ریشهٔ ب ذ ر (بَذْر و تَبْذِير) در قرآن
از پراکندن دانه در زمین تا تباه کردن دارایی؛ مرز میان بخشندگی، انفاق و مصرف ناروا
صورتهای قرآنی و لغوی
تُبَذِّرْ
فعل قرآنی باب تفعیل؛ مضارع مخاطب مفرد، مجزوم پس از نهی؛ اسراء ۱۷:۲۶
تَبْذِيرًا
مصدر قرآنی منصوب، مفعول مطلق؛ اسراء ۱۷:۲۶
الْمُبَذِّرِينَ
اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب؛ اسراء ۱۷:۲۷
بَذْر
دانهٔ کشت و کاربردهای لغوی؛ این صورت غیرقرآنی است
بَذَرَ
فعل پایهٔ لغوی؛ غیرقرآنی
بُذُور
جمع لغوی؛ غیرقرآنی
بَذَّرَ
صورت پایهٔ ماضی باب تفعیل؛ خود این صورت در قرآن نیامده است
بَذُور
وصف لغویِ افشاکنندهٔ سخن؛ غیرقرآنی
مُسْتَبْذِر
شاهد شعری در روایتِ ذال؛ دارای اختلاف ضبط؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشهٔ «ب ذ ر» در زبان عربی به پراکندن و پخش کردن چیزی مربوط است. یکی از کاربردهای شناختهشدهٔ آن، پراکندن دانه در زمین برای کشت است. از همین خانواده، «تَبْذِير» در زمینهٔ دارایی به پراکنده و ضایع کردن آن بهگونهای ناروا گفته میشود.
میان این دو کاربرد رابطهای روشن وجود دارد: در هر دو، چیزی از محل گردآمدهٔ خود بیرون میرود و در جاهای مختلف پخش میشود. اما نتیجه و ارزش دو رفتار یکسان نیست. کشاورزی که دانه را در زمین مناسب میپاشد، ممکن است با این کار محصولی ارزشمند به دست آورد؛ درحالیکه کسی که دارایی خود را بیهدف یا در راه نادرست پراکنده میسازد، آن را تباه میکند.
بنابراین، از آغاز باید میان معنای عمومی پراکندن و معنای نکوهیدهٔ تبذیر در مصرف دارایی تفاوت گذاشت.
ریشهٔ «ب ذ ر» در قرآن سه بار، در دو آیه از یک سوره آمده است. هر سه کاربرد از باب تفعیلاند:
- «تُبَذِّرْ» در اسراء ۱۷:۲۶؛ فعل مضارع مجزوم در ساخت نهی.
- «تَبْذِيرًا» در همان آیه؛ مصدر منصوب.
- «الْمُبَذِّرِينَ» در اسراء ۱۷:۲۷؛ جمع مذکر سالم اسم فاعل «مُبَذِّر».
بنابراین، قرآن از این خانواده تنها فعل نهی، مصدر تاکیدکنندهٔ آن و وصف کسانی را که چنین رفتاری دارند به کار برده است. صورتهایی مانند «بَذْر»، «بَذَرَ»، «بُذُور» و «بَذَّار» با وجود کاربرد در عربی، در متن قرآن نیامدهاند.
هر سه صورت قرآنی در یک سیاق پیوسته قرار دارند. آیهٔ نخست به دادن حق خویشاوند، نیازمند و درراهمانده فرمان میدهد و از تبذیر نهی میکند. آیهٔ بعد، تبذیرکنندگان را برادران شیاطین میخواند و ناسپاسی شیطان را یادآوری میکند.
این همراهی اهمیت دارد؛ زیرا نهی از تبذیر درست در کنار فرمان به بخشیدن آمده است. پس نمیتوان آن را دعوت به نگهداشتن همهٔ دارایی و خودداری از کمک به دیگران دانست.
۲. هستهٔ معنایی در عربی کهن
پراکندن و از هم جدا ساختن
ابن فارس در مقاییس اللغة، معنای محوری این ریشه را چنین معرفی میکند:
«نَثْرُ الشَّيْءِ وَتَفْرِيقُهُ»
یعنی: «پراکنده ساختن و از هم جدا کردن چیزی.»
او برای توضیح این معنا دو کاربرد را در کنار یکدیگر میآورد: «بَذَرْتُ الْبَذْرَ» درباره پاشیدن دانه و «بَذَّرْتُ الْمَالَ» درباره پراکنده کردن مال.
این تعریف، پیش از هر داوری اخلاقی، یک عمل محسوس را بیان میکند: چیزی در یک محل متمرکز بوده و سپس در جاهای مختلف پراکنده شده است.
اما پراکندگی بهخودیخود به معنای نابودی نیست. اگر دانهها در زمین مناسب پاشیده شوند، این پراکندگی بخشی از کشت و رویش خواهد بود. اگر دارایی بدون رعایت حق، نیاز و مقصد درست از میان برود، همان تصویر پراکندگی میتواند مفهوم تباه کردن را بیان کند.
ازاینرو، معنای نکوهیدهٔ تبذیر در کاربرد مالی، تنها از حرکت پخش کردن به دست نمیآید؛ نتیجه، شیوه و مقصد مصرف نیز اهمیت دارد.
«بَذْر»؛ دانه برای کشت
در لسان العرب چند کاربرد برای «بَذْر» ثبت شده است. این واژه میتواند به دانههایی گفته شود که برای کشت کنار گذاشته شدهاند. همچنین در بعضی کاربردها، برای نخستین رویش گیاه از زمین نیز به کار رفته است.
در همان منبع، از اصمعی نقل شده که «بَذَرَتِ الْأَرْضُ» درباره زمینی گفته میشود که گیاهانش بهصورت پراکنده آشکار میشوند.
این دو کاربرد با هم ارتباط دارند، اما یکسان نیستند. دانهای که برای کشت آماده شده، با گیاهی که پس از کشت از زمین بیرون آمده تفاوت دارد.
همچنین در زبان عربی میتوان گفت «بَذَرَ الْحَبَّ»، یعنی دانه را پاشید یا کاشت. در اینجا عمل پراکندن میتواند هدفی کاملا سودمند داشته باشد.
بنابراین، اگر کسی صرفا از معنای کشاورزی ریشه آغاز کند و بگوید «تبذیر» هر نوع پاشیدن و توزیع کردن است، مرحلهٔ مهم تحول کاربرد را نادیده گرفته است. در آیات قرآن، واژه به پراکندن بذر کشاورزی اشاره نمیکند، بلکه درباره مصرف ناروا به کار رفته است.
از پراکندن دانه تا ضایع کردن مال
راغب اصفهانی در مفردات این رابطه را روشنتر توضیح میدهد. او «تبذیر» را به پراکندن مرتبط میداند و اصل تصویر را پاشیدن دانه معرفی میکند. سپس میگوید که این تعبیر برای کسی که مالش را ضایع میکند به کار رفته است.
او به نکته ظریفی نیز اشاره میکند: پاشیدن دانه ممکن است برای کسی که نتیجه کشت را نمیشناسد، در ظاهر شبیه دور ریختن و ضایع کردن باشد. اما نتیجه واقعی آن میتواند رویش و محصول باشد.
این توضیح نشان میدهد که نمیتوان ظاهر پراکندگی را بهتنهایی معیار تبذیر دانست.
در کشت، دانهای که از دست کشاورز بیرون میرود، لزوما از دست نرفته است. او دانه را به جای مناسب میسپارد تا نتیجهای حاصل شود.
در مصرف مال نیز صرف بیرون رفتن دارایی از دست صاحبش، برای نکوهش عمل کافی نیست. انسانی ممکن است از مال خود برای خوراک، آموزش، درمان، آبادانی یا یاری دیگران استفاده کند. در این موارد، باید مقصد و چگونگی مصرف بررسی شود.
اما اگر دارایی در راه زیان، فساد یا بیحاصل و نابجا پراکنده شود، تعبیر تبذیر با معنای شناختهشدهٔ خود سازگار میشود.
این پیوند از نظر معنایی قابل دفاع است؛ ولی نباید آن را به تاریخ اشتقاق قطعی تبدیل کرد. اینکه «بذر» در کشاورزی تصویری ملموس برای توضیح «تبذیر» فراهم میکند، بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام کاربردهای دیگر در زمان معینی از همین معنای کشاورزی پدید آمدهاند.
۳. کاربردهای دیگر ریشه در عربی کهن
پراکنده شدن مردم و جانوران
در لسان العرب تعبیر «شَذَرَ بَذَرَ» برای پراکنده شدن مردم یا شتران در جهتهای مختلف ثبت شده است.
در این کاربرد، افراد یا جانوران از یکدیگر جدا میشوند و هرکدام به سویی میروند. معنای اصلی، پراکندگی است؛ نه تباه شدن مال یا انجام دادن گناه.
در همین خانواده، «بَذْر» و «بُذَارَة» برای نسل نیز ثبت شدهاند. تعبیری مانند «بَذْرُ سُوءٍ» میتواند درباره نسلی با ویژگیهای ناپسند به کار رود. این کاربرد احتمالا با تصویر پراکنده شدن و گسترش نسل ارتباط دارد، ولی تاریخ دقیق پیدایش آن از منابع موجود روشن نیست.
این نمونهها نشان میدهند که خانوادهٔ «ب ذ ر» به مصرف اقتصادی محدود نیست. بااینحال، وجود یک کاربرد گسترده در عربی به این معنا نیست که همه آن معانی در صورت خاص «تبذیر» در آیات قرآن حضور دارند.
سخنانی که بیمحابا منتشر میشوند
در منابع لغوی، «بَذُور» و «بَذِير» برای کسی آمده است که راز خود یا دیگران را نگاه نمیدارد و سخنان را میان مردم پخش میکند.
در این کاربرد، چیزی که پراکنده میشود مال یا دانه نیست؛ سخن و خبر است.
تصویر معنایی روشن است: همانگونه که دانه در جاهای گوناگون پاشیده میشود، شخص پرگو نیز سخنی را که باید محفوظ بماند در میان افراد مختلف منتشر میکند.
اما میان افشای سخن و تباه کردن مال تفاوت وجود دارد. هر دو میتوانند با پراکندن مرتبط باشند، ولی از نظر موضوع و نتیجه یکسان نیستند.
ازاینرو، نباید «الْمُبَذِّرِينَ» در اسراء ۱۷:۲۷ را صرفا به «کسانی که رازها را افشا میکنند» ترجمه کرد. سیاق آیه درباره حقوق، بخشیدن و رفتار با دارایی است. کاربرد مربوط به سخن، شاهدی برای گستره زبان عربی است، نه معنای مرجح عبارت قرآنی.
شاهدی از شعر جاهلی؛ پراکندن آب
در شعری منسوب به مُتَنَخِّل هُذَلی، هنگام وصف ابر آمده است:
مُسْتَبْذِرًا يَزْعَبُ قُدَّامَهُ
يَرْمِي بِعُمِّ السَّمُرِ الْأَطْوَلِ
ترجمهٔ معنایی: «ابر آبپراکن، پیشاپیش خود با فشار پیش میرود و درختان بلند سمر را با سیلابش میافکند.» در مصراع دوم، درختان موضوعِ «یَرمی» هستند؛ تصویر تنها باریدن بر درختان نیست.
این بیت در منابع لغوی، از جمله تاج العروس، نقل شده است. سُکَّری، شارح شعر هذلیان، «مُسْتَبْذِر» را در اینجا به پراکنده کردن آب توضیح داده است.
در ضبط واژههای بیت اختلافهایی وجود دارد؛ از جمله «يَزْعَبُ» در برابر «يَرْغَبُ». مهمتر اینکه در نسخهٔ دیوان هذلیین صورت «مُسْتَبْدِرًا» با دال آمده، درحالیکه تاج العروس و لسان العرب آن را در مادهٔ «ب ذ ر» با ذال نقل میکنند. متن عربی حاضر مطابق نقل تاج العروس حفظ شده است. انتساب بیت به متنخل هذلی، از شاعران جاهلی، گزارش شده، اما زمان سرایش خود بیت مستقلا معلوم نیست؛ ارزش آن برای این ریشه به پذیرش روایتِ ذال وابسته است.
در روایتِ ذال و بر پایهٔ شرح منقول از سکری، «استبذار» در این بیت به پراکندن آب مربوط است. ضبطِ دال در خانوادهٔ «ب د ر» بررسی میشود؛ بنابراین، این شاهد بهتنهایی کاربرد پیشاقرآنی «ب ذ ر» را بدون تردید ثابت نمیکند.
ابر آب را در سطحی گسترده پخش میکند و سیلاب آن درختان را با خود میبرد. این تصویرِ نیرومندِ طبیعی، بهخودیخود داوری اخلاقی دربارهٔ مصرف مال نیست؛ پراکندگی میتواند در سیاقهای دیگری با سیراب شدن زمین و رویش نیز همراه شود.
پس بر پایهٔ روایتِ ذال، شاهد با معنای عمومی پراکندن سازگار است، اما اختلاف ضبط و سیاق طبیعی آن باید حفظ شود؛ نه اینکه هر صورت این خانواده ولخرجی یا تباهکاری معنا شود.
«بَذَّر» بهعنوان نام مکان
در شعر کُثَیِّر عَزّه، «بَذَّر» نام یک آب یا چاه در ناحیه مکه آمده است. این نام در فرهنگهای لغوی نیز ثبت شده است.
چنین کاربردی باید نخست بهعنوان اسم خاص شناخته شود. صرف شباهت نام مکان با ریشه، مجوز آن نیست که بدون شاهد تاریخی درباره علت نامگذاری آن داوری کنیم.
این تمایز درباره پژوهش همه ریشههای قرآن نیز اهمیت دارد: اسم خاص، حتی اگر با مادهای لغوی مشترک باشد، لزوما معنای توصیفی آن ریشه را در هر جمله حمل نمیکند.
۴. اسراء ۱۷:۲۶؛ دادن حق و پرهیز از تبذیر
اسراء ۱۷:۲۶
وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا
ترجمه: «و حق خویشاوند را به او بده، و نیز به نیازمند و درراهمانده؛ و بیهوده خرج مکن.»
ساختمان صرفی «تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»
«تُبَذِّرْ» فعل مضارع مخاطب مفرد از باب تفعیل است. این فعل پس از «لَا»ی نهی آمده و به همین سبب مجزوم است.
«تَبْذِيرًا» مصدر منصوب همان فعل و از نظر نحوی مفعول مطلق است. تکرار فعل و مصدر در این ساخت، بر خود عمل مورد نهی تاکید میکند.
بنابراین، عبارت «وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا» نهی روشنی از تبذیر است.
اما از وزن تفعیل بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که هر تبذیری ضرورتا باید چند بار انجام شده باشد، یا مقدار مال ضایعشده باید بسیار بزرگ باشد. ساختمان صرفی با بیان عمل و شدت یا تحقق آن سازگار است، ولی مقدار دقیق هزینه از خود وزن معلوم نمیشود.
همچنین در این عبارت، مفعول مستقلی مانند «المال» وجود ندارد. معنای مصرف مال از کاربرد شناختهشده تبذیر و سیاق آیه فهمیده میشود.
در ترجمه فارسی، «بیهوده خرج مکن» این معنا را بهصورتی کوتاه و طبیعی منتقل میکند. اما در توضیح لغوی باید روشن شود که تبذیر صرفا به هر نوع خرج کردن یا هر هزینه بزرگ گفته نمیشود.
چرا نهی از تبذیر در کنار فرمان به دادن حق آمده است؟
آیه با فرمان به دادن حق خویشاوند آغاز میشود و سپس نیازمند و درراهمانده را ذکر میکند.
قرار گرفتن نهی از تبذیر پس از این فرمان اهمیت دارد.
اگر آیه تنها میگفت «تبذیر مکن»، ممکن بود خواننده آن را صرفا توصیهای به کاهش هزینههای شخصی بفهمد. اما در اینجا، پیش از نهی از تبذیر، از رساندن حق به دیگران سخن رفته است.
پس دارایی فقط وسیله تأمین خواستههای صاحب آن نیست. دیگران نیز ممکن است در آن حقوقی داشته باشند که باید رعایت شود.
برای نمونه، انسانی را در نظر بگیریم که توانایی رسیدگی به نیاز ضروری خویشاوند درمانده خود را دارد، ولی داراییاش را در مصارف بیهوده و زیانآور از میان میبرد. مشکل رفتار او تنها این نیست که پول زیادی خرج کرده است؛ او همزمان میتواند از ادای حقی که باید رعایت میکرد نیز بازمانده باشد.
در مقابل، شخصی ممکن است مبلغ بزرگی برای درمان بیماری نیازمند یا کمک به خانوادهای گرفتار هزینه کند. بزرگی مبلغ، بهتنهایی چنین هزینهای را به تبذیر تبدیل نمیکند.
بااینحال، نباید از این مثال نتیجه گرفت که هر کمک مالی، صرفا به سبب نیک بودن هدفش، با هر مقدار و در هر شرایطی درست است. توانایی واقعی شخص، حقوق کسانی که به او وابستهاند و پیامدهای مصرف نیز باید سنجیده شوند.
این احتیاط در ادامه همین سوره نیز پشتوانه دارد.
نسبت حق و شیوه مصرف
واژه «حَقَّهُ» در آغاز آیه از ریشه «ح ق ق» است و به آنچه برای خویشاوند باید رعایت یا ادا شود اشاره دارد.
«تُبَذِّرْ» از ریشه دیگری است و به مصرف نابجا یا ضایع کردن مربوط میشود.
پس دو موضوع مستقل ولی مرتبط مطرحاند: دادن آنچه باید داده شود، و پرهیز از تباه کردن امکانات.
نباید از این همنشینی نتیجه گرفت که معنای لغوی «تبذیر» همان «ندادن حق خویشاوند» است. ممکن است کسی حق خویشاوند را بدهد، ولی در زمینه دیگری مال خود را ضایع کند؛ یا از دادن حق خودداری کند، بیآنکه هزینههای فراوان داشته باشد.
قرآن این دو رفتار را در کنار یکدیگر قرار داده است، نه اینکه آنها را به یک واژه تبدیل کند.
آیا پاشیدن مال در هر راهی تبذیر است؟
در گزارشهای تفسیری کهن، درباره تبذیر دو تاکید عمده دیده میشود.
نخست، مصرف در راه نادرست یا در امری که حقی برای آن وجود ندارد. طبری از ابن عباس و دیگران توضیحهایی در همین جهت نقل کرده است.
دوم، مصرفی که از اندازه لازم فراتر میرود و میتواند دارایی و توان تأمین نیازهای ضروری را از میان ببرد. این جهت در منابع لغوی، از جمله لسان العرب، نیز ثبت شده است.
این دو تاکید میتوانند به هم برسند، اما دقیقا یکسان نیستند.
مصرف مقدار اندکی از مال برای هدفی زیانآور، ممکن است از نظر جهت و مقصد نادرست باشد. در مقابل، خرج کردن تمام دارایی، حتی با انگیزهای پسندیده، ممکن است به از میان رفتن توان تأمین مسئولیتهای ضروری بینجامد.
در تفسیر طبری سخنی از مجاهد نقل شده که معیار را بر حق و باطل بودن مسیر مصرف قرار میدهد، نه صرف مقدار مال. این گزارش برای شناخت یک تفسیر کهن اهمیت دارد، ولی نباید بهتنهایی جای بررسی آیات دیگری را بگیرد که درباره اعتدال در انفاق و پرهیز از درماندگی پس از خرج کردن سخن میگویند.
بنابراین، تعریف تبذیر را نمیتوان به یک معادله ساده محدود کرد که در آن هر هزینه بزرگ بد و هر هزینه کوچک خوب باشد. جهت، اندازه، توان و پیامد مصرف باید از یکدیگر جدا بررسی شوند.
۵. اسراء ۱۷:۲۷؛ تبذیرکنندگان و برادری با شیاطین
اسراء ۱۷:۲۷
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ ۖ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا
ترجمه: «بیگمان تبذیرکنندگان برادران شیاطین بودهاند؛ و شیطان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس بوده است.»
معنای «الْمُبَذِّرِينَ»
«الْمُبَذِّرِينَ» جمع مذکر سالمِ اسم فاعل «مُبَذِّر» است. اسم فاعل از فعل باب تفعیل «بَذَّرَ» ساخته شده و به کسی اشاره دارد که تبذیر میکند.
در این آیه، صورت جمع به کار رفته و «المبذرین» اسم «إنّ» است؛ ازاینرو، با یاء منصوب شده است. همچنین «كانوا» در این جمله دلیل آن نیست که این نسبت تنها در گذشته برقرار بوده و اکنون پایان یافته است.
نباید از این ساختمان نتیجه گرفت که قرآن تنها درباره اشخاصی سخن میگوید که تمام زندگیشان صرف تبذیر شده یا چنین رفتارهایی را بهطور دائمی انجام دادهاند. اسم فاعل میتواند عنوان شخص بر اساس رفتار او باشد، اما درجه تکرار و پایداری رفتار از صرف صورت بهتنهایی تعیین نمیشود.
همچنین «المبذرین» در این سیاق به کسانی اشاره دارد که مرتکب تبذیر میشوند؛ نه کشاورزانی که دانه در زمین میپاشند.
«إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ»؛ برادری به چه معناست؟
واژه «إخوان» جمع «أخ» است. در کاربردهای عربی، برادری میتواند نسبی باشد، ولی به همراهی، هممسلکی و نزدیکی در رفتار نیز اشاره کند.
در اسراء ۱۷:۲۷، سخن از نسبت خانوادگی یا همسرشتی جسمانی میان انسان و شیطان نیست. تعبیر، نزدیکی در رفتار و روش را بیان میکند.
در تفسیر طبری نیز این برادری با پیروی از راه و روش شیاطین توضیح داده شده است.
این توضیح با سیاق آیه سازگار است. کسانی که نعمت و امکانات را بیهوده تباه میکنند، در نوع استفاده از آنچه در اختیارشان قرار گرفته، با روشی ناسازگار با فرمان آن معبود یگانه همراه میشوند.
اما نباید از این تشبیه نتیجه گرفت که تبذیرکننده از نظر ماهیت موجودی شیطانی شده یا تمام اعمال و باورهای او یکسان با شیطان است.
چنین تعمیمی از لفظ آیه ثابت نمیشود. قرآن درباره رفتار مشخصی داوری میکند و برای نکوهش آن، تعبیر نیرومند برادری با شیاطین را به کار میبرد.
چرا آیه با ناسپاسی شیطان پایان مییابد؟
بخش پایانی میگوید:
«وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا»
«كَفُورًا» از ریشه «ک ف ر» و بر وزن فعول آمده است. در این سیاق، ناسپاسی شدید شیطان نسبت به پروردگارش را بیان میکند.
قرار گرفتن این جمله پس از نکوهش تبذیرکنندگان، رابطهای معنایی ایجاد میکند: تباه کردن نعمت و ناسپاسی نسبت به بخشنده نعمت به یکدیگر مرتبط میشوند.
اما این رابطه نباید به تعریف لغوی ریشه «ب ذ ر» تحمیل شود. «تبذیر» به معنای کفر نیست و «کفر» نیز در تمام کاربردهایش به معنای تباه کردن مال نیست.
آنچه آیه در کنار هم آورده، رفتار تبذیرکنندگان و صفت ناسپاسی شیطان است. از این همراهی میتوان فهمید که استفاده ناروا از امکانات، تنها مسئلهای مالی نیست؛ با شیوه برخورد انسان با نعمت و مسئولیت او نیز ارتباط دارد.
همچنین نباید درباره هر شخصی که دچار مصرف نابجا شده، بیدرنگ داوری قطعی کرد که او در تمام ابعاد ایمان و شخصیت، همان جایگاه شیاطین را دارد. آیه شدت نکوهش یک رفتار را نشان میدهد؛ اما تعیین مسئولیت هر انسان به آگاهی، اختیار، عمل و شرایط واقعی او نیز مربوط است.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در زبان فارسی، برای خانواده «ب ذ ر» باید میان کاربرد کشاورزی و کاربرد نکوهیده مالی تفاوت گذاشت.
برای «بَذَرَ الْحَبَّ»، معادلهای «دانه پاشید» و «بذر افشاند» طبیعیاند.
برای «بَذْر» در معنای اسمی، «دانه کشت» یا «بذر» مناسب است.
برای کاربردهای مربوط به پراکنده شدن مردم، جانوران یا سخن، «پراکنده شدن»، «پخش کردن» و «منتشر کردن» بسته به سیاق مناسباند.
اما در دو آیه قرآن، صورتهای باب تفعیل درباره تبذیر و کسانی که مرتکب آن میشوند آمدهاند.
ترجمه «وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»
چند برگردان فارسی قابل بررسی است.
«و تبذیر مکن» به ساخت عربی نزدیک است، اما برای خوانندهای که معنای دقیق تبذیر را نمیداند، توضیح کافی ندارد.
«و ولخرجی مکن» طبیعی و شناختهشده است، ولی ممکن است تبذیر را بیش از اندازه به خرج کردن مبلغ زیاد محدود کند.
«و دارایی را بیهوده هدر مده» معنای مورد نظر را روشن میکند، اما واژه «دارایی» در خود عبارت عربی نیامده و از سیاق فهمیده میشود.
برگردان پیشنهادی برای ترجمه پایه:
«و بیهوده خرج مکن.»
این برگردان کوتاه است، مفعول تازهای به عبارت اضافه نمیکند و معنای مصرف نابجا را در فارسی طبیعی منتقل میسازد.
در توضیح لغوی میتوان روشن کرد که تبذیر تنها هزینه زیاد نیست، بلکه خرج کردن و از میان بردن امکانات به شیوهای نارواست.
ترجمه «الْمُبَذِّرِينَ»
برای این صورت، «تبذیرکنندگان» از نظر ساخت صرفی دقیق است.
«ولخرجها» یا «کسانی که مال را بیهوده هدر میدهند» نیز در فارسی مفهوم را منتقل میکنند، اما اولی ممکن است معنای واژه را محدود کند و دومی یک توضیح طولانیتر است.
ازاینرو، در متنی که مطالعه ریشه در کنار آن قرار دارد، «تبذیرکنندگان» مناسب است.
در اسراء ۱۷:۲۷ نیز «إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ» بهتر است «برادران شیاطین» ترجمه شود. جایگزین کردن آن با «شیطانصفتان» بخشی از تصویر و ساخت اصلی آیه را حذف میکند.
درباره «كَفُورًا»، معادل «سخت ناسپاس» شدت وصف را منتقل میکند، بیآنکه مفهوم تازهای به آن بیفزاید.
بنابراین، ترجمه پیشنهادی دو آیه چنین است:
اسراء ۱۷:۲۶: «و حق خویشاوند را به او بده، و نیز به نیازمند و درراهمانده؛ و بیهوده خرج مکن.»
اسراء ۱۷:۲۷: «بیگمان تبذیرکنندگان برادران شیاطین بودهاند؛ و شیطان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس بوده است.»
۸. جمعبندی
ریشه «ب ذ ر» در زبان عربی به پراکندن و پخش کردن مربوط است. یکی از کاربردهای محسوس آن، پاشیدن دانه در زمین برای کشت است. از همین خانواده، تعبیرهایی درباره پراکنده شدن افراد، انتشار سخن و مصرف دارایی نیز پدید آمدهاند.
در قرآن، این خانواده تنها سه بار و در دو آیه از سوره اسراء آمده است. هر سه کاربرد از باب تفعیل هستند و درباره تبذیر، یعنی ضایع کردن و خرج کردن ناروا، سخن میگویند.
رابطه میان پاشیدن بذر و تبذیر مالی در تصویر پراکندگی قابل فهم است، اما این دو از نظر ارزش یکسان نیستند. پراکندن دانه برای کشت میتواند عملی سودمند باشد، درحالیکه پراکنده ساختن دارایی در راهی نادرست، از میان بردن امکانات است.
در اسراء ۱۷:۲۶، نهی از تبذیر در کنار فرمان به دادن حق خویشاوند، نیازمند و درراهمانده قرار گرفته است. این همراهی نشان میدهد که جلوگیری از تبذیر نباید بهانهای برای خودداری از بخشندگی و نادیده گرفتن حقوق دیگران شود.
در اسراء ۱۷:۲۷، تبذیرکنندگان برادران شیاطین خوانده شدهاند و ناسپاسی شیطان یادآوری شده است. این تعبیر شدت نکوهش مصرف ناروا را نشان میدهد، اما به معنای خویشاوندی واقعی انسانها با شیاطین نیست.
مقایسه با اسراف، بخل، انفاق و اعتدال در هزینه نشان میدهد که داوری درباره مصرف درست، تنها با مقدار دارایی خرجشده ممکن نیست. جهت مصرف، حقوق دیگران، توانایی واقعی انسان و پیامدهای رفتار نیز اهمیت دارند.
ازاینرو، نباید برای تبذیر یک معیار عددی ثابت ساخت یا هر بخشش بزرگ را تبذیر دانست. در مقابل، اندک بودن یک هزینه نیز آن را از نادرست بودن مصون نمیسازد.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب ذ ر» در عربی به پراکندن و پخش کردن چیزی مربوط است و در کاربرد شناختهشدهٔ کشاورزی، به پاشیدن دانه برای کشت اشاره دارد. در قرآن، این ریشه تنها در صورتهای مربوط به «تبذیر» آمده و به خرج کردن و ضایع ساختن نابجای دارایی و امکانات دلالت میکند. تبذیر با اسراف همپوشانی دارد، اما به صرف زیاد بودن هزینه محدود نیست؛ همانگونه که هر پراکندن، بخشیدن یا خارج کردن مال از دست صاحبش نیز تبذیر به شمار نمیرود. معنای نکوهیده آن با توجه به مقصد مصرف، رعایت حقوق و سیاق آیات روشن میشود.»