ریشه قرآنی ن ك ر
ناشناختگی، بیگانگی، ناهمواری، ناپسندی، انکار، و دگرگون شدن از حالت آشنا و قابل تشخیص
صورتهای مهم این ریشه
ناشناختگی، بیگانگی، ناهمواری، ناپسندی، و انکار در برابر شناخت سالم.
چیزی بیگانه با حق، خیر، عدالت، کرامت و فطرت سالم.
دگرگون ساختن چیزی تا صورت آشنای آن پنهان شود و بازشناخت آزموده گردد.
واکنش ردکننده، بازدارنده و دگرگونکننده در برابر تکذیب و فساد.
معنای کوتاه ریشه
ریشه ن ك ر در اصل بر ناشناختگی، بیگانگی، ناهمواری، ناپسندی، انکار، و دگرگون شدن از حالت آشنا و قابل تشخیص دلالت دارد. این ریشه، در برابر ع ر ف قرار میگیرد. اگر ع ر ف میدان شناخت، بازشناخت، آشنایی، برجستگی و شایستگی قابل تشخیص است، ن ك ر میدان بیگانگی، غرابت، ناهماهنگی، انکار و پدیدههایی است که با شناخت سالم و فطرت زنده اصطکاک دارند.
از همین میدان، واژه منكر پدید میآید: چیزی که فطرت سالم، عقل بیغرض، حق و هدایت آن را آشنا، پذیرفتنی و همساز با خیر نمییابد. منكر فقط «چیزی که مردم نمیپسندند» نیست؛ زیرا جامعه میتواند به حق بیگانه شود و به باطل عادت کند. منكر قرآنی چیزی است که در میدان حق، عدالت، کرامت و هدایت، زشت، بیگانه، فرساینده یا انکارشدنی باشد.
صورتهای مهم ریشه
نكر در صورت مجرد میتواند به ناآشنا یافتن، نامأنوس دیدن، یا احساس بیگانگی درونی اشاره کند:
فلما رأى أيديهم لا تصل إليه نكرهم وأوجس منهم خيفة
پس چون دید دستهایشان به سوی آن نمیرسد، آنان را ناآشنا یافت و از آنان در دل ترسی احساس کرد.
ينكرون در باب افعال به انکار کردن، پس زدن آگاهانه یا رد کردن چیزی پس از شناخت اشاره دارد:
يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها
نعمت آن معبود یگانه را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند.
منكر وصفی از این ریشه است؛ یعنی چیزی ناپسند، ناشناخته، انکارشدنی و بیگانه با خیر و حق:
وينهون عن المنكر
و از منكر بازمیدارند.
منكر گاهی درباره گفتار ناپسند و ناروا آمده است:
وإنهم ليقولون منكرا من القول وزورا
و آنان سخنی منكر و دروغ میگویند.
نكر و نكرا به چیزی سخت، ناپسند، غریب یا سنگین از جهت ظاهر امر اشاره میکند:
لقد جئت شيئا نكرا
بهراستی چیزی سخت و ناپسند آوردی.
نكروا در باب تفعیل به دگرگون ساختن چیزی اشاره دارد تا صورت آشنای آن پنهان شود:
نكروا لها عرشها
تخت او را برایش دگرگون و ناشناس سازید.
نكير به انکار، رد، بازداشتن یا واکنش سخت و دگرگونکننده در برابر فساد و تکذیب اشاره دارد:
فكيف كان نكير
پس انکار و بازداشتن من چگونه بود؟
نکته زبانشناسی
هسته معنایی ن ك ر بر بیگانگی از شناخت سالم میچرخد. چیزی منكر است وقتی در چشم، دل، فطرت، عقل یا هدایت، آشنا و پذیرفتنی نمینماید. این بیگانگی میتواند حسی باشد، مانند ناآشنا یافتن رفتار مهمانان توسط ابراهیم. میتواند اخلاقی باشد، مانند منكر در برابر معروف. میتواند اعتقادی باشد، مانند انکار نعمت خدا. میتواند گفتاری باشد، مانند قول منكر. و میتواند ساختاری باشد، مانند دگرگون کردن چیزی تا شناخته نشود.
در این ریشه، فقط ندانستن مطرح نیست. ممکن است انسان چیزی را بشناسد، اما آن را انکار کند. قرآن میگوید: يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها. یعنی شناخت هست، اما پذیرش، صدق و وفاداری نیست. پس ن ك ر گاهی ناآگاهی است، و گاهی انکار پس از شناخت.
میان نكر در صورت مجرد و أنكر یا ينكرون در باب افعال نیز تفاوت مهمی دیده میشود. در نكرهم، سخن از واکنش درونی و نامأنوس دیدن است؛ ابراهیم با دیدن رفتار غیرعادی مهمانان، در دل احساس بیگانگی و نگرانی میکند. اما در ينكرونها، سخن از موضعگیری آگاهانه است؛ آنان نعمت را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند. این تفاوت نشان میدهد که ن ك ر میتواند از انقباض حسی آغاز شود و تا رد آگاهانه حقیقت ادامه یابد.
منكر در قرآن ضد معروف است، اما ضد آن فقط «غیررایج» نیست. جامعهای میتواند به منكر عادت کند و آن را معروف بنامد. بنابراین، معیار منكر در قرآن، بیگانگی با حق، خیر، عدالت، کرامت و فطرت سالم است؛ نه فقط بیگانگی با عرف مردم.
تصویر مادی ریشه
تصویر مادی این ریشه را میتوان در چند صحنه دید.
نخست، زمینی سخت، ناهموار و سنگلاخ که حرکت بر آن آسان نیست. انسان در چنین زمینی با فرسایش، احتیاط و ناامنی روبهرو میشود. از این تصویر، معنای اخلاقی منكر روشنتر میگردد: منكر رفتاری است که زمین زندگی انسانی را ناهموار، سخت، فرساینده و ناامن میسازد. ظلم، تحقیر، دروغ، تجاوز و فساد، جامعه را مانند زمینی سنگلاخ میکند که راه رفتن بر آن دشوار است.
دوم، چیزی است که شکل آشنای خود را از دست داده است. اگر صورت یک شیء دگرگون شود، صاحب آن در شناخت آن دچار تردید میشود. این تصویر در نكروا لها عرشها آشکار است. تخت همان تخت است، اما نشانههای ظاهری آن چنان تغییر داده میشود که شناخت آن نیازمند دقت، بصیرت و عبور از ظاهر میگردد.
سوم، رفتار نامأنوس است. مهمانی وارد میشود، اما دست به غذا نمیبرد؛ این رفتار با نشانههای آشنای امنیت و مهمانی سازگار نیست. ابراهیم آن را ناآشنا مییابد و در دل احساس نگرانی میکند.
در میدان اخلاق، منكر مانند بویی ناخوش یا زمین ناهموار برای فطرت سالم است. انسان سالم وقتی با ظلم، تحقیر، خیانت، فحشا، بغی، تجاوز یا وارونهسازی حق روبهرو میشود، آن را آشنا با خیر نمییابد. این بیگانگی، هسته اخلاقی منكر است.
تبصره تاریخی و کاربرد عربی کهن
در عربی کلاسیک، ن ك ر به ناشناختن، انکار کردن، ناپسند شمردن، نامأنوس دیدن و دگرگون شدن از صورت آشنا اشاره دارد. نكر الشيء یعنی آن را ناشناخت یا ناپسند یافت. أنكر نیز هم به انکار زبانی و هم به ناآشنا یا ناپسند یافتن چیزی نزدیک است.
همچنین در زبان عربی، نكراء میتواند برای چیزی سخت، دشوار، ناهموار یا ناپسند به کار رود. این میدان معنایی به تصویر زمین سخت و نامأنوس کمک میکند؛ زمینی که حرکت را دشوار میسازد و انسان را در آرامش و آشنایی قرار نمیدهد.
منكر در کاربرد عربی به چیزی گفته میشود که شناختهشده در خیر و شایستگی نیست؛ چیزی که عقل، عرف سالم یا فطرت زنده آن را نمیپذیرد. اما در قرآن، این واژه باید در نسبت با حق و هدایت سنجیده شود، نه فقط با پسند مردم.
برای کاربرد پیشاقرآنی دقیقتر، باید شاهد معتبر از شعر جاهلی یا کاربرد کهن عربی بررسی شود. اگر شاهد معتبر از شعر جاهلی یا کاربرد کهن عربی پیدا شود، میتوان آن را افزود.
شناخت نعمت و سپس انکار آن
قرآن میگوید:
يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها وأكثرهم الكافرون
نعمت آن معبود یگانه را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند، و بیشتر آنان کافرند.
این آیه برای فهم ریشه بسیار مهم است. انکار در اینجا از ناآگاهی ساده نمیآید. آنان نعمت خدا را میشناسند، سپس انکار میکنند. پس ن ك ر میتواند به مرحلهای اشاره کند که انسان چیزی را بازمیشناسد، اما آن را نمیپذیرد، میپوشاند، یا با آن بیگانه رفتار میکند.
تفاوت اینجا با نكرهم مهم است. در داستان ابراهیم، نكرهم واکنش حسی و نامأنوس دیدن رفتار است. اما در ينكرونها، سخن از شناخت نعمت و سپس انکار آگاهانه آن است. اینجا ن ك ر به مکانیسم کفر نزدیک میشود: حقیقت دیده میشود، اما پذیرفته نمیشود.
ناآشنا یافتن مهمانان
در داستان ابراهیم آمده است:
فلما رأى أيديهم لا تصل إليه نكرهم وأوجس منهم خيفة
پس چون دید دستهایشان به سوی آن نمیرسد، آنان را ناآشنا یافت و از آنان در دل ترسی احساس کرد.
در این آیه، نكرهم به معنای ناآشنا یافتن یا نامأنوس دیدن رفتار آنان است. آنان مهماناند، اما دست به غذا نمیبرند؛ رفتارشان با انتظار عادی میزبان سازگار نیست. از همین ناآشنایی، احساس نگرانی پدید میآید.
این کاربرد نشان میدهد که ن ك ر از تجربه حسی و اجتماعی آغاز میشود: چیزی با نشانههای آشنا هماهنگ نیست، پس انسان آن را ناآشنا مییابد. این هنوز لزوما انکار فکری یا تکذیب نیست؛ نوعی انقباض درونی در برابر امر نامأنوس است.
منكر به عنوان ضد معروف
در آیات امر به معروف و نهی از منكر آمده است:
ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر
و باید از میان شما امتی باشند که به خیر دعوت کنند، به معروف امر کنند و از منكر بازدارند.
در این آیه، منكر در برابر معروف آمده است. معروف چیزی است که در میدان خیر، شناخت سالم و شایستگی قابل تشخیص است. منكر چیزی است که با این میدان بیگانه و ناپذیرفتنی است.
آیه دیگری میگوید:
كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله
شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدید آورده شد؛ به معروف امر میکنید، از منكر بازمیدارید، و به آن معبود یگانه ایمان دارید.
در اینجا نهی از منكر مسئولیتی اجتماعی است، اما نباید به ابزار سلطه، تفتیش، اجبار دینی یا کنترل ایمان مردم تبدیل شود. منكر فقط ناپسند بودن ظاهری نزد یک گروه نیست؛ منكر چیزی است که با حق، عدالت، خیر و کرامت بیگانه باشد.
نهی الهی از فحشا، منكر و بغی
در سوره نحل آمده است:
إن الله يأمر بالعدل والإحسان وإيتاء ذي القربى وينهى عن الفحشاء والمنكر والبغي
همانا آن معبود یگانه به عدالت و احسان و دادن به خویشاوند فرمان میدهد، و از فحشا و منكر و بغی بازمیدارد.
این آیه منكر را در کنار فحشا و بغی میآورد. فحشا زشتی آشکار و تجاوز از پاکی است؛ منكر امر ناپسند و بیگانه با شناخت سالم است؛ بغی سرکشی، تعدی و قدرتی است که از حد حق عبور میکند.
این همنشینی نشان میدهد که منكر فقط به رفتارهای کوچک فردی محدود نیست. ظلم، تجاوز، تحقیر، سرکشی قدرت، فساد ساختاری و شکستن کرامت انسان نیز در میدان منكر قرار میگیرند، چون با حق و عدالت بیگانهاند.
قول منكر؛ گفتاری که حقیقت را دگرگون میکند
در سوره مجادله آمده است:
وإنهم ليقولون منكرا من القول وزورا
و آنان سخنی منكر و دروغ میگویند.
این آیه در سیاق ظهار آمده است؛ رسمی که با یک گفتار ظالمانه، رابطه واقعی و کرامت زن را دگرگون میکرد. سخن منكر در اینجا فقط لفظ بد نیست؛ گفتاری است که با زبان، حقیقت را کج میکند و حق انسان را میپوشاند.
همنشینی منكر با زور نیز مهم است. زور سخنی کج، باطل و دروغین است. پس قول منكر، گفتاری است که با حق و کرامت بیگانه است، واقعیت را دگرگون میسازد، و ممکن است ستم را با واژهها قانونی یا عادی جلوه دهد.
هر گفتاری که ظلم را تئوریزه کند، انسان را تحقیر کند، حق را وارونه سازد، یا با واژههای مذهبی و حقوقی کرامت انسان را بشکند، در میدان قول منكر قرار میگیرد.
منكر در زنجیره ولایت متقابل، صلات و زکات
در سوره توبه، مؤمنان چنین توصیف شدهاند:
والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة
مردان مؤمن و زنان مؤمن، بعضی از آنان اولیای بعضی دیگرند؛ به معروف امر میکنند و از منكر بازمیدارند، و صلات را برپا میدارند و زکات میدهند.
اینجا نهی از منكر در کنار ولایت متقابل مؤمنان، صلات و زکات آمده است. این نشان میدهد که نهی از منكر، کار یک طبقه مسلط بر مردم نیست؛ در میدان رابطه حمایتی و مسئولیت متقابل اهل ایمان معنا دارد.
منكرستیزی قرآنی از ولایت، صلات، زکات و رحمت جدا نیست. اگر به دشمنی، تحقیر، اجبار، تفتیش یا قدرتطلبی تبدیل شود، از سیاق قرآنی خود جدا شده و خود میتواند منكر ساختاری شود.
نهی از منكر در رسالت پیامبرانه
در وصف پیامبر آمده است:
يأمرهم بالمعروف وينهاهم عن المنكر
آنان را به معروف امر میکند و از منكر بازمیدارد.
اما همان سیاق نشان میدهد که این نهی از منكر در مسیر برداشتن بارها و غلهاست:
ويضع عنهم إصرهم والأغلال التي كانت عليهم
و بار سنگین و غلهایی را که بر آنان بود از آنان برمیدارد.
این نکته بسیار مهم است. نهی از منكر در مسیر پیامبرانه، برداشتن غل و بار است، نه افزودن زنجیرهای تازه به نام دین. اگر نهی از منكر به تحمیل، تنگی، قیمبودن بر ایمان مردم یا غلسازی دینی تبدیل شود، با جهت این آیه سازگار نیست.
دگرگون ساختن برای آزمون بازشناخت
در داستان سلیمان و ملکه سبأ آمده است:
نكروا لها عرشها ننظر أتهتدي أم تكون من الذين لا يهتدون
تخت او را برایش دگرگون و ناشناس سازید تا ببینیم آیا راه مییابد یا از کسانی است که راه نمییابند.
در این آیه، نكروا به معنای دگرگون ساختن چیزی است تا از صورت شناختهشده بیرون رود. این فقط آزمون ساده هوش نیست؛ آزمون بازشناخت است. آیا ملکه سبأ با تغییر ظاهر، جوهر و حقیقت تخت خود را بازمیشناسد یا نه؟
این آیه نشان میدهد که ن ك ر با رابطه ظاهر و حقیقت نیز کار دارد. گاهی چیزی همان چیز است، اما صورت آن تغییر کرده است. کسی که فقط به ظاهر عادت کرده باشد، دچار توقف میشود؛ اما کسی که قدرت بازشناخت دارد، میتواند در پشت دگرگونی، اصل حقیقت را ببیند.
پیوند آیه با هدایت نیز مهم است: ننظر أتهتدي. یعنی بازشناخت درست، با هدایت ارتباط دارد. دگرگونی ظاهر میتواند امتحانی باشد برای اینکه آیا انسان به حقیقت راه مییابد یا در سطح نشانههای ظاهری میماند.
نكرا؛ امر سخت و ناپذیرفتنی
در داستان موسی و عبد صالح آمده است:
أقتلت نفسا زكية بغير نفس لقد جئت شيئا نكرا
آیا جان پاکی را بیآنکه جان دیگری را کشته باشد، کشتی؟ بهراستی چیزی سخت و ناپسند آوردی.
نكر در اینجا به امری بسیار ناپسند، سنگین و بیرون از شناخت اخلاقی موسی اشاره دارد. از نگاه موسی، ظاهر عمل با حق و عدالت آشنا نیست. بنابراین آن را نكرا میخواند.
این کاربرد نشان میدهد که ن ك ر میتواند واکنش اخلاقی انسان در برابر امری باشد که در ظاهر، بسیار ناپذیرفتنی و غریب است. البته ادامه داستان نشان میدهد که موسی هنوز همه ابعاد را نمیداند؛ پس نكرا در اینجا واکنش به ظاهر امر است، نه داوری نهایی بر حقیقت پنهان ماجرا.
نكير؛ انکار و بازداشتن الهی
قرآن چند بار از نكير سخن میگوید:
فكيف كان نكير
پس انکار و بازداشتن من چگونه بود؟
نكير در اینجا فقط انکار زبانی نیست. به واکنش بازدارنده، سخت و آشکار الهی نسبت به باطل و فساد اشاره دارد. وقتی حق انکار میشود و باطل پافشاری میکند، نكير الهی یعنی رد، بازداشتن و دگرگون کردن اثرگذار.
این کاربرد نشان میدهد که ن ك ر هم در سطح انسان است و هم در سطح واکنش الهی به فساد و تکذیب. انسان منكر را باید در تراز حق بازشناسد؛ اما وقتی جوامع بر انکار و فساد پافشاری میکنند، نكير الهی به عنوان رد و بازداشتنِ حق در تاریخ ظاهر میشود.
تفکیک کاربردهای مشابه
ن ك ر گاهی به واکنش حسی و نامأنوس دیدن اشاره دارد؛ مانند نكرهم در داستان ابراهیم.
گاهی به انکار آگاهانه پس از شناخت اشاره دارد؛ مانند يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها.
گاهی به منكر اخلاقی و اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی چیزی که با معروف، خیر و حق بیگانه است.
گاهی به قول منكر مربوط است؛ یعنی گفتاری که حق و کرامت را وارونه میکند.
گاهی به دگرگونسازی برای ناشناختگی اشاره دارد؛ مانند نكروا لها عرشها.
گاهی به امر سخت، غریب و ناپذیرفتنی اشاره دارد؛ مانند شيئا نكرا.
گاهی به نكير الهی اشاره دارد؛ یعنی واکنش ردکننده، بازدارنده و دگرگونکننده الهی در برابر تکذیب و فساد.
نکات نحوی و ساختاری
در يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها، ترتیب شناخت و سپس انکار مهم است. آیه نشان میدهد که انکار همیشه از ناآگاهی نیست؛ گاهی پس از شناخت رخ میدهد.
در نكرهم، ضمیر هم به مهمانان بازمیگردد. ابراهیم آنان را ناآشنا مییابد، اما این ناآشنایی از رفتار آنان برمیخیزد؛ زیرا دست به غذا نمیبرند. اینجا نكر بیشتر واکنش درونی و حسی است.
در ينكرونها، باب افعال نشان میدهد که سخن از موضعگیری و انکار فعالتر است. اینجا انکار پس از شناخت نعمت رخ میدهد و با کفر پیوند میخورد.
در ينهون عن المنكر، حرف عن نشان میدهد که نهی، بازداشتن و دور کردن از منكر است. هدف، بیرون کشیدن جامعه از چیزی است که با خیر و حق بیگانه است.
در منكرا من القول، من القول نشان میدهد که منكر در اینجا نوعی از گفتار است. پس زبان نیز میتواند میدان منكر باشد.
در نكروا لها عرشها، باب تفعیل نشاندهنده دگرگون ساختن فعالانه است؛ یعنی تخت را به گونهای تغییر دهید که برای او ناشناخته یا کمتر شناختهشده شود.
در شيئا نكرا، نكرا وصف برای چیزی است که از نظر ظاهر امر بسیار ناپذیرفتنی و سنگین است.
در كيف كان نكير، نكير به واکنش الهی اشاره دارد؛ پرسش با كيف شدت و کیفیت آن واکنش را برجسته میکند.
تفاوت با ریشههای نزدیک
ع ر ف ضد اصلی این ریشه است. ع ر ف به شناخت، بازشناخت، آشنایی و شایستگی قابل تشخیص اشاره دارد؛ ن ك ر به ناشناختگی، بیگانگی، انکار و ناپسندی.
ج ح د به انکار از روی ستم یا انکار آگاهانه نزدیک است. جحد معمولا بعد عناد و پوشاندن حق با علم را قویتر نشان میدهد. ن ك ر گستردهتر است و هم ناآشنا یافتن را شامل میشود، هم انکار و منكر اخلاقی را.
ك ف ر به پوشاندن، کفران و نپذیرفتن حق با وجود نشانه اشاره دارد. در نحل ۱۶:۸۳، انکار نعمت با کفر پیوند دارد. ن ك ر میتواند یکی از جلوههای کفر باشد، اما با آن یکی نیست.
ك ذ ب به دروغ شمردن یا خلاف واقع گفتن اشاره دارد. ن ك ر میتواند به انکار یا ناپسند دانستن مربوط باشد؛ تکذیب بیشتر نسبت به خبر و صدق و کذب مطرح است.
ر د د به بازگرداندن، رد کردن و پس زدن اشاره دارد. انکار میتواند با رد همراه باشد، اما ن ك ر بیشتر بر ناآشنایی، بیگانگی و ناپذیرفتنی بودن تأکید دارد.
ف ح ش به زشتی آشکار و گشوده شدن از حد پاکی اشاره دارد. فحشا یکی از میدانهای منكر است، اما منكر گستردهتر از فحشا است.
ب غ ي به سرکشی، تجاوز از حد و طلب ناحق اشاره دارد. در نحل ۱۶:۹۰، منكر و بغی کنار هم آمدهاند. بغی نوعی منكر ساختاری و تجاوزگرانه است، اما منكر فقط بغی نیست.
إ ث م به گناه، بار اخلاقی و سنگینی اثر گناه اشاره دارد. منكر چیزی است که با شناخت سالم و خیر بیگانه است؛ إثم بار گناه و اثر سنگین آن را نشان میدهد.
ع د و به تجاوز، عبور از حد و دشمنی عملی اشاره دارد. عدوان میتواند از منكرات بزرگ باشد، اما منكر مفهوم گستردهتری دارد.
زور به کجی، دروغ و سخن باطل اشاره دارد. در مجادله ۵۸:۲، قول منكر با زور همراه آمده است؛ یعنی سخن هم ناپسند است و هم باطل و کج.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
نكر: ناآشنا یافت، نامأنوس دید، ناشناخته شمرد، انکار کرد؛ بسته به سیاق.
نكرهم: آنان را ناآشنا یافت، رفتارشان را نامأنوس دید، در دل نسبت به آنان احساس بیگانگی کرد.
ينكرونها: آن را انکار میکنند، آن را آگاهانه پس میزنند، با آن بیگانه رفتار میکنند.
منكر: منكر، ناپسند، بیگانه با حق، انکارشدنی، زشت در تراز شناخت سالم، پدیده ناهموار اخلاقی.
ينهون عن المنكر: از منكر بازمیدارند، از امر ناپسند و بیگانه با حق دور میکنند، جامعه را از ناهمواری اخلاقی بازمیدارند.
منكرا من القول: سخنی منكر، گفتاری ناپسند، کلامی بیگانه با حق و کرامت، گفتاری دگرگونکننده حقیقت.
نكروا لها عرشها: تخت او را برایش دگرگون و ناشناس سازید؛ نشانههای ظاهری آن را تغییر دهید تا بازشناخت او آزموده شود.
شيئا نكرا: چیزی سخت و ناپسند، امری سنگین و ناپذیرفتنی، چیزی بیرون از بستر شناختهشده عدالت.
نكير: انکار و بازداشتن سخت، واکنش ردکننده و بازدارنده، پاسخ دگرگونکننده؛ بسته به سیاق.
جمعبندی زبانی
ریشه ن ك ر بر ناشناختگی، بیگانگی، ناهمواری، ناپسندی، انکار و خروج از حالت آشنا و قابل تشخیص دلالت دارد. تصویر مادی آن، هم زمین سخت و ناهموار است که حرکت را فرساینده میکند، و هم چیزی که صورت آشنای خود را از دست داده و نیازمند بازشناخت دقیقتر شده است.
در قرآن، این ریشه درباره انکار نعمت پس از شناخت، ناآشنا یافتن مهمانان، منكر اخلاقی و اجتماعی، قول منكر، دگرگون ساختن تخت، امر سخت و ناپذیرفتنی، و نكير الهی به کار رفته است.
فرق ن ك ر با ع ر ف در این است که ع ر ف شناخت، بازشناخت و آشنایی نشانهمند است، اما ن ك ر بیگانگی، ناشناختگی، ناهمواری و انکار است. فرق منكر با فحشا در این است که فحشا زشتی آشکار است، اما منكر هر امر بیگانه با حق و شناخت سالم را دربر میگیرد. فرق منكر با بغی در این است که بغی تجاوز و سرکشی از حد است، اما منكر گستردهتر است و میتواند در گفتار، ساختار، رفتار و انکار حقیقت ظاهر شود.
در ترجمه فرقان، منكر را نباید فقط «کار بد» یا «ناپسند عرفی» ترجمه کرد. بسته به سیاق، «منكر»، «امر بیگانه با حق»، «ناپسند»، «انکارشدنی»، «زشت در تراز شناخت سالم»، «پدیده ناهموار اخلاقی»، یا «رفتار ناهماهنگ با معروف» میتواند دقیقتر باشد.