ریشه قرآنی أ ف ف
بیحوصلگی، آزردگی و اظهار بیزاری؛ از حرمت پدر و مادر تا نکوهش بتپرستی
صورتهای قرآنی و لغوی
أُفٍّ
صورت قرآنی حفص و نافع؛ سه کاربرد؛ اسمفعل یا آوای ناخشنودی
أُفِّ
صورت قرائت ابوعمرو، حمزه، کسایی و شعبه؛ بدون تنوین
أُفَّ
صورت قرائت ابنکثیر و ابنعامر؛ فتحه و بدون تنوین
أَفَّ / يَؤُفُّ / يَئِفُّ
فعل مجرد لغوی؛ گفتن اف؛ این صورتهای فعلی در قرآن نیامدهاند
أَفَّفَ
فعل لغوی باب تفعیل؛ اظهار ناخشنودی؛ غیرقرآنی
تَأَفَّفَ
فعل لغوی باب تفعّل؛ اظهار بیحوصلگی؛ غیرقرآنی
تَأْفِيف
مصدر لغوی باب تفعیل؛ غیرقرآنی
تَأَفُّف
مصدر لغوی باب تفعّل؛ غیرقرآنی
أَفَّاف / أُفُوفَة
وصفهای لغوی کسی که بسیار اف میگوید؛ غیرقرآنی
أُفٌّ / أُفًّا / أُفْ / أُفَّة
دیگر صورتهای ثبتشده در زبان؛ متمایز از ضبط حفص
أُفّ / أَفَف
کاربرد لغوی مربوط به اندک بودن؛ معنای مستقیم سه کاربرد قرآن نیست
عَلَىٰ إِفِّ ذَاكَ
تعبیر لغوی زمانی؛ «در همان هنگام»؛ غیرقرآنی
ریشه «أ ف ف» در زبان عربی به اظهار بیحوصلگی، ناخشنودی، کراهت و بیزاری مربوط است. «أُفٍّ» آوایی کوتاه است که انسان هنگام ناخوشایند یافتن چیزی، آزرده شدن از وضعیتی یا ناپسند شمردن سخن و رفتار دیگری بر زبان میآورد. این واکنش ممکن است از خستگی و بیحوصلگی برخیزد یا بیانگر بیزاری شدید از کاری باشد که شخص آن را نادرست و ناپسند میداند.
قرآن این ریشه را سه بار به کار برده است. در اسراء ۱۷:۲۳، انسان از گفتن «أُفٍّ» به پدر و مادر بازداشته میشود. در انبیاء ۲۱:۶۷، ابراهیم همین تعبیر را خطاب به قوم خود و معبودانی که جز آن معبود یگانه میپرستند به کار میبرد. در احقاف ۴۶:۱۷، فرزندی که وعده رستاخیز را انکار میکند، به پدر و مادرش میگوید: «أُفٍّ لَكُمَا».
این سه کاربرد نشان میدهند که خود واژه به معنای گناه، ناسزا یا بیاحترامی نیست. در یک موقعیت، گفتن آن به پدر و مادر نهی شده است؛ در موقعیتی دیگر، ابراهیم آن را برای نکوهش بتپرستی به کار میبرد. بنابراین، معنای لغوی «أُفٍّ» باید از داوری اخلاقی درباره گوینده و مخاطب جدا بماند.
نکته دیگر آن است که «أُفٍّ» همیشه بیانگر ناراحتی خفیف نیست. گاهی تنها نشانه بیحوصلگی است و گاهی بیزاری و نکوهشی شدید را منتقل میکند. شدت و جهت این واکنش از لحن، مخاطب و سیاق سخن شناخته میشود.
۱. صورتهای قرآنی و هسته معنایی ریشه
ریشه «أ ف ف» در قرآن سه بار، در سه آیه و در قرائت حفص تنها با یک صورت اصلی آمده است:
در هر سه مورد، «أُفٍّ» یک تعبیر مستقل برای اظهار ناخشنودی یا بیزاری است.
این ریشه از نوع مضاعف است؛ یعنی دو حرف پایانی آن یکساناند. در صورت قرآنی «أُفٍّ»، دو حرف «ف» با تشدید نمایش داده شدهاند.
در زبان عربی، فعل «أَفَّ» به معنای گفتن «أُفٍّ» و اظهار بیحوصلگی یا کراهت ثبت شده است. صورتهای «يَؤُفُّ» و «يَئِفُّ» برای مضارع آن آمدهاند.
«أَفَّفَ» و «تَأَفَّفَ» نیز به اظهار ناخشنودی و بر زبان آوردن این واکنش مربوطاند. مصدر «تَأْفِيف» و واژه «تَأَفُّف» در همین میدان معنایی قرار دارند.
«أَفَّاف» و «أُفُوفَة» برای کسی به کار رفتهاند که بسیار اظهار بیحوصلگی میکند و پیوسته «أُفٍّ» بر زبان میآورد.
صورتهایی مانند «أَفَّ»، «أَفَّفَ»، «تَأَفَّفَ» و «أَفَّاف» در زبان عربی شناخته شدهاند، اما به همین صورتها در قرآن نیامدهاند.
در نحو عربی، «أُفٍّ» را گاهی از اسمهای فعل دانستهاند که معنایی نزدیک به «أَتَضَجَّرُ» دارد؛ یعنی «اظهار بیحوصلگی و ناخشنودی میکنم». برخی توضیحهای لغوی نیز آن را آوای کراهت و انزجار معرفی کردهاند. در تحلیل رایجِ اسمفعل مضارع، «أُفٍّ» مبنی بر کسر است و فاعل آن ضمیر مستتر «أنا» دانسته میشود. در این تحلیل، کسره حرکت بنایی و تنوین برای تنکیر است؛ نباید آن را مانند اسم معمولی، صرفا به سبب کسره مجرور شمرد.
این دو توضیح از دو زاویه به واژه نگاه میکنند: یکی نقش دستوری و دیگری کارکرد گفتاری آن را بیان میکند.
«أُفٍّ» برخلاف جملههای معمول، به فعل و فاعل آشکار نیاز ندارد تا احساس گوینده را منتقل کند. خود این آوا میتواند واکنشی کامل در برابر شخص، رفتار یا وضعیت باشد.
هسته معنایی کاربرد قرآنی آن چنین است:
اظهار ناخشنودی، بیحوصلگی یا بیزاری از چیزی یا کسی، با آوایی کوتاه که کراهت و آزردگی گوینده را آشکار میسازد.
این واکنش میتواند از ناراحتی اندک تا نکوهش شدید گسترش یابد؛ اما شدت آن جزء ثابت معنای واژه نیست.
۲. کاربرد در عربی کهن؛ کراهت، آلودگی و اظهار بیحوصلگی
«أُفٍّ»؛ آوایی برای امر ناخوشایند
در عربی کهن، «أُفٍّ» هنگام روبهرو شدن با امری ناخوشایند به کار میرفت.
انسان ممکن بود از بوی نامطبوع، کار دشوار، رفتار آزاردهنده یا وضعیتی که آن را تحملناپذیر میدانست، اظهار کراهت کند.
در گفتار عربی، «أُفٍّ لَهُ» برای اظهار بیزاری یا ناخشنودی از شخص و «أُفٍّ لِهَذَا» برای اظهار کراهت نسبت به یک امر به کار رفته است.
در چنین عبارتهایی، خود واژه توضیح نمیدهد که چرا شخص ناخشنود است. علت واکنش از موقعیت یا ادامه سخن شناخته میشود.
از این جهت، «أُفٍّ» با واژههایی که مستقیما نام یک رفتار یا داوری اخلاقیاند تفاوت دارد. این آوا نخست واکنش گوینده را نشان میدهد.
در عربی، تعبیر «أُفٍّ وَتُفٍّ» نیز شناخته شده است. «تُفٍّ» در این ترکیب، واژهای همراه و نزدیک به «أُفٍّ» است که برای تاکید بر کراهت و ناخشنودی به کار میرود.
این همراهی نشان میدهد که «أُفٍّ» در زبان گفتاری میتوانسته با تعبیر دیگری برای تشدید یا برجسته ساختن واکنش همراه شود.
با این حال، «تُفٍّ» از ریشه «ت ف ف» است و نباید آن را مشتقی از «أ ف ف» شمرد.
آیا «أُفٍّ» در اصل به چرک و آلودگی اشاره داشته است؟
در منابع لغوی قدیم، برای «أُفّ» معنای چرک و آلودگی نیز ثبت شده است.
بر پایه یک توضیح، «أُفّ» به چرک اطراف ناخن و «تُفّ» به چرک زیر ناخن گفته میشده است. در توضیح دیگری، «أُفّ» چرک گوش و «تُفّ» چرک ناخن معرفی شده است.
برخی لغویان از این کاربرد نتیجه گرفتهاند که انسان نخست هنگام دیدن چیز آلوده و نفرتانگیز «أُفٍّ» میگفته و سپس این تعبیر برای هر امر ناخوشایند یا آزاردهنده به کار رفته است.
این توضیح از نظر معنایی قابل فهم است. واکنش انسان به آلودگی و بوی ناخوشایند میتواند به صورت آوایی کوتاه از کراهت آشکار شود.
اما اختلاف منابع در تعیین مصداق اولیه «أُفّ» اهمیت دارد.
آیا مقصود چرک گوش بوده است یا چرک ناخن؟ آیا کاربرد آوایی از نام آلودگی پدید آمده یا نام آلودگی از آوای انزجار گرفته شده است؟
تنها با ثبت این معانی در فرهنگهای لغوی نمیتوان ترتیب تاریخی پیدایش آنها را قطعی دانست.
بنابراین، معنای چرک و آلودگی باید بهعنوان یکی از کاربردهای ثبتشده ریشه معرفی شود، نه منشأ اثباتشده تمام کاربردهای آن.
برای فهم قرآن نیز نیازی نیست «أُفٍّ» را مستقیما «چرک» یا «آلودگی» ترجمه کنیم. در هر سه آیه، واژه برای اظهار کراهت و ناخشنودی به کار رفته است.
تصویر دمیدن برای دور کردن گردوغبار
در توضیح دیگری از زبان عربی، «أُفٍّ» با دمیدن برای کنار زدن گردوغبار یا خاکستر پیوند داده شده است.
بر پایه این توضیح، انسان هنگامی که چیزی ناخواسته بر او یا محل نشستن او مینشست، با دمیدن آن را دور میکرد و این واکنش به صورت آوایی برای کنار زدن یا ابراز کراهت نسبت به امور ناخوشایند گسترش یافته است.
این تصویر میتواند رابطه میان آوا، واکنش جسمانی و اظهار بیحوصلگی را روشن کند.
اما باز هم باید میان توضیحی قابل تصور و ریشهشناسی تاریخی اثباتشده تفاوت گذاشت.
وجود آوایی شبیه دمیدن به تنهایی ثابت نمیکند که «أُفٍّ» حتما از آن رفتار پدید آمده است.
همچنین نباید در آیات قرآن، هر بار که «أُفٍّ» آمده، تصویری از فوت کردن یا دور کردن گردوغبار به معنا افزود.
در کاربرد قرآنی، واکنش گفتاری روشن است؛ منشأ دقیق تاریخی آن ضرورتی برای فهم جمله ندارد.
اندک بودن و چیز بیارزش
در بعضی فرهنگهای عربی، «أُفّ» و «أَفَف» با معنای کمی و اندک بودن نیز ثبت شدهاند.
این کاربرد ممکن است با کوچک شمردن یا بیارزش دانستن چیزی ارتباط پیدا کند. کسی که میگوید «أُفٍّ»، گاهی شخص یا کاری را چنان ناپسند مییابد که آن را شایسته توجه نمیداند.
اما نمیتوان از این رابطه نتیجه گرفت که «أُفٍّ» در هر جمله مستقیما به معنای «چیز ناچیز» یا «بیارزش» است.
در اسراء ۱۷:۲۳، مسئله مقدار یا ارزش مادی چیزی نیست؛ سخن از رفتاری است که انسان در برابر پدر و مادر از خود نشان میدهد.
در انبیاء ۲۱:۶۷، تحقیر بتپرستی از سیاق آشکار میشود، ولی واژه «أُفٍّ» همچنان آوای بیزاری است.
«أُفٍّ» در یک شاهد ادبی کهن
در روایتی ادبی که به زنی از خاندان نعمان بن منذر نسبت داده شده، آمده است:
فَأُفٍّ لِدُنْيَا لَا يَدُومُ نَعِيمُهَا
تَقَلَّبُ تَارَاتٍ بِنَا وَتَصَرَّفُ
«اف بر دنیایی که نعمتش پایدار نمیماند؛ بارها با ما دگرگون میشود و حال عوض میکند.»
در این بیت، «أُفٍّ» خطاب به یک انسان نیست.
گوینده از ناپایداری نعمت دنیا اظهار ناخشنودی و بیزاری میکند. بنابراین، این شاهد نشان میدهد که «أُفٍّ» میتواند واکنشی به یک وضعیت یا واقعیت زندگی باشد، نه صرفا دشنام دادن به شخصی دیگر.
البته انتساب این بیت در گزارشهای ادبی یکسان نیست و آن را به نامهای متفاوتی از خاندان نعمان نقل کردهاند. زمان روایتشده نیز به دوره پس از آغاز اسلام مربوط است. از این رو، این بیت شاهدی برای کاربرد عربی کهن است، نه سند قطعی برای سرایش پیش از قرآن. این نقل متأخر از صحنهای در آغاز اسلام، بهخودیخود سندی همزمان با آن روزگار نیست. در ضبط بالا، «تَقَلَّبُ» و «تَصَرَّفُ» با حذف یکی از دو تاء از «تَتَقَلَّبُ» و «تَتَصَرَّفُ» آمدهاند. در این بررسی، شاهد مستقلی برای این آوا با تاریخ روشن پیش از قرآن به دست نیامد.
صورتهای مختلف «أُفٍّ»
در زبان عربی و قرائتهای قرآن، «أُفٍّ» با ضبطهای گوناگون آمده است.
در قرائت حفص از عاصم و نیز قرائت نافع، صورت «أُفٍّ» با کسره و تنوین خوانده میشود.
در قرائت ابنکثیر و ابنعامر، «أُفَّ» با فتحه و بدون تنوین آمده است؛ در قرائت ابوعمرو، حمزه، کسایی و شعبه از عاصم، «أُفِّ» با کسره و بدون تنوین خوانده میشود. اینها اختلاف قرائت همان سه موضعاند، نه کاربردهای تازهای برای شمارش.
لغویان صورتهای دیگری مانند «أُفٌّ»، «أُفًّا»، «أُفْ» و «أُفَّة» را نیز در زبان عربی ثبت کردهاند.
این تفاوتها به شیوه تلفظ و ساختمان دستوری تعبیر مربوطاند. اصل معنای کراهت و اظهار ناخشنودی در آنها حفظ میشود.
از تفاوت حرکت یا تنوین نمیتوان نتیجه گرفت که یکی از این صورتها فقط اندوه و دیگری فقط خشم یا تحقیر را بیان میکند.
۳. «فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ»؛ حرمت پدر و مادر
نخستین کاربرد قرآنی این ریشه در سوره اسراء آمده است:
وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا
«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آنان یا هر دو نزد تو به سالخوردگی برسند، حتی «اف» به آنان مگو، بر آنان تندی مکن و با آنان سخنی گرامی و محترمانه بگو.»
اسراء ۱۷:۲۳
در این آیه، «أُفٍّ» نمونهای از اظهار بیحوصلگی و ناخشنودی است که انسان ممکن است در برخورد با پدر و مادر بر زبان آورد.
سیاق آیه بهویژه دوران سالخوردگی آنان را برجسته میکند.
پدر و مادر در این مرحله ممکن است به کمک بیشتری نیاز داشته باشند. ممکن است انجام کارهای روزمره برایشان دشوار شود یا فرزند ناچار باشد برای رسیدگی به آنان زمان و توان بیشتری صرف کند.
در چنین وضعیتی، احساس خستگی ممکن است پدید آید؛ اما قرآن انسان را از تبدیل این خستگی به گفتاری که سبب رنجش و تحقیر پدر و مادر میشود بازمیدارد.
چرا «أُفٍّ» به صورت مستقل نام برده شده است؟
در این آیه، قرآن تنها به نهی از آزار شدید یا رفتار خشن اکتفا نمیکند.
«فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ» از کوتاهترین صورتهای اظهار ناخشنودی سخن میگوید.
ممکن است شخص پدر یا مادر خود را دشنام ندهد و بر آنان فریاد نزند، اما هنگام درخواست کمک، با یک «اف» نشان دهد که حضور یا نیاز آنان را باری ناخوشایند میپندارد.
در چنین موقعیتی، خود این واکنش کوتاه میتواند پیام روشنی داشته باشد: «از تو و نیازت خستهام» یا «نمیخواهم به تو رسیدگی کنم».
بنابراین، اهمیت «أُفٍّ» در این آیه از کوتاه بودن لفظ آن نیست؛ از معنایی است که همین واکنش کوتاه میتواند به مخاطب منتقل کند.
با این حال، نباید از آیه نتیجه گرفت که هر احساس طبیعی خستگی یا فشار روانی، به خودی خود، همان گفتن «أُفٍّ» است.
عبارت «فَلَا تَقُلْ» مستقیما به گفتار مربوط است. آیه از انسان میخواهد ناراحتی خود را به صورت برخورد تحقیرآمیز با پدر و مادر آشکار نسازد.
این تمایز، ارزش فرمان را کم نمیکند؛ بلکه مرز دلالت مستقیم آن را روشن میسازد.
تفاوت «أُفٍّ» و «نَهْر»
پس از نهی از گفتن «أُفٍّ»، آیه میگوید:
«وَلَا تَنْهَرْهُمَا».
«تَنْهَرْ» از ریشه «ن ه ر» است و در این سیاق به تندی کردن، راندن با خشونت کلامی و برخورد آمرانه و آزاردهنده مربوط است.
این دو نهی به هم نزدیکاند، اما یکسان نیستند.
«أُفٍّ» میتواند تنها با یک آوای کوتاه، بیحوصلگی و کراهت را نشان دهد.
«نَهْر» برخوردی آشکارتر است که در آن شخص با تندی دیگری را میراند یا بر او پرخاش میکند.
بنابراین، آیه هم واکنش کوتاه و تحقیرآمیز را منع میکند و هم برخورد تند و پرخاشگرانه را.
اما نباید این دو را به درجهبندی مطلق تبدیل کرد که «أُفٍّ» همیشه بیاهمیت و «نَهْر» همیشه شدیدتر است. در موقعیتهای مختلف، یک سخن کوتاه نیز ممکن است رنجی عمیق پدید آورد.
«وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا»؛ فراتر از ترک بیاحترامی
آیه پس از دو نهی، یک فرمان مثبت دارد:
«وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا».
انسان تنها مامور نیست از گفتن «اف» و پرخاشگری خودداری کند؛ بلکه باید با پدر و مادر سخنی شایسته و گرامیدارنده بگوید.
این تفاوت اهمیت دارد.
ممکن است شخص هیچ ناسزایی بر زبان نیاورد، اما با سردی و بیاعتنایی برخورد کند. پرهیز از سخن آزاردهنده، به تنهایی، تمام معنای احسان را برآورده نمیسازد.
آیه از یک سو رفتارهای آسیبرسان را محدود میکند و از سوی دیگر، شیوهای مثبت برای سخن گفتن معرفی میکند.
در اسراء ۱۷:۲۴ نیز این معنا با فرمان فروتنی از روی رحمت و دعا برای پدر و مادر ادامه مییابد.
پس «أُفٍّ» در این مجموعه، تنها یک نمونه از رفتاری است که با احسان و حرمت پدر و مادر ناسازگار است.
آیا احترام به پدر و مادر به معنای اطاعت بیقید است؟
نهی از گفتن «أُفٍّ» را نباید با اطاعت مطلق از هر خواسته پدر و مادر یکی دانست.
در لقمان ۳۱:۱۵، قرآن حتی در وضعیتی که پدر و مادر انسان را به شریک گرفتن برای آن معبود یگانه وامیدارند، از پیروی کردن آنان در آن خواسته بازمیدارد؛ اما همزمان فرمان میدهد که در زندگی دنیا با آنان به نیکی معاشرت شود.
این آیه نشان میدهد که نپذیرفتن یک خواسته و بیاحترامی به صاحب آن خواسته دو موضوع متفاوتاند.
انسان ممکن است با درخواست پدر یا مادر موافق نباشد و همچنان با آنان محترمانه سخن بگوید.
بنابراین، «فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ» مجوز تحمیل هر فرمان والدین بر فرزند نیست. این عبارت درباره شیوه برخورد و اظهار ناخشنودی در رابطهای است که قرآن برای آن احسان و حرمت مقرر کرده است.
۴. «أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ»؛ بیزاری ابراهیم از بتپرستی
در سوره انبیاء آمده است:
أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
«اف بر شما و بر آنچه جز آن معبود یگانه میپرستید! آیا اندیشه نمیکنید؟»
انبیاء ۲۱:۶۷
این آیه دومین کاربرد قرآنی «أُفٍّ» است.
در اینجا، گوینده ابراهیم است و مخاطبان او کسانی هستند که معبودهایی را جز آن معبود یگانه میپرستند.
سیاق نزدیک نشان میدهد که ابراهیم با قوم خود درباره بتهایی سخن میگوید که توان دفاع از خود و پاسخ دادن ندارند.
در انبیاء ۲۱:۶۶، او از آنان میپرسد چرا چیزی را جز آن معبود یگانه میپرستند که نمیتواند سود یا زیانی برایشان داشته باشد.
سپس میگوید: «أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ».
در اینجا، «أُفٍّ» واکنشی به یک رفتار و باور است که ابراهیم آن را باطل میداند.
بنابراین، معنای واژه تنها بیحوصلگی ناشی از خستگی نیست. ابراهیم با این تعبیر بیزاری خود را از پرستش معبودهایی ابراز میکند که از نظر او شایسته عبادت نیستند.
آیا ابراهیم مردم را دشنام میدهد؟
«أُفٍّ لَكُمْ» واکنشی شدید و نکوهشآمیز است، اما نباید بدون بررسی آن را با هر نوع دشنام و ناسزای شخصی یکسان دانست.
در این آیه، ابراهیم مخاطبان و معبودهای آنان را با صراحت نکوهش میکند.
با این حال، علت نکوهش او در آیه پیشین بیان شده است: پرستش چیزهایی که از نظر او نه توان سود رساندن دارند و نه زیان رساندن.
در ادامه نیز میپرسد:
«أَفَلَا تَعْقِلُونَ».
پس سخن او تنها یک فریاد عاطفی نیست. بیزاری او در امتداد استدلالی درباره ناتوانی معبودهای ساختگی قرار گرفته است.
از این جهت، «أُفٍّ» در این سیاق بیان بیزاری از باطل و نکوهش یک رفتار دینی است.
این کاربرد نشان میدهد که خود واژه در همه موقعیتها ناپسند یا ممنوع نیست.
اگر چنین بود، کاربرد آن در سخن ابراهیم، آن هم در جریان استدلالی که قرآن نقل میکند، نیازمند توضیحی متفاوت میبود.
آنچه ارزش گفتار را تعیین میکند، فقط وجود آوای «أُفٍّ» نیست؛ موضوع سخن، موقعیت گوینده و دلایل او نیز اهمیت دارند.
آیا «أُفٍّ» همیشه واکنشی خفیف است؟
کاربرد ابراهیم یکی از شواهد مهم برای پاسخ دادن به این پرسش است.
در اسراء ۱۷:۲۳، «أُفٍّ» نمونهای از کوتاهترین صورتهای اظهار بیحوصلگی است.
اما در انبیاء ۲۱:۶۷، همین آوا با نکوهش آشکار مخاطبان و معبودهای آنان همراه شده است.
پس نباید کوتاه بودن صورت زبانی را با خفیف بودن همیشگی معنا اشتباه گرفت.
یک واژه کوتاه ممکن است در موقعیتی تنها اظهار خستگی باشد و در موقعیتی دیگر، بیزاری شدیدی را منتقل کند.
در این آیه، برای حفظ لحن ابراهیم، ترجمه «اف بر شما و بر آنچه میپرستید» طبیعیتر از عبارتهایی مانند «کمی از شما ناراحتم» است.
از سوی دیگر، لازم نیست «أُفٍّ» را مستقیما «نابود شوید» ترجمه کنیم. نابودی یا نفرین، معنایی فراتر از اظهار بیزاری است و باید با شاهد مستقل به جمله افزوده شود.
«أَفَلَا تَعْقِلُونَ» از همین ریشه نیست
در همین آیه، دو صورت از نظر نوشتاری نزدیک دیده میشوند:
«أُفٍّ» و «أَفَلَا».
اما این دو از یک ریشه نیستند.
«أُفٍّ» واژهای مستقل از ریشه «أ ف ف» است.
«أَفَلَا» از همزه پرسشی، حرف «فَ» و «لَا» ساخته شده است.
بنابراین، «أَفَلَا تَعْقِلُونَ» به معنای «آیا پس اندیشه نمیکنید؟» است و ارتباط اشتقاقی با «أُفٍّ» ندارد.
این نکته در شمارش کاربردهای قرآنی نیز اهمیت دارد. نباید هر واژهای را که با حروف «أف» آغاز میشود، از ریشه «أ ف ف» دانست.
تفاوت این سخن با خطاب ابراهیم به پدرش
در مریم ۱۹:۴۲، ابراهیم هنگام گفتگو با پدر خود از خطاب «يَا أَبَتِ» استفاده میکند و درباره پرستش چیزی که نمیشنود، نمیبیند و سودی نمیرساند پرسش میکند.
در انبیاء ۲۱:۶۷، سخن او خطاب به قوم و معبودهایی است که میپرستند.
این دو موقعیت از نظر مخاطب و شیوه گفتگو یکسان نیستند.
در داستان گفتگو با پدر، خطاب محترمانه برجسته است؛ در صحنه رویارویی با بتپرستان، بیزاری صریح از معبودهای ساختگی بیان میشود.
اما از تفاوت لحن این دو صحنه نیز نباید قانون مطلقی ساخت که انسان در برابر هر مخالف دینی اجازه تحقیر و پرخاشگری دارد.
قرآن در هر صحنه، سخنی معین و زمینهای مشخص را نقل میکند. تعمیم آن به روابط دیگر، نیازمند سنجش آیات مربوط به عدالت، گفتار نیکو و رفتار با مخالفان است.
۵. «أُفٍّ لَكُمَا»؛ فرزندی که وعده رستاخیز را انکار میکند
سومین کاربرد ریشه در سوره احقاف آمده است:
وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ
«و آن کسی که به پدر و مادرش گفت: اف بر شما دو تن! آیا به من وعده میدهید که دوباره بیرون آورده شوم، در حالی که نسلهای پیش از من سپری شدهاند؟ و آن دو از آن معبود یگانه یاری میخواهند و میگویند: وای بر تو، ایمان بیاور؛ بیگمان وعده آن معبود یگانه حق است. اما او میگوید: اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست.»
احقاف ۴۶:۱۷
در این آیه، «أُفٍّ لَكُمَا» خطاب مستقیم فرزند به پدر و مادر است.
از نظر صورت زبانی، تفاوت اصلی آن با «أُفٍّ لَكُمْ» در انبیاء ۲۱:۶۷، ضمیر مخاطب است.
«لَكُمْ» به جمع مخاطبان اشاره دارد، در حالی که «لَكُمَا» برای دو مخاطب است.
در احقاف، این دو مخاطب همان پدر و مادرند که در آغاز آیه با «لِوَالِدَيْهِ» معرفی شدهاند.
پس «أُفٍّ لَكُمَا» مستقیما به رابطه فرزند با والدین مربوط است.
موضوع اختلاف چیست؟
پدر و مادر از فرزند خود میخواهند وعده رستاخیز را بپذیرد.
اما فرزند در پاسخ میپرسد چگونه ممکن است پس از مرگ دوباره بیرون آورده شود، در حالی که نسلهای فراوانی پیش از او درگذشتهاند.
در ادامه نیز سخن آنان را «أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ» مینامد؛ یعنی افسانههای پیشینیان.
این جمله نشان میدهد که موضوع تنها یک ناراحتی خانوادگی یا خستگی از گفتگو نیست.
فرزند از یک سو وعده رستاخیز را انکار میکند و از سوی دیگر، با لحنی آکنده از کراهت به پدر و مادر خود پاسخ میدهد.
در چنین وضعیتی، «أُفٍّ لَكُمَا» بیان بیزاری و بیحوصلگی نسبت به سخن و دعوت والدین است.
اما نباید خود ریشه را به معنای «انکار رستاخیز» تعریف کرد. انکار از پرسش و جملههای بعدی شناخته میشود.
«أُفٍّ» تنها حالت و لحن واکنش فرزند را نشان میدهد.
تقابل با سفارش به نیکی در آیات پیشین
در احقاف ۴۶:۱۵، انسان به نیکی با پدر و مادر سفارش شده است.
در همان آیه، دشواریهای مادر در دوران بارداری و زایمان یادآوری میشود و سپس نمونهای از انسان سپاسگزار و شایسته معرفی میگردد.
احقاف ۴۶:۱۶ از پذیرش نیکیهای چنین کسانی و گذشت از بدیهای آنان سخن میگوید.
پس از این توصیف، احقاف ۴۶:۱۷ از فرزندی یاد میکند که به پدر و مادرش میگوید: «أُفٍّ لَكُمَا».
این ترتیب، دو رفتار متفاوت را در برابر یکدیگر قرار میدهد.
در یک سو، سپاسگزاری، نیکی و توجه به حقوق پدر و مادر دیده میشود. در سوی دیگر، فرزندی قرار دارد که دعوت والدین خود را با بیزاری و تمسخر رد میکند.
این تقابل با اسراء ۱۷:۲۳ نیز ارتباط دارد؛ زیرا در آن آیه، همین تعبیر در خطاب به والدین نهی شده است.
بنابراین، احقاف ۴۶:۱۷ نمونهای عملی از گفتاری را نشان میدهد که با حرمت والدین ناسازگار است.
آیا هر پرسش درباره رستاخیز همان رفتار این فرزند است؟
خیر. در این آیه، پرسش فرزند را نباید از لحن و ادامه سخنش جدا کرد.
او تنها نمیپرسد که رستاخیز چگونه رخ میدهد؛ بلکه با «أُفٍّ لَكُمَا» اظهار بیزاری میکند و سپس وعده الهی را افسانههای پیشینیان میخواند.
بنابراین، باید میان جستجوی حقیقت، پرسش از چگونگی یک امر و انکار تحقیرآمیز تفاوت گذاشت.
از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که هر پرسش انتقادی فرزند درباره باور پدر و مادر، بیاحترامی یا کفر است.
در عین حال، محتوای همین گفتار مشخص نیز نباید کمرنگ شود. قرآن شخصی را توصیف میکند که وعده رستاخیز را رد میکند و با بیحوصلگی و تحقیر به والدین خود پاسخ میدهد.
پس در این آیه دو مسئله وجود دارد: موضع اعتقادی شخص و شیوه سخن گفتن او.
«أُفٍّ» به دومی مربوط است؛ هرچند در سیاق جمله، این دو به هم پیوند یافتهاند.
«وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ»
آیه در ادامه میگوید که پدر و مادر از آن معبود یگانه یاری میخواهند و به فرزند میگویند ایمان بیاورد، زیرا وعده آن معبود یگانه حق است.
این بخش، واکنش والدین را در برابر انکار فرزند نشان میدهد.
آنچه از نظر ریشه «أ ف ف» اهمیت دارد، تفاوت میان گفتار دو طرف است.
فرزند با «أُفٍّ لَكُمَا» بیزاری و بیحوصلگی خود را آشکار میکند.
پدر و مادر با درخواست یاری از آن معبود یگانه و دعوت فرزند به ایمان واکنش نشان میدهند.
در سخن والدین، «وَيْلَكَ» نیز آمده است؛ تعبیری که میتواند هشدار و نگرانی شدید را منتقل کند.
اما «وَيْلَكَ» و «أُفٍّ لَكُمَا» یک معنا ندارند. نباید فقط به سبب شدت عاطفی هر دو عبارت، آنها را مترادف شمرد.
همچنین از این آیه نمیتوان نتیجه گرفت که همه رفتارهای والدین در هر موقعیت، صرفا به دلیل والد بودن آنان، درست است. آیه وضعیت معینی را بیان میکند که در آن فرزند دعوت آنان به پذیرش وعده الهی را رد میکند.
۷. نقش گوینده، مخاطب و سیاق در سه کاربرد قرآنی
سه کاربرد «أُفٍّ» در قرآن، نمونه روشنی از تفاوت میان معنای واژه و ارزش اخلاقی کاربرد آن هستند.
در اسراء ۱۷:۲۳، قرآن گفتن این واژه به پدر و مادر را نهی میکند.
در انبیاء ۲۱:۶۷، ابراهیم از آن برای بیان بیزاری نسبت به قوم و معبودهای ساختگی آنان استفاده میکند.
در احقاف ۴۶:۱۷، فرزند منکر رستاخیز همین واژه را خطاب به والدین خود بر زبان میآورد.
در هر سه مورد، معنای اصلی آوا تغییر نمیکند: اظهار کراهت و ناخشنودی.
اما از نظر اخلاقی، این سه موقعیت یکسان نیستند.
در یک آیه، واژه در فرمان منع آمده است. در آیه دیگر، بخشی از سخن استدلالی ابراهیم است. در آیه سوم، در گفتار شخصی آمده که وعده رستاخیز را انکار و والدین خود را با بیاحترامی خطاب میکند.
از این مجموعه دو نتیجه مهم به دست میآید.
نخست، نمیتوان گفت که «أُفٍّ» در ذات خود همیشه گناه است. اگر چنین بود، معنای کاربرد آن در سخن ابراهیم بهدرستی توضیح داده نمیشد.
دوم، نمیتوان از کاربرد ابراهیم نتیجه گرفت که اظهار بیزاری و تحقیر در هر موقعیتی پسندیده یا مجاز است. خود قرآن این تعبیر را در خطاب به پدر و مادر منع کرده است.
پس واژهای با معنای لغوی یکسان، میتواند در موقعیتهای مختلف ارزش اخلاقی متفاوتی داشته باشد.
این تفاوت از خود ریشه به دست نمیآید؛ از مخاطب، موضوع، دلیل و موقعیت سخن شناخته میشود.
همچنین نباید «أُفٍّ» را تنها به سبب کوتاه بودن، سخنی همواره کماهمیت دانست.
در یک رابطه انسانی، همین آوای کوتاه میتواند پیام تحقیر یا بیاعتنایی داشته باشد. در یک استدلال نیز میتواند نشاندهنده بیزاری قاطع از باوری نادرست باشد.
بنابراین، معیار دقیق، ترکیب معنای واژه با سیاق آن است؛ نه داوری بر پایه شکل کوتاه لفظ.
۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «أُفٍّ»، مناسبترین معادل فارسی در بیشتر موارد خود «اف» است.
این آوا در فارسی نیز برای اظهار بیحوصلگی، ناخشنودی یا بیزاری شناخته شده است. حفظ آن، کوتاهی و حالت عاطفی واژه عربی را بهتر از توضیحهای بلند منتقل میکند.
با این حال، در ترجمه و توضیح باید شدت و جهت آن از سیاق شناخته شود.
اسراء ۱۷:۲۳
برای «فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ»، ترجمه پیشنهادی چنین است:
«پس حتی «اف» به آنان مگو.»
افزودن «حتی» در اینجا برای رساندن مقصود نهی از همین اظهار کوتاه ناخشنودی است؛ خود این واژه معادل حرف جداگانهای در عربی نیست.
اگر ترجمه کاملا نزدیک به ساخت جمله لازم باشد، میتوان گفت:
«پس به آنان «اف» مگو.»
در توضیح روشن میشود که مقصود، خودداری از اظهار بیحوصلگی و کراهت به شیوهای است که حرمت پدر و مادر را میشکند.
انبیاء ۲۱:۶۷
برای «أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ»، ترجمه پیشنهادی چنین است:
«اف بر شما و بر آنچه جز آن معبود یگانه میپرستید!»
این ترجمه شدت نکوهش ابراهیم را حفظ میکند و همزمان از افزودن نفرین یا تهدیدی که در خود واژه نیست جلوگیری میکند.
«چه بیزاریای از شما و معبودهایتان!» نیز معنای توضیحی را میرساند، اما کوتاهی و ساخت آوایی عبارت اصلی را کمتر حفظ میکند.
احقاف ۴۶:۱۷
برای «أُفٍّ لَكُمَا»، ترجمه پیشنهادی چنین است:
«اف بر شما دو تن!»
این صورت ضمیر مثنی را حفظ میکند و نشان میدهد که فرزند هر دو والد خود را خطاب قرار داده است.
«از دست شما دو تن خستهام!» میتواند در بعضی گفتگوهای فارسی واکنشی نزدیک باشد، اما ممکن است فقط خستگی را برساند و بیزاری و تحقیر موجود در سیاق را کمرنگ کند.
بنابراین، حفظ خود «اف» مناسبتر است.
معادلهای نامناسب
«أُفٍّ» را نباید در همه موارد «دشنام»، «نفرین»، «عذاب» یا «گناه» ترجمه کرد.
همچنین «آخ» در فارسی بیشتر میتواند واکنش به درد جسمی باشد و معادل همیشگی مناسبی برای «أُفٍّ» نیست.
«وای» نیز ممکن است با تعجب، اندوه یا هشدار پیوند داشته باشد و در بعضی سیاقها، تفاوت «أُفٍّ» با «وَيْل» را از میان ببرد.
در کاربرد قرآنی، «اف» همراه با توضیح کوتاه سیاقی، نزدیکترین و طبیعیترین انتخاب است.
۹. جمعبندی
ریشه «أ ف ف» در زبان عربی به اظهار بیحوصلگی، کراهت، آزردگی و بیزاری مربوط است.
«أُفٍّ» آوایی کوتاه است که انسان با آن ناخوشایند بودن چیزی یا رفتار کسی را آشکار میکند. در زبان عربی، این واکنش با فعلهایی مانند «أَفَّ» و «تَأَفَّفَ» و اسمهایی مانند «تَأَفُّف» توضیح داده شده است.
در منابع کهن، کاربردهای دیگری نیز برای این خانواده ثبت شدهاند؛ از جمله چرک گوش یا ناخن، چیز اندک و تعبیرهای مربوط به زمان. با این حال، منشأ تاریخی دقیق همه این معناها روشن نیست و نباید با یک تصویر فرضی، مانند فوت کردن گردوغبار، درباره پیدایش قطعی آنها داوری کرد. تعبیر زمانیِ ثبتشده، مانند «عَلَىٰ إِفِّ ذَاكَ» به معنای «در همان هنگام»، کاربردی جدا از آوای قرآنی «أُفٍّ» است.
در قرائت حفص، این ریشه تنها سه بار و همواره با صورت «أُفٍّ» آمده است.
در اسراء ۱۷:۲۳، اظهار ناخشنودی به پدر و مادر نهی شده است. در این سیاق، حتی یک آوای کوتاه میتواند با احسان و احترام به والدین ناسازگار باشد.
در انبیاء ۲۱:۶۷، ابراهیم از همین تعبیر برای اعلام بیزاری از بتپرستی استفاده میکند. این کاربرد نشان میدهد که خود واژه ذاتا به معنای گناه یا رفتار ممنوع نیست.
در احقاف ۴۶:۱۷، فرزند منکر رستاخیز با همین تعبیر به پدر و مادرش پاسخ میدهد. در آن آیه، «أُفٍّ» هم لحن بیاحترام او را آشکار میکند و هم در کنار انکار وعده الهی قرار میگیرد؛ اما انکار رستاخیز معنای لغوی خود واژه نیست.
این سه کاربرد همچنین نشان میدهند که «أُفٍّ» همیشه واکنشی خفیف نیست. ممکن است از بیحوصلگی ساده تا بیزاری شدید را بیان کند. اندازه و ارزش این واکنش از سیاق شناخته میشود.
تعریف نهایی ریشه «أ ف ف» در فرقان:
«اظهار بیحوصلگی، کراهت، آزردگی یا بیزاری با آوایی کوتاه که ناخشنودی گوینده را از شخص، رفتار یا وضعیتی آشکار میسازد. در قرآن، أُفٍّ همین واکنش گفتاری را بیان میکند؛ گاهی در حد اظهار بیحوصلگی و گاهی در مقام نکوهش و بیزاری شدید. خود واژه نه ذاتا دشنام است و نه همواره گناه؛ مخاطب، موضوع و سیاق، شدت و ارزش اخلاقی کاربرد آن را روشن میسازند.»