ریشه قرآنی ث ب ر

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

هلاکت، تباهی و درماندگی؛ از فریاد نابودی در قیامت تا بازداشتن، زمین هموار و مداومت در زبان عربی کهن

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «ث ب ر» در زبان عربی چند شاخه معنایی دارد. «ثُبُور» به هلاکت، تباهی و فرجامی ویرانگر اشاره می‌کند. «ثَبَرَ» در کاربرد دیگری به بازداشتن، مانع شدن و منصرف کردن کسی از کاری مربوط است. «مُثَابَرَة» نیز به مداومت و پیگیری کاری گفته می‌شود. در شاخه‌ای دیگر، «ثَبْرَة» درباره نوعی زمین یا لایه خاک به کار رفته است.

این معناها را نمی‌توان بدون شواهد مستقل به یک تعریف واحد بازگرداند. میان بازداشتن شخص از خیر و گرفتار شدن او به تباهی می‌توان رابطه‌ای تصور کرد؛ همان‌گونه که میان پایبندی به کاری و مداومت نیز پیوندی دیده می‌شود. اما چنین شباهت‌هایی، به‌تنهایی تاریخ پیدایش واژه‌ها را اثبات نمی‌کنند.

ابن فارس در «مقاییس اللغة» سه اصل برای این خانواده معرفی کرده است: زمین نرم و هموار، هلاکت، و مداومت بر کاری. در منابع دیگر، شاخه بازداشتن و محروم کردن نیز به‌روشنی ثبت شده است.

در قرآن، این ریشه پنج بار در چهار آیه آمده است. چهار کاربرد از صورت «ثُبُورًا» و یک کاربرد از «مَثْبُورًا» هستند.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ پنج کاربرد در چهار آیه

«مَثْبُورًا» در سخن موسی خطاب به فرعون آمده است؛ در جایی که موسی پس از یادآوری نشانه‌های الهی، فرعون را گرفتار فرجام تباهی می‌داند.

«ثُبُورًا» در سوره‌های فرقان و انشقاق آمده و به فریاد انسان‌هایی مربوط است که در برابر پیامد کردار خویش قرار گرفته‌اند.

بنابراین، همه کاربردهای قرآنی در میدان هلاکت، خسارت و درماندگی قرار دارند. با این حال، تفاوت مهمی وجود دارد: «مثبور» وصف شخص است، اما «ثبور» در آیات دیگر چیزی است که اشخاص در شدت اندوه و درماندگی آن را فریاد می‌زنند.

۱. شاخه‌های اصلی ریشه در عربی کهن

ابن فارس در «مقاییس اللغة» می‌نویسد:

«الثَّاءُ وَالْبَاءُ وَالرَّاءُ أُصُولٌ ثَلَاثَةٌ: الْأَوَّلُ السُّهُولَةُ، وَالثَّانِي الْهَلَاكُ، وَالثَّالِثُ الْمُوَاظَبَةُ عَلَى الشَّيْءِ»

یعنی این خانواده سه اصل دارد: نخست، نرمی و همواری؛ دوم، هلاکت؛ و سوم، مداومت بر چیزی.

اهمیت این تقسیم‌بندی آن است که ابن فارس، برخلاف برخی کوشش‌های ریشه‌شناختی که همه معناها را به یک تصویر اولیه بازمی‌گردانند، سه شاخه جداگانه معرفی می‌کند.

مقاییس اللغة؛ سه اصل مستقل

در «لسان العرب»، شاخه دیگری نیز برجسته است: بازداشتن و مانع شدن از انجام کاری.

این شاخه به‌ویژه برای فهم اختلاف توضیح‌های کهن درباره «مَثْبُورًا» در اسراء ۱۷:۱۰۲ اهمیت دارد.

ثبور؛ هلاکت و تباهی

«ثُبُور» در فرهنگ‌های لغوی به هلاکت، خسارت و نابودی توضیح داده شده است.

در «لسان العرب»، سه واژه برای توضیح آن کنار هم آمده‌اند:

«الْهَلَاكُ وَالْخُسْرَانُ وَالْوَيْلُ»

یعنی هلاکت، زیان و وای یا بدبختی.

این سه به یک میدان معنایی نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند.

«هلاک» به از میان رفتن و نابودی مربوط است.

«خسران» به زیان و از دست رفتن چیزی باارزش اشاره دارد.

«ویل» در کاربردهای عربی می‌تواند فریاد اندوه، تهدید به فرجام بد یا اظهار درماندگی باشد.

بنابراین، «ثبور» در جایی می‌تواند به خود هلاکت اشاره کند و در جای دیگر، هنگامی که انسان آن را فریاد می‌زند، به ندای درماندگی در برابر هلاکت تبدیل شود.

این تفاوت در قرآن به‌خوبی دیده می‌شود.

در سوره فرقان، کسانی که در جایگاهی تنگ گرفتار شده‌اند «ثبور» را فریاد می‌زنند.

در سوره انشقاق نیز شخصی پس از دریافت نامه اعمال خود به شیوه‌ای نکوهیده، «ثبور» را فرامی‌خواند.

در این موارد، واژه به معنای عادی یک خبر درباره مرگ کسی نیست؛ بخشی از واکنش زبانی انسان در برابر فرجامی سخت است.

آیا ثبور فقط مرگ جسمانی است؟

در بعضی کاربردها، ثبور به نابودی واقعی اشاره دارد.

اما در کاربردهایی که با فریاد و درخواست همراه است، معنای آن می‌تواند گسترده‌تر از وقوع یک مرگ جسمانی باشد.

انسانی که می‌گوید «وای بر من، هلاکت!» ممکن است از وضعیت ناگوار خود اظهار درماندگی کند.

در چنین جمله‌ای، شنونده لزوما با گزارشی مواجه نیست که شخص در همان لحظه مرده است.

همچنین ممکن است شخص از شدت رنج، نابودی خود را بخواهد یا آرزو کند که آن وضعیت پایان یابد.

اما این دو برداشت باید جدا بررسی شوند.

فریاد هلاکت، لزوما به معنای درخواست صریح مرگ از خداوند نیست.

برای چنین برداشتی باید به فعل همراه، نوع جمله و سیاق توجه کرد.

در قرآن، خود فعل «دَعَا» در کنار «ثبور» آمده و همین همراهی تعیین‌کننده است.

۲. «ثَبَرَ» به معنای بازداشتن و مانع شدن

در عربی کهن، فعل «ثَبَرَ» در یک کاربرد به بازداشتن شخص از کاری اشاره دارد.

در «لسان العرب» آمده است:

«ثَبَرَهُ يَثْبُرُهُ ثَبْرًا وَثَبْرَةً، كِلَاهُمَا: حَبَسَهُ»

یعنی شخصی را بازداشت و مانع حرکت یا اقدام او شد.

ابوزید نیز کاربرد «ثَبَرْتُ فُلَانًا عَنِ الشَّيْءِ» را برای بازگرداندن و منصرف کردن شخص از چیزی ثبت کرده است.

لسان العرب؛ بازداشتن و محروم کردن

در تعبیر «مَا ثَبَرَكَ عَنْ هَذَا؟»، پرسش این است که چه چیزی تو را از این کار بازداشت یا منصرف کرد.

در اینجا، ریشه به خود هلاکت اشاره ندارد.

ممکن است کسی از کاری خطرناک بازداشته شود و همین بازداشتن به سود او باشد.

در مقابل، ممکن است انسانی از انجام کاری درست محروم گردد و این محرومیت زیان‌بار باشد.

پس معنای بازداشتن به‌خودی‌خود مثبت یا منفی نیست.

ارزش رفتار از چیزی که شخص از آن بازداشته شده و علت بازداشتن شناخته می‌شود.

رابطه بازداشتن با «مَثْبُور»

«مَثْبُور» از نظر ساختمان، اسم مفعول است.

اگر آن را از «ثَبَرَهُ» به معنای بازداشتن بدانیم، به شخصی اشاره می‌کند که بازداشته یا محروم شده است.

در توضیح اسراء ۱۷:۱۰۲، فراء آن را به کسی مربوط دانسته که مغلوب و از خیر محروم شده است.

طبری نیز همین احتمال را در کنار معنای هلاکت بررسی کرده است.

اما نباید از وجود این کاربرد نتیجه گرفت که «مثبور» در آیه فقط به معنای زندانی جسمانی یا شخصی است که توان حرکت ندارد.

در جمله موسی، فرعون در مقام فرمانروا و مخاطب استدلال قرار دارد.

پس بازداشتگی او، اگر این شاخه معنایی مبنا قرار گیرد، با محرومیت از خیر و گرفتار شدن به فرجام بد ارتباط پیدا می‌کند؛ نه با توصیف یک بند یا زندان جسمانی.

این مسئله نشان می‌دهد که باید میان معنای پایه فعل و نتیجه‌ای که در سیاق به آن نسبت داده می‌شود تفاوت گذاشت.

۳. «مُثَابَرَة»؛ مداومت و پیگیری

شاخه دیگری از ریشه، «ثَابَرَ» و «مُثَابَرَة» است.

«ثَابَرَ عَلَى الشَّيْءِ» یعنی شخص کاری را پیوسته دنبال کرد و از انجام آن دست نکشید.

«مثابرة» به مداومت، استمرار و پیگیری کار مربوط است.

این کاربرد در فارسی نیز با واژه «مثابرت» شناخته شده است.

انسانی که در آموزش، کشاورزی، پژوهش یا حرفه خود به‌طور منظم کوشش می‌کند، ممکن است با مثابرت توصیف شود.

اما باید میان مثابرت و ثبات تفاوت گذاشت.

ثبات بیشتر به برقرار ماندن و استوار بودن اشاره دارد.

مثابرت در این کاربرد، ادامه دادن یک فعل یا پیگیری مکرر آن را برجسته می‌کند.

ممکن است کسی در یک تصمیم استوار باشد، ولی برای اجرای آن کار چندانی انجام ندهد.

در مقابل، شخصی ممکن است کاری را مرتب تکرار کند، حتی اگر آن کار از نظر اخلاقی یا فکری نادرست باشد.

بنابراین، مثابرت به‌خودی‌خود دلیل درست بودن کاری نیست که پیگیری می‌شود.

آیا ثبور به معنای پایداری در هلاکت است؟

برخی توضیح‌های متاخر کوشیده‌اند میان مداومت و ثبور رابطه‌ای برقرار کنند؛ گویی هلاکت به سبب استمرار و پایان‌ناپذیری آن «ثبور» نامیده شده است.

چنین توضیحی از نظر تصویر معنایی قابل تصور است، ولی به‌تنهایی برای اثبات تاریخ اشتقاق کافی نیست.

ابن فارس، هلاکت و مداومت را دو اصل جدا معرفی کرده است.

از این رو، نباید معنای ثبور در قرآن را به «پایداری»، «استقامت» یا «مداومت» ترجمه کرد.

در کاربردهای قرآنی، معنای هلاکت و تباهی با شواهد روشن‌تر و مستقیم‌تری پشتیبانی می‌شود.

۴. «ثَبْرَة»؛ زمین، خاک و دیگر کاربردهای محسوس

در منابع لغوی، «ثَبْرَة» به زمین نرم یا هموار گفته شده است.

ابن فارس آن را ذیل اصل نخست ریشه آورده است.

اما در توضیح ابن دُرید، «ثبرة» به لایه‌ای از خاک شبیه آهک یا گچ نیز اشاره دارد که وقتی ریشه درخت خرما به آن برسد، پیشروی ریشه متوقف می‌شود.

این دو توضیح را نباید بی‌دقت یکی دانست.

زمین ممکن است از نظر سطح هموار یا نرم باشد، اما در عمق خود لایه‌ای داشته باشد که عبور ریشه از آن دشوار است.

از این رو، وصف همواری سطح و ویژگی لایه زیرین ضرورتا یک معنا ندارند.

این نمونه نشان می‌دهد که «ثبرة» در کاربرد مربوط به زمین، اصطلاحی نیازمند شناخت شرایط خاک و محیط است.

اما نباید از آن نظریه‌ای قطعی درباره همه گونه‌های خاک یا شیوه رشد ریشه درخت خرما ساخت.

«ثَبَرَ الْبَحْرُ»

در «لسان العرب»، تعبیر «ثَبَرَ الْبَحْرُ» به معنای عقب‌نشینی آب دریا هنگام جزر ثبت شده است.

ابن فارس این کاربرد را با آشکار شدن زمین نرم و هموار پس از عقب‌نشینی آب مرتبط می‌داند.

در اینجا، فعل درباره نابود شدن دریا نیست.

آب از بخش‌هایی عقب می‌رود و زمینی که پیش‌تر پوشیده بود آشکار می‌شود.

بنابراین، نباید این کاربرد را به «مرگ دریا» ترجمه کرد.

همچنین این شاخه، معنای مستقیم «ثبور» در آیات قیامت نیست.

«مَثْبِر»؛ جایگاه زایمان

«مَثْبِر» با کسره باء، در منابع کهن برای جایگاهی آمده که زن یا شتر ماده در آن زایمان می‌کند.

در بعضی گزارش‌ها، این واژه به جایگاه ذبح شتر نیز اطلاق شده است.

در توضیح لغویِ این نام مکان، فعلی با همین معنای زایمان ثبت نشده است؛ ابن سیده آن را از باب «مَخْدَع» دانسته است.

تاج العروس؛ مَثْبِر و توضیح ابن سیده

این نکته مهم است؛ زیرا «مَثْبِر» با کسره باء و «مَثْبُور» در قرآن یک صورت نیستند.

نخستین واژه نام جایگاه است.

دومی وصف شخصی است که در سیاق قرآنی گرفتار تباهی یا محرومیت از خیر معرفی می‌شود.

بنابراین، نباید تنها به سبب شباهت نوشتاری، معنای جایگاه زایمان را وارد تحلیل «مَثْبُورًا» کرد.

«ثَبِير»؛ نام مکان

«ثَبِير» در منابع جغرافیایی عربی نام کوهی شناخته‌شده در نزدیکی مکه است.

در بعضی منابع، درباره چند جایگاه با این نام سخن رفته است.

اما وجود نام جغرافیایی در یک خانواده واژگانی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که معنای آن با همه مشتق‌های ریشه یکسان بوده است.

نام‌های خاص ممکن است تاریخ و انگیزه نام‌گذاری مستقلی داشته باشند.

بنابراین، «ثبیر» نیز در شمار کاربردهای زبانی قابل ثبت است، اما نباید از نام کوه، معنای قرآنی هلاکت را استخراج کرد.

۵. شواهد شعر عربی کهن

حذیفه بن انس هذلی؛ «مُثَبَّر» در زمینه ناتوانی و بازداشتگی

در شعری منسوب به حذیفه بن انس هذلی آمده است:

أَلَا يَا فَتَى مَا نَازَلَ الْقَوْمَ وَاحِدًا
بِنُعْمَانَ لَمْ يُخْلَقْ ضَعِيفًا مُثَبَّرًا

ترجمه معنایی: «هان ای جوان، آن‌که در نعمان یک‌تنه با آن گروه رویارو شد، ناتوان و درمانده آفریده نشده بود.»

در این شاهد، «مُثَبَّرًا» در کنار «ضَعِيفًا» آمده است.

این همراهی نشان می‌دهد که واژه به وضعیتی از ناتوانی، بازداشتگی یا محدود شدن توان شخص مربوط است.

در چنین سیاقی، سخن از کسی است که برخلاف ضعف و درماندگی، توان رویارویی با گروه مقابل را داشته است.

این بیت در منابع لغوی و مجموعه شعر هذلیان نقل شده است. در بعضی نسخه‌های فرهنگ‌ها تنها مصراع دوم آمده و در یکی از منابع، آغاز آن به سبب تصحیف با صورت دیگری ثبت شده است.

انتساب بیت به حذیفه بن انس در بررسی‌های نسخه‌ای مطرح شده، اما تاریخ دقیق سرودن آن روشن نیست.

از این رو، این شاهد برای کاربرد کهن «مُثَبَّر» سودمند است، ولی نباید بدون دلیل آن را به دوره‌ای قطعی پیش از نزول قرآن نسبت داد.

کتاب الأفعال؛ حاشیهٔ شاهد هذلی و تصحیف

عبدالله بن زبعری؛ «مَثْبُور» و فرجام گمراهی

عبدالله بن زبعری می‌گوید:

إِذْ أُجَارِي الشَّيْطَانَ فِي سَنَنِ الْغَيِّ
وَمَنْ مَالَ مَيْلَهُ مَثْبُورُ

ترجمه: «آن هنگام که در راه‌های گمراهی با شیطان همراهی و هماوردی می‌کردم؛ و هرکس به سوی او متمایل شود، گرفتار هلاکت است.»

در این بیت، «مَثْبُور» درباره کسی آمده که به راه گمراهی روی می‌آورد.

معنای هلاکت و تباهی در اینجا روشن است.

اما «مثبور» خود به معنای شیطان، گمراهی یا میل کردن نیست.

این مفاهیم با واژه‌های مستقل در بیت بیان شده‌اند.

«مثبور» وصف فرجام و وضعیت شخصی است که مسیر گمراهی را اختیار کرده است.

این شاهد در توضیح‌های طبری درباره اسراء ۱۷:۱۰۲ و فرقان ۲۵:۱۴ نقل شده است.

عبدالله بن زبعری از شاعران آغاز اسلام است و این بیت به شعری مربوط می‌شود که پس از تغییر موضع دینی او نقل شده است.

بنابراین، نباید آن را شعر جاهلی معرفی کرد؛ هرچند برای شناخت کاربرد عربی نزدیک به عصر نزول سودمند است.

طبری؛ شاهد ابن زبعری و اختلاف توضیح مثبور

کمیت بن زید؛ خسارت و داوری نادرست

کمیت بن زید اسدی می‌گوید:

وَرَأَتْ قُضَاعَةُ فِي الْأَيَامِنِ
رَأْيَ مَثْبُورٍ وَثَابِرْ

ترجمه معنایی: «و قضاعة در نسبت دادن خود به یمنی‌ها، رأیِ زیان‌دیده و زیان‌کننده را برگزید.»

در این بیت، «مَثْبُور» و «ثَابِر» وصف صاحبان رأی‌اند؛ رأی قضاعة به رأیِ زیان‌دیده و زیان‌کننده تشبیه شده است.

جوهری در «صحاح»، «مثبور» و «ثابر» را در این شاهد به‌ترتیب «مَخْسُور» و «خَاسِر» توضیح داده است؛ یعنی زیان‌دیده و زیان‌کننده.

صحاح؛ شاهد کمیت، مَخْسُور و خَاسِر

اما باید توجه داشت که «ثابر» در این بیت، از نظر کاربرد، لزوما همان معنای رایج «ثابر على الشيء» به مفهوم کوشش پیوسته را ندارد.

ساختمان و سیاق شعر باید مستقل بررسی شود.

این شاهد نشان می‌دهد که خانواده «ث ب ر» در بعضی کاربردهای منظوم می‌تواند از مرگ جسمانی فراتر رود و به خسارت و تباهی یک تصمیم یا موضع اجتماعی اشاره کند.

کمیت از شاعران دوره اموی است. بنابراین، این شاهد به دوره پس از نزول قرآن تعلق دارد و برای شناخت تداوم کاربرد زبان سودمند است، نه برای اثبات کاربرد جاهلی آن.

حاصل شواهد شعری

سه شاهد، سه جهت نزدیک اما متفاوت را نشان می‌دهند.

در شعر هذلی، «مُثَبَّر» با ناتوانی و بازداشتگی ارتباط دارد.

در شعر عبدالله بن زبعری، «مَثْبُور» وصف کسی است که راه گمراهی به تباهی او می‌انجامد.

در شعر کمیت، خانواده واژه با خسارت و داوری زیان‌بار ارتباط پیدا می‌کند.

این شواهد از گستردگی کاربرد ریشه پشتیبانی می‌کنند؛ اما هیچ‌یک مجوز آن نیستند که هلاکت، بازداشتگی و مداومت را بدون توجه به سیاق در هر آیه یکجا وارد ترجمه کنیم.

۶. «مَثْبُورًا» در گفت‌وگوی موسی و فرعون

سوره اسراء، آیه ۱۰۲

متن آیه:

قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَٰؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا

ترجمه:

«گفت: به‌راستی دانسته‌ای که اینها را جز پروردگار آسمان‌ها و زمین، برای روشنگری، فرو نفرستاده است؛ و من به‌راستی گمان می‌کنم، ای فرعون، که تو گرفتار هلاکت و تباهی هستی.»

در این آیه، موسی به فرعون پاسخ می‌دهد.

در آیه پیشین، اسراء ۱۷:۱۰۱، از نشانه‌های روشنی سخن رفته که به موسی داده شده‌اند.

فرعون در همان آیه، موسی را «مَسْحُورًا» می‌خواند.

سپس موسی در پاسخ، بر آگاهی فرعون از سرچشمه نشانه‌ها تاکید می‌کند و در پایان او را «مَثْبُورًا» می‌داند.

بنابراین، «مثبور» در متن یک گفت‌وگوی استدلالی و رویارویی میان موسی و فرعون قرار گرفته است.

معنای «مَثْبُور»

در منابع کهن، چند توضیح برای این واژه ثبت شده است.

گروهی آن را «هالک» دانسته‌اند؛ یعنی کسی که گرفتار هلاکت و فرجام نابودی است.

برخی آن را «ملعون» معنا کرده‌اند.

فراء، «مثبور» را با مغلوب شدن و محروم ماندن از خیر توضیح داده است.

در گزارش دیگری، معنای کم‌خرد یا گرفتار نقصان عقل نیز مطرح شده است.

این اختلاف‌ها نیازمند داوری‌اند.

همه آنها به یک اندازه معنای مستقیم واژه نیستند.

«هالک» با شاخه روشن «ثبور» به معنای هلاکت ارتباط مستقیم دارد.

«ممنوع از خیر» نیز با کاربرد «ثبره عن الشيء» به معنای بازداشتن سازگار است.

اما «ملعون» می‌تواند توضیحی درباره فرجام شخص یا محرومیت او از رحمت باشد.

«کم‌خرد» نیز در چنین سیاقی می‌تواند نکوهشی درباره ناتوانی در داوری درست باشد، ولی نمی‌توان آن را تعریف اصلی همه کاربردهای «مثبور» دانست.

بنابراین، در ترجمه پایه، «گرفتار تباهی و هلاکت» معنای مشترک و شناخته‌شده‌تری را منتقل می‌کند.

آیا موسی فرعون را مرده معرفی می‌کند؟

در زمان این گفت‌وگو، فرعون زنده است و همچنان با موسی سخن می‌گوید.

پس «مثبور» در این آیه به معنای آن نیست که او از نظر جسمانی پیش‌تر مرده است.

واژه می‌تواند شخصی را توصیف کند که در مسیر نابودی قرار گرفته یا فرجام او تباهی است.

این تفاوت در فارسی اهمیت دارد.

ترجمه «تو نابود شده‌ای» ممکن است چنین برداشت شود که نابودی از نظر زمانی پیش‌تر رخ داده است.

در مقابل، «تو گرفتار هلاکت و تباهی هستی» وضعیت و فرجام نکوهیده او را روشن‌تر بیان می‌کند.

رابطه با سرانجام فرعون

در اسراء ۱۷:۱۰۳، پس از این گفت‌وگو، از کوشش فرعون برای بیرون راندن موسی و همراهانش و سپس غرق شدن فرعون و کسان همراه او سخن می‌رود.

این پیوستگی، خوانش «مثبور» به معنای گرفتار فرجام نابودی را تقویت می‌کند.

اما نباید معنای خود واژه را به «غرق‌شونده» محدود کرد.

غرق شدن، چگونگی فرجام فرعون در داستان است.

«مثبور» وصفی گسترده‌تر از تباهی و هلاکت دارد.

همچنین از این آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که هرکس در یک مناظره مغلوب شود یا در برابر حجتی پاسخ نداشته باشد، ضرورتا محکوم به همان فرجام فرعون است.

این آیه درباره فرعونی سخن می‌گوید که رفتار و جایگاه او در مجموعه داستان روشن شده است.

«لَأَظُنُّكَ» و میزان قطعیت گفتار

«لَأَظُنُّكَ» از ریشه «ظ ن ن» است.

این فعل در عربی می‌تواند درباره گمان و در بعضی سیاق‌ها درباره باور استوار به کار رود.

اما خود واژه «مثبور» به معنای یقین یا گمان نیست.

در ترجمه، بهتر است ساختمان سخن موسی حفظ شود: «گمان می‌کنم که تو گرفتار تباهی هستی.»

در توضیح سیاق می‌توان درباره شدت اطمینان موسی بحث کرد؛ اما نباید فعل «ظن» را بدون دلیل از متن ترجمه حذف کرد.

پاسخ موسی به تعبیر «مَسْحُورًا»

در آیه پیشین، فرعون موسی را مسحور می‌نامد.

موسی نیز در پاسخ، فرعون را مثبور می‌خواند.

این تقابل از نظر گفت‌وگو قابل توجه است.

اما دو واژه مترادف نیستند.

«مسحور» از ریشه «س ح ر» است و با تاثیر سحر یا ادعای گرفتار بودن شخص به آن ارتباط دارد.

«مثبور» از ریشه «ث ب ر» است و به تباهی یا محرومیت از خیر مربوط می‌شود.

بنابراین، پاسخ موسی صرفا تکرار همان اتهام با واژه‌ای دیگر نیست.

او ابتدا به سرچشمه نشانه‌ها اشاره می‌کند و سپس فرجام و وضعیت فرعون را توصیف می‌کند.

۷. «دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا»؛ فریاد در تنگنای عذاب

سوره فرقان، آیه ۱۳

متن آیه:

وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا

ترجمه:

«و هنگامی که بسته و به‌هم‌پیوسته در جایگاهی تنگ از آن افکنده شوند، در آنجا فریاد هلاکت برمی‌آورند.»

در این آیه، «ثُبُورًا» در زمینه عذاب آمده است.

در فرقان ۲۵:۱۱، از کسانی سخن می‌رود که قیامت را تکذیب کرده‌اند و برای آنان آتشی سوزان آماده شده است.

در فرقان ۲۵:۱۲، از شدت آن آتش سخن می‌رود.

سپس فرقان ۲۵:۱۳، موقعیت کسانی را توصیف می‌کند که در مکانی تنگ از آن افکنده می‌شوند و در حالت بسته و به‌هم‌پیوسته قرار دارند.

در چنین وضعیتی، آنان «ثبور» را فریاد می‌زنند.

رابطه تنگنا با فریاد هلاکت

«مَكَانًا ضَيِّقًا» به جایگاهی تنگ اشاره دارد.

«مُقَرَّنِينَ» از ریشه مستقل «ق ر ن» است و در این سیاق به بسته و به‌هم‌پیوسته بودن اشخاص مربوط می‌شود.

در توضیح‌های کهن، از بسته شدن دست‌ها، زنجیرها یا پیوند خوردن اشخاص به یکدیگر سخن رفته است.

اما خود «ثبور» به معنای زنجیر، تنگی جا یا زندان نیست.

اینها شرایطی هستند که فریاد هلاکت در آنها پدید می‌آید.

همین شرایط، شدت درماندگی اشخاص را نشان می‌دهد.

«دَعَوْا»؛ دعا یا فریاد؟

«دَعَوْا» از ریشه «د ع و» است.

این ریشه در عربی می‌تواند به فراخواندن، ندا کردن یا دعا و درخواست مربوط شود.

اما در این آیه، مفعول آن «ثبور» است.

طبری در توضیح انشقاق ۸۴:۱۱، و شماری از لغویان در توضیح این کاربرد، از فریادی مانند «واثبوراه» سخن گفته‌اند؛ یعنی ندای هلاکت و وای بر خویش.

طبری؛ فریاد هلاکت در انشقاق

این کاربرد با تعبیرهایی مانند «واویلاه» و «واحسرتاه» در زبان عربی قابل مقایسه است.

وقتی کسی می‌گوید «وای بر من»، لزوما در حال انجام دعایی رسمی به درگاه خداوند نیست.

ممکن است تنها شدت اندوه، درماندگی یا وحشت خود را بیان کند.

بنابراین، «دعوا هنالك ثبورا» می‌تواند به فریاد و ناله از هلاکت و تباهی اشاره داشته باشد.

در خوانش دیگری، اشخاص از شدت عذاب خواهان نابودی خویش می‌شوند؛ گویی نابودی را راهی برای پایان یافتن رنج می‌بینند.

این احتمال نیز با شدت صحنه سازگار است.

اما از خود عبارت نمی‌توان با قطعیت نتیجه گرفت که آنان دعا می‌کنند و خداوند را مخاطب قرار می‌دهند تا مرگشان را تحقق بخشد.

برای این نتیجه، قرینه صریح‌تری لازم است.

معنای «ثُبُورًا»

«ثبور» در این جمله به هلاکت اشاره دارد.

اما همراه شدن آن با «دعوا» به جمله حالت فریاد و اظهار درماندگی می‌دهد.

از این رو، «فریاد هلاکت برآوردند» از ترجمه خشک «هلاکت را خواستند» طبیعی‌تر است.

در مقابل، نباید «ثبور» را به‌تنهایی «جیغ کشیدن» تعریف کرد.

فریاد، از ساختمان فعل و موقعیت جمله شناخته می‌شود.

«ثبور» همچنان هلاکت و تباهی است.

۸. «ثُبُورًا وَاحِدًا» و «ثُبُورًا كَثِيرًا»؛ تکرار فریاد یا تعدد نابودی؟

سوره فرقان، آیه ۱۴

متن آیه:

لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا

ترجمه:

«امروز تنها یک بار فریاد هلاکت برنیاورید؛ بلکه بارها فریاد هلاکت برآورید.»

این آیه بلافاصله پس از توصیف فریاد گرفتاران عذاب آمده است.

در فرقان ۲۵:۱۳، آنان هلاکت را فریاد می‌زنند.

در فرقان ۲۵:۱۴، خطاب می‌رسد که به یک ثبور بسنده نکنند، بلکه ثبور بسیار بخوانند.

برای فهم این عبارت باید ساختمان اسم «ثبور» و نقش واژه‌های «واحدا» و «كثيرا» را بررسی کرد.

«ثبور» مصدر است

در توضیح فراء و زجاج، «ثبور» مصدر است.

در عربی، مصدر می‌تواند بر اصل رخداد یا حالت دلالت کند و لازم نیست برای بیان تکرار یا شدت، حتما به صورت جمع درآید.

برای نمونه، ممکن است از «قعود طولانی» یا «زدن بسیار» سخن گفته شود، بی‌آنکه مصدر به صورت جمع آمده باشد.

در همین آیه نیز «ثبور» مفرد مانده، اما با «واحدا» و «كثيرا» توصیف شده است.

بنابراین، «ثبورا كثيرا» ضرورتا به معنای چند نوع مستقل از مرگ جسمانی نیست.

می‌تواند بر فراوانی فریاد، شدت هلاکت‌خواهی یا استمرار درماندگی تاکید داشته باشد.

طبری؛ مصدر ثبور و فراوانی ندا

آیا آیه می‌گوید آنان چند بار می‌میرند؟

از خود عبارت نمی‌توان نتیجه گرفت که اشخاص چندین مرگ جسمانی مستقل را تجربه می‌کنند.

«ثبور» به هلاکت مربوط است، اما در این آیه موضوع اصلی، فریاد و واکنش آنان است.

واژه «كثيرا» می‌تواند شدت و فراوانی آن واکنش را بیان کند.

از این رو، ترجمه «امروز یک بار نمی‌میرید، بلکه بارها می‌میرید» بدون توضیح مستقل، معنای جمله را تغییر می‌دهد.

این ترجمه، فعل «دعوا» را حذف می‌کند و فریاد یا درخواست را به خبر وقوع چندین مرگ تبدیل می‌سازد.

چنین تغییری از ساختمان مستقیم آیه پشتیبانی نمی‌شود.

آیا خطاب برای تسلی دادن است؟

ظاهر آیه نشان می‌دهد که خطاب، تسلی‌بخش نیست.

گرفتاران عذاب فریاد هلاکت برمی‌آورند و در پاسخ گفته می‌شود که به یک فریاد بسنده نکنند.

در اینجا، می‌توان لحنی از نکوهش، سرزنش و نشان دادن شدت درماندگی را شناخت.

اما خود ریشه «ث ب ر» به معنای سرزنش یا تمسخر نیست.

این ویژگی از پیوستگی دو آیه و نوع خطاب شناخته می‌شود.

تفاوت فراوانی ثبور با پایان یافتن عذاب

برخی توضیح‌های تفسیری، کثرت ثبور را با شدت و استمرار عذاب مرتبط کرده‌اند.

این رابطه با صحنه آیات سازگار است.

اما باید میان دو موضوع فرق گذاشت.

یکی، فریادهای بسیار و پی‌درپی اشخاص.

دیگری، مدت و چگونگی عذابی که آنان با آن روبه‌رو هستند.

فرقان ۲۵:۱۴ به‌طور مستقیم از دعوت و فریاد ثبور بسیار سخن می‌گوید.

برای تعیین جزئیات مدت عذاب و سرنوشت نهایی اشخاص، باید مجموعه آیات مربوط به آخرت بررسی شود؛ نه اینکه تمام آن مسائل از صفت «كثيرا» استخراج گردند.

۹. «فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا»؛ فریاد پس از دریافت نامه اعمال

سوره انشقاق، آیه ۱۱

متن آیه:

فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا

ترجمه:

«پس به‌زودی فریاد هلاکت برخواهد آورد.»

این آیه بسیار کوتاه است، اما در سیاقی روشن قرار دارد.

در انشقاق ۸۴:۷، انشقاق ۸۴:۸ و انشقاق ۸۴:۹، از کسی سخن می‌رود که نامه اعمالش را به دست راست دریافت می‌کند، حسابرسی آسانی خواهد داشت و شادمان بازمی‌گردد.

در مقابل، انشقاق ۸۴:۱۰ از کسی سخن می‌گوید که نامه اعمالش را از پشت سر دریافت می‌کند.

انشقاق ۸۴:۱۱ می‌گوید او به‌زودی «ثبور» را فریاد خواهد زد.

سپس انشقاق ۸۴:۱۲ از ورود او به آتشی سوزان سخن می‌گوید.

این ترتیب نشان می‌دهد که فریاد ثبور با آگاهی از فرجامی ناگوار پیوند دارد.

تفاوت با سوره فرقان

در فرقان ۲۵:۱۳، فریاد ثبور پس از افکنده شدن اشخاص در جایگاهی تنگ از آتش بیان شده است.

در انشقاق ۸۴:۱۱، این فریاد در ادامه دریافت نامه اعمال از پشت سر آمده است.

بنابراین، هر دو آیه با فرجام ناگوار انسان ارتباط دارند، اما جایگاه فریاد در ترتیب صحنه یکسان نیست.

در فرقان، گرفتار شدن در عذاب و فریاد ثبور کنار یکدیگر آمده‌اند.

در انشقاق، دریافت نامه اعمال و آشکار شدن فرجام، زمینه فریاد را تشکیل می‌دهد.

اما معنای لغوی ثبور در هر دو همان هلاکت و تباهی است.

آیا شخص در این آیه درخواست مرگ می‌کند؟

در توضیح‌های کهن، «يدعو ثبورا» به فریاد «واثبوراه» و «واويلاه» معنا شده است.

این فریاد می‌تواند آرزوی نابودی یا اظهار شدید حسرت و درماندگی را برساند.

اما خود آیه نمی‌گوید شخص دقیقا چه عبارتی را بر زبان می‌آورد.

همچنین نام مخاطب فریاد را تعیین نمی‌کند.

از این رو، بهتر است در ترجمه پایه «فریاد هلاکت برخواهد آورد» حفظ شود.

در توضیح می‌توان احتمال درخواست نابودی و پایان یافتن رنج را نیز بررسی کرد.

«فَسَوْفَ» و آینده

در این آیه، «سَوْفَ» همراه فعل مضارع «يَدْعُو» آمده است.

این ساختمان به رخدادی در آینده اشاره دارد.

بنابراین، قرآن در اینجا نمی‌گوید که شخص در همان لحظه بیان آیه فریاد زده است؛ بلکه از واکنش آینده او خبر می‌دهد.

این تفاوت دستوری باید در ترجمه حفظ شود.

شادی گذشته و فریاد آینده

در انشقاق ۸۴:۱۳، از شادی شخص در میان خانواده‌اش سخن می‌رود.

در انشقاق ۸۴:۱۴ نیز گمان او درباره بازنگشتن مطرح می‌شود.

این پیوند نشان می‌دهد که فریاد ثبور تنها واکنشی به درد جسمانی نیست؛ با روشن شدن نادرستی تصور شخص درباره فرجام خود نیز ارتباط دارد.

اما نباید نتیجه گرفت که هر انسان شادمان در دنیا به چنین فرجامی دچار می‌شود.

موضوع آیه شادی مطلق نیست؛ وضعیت شخصی است که درباره بازگشت و حسابرسی گمانی نادرست داشته است.

در همان سوره، شخص دیگری پس از حسابرسی آسان، شادمان بازمی‌گردد.

پس شادی به‌خودی‌خود نکوهیده نیست؛ همان‌گونه که اندوه به‌تنهایی نشانه فضیلت نیست.

ارزش رفتار انسان از موضوع، جهت‌گیری و کردار او شناخته می‌شود.

۱۱. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «ثُبُور» در کاربرد مربوط به هلاکت، «هلاکت»، «تباهی» یا «نابودی» مناسب است.

در سیاق فریاد و ناله، «فریاد هلاکت» می‌تواند ساختمان جمله را طبیعی‌تر منتقل کند.

برای «مَثْبُور» در کاربرد مربوط به هلاکت، «گرفتار تباهی»، «گرفتار هلاکت» یا «تباه‌فرجام» مناسب است.

در کاربرد مربوط به بازداشتن، «بازداشته»، «محروم‌شده» یا «از حرکت یا اقدام بازمانده» با توجه به جمله مناسب خواهد بود.

برای «ثَبَرَهُ عَنِ الشَّيْءِ»، «او را از آن کار بازداشت» یا «منصرف کرد» مناسب است.

برای «مُثَابَرَة»، «مداومت» و «پیگیری پیوسته» مناسب است.

برای «ثَبْرَة» در کاربرد مربوط به زمین، «زمین هموار» یا با توجه به وصف دقیق خاک، «لایه مشخصی از خاک» مناسب است.

برای «ثَبَرَ الْبَحْرُ»، «آب دریا عقب نشست» یا «دریا جزر کرد» مناسب است.

برای «مَثْبِر»، در کاربرد مربوط به زایمان، «جایگاه زایمان» مناسب است.

این شاخه‌ها در عربی ثبت شده‌اند، اما نباید معانی آنها را بدون قرینه در ترجمه آیات قرآن وارد کرد.

اسراء ۱۷:۱۰۲

«وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا»

پیشنهاد ترجمه:

«و من به‌راستی گمان می‌کنم، ای فرعون، که تو گرفتار هلاکت و تباهی هستی.»

در توضیح می‌توان رابطه این وصف را با محرومیت از خیر، مغلوب شدن و فرجام فرعون بررسی کرد.

اما نباید «مثبور» را مستقیما به «دیوانه»، «جادوشده» یا «غرق‌شده» ترجمه کرد.

فرقان ۲۵:۱۳

«دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا»

پیشنهاد ترجمه:

«در آنجا فریاد هلاکت برمی‌آورند.»

در اینجا، «ثبور» هلاکت است و حالت فریاد از فعل و سیاق فهمیده می‌شود.

فرقان ۲۵:۱۴

«لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا»

پیشنهاد ترجمه:

«امروز تنها یک بار فریاد هلاکت برنیاورید؛ بلکه بارها فریاد هلاکت برآورید.»

این برگردان با توضیح مشهور مصدر بودن «ثبور» و زمینه فریادهای پیاپی سازگار است.

اما باید توجه داشت که «یک بار» و «بارها» در این ترجمه، تبیین طبیعی نسبت «واحدا» و «كثيرا» با فریادند؛ خود واژه «ثبور» در هر دو مورد همان هلاکت است.

انشقاق ۸۴:۱۱

«فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا»

پیشنهاد ترجمه:

«پس به‌زودی فریاد هلاکت برخواهد آورد.»

در توضیح می‌توان شدت حسرت و احتمال آرزوی نابودی را مطرح کرد، اما نباید بدون دلیل مشخص کرد که مخاطب فریاد کیست یا شخص دقیقا چه عبارتی را بر زبان می‌آورد.

۱۲. جمع‌بندی

ریشه «ث ب ر» در عربی چند شاخه معنایی دارد.

ابن فارس سه اصل برای آن ثبت کرده است: زمین نرم و هموار، هلاکت، و مداومت بر کاری.

در منابع دیگر، بازداشتن و منصرف کردن شخص از کاری نیز به‌روشنی آمده است.

این شاخه‌ها را نمی‌توان بدون شواهد تاریخی معتبر، به یک تصویر نخستین مشترک فروکاست.

«ثبور» در کاربرد شناخته‌شده به هلاکت، خسارت و تباهی اشاره دارد.

«مثبور» می‌تواند وصف کسی باشد که گرفتار هلاکت شده یا از خیر محروم مانده است.

«مثابرت» با مداومت و پیگیری کاری ارتباط دارد.

«ثبرة» نیز در کاربرد مربوط به زمین، به ویژگی‌های خاک و همواری آن اشاره می‌کند.

در قرآن، تنها دو صورت «ثبور» و «مثبور» آمده‌اند.

در اسراء ۱۷:۱۰۲، موسی پس از بیان سرچشمه نشانه‌های الهی، فرعون را مثبور می‌خواند. با توجه به توضیح‌های لغوی و ادامه داستان، معنای گرفتار تباهی و فرجام هلاکت، خوانشی روشن و قابل دفاع است.

در فرقان ۲۵:۱۳، گرفتاران عذاب در جایگاهی تنگ و در وضعیتی بسته، فریاد ثبور برمی‌آورند.

در فرقان ۲۵:۱۴، به آنان گفته می‌شود که به یک ثبور بسنده نکنند، بلکه ثبور بسیار بخوانند. این عبارت را نباید بدون دلیل به وقوع چندین مرگ جسمانی تبدیل کرد؛ زیرا موضوع مستقیم جمله، فریاد و درخواست آنان است.

در انشقاق ۸۴:۱۱ نیز شخصی که نامه اعمال خود را از پشت سر دریافت می‌کند، به‌زودی ثبور را فریاد خواهد زد.

در هر سه آیهٔ دارای «ثبور» به‌عنوان فریاد، هلاکت و درماندگی به یکدیگر پیوند یافته‌اند.

اما خود واژه به معنای فریاد زدن نیست. فعل «دعا» حالت ندا را بیان می‌کند و «ثبور» موضوع آن نداست.

همچنین از این آیات به‌تنهایی نمی‌توان تعیین کرد که هر فریاد ثبور حتما دعای رسمی برای مرگ است. این فریاد می‌تواند اظهار حسرت و درماندگی یا آرزوی نابودی در برابر رنج باشد؛ و تعیین دقیق‌تر آن نیازمند بررسی سیاق است.

تعریف نهایی ریشه در کاربرد قرآنی: «ث ب ر» در شاخه قرآنی خود به هلاکت، تباهی و فرجام زیان‌بار اشاره دارد. «مَثْبُور» وصف شخص گرفتار چنین وضعیتی است و «ثُبُور» نام هلاکت و تباهی است که در آیات مربوط به آخرت، موضوع فریاد و ناله انسان قرار می‌گیرد.

ویژگی متمایز این کاربرد، هلاکت و خسارتی است که انسان در برابر آن درمانده می‌شود؛ نه مداومت بر کاری، نه استقامت و نه صرف بازداشتگی جسمانی.

از همین رو، «گرفتار هلاکت و تباهی» برای «مَثْبُورًا» در اسراء ۱۷:۱۰۲ و «فریاد هلاکت» برای جمله‌های دارای «ثُبُورًا» در فرقان و انشقاق، معادل‌های مناسب‌اند.

این معادل‌ها معنای مشترک ریشه را حفظ می‌کنند، در حالی که تفاوت میان وصف شخص و ندای هلاکت، از ساختمان هر آیه شناخته می‌شود.