ریشه قرآنی ع ص ر

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

عصر؛ فشردن و عصاره گرفتن، گردباد، ابرهای باران‌آور و گذر زمان

صورت‌های قرآنی

۱. معرفی ریشه و صورت‌های قرآنی

ریشه «ع ص ر» در زبان عربی چند شاخه معنایی شناخته‌شده دارد. «عَصَرَ» به معنای فشردن چیزی برای بیرون آوردن آب یا مایع درون آن است. «عَصْر» همچنین برای زمان، دوره و بخشی از روز به کار می‌رود. از همین خانواده، «إِعْصَار» به گردبادی گفته می‌شود که باد و گردوغبار را با حرکت چرخشی بالا می‌برد، و «مُعْصِرَات» در قرآن در ارتباط با فرود آمدن باران آمده است.

این معانی همگی به یک خانواده زبانی تعلق دارند، اما نباید از پیش فرض کرد که از یک تصویر نخستین پدید آمده‌اند. پیوند فشردن با عصاره گرفتن روشن است؛ رابطه زمان با فشردن، یا رابطه گردباد با همان عمل، به بررسی جداگانه نیاز دارد.

ریشه «ع ص ر» در قرآن پنج بار آمده است: دو کاربرد از فعل مجرد «عَصَرَ» و سه صورت دیگر، یعنی «عَصْر»، «إِعْصَار» و «مُعْصِرَات». در نتیجه، چهار دسته صرفی و پنج صورت لفظیِ فهرست‌شده در زیر داریم:

  • أَعْصِرُ: می‌فشارم، عصاره می‌گیرم؛ فعل مضارع اول‌شخص از باب مجرد، در یوسف ۱۲:۳۶.
  • يَعْصِرُونَ: می‌فشارند، عصاره می‌گیرند؛ فعل مضارع جمع از باب مجرد، در یوسف ۱۲:۴۹.
  • إِعْصَار: گردباد یا باد شدید چرخنده، در بقره ۲:۲۶۶.
  • الْمُعْصِرَات: در سیاق باران، ابرهای آماده باریدن یا باران‌آور؛ با احتمال‌های تفسیری دیگر، در نبأ ۷۸:۱۴.
  • الْعَصْر: زمان، روزگار یا بخشی از روز، در عصر ۱۰۳:۱.

صورت‌های شناخته‌شده دیگری مانند «عَصِير» به معنای آب‌میوه یا مایع فشرده‌شده، «عُصَارَة» به معنای شیره و حاصل فشردن، «مَعْصَرَة» به معنای جایگاه یا ابزار عصاره‌گیری و «اعْتِصَار» به معنای بیرون کشیدن و گرفتن چیزی نیز در عربی وجود دارند، اما در قرآن نیامده‌اند.

تفاوت این شاخه‌ها اهمیت دارد؛ زیرا واژه «العصر» در سوره عصر را نمی‌توان بدون شاهد به معنای فشردن گرفت، همان‌گونه که «إعصار» در سوره بقره نام عملی برای آب‌گیری میوه‌ها نیست.

۲. هسته‌های معنایی در عربی کهن

فشردن و بیرون آوردن آنچه درون چیزی است

در کاربرد مادی، «عَصَرَ» به فشردن چیزی گفته می‌شود که در نتیجه فشار، آب، روغن یا مایع دیگری از آن بیرون می‌آید. فشردن انگور برای گرفتن آب آن و فشردن زیتون برای به دست آوردن روغن، نمونه‌های روشن این معنا هستند.

در این کاربرد، سه جزء از هم قابل تشخیص‌اند: چیزی که فشرده می‌شود، عمل فشردن و ماده‌ای که در نتیجه آن بیرون می‌آید. فعل «عَصَرَ» در اصل خود عمل را بیان می‌کند؛ «عَصِير» یا «عُصَارَة» می‌تواند به حاصل آن اشاره کند.

در منابع لغوی عربی، ابزارها و محل‌های مخصوص عصاره‌گیری نیز از همین خانواده نام گرفته‌اند. «مَعْصَرَة» محل یا دستگاه فشردن است و «مِعْصَار» برای ابزار عصاره‌گیری، از جمله کیسه‌ای که انگور را در آن می‌فشارند، ثبت شده است. ثبت این نام‌ها در فرهنگ‌ها، به‌تنهایی تاریخ رواج همه آنها را پیش از قرآن ثابت نمی‌کند.

کاربرد این ریشه به زندگی کشاورزی و تولید خوراک پیوند داشته است. انگور، زیتون و دیگر مواد دارای آب یا روغن می‌توانستند با فشار دادن فرآوری شوند. از این رو، معنای عصر برای عربی‌زبانان تنها مفهومی انتزاعی نبود، بلکه با کاری عینی و شناخته‌شده ارتباط داشت.

در زبان عربی تعبیری ضرب‌المثل‌گونه با مضمون «تا وقتی روغن زیتون گرفته می‌شود» ثبت شده است. ابن سکیت آن را در عبارت «لا أفعله ما دام الزيت يعصر» نقل می‌کند؛ یعنی «تا وقتی روغن گرفته می‌شود، آن کار را نمی‌کنم». این تعبیر، دوام و استمرار را با کاری شناخته‌شده در روغن‌گیری بیان می‌کند.

در قطعه‌ای منسوب به اوس بن حجر، که ابن فارس نیز آن را در بحث عصاره‌گیری نقل می‌کند، آمده است:

فَلَا بُرْءَ مِنْ ضَبَّاءَ وَالزَّيْتُ يُعْصَرُ

«پس تا هنگامی که روغن گرفته می‌شود، از دلبستگی به ضبّاء رهایی نیست.»

این شاهد بر معنای واقعی روغن‌گیری تکیه دارد، اما در بافت شعر، دوام دلبستگی و رها نشدن از آن را بیان می‌کند؛ پس صرفاً گزارشی درباره کار کشاورزی نیست. انتساب قطعه و تاریخ دقیق سرایش آن نیز باید از اثبات معنای واژه جدا بماند.

گسترش معنا از فشردن به گرفتن و بیرون کشیدن

در عربی، بعضی صورت‌های این خانواده از فشردن مادی فراتر رفته‌اند. «اعْتَصَرَ» می‌تواند برای گرفتن یا بیرون کشیدن چیزی از دیگری به کار رود، حتی هنگامی که فشردن جسمانی در میان نیست.

در این کاربردها، رابطه معنایی قابل شناخت است: همان‌گونه که با فشردن میوه، مایع درون آن گرفته می‌شود، گرفتن چیزی از شخص یا منبع نیز می‌تواند با واژه‌ای از همین خانواده بیان شود.

با این حال، این گسترش نباید به قاعده‌ای مطلق تبدیل شود. هر فعل مربوط به گرفتن، استخراج کردن، بهره‌بردن یا کسب منفعت، از نظر لغوی با عصر یکسان نیست. خود صورت و کاربرد آن باید بررسی شود.

عصر به معنای زمان و روزگار

شاخه دیگر، «عَصْر» به معنای زمان است. در عربی کهن، این واژه برای روزگار، دوره، زمان مشخص و گاهی بخشی از روز به کار می‌رفته است.

تعبیر «العَصْرَان» نیز در زبان عربی شناخته شده است؛ در برخی کاربردها به شب و روز، و در برخی دیگر به بامداد و شامگاه اشاره دارد.

در شعر منسوب به امرؤ القیس آمده است:

أَلَا عِمْ صَبَاحًا أَيُّهَا الطَّلَلُ الْبَالِي
وَهَلْ يَعِمَنْ مَنْ كَانَ فِي الْعُصُرِ الْخَالِي

«ای آثار فرسوده آن خانه، بامدادت خوش باد؛ اما آیا کسی که در روزگار سپری‌شده بوده است، هنوز می‌تواند از آن خوشی برخوردار شود؟»

در این بیت، «العُصُرِ الْخَالِي» به روزگار گذشته اشاره دارد. ضبط زمانی واژه به صورت «العَصْر» و ضبط فعل آغازین به صورت «انعم» به جای «عم» نیز در نقل‌های لغوی آمده است، اما معنای زمانی آن در بافت شعر روشن است.

این شاهد منسوب به شعر کهن، کاربرد مستقل و شناخته‌شده عصر برای زمان را نشان می‌دهد؛ هرچند از انتساب سنتی یک بیت نمی‌توان تاریخ دقیق سرایش آن را به دست آورد.

از نظر ریشه‌شناسی، نمی‌توان صرف شباهت صورت «عَصْر» به فعل «عَصَرَ» را دلیل دانست که زمان در اصل چیزی بوده که «فشرده می‌شود». ممکن است چنین تصویری در نوشته‌های ادبی به کار رود، اما تصویر ادبی، تاریخ پیدایش یک واژه را ثابت نمی‌کند.

همچنین نباید «عصر» را در همه کاربردها تنها به بعدازظهر محدود کرد. بعدازظهر یکی از مصداق‌های شناخته‌شده این واژه است، نه تمام میدان معنایی آن.

پناه گرفتن و چنگ زدن

در منابع لغوی، شاخه دیگری نیز برای این خانواده ثبت شده است: «عَصَر» و «عُصْرَة» به معنای پناهگاه یا وسیله رهایی، و «اعْتَصَرَ بِهِ» به معنای پناه بردن یا به چیزی متوسل شدن.

برای این معنا نیز شواهدی در زبان عربی گزارش شده است. اما پیوند تاریخی آن با فشردن یا زمان روشن و بی‌اختلاف نیست.

در خوانش برگزیده این نوشته، معنای پناه گرفتن در پنج کاربرد قرآنی ریشه «ع ص ر» نقش مستقیم ندارد. با این حال، برای «يَعْصِرُونَ» در یوسف ۱۲:۴۹، خوانش «رهایی می‌یابند» از همین شاخه نیز در منابع گزارش شده است. بنابراین، این شاخه باید ثبت بماند، بی‌آنکه آن را معنای قطعی این آیه یا دیگر کاربردهای قرآنی بدانیم.

۳. فشردن انگور و بازگشت فراوانی در سوره یوسف

«أَعْصِرُ خَمْرًا»؛ فشردن چیزی که شراب می‌شود

یوسف، ۱۲:۳۶

وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ ۖ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ

«و دو جوان همراه او وارد زندان شدند. یکی از آن دو گفت: من خود را [در خواب] می‌بینم که شراب می‌فشارم. دیگری گفت: من خود را می‌بینم که بر سرم نانی حمل می‌کنم و پرندگان از آن می‌خورند. ما را از تأویل آن آگاه کن؛ بی‌گمان تو را از نیکوکاران می‌بینیم.»

در این آیه، فعل «أَعْصِرُ» از معنای شناخته‌شده فشردن و عصاره گرفتن است.

اما تعبیر «أَعْصِرُ خَمْرًا» نکته زبانی مهمی دارد. آنچه در عمل فشرده می‌شود معمولا انگور یا ماده‌ای است که از آن نوشیدنی تهیه می‌کنند، نه شراب آماده. بنابراین، خواندن «خمر» در این ساخت به اعتبار محصول نهایی، احتمالی قوی و سازگار با کاربرد زبان است.

در فارسی نیز ممکن است کسی بگوید «روغن زیتون می‌گیرم»، در حالی که چیزی که زیر فشار قرار می‌دهد خود زیتون است. نام محصول می‌تواند جای ماده اولیه بنشیند.

در اینجا نیز «شراب می‌فشارم» ترجمه‌ای نزدیک به لفظ است و «انگور می‌فشارم تا از آن شراب تهیه کنم» توضیحی روشن‌تر از مقصود احتمالی جمله.

این تفاوت باید در ترجمه و تحلیل حفظ شود. فعل «أعصر» به معنای شراب ساختن یا مست کردن نیست. عمل فشردن را بیان می‌کند و واژه «خمر» محصول مورد نظر را مشخص می‌سازد.

از طرف دیگر، نباید به بهانه توضیح این ساخت، واژه «خمر» را از متن اصلی حذف کرد یا ادعا نمود که در این آیه حتماً تنها به معنای انگور است. در کنار توضیح «نام محصول نهایی به جای ماده اولیه»، طبری گزارشی از ضحاک نقل می‌کند که اهل عُمان انگور را «خمر» می‌نامیده‌اند. این گزارش زبانی، احتمال دیگری را ثبت می‌کند، اما معنای انحصاری واژه در آیه را ثابت نمی‌کند.

در ادامه داستان، یوسف تعبیر خواب را بیان می‌کند و در یوسف ۱۲:۴۱ به یکی از دو زندانی خبر می‌دهد که برای سرور خود شراب خواهد نوشانید. این آیه بعدی، پیوند خواب با تهیه و پیشکش کردن نوشیدنی را روشن می‌کند.

بنابراین، مفهوم فشردن در اینجا واقعی است و در قالب خواب بیان شده است؛ نام‌گذاری با محصول نهایی و گزارش کاربرد محلی «خمر» برای انگور، دو توضیح مطرح برای مفعول این فعل‌اند.

«وَفِيهِ يَعْصِرُونَ»؛ پایان تنگی و بازگشت محصول

یوسف، ۱۲:۴۹

ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ

«سپس پس از آن، سالی می‌آید که در آن مردم یاری می‌یابند و در آن عصاره می‌گیرند.»

این آیه در ادامه تأویل خواب پادشاه مصر آمده است. یوسف از سال‌های فراوانی محصول، سپس سال‌های سخت کمبود و سرانجام سالی سخن می‌گوید که مردم در آن از تنگی رهایی می‌یابند.

برای «يُغَاثُ النَّاسُ» دو تحلیل زبانی گزارش شده است: پیوند با «غ ي ث» و رسیدن باران، یا پیوند با «غ و ث» و رسیدن یاری و رهایی. تحلیل نخست با فضای کشاورزی آیه سازگار است و در تحلیل دوم نیز باران و بازگشت حاصلخیزی می‌تواند مصداق یاری باشد. بنابراین، نسبت دادن قطعی این صورت فقط به «غ و ث» دقیق نیست.

پس از آن می‌گوید: «وَفِيهِ يَعْصِرُونَ»؛ یعنی در آن سال مردم دوباره چیزی را می‌فشارند و عصاره یا روغن آن را به دست می‌آورند.

مفعول فعل در آیه ذکر نشده است. قرآن نگفته است که دقیقا انگور، زیتون یا کدام محصول را می‌فشارند. با توجه به کاربرد شناخته‌شده عربی و فضای کشاورزی داستان، عصاره‌گیری از محصولات زراعی، به‌ویژه انگور و زیتون، معنای مناسبی است.

در برخی توضیحات لغوی کهن، دوشیدن شیر نیز در شمار احتمال‌های این تعبیر مطرح شده است. با این حال، معنای مستقیم و رایج فعل، فشردن و بیرون آوردن مایع است و نباید احتمال دوشیدن شیر را بدون قرینه بر آن مقدم ساخت. خوانش دیگری نیز «يَعْصِرُونَ» را به معنای «رهایی می‌یابند» و مرتبط با «عَصَر / عُصْرَة» به معنای پناه و نجات می‌داند. این احتمال در منابع نقل و نقد شده است؛ در این نوشته، خوانش عصاره‌گیری با توجه به سیاق تولید محصول ترجیح داده می‌شود.

در قرائت‌های ده‌گانه، حمزه، کسائی و خلف «تَعْصِرُونَ» را با خطاب جمع می‌خوانند و دیگران «يَعْصِرُونَ» را با غیبت. تفاوت در شخص دستوری فعل است: «شما عصاره می‌گیرید» در برابر «آنان عصاره می‌گیرند». معنای اصلی عمل در هر دو باقی می‌ماند.

در گزارش‌های خارج از قرائت‌های ده‌گانه، صورت مجهول «يُعْصَرُونَ» به اعرج و جعفر بن محمد، و «تُعْصَرُونَ» به عیسی بن عمر نسبت داده شده است. برای این صورت‌ها، هم برخوردار شدن از باران و هم رهایی یافتن گزارش شده است. این نقل‌ها شاهد بحث لغوی‌اند، اما نباید با قرائت‌های ده‌گانه هم‌مرتبه شمرده شوند یا جای «يَعْصِرُونَ» در متن مورد بررسی را بگیرند.

ارتباط این آیه با یوسف ۱۲:۳۶ جالب توجه است. در یکی از دو خواب نخست، سخن از فشردن ماده‌ای برای تهیه شراب بود؛ در اینجا سخن از بازگشت عصاره‌گیری پس از سال‌های قحطی است. در هر دو، عمل فشردن حضور دارد، اما سیاق و مقصود جمله متفاوت است.

در آیه چهل‌ونهم، عصاره‌گیری نشانه‌ای از بازگشت امکان تولید و بهره‌برداری از محصولات است. با این حال، فراوانی و رهایی از قحطی را نباید جزء معنای همیشگی فعل «عصر» دانست. این معنا از کنار هم آمدن فعل با وضعیت سال‌های پیشین و تعبیر «يُغَاثُ النَّاسُ» به دست می‌آید.

۴. إعصار؛ گردباد و نیروی ویرانگر

بقره، ۲:۲۶۶

أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ

«آیا کسی از شما دوست دارد که بوستانی از نخل‌ها و تاک‌های انگور داشته باشد که نهرها از زیر آن روان باشد و در آن از هرگونه میوه‌ای بهره داشته باشد، سپس پیری به او رسیده باشد و فرزندان و نوادگانی ناتوان داشته باشد، آنگاه گردبادی که در آن آتش است به آن بوستان برسد و بوستان بسوزد؟ آن معبود یگانه این‌گونه آیات را برای شما روشن می‌سازد، باشد که بیندیشید.»

إعصار در زبان عربی

«إِعْصَار» در زبان عربی برای باد شدیدی به کار رفته که گردوغبار را برمی‌انگیزد و به شکل چرخان یا ستونی به بالا می‌برد. این تصویر با آنچه امروز گردباد یا ستون چرخنده باد و غبار می‌نامیم، نزدیک است.

در منابع لغوی، «إعصار» گاهی بر خود باد شدید و گاهی بر گردوغبار برخاسته در چنین حرکتی اطلاق شده است. توصیف بالا رفتن غبار به شکل ستون نیز در توضیح این واژه دیده می‌شود.

نکته مهم آن است که «إعصار» در خود معنای شناخته‌شده‌اش لزوما آتش ندارد. در بقره ۲:۲۶۶، عبارت «فِيهِ نَارٌ» وجود آتش را به گردباد وصف‌شده می‌افزاید.

بنابراین، «گردباد آتشین» می‌تواند ترجمه روان کل ترکیب «إعصار فيه نار» باشد، اما اگر فقط خود واژه «إعصار» را ترجمه می‌کنیم، «گردباد» مناسب‌تر است.

همچنین از آیه نمی‌توان نوع دقیق پدیده جوی را بر اساس طبقه‌بندی‌های علمی امروزی تعیین کرد. آیه تصویری روشن از باد چرخنده و ویرانگری را بیان می‌کند که در آن آتش وجود دارد و بوستان را می‌سوزاند.

نقش إعصار در مثال قرآن

در این آیه، صاحب بوستان در وضعیتی قرار دارد که نابودی آن برایش بسیار سنگین است. بوستان از نخل و انگور برخوردار است، نهرها از زیر آن روان‌اند و انواع میوه در آن یافت می‌شود. صاحب آن به پیری رسیده و فرزندان و نوادگانی ناتوان دارد. درست در چنین وضعیتی، گردباد آتش‌دار به بوستان می‌رسد و آن را می‌سوزاند.

قدرت تصویر به همین پیوستگی اجزا وابسته است. موضوع تنها شدت گردباد نیست، بلکه نابودی چیزی است که شخص در زمان نیاز به آن تکیه دارد.

سیاق نزدیک آیات، درباره انفاق، ارزش عمل و خطر تباه شدن حاصل کوشش انسان است. از این رو، تصویر بوستان سوخته، مثالی برای اندیشیدن درباره از دست رفتن چیزی ارزشمند در زمانی حساس است.

اما این پیام اخلاقی، معنای لغوی إعصار نیست. ریشه و صورت واژه پدیده باد چرخنده را معرفی می‌کنند؛ نقش تمثیلی آن از جمله کامل و پیوند آیه با آیات پیشین فهمیده می‌شود.

آیا إعصار از فشردن ساخته شده است؟

می‌توان میان حرکت شدید و فشرده باد با مفهوم فشار، شباهتی تصور کرد. با این حال، چنین شباهتی برای اثبات منشأ تاریخی واژه کافی نیست.

در توضیحات لغوی، إعصار بیشتر با برانگیختن و چرخش گردوغبار شناسانده شده است. این کاربرد باید همان‌گونه که ثبت شده فهمیده شود و نباید آن را به «فشار دادن زندگی»، «فشردگی سرنوشت» یا «عصاره گرفتن از دارایی» تبدیل کرد.

این گونه پیوندها ممکن است در زبان ادبی ساخته شوند، اما جزئی از تعریف قرآنی واژه نیستند.

۵. مُعْصِرَات؛ ابرهای باران‌آور یا بادهای باران‌زا؟

نبأ، ۷۸:۱۴

وَأَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا

«و از ابرهای باران‌آور، آبی فراوان و پی‌درپی فرو فرستادیم.»

این آیه از کاربردهای مهم و در عین حال محل بحث ریشه «ع ص ر» است.

ساخت صرفی معصرات

«الْمُعْصِرَات» جمع مؤنثِ اسم فاعل «مُعْصِرَة» از باب چهارم، یعنی «أَعْصَرَ»، است. اسم فاعل بودن آن را نباید با ساخت مجهول یا اسم مفعول یکی گرفت؛ «ابرهای فشرده‌شده» ترجمه مستقیم این ساخت نیست.

اما این صورت را نباید بی‌درنگ به معنای «چیزهایی که چیزی را می‌فشارند» گرفت. در زبان عربی، بعضی کاربردهای باب «أفعل» می‌توانند رسیدن به یک زمان یا نزدیک شدن به وقوع حالتی را بیان کنند.

برای نمونه، در کاربردهای لغوی کهن، «أَعْصَرَتِ الْجَارِيَةُ» برای دختری به کار رفته که به مرحله بلوغ نزدیک شده یا وارد آن شده است. در این کاربرد، مقصود فشردن یک شیء نیست، بلکه رسیدن به مرحله‌ای از رشد است.

بر همین اساس، بعضی توضیحات عربی «معصرات» را به ابرهایی مربوط دانسته‌اند که به مرحله باریدن رسیده‌اند؛ گویی ابر از آب باران پر شده و زمان فرو ریختن آن فرا رسیده است.

این توضیح، رابطه‌ای قابل فهم میان ساخت واژه و باران ایجاد می‌کند، اما تنها خوانش مطرح‌شده نیست.

خوانش نخست: ابرهای آماده باریدن

در این خوانش، «الْمُعْصِرَات» ابرهایی هستند که از آب باران سنگین شده و آماده فرو ریختن آن‌اند.

حرف «مِنْ» در «مِنَ الْمُعْصِرَاتِ» با این معنا سازگاری روشنی دارد؛ زیرا آیه می‌گوید آب از معصرات فرود آورده شده است.

در آیات دیگر قرآن نیز رابطه میان ابرها و فرود آمدن باران بیان شده است؛ برای نمونه در روم ۳۰:۴۸. این شبکه قرآنی، همراه با حرف «مِنْ»، خوانش ابرهای باران‌آور را تقویت می‌کند.

بر این اساس، «معصرات» را می‌توان «ابرهای آماده باریدن» یا «ابرهای باران‌آور» ترجمه کرد.

با این حال، نباید از این تعبیر نتیجه گرفت که قرآن در حال توضیح یک فرایند علمی خاص است که در آن ابرها به معنای فیزیکی فشرده می‌شوند و آبشان بیرون کشیده می‌شود. این تصویر برای توضیح لغوی سودمند است، اما آیه شیوه دقیق تشکیل قطره‌های باران را بیان نمی‌کند.

خوانش دوم: بادهایی که ابرها را به بارش می‌رسانند

در توضیحات لغوی و تفسیری کهن، «معصرات» برای بادها نیز به کار رفته است؛ بادهایی که ابرها را می‌رانند و در باریدن آنها نقش دارند.

این خوانش از آن جهت قابل بررسی است که قرآن در آیات دیگر، از جمله اعراف ۷:۵۷ و روم ۳۰:۴۸، از نقش بادها در برانگیختن و حرکت دادن ابرها سخن می‌گوید.

اما در این صورت، حرف «مِنْ» نیازمند توضیح بیشتری است؛ زیرا باران به طور معمول از ابرها فرو می‌ریزد، نه از خود باد. برای پذیرفتن این خوانش، باید «من» را در رابطه با سبب یا منشأ غیرمستقیم فرود آمدن باران فهمید.

این امکان از نظر زبان به طور مطلق منتفی نیست، اما خوانش ابرها با ساخت مستقیم جمله سازگاری بیشتری دارد.

خوانش سوم: آسمان‌های باران‌دهنده

در بعضی توضیحات قدیمی، معصرات به آسمان‌ها نیز نسبت داده شده است. چنین برداشتی با تصویر کلی فرود آمدن باران از بالا ارتباط دارد، اما نسبت به دو خوانش پیشین، برای توضیح ساخت خاص «معصرات» پشتوانه مستقیم کمتری دارد.

همچنین در زبان عربی، «معصر» و «معصرات» کاربردهای دیگری داشته‌اند که نباید همه آنها را به یک معنا محدود کرد.

از مجموعه شواهد، ترجمه «ابرهای باران‌آور» برای نبأ ۷۸:۱۴ پیشنهاد مناسب‌تری است. با این حال، احتمال اشاره به بادهای باران‌زا باید در پژوهش لغوی ثبت بماند و نباید چنان وانمود کرد که درباره مرجع این واژه هیچ اختلاف قابل بررسی وجود ندارد.

آب فراوان از کدام واژه فهمیده می‌شود؟

در همین آیه، «مَاءً ثَجَّاجًا» آمده است. واژه «ثَجَّاج» با ریختن و جریان یافتن پی‌درپی و فراوان آب ارتباط دارد.

بنابراین، اگر در ترجمه بگوییم «آبی فراوان و پی‌درپی»، این معنا از «ثجاج» و ساخت جمله به دست می‌آید، نه از خود ریشه عصر.

«معصرات» در خوانش برگزیده، ابرهای آماده باریدن را معرفی می‌کند و «ثجاج» چگونگی فرود آمدن آب را وصف می‌کند.

این تفاوت سبب می‌شود که معنای ریشه با اوصاف همراه آن درهم آمیخته نشود.

۶. وَالْعَصْرِ؛ سوگند به زمان

عصر، ۱۰۳:۱

وَالْعَصْرِ

«سوگند به زمان.»

این کوتاه‌ترین کاربرد قرآنی ریشه «ع ص ر» است، اما از نظر میدان معنایی با کاربردهای مربوط به عصاره گرفتن تفاوت مهمی دارد.

آیا عصر در اینجا به معنای روزگار است؟

در زبان عربی، «العصر» می‌تواند به زمان و روزگار اشاره کند. از این رو، ترجمه «سوگند به زمان» از نظر لغوی قابل دفاع است.

خوانش دیگری، آن را به بخش پایانی روز یا هنگام عصر مربوط می‌داند. این معنا نیز در زبان عربی شناخته شده است.

از نظر ساخت نحوی، «وَالْعَصْرِ» به تنهایی تعیین نمی‌کند که مقصود همه زمان، یک دوره مشخص یا هنگام عصر روز باشد. باید به سیاق سوره و کاربردهای زبانی مراجعه کرد.

در آیه بعد می‌خوانیم:

عصر، ۱۰۳:۲

إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ

«بی‌گمان انسان در زیان است.»

عصر، ۱۰۳:۳

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

«مگر کسانی که ایمان آوردند، کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق و به پایداری سفارش کردند.»

در این سوره، سوگند به عصر با داوری گسترده‌ای درباره انسان پیوند می‌یابد. آیه تنها از یک گروه تاریخی یا رخدادی مربوط به یک ساعت خاص سخن نمی‌گوید؛ بلکه زیان انسان را بیان می‌کند و سپس کسانی را که از این حکم مستثنا هستند معرفی می‌نماید.

به همین دلیل، معنای عام «زمان» یا «روزگار» با گستره پیام سوره تناسب روشنی دارد.

این تناسب به معنای آن نیست که کاربرد عصر برای بخشی از روز از نظر لغوی نادرست است. مسئله آن است که برای محدود کردن سوگند به یک ساعت خاص، قرینه‌ای روشن‌تر از خود این آیات لازم است.

بنابراین، «سوگند به زمان» پیشنهاد اصلی برای ترجمه پایه است و «سوگند به روزگار» نیز می‌تواند همان معنا را با رنگ ادبی دیگری برساند.

آیا عصر یعنی زمانی که انسان را می‌فشارد؟

شباهت میان «العصر» به معنای زمان و «عصر» به معنای فشردن، ممکن است این اندیشه را برانگیزد که گویا زمان، انسان را زیر فشار قرار می‌دهد یا عصاره زندگی او را بیرون می‌کشد.

این تصویر از نظر ادبی قابل تصور است، اما نباید آن را معنای ثابت لغوی «العصر» دانست.

در زبان عربی، کاربرد زمانی عصر مستقل و شناخته‌شده است. همچنین در سوره عصر هیچ فعل یا قرینه صریحی وجود ندارد که سوگند را مستقیما به فشردن چیزی پیوند دهد.

از این رو، تعبیرهایی مانند «سوگند به زمان فشرده‌شونده»، «سوگند به عصاره عمر» یا «سوگند به فشاری که زندگی را می‌سازد» برای ترجمه پایه پشتوانه کافی ندارند.

مفهوم گذشت زمان و از دست رفتن فرصت می‌تواند در تأمل درباره رابطه سوگند با «خسر» مطرح شود، اما نباید با معنای لغوی عصر یکی گرفته شود.

آیا مقصود صلاة عصر است؟

تعبیر «صلاة العصر» در زبان دینی برای نماز وقت عصر شناخته شده است، اما خود این ترکیب در قرآن نیامده است.

در سوره عصر نیز واژه «صلاة» وجود ندارد و آیه نخست فقط «والعصر» می‌گوید.

بنابراین، نمی‌توان بر پایه خود این واژه ادعا کرد که سوگند حتما به نماز عصر است. چنین برداشتی نیازمند استدلالی جدا از معنای مستقیم لفظ است.

معنای زمانی عصر، خواه روزگار و خواه بخشی از روز، نقطه آغاز مناسب‌تری برای بررسی این آیه است.

۷. رابطه شاخه‌های ریشه؛ یک منشأ یا چند معنای مستقل؟

یکی از دشواری‌های ریشه «ع ص ر» این است که همه معانی آن به آسانی زیر یک تعریف کوتاه قرار نمی‌گیرند.

در سنت لغوی عربی، این خانواده گاهی در سه شاخه اصلی بررسی شده است: زمان و دوره، فشردن و بیرون آوردن مایع، و پناه گرفتن یا چنگ زدن به چیزی.

این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که کوشش برای برگرداندن همه کاربردها به یک تصویر مادی واحد، ضرورتی ندارد.

پیوندهای روشن‌تر

رابطه «عَصَرَ» با «عَصِير»، «عُصَارَة» و «مَعْصَرَة» روشن است. همگی با فشردن و گرفتن ماده‌ای از چیزی ارتباط دارند.

گسترش از فشردن به گرفتن و استخراج کردن نیز رابطه قابل شناختی دارد؛ هرچند کاربرد دقیق هر صورت باید جداگانه بررسی شود.

در «مُعْصِرَات»، ارتباط با باران می‌تواند از تصویر ابرهای آماده فرو ریختن آب یا از بادهایی که ابرها را به بارش می‌رسانند توضیح داده شود.

در «إِعْصَار»، حرکت شدید باد و گردوغبار، معنای تثبیت‌شده‌ای است که در خود آیه نیز با تصویر ویرانی سازگار است.

پیوندهای نیازمند احتیاط

پیوند «عصر» به معنای زمان با «عصر» به معنای فشردن، از نظر تاریخی روشن نیست. ممکن است توضیح‌هایی برای نزدیک کردن آنها پیشنهاد شود، اما بدون شواهد زبانی کافی نباید یکی را منشأ قطعی دیگری معرفی کرد.

همچنین ثبت معنای پناه گرفتن و چنگ زدن در این خانواده، به‌خودی‌خود مجوز نمی‌دهد که سوگند سوره عصر را به پناهگاه ترجمه کنیم. برای یوسف ۱۲:۴۹، خوانش نجات در منابع مطرح شده، اما ترجیح آن بر عصاره‌گیری به دلیل سیاقی مستقل نیاز دارد.

قاعده مناسب برای این ریشه آن است که هر شاخه با شواهد خودش شناخته شود. وجود یک ریشه مشترک، لزوما به معنای یکسان بودن تمام کاربردهای تاریخی و قرآنی نیست.

۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «أَعْصِرُ» در یوسف ۱۲:۳۶، معادل اصلی «می‌فشارم» مناسب است. اگر توضیح بیشتری لازم باشد، می‌توان گفت: «انگور می‌فشارم تا از آن شراب تهیه کنم.» در ترجمه مستقیم، باید روشن بماند که متن عربی «خمر» را آورده است، نه «عنب».

برای «يَعْصِرُونَ» در یوسف ۱۲:۴۹، «عصاره می‌گیرند» یا «محصولات را می‌فشارند» پیشنهاد می‌شود. چون مفعول در آیه ذکر نشده، بهتر است در ترجمه پایه نوع محصول را قطعی نسازیم.

برای «إِعْصَار» در بقره ۲:۲۶۶، «گردباد» مناسب است. ترکیب کامل «إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ» را می‌توان «گردبادی که در آن آتش است» ترجمه کرد. «گردباد آتشین» نیز برگردانی روان از مجموع تعبیر است، نه معنای مستقل إعصار.

برای «الْمُعْصِرَات» در نبأ ۷۸:۱۴، «ابرهای باران‌آور» یا «ابرهای آماده باریدن» پیشنهاد می‌شود. احتمال خوانش بادهای باران‌زا در توضیح لغوی ثبت بماند، اما در ترجمه پایه یک خوانش روشن انتخاب شود.

برای «الْعَصْر» در عصر ۱۰۳:۱، «زمان» مناسب‌ترین معادل عمومی است. «روزگار» نیز قابل دفاع است. «هنگام عصر» یکی از خوانش‌های ممکن زبانی است، اما بدون قرینه قوی نباید تنها معنای آیه شمرده شود.

در ترجمه این ریشه، آوردن واژه «فشردن» در همه مشتق‌ها درست نیست. «عصر» در سوره یوسف به معنای فشردن است؛ اما «العصر» در سوره عصر به زمان اشاره دارد و «إعصار» نام گردباد است.

۱۰. جمع‌بندی

ریشه «ع ص ر» در زبان عربی چند میدان معنایی شناخته‌شده دارد: فشردن و بیرون آوردن مایع، زمان و روزگار، گردباد، و در برخی کاربردهای لغوی پناه گرفتن یا چنگ زدن.

در قرآن، پنج کاربرد این ریشه دیده می‌شود. دو بار فعل فشردن در سوره یوسف آمده است؛ یک بار إعصار در بقره به گردبادی ویرانگر اشاره دارد؛ یک بار معصرات در سوره نبأ با نزول باران ارتباط دارد؛ و یک بار العصر در سوگند آغاز سوره عصر آمده است.

در سوره یوسف، فشردن با کار و محصول ارتباط دارد. در نبأ، معصرات در خوانش برگزیده ابرهایی هستند که آماده باریدن‌اند. در بقره، إعصار پدیده‌ای چرخنده و ویرانگر است. در سوره عصر، واژه به زمان مربوط می‌شود؛ معنایی که نباید بدون شاهد به فشردن زندگی یا گرفتن عصاره عمر تبدیل شود.

رابطه بعضی شاخه‌ها، مانند فشردن و عصاره گرفتن، روشن است. اما تمام کاربردهای این خانواده را نمی‌توان با اطمینان از یک منشأ تصویری واحد توضیح داد. همین احتیاط کمک می‌کند که معناهای شناخته‌شده زبان عربی حفظ شوند و تفسیرهای ادبی یا فلسفی جای شواهد لغوی را نگیرند.

برای فرقان، تعریف این ریشه باید چندشاخه بماند: عصر در کاربرد مادی، فشردن و بیرون آوردن مایع است؛ در کاربرد زمانی، به وقت و روزگار اشاره دارد؛ و در صورت‌های مربوط به باد و باران، باید معنای خاص هر مشتق را از ساخت و سیاق آن شناخت. این تعریف هم گستره واقعی خانواده را حفظ می‌کند و هم مانع تحمیل یک معنا بر تمام آیات می‌شود.