ریشه قرآنی أ ذ ي

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

آزار، رنج و آسیب؛ از ناراحتی جسمی تا آزار زبانی و ستم اجتماعی

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ ذ ي» در زبان عربی به رنج، ناراحتی یا آسیبی مربوط است که چیزی یا کسی برای دیگری پدید می‌آورد. این آزار می‌تواند جسمی یا روانی باشد؛ گاهی از سخن و رفتار انسان برمی‌خیزد و گاهی از یک وضعیت طبیعی یا محیطی. در قرآن، همین ریشه برای ناراحتی ناشی از باران، عارضه جسمی، تحقیر نیازمند، آزار پیامبران و فشار بر مؤمنان به کار رفته است.

نکته اساسی آن است که «أَذًى» همیشه به معنای آسیب کوچک و گذرا نیست و همواره نیز بر رفتار عمدی و ستمگرانه دلالت ندارد. شدت آزار، عامل آن و داوری اخلاقی درباره آن از سیاق آیه شناخته می‌شود.

۱. صورت‌های قرآنی و هسته معنایی

ریشه «أ ذ ي» در قرآن ۲۴ بار در ۲۲ آیه به کار رفته است. این کاربردها شامل ۹ اسم و ۱۵ فعل از باب افعال‌اند و در دو گروه اصلی قرار می‌گیرند.

نخست، اسم «أَذًى» است که در صورت‌های «أَذًى»، «الْأَذَىٰ» و «أَذَاهُمْ» دیده می‌شود. این اسم به خود آزار، رنج یا وضعیت آزاردهنده اشاره دارد.

دوم، فعل «آذَى» از باب افعال است که در صورت‌های گوناگون گذشته، مضارع، امر و مجهول آمده است؛ مانند «يُؤْذُونَ»، «آذَوْا»، «آذَيْتُمُونَا»، «فَآذُوهُمَا»، «أُوذُوا»، «أُوذِينَا»، «أُوذِيَ» و «يُؤْذَيْنَ».

در زبان عربی، فعل مجرد «أَذِيَ» نیز به معنای دچار آزار و ناراحتی شدن ثبت شده است و «تَأَذَّى» بر رنج بردن یا متاثر شدن از چیزی دلالت دارد. «آذَى» معمولا فعل متعدی است و رساندن آزار به دیگری را بیان می‌کند. مصدر شناخته‌شده آن «إِيذَاء» است.

صورت‌هایی مانند «أَذِيَّة» و «تَأَذَّى» در زبان عربی شناخته شده‌اند، اما در قرآن به همان صورت نیامده‌اند.

هسته معنایی این خانواده را می‌توان چنین بیان کرد:

پدید آمدن یا رساندن وضعیتی ناگوار که موجب رنج، ناراحتی، آزردگی یا آسیب شود.

در این تعریف، «ناگوار بودن» محور مشترک است، اما نوع رنج و شدت آن از خود ریشه به تنهایی به دست نمی‌آید.

۲. ریشه در عربی کهن؛ آنچه موجب ناراحتی و رنج می‌شود

در کاربردهای کهن عربی، «أَذَى» به چیزی گفته می‌شد که انسان از آن رنج می‌برد یا آن را ناخوشایند می‌یافت. تعبیر «أَذِيَ بِالشَّيْءِ» به معنای آزرده شدن از چیزی است و «آذَاهُ» به رساندن آزار به دیگری اشاره دارد.

در توضیح قدیمی این ماده، ناگواری و ناآرامی دو عنصر نزدیک به هم‌اند: چیزی برای شخص چنان ناخوشایند است که از آن متاثر می‌شود و نمی‌تواند به آسانی با آن کنار بیاید. با این حال، این ناآرامی لزوما حرکت جسمی یا درد شدید نیست.

در قصیده‌ای از علقمه بن عبده، شاعر کهن عرب، هنگام توصیف شراب آمده است:

تَشْفِي الصُّدَاعَ وَلَا يُؤْذِيكَ صَالِبُهَا
وَلَا يُخَالِطُهَا فِي الرَّأْسِ تَدْوِيمُ

«سردرد را آرام می‌کند و ناراحتی آن آزارت نمی‌دهد و سر را دچار سرگیجه نمی‌سازد.»

این شاهد، صرف نظر از درستی ادعای شاعر درباره نوشیدنی، برای شناخت کاربرد واژه اهمیت دارد. «يُؤْذِيكَ» در اینجا به ناراحتی جسمی مربوط است، نه به توهین، دشمنی یا ظلم.

در توصیف‌های دیگر عربی نیز «أَذَى» برای ناراحتی ناشی از اشیا و شرایط محیطی به کار رفته است. بنابراین، پیش از بررسی کاربردهای اخلاقی قرآن، باید دانست که این ریشه از ابتدا محدود به آزار عمدی انسان به انسان نبوده است.

در زبان کهن، صورت «الآذِيّ» برای موج آب نیز ثبت شده است. اما وجود این کاربرد به تنهایی ثابت نمی‌کند که معنای همه مشتق‌های ریشه از تصویر موج یا برخورد آن پدید آمده باشد. معنای شناخته‌شده «أَذَى» بدون چنین تصویرسازی‌ای روشن است و نیازی به ساختن منشأ مادی فرضی ندارد.

۳. آزار جسمی و ناراحتی ناشی از وضعیت طبیعی

یکی از روشن‌ترین کاربردهای «أَذَى» در قرآن، توصیف ناراحتی‌هایی است که الزاما هیچ عامل انسانی و هیچ گناهی در پدید آمدن آنها دخالت ندارد.

محیض؛ آزار به‌عنوان وضعیت جسمی

در بقره ۲:۲۲۲ آمده است:

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

«و از تو درباره محیض می‌پرسند. بگو: آن رنج و ناراحتی است. پس در دوران محیض از زنان کناره بگیرید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند. پس هنگامی که پاکیزه شدند، از جایی که آن معبود یگانه به شما فرمان داده است با آنان آمیزش کنید. همانا آن معبود یگانه بازگشت‌کنندگان و پاکیزگی‌جویان را دوست دارد.»

بقره ۲:۲۲۲

در این آیه، «أَذًى» وصف «الْمَحِيضِ» است، نه وصف شخصیت یا ارزش زن. موضوع، وضعیت مربوط به قاعدگی و حکمی است که در ادامه درباره رابطه جنسی بیان می‌شود.

این کاربرد برای فهم ریشه اهمیت دارد؛ زیرا «أَذَى» در اینجا به معنای توهین، دشمنی یا آزار عمدی نیست. ناراحتی و وضعیت جسمی نیز در میدان معنایی آن جای دارند.

از سوی دیگر، خود واژه «أَذًى» به تنهایی «نجاست اخلاقی»، «گناه» یا «بی‌ارزشی» را بیان نمی‌کند. چنین معانی‌ای را نمی‌توان صرفا از این ریشه استخراج کرد.

آزار سر در احکام حج

در بقره ۲:۱۹۶، هنگام بیان حکم تراشیدن سر در حج، از کسی سخن رفته است که بیمار باشد یا در سر خود «أَذًى» داشته باشد.

قرار گرفتن «مَرِيضًا» در کنار «أَذًى مِنْ رَأْسِهِ» نشان می‌دهد که آزار ممکن است عارضه‌ای مشخص و موضعی باشد؛ مانند ناراحتی‌ای در سر که رعایت حکم معمول را دشوار کند. آیه نوع دقیق عارضه را به یک بیماری معین محدود نمی‌کند.

«أَذًى» در اینجا نام یک مرض مشخص نیست، بلکه وصف ناراحتی یا عارضه‌ای است که شخص از آن رنج می‌برد. وجود چنین وضعیتی در آیه با حکم فدیه پیوند پیدا می‌کند.

آزار ناشی از باران

در نساء ۴:۱۰۲، هنگام بیان تدابیر احتیاطی در شرایط خطر، از وضعیتی سخن رفته که باران موجب آزار شده باشد. در چنین حالتی، همراه با بیماری، اجازه گذاشتن سلاح‌ها بیان می‌شود، در حالی که فرمان حفظ احتیاط همچنان باقی است.

عبارت «أَذًى مِنْ مَطَرٍ» نشان می‌دهد که باران نیز می‌تواند عامل «أَذَى» باشد.

در این کاربرد، باران قصد آزار ندارد و شخص نیز لزوما مرتکب خطایی نشده است. آزار، نتیجه شرایط بیرونی است.

مجموع این سه آیه نشان می‌دهد که «أَذَى» در معنای پایه خود یک اصطلاح صرفا اخلاقی نیست. رنج جسمی، ناراحتی محیطی و عارضه طبیعی نیز می‌توانند مصداق آن باشند.

۴. آزار زبانی و رفتاری؛ آسیب رساندن به حرمت انسان

بخش مهم دیگری از کاربردهای قرآنی این ریشه، به رفتار انسان با انسان مربوط است. در این موارد، آزار ممکن است بدون آسیب جسمی آشکار پدید آید.

آزار نیازمند پس از بخشش

قرآن در بقره ۲:۲۶۲ می‌گوید:

الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

«کسانی که اموال خود را در راه آن معبود یگانه انفاق می‌کنند، سپس آنچه را بخشیده‌اند با منت گذاشتن و آزار دادن همراه نمی‌سازند، پاداششان نزد پروردگارشان است؛ نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.»

بقره ۲:۲۶۲

در این آیه، «مَنًّا» و «أَذًى» در کنار یکدیگر آمده‌اند. منت گذاشتن به یادآوری بخشش به شکلی مربوط است که گیرنده را زیر بار آن قرار می‌دهد. آزار، معنای گسترده‌تری دارد و می‌تواند شامل تحقیر، سخن آزاردهنده، رفتار خشن یا آسیب رساندن به حرمت دریافت‌کننده باشد.

این دو عنوان با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند، اما کاملا یکسان نیستند. هر منت‌گذاری تحقیرآمیز می‌تواند آزاردهنده باشد، ولی هر آزار لزوما منت گذاشتن نیست.

آیه رابطه میان ارزش بخشش و رفتار پس از آن را روشن می‌کند. دادن مال به کسی، مجوز آزار دادن او نیست.

آیه بعد این معنا را آشکارتر می‌سازد:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ

«گفتاری پسندیده و گذشت، بهتر از صدقه‌ای است که آزاری در پی آن باشد؛ و آن معبود یگانه بی‌نیاز و بردبار است.»

بقره ۲:۲۶۳

در اینجا آزار به دنبال صدقه می‌آید. بنابراین، مسئله فقط مقدار مال بخشیده‌شده نیست؛ شیوه رفتار با انسان نیز ارزش عمل را تعیین می‌کند.

بقره ۲:۲۶۴ این هشدار را با فرمان صریح به باطل نکردن صدقه از راه منت و آزار ادامه می‌دهد. در آن آیه، بخشش همراه با آزار در کنار انفاقی قرار می‌گیرد که برای خودنمایی انجام می‌شود.

از این مجموعه روشن می‌شود که «أَذَى» می‌تواند به آسیبی اشاره کند که در شأن، احساس و موقعیت اجتماعی انسان پدید می‌آید، حتی اگر هیچ صدمه جسمی در میان نباشد.

آزار پیامبر با سخن و رفتار

در توبه ۹:۶۱ آمده است:

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

«و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: او گوش است. بگو: گوشی برای خیر شماست؛ به آن معبود یگانه ایمان دارد و به مؤمنان اعتماد می‌کند و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند رحمتی است. و کسانی که رسول آن معبود یگانه را آزار می‌دهند، برایشان عذابی دردناک است.»

توبه ۹:۶۱

در این آیه، آزار با سخن و نسبت دادن وصفی تحقیرآمیز به پیامبر ارتباط دارد. عبارت «هُوَ أُذُنٌ» نشان می‌دهد که خود سخن نیز می‌تواند وسیله آزار باشد.

در اینجا باید به تفاوت دو ریشه توجه کرد: «يُؤْذُونَ» از ریشه «أ ذ ي» است، اما «أُذُنٌ» به معنای گوش از ریشه «أ ذ ن» می‌آید. نزدیکی ظاهری آنها نباید سبب یکی گرفتن دو خانواده زبانی شود.

پژوهش ریشهٔ أ ذ ن

در احزاب ۳۳:۵۳ نیز رفتار مهمانانی که پس از غذا در خانه پیامبر می‌ماندند و به گفتگو ادامه می‌دادند، با فعل «يُؤْذِي» توصیف شده است. در همان آیه، حریم خانه و رفتار اجتماعی مناسب موضوع حکم قرار دارد. در همین آیه، تعبیر «أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» نیز آمده است؛ «تُؤْذُوا» مضارع منصوب پس از «أَنْ» است.

این کاربرد نشان می‌دهد که آزار همیشه ناسزاگویی یا حمله آشکار نیست. رفتار مزاحم، بی‌توجهی به حریم دیگری و تحمیل حضور ناخواسته نیز می‌تواند آزار پدید آورد.

پس «آزار» در قرآن تنها به صدمه جسمی محدود نمی‌شود؛ گفتار و رفتار انسان نیز می‌تواند مایه آن باشد.

۵. آزار در ستم، مخالفت و فشار بر پیامبران و مؤمنان

در گروهی دیگر از آیات، «أ ذ ي» در فضای دشمنی، فشار و ستم اجتماعی به کار رفته است. این کاربردها نشان می‌دهند که محدود کردن ریشه به ناراحتی جزئی و کم‌اهمیت درست نیست.

آزار بنی‌اسرائیل در دوران فرعون

در اعراف ۷:۱۲۹ آمده است:

قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ

«گفتند: پیش از آنکه نزد ما بیایی آزار دیدیم و پس از آنکه نزد ما آمدی نیز آزار دیدیم. گفت: امید است پروردگارتان دشمن شما را نابود کند و شما را در زمین جانشین سازد؛ آنگاه بنگرد چگونه عمل می‌کنید.»

اعراف ۷:۱۲۹

در این آیه، «أُوذِينَا» درباره رنجی آمده که بنی‌اسرائیل در فضای سلطه فرعون تجربه کرده‌اند.

سیاق نزدیک، به‌ویژه اعراف ۷:۱۲۷، از تهدید فرعون علیه پسران آنان و زنده نگه داشتن زنانشان سخن می‌گوید. بنابراین، آزار در این داستان را نمی‌توان صرفا به سخن ناخوشایند یا ناراحتی مختصر محدود کرد.

«أُوذِينَا» فعل مجهول است و بر آزاری تاکید دارد که بر آنان وارد شده است. عامل ستم از سیاق شناخته می‌شود، نه از خود ساختمان مجهول فعل.

این شاهد برای تعیین دامنه معنایی ریشه اهمیت ویژه دارد: «أَذَى» می‌تواند در فضای ستم شدید و فشار اجتماعی نیز به کار رود.

آزار پیامبران و پایداری آنان

در انعام ۶:۳۴ آمده است:

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ

«و بی‌گمان رسولانی پیش از تو تکذیب شدند؛ پس بر تکذیب و آزاری که دیدند پایداری کردند تا یاری ما به آنان رسید. و هیچ تغییر‌دهنده‌ای برای کلمات آن معبود یگانه نیست؛ و بی‌گمان بخشی از خبرهای فرستادگان به تو رسیده است.»

انعام ۶:۳۴

در این آیه، تکذیب و آزار با یکدیگر آمده‌اند. تکذیب به نپذیرفتن یا دروغ شمردن پیام مربوط است، در حالی که آزار می‌تواند رفتارهای زیان‌رسان همراه آن را نیز دربر گیرد.

این همراهی به معنای جدایی مطلق دو مفهوم نیست؛ تکذیب نیز ممکن است آزاردهنده باشد. اما ذکر جداگانه آنها نشان می‌دهد که آزار به خود انکار زبانی محدود نشده است.

در آل عمران ۳:۱۹۵ نیز کسانی که مهاجرت کرده‌اند، از خانه‌هایشان بیرون رانده شده‌اند، در راه آن معبود یگانه آزار دیده‌اند، جنگیده‌اند و کشته شده‌اند، در یک زنجیره از کنش‌ها و رنج‌ها یاد می‌شوند. «أُوذُوا» در آنجا با بیرون رانده شدن، جنگیدن و کشته شدن ارتباط سیاقی دارد، اما معنای آن به هیچ‌یک از این رخدادها به تنهایی فروکاسته نمی‌شود.

آزار شنیداری و پایداری

در آل عمران ۳:۱۸۶ آمده است:

لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

«بی‌گمان در اموال و جان‌هایتان آزموده خواهید شد، و از کسانی که پیش از شما کتاب داده شده‌اند و از کسانی که شریک می‌گیرند، آزار بسیار خواهید شنید. و اگر پایداری کنید و تقوا پیشه سازید، این از کارهای استوار و نیازمند عزم است.»

آل عمران ۳:۱۸۶

وجود فعل «وَلَتَسْمَعُنَّ» نشان می‌دهد که آزار در این آیه به آنچه شنیده می‌شود مربوط است. سخنان دشمنانه، تحقیرآمیز یا آزاردهنده می‌توانند مصداق چنین تعبیری باشند.

همچنین صفت «كَثِيرًا» نشان می‌دهد که آزار از نظر مقدار یا تکرار نیز می‌تواند گسترده باشد.

آیه درباره آزاری است که مخاطبان در شرایط مشخص با آن روبه‌رو می‌شوند. از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که همه افراد متعلق به گروه‌های نام‌برده، در همه زمان‌ها، آزارگرند.

آزار و صبر بر حق

در ابراهیم ۱۴:۱۲ آمده است:

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

«و ما را چه شده که بر آن معبود یگانه توکل نکنیم، در حالی که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و بی‌گمان بر آزاری که به ما رسانده‌اید پایداری خواهیم کرد؛ و توکل‌کنندگان باید بر آن معبود یگانه توکل کنند.»

ابراهیم ۱۴:۱۲

«آذَيْتُمُونَا» فعل گذشته از باب افعال است؛ مخاطبان، عامل آزار و گویندگان سخن، دریافت‌کنندگان آن‌اند.

این آیه رابطه آزار با پایداری بر راه هدایت را نشان می‌دهد. اما «صبر» معنای خود آزار نیست و از وجود آزار نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که تحمل هر ستمی در هر شرایطی فرمان عمومی قرآن است.

در عنکبوت ۲۹:۱۰ نیز کسی توصیف شده که هنگام آزار دیدن در راه آن معبود یگانه، فشار و آزمون مردم را مانند عذاب آن معبود یگانه می‌انگارد. در آن آیه، «أُوذِيَ» بر آزار دیدن دلالت دارد، در حالی که «فِتْنَةَ النَّاسِ» و «عَذَابِ اللَّهِ» دو تعبیر متفاوت‌اند. برابر پنداشتن آنها بخشی از وضعیت شخص توصیف‌شده است، نه تعریف لغوی «أَذَى».

۷. نکات ویژه در کاربرد فعل «آذَى»

فرمان «فَآذُوهُمَا» در نساء ۴:۱۶

یکی از کاربردهای قابل توجه ریشه در نساء ۴:۱۶ آمده است:

وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَحِيمًا

«و آن دو تن از شما که آن را انجام می‌دهند، آزارشان دهید. پس اگر بازگشتند و اصلاح کردند، از برخورد با آنان دست بردارید. همانا آن معبود یگانه بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.»

نساء ۴:۱۶

«فَآذُوهُمَا» فعل امر از باب افعال است. ضمیر «هُمَا» به دو شخص اشاره دارد و ضمیر «هَا» در «يَأْتِيَانِهَا» به عمل یادشده در سیاق بازمی‌گردد.

این آیه نشان می‌دهد که فعل «آذَى» فقط در مقام نکوهش آزارگران نیامده است؛ در یک حکم معین نیز از آن استفاده شده است.

با این حال، خود فعل به تنهایی روش و اندازه برخورد را مشخص نمی‌کند. اینکه آزار در این حکم دقیقا چه نوع توبیخ، برخورد یا مجازاتی را دربر می‌گیرد، مسئله‌ای فراتر از معنای ریشه است و به بررسی سیاق و دیگر احکام نیاز دارد.

وجود شرط «فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا» نیز اهمیت دارد. آیه برخورد یادشده را بی‌قید و بی‌پایان معرفی نمی‌کند؛ توبه و اصلاح با فرمان دست برداشتن از برخورد همراه شده‌اند.

بنابراین، نه می‌توان «فَآذُوهُمَا» را بدون دلیل به یک مجازات جسمی مشخص محدود کرد و نه می‌توان از آن اجازه عمومی برای آزار انسان‌ها استخراج نمود.

«أَذَاهُمْ» و نقش ضمیر

در احزاب ۳۳:۴۸ آمده است:

وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا

«و کافران و منافقان را فرمان مبر؛ و آزارشان را واگذار و بر آن معبود یگانه توکل کن؛ و آن معبود یگانه برای کارسازی کافی است.»

احزاب ۳۳:۴۸

«أَذَاهُمْ» از اسم «أَذَى» همراه با ضمیر جمع ساخته شده است. این ضمیر می‌تواند در یک ساخت اضافی، از نظر زبانی، با عامل آزار یا با دریافت‌کننده آن ارتباط داشته باشد.

از این رو، عبارت می‌تواند به واگذاشتن آزاری که آنان می‌رسانند یا دست برداشتن از آزار رساندن به آنان فهمیده شود. در سیاق فرمان به پیامبر، خوانش نخست، یعنی درگیر نشدن با آزار مخالفان و واگذاشتن مقابله با آن، پشتوانه تفسیری شناخته‌شده‌ای دارد.

برای تعیین خوانش برتر باید نحو، سیاق و رابطه فرمان‌های آیه با یکدیگر بررسی شوند. خود اسم «أَذَى» این اختلاف را حل نمی‌کند.

این نمونه نشان می‌دهد که در ترجمه ریشه‌ها، نقش ضمیر و ساختمان جمله گاهی به اندازه معنای واژه اهمیت دارد.

۸. آزار مؤمنان، پیامبران و نسبت دادن آزار به آن معبود یگانه

آزار بی‌حق و بهتان

در احزاب ۳۳:۵۸ آمده است:

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا

«و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بی‌آنکه آنچه به آنان نسبت می‌دهند مرتکب شده باشند آزار می‌دهند، به‌راستی بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش گرفته‌اند.»

احزاب ۳۳:۵۸

در این آیه، آزار با قید «بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا» و با نتیجه «بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» همراه شده است.

این قیدها نشان می‌دهند که آزار مورد نکوهش با اتهام و رفتار ناحق ارتباط دارد. معنای «بهتان» از خود ریشه «أ ذ ي» بیرون نمی‌آید، بلکه از واژه و ساخت مستقل آیه شناخته می‌شود.

همچنین از قید یادشده نباید نتیجه گرفت که آزار دادن شخصی که مرتکب خطا شده، بدون هیچ حد و شرطی مجاز است. آیه وضعیت مشخصی از آزار ناحق را محکوم می‌کند؛ قواعد برخورد با خطاکاران باید از مجموعه آیات مربوط بررسی شوند.

آزار زنان و مسئله امنیت

در احزاب ۳۳:۵۹ آمده است:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا

«ای پیامبر، به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو که از پوشش‌های بیرونی خود بر خویش فروگیرند. این نزدیک‌تر است به اینکه شناخته شوند و آزار نبینند. و آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.»

احزاب ۳۳:۵۹

«يُؤْذَيْنَ» فعل مضارع مجهول، برای جمع مؤنث است و به آزار دیدن زنان اشاره دارد. ساخت مجهول، توجه را به کسانی معطوف می‌کند که آزار بر آنان وارد می‌شود.

آیه در سیاق توصیه‌ای برای شناخته شدن و دور ماندن از آزار آمده است. خود واژه «يُؤْذَيْنَ» نوع پوشش، هویت آزارگران یا همه شرایط اجتماعی را تعریف نمی‌کند؛ این مسائل به دیگر اجزای آیه و زمینه آن مربوط‌اند.

همچنین آزار دیدن یا ندیدن، به معنای انتقال مسئولیت رفتار آزارگر به شخص آزار دیده نیست. ریشه «أ ذ ي» وقوع آزار را بیان می‌کند و از آن نمی‌توان چنین جابه‌جایی مسئولیتی را نتیجه گرفت.

آزار موسی و نقش گفتار

در احزاب ۳۳:۶۹ آمده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند؛ پس آن معبود یگانه او را از آنچه گفته بودند مبرا ساخت؛ و او نزد آن معبود یگانه آبرومند بود.»

احزاب ۳۳:۶۹

در اینجا، آزار موسی با عبارت «مِمَّا قَالُوا» پیوند دارد. این رابطه نشان می‌دهد که سخن و نسبت ناروا می‌تواند از عوامل آزار باشد.

در صف ۶۱:۵ نیز موسی از قوم خود می‌پرسد چرا او را آزار می‌دهند، در حالی که می‌دانند فرستاده آن معبود یگانه به سوی آنان است. در آن آیه، آزار با رفتار قومی روبه‌رو می‌شود که نسبت به رسالت او آگاهی دارند.

با این همه، تمام جزئیات آزار موسی را نمی‌توان فقط از فعل «آذَوْا» یا «تُؤْذُونَنِي» استخراج کرد. این افعال وقوع آزار را بیان می‌کنند و جزئیات آن به سیاق و شواهد دیگر وابسته‌اند.

معنای «يُؤْذُونَ اللَّهَ» چیست؟

در احزاب ۳۳:۵۷ آمده است:

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

«همانا کسانی که آن معبود یگانه و رسولش را آزار می‌دهند، آن معبود یگانه آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخته است.»

احزاب ۳۳:۵۷

در این آیه، «اللَّهَ» و «رَسُولَهُ» دو مفعول هم‌پایه برای فعل «يُؤْذُونَ» هستند؛ عاملان آزار، کسانی‌اند که با «الَّذِينَ» معرفی شده‌اند.

هنگامی که آزار درباره انسان به کار می‌رود، می‌تواند ناراحتی جسمی، رنج روانی یا آسیب اجتماعی را بیان کند. اما نسبت دادن آن به آن معبود یگانه مجوز تصور درد جسمانی، آسیب‌پذیری یا نیازمندی او نیست.

قرآن در آل عمران ۳:۱۷۷ و محمد ۴۷:۳۲ نیز روشن می‌کند که انسان‌ها با کفر و مخالفت خود نمی‌توانند به آن معبود یگانه زیانی برسانند.

بنابراین، «آزار دادن آن معبود یگانه» در این سیاق باید با توجه به مقام الهی و شبکه آیات فهمیده شود؛ یعنی رفتار و گفتاری که حرمت آن معبود یگانه و فرمان او را نقض می‌کند یا در مخالفت با او و رسولش قرار می‌گیرد، نه وارد کردن صدمه جسمی یا کاستن از قدرت و کمال آن معبود یگانه.

این تفاوت به معنای تغییر بی‌دلیل معنای ریشه نیست. مفهوم آزار در سطحی متناسب با مرجع فعل فهمیده می‌شود، همان‌گونه که بسیاری از فعل‌های مشترک میان انسان و آن معبود یگانه در قرآن، با یک تصور جسمانی یکسان تفسیر نمی‌شوند.

۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در ترجمه ریشه «أ ذ ي»، معادل اصلی و طبیعی فارسی «آزار» است. با این حال، همه کاربردها نباید بدون توجه به سیاق با یک عبارت یکسان برگردانده شوند.

برای اسم «أَذًى» در رابطه انسانی، «آزار»، «آزار و اذیت» یا در موارد مشخص «آسیب» مناسب است. در بقره ۲:۲۶۲ و بقره ۲:۲۶۳، «آزار» با توجه به زمینه بخشش و رفتار با نیازمند، معنای روشن و طبیعی دارد.

در کاربردهای جسمی و محیطی، «ناراحتی»، «رنج» یا «عارضه آزاردهنده» می‌تواند دقیق‌تر باشد. برای بقره ۲:۱۹۶، تعبیر «عارضه‌ای در سر» معنای سیاقی را روشن می‌کند، ولی «أَذًى» را نباید نام بیماری مشخصی گرفت. در نساء ۴:۱۰۲، «آزار ناشی از باران» ترجمه‌ای مناسب است.

برای فعل «آذَى»، تعبیرهای «آزار دادن»، «رنجاندن» و «آسیب رساندن» بر حسب سیاق به کار می‌روند. «رنجاندن» در زمینه سخن و رفتار اجتماعی طبیعی است، اما در فضای ستم و فشار شدید ممکن است بار معنایی کافی نداشته باشد.

صورت مجهول «أُوذِيَ» و جمع‌های آن معمولا با «آزار دیدن»، «مورد آزار قرار گرفتن» یا در سیاق شدیدتر «تحت آزار قرار گرفتن» ترجمه می‌شوند.

در کاربردهایی مانند «يُؤْذُونَ اللَّهَ»، حفظ لفظ «آزار دادن» در ترجمه مستقیم ممکن است، اما توضیح سیاقی باید مانع برداشت جسمانی از آن شود.

اصل ترجمه آن است که شدت، عامل و نوع آزار از همان آیه گرفته شود. نباید واژه‌ای که در یک آیه به ناراحتی جسمی اشاره دارد، در همه موارد به «بیماری» تبدیل شود؛ همان‌گونه که نباید کاربرد شدید آن در داستان ستمگران، تمام موارد دیگر را به «شکنجه» محدود سازد.

۱۰. جمع‌بندی

ریشه «أ ذ ي» به آزار و ناگواری مربوط است؛ وضعیتی که شخص از آن رنج می‌برد یا رفتاری که چنین رنجی را به دیگری می‌رساند.

در قرآن، این ریشه هم برای ناراحتی طبیعی و جسمی آمده است، مانند آزار ناشی از باران یا عارضه سر، و هم برای آزار زبانی، تحقیر، تعرض به حریم دیگران و فشار بر پیامبران و مؤمنان.

از این رو، «أَذَى» نه همیشه آسیب خفیف است، نه همیشه ستم عمدی، و نه به درد جسمی محدود می‌شود. در مواردی می‌تواند با ضرر، ظلم و عذاب هم‌پوشانی داشته باشد، اما هیچ‌یک از این واژه‌ها معادل کامل و همیشگی آن نیست.

در کاربردهای انسانی، این ریشه می‌تواند آسیب رساندن به جسم، آرامش، احساس یا حرمت شخص را بیان کند. در کاربردهایی که به آن معبود یگانه نسبت داده شده، معنای آن باید بدون تصور آسیب جسمانی یا نقص در ذات الهی فهمیده شود.

تعریف نهایی ریشه «أ ذ ي» در فرقان:

«رنج، ناراحتی یا آسیب ناشی از امر یا رفتاری ناگوار؛ و در صورت فعلی، ایجاد یا رساندن چنین آزار و آسیبی به دیگری. نوع، شدت و ارزش اخلاقی آن از سیاق تعیین می‌شود.»