ریشه قرآنی ن ظ ر
نگریستن، در چیزی تأملکردن، انتظارکشیدن و مهلتدادن
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه ن ظ ر در میدان معناییِ نگریستن، توجهکردن، در چیزی تأملکردن، منتظرماندن و مهلتدادن حرکت میکند.
در بسیاری از کاربردهای قرآنی، نظر فقط دیدن اتفاقی نیست. انسان روی خود را به سوی چیزی میگرداند، به آن توجه میکند و میکوشد از مشاهده آن به فهم یا داوری برسد. از همین رو، قرآن بارها فرمان میدهد که انسان به آفرینش، آثار رحمت، فرجام تکذیبکنندگان و پدیدههای جهان بنگرد.
اما این ریشه فقط به عمل چشم مربوط نیست. نظر في الأمر میتواند بررسی و اندیشیدن درباره یک موضوع باشد. انتظار و إنظار نیز از همین خانوادهاند و بر مهلتدادن یا چشمبهراهماندن دلالت میکنند.
بنابراین، نمیتوان همه مشتقهای ن ظ ر را به یک «عمل فیزیکی چشم» فروکاست. هسته مشترک، جهتدادن توجه به سوی چیزی است؛ خواه آن چیز یک پدیده دیدنی باشد، خواه مسئلهای برای اندیشیدن، خواه زمانی که باید فرارسیدن آن را انتظار کشید.
کوتاهترین بیان برای این ریشه چنین است:
روکردن توجه به سوی چیزی برای دیدن، بررسی یا انتظار نتیجه آن.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
نَظَرَ / يَنْظُرُ
نگریست، نگاه کرد، توجه کرد یا در چیزی تأمل نمود.
نَظَرَ إِلَىٰ
به سوی چیزی نگریست یا توجه خود را بر آن متمرکز کرد.
نَظَرَ فِي
در چیزی بررسی و تأمل کرد.
انْظُرْ / انْظُرُوا
بنگر، بنگرید، توجه کنید یا بررسی کنید.
يَنْظُرُونَ
مینگرند، انتظار میکشند یا در انتظار رخدادی هستند؛ معنای دقیق از سیاق مشخص میشود.
نَاظِر / نَاظِرَة
نگرنده، چشمدوخته یا منتظر.
نَظِرَة
مهلت و فرصت زمانی.
أَنْظَرَ / يُنْظِرُ
مهلت داد و اجرای امری را تا زمانی به تأخیر انداخت.
مُنْظَر
مهلتدادهشده یا کسی که تا زمانی معین فرصت یافته است.
مُنْظَرُون
مهلتدادهشدگان.
يَنْتَظِرُ / انْتَظَرَ
منتظر ماند و چشمبهراه وقوع چیزی شد.
مَنْظَر
جای نگاه، صحنه یا آنچه در برابر دید قرار میگیرد. این صورت در قرآن نقش محوری ندارد و نباید فقط به دلیل حضور در زبان عربی، از مشتقهای اصلی قرآنی شمرده شود.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
بنگرید و با توجه بررسی کنید.
مینگرند یا منتظرند؛ بر پایه سیاق.
نگرنده، چشمدوخته یا در انتظار.
مهلت و فرصت برای آسانشدن وضعیت.
کسانی که تا زمانی معین مهلت داده شدهاند.
منتظر بمانید و فرجام را چشمبهراه باشید.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته معنایی ن ظ ر را میتوان چنین بیان کرد:
جهتدادن توجه به سوی چیزی برای دیدن، بررسی، سنجیدن یا انتظار آن.
در این ریشه، صرف وجود یک تصویر در برابر چشم کافی نیست. نوعی توجه، رویآوردن یا توقف برای دریافت وجود دارد.
از همین هسته چند شاخه پدید میآید:
- نگاهکردن با چشم؛
- توجه و بررسی؛
- تأمل در نتیجه یا فرجام؛
- انتظار برای رسیدن چیزی؛
- و مهلتدادن تا زمان دیگری.
نظر میتواند به دیدن بینجامد، اما با دیدن یکسان نیست. ممکن است کسی نگاه کند، ولی حقیقت را درنیابد. قرآن میگوید:
وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
آنان را میبینی که به تو مینگرند، درحالیکه بصیرت و دیدن حقیقی ندارند.
این آیه نشان میدهد نگاه ظاهری میتواند رخ دهد، ولی ادراک و بصیرت حاصل نشود.
۵. تصویر مادی ریشه
تصویر مستقیم این ریشه، انسانی است که صورت و چشم خود را به سوی چیزی میگرداند و توجهش را بر آن نگه میدارد.
در نگاه ارادی، چند مرحله رخ میدهد:
- جهتگیری به سوی موضوع؛
- حفظ توجه؛
- مشاهده نشانهها؛
- و تلاش برای فهم آنچه دیده میشود.
اما معنای نظر فقط به سازوکار جسمانی چشم محدود نیست. انسان میتواند «در یک کار نظر کند»؛ یعنی جوانب آن را بررسی نماید، بیآنکه موضوع الزاماً شیئی دیدنی باشد.
شاخه انتظار نیز از همین توقف و چشمداشت فهمیده میشود. شخص نظر خود را به آینده میدوزد و منتظر رسیدن زمان یا نتیجهای میماند.
ازاینرو، بهترین تصویر مشترک چنین است:
توجهی که به سوی موضوعی رو میکند و تا دریافت یا فرارسیدن نتیجه بر آن باقی میماند.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در عربی، نَظَرَ إِلَى الشَّيْءِ یعنی به چیزی نگریست.
نَظَرَ فِي الأَمْرِ یعنی موضوع را بررسی کرد و درباره آن اندیشید.
نَظَرَهُ یا ساختهای نزدیک میتوانند با انتظار و چشمداشت پیوند داشته باشند.
أَنْظَرَهُ یعنی به او مهلت داد.
اِنْتَظَرَهُ یعنی منتظر او ماند.
النَّظِير به همتا و همانند گفته میشود؛ چیزی که در برابر دیگری قرار میگیرد و با آن سنجیده میشود. این واژه از نظر معنا با مقایسه و همسطحبودن پیوند دارد، ولی نباید آن را بدون بررسی مستقل به عمل دیدن فروکاست.
گزارشهایی مانند اینکه سرباز خط دید خود را بر هدف قفل میکرد یا زمین «نظر» میکرد، اگر در منابع لغوی آمده باشند، کاربردهای فرعی یا تصویریاند و نباید منشأ قطعی ریشه معرفی شوند.
۷. تاریخچه فهم، سوءاستفاده یا محدودسازی معنایی
یکی از محدودسازیها، تبدیل نظر به نگاه سطحی و بیپیامد است. در بسیاری از آیات، قرآن فقط نمیگوید چیزی را ببینید؛ فرمان میدهد که به چگونگی آفرینش، آثار رحمت و فرجام گذشتگان توجه کنید.
پس نظر قرآنی غالباً با تدبر، عبرت و داوری پیوند دارد.
اما خطای مقابل، محدودکردن نظر به مشاهده کاملاً جسمانی و تجربی است. بعضی کاربردها درباره انتظار، تأمل، داوری یا وضعیت آخرتاند و نمیتوان آنها را فقط با حرکت چشم توضیح داد.
محدودسازی دیگر، تبدیل همه اوامر «انظر» به برنامهای علمی به معنای جدید است. این آیات انسان را به مشاهده و اندیشه دعوت میکنند، ولی هر کدام الزاماً دستور طراحی آزمایش یا تدوین نظریه طبیعی نیستند.
روش درست آن است که در هر سیاق پرسیده شود:
- موضوع نظر چیست؟
- آیا مشاهده حسی مطرح است؟
- آیا تأمل و عبرت مطرح است؟
- آیا انتظار و مهلت مطرح است؟
- و نتیجهای که آیه از نظر میخواهد چیست؟
۸. تبصره روششناختی
در بررسی ن ظ ر باید چند شاخه از یکدیگر جدا شوند.
نخست، نظر با چشم؛ مانند نگاه به آفرینش شتر یا آثار رحمت.
دوم، نظر همراه با تأمل؛ مانند بررسی فرجام اقوام.
سوم، انتظار؛ مانند انتظار برای تحقق وعده یا داوری.
چهارم، إنظار؛ مهلتدادن.
پنجم، نظر الهی در ساختهایی مانند «لا ينظر إليهم» که نباید به نگاه جسمانی خدا تفسیر شود.
ششم، ناظرة إلى ربها که از آیات متشابه و مورد اختلاف است و نباید بدون احتیاط به دیدن جسمانی ذات خدا یا نفی قطعی هر نوع رؤیت محدود گردد.
همچنین، نظر را نباید «ابزار اتمام حجت تکوینی» در همه موارد دانست. گاهی فرمان نظر برای عبرت است، گاهی برای شناخت نعمت، گاهی برای انتظار، و گاهی برای نشاندادن ناتوانی مخاطب.
۹. بررسی کوتاه در زبانهای سامی همخانواده
شباهتهایی میان ریشههای سامی مربوط به دیدن، نگهبانی و مراقبت وجود دارد، اما نباید ن ظ ر عربی را بدون شواهد روشن با ن ص ر یا ریشههای دیگر یکی دانست.
صورت اکدیای که به نگهبانی و حفظ مربوط است، اگرچه از نظر آوایی نزدیک به نظر میرسد، لزوماً همریشه مستقیم با ن ظ ر عربی نیست. تفاوت میان ظ، ص و ض در ریشهشناسی سامی نیازمند بررسی منظم آوایی است.
بنابراین، برای فهم این ریشه، کاربرد عربی و قرآنی مقدم است. دادههای زبانهای همخانواده فقط در صورت داشتن تطابق روشن میتوانند بهعنوان شاهد تکمیلی به کار روند.
۱۰. کاربردهای قرآنی ریشه
الف. نگاه به آفرینش شتر
أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
آیا به شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده است؟
موضوع نظر، چگونگی آفرینش است.
این فرمان فقط به دیدن ظاهر شتر محدود نیست. واژه كيف توجه را به چگونگی ساخت، تناسب و نشانهبودن آن هدایت میکند.
اما آیه یک درس تخصصی کالبدشناسی ارائه نمیکند. هدف اصلی، بیدارکردن توجه انسان به آفرینش و قدرت آفریدگار است.
ب. نگاه به آثار رحمت
فَانْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا
پس به آثار رحمت آن معبود یگانه بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده میکند.
نظر در این آیه به آثار قابل مشاهده رحمت هدایت میشود؛ مانند باران، رویش و زندهشدن زمین.
هدف، عبور از مشاهده به شناخت قدرت زندهکردن است.
آیه از مشاهده طبیعی برای استدلال درباره زندهکردن مردگان استفاده میکند.
ج. نگاه به فرجام تکذیبکنندگان
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
بگو در زمین بگردید، سپس بنگرید که فرجام تکذیبکنندگان چگونه بود.
نظر در اینجا با حرکت در زمین همراه است.
این نگاه میتواند شامل دیدن آثار تاریخی، شنیدن گزارشها و بررسی نتیجه رفتار ملتهای گذشته باشد.
موضوع فقط مشاهده ویرانهها نیست؛ فهم رابطه میان تکذیب، فساد و فرجام نیز مطرح است.
د. نگاه به میوه هنگام پدیدآمدن
انْظُرُوا إِلَىٰ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ
به میوه آن هنگامی که میوه میدهد و به رسیدنش بنگرید.
این آیه به مشاهده مستقیم فرآیند رشد دعوت میکند.
انسان باید تغییر، نظم و رسیدن تدریجی میوه را ببیند و از آن نشانههای ایمان را دریابد.
هـ. کسانی که نگاه میکنند ولی نمیبینند
وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
آنان را میبینی که به تو نگاه میکنند، درحالیکه نمیبینند.
این آیه میان نظر و بصر تفاوت میگذارد.
نظر میتواند جهتدادن نگاه باشد؛ بصر دیدن و دریافت روشنتر است. ممکن است چشم به سوی موضوع باشد، ولی فهم حاصل نشود.
و. مهلتدادن به بدهکار
وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ
و اگر بدهکار در تنگدستی باشد، پس باید تا زمان گشایش به او مهلت داده شود.
نَظِرَة در این آیه به معنای مهلت است.
طلبکار مأمور میشود فشار را تا زمانی که توان پرداخت فراهم شود متوقف کند.
این مهلت فقط «تعلیق اداری» نیست؛ حکم اخلاقی و حقوقی برای جلوگیری از ظلم به بدهکار ناتوان است.
ز. درخواست مهلت ابلیس
قَالَ أَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ
گفت مرا تا روزی که برانگیخته میشوند مهلت بده. فرمود تو از مهلتدادهشدگانی.
در اینجا، أنظرني یعنی به من مهلت بده.
المنظرين کسانیاند که مهلت یافتهاند.
مهلت به معنای تأیید اخلاقی یا رضایت از عمل ابلیس نیست؛ فقط ادامه فرصت تا زمانی معین است.
ح. انتظار فرجام
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
پس منتظر بمانید؛ من نیز با شما از منتظرانم.
انتظار در این ساخت، چشمبهراهبودن نتیجه و داوری است.
موضوع نگاه جسمانی نیست، بلکه انتظار تحقق فرجام است.
ط. «لا ينظر إليهم» در آخرت
وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
و آن معبود یگانه در روز قیامت با آنان سخن نمیگوید و به آنان نظر نمیکند.
نظر الهی در این آیه نباید مانند نگاه جسمانی انسان فهمیده شود.
ساخت آیه درباره محرومیت از لطف، توجه رحمانی، تکریم و خطاب رضایتآمیز است.
این معنا از همنشینی با «لا يكلمهم» و «لهم عذاب أليم» روشن میشود.
ی. چهرههای ناظرة إلى ربها
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
چهرههایی در آن روز شاداب و درخشاناند، به سوی پروردگارشان ناظرند.
در این آیه باید میان ناضرة با ضاد و ناظرة با ظاء فرق گذاشت.
ناضرة از ن ض ر و به معنای شاداب، روشن و برخوردار از تازگی است.
ناظرة از ن ظ ر و به معنای نگرنده یا چشمدوخته است.
این آیه از آیات مورد اختلاف در بحث رؤیت الهی است. گروهی آن را بر دیدن خدا در آخرت حمل کردهاند و گروهی آن را به انتظار رحمت، توجه به وعده یا رویآوردن به پروردگار تفسیر کردهاند.
از خود عبارت میتوان با اطمینان گفت چهرهها در حالت شادابی و توجه کامل به سوی پروردگارند. اما کیفیت این نظر و اینکه آیا دیدن مستقیم است یا نوعی انتظار و توجه، از امور متشابه است و نباید با قطعیت جسمانی تفسیر شود.
آن معبود یگانه جسم، جهت مکانی یا موضوعی محدود در برابر چشم نیست. پس هر خوانشی باید با تنزیه الهی و آیات روشنتر هماهنگ باشد.
۱۱. بررسی مشتقهای مهم در قرآن
يَنْظُرُ / يَنْظُرُونَ
این فعل بسته به ساخت میتواند معنای نگاهکردن یا انتظارکشیدن داشته باشد.
با إلى غالباً توجه و نگاه به سوی موضوع برجسته میشود.
در بعضی سیاقها بدون این حرف، انتظار یا چشمداشت نتیجه مطرح است.
انْظُرُوا
فرمان به نگاه و توجه است.
گاهی موضوع آن طبیعت است، گاهی تاریخ، گاهی نتیجه یک عمل.
ترجمه «بنگرید» معمولاً دقیق و گسترده است.
نَظِرَة
اسم به معنای مهلت.
این واژه در آیه بدهکار، زمان و فرصت برای رسیدن به گشایش را بیان میکند.
أَنْظَرَ
مهلت داد.
این صورت سبب میشود اجرای نتیجه تا زمان دیگری به تأخیر افتد.
مُنْظَرُون
مهلتدادهشدگان.
این واژه بهخودیخود ارزش مثبت یا منفی ندارد. ابلیس نیز مهلت داده شد، ولی این مهلت فضیلت او نیست.
نَاظِرَة
اسم فاعل مؤنث؛ نگرنده یا چشمدوخته.
در قیامت ۷۵:۲۳، به «وجوه» بازمیگردد و باید از ناضرة در آیه پیشین جدا شود.
۱۲. نکات نحوی و ساختاری
نَظَرَ إِلَىٰ
این ساخت معمولاً جهت توجه را مشخص میکند:
انْظُرْ إِلَىٰ آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
به آثار رحمت بنگر.
إلى مقصد توجه را معرفی میکند، اما این امر همیشه به معنای خط فیزیکی چشم نیست. ممکن است توجه معرفتی و قلبی نیز در آن حضور داشته باشد.
نَظَرَ فِي
این ساخت بیشتر به بررسی و تأمل در یک موضوع اشاره دارد.
نَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ
«نظرة» مهلت و إلى ميسرة پایان یا مقصد زمانی آن را نشان میدهد: تا هنگام گشایش.
أَنْظِرْنِي
فعل امر از باب افعال با ضمیر مفعولی:
به من مهلت بده.
مِنَ الْمُنْظَرِينَ
از جمله کسانی که مهلت داده شدهاند.
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
«إلى ربها» متعلق به «ناظرة» است و جهت نظر را بیان میکند.
اما تعیین کیفیت این نظر نیازمند رعایت تنزیه الهی و پرهیز از جسمانیت است.
۱۳. ن ظ ر (نَظَر) در مقایسه با ب ص ر (بَصَر)
نظر بیشتر بر رویآوردن، نگاهکردن و تلاش برای مشاهده تأکید دارد.
بصر بر دیدن، توان بینایی یا ادراک روشنتر دلالت میکند.
آیه:
يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
به سوی تو مینگرند، درحالیکه نمیبینند.
نشان میدهد ممکن است نظر رخ دهد، اما بصر حاصل نشود.
میتوان با احتیاط گفت:
نظر: نگاه و توجه به سوی موضوع؛
بصر: دیدن و دریافت آنچه در برابر انسان است.
اما بصر نیز در قرآن میتواند از دید جسمانی فراتر رود و به بصیرت نزدیک شود.
۱۴. ن ظ ر (نَظَر) در مقایسه با ر أ ي (رُؤْيَة)
ریشه ر أ ي بر دیدن، دریافت یا تشخیص چیزی دلالت دارد و میتواند جسمانی، رؤیایی یا فکری باشد.
نظر بیشتر فرآیند توجه و نگاه را برجسته میکند.
رؤیت بیشتر بر حاصلشدن دیدن یا دریافت تمرکز دارد.
میتوان گفت:
نظر: به سوی چیزی نگاه کرد و در پی دریافت آن بود؛
رأى: آن را دید یا دریافت کرد.
اما این تفاوت مطلق نیست و هر دو ریشه بسته به سیاق میدانهای گستردهتری دارند.
۱۵. ن ظ ر (نَظَر) در مقایسه با ش ه د (شُهُود)
شهود بر حضور، گواهی و مشاهدهای دلالت دارد که شخص میتواند بر پایه آن شهادت دهد.
نظر ممکن است به شهود بینجامد، ولی هر نگاهی گواهی معتبر ایجاد نمیکند.
نظر فرآیند توجه است؛ شهود حضور و دریافت واقعهای است که زمینه گواهی را فراهم میکند.
۱۶. بحث تخصصی و تبصره ساختاری: نظر الهی و «إلى ربها ناظرة»
نسبتدادن نظر به انسان و نسبتدادن نظر به آن معبود یگانه نباید با یک کیفیت فهمیده شود.
انسان با چشم، جهت مکانی، نور و فاصله نگاه میکند. نگاه او محدود است و ممکن است خطا کند.
اما آن معبود یگانه از جسم، عضو، مکان و محدودیت پاک است. بنابراین، در:
وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
و در روز قیامت به آنان نظر نمیکند.
نمیتوان گفت خدا از نظر جسمانی صورت خود را از آنان برمیگرداند. مقصود محرومیت از توجه رحمانی، تکریم و رضایت است.
همین اصل در آیه:
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
به سوی پروردگارشان ناظرند.
باید رعایت شود.
آیه چهرههایی را توصیف میکند که شاداباند و تمام توجهشان به سوی پروردگار است. اما کیفیت این نظر در متن توضیح داده نشده است.
چند احتمال عمده مطرح است:
- مشاهدهای ویژه در آخرت، بدون تشبیه و جسمانیت؛
- انتظار رحمت و پاداش پروردگار؛
- رویآوردن کامل و بیواسطه توجه به سوی او.
مقاله ریشه نباید یکی از این احتمالها را بهعنوان معنای قطعی تحمیل کند.
اصل روشن قرآنی این است که:
لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ
دیدگان او را درنمییابند و او دیدگان را درمییابد.
پس هر فهمی از «ناظرة إلى ربها» باید با نفی احاطه دیدگان بر ذات آن معبود یگانه هماهنگ باشد.
ممکن است میان نظر و ادراک تفاوت باشد و آیه انعام نفی احاطه کامل کند، نه هر نوع رؤیت؛ اما این خود یک بحث تفسیری است و قطعیت آن از متن ریشه به دست نمیآید.
موضع محتاطانه چنین است:
آیه قیامت از توجه و رویآوردن چهرههای شاداب به سوی پروردگار سخن میگوید؛ کیفیت این نظر از امور متشابه است و نباید آن را به نگاه جسمانی، جهت مکانی یا احاطه دیدگان بر ذات خدا تبدیل کرد.
همچنین، نباید «ناظرة» را با «ناضرة» یکی گرفت.
ناضرة با ضاد به شادابی و روشنی چهره مربوط است.
ناظرة با ظاء به نظر و توجه مربوط است.
این تفاوت نوشتاری و ریشهای برای فهم آیات ضروری است.
۱۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
نَظَرَ / يَنْظُرُ
نگریست.
نگاه کرد.
توجه کرد.
بررسی کرد، در سیاق مناسب.
منتظر ماند، در سیاق انتظار.
انْظُرْ / انْظُرُوا
بنگر.
بنگرید.
با دقت توجه کنید.
بررسی کنید، در سیاق مناسب.
«خط دید خود را قفل کنید» ترجمه قرآنی نیست.
نَظِرَة
مهلت.
فرصت تا زمان گشایش.
أَنْظَرَ
مهلت داد.
فرصت داد.
تا زمانی به تأخیر انداخت.
مُنْظَرُون
مهلتدادهشدگان.
کسانی که تا زمانی فرصت یافتهاند.
«محکومشدگان به تعلیق زمانی» نامأنوس و افزوده است.
نَاظِرَة
نگرنده.
چشمدوخته.
در انتظار، اگر سیاق اقتضا کند.
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
به سوی پروردگارشان ناظرند.
به سوی پروردگارشان چشم دوختهاند.
کیفیت این نظر باید در توضیح جداگانه و با رعایت تنزیه الهی بررسی شود.
فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ
پس باید تا هنگام گشایش به او مهلت داده شود.
۱۸. جمعبندی
ریشه ن ظ ر بر روکردن توجه به سوی چیزی برای دیدن، بررسی یا انتظار آن دلالت دارد.
نظر فقط دیدن اتفاقی نیست. در بسیاری از آیات، انسان مأمور میشود به آفرینش، آثار رحمت، میوهها و فرجام ملتهای گذشته بنگرد و از مشاهده به فهم و عبرت برسد.
بااینحال، نظر همیشه جسمانی نیست. این ریشه در شاخههای انتظار و مهلتدادن نیز به کار میرود. نظرة مهلت است، أنظرني درخواست فرصت، و منظرين مهلتدادهشدگاناند.
نظر با بصر یکسان نیست. ممکن است کسی نگاه کند، ولی حقیقت را نبیند:
يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ
به سوی تو مینگرند، درحالیکه نمیبینند.
نظر فرآیند رویآوردن و توجه است؛ بصر دیدن و دریافت روشنتر.
در عبارت لا ينظر إليهم، نظر الهی نباید جسمانی فهمیده شود. آیه از محرومیت از لطف، تکریم و توجه رضایتآمیز سخن میگوید.
در آیه إلى ربها ناظرة نیز کیفیت نظر توضیح داده نشده است. این آیه از توجه کامل چهرههای شاداب به سوی پروردگار سخن میگوید، اما نباید آن را به نگاه جسمانی یا احاطه دیدگان بر ذات خدا تبدیل کرد. آیه از متشابهات است و باید در پرتو تنزیه الهی فهمیده شود.
دادههای زبانهای سامی همخانواده نباید بدون شواهد آوایی و تاریخی به پیوند قطعی میان ن ظ ر، ن ص ر و ریشههای نگهبانی تبدیل شوند.
کوتاهترین بیان برای هسته این ریشه چنین است:
روکردن توجه به سوی چیزی برای دیدن، بررسی، فهم یا انتظار آن؛ با کاربردهایی که از نگاه حسی تا تأمل، انتظار و مهلتدادن گسترده میشوند.