ریشهٔ ث ر ي در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

خاک نمناک، رطوبت زمین و پیوند آن با فزونی و فراوانی

صورت‌های قرآنی و لغوی

«ثَرَى» در زبان عربی به خاکی گفته می‌شود که در آن رطوبت و نم وجود دارد. این واژه با «تُرَاب» هم‌معنا و هم‌ریشه نیست؛ زیرا «تراب» نام عمومی خاک است، درحالی‌که در معنای شناخته‌شدهٔ «ثَرَى»، نمناک‌بودن خاک ویژگی برجسته‌ای است.

این ریشه در قرآن تنها یک بار، در عبارت «وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ» از طه ۲۰:۶ آمده است. در این آیه، سخن از آن چیزی است که زیر خاک قرار دارد و در کنار آسمان‌ها، زمین و آنچه میان آنهاست، در قلمرو مالکیت آن معبود یگانه معرفی می‌شود.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در طه ۲۰:۶

خانوادهٔ واژگانی این ریشه در عربی گسترده‌تر از خاک نمناک است. واژه‌هایی مانند «ثَرَاء»، «ثَرْوَة» و «ثُرَيَّا» نیز در فرهنگ‌های لغوی در همین حوزهٔ حروف پایانیِ واو و یاء بررسی شده‌اند. برخی از این واژه‌ها با فزونی مال و شمار، برخی با رطوبت و برخی با نام ستارگان ارتباط دارند. بااین‌حال، وجود این پیوندهای لغوی به معنای آن نیست که همهٔ آنها در آیهٔ قرآن حضور معنایی دارند.

۱. هستهٔ معنایی و خانوادهٔ واژگانی

در «لسان العرب»، «ثَرَى» چنین تعریف شده است:

«الثَّرَى: التُّرَابُ النَّدِيُّ»

یعنی «ثَرَى» خاک نمناک است.

منابع لغوی؛ خاک نمناک و صورت‌ها

در همان منبع، تعریف دیگری نیز نقل شده است: خاکی که اگر مرطوب شود، به گل سخت و چسبنده تبدیل نمی‌شود. این توضیح نشان می‌دهد که خاک نمناک لزوما همان گل نیست؛ خاک می‌تواند رطوبت داشته باشد و درعین‌حال ساختار خاکی و دانه‌دانهٔ خود را حفظ کند.

«ثَرِيَتِ الْأَرْضُ» هنگامی به کار می‌رود که زمین پس از خشکی نمناک و نرم شود. «أَرْضٌ ثَرِيَّةٌ» و «أَرْضٌ ثَرْيَاءُ» نیز زمین دارای رطوبت را توصیف می‌کنند.

برای بیان مرطوب‌کردن خاک، صورت‌هایی مانند «ثَرَّى التُّرْبَةَ» و «ثَرَّى الْمَكَانَ» ثبت شده‌اند. در این ساخت‌ها، شخص یا عامل دیگری موجب نمناک‌شدن خاک می‌شود.

«أَثْرَى الْمَطَرُ» نیز در کاربردی لغوی به معنای آن است که باران خاک را مرطوب کرد.

بنابراین، در این شاخهٔ واژگانی، سه حالت را می‌توان از یکدیگر تشخیص داد: خاکی که رطوبت دارد؛ زمینی که بر اثر رسیدن آب نمناک می‌شود؛ و عملی که سبب مرطوب‌شدن خاک می‌گردد.

این تفاوت‌ها حاصل کاربردهای ثبت‌شدهٔ واژه‌ها هستند و نیازی نیست برای هرکدام معنای تازه یا تصویر تاریخی مستقلی ساخته شود.

ثَرَى و ثَرَاء؛ رطوبت و فراوانی

ابن فارس در «مقاييس اللغة» این خانواده را با عنوان «ثَرْوَى» بررسی می‌کند و دربارهٔ هستهٔ معنایی آن می‌نویسد:

«الثَّاءُ وَالرَّاءُ وَالْحَرْفُ الْمُعْتَلُّ أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ الْكَثْرَةُ وَخِلَافُ الْيُبْسِ»

یعنی حروف ثاء، راء و حرف پایانیِ علت‌دار، یک اصل دارند که با فراوانی و خلاف خشکی ارتباط دارد.

مقاییس اللغة؛ خانوادهٔ ثرای و ثرو

این تعریف دو جهت را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد: فزونی و فراوانی از یک سو، و رطوبت و نبود خشکی از سوی دیگر.

در زبان عربی، «ثَرَاء» به فراوانی مال گفته می‌شود. «أَثْرَى الرَّجُلُ» نیز به معنای آن است که دارایی شخص فراوان شده است. «ثَرْوَة» در کاربردهای کهن تنها به مال محدود نبود و می‌توانست فراوانی شمار انسان‌ها را نیز بیان کند.

از نظر ساخت واژه، در این خانواده با فعل‌های ناقصی روبه‌رو هستیم که حرف پایانی آنها در برخی مشتق‌ها به صورت واو و در برخی به صورت یاء ظاهر می‌شود. به همین سبب، فرهنگ‌نویسان قدیم گاه این صورت‌ها را در یک مدخل بررسی کرده‌اند.

بااین‌حال، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: نخست، هم‌خانوادگی یا نزدیکی تاریخی صورت‌ها؛ دوم، معنای مشخص هر مشتق در جمله.

اینکه «ثَرَاء» به فراوانی دارایی دلالت دارد، سبب نمی‌شود «ثَرَى» در قرآن به معنای ثروت باشد. معنای قرآنی از صورت واژه و ترکیب «تَحْتَ الثَّرَىٰ» تعیین می‌شود.

ثُرَيَّا؛ نام ستارگان

«ثُرَيَّا» نیز در عربی نام خوشه‌ای شناخته‌شده از ستارگان است. در منابع لغوی، این نام با صورت تصغیریِ «ثَرْوَى» مرتبط دانسته شده است.

برای نام‌گذاری آن توضیح‌هایی بر پایهٔ فراوانی ستارگان در محدوده‌ای کوچک یا فراوانی باران منسوب به طلوع و غروب آن نقل شده است.

این توضیح‌ها به تاریخ زبان و نام‌گذاری مربوط‌اند. وجود واژهٔ «ثُرَيَّا» در این خانواده مجوز آن نیست که «الثَّرَىٰ» در سورهٔ طه را به ستارگان یا پدیده‌ای آسمانی تفسیر کنیم.

در آیه، واژه پس از «تَحْتَ» آمده و با زمین و آنچه در آن قرار دارد پیوند مکانی روشن دارد.

۲. خاک نمناک در زندگی و زبان عربی کهن

اهمیت «ثَرَى» در زبان عربی را می‌توان با توجه به شرایط زندگی در سرزمین‌های خشک بهتر فهمید.

در زمینی که مدت‌ها باران ندیده است، نخستین بارش می‌تواند خاک خشک را نمناک و نرم سازد. چنین تغییری برای کشاورزی، رویش گیاه، چرای دام‌ها و شناخت وضعیت زمین اهمیت عملی دارد.

در زبان عربی، برای همین دگرگونی تعبیرهای مشخصی ثبت شده است.

اصمعی، زبان‌شناس کهن عرب، صورت سه‌مرحله‌ایِ این تعبیر را نقل کرده است. در «محکم»، مرحلهٔ چهارمِ «شهر استوى» نیز افزوده شده و صورت کامل چنین نقل می‌شود:

«شَهْرُ ثَرَى، وَشَهْرُ تَرَى، وَشَهْرُ مَرْعَى، وَشَهْرُ اسْتَوَى»

ماهی با خاک نمناک؛ ماهی که گیاه را می‌بینی؛ ماهی برای چرا؛ و ماهی که گیاه به رسیدگی می‌رسد.

این عبارت، در شرح لغوی، روندی از باران و رویش را توصیف می‌کند.

در مرحلهٔ نخست، باران می‌بارد و خاک نمناک می‌شود؛ ازاین‌رو از «ثَرَى» سخن می‌رود. در مرحلهٔ بعد، گیاه سر برمی‌آورد و دیده می‌شود؛ سپس رشد می‌کند و به اندازه‌ای می‌رسد که دام‌ها بتوانند آن را بچرند. در پایان نیز گیاه به رشد و رسیدگی کامل نزدیک می‌شود.

این تعبیر نشان می‌دهد که «ثَرَى» در کاربرد مربوط به زمین، به مرحلهٔ نمناک‌شدن خاک ارتباط دارد؛ مرحله‌ای که می‌تواند پیش از رویش آشکار گیاه رخ دهد.

البته نباید این توالی را به‌عنوان تقویم ثابت و همگانی چهارماهه برای تمام سرزمین‌های عربی دانست. ارزش لغوی آن در تمایزی است که میان نمناک‌شدن زمین، آشکارشدن گیاه، چراپذیرشدن و رسیدگی آن برقرار می‌کند.

تاج العروس؛ نقل سه‌مرحله‌ای اصمعی و افزودهٔ محکم

تعبیر «الْتَقَى الثَّرَيَانِ»

در منابع لغوی، عبارت «الْتَقَى الثَّرَيَانِ» نیز آمده است.

این تعبیر هنگامی به کار می‌رود که آب باران در خاک نفوذ کند و رطوبت آن با نمِ موجود در لایه‌های پایین‌تر زمین به هم برسد.

در این تصویر، رطوبت تنها بر سطح خاک قرار ندارد، بلکه در آن نفوذ کرده است.

این کاربرد برای فهم معنای مادی ریشه مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد «ثَرَى» به نمناکی خاک ارتباط دارد و این رطوبت می‌تواند درون زمین نیز وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، نباید این تعبیر را دلیل آن دانست که در سورهٔ طه حتما دو لایهٔ رطوبتی یا ساختار مشخصی از آب‌های زیرزمینی منظور شده است. عبارت قرآنی چنین جزئیاتی را بیان نمی‌کند.

شاهد شعری از طفیل غنوی

طفیل غنوی، از شاعران شناخته‌شدهٔ دوران جاهلیت، در توصیف اسب‌ها می‌گوید:

يُذَدْنَ ذِيَادَ الْخَامِسَاتِ وَقَدْ بَدَا
ثَرَى الْمَاءِ مِنْ أَعْطَافِهَا الْمُتَحَلِّبِ

ترجمه:

«آنها همچون شترانِ نوبت آب‌خوریِ روز پنجم از آب بازرانده می‌شوند، درحالی‌که نمِ آب از پهلوهایشان آشکار شده و فرو می‌چکد.» «خامسات» در شرح شعر، شترانی‌اند که یک روز آب خورده، سه روز چرا کرده و روز پنجم دوباره به آب می‌رسند.

شرح اختیارات؛ معنای خامسات و راندن از آب

در این بیت، «ثَرَى الْمَاءِ» به رطوبتی اشاره دارد که بر بدن اسب‌ها آشکار شده است. توضیح لغوی این تعبیر، عرقی است که بر پهلوهای آنها پدیدار می‌شود.

صحاح؛ عرق در شاهد طفیل

این شاهد نشان می‌دهد که کاربرد «ثَرَى» لزوما به خاک محدود نبوده است. وجه مشترک در اینجا نم و رطوبتی است که بر سطح چیزی آشکار می‌شود.

بیت در دیوان منسوب به طفیل غنوی نیز ثبت شده است. انتساب شاعر به دوران جاهلیت شناخته‌شده است، هرچند مانند دیگر شواهد شعری، دربارهٔ ضبط و انتقال متن باید میان اصل دیوان و روایت‌های بعدی تفاوت گذاشت.

ثَرَى در تعبیرهای اجتماعی

رطوبت خاک در برخی تعبیرهای عربی به تصویر استمرار رابطه نیز تبدیل شده است.

از جمله، تعبیر «لَا تُوبِسِ الثَّرَى بَيْنِي وَبَيْنَكَ» به معنای آن است که رابطهٔ میان من و خودت را خشک و قطع نکن.

جریر، شاعر دورهٔ اموی، می‌گوید:

فَلَا تُوبِسُوا بَيْنِي وَبَيْنَكُمُ الثَّرَى
فَإِنَّ الَّذِي بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ مُثْرِي

ترجمه:

«پس خاک میان من و خودتان را خشک نکنید؛ زیرا پیوند میان من و شما هنوز نمناک و برقرار است.»

تاج العروس؛ شاهد جریر و استمرار پیوند

در این کاربرد، خشک‌شدن خاک تصویری از گسستن رابطه است و باقی‌ماندن رطوبت، استمرار پیوند را مجسم می‌کند.

این شعر به دوران پس از نزول قرآن تعلق دارد و نباید شاهد جاهلی معرفی شود. اهمیت آن در نشان‌دادن کاربرد مجازی ریشه در زبان عربی است.

چنین کاربردهایی همچنین نشان می‌دهند که معنای مادی یک واژه چگونه می‌تواند در زبان به روابط انسانی منتقل شود؛ اما این انتقال مجازی، معنای اصلی «ثَرَى» در سورهٔ طه را تغییر نمی‌دهد.

۳. کاربرد قرآنی: وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ

طه ۲۰:۶

لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ

ترجمهٔ منتشرشده در فرقان:

«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین و آنچه میان آنها و آنچه زیر خاک است از آن اوست.»

ساخت نحوی «الثَّرَىٰ»

«الثَّرَىٰ» اسم معرفه و از اسم‌های مقصور عربی است. در عبارت «تَحْتَ الثَّرَىٰ»، واژهٔ «تَحْتَ» ظرف مکان و مضاف است و «الثَّرَىٰ» در جایگاه مضاف‌الیه قرار دارد.

ازاین‌رو، ترکیب به معنای «زیر خاک» است.

در این ساخت، قرآن نمی‌گوید «ثَرَى» چیزی را می‌آفریند، مالک چیزی است یا عملی انجام می‌دهد. واژه نام چیزی است که نسبت مکانیِ «تحت» با آن برقرار شده است.

آنچه در جمله موضوع مالکیت قرار می‌گیرد، «مَا تَحْتَ الثَّرَىٰ» است؛ یعنی هر آنچه زیر خاک قرار دارد.

آیا معنای رطوبت در این آیه ضروری است؟

تعریف مشهور «ثَرَى» در منابع عربی، خاک نمناک است. این معنا در بررسی لغوی واژه باید حفظ شود.

اما در خود آیه، موضوع اصلی بیان میزان رطوبت خاک نیست. قرآن از «آنچه زیر ثرى است» سخن می‌گوید و این عبارت را در کنار آسمان‌ها، زمین و آنچه میان آنهاست قرار می‌دهد.

ازاین‌رو، ترجمهٔ «خاک» می‌تواند در فارسی طبیعی باشد؛ زیرا در این ساخت، مرجع مکانی واژه اهمیت دارد.

اگر بخواهیم ویژگی دقیق‌تر لغوی را نیز آشکار سازیم، «خاک نمناک» توضیح نزدیک‌تری به معنای شناخته‌شدهٔ عربی است. بااین‌حال، نباید چنین ترجمه‌ای سبب شود که خواننده گمان کند مالکیت الهی در آیه تنها به اشیایی محدود است که دقیقا زیر خاک مرطوب قرار گرفته‌اند.

در اینجا، تفاوت میان معنای لغوی واژه و مقصود جمله مهم است. معنای لغوی «ثَرَى» به خاک نمناک مربوط است، اما آیه از آن برای بیان گسترهٔ مالکیت استفاده می‌کند.

چرا «وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ» پس از زمین آمده است؟

آیه چند قلمرو را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد: آنچه در آسمان‌هاست، آنچه در زمین است، آنچه میان آن دو قرار دارد و آنچه زیر خاک است.

این ترتیب نشان می‌دهد که سخن از گسترهٔ فراگیر مالکیت است. آیه تنها آنچه را آشکار و قابل مشاهده است دربر نمی‌گیرد، بلکه آنچه در زیر سطح زمین قرار دارد نیز از قلمرو مالکیت الهی بیرون نیست.

در اینجا، «تَحْتَ» نسبت مکانی را بیان می‌کند. «الثَّرَىٰ» نیز مرجعی است که این نسبت با آن سنجیده می‌شود.

اما قرآن در همین عبارت، عمق مشخصی برای زیر خاک تعیین نمی‌کند. نمی‌گوید مقصود چند متر زیر سطح زمین است یا در چه لایهٔ زمین‌شناختی قرار دارد.

در برخی تفسیرهای کهن، «وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ» به آنچه زیر زمین است توضیح داده شده و گاهی نیز با تصور زمین‌های هفت‌گانه پیوند یافته است. بخش نخست با میدان معنایی عبارت سازگار است، اما تعیین عدد و ساختار مشخص برای لایه‌های زمین از خود واژهٔ «ثَرَى» به دست نمی‌آید.

طبری؛ خاک مرطوب و آنچه زیر آن است

بنابراین، ترجمه و پژوهش لغوی نباید چنین تصویری را به متن آیه اضافه کند.

پیوند با آیات مجاور

در طه ۲۰:۴، قرآن از کسی سخن می‌گوید که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است. طه ۲۰:۵ از استوای رحمان بر عرش سخن می‌گوید. طه ۲۰:۶ سپس مالکیت فراگیر او را بر آنچه در آسمان‌ها، زمین، میان آنها و زیر خاک است بیان می‌کند.

در طه ۲۰:۷، سخن به آگاهی الهی از سخن آشکار، راز و آنچه پنهان‌تر است منتقل می‌شود.

این پیوستگی نشان می‌دهد که گسترهٔ مالکیت و گسترهٔ آگاهی، دو موضوع مرتبط در آغاز سوره‌اند.

بااین‌حال، نباید نتیجه گرفت که «ثَرَى» به‌خودی‌خود به معنای امر پنهان یا جهان غیب است. خاک معنای مادی خود را دارد؛ پنهان‌بودن آنچه زیر خاک است، نتیجهٔ رابطهٔ مکانی و سیاق جمله است.

۵. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در کاربردهای مربوط به خاک، «ثَرَى» را می‌توان «خاک نمناک» یا «خاک مرطوب» ترجمه کرد. در بعضی سیاق‌ها که مرجع مکانی مهم‌تر است، «خاک» نیز معادل طبیعی و قابل دفاعی است.

برای «ثَرِيَتِ الْأَرْضُ»، تعبیر «زمین نمناک شد» مناسب است. برای «ثَرَّى التُّرْبَةَ»، «خاک را مرطوب کرد» یا «خاک را نم داد» معنای فعل را می‌رساند.

در کاربردهای مربوط به دارایی، «ثَرَاء» و «ثَرْوَة» بسته به سیاق به «فراوانی مال»، «دارایی بسیار» و «ثروت» ترجمه می‌شوند. این معانی نباید وارد ترجمهٔ «الثَّرَىٰ» در سورهٔ طه شوند.

صورت قرآنی: ٱلثَّرَىٰ

معنی کوتاه ریشه: خاک نمناک؛ در خانوادهٔ گسترده‌تر واژگانی، رطوبت و فراوانی.

معنی در این آیه: خاک زمین، به‌عنوان مرجع آنچه در زیر آن قرار دارد.

ترجمهٔ کنونی فرقان برای طه ۲۰:۶ چنین است:

«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین و آنچه میان آنها و آنچه زیر خاک است از آن اوست.»

این ترجمه از نظر فارسی روان است و معنای مکانی عبارت را حفظ می‌کند.

از نظر لغوی، «خاک نمناک» معادل دقیق‌تری برای معنای مشهور «ثَرَى» است؛ اما در متن آیه، افزودن این صفت به ترجمهٔ اصلی الزامی نیست، زیرا رطوبت موضوع محوری جمله نیست.

در نتیجه، می‌توان ترجمهٔ اصلی را حفظ کرد و ویژگی نمناک‌بودن خاک را در معلومات واژه یا مقالهٔ ریشه توضیح داد.

۶. جمع‌بندی

«ثَرَى» در زبان عربی به خاک نمناک گفته می‌شود. کاربردهای مربوط به نمناک‌شدن زمین، مرطوب‌کردن خاک و آشکارشدن نم بر سطح بدن نشان می‌دهند که رطوبت در این شاخهٔ واژگانی نقش مهمی دارد.

در خانوادهٔ گسترده‌تر حروف «ث ر» با واو و یای پایانی، معانی فراوانی، رشد شمار و دارایی بسیار نیز ثبت شده‌اند. ابن فارس این کاربردها را در یک حوزهٔ لغوی بررسی کرده است، اما از این هم‌خانوادگی نمی‌توان نتیجه گرفت که معنای ثروت یا فزونی مال در واژهٔ قرآنی «الثَّرَىٰ» حضور دارد.

در طه ۲۰:۶، «الثَّرَىٰ» پس از «تَحْتَ» آمده است. مقصود جمله، بیان شمول مالکیت الهی بر آن چیزی است که زیر خاک قرار دارد. آیه برای این قلمرو عمق، شمار لایه‌ها یا ساختمان طبیعی مشخصی تعیین نمی‌کند.

تفاوت «ثَرَى» با «تُرَاب»، «طِين» و «أَرْض» نیز باید حفظ شود. «تراب» نام عمومی خاک است، «طین» با گل ارتباط دارد، «ارض» قلمرو زمین را بیان می‌کند و «ثرى» در معنای لغوی شناخته‌شدهٔ خود به خاک نمناک اشاره دارد.

در ترجمهٔ آیه، «زیر خاک» معنای طبیعی جمله را می‌رساند؛ درحالی‌که «خاک نمناک» ویژگی دقیق‌تر لغوی واژه را روشن می‌کند. این دو سطح نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.