرآن برجسته میشود، هم تنوع رابطههای انسانی و مکانی است و هم تفاوت میان حمایت، امنیت و انحراف از راه درست. همین تنوع نشان میدهد که شناخت ریشه، آغاز فهم واژه است؛ اما معنای نهایی هر کاربرد در جمله و سیاق آن روشن میشود.