ریشه قرآنی أ ز ز

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

تحریک، برانگیختن و به حرکت واداشتن؛ از جوشش و جنب‌وجوش تا تحریک شیطانی

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ ز ز» در زبان عربی به حرکت، جنب‌وجوش، برانگیختن و به حرکت واداشتن مربوط است. این حرکت گاهی در جوشیدن آب، لرزش و صدا آشکار می‌شود و گاهی در رفتار انسان، هنگامی که کسی دیگری را به کاری تحریک می‌کند یا با اصرار به سویی می‌راند. در برخی کاربردهای دیگر، همین خانواده زبانی به فشردگی و ازدحام نیز اشاره دارد.

قرآن این ریشه را تنها در مریم ۱۹:۸۳ به کار برده است؛ جایی که از شیاطینی سخن می‌گوید که کافران را «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا». در این آیه، مقصود حرکت جسمانی یا تولید صدا نیست، بلکه برانگیختن و تحریک کردن انسان‌ها به سوی گمراهی و نافرمانی است.

نکته مهم آن است که «أَزّ» به خودی خود به معنای گمراه کردن، گناه، وسوسه یا اجبار نیست. هسته آن در این کاربرد، تحریک و به حرکت واداشتن است. اینکه این تحریک به سوی چه چیزی صورت می‌گیرد و چه ارزش اخلاقی دارد، از فاعل فعل و سیاق آیه شناخته می‌شود.

۱. صورت‌های قرآنی و هسته معنایی

ریشه «أ ز ز» در قرآن دو بار، در قالب دو واژه از یک آیه، آمده است:

«تَؤُزُّهُمْ» فعل مضارع از «أَزَّ» به معنای تحریک کردن و به حرکت واداشتن آنان است.

«أَزًّا» مصدر همان فعل است که در جمله نقش مفعول مطلق دارد و بر خود عمل تحریک تاکید می‌کند.

هر دو صورت در مریم ۱۹:۸۳ آمده‌اند. بنابراین، با دو کاربرد واژگانی روبه‌رو هستیم، اما تنها یک سیاق قرآنی برای این ریشه وجود دارد.

فعل «أَزَّ» از ثلاثی مجرد مضاعف است؛ یعنی دو حرف پایانی ریشه یکسان‌اند و در صورت فعلی با تشدید ظاهر می‌شوند. تشدید «ز» نباید سبب شود این فعل را از باب تفعیل بدانیم. «تَؤُزُّ» صورت مضارع همان فعل مجرد است.

در عربی، مصدرهای «أَزّ»، «أَزِيز» و «أَزَاز» ثبت شده‌اند. «أَزِيز» در کاربرد مشهور خود به صدایی مربوط است که از جنب‌وجوش، جوشش یا لرزش پدید می‌آید.

صورت‌های دیگری مانند «ائْتِزَاز»، «تَأَزُّز» و «أَزَز» نیز در زبان عربی شناخته شده‌اند. دو صورت نخست در وصف جوشش دیگ و صورت سوم در وصف تنگی و ازدحام ثبت شده‌اند، اما این صورت‌ها در قرآن نیامده‌اند.

در کاربرد قرآنی، هسته معنایی ریشه را می‌توان چنین بیان کرد:

برانگیختن و به حرکت واداشتن کسی یا چیزی، با تحریک، فشار یا تهییجی که او را به واکنش یا حرکت به سویی سوق می‌دهد.

این معنا با حرکت معمولی تفاوت دارد. در «أَزَّهُ» فقط وقوع حرکت گزارش نمی‌شود، بلکه عاملی نیز وجود دارد که دیگری را تحریک می‌کند یا به حرکت درمی‌آورد.

با این حال، تمام کاربردهای لغوی این خانواده را نمی‌توان به تحریک عمدی انسان محدود کرد. در جوشیدن دیگ یا صدای رعد، فاعل انسانی و نیت آگاهانه‌ای در میان نیست.

۲. ریشه در عربی کهن؛ جوشش، صدا، فشردگی و تحریک

أَزَّتِ الْقِدْرُ؛ جوشش و صدای دیگ

یکی از کاربردهای شناخته‌شده این ریشه در عربی کهن، تعبیر «أَزَّتِ الْقِدْرُ» است؛ یعنی دیگ به جوش و جنب‌وجوش درآمد و صدای جوشش آن برخاست.

«أَزِيز» در این زمینه به صدای جوشیدن آب یا مایعی اشاره دارد که در اثر حرارت به حرکت درآمده است.

این واژه برای صدای رعد از دور نیز ثبت شده است. در چنین کاربردی، «أَزِيز» بر صدایی دلالت می‌کند که از یک پدیده پرجنب‌وجوش یا نیرومند شنیده می‌شود.

در تعبیر دیگری، «أَزَّ بِالْقِدْرِ» یا «أَزَّ الْقِدْرَ» به فراهم کردن آتش و حرارت برای به جوش آوردن دیگ مربوط است. اینجا عامل بیرونی، چیزی را به حرکت و جوشش درمی‌آورد.

این کاربردها نشان می‌دهند که حرکت، جنب‌وجوش و صدا در بخشی از خانواده «أ ز ز» با یکدیگر ارتباط دارند.

اما نباید از این ارتباط نتیجه گرفت که ریشه در آغاز حتما نام‌آوایی برای تقلید صدای جوشیدن بوده یا تمام معانی آن از تصویر دیگ جوشان پدید آمده‌اند. چنین ادعایی به شواهد تاریخی مستقلی نیاز دارد.

«أَزِيز» یک کاربرد ثبت‌شده زبانی است، نه دلیل قطعی درباره نخستین منشأ تاریخی ریشه.

أَزَز؛ ازدحام و فشردگی

شاخه دیگری از این خانواده به فشردگی و ازدحام مربوط است.

در عربی، «بَيْتٌ أَزَزٌ» برای خانه‌ای به کار رفته که از جمعیت پر شده و فضای آزاد اندکی دارد. درباره جمعیت فشرده نیز تعبیر «النَّاسُ أَزَزٌ» ثبت شده است.

در این کاربرد، توجه از حرکت شدید به جمع شدن و فشرده شدن اشخاص معطوف می‌شود.

ابوالنجم عجلی، شاعر دوره اموی، در رجز خود می‌گوید:

أَنَا أَبُو النَّجْمِ إِذَا شُدَّ الْحُجَزْ
وَاجْتَمَعَ الْأَقْدَامُ فِي ضِيقٍ أَزَزْ

«من ابوالنجم هستم، آنگاه که کمربندها محکم بسته شوند و پاها در تنگنایی فشرده بر هم جمع آیند.»

«أَزَز» در این شاهد، تنگی و ازدحامی را توصیف می‌کند که اشخاص در آن به هم نزدیک و فشرده شده‌اند.

این بیت نشان می‌دهد که خانواده «أ ز ز» در زبان عربی تنها برای صدای جوشش یا تحریک روانی به کار نمی‌رفته است. فشردگی جمعیت نیز از کاربردهای آن بوده است.

با این حال، ازدحام را نباید معنای مستقیم «تَؤُزُّهُمْ» در قرآن دانست. سیاق مریم ۱۹:۸۳ درباره تحریک شیاطین است، نه جمع شدن جسمانی اشخاص در یک مکان.

أَزَّ الشَّيْءَ؛ حرکت دادن و به هم فشردن

در گزارش‌های لغوی، «أَزَّ الشَّيْءَ» برای حرکت دادن شدید چیزی و نیز برای نزدیک و فشرده کردن اجزای آن به یکدیگر ثبت شده است.

این دو کاربرد ممکن است در عمل به هم نزدیک باشند. وقتی اشخاص یا اشیا با فشار حرکت داده می‌شوند، ممکن است به یکدیگر نزدیک شوند یا در فضایی محدود فشرده گردند.

در شعر اخطل، شاعر دوره اموی، آمده است:

وَنَقْضُ الْعُهُودِ بِإِثْرِ الْعُهُودِ
يَؤُزُّ الْكَتَائِبَ حَتَّى حَمِينَا

«و پیمان‌شکنی در پی پیمان‌شکنی، سپاهیان را به هم می‌فشرد و گرد می‌آورد، تا آنکه به خشم و جوش درآمدیم.»

«يَؤُزُّ الْكَتَائِبَ» در توضیح لغوی این شاهد به گرد آوردن و به هم فشردن گروه‌های جنگی مربوط است؛ پیوند آن با برانگیختگی و درگیری از سیاق بیت شناخته می‌شود.

در اینجا، فعل از توصیف جوشش طبیعی فراتر می‌رود و به عاملی مربوط می‌شود که گروه‌های انسانی را به یکدیگر نزدیک و در جمعی فشرده گرد می‌آورد. بنابراین، این شاهد را نباید صرفا نمونه تحریک روانی افراد دانست.

در هر دو شاهد شعری یادشده، با عربی دوره اموی روبه‌رو هستیم، نه شعر جاهلی که قدمت همان ابیات پیش از قرآن ثابت شده باشد. این شواهد برای شناخت کاربرد قدیم واژه مفیدند، اما نباید زمان آنها را به دوره‌ای پیش‌تر منتقل کرد. در این بررسی، شاهد مستقلی که بتوان با اطمینان آن را به پیش از قرآن تاریخ‌گذاری کرد به دست نیامد.

أَزَّهُ؛ تحریک و برانگیختن انسان

کاربردی که به معنای قرآنی نزدیک‌تر است، «أَزَّهُ يَؤُزُّهُ أَزًّا» است.

این تعبیر در عربی برای تحریک کردن، برانگیختن و واداشتن شخص به حرکت یا اقدام به کار رفته است.

در برخی توضیح‌های لغوی، «أَزّ» به تحریک کسی با چاره‌جویی و شیوه‌ای غیرمستقیم نیز مربوط شده است؛ یعنی شخص را چنان به کاری متمایل کنند که سرانجام به آن اقدام کند.

این معنا در زمینه رفتار انسان‌ها اهمیت دارد، زیرا تحریک همیشه با زور جسمانی انجام نمی‌شود. ممکن است کسی با سخن، تشویق، تحریک احساسات یا اصرار، دیگری را به کاری سوق دهد.

با این حال، «أَزَّ» به خودی خود نه فریبکاری را ثابت می‌کند و نه اجبار کامل را. این ویژگی‌ها تنها در صورتی به یک کاربرد نسبت داده می‌شوند که سیاق آنها را پشتیبانی کند.

از مجموعه شواهد لغوی روشن می‌شود که در این خانواده، حرکت، شور، فشردگی و تحریک با یکدیگر ارتباط دارند. اما برای تمام این شاخه‌ها نباید یک داستان تاریخی قطعی ساخت.

در کاربردی که به قرآن مربوط است، تحریک و برانگیختن شدید معنای روشن‌تر و مستقیم‌تری دارد.

۳. «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» در سوره مریم

تنها آیه قرآن که این ریشه در آن آمده، مریم ۱۹:۸۳ است:

أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا

«آیا نمی‌بینی که ما شیاطین را بر کافران فرستاده‌ایم؛ آنان کافران را سخت تحریک و برمی‌انگیزند؟»

مریم ۱۹:۸۳

در این آیه، شیاطین عامل تحریک‌اند و کافران کسانی هستند که این تحریک بر آنان وارد می‌شود.

«تَؤُزُّهُمْ» فعل مضارع است. فاعل آن به «الشَّيَاطِينَ» بازمی‌گردد و ضمیر «هُمْ» به کافران اشاره دارد.

فعل به صورت مؤنث مفرد آمده که در اینجا با جمع مکسر «الشَّيَاطِينَ» به اعتبار جماعت سازگار است. بنابراین، این صورت به یک شیطان مؤنث مشخص اشاره نمی‌کند.

از نظر نحوی، جمله «تَؤُزُّهُمْ» وضعیت شیاطین را توضیح می‌دهد؛ یعنی شیاطینی که بر کافران فرستاده شده‌اند، آنان را تحریک می‌کنند.

«أَزًّا» مصدر همان فعل و مفعول مطلق است. آوردن مصدر پس از فعل بر خود عمل تاکید می‌کند. در این سیاق، شدت و قوت تحریک نیز از ترکیب فعل، مصدر و معنای شناخته‌شده ریشه فهمیده می‌شود.

اما از مفعول مطلق به تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که تحریک حتما در هر لحظه تکرار می‌شود یا هیچ فرصتی برای مخالفت و مقاومت باقی نمی‌گذارد.

شیاطین آنان را به چه چیزی تحریک می‌کنند؟

خود فعل «تَؤُزُّهُمْ» مقصد تحریک را با حرف اضافه یا مفعول دیگری مشخص نکرده است. آیه نمی‌گوید «به فلان عمل خاص تحریکشان می‌کنند».

با این حال، سیاق سوره مریم جهت عمومی آن را روشن می‌سازد.

در مریم ۱۹:۸۱، از کسانی سخن گفته می‌شود که در کنار آن معبود یگانه معبودانی گرفته‌اند تا برایشان مایه عزت و قدرت باشند.

مریم ۱۹:۸۲ بیان می‌کند که همان معبودها عبادت آنان را انکار خواهند کرد و در برابرشان قرار خواهند گرفت.

سپس مریم ۱۹:۸۳ از شیاطینی سخن می‌گوید که بر کافران فرستاده شده‌اند و آنان را به‌شدت تحریک می‌کنند.

در چنین زمینه‌ای، تحریک شیاطین به سوی گمراهی، نافرمانی و پافشاری بر باطل فهمیده می‌شود.

این جهت منفی از رابطه فعل با «الشَّيَاطِينَ»، «الْكَافِرِينَ» و سیاق آیات به دست می‌آید؛ نه از اینکه ریشه «أ ز ز» در همه کاربردهای زبان عربی ذاتا به معنای تحریک به گناه باشد.

همان ریشه می‌تواند در زبان برای حرکت دادن چیزی، جوشش دیگ یا برانگیختن یک گروه نیز به کار رود، بدون آنکه آن کاربردها ضرورتا بار اخلاقی منفی داشته باشند.

چرا قرآن «أَزًّا» را پس از «تَؤُزُّهُمْ» آورده است؟

اگر جمله تنها «تَؤُزُّهُمْ» بود، اصل تحریک بیان می‌شد. افزودن «أَزًّا» بر وقوع و قوت این عمل تاکید می‌کند.

این ساخت در عربی شناخته شده است: فعل با مصدر خود همراه می‌شود تا عمل را برجسته سازد.

در اینجا، تصویر زبانی به تحریک ساده و گذرا محدود نمی‌ماند. شیاطین کسانی را که در میدان تاثیرشان قرار گرفته‌اند به حرکت و واکنش برمی‌انگیزند.

با این حال، نباید از این ساخت یک نظریه قطعی درباره شیوه روان‌شناختی وسوسه ساخت. آیه درباره شمار دفعات تحریک، نوع پیام‌های شیاطین یا سازوکار دقیق تاثیر آنان توضیح جداگانه‌ای نمی‌دهد.

«أَزًّا» تاکید بر تحریک است، نه شرح تمام مراحل آن.

۴. «أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ»؛ فرستادن و اختیار انسان

در مریم ۱۹:۸۳، قرآن فرستادن شیاطین را به آن معبود یگانه نسبت می‌دهد. این بخش آیه نباید برای آسان شدن توضیح، حذف یا بی‌اثر شود.

تعبیر «أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ» از نظر زبانی با فرستادن رسولی برای ابلاغ پیام یکسان نیست.

حرف «عَلَى» شیاطین را در نسبتی با کافران قرار می‌دهد که می‌تواند بر تسلط و تاثیرگذاری آنان دلالت داشته باشد. در برابر، تعبیر «رسول به سوی مردم» در آیات دیگر با وظیفه ابلاغ و هدایت پیوند دارد.

با این حال، از خود حرف «عَلَى» نیز نمی‌توان تمام حدود تسلط شیاطین یا چگونگی این فرستادن را تعیین کرد. این مسئله باید با آیات دیگر قرآن بررسی شود.

در زخرف ۴۳:۳۶، از کسی سخن گفته می‌شود که از یاد رحمان روی می‌گرداند و شیطانی قرین او می‌شود. زخرف ۴۳:۳۷ سپس توضیح می‌دهد که این قرین‌ها انسان‌ها را از راه بازمی‌دارند، در حالی که آنان خود را هدایت‌یافته می‌پندارند.

این دو آیه به فهم زمینه تحریک شیطانی کمک می‌کنند: همراهی و تاثیرگذاری شیطان در ارتباط با روی‌گردانی انسان از یاد آن معبود یگانه بیان شده است.

از سوی دیگر، در نحل ۱۶:۹۹، سلطه شیطان بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگار خود توکل می‌کنند نفی شده است. نحل ۱۶:۱۰۰ این سلطه را به کسانی پیوند می‌دهد که شیطان را به ولایت می‌گیرند و در ادامه از شرک آنان نیز سخن می‌گوید.

در ابراهیم ۱۴:۲۲ نیز شیطان در صحنه آخرت به کسانی که از او پیروی کرده‌اند می‌گوید که جز دعوت کردن آنان و پذیرفته شدن دعوتش، سلطه‌ای بر آنان نداشته است.

این آیات نشان می‌دهند که تحریک شیطانی را نباید با سلب کامل اختیار انسان یکی دانست.

شیطان می‌تواند دعوت کند، تحریک کند، وسوسه بیفکند و باطل را در نظر انسان جذاب جلوه دهد؛ اما این تاثیرگذاری به معنای آن نیست که انسان هیچ سهمی در پذیرش، پیروی یا مقاومت ندارد.

همچنین باید میان نسبت دادن فرستادن شیاطین به آن معبود یگانه و فرمان اخلاقی آن معبود یگانه به انسان تفاوت گذاشت. مریم ۱۹:۸۳ درباره وقوع و تاثیرگذاری این رابطه سخن می‌گوید؛ از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که نافرمانی از آن معبود یگانه به یک فرمان شرعی یا کار پسندیده تبدیل شده است.

در مریم ۱۹:۸۴، پس از بیان تحریک شیاطین، به پیامبر گفته می‌شود درباره کافران شتاب نکند، زیرا شمارش و حساب آنان در جریان است. بنابراین، تاخیر در رسیدن فرجام نیز به معنای بی‌حساب ماندن رفتارشان نیست.

با وجود این، بحث درباره چگونگی مشیت، اذن الهی، اختیار انسان و مسئولیت او گسترده‌تر از تعریف لغوی «أ ز ز» است. برای مطالعه ریشه، آنچه اهمیت مستقیم دارد این است که «تَؤُزُّهُمْ» بر تحریک و برانگیختن دلالت دارد، نه بر مجبور کردن انسان به عملی که هیچ اختیاری در برابر آن ندارد.

۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای ریشه «أ ز ز»، در کاربرد قرآنی آن، «تحریک کردن»، «به‌شدت برانگیختن» و «به حرکت واداشتن» معادل‌های اصلی‌اند.

در مریم ۱۹:۸۳، پیشنهاد نخست برای «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» چنین است:

«آنان را سخت تحریک و برمی‌انگیزند.»

این ترجمه هم معنای فعل را منتقل می‌کند و هم تاکید مصدر «أَزًّا» را تا اندازه‌ای در فارسی بازتاب می‌دهد.

«آنان را به‌شدت به سوی نافرمانی می‌رانند» نیز از نظر سیاقی قابل دفاع است، اما جهت نافرمانی از رابطه آیه با شیاطین و کافران به دست می‌آید، نه از معنای مستقل ریشه.

«آنان را پیوسته وسوسه می‌کنند» برای ترجمه مستقیم مناسب نیست؛ زیرا «وسوسه» شیوه‌ای خاص از اثرگذاری را بیان می‌کند و «پیوسته» نیز تکرار زمانی مشخصی را وارد جمله می‌سازد که از مصدر به تنهایی ثابت نمی‌شود.

«آنان را مجبور به گناه می‌کنند» نیز معادل دقیقی نیست. فعل «أَزَّ» تحریک و برانگیختن را بیان می‌کند، اما از خود آن سلب اختیار کامل شخص نتیجه نمی‌شود.

در کاربردهای غیرقرآنی، «أَزِيز» بر حسب زمینه می‌تواند «صدای جوشش»، «غرش» یا «صدای ممتد ناشی از حرکت و لرزش» ترجمه شود. «أَزَز» در زمینه ازدحام به «فشردگی»، «تنگی» یا «جمعیت فشرده» مربوط است.

این شاخه‌های لغوی برای شناخت خانواده واژه اهمیت دارند، ولی نباید واژه قرآنی «تَؤُزُّهُمْ» را به معنای «صدای جوشیدن درمی‌آورند» یا «در ازدحام قرار می‌دهند» برگرداند.

برای ترجمه کامل مریم ۱۹:۸۳، صورت پیشنهادی چنین است:

«آیا نمی‌بینی که ما شیاطین را بر کافران فرستاده‌ایم؛ آنان کافران را سخت تحریک و برمی‌انگیزند؟»

در توضیح سیاقی می‌توان روشن کرد که این تحریک به سوی گمراهی و نافرمانی است، اما ترجمه پایه نیازی ندارد همه این تحلیل را در خود جای دهد.

۷. جمع‌بندی

ریشه «أ ز ز» در عربی با حرکت، جنب‌وجوش، تحریک و برانگیختن ارتباط دارد. در بخشی از کاربردهای لغوی آن، جوشش و صدای ناشی از حرکت دیده می‌شود؛ در بخشی دیگر، ازدحام و فشردگی؛ و در کاربرد انسانی، تحریک کردن یا به حرکت و اقدام واداشتن دیگری.

این معانی در میدان حرکت و فشار به یکدیگر نزدیک‌اند، اما منشأ تاریخی واحد و قطعی تمام آنها روشن نیست. به‌ویژه نباید از صدای جوشش دیگ، تصویری اجباری برای تفسیر هر کاربرد ریشه ساخت.

در قرآن، «أ ز ز» تنها در مریم ۱۹:۸۳ آمده است. «تَؤُزُّهُمْ» بر تحریک کردن و به حرکت واداشتن کافران از سوی شیاطین دلالت دارد و «أَزًّا» مصدر تاکیدی همان فعل است.

منفی بودن این تحریک از فاعل و سیاق آیه شناخته می‌شود. خود ریشه ذاتا به معنای گناه، فریب، وسوسه یا کفر نیست.

همچنین تحریک شدید با اجبار مطلق یکسان نیست. دیگر آیات قرآن، تاثیرگذاری شیطان را در ارتباط با دعوت، پذیرش، پیروی و روی‌گردانی انسان از هدایت بیان می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان فقط از «تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» نتیجه گرفت که انسان در برابر این تحریک هیچ اختیار و مسئولیتی ندارد.

تعریف نهایی ریشه «أ ز ز» در فرقان:

«حرکت و جنب‌وجوش، و در کاربرد متعدی، تحریک کردن و به حرکت و واکنش واداشتن دیگری. این تحریک می‌تواند با شدت و فشار همراه باشد. در قرآن، أَزّ به برانگیختن شدید کافران از سوی شیاطین اشاره دارد؛ جهت گمراه‌کننده آن از سیاق شناخته می‌شود، نه از معنای پایه ریشه. کاربردهای لغوی دیگر این خانواده به جوشش و صدا، حرکت شدید و ازدحام و فشردگی مربوط‌اند.»